پنج هدف آل سعود از اعدام آیت الله نمر
۱- آل سعود حذف شیخ نمر را حرکتی در شطرنج گسترده، طولانی و پیچیده رقابت با ایران می بیند.
۲- ریاض دهه هاست طعم تلخ وجود شخصیت بزرگی همچون سیدحسن نصرالله را در کام خود احساس می کند؛
۳- ریاض از بابت واکنش های جهانی به این اقدام جنون آمیز خود نگرانی ندارد.
۴- ریاض در اقدامی کثیف نام شیخ نمر را در میان عده ای جانی، خرابکار و تروریست منتشر کرده است؛
۵- اقدام احمقانه ریاض در اعدام شیخ نمر، واکنشی عصبی به شکست های سنگین و پی در پی آل سعود در منطقه است.
آشنایی با گروهک تروریستی داعش....اینفوگرافی ::::
صحنهای تاثیرگذار از مقاومت پدر وپسر فلسطینی
مهاجرا الی الله
سعودی های گستاخ همچنان مردم مظلوم یمن را به خاک و خون میکشند .
طراحي جديد غرب براي به زانو در آوردن بيداري اسلامي
طراحي جديد غرب براي به زانو در آوردن بيداري اسلامي
اوج گيري بيداري اسلامي در ميان ملت هاي مسلمان هراس گسترده غرب را به همراه داشته است، به گونه اي كه از اصلي ترين كاركردهاي غرب را، مقابله با آن تشكيل داده است. آنچه بيش از هر چيز اين هراس را شدت بخشيده، همگرايي ميان جبهه مقاومت و بيداري اسلامي است كه مي تواند تمام موازنه هاي غرب را با شكست همراه سازد. بر اين اساس نيز غرب تمام تحركات خود را بر اصل ايجاد شكاف ميان مقاومت و بيداري اسلامي استوار ساخته و تلاش كرده تا مانع از افشاي اين حقيقت شود كه مقاومت و بيداري اسلامي مولفه هاي واحدي هستند كه با بهره گيري از ظرفيت هاي يكديگر مي توانند دستاوردهاي بسياري براي جهان اسلام داشته باشند.
...
هشدار دانشجویان ایرانی به آتش افروزان جنگهای صلیبی جدید
هشدار دانشجویان ایرانی به آتش افروزان جنگهای صلیبی جدید
دانشجویان ایرانی با تجمع در برابر سفارت سوئیس ضمن اعلام همبستگی با جوانان مسلمان مصری و لیبیایی خواستار بازخواست آمریکا به دلیل به مخاطره انداختن امنیت بینالمللی شدند.
دانشجویان ایرانی تجمع کننده در برابر سفارت سوئیس با قرائت بیانیهای ضمن محکوم کردن ساخت فیلم موهن در مورد پیامبر اعظم(ص) خواستار برخورد شدید با عوامل ساخت آن شدند.
....
موج بيداري ضدصهیونیستی به آمريكا كشيده شد + عكس
به گزارش گرداب به نقل از مشرق، عدم انطباق كامل امنيت ملي آمريكا بر امنيت رژيم صهيونيستي از موضوعاتي است كه توجه زيادي بدان نشده است و نياز به بررسيها و پژوهشهاي بسياري دارد، لكن در كنار اين واقعيت واضح، مخالفت مردم آمريكا با حمايتهاي همه جانبه اين كشور از رژيم صهيونيستي يكي از مصاديق مخالفت مردم آمريكا، كم رنگ شدن سياستهاي صهيونيستي در ايالات متحده و موج بيداري ضدصهیونیستي است......
انقلاب هاي مردمي يا انقلاب هاي فيس بوكي!
انقلاب هاي مردمي يا انقلاب هاي فيس بوكي!
رشد و گسترش روزافزون تكنولوژي هاي ارتباطي در سال هاي اخير حتي عرصه سياسي را نيز تحت تأثير خود قرار داده، به طوري كه كشورهايي چون آمريكا براي تحقق اهداف سياسي خود در عرصه ديپلماسي عمومي، بيشترين استفاده ممكن از رسانه هاي جديد از جمله، شبكه هاي اجتماعي را در دستور كار دارند.
بارزترين سابقه ذهني ما از شبكه هاي اجتماعي(فيس بوك، توئيتر، يوتيوب و...) به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم باز مي گردد. زماني كه دشمنان انقلاب اسلامي در آن سوي مرزها، بسترهايي را براي القاي دروغ بزرگ تقلب و همچنين هدايت آشوب ها فراهم آورده بودند.
....
تغییر تابعیت یک سرباز صهیونیستی به فلسطین
به گزارش گرداب به نقل از هاآرتص، یک سرباز پیشین رژیم صهیونیستی بهخاطر اعتراض به سیاست این رژیم در قبال مردم مظلوم فلسطین تصمیم گرفته تابعیت خود را تغییر داده و فلسطینی شود.....
امام خميني(ره) و بيداري اسلامي
امام خميني(ره) و بيداري اسلامي
در ايام بيست وسومين سالگرد رحلت ملكوتي رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) قرار داريم. مراسم بيست وسومين سالگرد ارتحال آن عزيز، در شرايطي برگزار مي شود كه انقلاب جهاني اسلام كه او نويد داده بود، در حال گرفتن رنگ واقعيت به خود است. امام بزرگوارمان با صراحت از انقلاب اسلامي، به عنوان سرآغاز انقلاب جهاني اسلام يادكرده و تمامي مسلمانان را براي قيام عليه حكام ستمگر و به زير كشيدن طاغوت هاي زمان و برپايي حكومت عدل فراخواندند. اينك بيداري اسلامي نه يك رويا و يا يك آرزو، بلكه يك واقعيت در پيش روي ما است.
....
سيطره اسلام راستين در آخرالزمان
سيطره اسلام راستين در آخرالزمان
مرحوم على ابوالحسنى (منذر)
اشاره: «علي ابوالحسني»، با نام مستعار «منذر»، فرزند شيخ محمد، در 22 آذر ماه سال 1334 شمسي در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي، به تحصيل در رشته «ماشين افزار» پرداخت و سپس در اداره مخابرات استخدام شد و به طور همزمان، شب ها در هنرستان شماره سه تهران در همان رشته ادامه تحصيل داد تا اينكه چندي بعد به اتهام بحث هاي سياسي در محيط كار و مدرسه، مجبور به استعفا شد. خرداد 54 به أخذ ديپلم فني نائل گشت و همان سال در كنكور سراسري دانشگاه تهران شركت جست و با رتبه عالي قبول شد و در رشته مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت تهران (دانشكده سابق) ثبت نام كرد. دوران دانشجويي وي سه ماه بيشتر نپاييد و با تشويق پدرش از دانشگاه انصراف داد و جهت تحصيل علوم ديني روانه حوزه علميه قم شد. در مدرسه حقاني كه در آن زمان تحت مديريت شهيد آيت الله قدوسي قرار داشت، به تحصيل مشغول شد. او در قم از محضر اساتيد بنامي بهره برد، استاداني چون حضرات عظام: مدرس افغاني، اعتمادي، خزعلي، جعفر سبحاني، مصباح يزدي، شيخ حسين مظاهري، حاج شيخ جواد تبريزي، وحيد خراساني. وي از محضر سيدمرتضي عسكري در تاريخ اسلام و مسائل مربوط به سقيفه؛ سيدمحمد كاظم قزويني در معارف اسلامي و ولايت؛ دكتر سيداحمد فرديد و دكتر رضا داوري اردكاني در غرب شناسي، استفاده كرد.
او در همين سال ها به صورت پيگير به تأليف كتاب و تنظيم مقاله در حوزه هاي مختلف فرهنگ اسلامي و تاريخ ايران و جهان پرداخت و از همان ابتدا با انجام اين چند فعاليت نشان داد كه در تحقيق و پژوهش نگاهي دقيق و منحصر به فرد دارد. در كارنامه علمي و حرفه اي او نيز سوابق ارزشمندي به چشم مي خورد: عضو هيئت علمي انتشارات اسوه (وابسته به اوقاف)، استاد موسسه امام خميني(ره)، رئيس شوراي علمي گروه تاريخ و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، عضو هيئت تحريريه ماهنامه زمانه و فصل نامه تاريخ معاصر ايران.نگاهي به اصل ولايت فقيه، ميعاد با استاد مطهري؛ شهيد راه تطهير سيماي فرهنگ اسلامي از زنگار غرب زدگي و شرق زدگي، تحليلي از نقش سه گانه شهيد شيخ فضل الله نوري در نهضت تحريم تنباكو، تراز سياست؛ جلوه هايي از سياست و مديريت شيخ انصاري، سياه پوشي در سوگ ائمه(عليهم السلام)،ريشه هاي تاريخي و مباني فقهي از جمله آثار به جاي مانده از اين محقق و نويسنده است.
حجت الاسلام علي ابوالحسني معروف به «منذر» از جمله تاريخ نگاراني است كه با تحقيقات ارزنده خود تلاش كرد تاريخ معاصر ايران را بازنويسي و آن را بر شالوده اي جديد بنا كند. وي در ششم اسفندماه سال جاري در سن 56 سالگي بر اثر سكته قلبي درگذشت.روحش شاد
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون؛ او كسي است كه رسول خويش را با هدايت (دلايل روشنگر) و دين حق (درست و استوار) فرو فرستاد تا اين دين را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هر چند كه مشركان نخواهند.» (توبه: 33)
در آيات قبل سوره توبه (32-27) نخست فرمان داده مي شود كه بايستي بت پرستان فتنه جو و آتش افروز حجاز به عنوان عناصري پليد از حريم كعبه طرد شوند. سپس به دو گروه مشرك اشاره مي شود: يهود و مسيحيت كه برخلاف تعاليم انبيا به خداي يكتا شرك مي ورزند، پيامبران الهي را فرزند خدا مي انگارند و خاخام ها و راهبان را رب و اله خويش مي گيرند، در حالي كه امر شده اند جز خداي يگانه، معبودي را نپرستند و مع الاسف مي كوشند نور الهي (اسلام) را نيز خاموش سازند، حال آنكه اراده قطعي خداي متعال بر اين تعلق گرفته است كه نور خويش را كامل سازد.
آنگاه در ادامه، با لحني صريح و قاطع، مي فرمايد: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي...». آيه مزبور با حواشي اي از همين دست، در سوره صف، آيه 9 و همچنين با اندكي اختلاف در سوره فتح، آيه 28 نيز تكرار شده است.
از اين آيات، به روشني بر مي آيد كه دين اسلام، بنا به خواست قاطع الهي، سرانجام بر تمام اديان غلبه و استعلا خواهد يافت و مخالفان و منكران اين دين كه تابش آفتاب آن را بر جهان برنمي تابند همگي منكوب خواهند شد.
واژه كليد در آيه فوق، «ليظهره علي الدين كله » است كه ضمير در «ليظهره » به «دين الحق » بر مي گردد. چنان كه سنخيت «غالب » و «مغلوب » نيز مقتضي غلبه «دين » بر «اديان » است (نه في المثل، غلبه «شخص » بر «اديان »). بنابراين، معناي «ليظهره علي الدين كله » آن است كه اسلام، سرانجام بر تمامي اديان غلبه و تفوق خواهد يافت.
«ليظهره » ، از ماده (ظ- ه- ر) مي باشد كه در اصل لغت، به معني «قوه » و «بروز» است. ظهور، به معني انكشاف و بروز و نيز قدرت و استيلاست (مقائيس اللغه ) و وقتي كه با حرف اضافه «علي » همراه مي شود معناي چيرگي و استعلا مي دهد.
گذشته از فرهنگ لغات، در قرآن كريم نيز ماده ظهور و اظهار، خصوصاً آنجا كه با حرف «علي » همراه است، نوعاً به معني آشكار شدن چيزي از موضع قدرت و به تعبير ديگر، غلبه آشكار و چشمگير بر چيزي است. آنگونه غلبه و چيرگي كه در و ديوار، آينه سان، حاكي از آن است. بنگريد: «حتي جاء الحق و ظهر امر الله و هم كارهون » (توبه: 48)
«ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس » (روم: 14) و يا آيات (غافر: 29) و(صف: 14) و همچنين (توبه: 8) و (كهف: 20)
از تأمل در شواهد لغوي و قرآني واژه هاي ظهور و اظهار (آنجا كه با حرف «علي » همراهند) برمي آيد كه آيه مزبور نويدبخش پيروزي و سيطره چشمگير و تمام عيار اسلام در آينده بر تمامي اديان است. آينده اي كه هنوز نيامده و طبق روايات بسيار كه از طريق شيعه و سني نقل شده، به دست بزرگمردي از تبار پيامبر(ص) يعني حجه بن الحسن العسكري(عج) تحقق خواهد يافت.
آيه 55 سوره نور، ضمن تأكيد بر اين پيروزي، ابعاد مختلف و هدف غايي از آن را به گونه اي روشن تر و مفصل تر بيان مي دارد: «وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا...؛ خداوند به مومنان شايسته كردار از شمايان، وعده داده است كه قطعاً آنان را وارث و جانشين مكنت ها و قدرت هاي جهان قرار خواهد داد و دين شان را كه خود براي آنان پسنديده است (بر جهان) قادر و مسلط خواهد گرداند و قطعاً خوف و ترس شان را بدل به امنيت و آرامش خواهد ساخت، تا بدون هيچ گونه شركي، فقط و فقط او را پرستش كنند...»
در اين آيه نيز واژه كليدي ديگري وجود دارد كه دقيقاً هم مضمون و مويد «ليظهره علي الدين كله » است و آن: «ليمكنن لهم دينهم...» مي باشد.
«ليمكنن » از ماده تمكين به معني پا برجا ساختن و قادر و توانا گردانيدن است (لسان العرب و تاج العروس) خداي متعال در دومين بند از وعده هاي سه گانه خويش به مومنان شايسته كردار، تصريح مي كند كه دين مورد رضايت خويش را كه پيروي از آن را براي آنان پسنديده است قطعاً در آخرالزمان بر جهان سيطره خواهد بخشيد.
