انقلاب هاي مردمي يا انقلاب هاي فيس بوكي!
انقلاب هاي مردمي يا انقلاب هاي فيس بوكي!
رشد و گسترش روزافزون تكنولوژي هاي ارتباطي در سال هاي اخير حتي عرصه سياسي را نيز تحت تأثير خود قرار داده، به طوري كه كشورهايي چون آمريكا براي تحقق اهداف سياسي خود در عرصه ديپلماسي عمومي، بيشترين استفاده ممكن از رسانه هاي جديد از جمله، شبكه هاي اجتماعي را در دستور كار دارند.
بارزترين سابقه ذهني ما از شبكه هاي اجتماعي(فيس بوك، توئيتر، يوتيوب و...) به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم باز مي گردد. زماني كه دشمنان انقلاب اسلامي در آن سوي مرزها، بسترهايي را براي القاي دروغ بزرگ تقلب و همچنين هدايت آشوب ها فراهم آورده بودند.
برخي معتقدند هدايت اغتشاشات سال 88 در تهران يكي از اولين صحنه هاي حضور جدي شبكه هاي اجتماعي بنا بر تعريف ديپلماسي عمومي آمريكايي بود. اتاق هاي فكر فتنه سبز از آن سوي آب ها به شبهه افكني و تحريك جوانان با استفاده از فضاي شبكه هاي اجتماعي رو آوردند و با پوشش گسترده اخبار آشوب ها، تداوم شبهه افكني، تغذيه فكري مزدوران خود در داخل و هدايت عملياتي آنها در حقيقت به اتاق فرمان بحران و ناامني در كشور تبديل شدند.
مدتي از اين ماجرا نگذشته بود كه آتش انقلاب ها در كشورهاي اسلامي شعله كشيد و اينجا بود كه غرب و به ويژه رسانه هاي وابسته به استكبار در صدد بر آمدند تا انقلاب هاي اخير را به نوعي به شبكه هاي اجتماعي وابسته كنند. كه طي آن اخباري در خصوص تأثيرات شبكه هاي اجتماعي از جمله فيس بوك بر تحولات اخير خاورميانه و شمال آفريقا مطرح شد تا جايي كه برخي ها اين خيزش ها را «انقلاب هاي فيس بوكي» ناميدند و در ادعايي مضحكانه گفتند استفاده از اين شبكه به منزله اين است كه اين جنبش ها در راستاي سياست هاي غرب است!
اينكه جنبش هاي بيداري اسلامي و انقلاب هاي منطقه از شبكه هاي اجتماعي بهره برداري كرده اند، سخن گزافي نيست؛ اما نبايد غافل شد كه مانور غرب بر تأثير فيس بوك بر تحولات اخير، به نحوي كتمان واقعيت در حال رخ دادن در ممالك اسلامي است.
در همين راستا بود كه «توماس فريدمن» روزنامه نگار آمريكايي در تازه ترين نوشتار خود براي «نيويورك تايمز» با عنوان «چه بر سر انقلابي كه با فيس بوك به موفقيت رسيد، آمد؟» به اين واقعيت اذعان كرد كه با فيس بوك مي توان موج انقلابي به راه انداخت، اما نمي توان به اين موج، پس از رسيدن به ساحل، مسير بخشيد.
بنابراين بايد توجه داشت كه شبكه هاي اجتماعي، ابزاري مناسب براي ارتباط ميان ملت ها هستند، اما ابزار تغيير نظام سياسي در يك جامعه نيستند كه بتوانند انقلاب كنند؛ زيرا انقلاب و هر تغيير سياسي در فضاي حقيقي يك جامعه روي مي دهد، نه در يك فضاي مجازي.
لذا غرب و دست اندركاران جريان رسانه اي و شبكه هاي اجتماعي وابسته به آن بايد بدانند آنچه كه در جريان بيداري اسلامي مهم است، وزن كشي صحيح از عوامل دخيل در آن است كه در اين ميان، بيداري و هوشياري ملت هاي مسلمان به ويژه جوانان انقلابي حائز اهميت است. البته در مقاطعي، انقلابيون در راستاي اهداف ضداستكباري خود از فيس بوك و ساير شبكه هاي اجتماعي نيز بهره بردند، اما اين تلقي كه به دليل استفاده انقلابيون از فيس بوك، اهداف انقلاب ها نيز در راستاي اهداف غرب است، مغالطه اي است كه رسانه هاي غربي طي ماه هاي گذشته از آن براي فريب افكار عمومي بهره مي برند.
تجربه به كارگيري اين شبكه ها در جريان فتنه 88 هم نشان داد كه شبكه هاي اجتماعي مي توانند در حوزه جنگ رواني و رسانه اي در كوره حوادث بدمند و آنچه را كه در فضاي مجازي مي سازند، به برخي رگه هاي جامعه سرايت دهند. اما تا زماني كه پشتوانه مردمي توأم با ايمان و باور به يك هدف متعالي در كار نباشد، نمي توانند عامل يك تحول بنيادين و يا يك انقلاب شوند.
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم