چرا مي گوئيم بيداري اسلامي؟


سه عبارت و مفهوم «بهار عربي»، «بيداري انساني» و «بيداري اسلامي» براي توصيف و نامگذاري مجموعه قيام ها، خيزش ها و اعتراضاتي به كار مي رود كه از 18 دسامبر سال 2010 ميلادي در تونس آغاز و به سرعت به ساير كشورهاي عربي با نظام هاي استبدادي و سكولار در شمال آفريقا و جنوب غرب آسيا سرايت پيدا كرد.
عنوان بهار عربي را عموماً رسانه هاي غربي به كار گرفتند كه با الهام از «بهار پراگ» يعني دوره كوتاه آزادي هاي فردي و اجتماعي در كشور چك اسلواكي در سال 1968 بود. اين مفهوم به صورت ضمني سه ويژگي را به اعتراضات و قيام هاي كشورهاي اسلامي نسبت مي داد:
1- كوتاه بودن دوران اين قيام ها و خيزش ها
2- گرايش اين قيام ها و خيزش ها به آزادي هاي غربي و نظام ليبرال : دموكراسي
3- نفي ماهيت ديني و اسلامي و تلاش براي مصادره قيام ها
بيداري انساني را برخي از شخصيت هاي سياسي در داخل كشورمان به كار گرفتند كه ريشه در تحليل سطحي قيام ها و ارتباط آن با اراده آمريكا و غرب براي ايجاد تغييراتي كنترل شده داشت و آن را در راستاي استقرار دموكراسي در كشورهاي عربي براي مهار وقايع ناشي از بيداري ملت ها و مخالفت آنها با نظام هاي استبدادي مي دانست. اين نگاه با تأكيد به نقش آگاهي شهروندان اين كشورها، براي آن ماهيت انساني قائل شده و بيداري انساني را مناسب مي دانست تا بتواند پيامدهاي آن در كشورهاي غربي را نيز در قالب همين مفهوم بگنجاند.
در نگاه سوم، مفهوم بيداري اسلامي براي اين پديده به كارگيري شده كه شخصيت هاي مذهبي : انقلابي و در رأس آنها امام خامنه اي(مدظله العالي) از اين جمله اند. اين نامگذاري از آن روي صورت گرفت كه:
1- پروژه دموكراسي سازي يا استقرار دموكراسي هاي هدايت شده در كشورهاي اسلامي پس از تجربه روي كار آمدن دولت حماس با انتخابات و عدم نتيجه گيري از شيوه هاي دموكراتيك در عراق با شكست مواجه شده و در چند سال گذشته آمريكا و غرب به شدت براي حفظ نظام هاي استبدادي و وابسته حاكم بر كشورهاي عربي تلاش كرده اند كه سكوت آمريكا و همكاري ضمني آنها براي حفظ نظام هاي وابسته در يمن، عربستان، اردن و بحرين شاخص هاي آشكار اين تلاش غرب است.
2- تكرار الگوهاي رفتاري انقلاب اسلامي ايران در اين قيام ها و خيزش ها، مثل تكيه به راهپيمايي هاي خياباني و اعتراضات آرام و مردمي كه نشان از الهام بخش بودن انقلاب اسلامي و يا اسلام انقلابي براي آنها دارد.
3- انعكاس مضامين و ارزش هاي اسلامي در شعارها، روش ها و اقدامات در اين قيام ها مثل، شعارهاي «الله اكبر»، «لا اله الا الله»، انتخاب نماز جمعه براي شروع اعتراضات، قرآن بلند كردن، حضور زنان محجبه در اعتراضات، پايگاه قرار دادن مساجد، شهيد ناميدن كشته ها.
4- ويژگي هاي نظام هاي سياسي و حاكمان مورد اعتراض كه سكولار بودن، وابستگي به غرب، شكستن ارزش ها و هنجارهاي ديني و سخت گيري عليه گرايشات اسلامي و... در بين تمامي آنان مشترك است.
5- مطالبات و جهت گيري هاي پس از پيروزي كه تأكيد بر اجراي شريعت اسلامي در قوانين و احكام حكومتي را در تمامي اين قيام ها و انقلاب ها دنبال كرده اند.
6- اقبال عمومي به شخصيت ها و احزاب و گروه هاي اسلامي براي برپايي نهادهاي حكومتي پس از پيروزي كه نتايج انتخابات مجالس نمايندگان در مصر و تونس و شكل گيري فراكسيون هاي اسلامگرايان در آن نشانه اين اقبال مردمي به اسلامخواهان است.
7- اين خيزش ها پس از اطمينان جهان اسلام نسبت به كارايي بازگشت به هويت اسلامي براي كسب عزت و استقلال صورت گرفته كه در چهره نظام جمهوري اسلامي ايران و جنبش هاي حزب الله و حماس، موفقيت، استحكام و اثربخشي آن را تجربه كرده اند.
بنابراين ناميدن اين تحولات و قيام ها به بيداري اسلامي، بر پايه واقعيت ها و شاخص هاي عيني و مرتبط با آن است كه اگر الهام گيري خيزش هاي مردمي در غرب را به حساب آوريم بايد آن را بيداري ديني در عصر جديد دانست. اما در محدوده كشورهاي اسلامي بهترين عنوان همان بيداري اسلامي است.

 

منبع هفته نامه صبح صادق