يك سوال اساسي: پيداست ديني كه نازل كننده قرآن، وعده پيروزي قاطع آن را در آينده مي دهد، ديني جز دين اسلام نيست. اما سوالي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه: با توجه به اين كه دين اسلام عملاً در طول تاريخ به مذاهب گوناگون بلكه متضادي تقسيم شده و پيروان هر يك از اين مذاهب تنها خود را بر حق مي دانند و منطقاً نيز بايد گفت كه از ميان اين همه مذاهب و فرق متضاد، تنها يكي شان مصداق اسلام واقعي و دين مورد رضايت الهي بوده به راستي كدام يك از مذاهب موجود اسلامي، همان دين مورد رضايت الهي بوده و در نتيجه، طبق وعده حتمي الهي، در آينده بر تمامي جهان سيطره خواهد يافت؟
در پاسخ بايد گفت: همه مذاهب و فرق اسلامي، با دلايلي كه مي آورند، طبعاً خود را يگانه دين بر حق، يا به تعبير ديگر، اسلام حقيقي و راستين مي انگارند و اگر قرار بر پذيرفتن ادعا بدون سنجش و محك صحت آن باشد بايستي همه اين فرق و مذاهب را (با وجود تضادهايي كه در «تفسير» اصول مشترك و «تفصيل » فروع مختلف دارند) داراي انديشه درست و عمل صالح انگاشت! بي گمان اين گونه داوري كاري خطا و ناصواب است، زيرا حقيقت، در هر جا، يك چيز بيش نيست (في المثل، ذات باري تعالي، به چشم سر، يا قابل رويت است و يا نيست و نمي شود كه هم سخن قائلان به امكان رويت خداوند با چشم سر درست باشد و هم سخن منكران رويت!) و از مجموعه بي نهايت خطوطي كه دو نقطه را به هم متصل مي سازند، تنها و تنها يك خط، مي تواند مستقيم باشد و اسلام راستين نيز (كه همان دين مورد رضايت الهي است) صراط مستقيمي است كه از مو باريك تر و از شمشير تيزتر است، نه پهنه درندشت و بي در و دروازه اي كه صدها راه و بيراهه، راست و كج و ضد و نقيض، در آن مي لولند... !
بايد ديد كه قرآن كتاب آسماني دين اسلام كه همه مسلمانان به آن احترام مي گذارند و آن را حجت قول و فعل خويش مي شمرند خود كدام يك از اين مذاهب و فرق را مصداق «دين مورد رضايت الهي » شناخته و به عنوان «دين حق » بر آن صحه مي گذارد؟
خوشبختانه آيه 3 سوره مائده، به اين سوال اساسي پاسخي روشنگر مي دهد: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا؛ امروز دين تان را براي شما كامل كردم و نعمت (هدايت) ام را بر شما تمام ساختم و راضي شدم كه اين اسلام (كامل شده) دين شما باشد.» (مائده: 3)
اليوم (امروز)، اشاره به روز خاصي دارد كه در آن، دين اسلام كامل شده و خداي متعال پسنديده است كه اين دين تكميل يافته، آيين جاويد مسلمانان باشد. به راستي در اين روز خاص، چه حادثه اي رخ داده و چه حكمي از سوي پروردگار ابلاغ شده كه با ابلاغ آن، دين اسلام و نعمت هدايت الهي كامل گشته است؟
با شناخت اين روز خاص، تبعاً هم حادثه و حكم مزبور را كه مايه تكميل رسالت پيامبر(ص) شده خواهيم شناخت و هم ويژگي خاص «دين مرضي الهي » را. اليوم، كليد شناسايي «دين پسنديده الهي » و از آن طريق، كليد شناسايي مذهبي است كه طبق آيات 33 توبه و 55 نور، در آينده بر جهان سيطره خواهد يافت.
شيعيان عموماً معتقدند كه آيه «اليوم اكملت لكم...» در روز 18 ذي حجه سال 10 هجري (مشهور به روز غدير) و به مناسبت اعلام ولايت و سروري علي بن ابي طالب(ع) از سوي پيامبر(ص) در غدير خم نازل شده است. علاوه بر شيعيان، جمع كثيري از محدثان و مورخان بزرگ اهل سنت نيز در آثار خويش به احاديثي دال بر اين امر اشاره كرده اند:
1- حافظ ابوجعفر محمدبن جرير طبري (متوفي 310ق) در كتاب «الولايه في طرق حديث الغدير»، به نقل از زيدبن ارقم.
2- حافظ ابوبكربن مردويه اصفهاني (م 410) به نقل از ابوسعيد خدري.
3- حافظ ابونعيم اصفهاني (م 430) در كتاب «ما نزل من القرآن في علي»، به نقل از ابوسعيد خدري.
4- حافظ ابوبكر خطيب بغدادي (م 463) در تاريخش، به نقل از ابوهريره.
5- حافظ ابوسعيد سجستاني (م 477) دركتاب «الولايه »، به نقل از ابوسعيد خدري.
6- ابوالحسن بن مغازلي شافعي (م 483) در كتاب «مناقب»، به نقل از ابو هريره.
7- حافظ ابوالقاسم حسكاني، به نقل از ابوسعيد خدري.
8- خطيب خوارزمي (م 568) در كتاب «مناقب»، به نقل از ابوسعيد خدري.
9- حافظ ابن عساكر شافعي دمشقي (م 571) به نقل از ابن مردويه.
10- ابوالفتح نطنزي در كتاب «الخصائص العلويه »، به نقل از ابوسعيد خدري و جابربن عبدالله انصاري.
11- سبط بن جوزي حنفي بغدادي (م 654) در «تذكره الخواص»، به نقل از ابوهريره.
12- شيخ الاسلام حمويني (م 722) در «فرائد السمطين»، به نقل از ابوسعيد خدري.
13- عمادالدين بن كثير دمشقي شافعي (م 774) در «تاريخ خويش»، به نقل از ابوهريره.
14- جلال الدين سيوطي شافعي (م 911) در الدرالمنثور، به نقل از ابن مردويه و نيز در الاتقان، در بخش آيات سفريه قرآن، ذيل «اليوم اكملت لكم » به نقل از عمر و با تصريح به صحت و اعتبار سند روايت.
از ملاحظه مجموع روايات فوق كه پاره اي از آنها از حيث سلسله سند در كمال اتقان و اعتبارند، بر مي آيد كه آيه 3 مائده، در روز غدير و به مناسبت اعلام «ولايت و امارت علي بن ابي طالب بر كافه مسلمانان پس از پيامبر» نازل شده است. بنابراين، اسلام، با ابلاغ ولايت و خلافت بلافصل علي(ع) كامل شده و ديني را كه خداوند آن را براي مسلمانان برگزيده و در آخرالزمان نيز (به تصريح آيه 55 نور) همان را بر جهان چيره خواهد ساخت، همين دين كامل شده به ولايت آن حضرت است.
با توجه به آنچه گفته شد و نيز با توجه به اين كه در آيات (توبه: 33)، (صف: 9) و (فتح: 28)، بر ديني كه در پايان جهان بر جميع اديان چيره خواهد شد اطلاق «دين الحق » شده معلوم مي شود يگانه مذهبي كه از ميان مذاهب گوناگون اسلامي، شايسته احراز عنوان «دين مورد پسند الهي » (مائده: 3) و «دين حق » (توبه: 33) بوده و آينده جهان بدون ترديد قلمرو تابش اوست، اسلام تشيع است و اين همان حقيقتي است كه در احاديث معتبر ديگر نيز توسط شيعه و سني، با تعابير والفاظ ديگر، از زبان پيامبر(ص) تكرار و تأييد شده است، نظير حديث سفينه و حديث ثقلين:
«مثل اهل بيتي كمثل سفينه نوح من ركب فيها نجي و من تخلف عنها غرق»
«اني تارك فيكم الثقلين؛ كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»
¤منبع: مجله كلام اسلامي 1377، شماره 28 با اندكي تصرف و تلخيص
چرا مي گوئيم بيداري اسلامي؟
چرا مي گوئيم بيداري اسلامي؟
سه عبارت و مفهوم «بهار عربي»، «بيداري انساني» و «بيداري اسلامي» براي توصيف و نامگذاري مجموعه قيام ها، خيزش ها و اعتراضاتي به كار مي رود كه از 18 دسامبر سال 2010 ميلادي در تونس آغاز و به سرعت به ساير كشورهاي عربي با نظام هاي استبدادي و سكولار در شمال آفريقا و جنوب غرب آسيا سرايت پيدا كرد.
عنوان بهار عربي را عموماً رسانه هاي غربي به كار گرفتند كه با الهام از «بهار پراگ» يعني دوره كوتاه آزادي هاي فردي و اجتماعي در كشور چك اسلواكي در سال 1968 بود. اين مفهوم به صورت ضمني سه ويژگي را به اعتراضات و قيام هاي كشورهاي اسلامي نسبت مي داد:
1- كوتاه بودن دوران اين قيام ها و خيزش ها
2- گرايش اين قيام ها و خيزش ها به آزادي هاي غربي و نظام ليبرال : دموكراسي
3- نفي ماهيت ديني و اسلامي و تلاش براي مصادره قيام ها
بيداري انساني را برخي از شخصيت هاي سياسي در داخل كشورمان به كار گرفتند كه ريشه در تحليل سطحي قيام ها و ارتباط آن با اراده آمريكا و غرب براي ايجاد تغييراتي كنترل شده داشت و آن را در راستاي استقرار دموكراسي در كشورهاي عربي براي مهار وقايع ناشي از بيداري ملت ها و مخالفت آنها با نظام هاي استبدادي مي دانست. اين نگاه با تأكيد به نقش آگاهي شهروندان اين كشورها، براي آن ماهيت انساني قائل شده و بيداري انساني را مناسب مي دانست تا بتواند پيامدهاي آن در كشورهاي غربي را نيز در قالب همين مفهوم بگنجاند.
در نگاه سوم، مفهوم بيداري اسلامي براي اين پديده به كارگيري شده كه شخصيت هاي مذهبي : انقلابي و در رأس آنها امام خامنه اي(مدظله العالي) از اين جمله اند. اين نامگذاري از آن روي صورت گرفت كه:
1- پروژه دموكراسي سازي يا استقرار دموكراسي هاي هدايت شده در كشورهاي اسلامي پس از تجربه روي كار آمدن دولت حماس با انتخابات و عدم نتيجه گيري از شيوه هاي دموكراتيك در عراق با شكست مواجه شده و در چند سال گذشته آمريكا و غرب به شدت براي حفظ نظام هاي استبدادي و وابسته حاكم بر كشورهاي عربي تلاش كرده اند كه سكوت آمريكا و همكاري ضمني آنها براي حفظ نظام هاي وابسته در يمن، عربستان، اردن و بحرين شاخص هاي آشكار اين تلاش غرب است.
2- تكرار الگوهاي رفتاري انقلاب اسلامي ايران در اين قيام ها و خيزش ها، مثل تكيه به راهپيمايي هاي خياباني و اعتراضات آرام و مردمي كه نشان از الهام بخش بودن انقلاب اسلامي و يا اسلام انقلابي براي آنها دارد.
3- انعكاس مضامين و ارزش هاي اسلامي در شعارها، روش ها و اقدامات در اين قيام ها مثل، شعارهاي «الله اكبر»، «لا اله الا الله»، انتخاب نماز جمعه براي شروع اعتراضات، قرآن بلند كردن، حضور زنان محجبه در اعتراضات، پايگاه قرار دادن مساجد، شهيد ناميدن كشته ها.
4- ويژگي هاي نظام هاي سياسي و حاكمان مورد اعتراض كه سكولار بودن، وابستگي به غرب، شكستن ارزش ها و هنجارهاي ديني و سخت گيري عليه گرايشات اسلامي و... در بين تمامي آنان مشترك است.
5- مطالبات و جهت گيري هاي پس از پيروزي كه تأكيد بر اجراي شريعت اسلامي در قوانين و احكام حكومتي را در تمامي اين قيام ها و انقلاب ها دنبال كرده اند.
6- اقبال عمومي به شخصيت ها و احزاب و گروه هاي اسلامي براي برپايي نهادهاي حكومتي پس از پيروزي كه نتايج انتخابات مجالس نمايندگان در مصر و تونس و شكل گيري فراكسيون هاي اسلامگرايان در آن نشانه اين اقبال مردمي به اسلامخواهان است.
7- اين خيزش ها پس از اطمينان جهان اسلام نسبت به كارايي بازگشت به هويت اسلامي براي كسب عزت و استقلال صورت گرفته كه در چهره نظام جمهوري اسلامي ايران و جنبش هاي حزب الله و حماس، موفقيت، استحكام و اثربخشي آن را تجربه كرده اند.
بنابراين ناميدن اين تحولات و قيام ها به بيداري اسلامي، بر پايه واقعيت ها و شاخص هاي عيني و مرتبط با آن است كه اگر الهام گيري خيزش هاي مردمي در غرب را به حساب آوريم بايد آن را بيداري ديني در عصر جديد دانست. اما در محدوده كشورهاي اسلامي بهترين عنوان همان بيداري اسلامي است.
منبع هفته نامه صبح صادق
بيدارى اسلامى و فرصت بازشناسى انقلاب اسلامى
بيدارى اسلامى و فرصت بازشناسى انقلاب اسلامى
ظرفيت هاى عينيت نيافته انقلاب
اشاره
سالگرد انقلاب اسلامي در سال هاي پس از پيروزي انقلاب غالباً با رويكرد داخلي بزرگ داشته مي شد و جشن هاي پيروزي نيز بر حول همين محور برگزار مي گرديد؛ اما امسال براي اولين بار است كه بزرگداشت سالگرد پيروزي انقلاب در حالي برگزار مي شود كه انقلاب اسلامي و جهان شاهد وقوع انقلاب هاي مشابه در برخي كشورهاي اسلامي است. اين واقعه مبارك ايجاب مي كرد كه امسال در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، به مسائل اين انقلاب فراتر از سال هاي گذشته نگريسته شود. به عبارت ديگر، انقلاب هاي رخ داده در برخي كشورهاي اسلامي با ويژگي هاي مشتركي كه با انقلاب اسلامي ايران دارند، فرصت بازشناسي انقلاب اسلامي به عنوان انقلاب اصلي و مركزي را فراهم آورده كه نبايد از آن غفلت شود. نوشتار حاضر مروري مجمل بر اين موضوع دارد.
خاستگاه و چارچوب بحث
يگانه بودن، گاهي اوقات خوب است و گاهي اوقات خوب نيست و شايد از منظري ارزش باشد و از منظر ديگري ارزشمند تر. چنانچه آن «يگانه» از مسائلي باشد كه توسعه و تكثيرش از ارزش ها و آمال ذاتي اش باشد، ارزش اين يگانگي در يگانگي محبوس مي شود و در آنجا مي ماند و با گرفتار شدن در «حجاب تفرد» ناچار مي شود به حداقل هاي توانمندي هايش بسنده كند كه اين كه خسران بزرگ و ضايع كردن نعمت است. حال آنكه در نقطه مقابل با به حداكثر رساندن ظرفيت هاي آن «يگانه» با حفظ يگانگي و تكثير طولي آن مي توان تحولات بزرگي در عرصه آن يگانگي ايجاد كرد. پديده هايي از جنس انقلاب هاي سياسي، اجتماعي يا از نوع يگانه ها هستند يا از توابع و نظاير يگانه ها. شناخت آنهايي كه از نوع يگانه ها هستند، تا زماني كه در يگانگي محض و «حجاب تفرد» و بدون توابع و نظاير قرار دارند، هم مشكل است و هم موانع زيادي پيش رو دارد؛ اما به محض اينكه از «حجاب تفرد» بيرون آمد و داراي توابع و نظاير شد، امكان شناخت همه جانبه اش بيشتر مي شود، در پي شناخت بيشتر، دستاوردهاي ارزشمندي نيز برايش حاصل مي گردد. با اينكه انقلاب «يگانه» بسته به آرمان ها و توانايي هايش مي تواند دست به اقدامات بزرگ بزند و در حد توانش تغيير و تحول ايجاد كند؛ اما به سبب «يگانه» بودن و خشم و غضب دشمنان كه از يگانگي آن براي وارد كردن فشار بيشتر بر آن استفاده مي كنند «در زندان ثانوي» قرار مي گيرد كه حركت هاي مبارك آن را در داخل و خارج كند و پرهزينه مي كند. اين همه، در زماني كم كم رنگ مي بازد كه انقلاب «يگانه» از «حجاب تفرد» به هر نحوي خارج شود و بتواند توابعي را ايجاد كند. حسن بزرگ ديگر خروج از «حجاب تفرد» و ايجاد توابع و نظاير اين است كه بزرگان و هوشمندان انقلاب «يگانه»،را وادار به «بازشناسي» انقلاب شان مي كند و چنانچه پس از پديدارشدن انقلاب هاي تابع و نظير، بزرگان انقلاب «يگانه» از «بازشناسي» انقلاب شان غافل ماندند، بايد به آنها نهيب زد و آنها را هوشيار كرد كه به اين مهم اهتمام ورزند، چراكه در آن منافع بسياري براي عرصه ها و موقعيت هاي مختلف انقلاب «يگانه» وجود دارد.
شناخت اوليه انقلاب اسلامي ايران
هنگامي كه در 22 بهمن 1357 رژيم 2500 ساله شاهنشاهي در ايران رسماً سقوط كرد و انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد، كل جهان از حيث ارتباط با انقلاب اسلامي به دو دسته كلي تقسيم مي شد: 1- خشم كشورهاي قدرتمند و تأثيرگذار در معادلات جهاني؛ با سياست خارجي «نه شرقي نه غربي» انقلاب اسلامي اين گروه از كشورها را كه سرنوشت جهان در دست آنها بود، بسيار عصباني كرده بود. اين موضع جمهوري اسلامي يكي از منابع اصلي شناخت آنها درباره انقلاب اسلامي ايران بود. آنها با ارزيابي اين شعار و پايبندي ايران به آن متوجه شدند، ايران كشوري است كه در پايبندي به آموزه هاي ديني اش استكبارستيز است و ضمن نفي مناسبات گذشته اين گروه از كشورها با ايران، ادامه آن را در نظام بين المللي هم برنمي تابد. در ذيل مقوله استكبارستيزي انقلاب ايران مسائل ديگري قرار دارد كه دشمنان كم و بيش با آن آشنا شدند؛ اما مقوله «استكبارستيزي» برجسته ترين شاخصه اي بود كه سلطه گران جهاني با آن آشنا شدند و از منظر خود انقلاب را سنجيدند.
2- دولت هاي خنثي، حاكمان ديكتاتور و مردم مستضعف؛ اين گروه در دو دسته ديده مي شدند: 1- حاكمان ديكتاتور كه لرزه بر اندام شان افتاده بود و در آينه انقلاب اسلامي ايران سرنوشت خودشان را بسيار شوم مي ديدند و براي گريز از آن سرنوشت و تغيير آن دست به دامن سلطه گران شدند و آنها نيز با دامن زدن به اين ترس و دلهره، آنها را بيشتر به خودشان وابسته كردند كه اين موضوع با فراز و فرودهايي تاكنون ادامه دارد.
2- دولت هاي خنثي و مردم مستضعف كه دولت هاي خنثي خيلي مهم نبودند؛ اما مردم مستضعف در عين خوشحالي نمي توانستند اين واقعه شگفت انگيز را باور كنند. شناخت آنها از انقلاب اسلامي ايران بيشتر كلي بود و عوام بودن و اعجاب آور بودن اين اتفاق و نيز شادماني شديد و نيز محروميت چندجانبه، به آنها اجازه چنداني براي غور در مسائل انقلاب ايران را نمي داد و كلي بودن شناخت آنها از انقلاب ايران ادامه يافت.
در داخل ايران هم كه افراد از نزديك با گذشته و حال انقلاب آشنا بودند، در بحث شناخت، از لحاظ عمق، اعتقاد و توان انقلاب و مسيري را كه بايد بپيمايد متفاوت بودند و پس از سپري شدن دهه اول انقلاب اين تفاوت ها و اختلاف نظرها بيشتر و بيشتر شد و اين در حالي بود كه امام خامنه اي(مدظله العالي) همچنان با اعتقاد راسخ به آرا و انديشه هاي حضرت امام(ره) و تبيين آنها و افزودن مباحث جديد، بستر مناسب تر شناخت همه جانبه انقلاب اسلامي را فراهم مي كردند؛ اما گويا هضم اين مسائل براي برخي سخت بود و محتاج موارد عيني و تجربي بودند. بيداري آغاز شده در بخشي از جهان اسلام براي اين گروه و همه ايرانيان و غير ايرانياني كه خالصانه و بدون غرض در پي شناخت انقلاب اسلامي ايران بودند، فرصت استثنايي را ايجاد كرد تا شناخت شان از انقلاب اسلامي ايران بيشتر شود.
بيداري اسلامي ويژگي ها و چگونگي
آنچه حركت هاي بيداري اسلامي را كه از حدود يك سال پيش در جغرافياي جهان اسلام آغاز شد، با انقلاب اسلامي ايران مرتبط مي كند وجود چند ويژگي است:
1- مسلمان بودن؛ اين پديده در كشورهايي پديدار شد كه مردم آن مسلمان بودند. مسلمان بودن آنها و مسلمان بودن مردم ايران ويژگي هاي چندگانه مشتركي را در بر دارد.
2- حاكم ديكتاتور؛ مردم اين كشورها نيز مانند مردم ايران گرفتار حاكم ديكتاتوري بودند كه از حمايت قدرت هاي بيگانه برخوردار بود.
3- ظلم ستيزي؛ آنچه كه مردم اين كشورها را به ستوه آورد و فرياد مظلوميت و دادخواهي آنها را بلند كرد، ظلم مستمري بود كه بر آنها روا داشته شده بود، چنين وضعيتي در ايران نيز وجود داشت.
4- شعارهاي اسلامي؛ برجسته ترين شعار در اسلام تكبير است كه در كنار ساير شعارهاي اسلامي در همه اين انقلاب ها و انقلاب ايران وجود داشت.
5- استكبارستيزي؛ مردم اين كشورها نشان دادند كه مانند مردم ايران با استكبار و دخالت آن در كشورشان به شدت مخالفند.
6- ...
از رفتار اعتراضي و انقلابي اين مردم معلوم بود آنها به سرحد انفجار، سيده و منتظر بهانه بودند و اين حالت به شكل دفعي براي آنها پيش نيامده بلكه طي سال هاي طولاني، مجموعه اي از عواملي كه قطعاً يكي از مهم ترين آنها تأثير تدريجي انقلاب اسلامي ايران بود، آنها را به اين نقطه رساند.
شناخت ثانويه انقلاب اسلامي ايران
وقوع انقلاب در قالب بيداري اسلامي در كشورهاي تونس، مصر، ليبي، يمن و حركات اعتراضي در بحرين و عربستان و... براساس اصول حاكم بر مباحث انقلاب ها حاكي از آن است كه آنها به شدت از انقلاب اسلامي ايران متأثرند و ضرورت دارد تا انقلاب اسلامي ايران «بازشناسي» شود و بسياري از نقاط قوت آن كه كمتر مورد توجه بود، به عنوان يك مبحث جدي مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد. بيداري اسلامي نشان داد نكات مهمي از موضوع صدور انقلاب كه برخي در داخل و خارج نسبت به آن كينه ورزي شديد داشتند طي سال هاي گذشته در زير پوست جوامع اسلامي زنده و پويا اما آرام و پنهان جريان داشته و در زماني كه مي بايست فوران كند به عرصه آمد و چهره منطقه و معادلات مورد نظر استكبار را بر هم زد، بدون آنكه استكبار بتواند آن را مهار كند. پس از بيداري اسلامي غربي ها به شدت احساس خطر كردند و انديشه ورزانشان در غرب و عوامل شان را در كشورهاي اسلامي و رسانه هاي شان را بسيج كردند و به صحنه آوردند تا به جهان و به ويژه مسلمانان بگويند هيچ نسبتي بين بيداري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران وجود ندارد؛ اما با تمام اين تلاش ها ارتباط جدي بيداري اسلامي با انقلاب اسلامي ايران براي همگان اثبات شده است و نشانه روشني است از ظرفيت هاي گرانبهاي انقلاب اسلامي كه برخي آن را انكار مي كردند و برخي انتظار ظهور و بروزش را در چهره بيداري اسلامي نداشتند. اين نشانه و نمونه برجسته عينيت يافته، شاهد قدرتمند و اميدبخشي است براي باور داشتن وجود ظرفيت هاي گرانسنگ ديگري در انقلاب اسلامي كه در «بازشناسي» مي توان آن را كشف كرد و يا به ارزش واقعي آنهايي كه در اختيار است پي برد و براي حصول به كاركرد اصلي آنها تلاش كرد. يكي از فوايد ارزشمند «بازشناسي» كه از قبل قابل پيش بيني است اينكه با اعتماد و اطمينان به دست آمده از بيداري اسلامي كه در انديشه هاي انقلاب اسلامي ايران در مبحث صدور انقلاب قرار داشت، انگيزه پيگيري برخي از مفاهيم كليدي انقلاب كه در سال هاي اخير محسوس تر و به روزتر شده، بيشتر خواهد شد، مانند: استكبارستيزي، عدالتخواهي، توليد علم و توسعه آن، حمايت از جبهه مقاومت، مردم سالاري ديني، دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطين، تقويت پيوند بين كشورهاي اسلامي، پيگيري يافتن راه هايي براي قطع كامل وابستگي، تشكيل بسيج جهاني اسلام و... چنانچه از فرصت بيداري اسلامي براي «بازشناسي» عميق انقلاب اسلامي استفاده شود و ظرفيت هاي ناشناخته و يا كمتر شناخته شده آن شناخته و از نو بررسي شود و با طراحي و برنامه ريزي درست به عينيت برسد، انقلاب اسلامي اين مرتبه با خيل دوستان و همراهان غيرايراني همگام شده با ايراني ها، وارد دنياي جديدي خواهد شد كه شاخصه هايش را آموزه هاي اسلامي تعيين كرده است. به اميد نزديك بودن آن روز. ان شاءالله
منبع هفته نامه صبح صادق
نگراني صهيونيست ها از سقوط ديكتاتورهاي مرتجع عرب و آينده خودشان
نگراني صهيونيست ها از سقوط ديكتاتورهاي مرتجع عرب و آينده خودشان
معمولاً از خلال اظهارات مسئولان امنيتي و نظامي و برآوردهاي رسمي آنان و يا آنچه در نشست هرتزليا كه دوازدهمين گردهمايي ساليانه خود را روزهاي قبل به پايان رساند، مي توان به نگاه هاي واقعي و اصلي آنان پي برد. ايران، بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه و برآورد تهديدات داخلي و خارجي، از اصلي ترين بحث هاي اين نشست ساليانه بودند. اگر اظهارات «يورام كوهين» رئيس بخش اطلاعات داخلي رژيم صهيونيستي (شاباك) را كه در نشست ويژه اي ايراد كرد را نيز در كنار مباحث مطرح شده در اين گردهمايي بياوريم، نكات جالبي به دست مي آيد. يورام كوهين در اين گردهمايي ليستي از نگراني ها و تهديدات داخلي و خارجي رژيم صهيونيستي را به بحث مي گذارد، وي ضمن اشاره به توان موشكي گروه هاي جهادي در غزه، به شرايط ناشي از تحولات مصر در شبه جزيره سينا اشاره كرده و آن را يك تنگناي جديد مي داند. او بيداري اسلامي خاورميانه را يك بي ثباتي كه اين منطقه را به آتشفشان تبديل مي كند، تشبيه كرده كه نتيجه آن را سقوط نظام هاي سياسي اي مانند، عربستان و ديگر كشورهاي حاشيه خليج فارس مي داند، زيرا اين كشورها دستخوش تغييرات داخلي هستند كه در نوع روابط با رژيم صهيونيستي و نگاه به آن، دچار تحول خواهند شد. در نشست هرتزليا اگر چه تلاش كرده اند تا براي فشار نظامي به ايران، زمينه سازي كنند، ولي همت اصلي آنان در سخنراني ها اين بوده كه وانمود كنند گسترش فشارهاي سياسي و اقتصادي به ايران، از خطر ساخت بمب هسته اي توسط اين كشور جلوگيري خواهد كرد. ظاهراً صهيونيست ها از پالس هاي ارسالي از سوي كاخ سفيد و برخي مقامات پنتاگون نسبت به ايران دچار تشويش شده اند، چرا كه مي دانند آمريكايي ها در بيان ژست هاي عملياتي و گزينه نظامي در قبال ايران جدي نيستند. البته اگر اين برداشت را در كنار يك سنجش و برآورد كه توسط دانشگاه فيفا براي كنفرانس هرتزليا تهيه شده، قرار دهيم، اين نگراني صهيونيست ها بهتر درك خواهد شد. در اين برآورد و سنجش، اين صهيونيست ها هستند كه از حمله خارجي ترس دارند و جامعه صهيونيستي اعتماد خود را به موسسات حكومتي اش از دست داده و يا كاهش يافته و آمادگي روحي و خوشبيني نسبت به آينده ندارد. به ويژه اينكه، در داخل اين رژيم نيز شكاف هاي اجتماعي و طبقاتي به عنوان يك چالش فوري و جدي مطرح است. ژنرال «روچلند» كه يك ژنرال احتياط و رياست هرتزليا را به عهده دارد، چنين نتيجه گرفته كه اقتدار و قدرت بازدارندگي اين رژيم دچار اختلال شده و سرعت تحولات بيداري اسلامي را كه به توفان تشبيه شده از قدرت اين رژيم براي مقابله با آن كمتر مي داند. وي معتقد است در حالي كه آمريكا در حال عقب نشيني از منطقه است، اين رژيم، خود را در انزواي استراتژيك مي داند و براي مقابله با گسترش نفوذ ايران راه به جايي نمي برد. آنچه از زبان، رئيس هرتزليا و يا در اعترافات، رئيس شاباك مرور شد، در بياني ديگر همان شبكه فاسد ديكتاتورهاي صهيونيستي، آمريكايي و عربي در منطقه است كه به تعبير مقام معظم رهبري، بيداري اسلامي بايد براي مقابله با آن، سمت گيري كنند و پس از سقوط ديكتاتورهاي داخلي، آن را مرحله جديد قيام هاي خود قرار دهند. اگر تحولات بيداري اسلامي در منطقه نبود، نمي توان حدس زد كه تا چه زماني پيوند صهيونيست ها و ارتجاع عرب و ديكتاتوري هاي آنان امكان افشاي گسترده براي همگان مي يافت. امروز صهيونيست ها به همان ميزان براي سرنوشت خود نگران و مرعوب شده اند كه از سرنوشت ديكتاتورهاي ارتجاع عرب نيز هراسان هستند. البته اين يك نگاه دو طرفه است و از سوي اين ديكتاتورهاي عربي هم، نگاه و نگراني مشابهي ابراز مي شود. نخست وزير قطر و شاهزاده حسن اردني (عمومي ملك حسين دوم) كه براي هرتزليا سخنراني كرده اند، نيز همدردي هاي مشابهي با صهيونيست ها دارند و معتقدند براي جلوگيري از رشد اسلامگرايي بايد هر چه سريع تر گامي مشترك برداشته شود. آنچه جالب است اينكه در ادبيات صهيونيست ها، همانند آمريكايي ها ديگر از «بهار عربي» استفاده نمي شود و در كنار توصيف توفان و آتشفشان توسط صهيونيست ها، از سوي مقامات آمريكايي هم «دگرگوني گسترده» به كار مي رود و هر دو در اين مفهوم كه اين بيداري اسلامي روندي غيرقابل پيش بيني دارد و يا اينكه امكان كنترل بر آن را ندارند، اشتراك مواضع دارند.
يك سرنوشت مشترك در انتظار آمريكا، صهيونيست ها و شبكه ديكتاتور هاي ارتجاع منطقه است كه قبل از آمريكا، دامن صهيونيست ها و حكام فاسد در منطقه را خواهد گرفت. اضطراب صهيونيست ها از فروپاشي در ديكتاتورنشين هاي حاشيه خليج فارس كه همواره به عنوان كمربند امنيتي و حفاظتي براي صهيونيست ها عمل كرده اند، اين است كه با از دست دادن اين هم پيمانان وفادار، نه تنها ظرفيت هاي اين ديكتاتوري ها از خدمت صهيونيست ها خارج مي شود و يك انزواي كشنده و استراتژيك براي آنها شكل خواهد گرفت، بلكه با استقرار اراده مردمي و رشد اسلامگرايي در حاكميت هاي جديد، حوزه تفكر انقلاب اسلامي در گستره اي جديد تعريف خواهد شد كه كابوس صهيونيست ها و استكبار جهاني است. به همين دليل مي توان شتاب صهيونيست ها و غرب براي گسترش فشار به ايران و يا تلاش، براندازي سوريه را بهتر درك كرد، چرا كه شتاب اقتدارسازي ايران در داخل با گسترش حضور و نفوذ در منطقه و پيوند تقويتي؛ بيداري اسلامي، قرن اسلام و امت اسلامي را نويد خواهد داد.
منبع هفته نامه صبح صادق
انقلاب اسلامي و تاثير آن بر بيداري اسلامي
انقلاب اسلامي و تاثير آن بر بيداري اسلامي
آزادي انرژي متراكم جهان اسلام
امسال براي سي وسومين بار، پيروزي انقلاب مان در بيست و دوم بهمن را جشن مي گيريم. اين جشن در حالي برگزار مي شود كه وعده هاي امام عزيزمان تحقق يافته است. وعده هايي كه اگرچه سال ها پيش داده شد، يعني زماني كه ابرقدرت ها دندان تيزتري براي دريدن گلوي مظلومان ستم كشيده دنيا داشتند، اما به حكم آيات قرآن كه زمين را بندگان صالح خداوند به ارث خواهند برد، اين وعده امروز در حال تحقق است.
از ياد نمي بريم پيام جاودانه امام را پس از كشتار مظلومانه حجاج بيت الله الحرام كه خبر از آزادي انرژي متراكم جهان اسلام دادند و برائت از مشركان را زمينه ساز آن اعلام كرده و فرمودند: «به ياري خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن، روزي اين كار صورت خواهد گرفت.»(1)
ايشان به روشني، خبر از جهاني شدن انقلاب اسلامي ملت ايران دادند و صريحاً بيان كردند: «ما درصدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيزم، سرمايه داري و كمونيسم در جهان هستيم. ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظام هايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند، نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله(ص) را در جهان استكبار ترويج نماييم.»(2) «از خدا مي خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزاني دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاي جهان نيز ناقوس مرگ آمريكا را به صدا درآوريم...دوران بن بست و نااميدي و تنفس در منطقه كفر به سر آمده و گلستان ملت ها رخ كرده است.»(3)
اينها بيانات امام فرزانه ماست و به راستي بيانگر اين نكته، كه خميني(ره) يك حقيقت هميشه زنده و نوري است كه تشعشع آن از گنجينه منويات گهربار حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(عليهم السلام) مي باشد.
اگر چه ما همچون ماهيان درياي انقلاب سال هاست كه از نعمت استقلال و آزادي، در پرتو جمهوري اسلامي برخورداريم، ولي ساير ملل مسلمان كه خارج از اين فضا و در حسرت داشتن آن عمري زير تازيانه حكومت هاي فاسد و دست نشانده گذران كرده اند، مي توانند از زاويه اي بهتر، اين تاج عزت را بر سر ما نظاره كنند. حسرتي كه سرانجام باعث آزاد شدن انرژي متراكم جهان اسلام شده است.
راهي كه رهبر ما فراروي تمام مسلمانان جهان گشودند، صراط مستقيمي است كه مقصدي جز پياده شدن قوانين الهي اسلام در جهان نمي شناسد. نهضت اسلامي اي كه از ايران آغاز شد، صدايي نبود كه در گلو خفه شود بلكه همچون شكسته شدن شيشه عطري بود كه شميم دل انگيزش رفته رفته در سراسر گيتي پخش شد و رهبران استكبار هرچند بكوشند با ترفندهاي كودكانه شان نمي توانند حتي كوچك ترين تغييري در اين جريان ايجاد كند. بيداري اسلامي سال هاست كه اتفاق افتاده و ديگر با قتل و ترور انديشمندان و دانشمندان متوقف نخواهد شد.
«معتقدين به اصول انقلاب اسلامي ما در سراسر جهان رو به فزوني نهاده است... و به ياري خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت.»(4)
امام خميني راه تحقق اين پيروزي نهايي را راهي مغاير با رفاه طلبي معرفي كردند: «ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزش هاي اسلامي هستند، به خوبي دريافته اند كه مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند.»(5)
بيست و دوم بهمن سال گذشته را با شيريني سقوط حاكم فاسد مصر جشن گرفتيم و تحقق دوباره روياي رسول الله(ص) را در جشن پيروزي ديگري انتظار مي كشيم.«لقد صدق الله رسوله الرويا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاء الله آمنين»
ــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها:
فرازهايي از پيام امام خميني(ره) در كشتار حجاج سال 65
سياست راهبردی آمريكا در مقابله با بيداری اسلامی
سياست راهبردی آمريكا در مقابله با بيداری اسلامی
چكيده
پديدهی بيداری اسلامی كه با عبارات احيای اسلام، جنبش اسلامی و بينادگرايی مطرح میشود، حدود يك قرن است كه يكی از مسائل خاورميانه میباشد. پيروزی انقلاب اسلامی در ايران ابعاد بيداری اسلامی را بينالمللی و شتاب و تأثیر شگرفی بر تحولات سياسی و فرهنگی داشته است.
دولت آمريكا برای تسلط خاورميانه به عنوان اولين گام در راستای تسلط بر جهان و اجرای استراتژی تكقطبی كردن جهان و خود را «قلدر محله كردن»؛ با سه هدف مشخص، اقدامات خود را آغاز كرده است:
1.تسلط بر مراكز نفتی و دولتهای صاحب نفت برای تأمین هزينههای سلطهی جهانی خود و جلوگيری از قدرت گرفتن دولتهای صادركننده نفت.
2. تأمين امنيت و سلطهی اسرائيل و صهيونيسم بر خاورميانه كه بخشی از سياست مشترك جهانی آمريكا میباشد.
3. مهار و يا انحراف اسلام سیاسی و كنترل جنبشهای اسلامی برای جلوگيری از نفوذ اين جريان به خارج از منطقه خاورميانه.
اگرچه اقدامات انجام شده برای سركوب موج گرايش به اسلام سياسی ـ انقلابی موفقيتی نداشته اما استحاله فرهنگی، غلبهی تفكر سكولاريسم، نفوذ عوامل خود در مراكز آموزشی، فرهنگی و رسانهها و به راه انداختن جنگ روانی ـ تبليغاتی بر ضد اسلامو مسلمانان، تحت عناوين مبارزه با تروريسم، دفاع از حقوق بشر، نابودی سلاحهای كشتار جمعی و هستهای، برقراری دموكراسی، برنامه راهبردی آمريكا در قرن 21 میباشد كه تلاشهای زيادی در جهت اجرای آنها در جريان است و به اين دليل چالشهای گسترده در منطقه وجود دارد.
مقدمه
ابتدای قرن چهاردهم نقطهی آغاز تحول و حركت جديدی در جهان اسلام بود. اگرچه حركت مزبور كندوتا حدودی نامحسوس بود ولی به تدريج احيای حيات سياسی و اجتماعی مسلمانان و حضور آنان در صحنههای مبارزاتی و طرح گفتمانهای حكومت دينی، عدالتخواهی، استقلالطلبی، اصطلاح بيداری اسلامی را در فرهنگ سياسی و بينالمللی وارد كرد.
بيداری اسلامی كه در ابتدا بيشتر جنبه داخلی و مرتبط با مسائل اجتماعی مسلمانان داشت، پس از چند حركت سياسی بر ضد سلطه نيروهای خارجی و استعماری به موضوع مهم و حياتی دولتهای بزرگ تبديل شد. با اجرای طرحهای كوتاهمدت و بلندمدت توسط قدرتهای بزرگ استعماری، جريان بيداريو جنبشهای اسلامی حدود يك قرن مبارزات و مشكلات بسياری را پشت سر گذاشت و سرانجام در آخرين سال قرن چهاردهم هجری با پيروزی انقلاب اسلامی در ايران، اوضاع و احوال جديدی شكل گرفت كه در ادامهی خود تحولات و دستاوردهای فرهنگی، اقتصادی، سياسی و بينالمللی زيادی داشته است. به گونهای كه بازتاب و پيامدهای اين پديده، موضوع مستقلی است كه در غالب مراكز تحقيقات استراتژيك جهان اكنون مورد پژوهش درگفتگو و كتابها و مقالات بسياری در اين زمينه چاپ و منتشر شده است. آنچه در اين نوشتار مورد بررسی قرار میگيرد، سياست راهبردی سلطهی استكباری سرمايهداری و به ويژه ايالات متحده آمريكا به عنوان بزرگترين دولت استكباری و رهبر جهان سرمايهداری، در قبال بيداری اسلامی و استراتژی مقابله با حركتهای مبارزات ناشی از آن میباشد.
انقلاب اسلامی و پيامدهای آن
قريب چهل سال دوران پس از جنگ جهانی دوم، بيشترين اهتمام و برنامهريزیهای سلطهی سرمايهداری معطوف به مبارزات با كمونيسم و ادارهی جهان دوقطبی بود. به گونهای كه تماميمسائل در چگونگی روابط شرق و غرب و به عبارت ديگر سرمايهداری و كمونيسم خلاصه و هر تحولی در اين چارچوب تجزيه و تحليل میشد. در حالی كه جهان اسلام جنگ در سه جبهه را كه از ابتدای قرن چهاردهم آغاز كرده بود، همچنان ادامه میداد. جنگ با حكومتهای فاسد و وابسته كه همچنان در اشكال مختلف ادامه دارد؛ و جنگ با جريانهای فكری و فرهنگی وارداتی كه توسط قدرتهای استعماری و عوامل نفوذی آنها هدايت میشد و بالاخره جنگ با جهل و خرافات و عقبماندگیهای گوناگون كه جنگی بسيار سختو نيازمند زمانی طولانی میباشد. قدرتهای استكباری ادامهی سلطهو حاكميت خود را بر سرزمينهای مسلمانان در حكومتهای وابسته و ضد مردمی میديدند و رويكرد آنها به سركوب حركتهای مردمی و گسترش فرهنگ و ارزشهای غربی بود. مسلمانان مبارز در قالب تشكلهای غيررسمی، غيرمتمركز و تا حدودی ناشناخته برای قدرتهای استعماری به آموزش و اجرای فرایض دينی پرداختند و به تدريج با توسعهی آگاهیها و احيای روح دينی و انگيزههای اسلامی، فعاليتها و تأثیرات اجتماعی و سياسی خود را گسترش دادند.
انقلاب اسلامی در ايران از نظر تحليلگران سياسيو اجتماعی و قدرتهای بزرگ نه تنها پديدهای مهم و فوقالعاده بلكه عجيب و باورنكردنی بود. انقلابی كه عليرغم حاكميت نظام دوقطبی در جهان، شعار استقلال و نفی سلطهی شرق و غرب، و با وجود دو قرن مبارزه با دين، خواستار حضور دين در صحنههای اجتماعی،سياسی و بينالمللی شده وشعار حكومت دينی میدهد. بيداری اسلامی در واقع جريان ناشناخته و نيرومندی بر ضد سلطهی فكری، سياسی و اقتصادی شرق و غرب بود كه انقلاب اسلامی در ايران يكی از ثمرات و آثار برجسته و توسعهدهندهی آن بوده است.
«مايكل برانت» يكی از معاونان سابق سازمان اطلاعت مركزی آمريكا (سيا) در مصاحبهای گفت: «جهان اسلام از قرنها پيش تحت سيطرهی دول غربی بوده است و اگرچه در يك قرن اخير اغلب كشورهای اسلامی به ظاهر استقلال خود را به دست آوردهاند ولی نظامهای سياسی و اقتصادی و به خصوص فرهنگ اين جوامع، هنوز در كنترل غربیهاست و از آنها پيروی میكنند.
در سال 1357 با وقوع انقلاب اسلامی در ايران، آمريكاييها متحمل خسارات سنگينی شدند. ابتدا ما فكر میكرديم اين انقلاب خواست طبيعی جامعه مذهبی ايران است كه رهبران مذهبی آن قصد بهرهگيری از شرايط را دارند، و با كناره رفتن شاه ما میتوانيم به مرور افراد مطلوب خود را [نظير ساير كشورها و انقلابها] بر روی كار بياوريم و سياستهای خود را در ايران تداوم بخشيم. اما با گذشت زمان و گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در كشورهای منطقه به خصوص در عراق، پاكستان، لبنان و كويت و ديگر كشورها، متوجه شديم كه در تحليلهای خود اشتباه كرديم.
در يك گردهمايی كه با حضور مقامات سازمان «سيا» برگزار شد و در آن نمايندهای از سرويس اطلاعاتی انگليس ـ به علت تجارت زياد اين كشور در جوامع اسلامی ـ نيز حضور داشت، به اين نتيجه رسيديم كه پيروزی انقلاب اسلامی ايران فقط نتيجهی سياستهای اشتباه شاه در مقابله با اين انقلاب نبوده است؛ بلكه عوامل ديگری مانند قدرت رهبر مذهبی آن و استفاده از فرهنگ شهادت دخيل بودند كه اين فرهنگ از هزار و چهارصد سال پيش توسط نوه پيامبر اسلام (امام حسين(ع)) به وجود آمده و هر ساله با عزاداری در ايام محرم اين فرهنگ ترويج و گسترش میيابد. ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب فعال و پويا هستند. در اين گردهمايی تصويب شد كه بر روی مذهب شيعه تحقيقات بيشتری صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامهريزی داشته باشيم. به همين منظور 40 ميليون دلار بودجه برای آن اختصاص داديم. اين پروژه در سه مرحله به ترتيب زير انجام شد:
1ـ جمعآوری اطلاعات و آمار
2ـ اجرای اهداف كوتاهمدت با انجام تبليغات عليه شيعيان و راهاندازی اختلافات مذهبی ميان شيعيان با ديگر مذاهب اسلامی
3ـ اجرای اهداف بلندمدت جهت از بين بردن اين مذهب.» (1)
بيداری اسلامی كه در واقع بازگشت به اسلام (و به تعبيری ديگر «احيای اسلام») پس از يك دوره سكون و سكوت است، عامل ظهور جنبشهای اسلامی میباشد و شرايط جديدی را شكل داد كه نه تنها غيرمنتظره بود، بلكه با وجود بيش از يك قرن از آغاز آن و ربع قرن پس از پيروزی مرحلهای آن، هنوز هم برای شناخت و برای مقابله با آن با معضلات پيچيده و متعددی روبرو هستند. زيرا فرهنگ و ارزشهای درونی اين حركت علاوه بر انطباق با فطرت الهی انسان، برتر و نيرومندتر از فرهنگ و ارزشهای مادی است و برای ديگران كه فقط در سطح تئوری و نظری مسائل را میبينند تا حدودی قابل درك و محسوس نمیباشد. از اين رو برداشتهای متفاوت و در نتيجه شيوههای مختلفی برای برخورد با اين پديده تبيين و تحليل شده است. طبعا در اين نوشته برخوردهای مجموعهی قدرتهای سرمايهداری و به ويژه آمريكا مورد بررسی خواهد بود زيرا بلوك كمونيسم كه ديگر موجوديتی ندارد و ديگر كشورها يا از خود توان ندارند و يا تابع و از اقمار غرب میباشند.
شيوههای مقابله با بيداری اسلامی
دو گرايش عمده در برخورد با بيداری، احياگری و جنبشهای اسلامی ـ و در تعبير تبليغاتی و انحرافی آن بنيادگرايی اسلامی ـ در ميان دولتهای بزرگ و سياستمداران و استراتژيستها وجود دارد. اگرچه هر دو گرايش هدف واحدی ـكه حذف و از بين بردن نفوذ و حضور اسلام در صحنههای سياسی و بينالمللی استـ را دنبال میكنند، گروهی معتقد به تقابل و گروه ديگری معتقد به تعامل میباشند. گروه اول چنين باور دارند و تبليغ میكنند كه اسلام و مسلمانان همچون كمونيسم انحصارطلب، استبدادی و عميقا سازشناپذير و ضد سرمايهداری و در نهايت ضد غرب (2) میباشند. به اين ترتيب اسلام ضد دموكراسی و ليبراليسم و طبعا مخالف سكولاريسم رايج و مورد حمايت غرب میباشد. تقابلگرايان در واقع معتقدند تهديد اسلام مشابه تهديد كمونيسم است.
« از منظر اين گروه، اسلام به عنوان يك تهديد راهبردی عمده در دورهی پس از جنگ سرد جانشين كمونيسم شده است... «دانيل پايپتس» ـاز مشاوران شورای امنيت آمريكا در دوران نومحافظهكارانـ بر اين نكته تأكید میورزد كه چالش بنيادگرايان اسلامی نسبت به غرب ژرفتر از چالش كمونيستها است. كمونيستها صرفا با سياستهای ما مخالف بودند و نه با كل جهانبينی، شيوهی لباس پوشيدن، شيوهی عبادت و شيوهی همسرگزينی ما! از نظر او اسلام ذاتاً با غرب مخالف است. آمريكايیها به اسلام به عنوان يك دشمن مینگرند و همانند كمونيسم دوران جنگ سرد، اسلام را تهديدی عليه غرب میدانند.
اين خط فكری توسط معاون پيشين «ريچارد نيكسون»، «واتر مك دوگال» ايجاد شد كه روسيهی شوروی را به اتحاد با جبههی مسيحيت عليه دشمن مشتركشان يعنی اسلام دعوت كرد.
تقابلگرايان با توجه به اين باور كه دموكراسی با اسلام ناسازگار است، از ايالات متحده میخواهند به متحدين خاورميانهای خود برای تحقق حقوق بشر و اصلاحات دموكراتيك فشار نياورد. فشار برای دموكراتيزاسيون زودرس میتواند باعث تضعيف چشمگير رژيمهای طرفدار ايالات متحده و ظهور نظامهای ديكتاتوری، تئوكراتيك و متعصبتر گردد. در اين ديدگاه دموكراسی در خاورمیانه كالايی است كه راه رژيمهای ضددموكراتيك را برای كسب قدرت هموار میسازد.» (3) طرفداران درگيری فيزيكی و همهجانبه برای نابودی جريان بيداری اسلامی و حركتهای مردم اسلامگرا به دلایل متعددی علاوه بر موارد اشاره شده، نگران آيندهای میباشند كه اوضاع از كنترل آنان خارج و گسترش موج گرايش به اسلام به حدينيرومند و نافذ باشند كه نظام فكری، اقتصادی و حتی امنيتی و سياسی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. «ساموئل هانتينگتون» از نظريهپردازان معروف تقابلگرا با بيداری و جنبشهای اسلامی، میگويد: «در جهان جديد منبع اصلی تعارض، ايدئولوژی يا اقتصاد نخواهد بود. شكافهای بزرگ ميان بشريت و منبع اصلی تعارض، فرهنگی خواهد بود. رويارويی تمدنها، سياست جهانی را تحتالشعاع قرار خواهد داد! در هر دو سوی، تعامل اسلام و غرب با عنوان برخورد تمدنها تلقی میشود.» (4) وی پيشبينی میكند كه جنگ جهانی آينده جنگ تمدنها است.»
اهداف سلطه بر خاورميانه
از طرف ديگر ايالات متحده برای تحقق استراتژی تكقطبی كردن جهان و به اصطلاح خودشان «قلدر محله شدن» به دلائل زير تسلط بر خاورميانه را ضرورتی اجتنابناپذير میداند.
1ـ مقابله با بيداری اسلامی
روند گسترش بيداری اسلامی به گونهای میباشد كه بعد از فروپاشی شوروی و محو كمونيسم به يكی از جدیترين مباحث بينالمللی درآمده است، زيرا نه تنها مسلمانان را در شرايط جديدی قرار داد، بلكه ساير اديان نيز به تدريج نقش اجتماعی و سياسی بيشتری يافتند و مهمتر آنكه مقولهی دين به يكی از موضوعات مطرح و مؤثر در صحنهی بينالمللی درآمد. (5)
امروز اصطلاحاتی نظير «اسلام سياسی»، «اسلام انقلابی»، «اسلام خمينی» و «اسلام ايرانی»را نظام استكبار سرمايهداری جايگزين اصطلاحاتی نظير «غول كمونيسم»، «بلوك شرق»، «دنيای پشت پردهی آهنين» كرده است.
فلسفهی اصلی رويكرد به جايگزينی تهديد بيداری اسلامی بلافاصله پس از فروپاشی شوروی به دو سياست استراتژيك بلندمدت غرب برمیگردد.
1ـ 1ـ دشمن نيرومند خارجی
اروپا و آمريكا در دو قرن اخير برای توجيه جنايات استعماری و اقدامات سلطهجويانه خود و برای جلب حمايت مردم خود و جلب آرای آنان و برای به حداكثر رساندن منافع خود، جريانی را به صورت تهديد مشترك خود معرفی مینمايند. لذا پس از اضمحلال كمونيسم و بلوك شرق، اسلام به عنوان دشمن اصلی غرب و حتی جهان بشريت معرفی شد. اگرچه به دلايلی و از جمله منافع عظيم و دولتهای دستنشانده در جهان اسلام، مجبور به انتخاب كلمهی «تروريسم» شدند. بنابراين در ذهنيت و تصور زمامداران و مردم، اسلام همان تروريسم و به همين علت محكوم به نابودی است؛ از اينروبايد جنگ صليبی جديد راهاندازی شود.
«دولت بوش بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 (20 شهريور 1380) به گونهای عمل كرد كه نشان دهد جهان اسلام در قالب تروريسم به جنگ آمريكا آمده است. ابتدا از ورود به جنگ صليبی خبر دادو آنگاه انگشت اتهام را متوجه مسلمانان و گروههای اسلامی كرد. اما عملكرد بعدی آن در سه بخش نظامی، سياسی و تبليغاتی نشان داد كه اتخاذ سياست نظامیگری فصلی تنظيم شده از پروندهی تغيير در نظم جهانی برای ارتقای نقش و موقيعت آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت باقيمانده از جنگ سرد است.» (6)
آنچه كه در چند سال انجام شد و همچنان ادامه دارد ـكه خسارات و مصائب بسياری بر امت اسلام بر جای گذاشت ـدر راستای اجرای اين سياست بوده است. مقاومت مسلمانان در مقابل سلطهی غرب و حمايت استكبار سرمايهداری از دولتهای دستنشانده و احتمال قطع منافع آنان در جهان اسلام، از جمله دلايل رويكرد به اين سياست استراتژيك میباشد. منافع غرب در اين منطقه به اندازهای گسترده و استراتژيك میباشد كه تصور نمیكنند بدون سلطهی كامل بر جهان اسلام و متوقف كردن روند بيداری اسلامی بتوانند به حيات سياسی و اقتصادی خود ادامه دهند.
1ـ 2ـ ضديت با اسلام
ضديت و دشمنی آشكار و تاريخی غالب مسيحيان و يهوديان با اسلام و مسلمين در قرن اخير با بيداری اسلامی و حركت اجتماعی ـ سياسی و با حضور مسلمانان در صحنهی بينالمللی تشديد شد. اقدامات اروپا و اخيراً آمريكا در جنگ با اسلام بسيار گسترده و جدی است. فروپاشی خلافت عثمانی، تأسيس رژيم غاصب اسرائيل، تأسيس سلسلهی پهلوی، نابودی ثروتهای مادی و معنوی مسلمانان،ايجاد تفرقه و جنگ مستمر در ميان مسلمانان، رواج ناسيوناليسم و ملتپرستی و جلوگيری از تحقق امت به معنای واقعی آن، مبارزهی همهجانبه و گسترده با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ايران و تبليغ بر ضد مسلمانان بخشی از اقداماتی است كه ناشی از دشمنی دولتهای استكباری با اسلامو حضور مسلمانان در صحنههای ملی و بينالمللی برای حفاظت و دفاع از هويت و منافع خود میباشد.
كوشش برای شكل دادن و بنيانگذاری نظامی جديد كه با جهانبينی مادی و سلطهگرا در تضاد است و تلاش برای تحقق نظام ديگری متفاوت از نظام تحميلی «دولت ـملت» به عبارت ديگر حركت در جهت همگرايی و در نهايت وحدت جهان اسلام به منظور مقابله با سلطهی فرهنگی و ارزشی غرب و احيای فرهنگ و ارزشهای دينی ـ توحيدی، نگرانی ديگر است كه علت بسيج امكانات و جنگ بر ضد بيداری اسلامی شده است. زيرا اسلام انقلابی مستقيما فهم رايج از نقش خنثی و خاموش مذهب در سياست و اخلاق را هدف قرار میدهد. تغيير برنامههای آموزشی، ايجاد شبكههای ماهوارهای ويژهی مسلمانان، اعراب و ايرانيان به زبانهای فارسی و عربی، تغيير اسامی اسلامی، حذف مفاهيمی همچون جهاد، امر به معروف و نهی از منكر و شهادت، ترويج سكولاريسم و لائيسم، رواج گستردهی فساد و فحشا بخشی از اقدامات در حال اجرا در راستای استراتژی بلندمدت غرب برای «استحالهی فرهنگی جهان اسلام و جلوگيری از گسترش بيداری جنبشهای اسلامی»میباشد.
«مايكل برانت» معاون سابق سيا در اين زمينه میگويد: «مراجع شيعه در طول تاريخ هيچگاه از حاكم غيراسلامی و ظالم تبعيت نكردهاند. در ايران با فتوای آيتالله شيرازی سياستهای انگليس با شكست مواجه شد و حكومت شاه كه همپيمان با آمريكا بود توسط آيتالله خمينی برچيده شد. در عراق صدام با تمام توان نتوانست حوزهی علميهی نجف را مجبور به تبعيت از خود كند، و به همين منظور موسی صدر ارتشهای انگليس، فرانسه و اسرائيل را مجبور به فرار از اين كشور كرد و حزبالله لبنان نيز صدمات سنگينی را به ارتش اسرائيل در جنوب اين كشور وارد كرد. اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه به طور مستقيم نمیتوان با مذهب شيعه رودرو شد و امكان پيروزی بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم.
ما به جای ضربالمثل انگليسی «اختلاف بينداز و حكومت كن» از سياست «اختلاف بينداز و نابود كن» استفاده میكنيم. در همين راستا برنامهريزیهای گستردهای را برای سياستهای بلندمدت خود طرح كرديم. حمايت از افرادی كه با مذهب شيعه اختلاف دارند، ترويج كافر بودن شيعيان به گونهای كه در زمان مناسب عليه آنان توسط ديگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گستردهای را عليه مراجع و رهبران دينی شيعه صورت دهيم تا آنان مقبوليت خود را در ميان مردم از دست بدهند.
يكی ديگر از مواردی كه بايد روی آن كار میكرديم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبی بود كه هر ساله شيعيان با برگزاری مراسمی اين فرهنگ را زنده نگاه میدارند. ما تصميم گرفتيم با حمايتهای مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلی اينگونه مراسم كه افرادی سودجو و شهرتطلب هستند، عقايد و بنيانهای شيعه و فرهنگ شهادتطلبی را سست و متزلزل كنيم و مسائلی انحرافی در آن به وجود آوريم، به گونهای كه شيعه يك گروه جاهل و خرافاتی در نظرآيد. در مرحلهی بعد، بايد مطالب فراوانی عليه مراجع شيعه جمعآوری شده و به وسيلهی مداحان و نويسندگان سودجو انتشار دهيم و تا سال 1389 (2010 ميلادی) مرجعيت را كه سد راه اصلی اهداف ما میباشند تضعيف كرده و آنان را با دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامی نابود كنيمو در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم. (7)
2ـتسلط بر نفت و بازار منطقه
پس از جنگ جهانی اول و با شدت بيشتری بعد از جنگ جهانی دوم، نفت به صورت كالايی استراتژيك، مهم و حياتی برای اقتصاد قدرتهای بزرگ شد. به گونهای كه تسلط بر كشورهای صادركننده نفت به ويژه در خاورميانه، محور سياست خارجی و بينالمللی دولتهای بزرگ گرديد. غرب تلاشگستردهای كرد تا منافع دسترسی شوروی به منافع منطقه بشود و لذا تسلط بر ايران برای شرق و غرب به صورت اساسیترين سياست ثابت آنها درآمده بود. از اين رو اتحاد موضع شرق و غرب در مقابله به نهضت اسلامی ملت ايران از معدود مواردی بود كه پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. زيرا خود را در مقابل دشمن مشتركی میديدند كه سلطهجويی استكبار را نمیپذيرفت و با فرهنگ و ارزشهای جديدی به صحنهی سياسی و مبارزاتی آمده است.
استخراج و صدور نفت و سودهای حاصل از آن به اندازهای از اهميت و وضعيت مناطق نفتخير و دولتهای صادركنندهی نفتدارد. هرگونه تحول مهمی در خاورميانه و به ويژه در خليج فارس تأثیر زيادی بر وضعيت بازار نفت، اعم قيمت آن، قيمت سهام در بازارهای بورس، وضعيت اقتصادی و تراز بازرگانی بسياری از كشورها خواهد داشت. از اين رو منطقهی خاورميانه به دليل برخورداری از حدود دو سوم ذخاير شناخته شدهی نفتی، توليدو صدور روزانه بيش از نيمی از نفت مصرفی جهان در مراكز ثقل سياستهای نظام سرمايهداری به ويژه آمريكا و اروپا قرار دارد.
در ارتباط با اين جريان موضوع ديگری كه اهميت نفت را مضاعف میكند، بازگرداندان دلارهای حاصل از فروش نفت به غرب، برای به گردش درآوردن چرخهای نظام سرمايهداری است. به عبارت ديكر دلارهای نفتی برای توليد كالا و ايجاد اشتغال و فروش محصولات غرب به قيمتهای تحميلی به كشورهای صادركننده كه در واقع استثمار مضاعف میباشد. به همين دليل بخش عمدهای از سياستها و اقدامات دولتهای بزرگ در خاورميانه به سياستهای نفتی معروف است. اكنون در صحنهی بينالمللی سه مقولهی بيداری اسلامی، نفت و خاورميانه آن چنان به يكديگر وابسته شدهاند كه مسائل و جريانهای فكری، اقتصادی و ژئوپلتيكی جهان را تحتالشعاع خود قرار داده و به گونهای است كه امكان جدا كردن آنها از يكديگر غيرممكن شده است.
ارائه طرح «خاورميانه بزرگ» در راستای تحقق دو هدف مهم و حل دو معضل جدی استكبار غرب در منطقه میباشد. تسلط بر خاورميانه به منزلهی اولين مرحلهی اجرای تك قطبی كردن جهان، و بهرهگيری از نفت و دلارهای حاصل از فروش آن برای تأمین هزينههای اجرای پروژه قلدر محله شدن است. مهار و يا انحراف بيداری اسلامی و پياده كردن فرهنگ و ارزشهای آمريكايی دو هدف راهبردی ديگر برای پيروزی در اولين مرحله اجرای طرح استراتژيك قرن 21 آمريكا و سياست منزوی كردن رقبا و انحصاری كردن قدرت ايالات متحده میباشد. در واقع آمريكا باتسلط بر نفت و بازار خاورميانه، از كليهی دولتهای ديگر باج ارزانفروشی نفت و دريافت مابهالتفاوت با قيمت واقعی، و دريافت بخشی از سود حاصل از فروش كالاها را در اين منطقه، به عنوان ژاندارم و حافظ و حاكم منطقه خواهد گرفت. اگرچه تاكنون عليرغم تلاشها و هزينههای بسيار و از دست دادن حيثيت و آبرو نتوانسته كاملا به خواستههای خود برسد ولی از آنجا كه طرح بلندمدت میباشد، لذا ممكن است كه با وجود تهديدات و معضلات پيچيده اين تلاشها ادامه پيدا كند. ميزان و چگونگی موفقيت يا شكست طرح بستگی به قدرت جنبشهای اسلامی و مقاومت آنها و گسترش و تعميق بيداری اسلامی دارد. (8)
3ـ براندازی جمهوری اسلامی ايران
موقعيت استراتژيك و ژئواستراتژيك ايران هميشه و به ويژه در دو قرن اخير مورد توجه دولتهای بزرگ بوده است. تلاش پرتغالیها، هلندیها، روسها، عثمانیها، انگليسیها، آمريكايیها و حتی افغانها! (در دورهی صفويه) برای تسلط بر ايران بخشی از تاريخ پرفراز و نشيب قرون معاصر اين كشور است. با تسلط مشترك آمريكا ـ انگليس بعد از كودتای 28 مرداد 1332، ايران در سياست جهانی قدرتهای بزرگ از موقعيت ويژهای برخوردار شد و رژيم وابسته و فاسد پهلوی آنچنان در خدمت منافع غرب به ويژه آمريكا بود كه كيسينجر گفت: «شاه نادرترين متحد آمريكا در جهان و يك همپيمان نامشروط بود.» (9)
انقلاب اسلامی در ايران به دلايل متعدد نمیتوانست برای غرب به ويژه آمريكا قابل قبول و قابل تحمل باشد. لذا از همان اولين روزهای پس از پيروزی انقلاب تلاشهای گسترده در اشكال گوناگون برای براندازی و يا حداقل تغيير رفتار و استحالهی فرهنگی آغاز شد. مجموعهی اقدامات و چالشهای آمريكا و ايران و دلايل هريك از آنها خود به تنهايی تحقير جداگانهای را میطلبد. «... آمريكا ايران را نيروی هدايتكننده در پشت خيلی از ستيرهجويیهای اسلامگرايان در جهان میبيند. اين دغدغه و عطف توجه به ايران تحت حاكميت روحانيون نه تنها ناشی از تجربهی تلخ اين كشور درطول بحران گروگانها، بلكه به دلايل هراس اين كشور از ايدئولوژی اسلام انقلاب ايران نيز هست... از اين رو، تمايز نظری كه مقامات ايالات متحده بين اسلامگرايان ميانهرو و جنگ سالار قائل میشوند در مورد ايران كاربرد ندارد. ... مسأله ايران رويكردی را كه ايالات متحده به اسلامگرايان داشته است روشن میسازد. سردرگمی فكری ايالات متحده دربارهی بيداری اسلامی و سوءظن اين كشور به اسلامگرايان را نمیتوان بدون رمزگشايی از علل هراس عميق دستگاه سياست خارجی آمريكا از ايران فهميد. چنين به نظر میرسد كه واشنگتن از انقلاب ايران به عنوان معيار اوليه برای سنجش اسلامگرای احيا شده در سراسر خاورميانه و شمال آفريقا، استفاده میكند. در اين زمينه، سياست آمريكا در قبال ايران، پيامدهای گستردهتری برای روابط آمريكا با اسلامگرايان در همه مناطق جهان دارد.» (10)
چالشهای سياسی، اقتصادی و امنيتی آمريكا با ايران در 25 سال گذشته به اعتراف بعضی از مقامات ايالات متحده نتوانست از گسترش بيداری اسلامی حتی در داخل اروپا و آمريكا جلوگيری كند. به گونهای كه امروز يكياز مباحث و عناوين همايشها و تحقيقات پيرامون راههای مقابله بااين پديده به ويژه آمريكا و اروپاست. وزارت خارجهی انگليس در يك تحقيق راهبردی برای دولت، روند تحولات آينده را چنين تحليل میكند: «رويارويی احتمالی ايدههای مذهبی و فرهنگی به احتمال قوی انگلستان و دموكراسیهای غربی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. عقايد مذهبی مجددا به نيروهای محرك روابط بينالملل بدل خواهد شد. در پارهای از موارد اين نيرو با اهداف و انگيزههای سياسی درهم میآميزد. به نظر میرسد مسائلی در روابط ميان دموكراسی غربی و پارهای از كشورهاو گروههای اسلامی بروز خواهد كرد. علل تنش در روابط بسيار پيچيدهاند. مسالهی اسرائيل ـفلسطين اگر حل نشود به قوت خود باقی خواهد ماند. تنشهای مذهبی خارجی میتوانند به صورت مستقيم و غيرمستقيم اوضاع انگلستان را تحت تأثیر قرار دهد.
مديريت روابط با كشورهای اسلامی و ملل مسلمان يكی از چالشهای مهم و استراتژيك جهان غرب طی دههی آينده و پس از آن خواهد بود. جهان بايد شناخت مذهبی و انگيزههای سياسی ناشی از آن را تقويت كند.
علیرغم اشتراكات ارزشی موجود در مذاهب، اهميت پاسخ دادن به تعامل ميان دموكراسیهای غربی با كشورهای اسلامی به سرعت رو به افزايش است.به همين دليل تنظيم روابطبا كشورهاياسلامی و مسلمانان يكی از مهمترين چالشهای راهبردی انگليس و جهان غرب در آينده خواهد بود...» (11)
برخوردهای غيرقانونی و غيردموكراتيك با گروهها و مراكز و مظاهر اسلامی ـ از جمله غيرقانونی اعلام كردن حجاب در چند كشور اروپايی و محدوديتهای فوقالعاده برای تمامی مسلمان و مراكز آنان در آمريكا ـ نمودی از نگرانیهای غرب در اين زمينه میباشد. اگرچه تاكنون نتوانستهاند در كنترل اين جريان توفيق داشته باشند، اما همچنان به تشديد تبليغات بر ضد اسلام، مسلمانان و ايران میپردازند. از اين رو قرن 21 را بعضی دوران ظهور قدرت فكری و معنوی اسلام و مقابله با سلطهی فرهنگی و ارزشی غرب میدانند. سرانجام پيام قرآن كريم است كه فرمود: يريدون ليطفئوا بافواهمم والله متم نوره ولو كره الكافرون. خواست دائمی كفار اين است كه نور خدا را با تبليغات و فريبهايشان خاموش كنند.در حالی كه ارادهی پرودگار اين است كه نور حق را گسترده و كامل كند، اگرچه كفار ناراحت و مخالف باشند. (12)
پي نوشت ها :
*مشاور سابق وزیر امور خارجه
1.«نقشهای برای جدايی مكاتب الهی» به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی، 4/3/83، ص 16.
2. منظور از غرب، جنبهی جغرافيايی آن نيست، بلكه مجموعه قدرتها و دولتهای در چارچوب نظام سرمايهداری میباشد كه غالباً در غرب جغرافيايی جهان اسلام قرار گرفتهاند.
3. جرجييس، فؤاز، ای. «آمريكا و اسلام سياسی»، ترجمه، سيدمحمدكمال سروريان، (تهران: انتشارات پژوهشكده مطالعات راهبردی،چاپ) صص 59 ـ 56.
4. همان منبع، ص 54.
5. در همين ارتباط سازمان ملل توجه ويژهای به مسأله دين و اديان پيدا كرد و تاكنون دو سمینار بينالمللی تشكيل و قرار شد صاحبان اديان نقش بيشتری در حل معضلات كنونی جهان داشته باشند.
6. دكتر محمدی، منوچهر، «استراتژی نظامی آمريكا بعد از 11 سپتامبر» (تهران: انتشارات سروش، 1382)، چاپ اول، ص 182
7.روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ 4/3/83، ص 16
8. حضرت امام خمينی(ره) به پيروزی اين حركت و شكست قدرتهای استكباری ايمان داشتند و بارها با اطمينان نسبت به آيين موفقيتآميز بيداری اسلامی و پيروزی مسلمانان مطالبی را با تأكید بيان كردهاند.
9. زونيس، ماروين؛ «شكست شاهانه». ترجمهی عباس مخبر، (تهران: نشر طرح نو، چاپ دوم، 1370)، ص 396
10. آمريكا و اسلام سياسی، ص 237.
11. جهان يك دههی آينده: ديدگاه بلندمدت و استراتژيك انگلستان.
12. سورهی صف، آيهی 8.
فهرست منابع
1.قرآن كريم
2. آمريكا و اسلام سياسی، نوشتهی جرجييس فؤاز،ای؛ ترجمهی سيدمحمدكمال سروريان
2. نقشهای برای جدايی مكاتب الهی، به نقل از روزنامهی جمهوری اسلامی، 4/3/83
4. استراتژی نظامی آمريكا بعد از 11 سپتامبر، نوشتهی دكتر منوچهر محمدی
5. شكست شاهانه، نوشتهی ماروين زونيس، ترجمهی عباس مخبر
6. جهان يك دههی آينده، ديدگاه بلندمدت و استراتژيك انگلستان
7. نهضتهای اسلامی معاصر، نوشتهی كليم صديقی، ترجمهی سيدهادی خسروشاهی.
فصلنامه انقلاب اسلامی . شماره 10
/ع
اعترافات بي بي سي به بيداري اسلامي
اعترافات بي بي سي به بيداري اسلامي
غرب و رسانه هاي آن از آغاز بيداري اسلامي تلاش كردند تا با ترفندهاي تبليغاتي خود با مصادره خيزش هاي ملت هاي مسلمان، آن ها را حركت هايي سكولار تفسير كنند كه پيوندي با مذهب نداشته و در ضديت و مخالفت با غرب و تفكرات غربي شكل نگرفته اند.
اين در حالي بود كه نمادها و نشانه هاي فراواني براي اثبات اسلامي بودن حركت هاي ملت هاي مسلمان قابل مشاهده بود كه چشم هاي منحرف رسانه هاي غربي باوجود آنكه شاهد آنان بود؛ اما از اعتراف به آن ناتوان بود.
اما ماجراي اهانت آميز وبلاگ نويس ملحد مصري موجب شد كه برخي از رسانه هاي غربي ازجمله سايت رسمي بي بي سي فارسي ناخواسته بدون توجه به تاكتيك تبليغاتي خود، نسبت به خطر رشد اسلام گرايي در كشورهاي منطقه و از جمله مصر هشدار دهند. مرور بخشي از يادداشت نويسنده سايت بي بي سي در اين زمينه خواندني است. وي مي نويسد:
«واكنش به رشد بنيادگرايي اقدام «عليا ماجده المهدي» بازتاب سرخوردگي و يأسي است كه اين روزها بسياري از جوانان انقلابي مصر را فرا گرفته است. با قدرت گيري «شوراي نيروهاي مسلح» و آشكار شدن عملكرد و برنامه هاي آن، بسياري از فعالان انقلاب 25 ژانويه، خود را بازنده مي بينند و از «شكست انقلاب» سخن مي گويند.
با سقوط حسني مبارك، رهبر پيشين، هيچ يك از اهداف انقلاب مصر تحقق نيافته است. نابرابري هاي اقتصادي، نابساماني هاي اجتماعي و فشارهاي سياسي همچنان ادامه دارد.
نسل اينترنت، جوانان مجهز به فيس بوك و وبلاگ و توئيتر، نقشي مهم در انقلاب دموكراتيك مصر ايفا كردند؛ اما شاهد اين واقعيت تلخ هستند كه تلاش ها و فداكاري هاي آنها حاصلي درخور نداشته است.
فشار سانسور تا حدي كاهش يافته، اما به نظر مي رسد كه نيروهاي اسلامي هستند كه بيشتر از آن سود مي برند، تا روشنفكران و فعالان مدني. محافظه كاران به تعصب مذهبي دامن مي زنند. مجالس وعظ و خطابه در كانال هاي مذهبي رونق فراوان يافته است.
مراجع و شخصيت هاي ديني با صراحت و جسارت بي سابقه اي از اجراي «شريعت» سخن مي گويند. آنها از زنان مي خواهند كه «حجاب اسلامي» را رعايت كنند و به موازين اسلامي احترام بگذارند. جامعه در عرصه آزادي زنان و رفتارهاي جنسي به محافظه كاري بيشتري روي آورده است.
در شرايط «تعرض ايدئولوژيك اسلام گرايان» عليا و ساير جوانان انقلابي قصد دارند با روشنگري و فعاليت در فضاي مجازي در برابر اين فشارها پايداري كنند، هرچند امكان دارد تلاش آنها محافظه كاران را قوي تر و جري تر كند.
واقعيت اين است كه اسلام ركني بنيادي از هويت ملي مصر است. جامعه شرك و الحاد و بي ديني را نمي پذيرد و آن را با سخت ترين مجازات ها كيفر مي دهد. در مصر همه سازمان ها و حتي گروه هاي چپ گرا، خود را ملزم به احترام به عقايد ديني مي دانند.
طبق آمار و عكس هايي كه در رسانه هاي جمعي منتشر شده است، شمار زنان با روسري روزبه روز افزايش مي يابد. گرايش سكولار در جامعه مصر كه از اوايل قرن بيستم تا نيمه دهه 1970 پيوسته رو به رشد بود، هر روز كم رنگ تر مي شود...
حسني مبارك، در برابر غرب همواره فخر خود را مهار كردن اسلام گرايان قلمداد مي كرد. رژيم سكولار مصر، رهبران و فعالان «اخوان المسلمين» را به زندان مي افكند؛ اما گروه افراطي «سلفي»، تا وقتي به سياست كاري نداشت، از آزادي كامل برخوردار بود. اكنون اين بنيادگرايان هم در عرصه سياسي و هم در فضاي اجتماعي فعال شده اند. آنها دولت را به فساد و تبهكاري متهم كرده و گروه هاي اسلامي معتدل را «انحرافي» مي خوانند و به چيزي كمتر از «صدر اسلام» راضي نيستند!
كارشناسان بر نكته اي مهم انگشت مي گذارند: «با سقوط رژيم حسني مبارك گروه بزرگي از اسلام گرايان از عربستان سعودي به مصر برگشته اند. آنها تنها پول و ثروت با خود نمي آورند، بلكه عقايد افراطي سلفي و وهابي نيز رهاورد ديگر آنهاست كه بنيادهاي سكولار جامعه مصر را تهديد مي كند.»
منبع هفته نامه صبح صادق
اعترافات بي بي سي به بيداري اسلامي
اعترافات بي بي سي به بيداري اسلامي

غرب و رسانه هاي آن از آغاز بيداري اسلامي تلاش كردند تا با ترفندهاي تبليغاتي خود با مصادره خيزش هاي ملت هاي مسلمان، آن ها را حركت هايي سكولار تفسير كنند كه پيوندي با مذهب نداشته و در ضديت و مخالفت با غرب و تفكرات غربي شكل نگرفته اند.
اين در حالي بود كه نمادها و نشانه هاي فراواني براي اثبات اسلامي بودن حركت هاي ملت هاي مسلمان قابل مشاهده بود كه چشم هاي منحرف رسانه هاي غربي باوجود آنكه شاهد آنان بود؛ اما از اعتراف به آن ناتوان بود.
اما ماجراي اهانت آميز وبلاگ نويس ملحد مصري موجب شد كه برخي از رسانه هاي غربي ازجمله سايت رسمي بي بي سي فارسي ناخواسته بدون توجه به تاكتيك تبليغاتي خود، نسبت به خطر رشد اسلام گرايي در كشورهاي منطقه و از جمله مصر هشدار دهند. مرور بخشي از يادداشت نويسنده سايت بي بي سي در اين زمينه خواندني است. وي مي نويسد:
«واكنش به رشد بنيادگرايي اقدام «عليا ماجده المهدي» بازتاب سرخوردگي و يأسي است كه اين روزها بسياري از جوانان انقلابي مصر را فرا گرفته است. با قدرت گيري «شوراي نيروهاي مسلح» و آشكار شدن عملكرد و برنامه هاي آن، بسياري از فعالان انقلاب 25 ژانويه، خود را بازنده مي بينند و از «شكست انقلاب» سخن مي گويند.
با سقوط حسني مبارك، رهبر پيشين، هيچ يك از اهداف انقلاب مصر تحقق نيافته است. نابرابري هاي اقتصادي، نابساماني هاي اجتماعي و فشارهاي سياسي همچنان ادامه دارد.
نسل اينترنت، جوانان مجهز به فيس بوك و وبلاگ و توئيتر، نقشي مهم در انقلاب دموكراتيك مصر ايفا كردند؛ اما شاهد اين واقعيت تلخ هستند كه تلاش ها و فداكاري هاي آنها حاصلي درخور نداشته است.
فشار سانسور تا حدي كاهش يافته، اما به نظر مي رسد كه نيروهاي اسلامي هستند كه بيشتر از آن سود مي برند، تا روشنفكران و فعالان مدني. محافظه كاران به تعصب مذهبي دامن مي زنند. مجالس وعظ و خطابه در كانال هاي مذهبي رونق فراوان يافته است.
مراجع و شخصيت هاي ديني با صراحت و جسارت بي سابقه اي از اجراي «شريعت» سخن مي گويند. آنها از زنان مي خواهند كه «حجاب اسلامي» را رعايت كنند و به موازين اسلامي احترام بگذارند. جامعه در عرصه آزادي زنان و رفتارهاي جنسي به محافظه كاري بيشتري روي آورده است.
در شرايط «تعرض ايدئولوژيك اسلام گرايان» عليا و ساير جوانان انقلابي قصد دارند با روشنگري و فعاليت در فضاي مجازي در برابر اين فشارها پايداري كنند، هرچند امكان دارد تلاش آنها محافظه كاران را قوي تر و جري تر كند.
واقعيت اين است كه اسلام ركني بنيادي از هويت ملي مصر است. جامعه شرك و الحاد و بي ديني را نمي پذيرد و آن را با سخت ترين مجازات ها كيفر مي دهد. در مصر همه سازمان ها و حتي گروه هاي چپ گرا، خود را ملزم به احترام به عقايد ديني مي دانند.
طبق آمار و عكس هايي كه در رسانه هاي جمعي منتشر شده است، شمار زنان با روسري روزبه روز افزايش مي يابد. گرايش سكولار در جامعه مصر كه از اوايل قرن بيستم تا نيمه دهه 1970 پيوسته رو به رشد بود، هر روز كم رنگ تر مي شود...
حسني مبارك، در برابر غرب همواره فخر خود را مهار كردن اسلام گرايان قلمداد مي كرد. رژيم سكولار مصر، رهبران و فعالان «اخوان المسلمين» را به زندان مي افكند؛ اما گروه افراطي «سلفي»، تا وقتي به سياست كاري نداشت، از آزادي كامل برخوردار بود. اكنون اين بنيادگرايان هم در عرصه سياسي و هم در فضاي اجتماعي فعال شده اند. آنها دولت را به فساد و تبهكاري متهم كرده و گروه هاي اسلامي معتدل را «انحرافي» مي خوانند و به چيزي كمتر از «صدر اسلام» راضي نيستند!
كارشناسان بر نكته اي مهم انگشت مي گذارند: «با سقوط رژيم حسني مبارك گروه بزرگي از اسلام گرايان از عربستان سعودي به مصر برگشته اند. آنها تنها پول و ثروت با خود نمي آورند، بلكه عقايد افراطي سلفي و وهابي نيز رهاورد ديگر آنهاست كه بنيادهاي سكولار جامعه مصر را تهديد مي كند.»
منبع هفته نامه صبح صادق
حضور كم رنگ رسانه هاي ايران در بيداري اسلامي
حضور كم رنگ رسانه هاي ايران در بيداري اسلامي
ديپلماسي هنري ايران در كما
با در گرفتن تحولات موسوم به بهار عربي يا به عبارت بهتر «بيداري اسلامي» كشورهاي محوري و صاحب اقتدار جهان، سعي كردند تا بر اين وقايع به نفع خود تأثير بگذارند. يكي از ابزارهاي موثر اين دولت ها، رسانه هاي وابسته به آنها هستند. به خصوص رسانه هايي چون شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي و سينما. به عنوان مثال، رسانه هاي وابسته به غرب از همان ابتداي اين انقلاب ها تلاش گسترده اي را براي غيراسلامي نشان دادن اين تحولات و همچنين مصادره به مطلوب بهار عربي در پيش گرفتند. رسانه هاي برون مرزي ايران، ازجمله پرس تي وي و العالم هم پوشش بسيار خوبي را درباره اين حوادث انجام دادند. فقط كافي است به گزارش روزنامه فايننشال تايمز انگليس از توجه مردم بحرين به شبكه العالم توجه كنيم. طبق اين گزارش علاوه بر شيعيان بحرين، 28 درصد از جمعيت اهل تسنن آن كشور نيز مخاطب شبكه خبري العالم هستند. همچنين مردم مصر بارها حمايت خود از رسانه هاي ايراني را به خاطر پوشش صادقانه و درست تحولات اين كشور اعلام كردند.
اما در حوزه داخلي و به خصوص برنامه هاي نمايشي عملكرد مطلوبي ديده نمي شود. اين مسئله، هم درباره تلويزيون و هم سينما صادق و حاكم است. در عرصه هاي خبري و گزارشي كم كاري هاي فراواني مشاهده مي شود. اكثر تصاويري كه سيما از اين واقعيات پخش مي كند، دست دوم و برگرفته از ساير شبكه هاست. اين درحالي است كه در تظاهرات منسوب به بيداري اسلامي، تصاوير بسيار قابل توجه و زيبا و تأمل برانگيزي اتفاق مي افتد كه بدون شك رسانه هاي غربي هيچ گاه به پوشش آن اقدام نمي كنند. در اين ميان، صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به خاطر تعلق خاطري كه به اسلام و مسلمان ها دارد مي تواند با فعاليت و پويايي بيشتر ديپلماسي رسانه اي را از غربي ها بربايد. همچنانكه دو شبكه پرس تي وي و العالم تا حدودي در اين عرصه موفق بوده اند. اين درحالي است كه متأسفانه شبكه هاي داخلي هنوز پويش خود را نشان نداده اند و حتي بسياري از مسائل از دست آنها مي رود. مثلاً در تظاهرات تاريخ 29 جولاي در ميدان التحرير مصر، ميليون ها نفر شعار حمايت از حاكميت قوانين اسلامي را سر مي دادند. تظاهراتي كه با تحريم كامل گروه ها و احزاب سكولار و غربگرا برگزار شد؛ اما لقب با شكوه ترين تجمع انقلابيون را به خودش اختصاص داد. اين تظاهرات كه اسلامي بودن ماهيت انقلاب مصر را عيان كرد، آنچنانكه بايسته و شايسته بود، هدف مانور رسانه اي بخش هاي خبري صداوسيما قرار نگرفت. به طور كلي پوشش خبري اين انقلاب ها از سوي رسانه ملي با وجود جهت گيري درست، همراه با نوآوري و هوشمندي نبوده و درحال حاضر بر مدار كليشه و تكرار انجام مي شود. برخلاف شبكه هاي غربي كه براي اهداف پليد خود از شگردهاي متعدد رسانه اي استفاده مي كنند، شبكه هاي داخلي خيلي ساده و غيرحرفه اي به اين اتفاقات مي پردازند. هر روز خبرهايي را درباره حضور مردم در خيابان ها و يا پيش روي انقلابيون و جنايات حكومت هاي آن ها در خبرها مي شنويم. تحليل هايي هم كه در ميانه خبرها مي آيد هر روز مثل هم است و اگر كسي مخاطب ثابت خبرهاي رسانه ملي باشد ديگر از شنيدن اين همه خبر و تحليل مشابه خسته مي شود. به نظر مي رسد صداوسيما با اين كه رويكرد مثبتي نسبت به اين وقايع دارد، بايد از شگردهاي رسانه اي و روش هاي القاي غيرمستقيم اهداف استفاده كند تا تأثيرگذاري آن افزايش يابد. اين وضعيت در حوزه فيلم و سريال در حد صفر است.
آغاز به جريان افتادن بيداري اسلامي در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا به زمستان سال گذشته بر مي گردد. حدود 10 ماه از عملياتي شدن انقلاب هاي عربي گذشته است. با گذشت اين زمان هنوز هم هيچ سريال يا فيلم سينمايي با مضمون اين وقايع به نمايش درنيامده است. اين درحالي است كه حداقل صداوسيما مي توانست به جاي توليد اين حجم از سريال هاي خنثي و كم محتوا چند سريال با موضوع اين حوادث بسازد. مثلاً در ماه مبارك رمضان كه فضاي جامعه نيز به سمت آگاهي و بيداري معنوي مايل تر بود مي شد در عوض اين سريال هاي ماوراءالطبيعي، دست كم يك سريال با چنين موضوعي ساخته شود.
در عرصه سينما هم وضعيت از اين بدتر است. اين درحالي است كه سينماي غرب با فرستادن نمايندگان خود به كشورهاي انقلابي در حال عملياتي ساختن نوعي ديپلماسي هنري است. به عنوان نمونه « شان پن» كه روابطش با دولت آمريكا بر همه اثبات شده است، هفته گذشته به مصر رفت و با حضور در ميدان التحرير پرچم آن كشور را در دست گرفت و خود را حامي انقلاب معرفي كرد. همه مي دانيم كه اين حركت يك نقشه براي نفوذ فرهنگي آمريكا در بين انقلابيون و مردم مصر است و شان پن هيچ اعتقاد عميقي به اين انقلاب و بيداري اسلامي ندارد. با اين حال از ميان سينماگران ما هنوز هيچ كس به ميدان نرفته است. «رضا برجي» از معدود افرادي بود كه جهت حضور در اين مبارزات به عنوان مستندساز ابراز علاقه كرد؛ اما او هم ظاهراً با ممانعت ها و محدوديت هايي براي سفر به كشورهاي حوزه بيداري اسلامي مواجه شد و مسئولان هيچ اقدامي براي فراهم كردن سفر او نكردند !
با وجود برخي رفت و آمدها و نشست و برخاست ها ميان مسئولان فرهنگي ايران با كشورهاي انقلاب كرده؛ اما هنوز در عمل هيچ قراردادي براي ساخت فيلم درباره انقلاب هاي منطقه بسته نشده است. در يكي دو سال اخير چند فيلم با مضامين ضدصهيونيستي در سينماي كشورمان ساخته شده است. فيلم هايي مانند «33 روز» با موضوع مقاومت اسلامي لبنان، «جعبه سياه» درباره نقش صهيونيست ها در حمله به برج هاي دوقلوي نيويورك در 11 سپتامبر، «بيگانگان» با مضمون اشغال فلسطين و نقش انگليس در تشكيل رژيم صهيونيستي، «شكارچي شنبه» درباره مباني ايدئولوژيك صهيونيسم و... باتوجه به درگرفتن انقلاب ها و قيام هاي اسلامي در سرزمين ها اسلامي با رويكرد ضدآمريكايي و ضدصهيونيستي، نمايش اين فيلم ها مي توانست فضاي فرهنگي كشورمان را با اين اتفاقات مهم هماهنگ تر كند و پيوند عاطفي ميان مردم ايران و انقلابيون منطقه را افزايش دهد.
منبع هفته نامه صبح صادق
به بهانه بيداري اسلامي در خاورميانه
به بهانه بيداري اسلامي در خاورميانه
بيداري اولين گام رستگاري
اشاره:
عرفا و اهل سلوك اولين منزلگاه طي طريق به سوي كمال مطلق كه همان توحيد است را «يقظه» مي دانند، چنانچه خواجه عبدالله انصاري در «منازل السائرين» خود اين گونه بيان كرده است و حضرت امام نيز بارها در فرمايشات خود به اين نكته اشاره داشته است. در قديمي ترين سند مبارزاتي حضرت امام كه در سال 1323 از ايشان صادر شده است مردم دعوت به قيام شده اند و اولين شرط قيام براي خدا از منظر امام، بيداري و هشياري است. در اين ايام كه مفهوم بيداري اسلامي به عنوان «يك واقعيت خارجي مشهود و محسوس، فضا را انباشته و قيام ها و انقلاب هاي بزرگي را پديد آورده» است نيكوست مفهوم بيداري در انديشه عارف، فقيه و حكيم معاصر حضرت امام خميني را بازخواني كنيم تا چراغ راهي براي حركت به منازل و مراحل بعدي سلوك ملت ها به سمت كمال باشد. (سرويس معارف)
...مسئله اين طور شده است كه ديگر مستضعفان در مقابل مستكبران قيام كرده اند، بيدار شده اند. بيداري اول قدم است، اول قدم يقظه است. در سير عرفاني هم يقظه اول قدم است. در اين سير، اين هم سير الهي و عرفاني است، بيداري اول قدم است و كشورهاي اسلامي، ملت هاي مسلم، ملت هاي مستضعف در سرتاسر جهان، اينها بيدار شده اند، ...، و ان شاء الله پيروز خواهند شد. (صحيفه امام 12 : 383)
... از براي اين منزل، چنانچه شيخ عظيم الشأن «شاه آبادي»... بيان فرمودند، ده بيت است كه اكنون در مقام تعداد آن نيستيم، ولي آنچه اكنون لازم است بيان شود اين است كه انسان تا تنبه پيدا نكند كه مسافر است و لازم است از براي او سير و داراي مقصد است و بايد به طرف آن مقصد ناچار حركت كند و حصول مقصد ممكن است، «عزم» براي او حاصل نشود و داراي اراده نگردد. (شرح چهل حديث: 175)
«قل نما أع ظكم ب واح ده أن تقوموا ل له مثني و فرادي» (سبا:46) خداوند تعالي مي فرمايد: به مردم ابلاغ كن كه من شما را به يك چيز دعوت مي كنم، موعظه به يك چيز. ... اين يك موعظه بايد سرآمد تمام موعظه هايي باشد كه خداي تبارك و تعالي فرموده است و انبيا و اوليا و همين طور هم هست، اين يك موعظه اين است كه «أن تقوموا لله» قيام كنيد و نهضت كنيد براي خدا. اهل معرفت مي گويند: اول منزل سلوك، «يقظه» است؛ ... و به همين آيه تمسك مي كند خواجه عبدالله انصاري از منازل السائرين... اول منزل را ... منزل بيداري ذكر مي كند و اين آيه شريفه را هم شاهد مي آورد.... ايشان تعبيرش اين است كه يعني بيدار بشويد، بيدار شدن هم يك قسم از «قيام» است و تمام نهضت هايي كه در عالم واقع مي شود آن هم قيام است؛ قيام از خواب و قيام بعد از بيداري.
قيام از خواب براي ماها كه خواب هستيم و باز بيدار نشديم. ماها كه براي سكر طبيعت بيهوش هستيم؛ در خواب غفلت هستيم و چشم و گوش مان همه اش متوجه به عالم طبيعت است. ... خوابي است كه طبيعت غلبه كرده است بر ما... اول قدم اين است كه بيدار بشوند؛ غفلت را كنار بگذارند؛ توجه به معنويات بكنند؛ به ماوراء طبيعت بكنند. ...اگر در حال غفلت ما را سير دادند و ما بيدار نشديم تا وقتي كه از عالم طبيعت بيرون رفتيم، ما سعادتمند نيستيم.
چنانچه بيدار [شديم ] و راه را يافتيم و آن راهي كه خداي تبارك و تعالي فرموده است راه مستقيم است، راه «الي الله» است، ما آن راه را طي كرديم، از انحرافات كناره گرفتيم، توجه به خدا، توجه به احكام خدا كرديم، ... وقتي كه از اينجا منتقل شديم به عالم ديگر، همه آن سعادت، همه آن نور [است ] ... اگر ما تكليف خودمان را دانستيم و بيدار شديم و فهميديم كه بايد سير كنيم «الي الله»، بايد مجاهده كنيم براي خدا، قيام كنيم براي خدا و در همه ابعادي كه هستيم و داريم به تكليف خودمان، به تكليف هايي كه خداي تبارك و تعالي به وسيله انبيا براي ما بيان فرموده است عمل بكنيم، راه مستقيم را طي بكنيم، منتهي مي شويم به سعادت... (صحيفه امام 10: 243 و 244)
تا كي مي خواهيد در خواب غفلت به سر بريد و در فساد و تباهي غوطه ور باشيد؟ از خدا بترسيد؛ از عواقب امور بپرهيزيد؛ از خواب غفلت بيدار شويد. شما هنوز بيدار نشده ايد؛ هنوز قدم اول را برنداشته ايد. ... چشم ها باز و دل ها در خواب فرو رفته است. اگر دل ها خواب آلود و قلب ها بر اثر گناه سياه و زنگ زده نمي بود، اين طور آسوده خاطر و بي تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمي داديد. اگر قدري در امور اخروي و عقبات هولناك آن فكر مي كرديد، به تكاليف و مسئوليت هاي سنگيني كه بر دوش شماست بيشتر اهميت مي داديد. (جهاداكبر: 52) ... عمده به فكر تصفيه و اصلاح افتادن است و از خواب بيدار شدن است. منزل اول انسانيت «يقظه» است و آن بيدار شدن از خواب غفلت و هشيار شدن از سكر طبيعت است و فهميدن اينكه انسان مسافر است و هر مسافر زاد و راحله مي خواهد. ... مركوب اين سفر پر خوف و خطر و اين راه تاريك و باريك و صراط احد از سيف و ادق از شعر (تيزتر از تيغ و باريكتر از مو)، همت مردانه است. ... اگر سستي كند و فتور كند، از اين صراط نتواند گذشت، به رو در آتش افتد و با خاك مذلت يكسان شده به پرتگاه هلاكت افتد و كسي كه از اين صراط نتواند گذشت، از صراط آخرت نيز نتواند گذشت. (شرح چهل حديث : 99) تا حالا يك قدم از نفس، از مدارج نفساني ما بيرون نرفتيم؛ يعني، آن قدم اولي هم كه اهل سير مي گويند كه يقظه است، ما باز بيدار نشده ايم، خ در طبيعت در ما الآن هم هست و تا آخر هم شايد باشد، مگر خدا يك عنايتي بفرمايد. (صحيفه امام 20: 23)
توجه به اين نكته و تذكر لازم است. ملتي كه بخواهد سر پاي خود بايستد و اداره كشور خودش را خودش بكند، لازم است كه اول بيدار بشود. ... در طول تاريخ، در اين سده هاي آخر، كوشش شده است كه ملت هاي جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجه شان به شخصيت خودشان نباشد و شخصيت خودشان را اصلاً وابسته به غير بدانند. اين قضيه از سال هاي بسيار طولاني بوده است و هي دائماً رشد كرده است تا اين اواخر به رشد تمام رسيده بود. (همان : 532) ما اميدواريم كه همه ملت هاي اسلام با بيداري و با توجه به پاخيزند و اين دست هاي فاسدي كه مي خواهد همه ملت هاي اسلام را در تحت سلطه ابرقدرت ها قرار بدهد، آنها را سر جاي خودشان بنشانند. ... (همان: 447) نقطه روشني كه در اين آخر عمر براي من اميدبخش است، همين آگاهي و بيداري نسل جوان و نهضت روشنفكران است كه با سرعت در حال رشد است؛ و با خواست خداوند تعالي به نتيجه قطعي كه قطع ايادي اجانب و بسط عدالت اسلامي است، خواهد رسيد. (همان 3: 115)
من به اين جنبش و بيداري عمومي كه در كشورهاي اسلامي عموماً و در ايران خصوصاً پديد آمده و به اين تنفر و انزجار عمومي از دستگاه هاي ظلم و وحشي گري و استعمار و استعمارگران، اميدها دارم. اين بيداري و تنفر عمومي، موقت و زودگذر نيست و تا پايان دادن به دستگاه جباران و خاتمه دادن به ظلم ستمكاران ادامه دارد و به دنبال ظلم بي حد دستگاه هاي جبار و محروميت هاي روزافزون ملت هاي ستمديده انفجاري است كه قدرت هاي دست نشانده اي را كه براي دربند كشيدن ملت ها و چاپيدن مخازن آنها گماشته شده اند در كام خود فرو مي برد و انتقام الهي از ستمكاران گرفته مي شود. (همان 267)
اما حالا باز اول كار است. شما خيال نكنيد ما رسيديم به مطلب و برويم بخوابيم سر جاي مان. خير قيام لله، الآن اول كار است. به حسب آن چيزي كه اهل معرفت مي گويند، منزل اول است يقظه؛ ما خيلي راه داريم الآن. (همان 5: 513)
منبع هفته نامه صبح صادق



من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم