ویژه نامه روز بسیج دانش آموزی

بسیج دانش آموزی

 

ویژگی های سازمان بسیج دانش آموزی

1- بسیج دانش آموزی قاعده هرم ارتش بیست میلیونی و دارای قانون مصوب و سازمان تعریف شده است.

2- كلیه برنامه ها و مراحل جذب، آموزش و سازماندهی اعضا، متناسب با سطح تحصیلی و خصوصیات روحی، سنی، جسمی و علاقمندی دانش آموزان ارائه و به اجرا در می آید.

3- فرماندهان و اعضای شورای واحدهای مقاومت از بین دانش آموزان مؤمن و متعهد بسیجی عضو واحد مقاومت انتخاب خواهندشد.

4- فعالیت های سازمان بسیج دانش آموزی با تنوع و انعطاف پذیری لازم به منظور ایجاد روحیه ایثار و فداكاری، مشاركت و مسئوولیت پذیری، خلاقیت و نو آوری تعاون و همكاری در دانش آموزان تعریف شده است.

5- كلیه فعالیت های متناسب با اوقات فراغت دانش آموزان در مدارس(واحدهای مقاومت ) و در محل سكونت از طریق پایگاه های مقاومت بسیج جوانان انجام می گیرد.

6- شعار پویندگان و پیشگامان؛ ایمان، قلم و شجاعت می باشد كه نمایانگر آرمان ایمانی و الهی بسیج دانش آموزی با درایت، آگاهی، شجاعت و استكبار ستیزی است.

بسیج دانش آموزی

امتیازات اعضای بسیج دانش آموزی

1- كلیه اعضای بسیج دانش آموزی بر اساس ماده 64 قانون استخدامی سپاه می توانند از امیتاز كسری دو ماه خدمت سربازی استفاده نمایند ، مشروط بر اینكه علاوه بر گذراندن آموزش آمادگی دفاعی مدارس در اردوی آموزشی متمركز 15 روزه بسیج كه معادل آموزش تكمیلی محسوب می شود، شركت نمایند.

2- براساس مفاد آیین نامه اجرایی ماده 201 قانون مقررا ت استخدامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امتیازاتی به شرح ذیل به بسیجیان تعلق می گیرد.

ماده 10 . آیین نامه .بسیجیانی كه حداقل دارای مدرك تحصیلی دیپلم و حایز یكی از شرایط زیر باشند، مشمول قانون ایجاد تسهیلات برای ورود رزمندگان و جهاد گران داوطلب بسیجی به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی كشور –مصوب 1374 و آیین نامه اجرایی آن هستند:

الف. بسیجیانی كه موفق به حفظ حداقل (15) جزء قرآن كریم یا 3/1نهج البلاغه شده یارتبه اول حفظ و قرائت قرآن كریم را در سطح كشور كسب كنند.

ب. بسیجیانی كه دارای درجه رزمجو و بالاتر بوده وحداقل (100)امتیاز داشته باشند.

ج. بسیجیانی كه به دلیل ابراز رشادت و شایستگی موفق به اخذمدال از فرماندهی معظم كل قوا شده یا می شوند.

د. بسیجیانی نمونه ( در هر سال و در هر استان یك نفر )

ه. بسیجیانی كه در زمینه های علمی ، فرهنگی و ورزشی رتبه اول را دركشور كسب كنند.

ماده 11. وزارت آموزش و پرورش موظف است كلیه خدمات مدارس ایثارگران را به بسیجیانی كه حداقل (50) امتیاز كسب كرده باشند ، ارائه نماید و كلاس های تقویتی به منظور تقویت بنیه علمی آنان برای ورود به مراكز آموزش عالی كشور تشكیل دهد.

3- اعضای بسیبج دانش آموزی می توانند بر اساس میزان همكاری خود با واحد مقاومت از امتیازات شركت در اردوهای آموزشی ، علمی و فرهنگی استفاده نمایند.

4- كلیه برنامه ها و مراحل جذب ، آموزش و سازماندهی اعضاء متناسب با سطح تحصیلی و خصوصیات روحی ، روانی ، جسمی و علاقمندی دانش آموزان ارائه و به اجرا در می آید.

5- دانش آموزان بسیجی می توانند از امتیازات شركت در كنكور آزمایشی و المپیادهای علمی بسیجی استفاده نمایند.

6- اعضای سازمان بسبج دانش آموزی می توانند با توجه به ارتقای جایگاه سازمانی از امتیازات اردوی طرح ولایت و آموزش های عقیدتی ، سیاسی و نظامی استفاده نمایند.

معرفی برخی از برنامه های بسیج دانش آموزی

گرامیداشت مناسبت ها و ایام الله

*مَن عَرَفَ الایَّامَ لَمْ یَغْفُلْ عَنِ الاِسْتِعدادِ

مردمی كه ایام (وتحولات آن را) نیك بشناسند، از زمینه سازی و آمادگی، غفلت نمی ورزند.امام علی (علیه السلام)

در تاریخ هر ملتی، روزها و ایام خاصی وجود دارد كه یاد آور حوادث و وقایع مهم تاریخی است؛ به گونه ای كه از آن روزها، به عنوان روزهای سرنوشت ساز تعبیر می گردد.

گرامیداشت ایام ا... یادآوری و ذكر حماسه ها، جوانمردی ها و ناجوانمردی ها، دشمنی ها و دوستی ها، شكست ها و پیروزی ها، جنگ ها و صلح ها، حركت ها و مقاومتهایی است كه مسیر تاریخ این ملت بیدار و زنده را دگرگون ساخته و راه نیل به كمال انسانی و آزادی و شرافتمندی و استقلال و آقایی را برای همه آزاداندیشان این مرز و بوم هموار ساخته است. ولادتها و مبارزات ائمه معصومین(علیه السلام) با طواغیت زمان، وقایع پرحماسه و جاودان در تاریخ مبارزات اسلامی ملت ایران به زعامت روحانیت آگاه تا تشكیل و استمرار نظام مقدس جمهوری اسلامی به رهبری امام راحل همگی از مناسبت ها و ایامی است كه می بایستی بزرگ داشته شود و از باب فَذَّكِّر اِنَّ الذِّكْری تَنْفَعُ الْمؤمِنینْ مورد درس آموزی و عبرت از تاریخ شود.

بسیج دانش آموزی در تبعیت از مقام ولایت و امامت مسلمین، رهبر كبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) كه می فرمایند:« برملت شریف ماست كه این«ایام ا...» را كه هدیه هایی از عالم غیب ربوبی است با جان و دل، حفظ و با چنگ و دندان، نگهداری كنند.» به مناسبت های مختلف برنامه های متنوعی پیش بینی می نماید كه برخی به صورت متمركز مانند بزرگداشت هفته دفاع مقدس، 8 آبان روز بسیج دانش آموزی و هفته بسیج مستضعفین، دهه فجر انقلاب اسلامی، و هفته گرامیداشت مقام معلم، سوم خرداد روز فتح و پیروزی خرمشهر و .... برنامه ریزی و هدایت و پشتیبانی می شود و برخی دیگر با توجه به تقویم مناسبت ها و ایام ا... های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، تاریخی، و روز شمار عملیات های رزمندگان اسلام در 8 سال دفاع مقدس با ابتكار و خلاقیت و همیاری و مشاركت دانش آموزان عضو در سطح مدرسه برنامه ریزی و اجرا می گردد و مانند روز 13 آبان، روز نوجوان، روز جوان، روز درختكاری، هفته كمك به محرومین و مستضعفان و... حضور همه دانش آموزان عزیز بسیجی را شاهد هستیم .

یادواره سراسری شهید فهمیده و شهدای دانش آموزی كشوری

*در سرگذشت ملتها و جوامع گوناگون بسیارند افرادی كه با خلق حماسه ای نام خود را در تاریخ آن ملت به یادگار می گذارند. اما حماسه هشت سال دفاع مقدس و دلاور مردی افتخار آفرینانی چون شهید فهمیده و بیش از 36 هزار فهمیده های تاریخ پر بار انقلاب اسلامی ایران، موضوعی است كه قلمها و گفتار ها از بیان عظمت آن عاجزند. سرگذشت دلاورمردان كوچكی كه با سن و سال كم و اندك خود غرور آفرین و بزرگی را آفریدند.

سازمان بسیج دانش آموزی به عنوان میراث گران سنگ آن نوجوانان و جوانان غیرتمند، یكی از مهمترین وظایف و اهداف خود را زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن الگوهای راستین قرار داده و برای الگو پردازی از حماسه«كوچكهای بزرگ » یادواره سراسری شهید فهمیده و شهدای دانش آموز كشور را همه ساله از یكم تا هشتم آبان ماه برگزار می نماید.

اگر چه برخی از برنامه های یادواره مانند برگزاری كنگره مركزی و فراخوان علمی مقالات و تبلیغات سراسری, چاپ پوستر ها و تراكت های تبلیغاتی بیشتر به صورت متمركز انجام می شود، و لی به دلیل آنكه مخاطب اصلی این یادواره، دانش آموزان فداكار میهن اسلامی و بسیجیان سلحشور و بیدار دل هستند، لذا عمده فعالیت های این یادواره با تشكیل ستادی مركب از رئیس، مربی پرورشی، دبیران علاقمند و مسئوولین بسیج دانش آموزی آموزشگاه، به منظور برنامه ریزی و اجرای برنامه های متنوع وقابل اجرا در صحن مدرسه پیش بینی می گردد كه در ذیل به برخی از این برنامه ها اشاره می شود.

1- به صدا در آمدن زنگ مدارس با عنوان زنگ« شجاعت .»

2- برگزاری مراسم صبحگاه با دعوت از خانواده معظم شهدا و ذكر خاطره و یا وصیت نامه شهید در روز هشتم آبان ماه كه مصادف با روز بسیج دانش آموزی می باشد.

3- آذین بندی و فضا سازی مدرسه با پرچم، پلاكارد، پوستر، و تصاویر شهدای دانش آموز

4- حضور دانش آموزان بسیجی با لباس مصوب بسیجی در مدرسه از اول تاهشتم آبان ماه.

5- اعطای لوح افتخار و دیپلم افتخار به خانواده معظم دانش آموزان شهید.

شعار پویندگان و پیشگامان؛ ایمان، قلم و شجاعت می باشد كه نمایانگر آرمان ایمانی و الهی بسیج دانش آموزی با درایت، آگاهی، شجاعت و استكبار ستیزی است.

6- برگزاری مسابقات موضوعی مثل مقاله نویسی، معارف و علوم قرآنی ، حفظ حدیث و... .

7- برگزاری مسابقات ورزشی.

8- برگزاری اردوهای یك روزه، فرهنگ، ورزشی.

9- تهیه روزنامه دیواری با ستو نهای ویژه به این مناسبت.

10- تلاش در جهت جمع آوری و انتشار آثار شهدای دانش آموز مدرسه.

11- نصب و پرده برداری از لوح یا بنای یاد بود شهدای مدرسه.

12- نصب و پرده برداری ازگنجینه آثار شهدا و بسیج دانش آموزی مدرسه.

13- ثبت نام از دانش آموزان داوطلب جدید عضویت در بسیج.

14- ساماندهی اعضای قدیم و سازماندهی اعضای جدید بسیج مدرسه.

15- تشكیل هسته های عملی، ادبی، فرهنگی و... .

16- روز هشتم آبان ماه سال جاری مصادف با روز اول ماه پرفضیلت شعبان است و فریضه مستحبی«روزه» سفارش گردیده است، لذا حتی الإمكان اعضای بسیج دانش آموزی در یك حركت نمادین در این روز اقدام به گرفتن روزه نمایند.

17- دیگر برنامه ها و فعالیت های ابتكاری دانش آموزان كه به مناسبت بزرگداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر پیش بینی و اجرا می گردد.

طرح ولایت بسیج دانش آموزی

حضور جوانان در عرصه های مختلف اجتماعی برای تداوم انقلاب اسلامی و سازندگی كشور ازضروریاتی است كه قطعاً با دیدگاه بسیج برخاسته از تعالیم متعالی اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و سلم) از خواسته های مهم نظام مقدس جمهوی اسلامی است.

سازمان بسیج دانش آموزی كه تشكلی خاص جوانان و نوجوانان می باشد، به منظور ارتقای بینش عقیدتی، سیاسی اعضا و آشنایی آنان با مبانی اندیشه اسلامی، طرح ولایت بسیج دانش آموزی را از سال 1367 با دو شیوه آموزش حضوری و غیر حضوری طراحی و به اجرا گذاشته است.

الف- شیوه حضوری

در این روش ابتدا بر اساس ضوابط و معیارهای مشخص و با توجه به ظرفیت اردوگاههای متمركز و غیر متمركز و برابر سقف ابلاغی، دانش آموزان واجد شرایط برگزیده می شوند و طبق زمانبندی معینی در اردوهای یك هفته ای علمی، آموزشی و تفریحی طرح ولایت شركت می نمایند.

ب- شیوه غیر حضوری (مكاتبه ای )

دانش آموزان شركت كننده در اردوهای علمی، آموزشی، تفریحی طرح ولایت بسیج دانش آموزی پس از قبولی در امتحان پایانی به دفتر طرح ولایت بسیج دانش آموزی كه در شهرستان قم مستقر می باشد معرفی و پس از ورود اطلاعات مربوطه به رایانه، در سیر مراحل اتصال آموزش مكاتبه ای قرارمیگیرد.

دفتر طرح ولایت بسیج دانش آموزی مستقر در قم علاوه بر مسئوولیت ارتباط مكاتبه ای با دانش آموزان عضو، آمادگی دارد. به منظور پاسخگویی به شبهات، سئوال ها و ابهامات اعتقادی، سیاسی و اجتماعی اعضای بسیج دانش آموزی با استفاده از كارشناسان و صاحب نظران مجرب علوم اسلامی اقدام نماید لذا دانش آموزان عزیز می توانند با آدرس قم – صندوق پستی شماره 3961-57185 مكاتبه نمایند.

ورزش و تربیت بدنی در واحدهای مقاومت

ورزشها در بسیج دانش آموزی بر دو قسم است

الف- ورزشهای عمومی و همگانی

یكی از مهم ترین روشهای عمومی كردن ورزش، حضور جمعی ورزشكاران در زمانی معین و پرداختن به حركات نرمشی و ورزشی به صورت گروهی است. در اجرای این برنامه دانش آموزان عضو بسیج مدرسه می توانند با یك برنامه ریزی منسجم حداقل 20 دقیقه قبل از شروع مراسم آغازین مدرسه در محوطه حیاط مدرسه حضور پیدا كرده و با سر دادن شعارهای جمعی، حماسی و انقلابی به ورزش عمومی بپردازند. این برنامه علاوه بر تاثیر تبلیغاتی در بین دیگر دانش آموزان و ایجاد زمینه های حضور آنان در این حركت جمعی، موجب نشاط و شادابی و آمادگی برای حضور فعال بر سر كلاس درس می شود.

ب- ورزشهای اختصاصی

سازمان بسیج دانش آموزی به تفكیك مقاطع تحصیلی اقدام به تشكیل تیم های ورزشی، برگزاری مسابقات در سطح مدرسه، حوزه های مقاومت، شهرستانها، استان ها و نهایتاً با برگزاری مسابقات جشنواره بزرگ فرهنگی، ورزشی بسیج دانش آموزی موجبات حضور ورزشكاران پر تلاش بسیجی را در عرصه های رقابت كشوری فراهم می سازد. مسابقات پنجگانه بسیج دانش آموزی در رشته های دو میدانی، فوتبال، والیبال، پینگ پنگ و شنا در زمانبندی های مشخص از مدرسه تا مركز و حضور در جشنواره فرهنگی، ورزشی برگزارمی گردد.

تبصره: افزایش رشته ها متعاقباً اعلام خواهد شد.

انتشارات

با توجه به اهمیت و جایگاه چاپ و كارهای انتشاراتی در رشد و ارتقای سطح آگاهی ها و دانش عقیدتی، سیاسی و اجتماعی اعضای بسیج دانش آموزی و ایجاد یكنواختی و همسانی در فعالیت های متنوع واحدهای مقاومت، سازمان بسیج دانش آموزی اقدام به یك سری كارهای انتشاراتی نموده است كه بحمدا... با استقبال خوب دانش آموزان عزیز و مسئوولین بسیج دانش آموزی در سطوح مختلف قرار گرفته است.

چاپ كتابهای توجیهی، آموزشی، نشریه دانش آموزی پیشگامان، مسابقات تصویری گلباران، روزنامه دیواری، پوستر و تراكت و تقویم دیواری از جمله فعالیت های انتشاراتی سازمان بسیج دانش آموزی در یكسال گذشته بوده است كه انشاء ا.. با تلاش بیشتر و انتشار مكتوبات جدید امیدوار هستیم بتوانیم گامی هر چند كوتاه در جهت رضایت واحدهای مقاومت و اعضای محترم بسیج دانش آموزی برداریم.

در این میان از فرماندهان محترم و دیگر مسئوولین فرهنگی، پرورشی حوزه ها و واحدهای مقاومت انتظار داریم اقدامات ذیل را به عمل آورده و ما را در هر چه غنی تر كردن فعالیت های انتشاراتی یاری رسانند.

وظایف دسته های فرهنگی در رابطه با نشریات سازمان بسیج دانش آموزی

1- توزیع یا نصب نشریات، روزنامه دیواری، تراكت و... در سطح اعضای واحد مقاومت مربوطه.

2- تبلیغ و تفهیم اطلاعیه ها و در خواستهای مجله از دانش آموزان به اعضای واحد مقاومت مربوطه.

3- تشویق دانش آموزان عضو به ایجاد ارتباط و همكاری با مجله.

4- ارسال اخبار، مطالب، شعر، داستان، خاطره و... برای مجله باذكر نام نویسنده یا ماخذ.

5- شناسایی دانش آموزان بسیجی نمونه و ممتاز در زمینه های مختلف و ارسال مدارك به سازمان جهت درج و معرفی آنان در نشریات.

6- ارسال نظرات شخصی و گروهی اعضا، در ارتباط با نوع و چگونگی برگزاری مسابقات و زمانبندی ارسال پاسخ دانش آموزان.

7- شناسایی سئوال ها، ابهامات و شبهات دانش آموزان بسیجی(و یا سایر دانش آموزان ) به سازمان جهت ارائه پاسخ مناسب توسط كارشناسان و چاپ پاسخها در نشریات سازمان بسیج دانش آموزی.

8- ارسال پیشنهادات و انتقادات در خصوص كلیه برنامه ها و فعالیت های بسیج دانش آموزی به سازمان بسیج دانش آموزی.

طرح بازدیدهای علمی 

با توجه به كمبود امكانات در مدارس و همچنین عدم امكان ارائه عملی بعضی مطالب درسی، فهم موثر و عمیق مطالب درسی بخصوص در زمینه علوم تجربی با مشكلاتی مواجه می باشد. بنابراین یكی از شیوه های موثر در مورد استقبال دانش آموزان در زمینه ارتقاء سطح تحصیلی آنان، اجرای برنامه های بازدید علمی است و این شیوه از برنامه های شناخته شده و مورد قبول عموم كارشناسان می باشد بر این اساس واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی می توانند با اجرای این طرح مقداری از مشكلات تحصیلی دانش آموزان بسیجی را مرتفع نموده و موجبات ارتقای دانش علمی و فن آوری صنعتی را فراهم سازند.

اهداف طرح

1- تقویت بنیه علمی دانش آموزان بسیجی در سطوح مختلف تحصیلی از طریق آشنا نمودن آنان با پیشرفت ها و آخرین فن آوری صنعتی، علمی، كشاورزی و...

2- آشنایی با كاربرد علوم و ارتقاء سطح معلومات و فراهم كردن امكان فهم عمیق مطالب درسی.

3- فراهم كردن امكان جذب دانش آموزان مستعد و ممتاز به بسیج دانش آموزی .

روشهای بازدید

1- بازدید آموزشگاهی 2- بازدید شهرستانی

در روش اول مسئوولین واحد مقاومت با همكاری مدیریت آموزشگاه و فرماندهی حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی متبوع، نسبت با هماهنگی با یكی از مراكز علمی، صنعتی، كارخانجات و كارگاههای تولید و یا مراكز آموزشی و تحقیقاتی اقدام نموده و طی یك برنامه ریزی منسجم و با اعلام قبلی نسبت به اعزام دانش آموزان علاقمند و بازدید ازمكان یا مركز مورد نظر اقدام می نماید و سپس طی یك مسابقه كتبی ره یافت ها و آموزه های دانش آموزان را دریافت و به بهترین آثار جوایزی اهدا می گردد.

در روش دوم این اقدام با برنامه ریزی متمركز حوزه های مقاومت بسیج دانش آموزی از مراكز یاد شده كه در فواصل بیشتری نسبت به شهر مربوطه هستند و یا در شهرها و استان های مجاورند بازدید به عمل می آید.

 

آموزش آمادگی دفاعی در مدارس

جشنواره فرهنگی ورزشی بسیج دانش آموزی

مسابقات مقاله و انشا نویسی

اردوهای بسیج دانش آموزی

جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام القرای اسلام با هدف احیای سنتهای نبوی هم اكنون گام بلندی را به منظور نو سازی معنوی فرد فرد جامعه انقلابی بر می دارد و می رود تا زمینه ساز انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) گردد.

در این زمان حساس كه شبیخون فرهنگی تیرهای زهر آلود خود را به سمت نسل جوان امروز ایران اسلامی نشانه رفته است، هر اقدامی كه بتواند به درونی كردن ارزشها منبعث از شریعت دین اسلام در نسل آینده منجر شود، اهمیت و اولویت ویژه ای داشته و باید در تقویت آن تلاش نمود.

ایام تابستان همیشه در ذهن مسئوولان امر تعلیم و تربیت به عنوان یكی از مغتنم ترین زمان ها جهت گذراندن تفریحات سالم و هدفمند و نیز آموزش علوم مختلف به منظور نهادینه كردن ارزشهای اسلامی تلقی می شود. در همین زمینه برای غنی سازی و پرنمودن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان اردوهای بسیج دانش آموزی با دو شیوه استانی و كشوری همه ساله با اهداف زیر برگزار می شود:

1- ایجاد محیطی سالم، با نشاط و سر گرم كننده به منظور پر كردن اوقات فراغت و رفع خستگی ناشی از یكسال تلاش تحصیلی و خدمت صادقانه در واحدهای مقاومت.

2- خود باوری، خود اتكایی و بر خوردار شدن دانش آموزان بسیجی از روحیه جمع گرایی و حضور در فعالیت های فرهنگی – سیاسی – اجتماعی.

3- ایجاد زمینه های بروز خلاقیتها – ابتكارات و توانمندی های دانش آموزان.

4- تشریح برنامه ها- فعالیت ها و سازماندهی بسیج دانش آموزی به منظور تحكیم و – حفظ و انسجام ارتباطات سازمانی و ایجاد زمینه های جذب نیروهای جدید. مشخصات هر اردو متناسب با اهداف و نوع برنامه ها از قبل به مسوولین مربوطه اعلام می گردد.

ثبت عملكرد واحدهای مقاومت بسیج

به منظور اطلاع دقیق و منظم از روند اجرای برنامه ها و فعالیتهای واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی، ارزیابی عملكرد واحدها، ازمیان برداشتن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت برنامه ها در بسیج دانش آموزی، اقدام به تهیه جزوه ثبت عملكرد واحد مقاومت می گردد، كه انشاءا... همزمان با شروع سال تحصیلی این جزوه ها در اختیار واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی قرار داده خواهد شد.

ثبت عملكرد و انعكاس فعالیت های واحدهای مقاومت مطابق دستور العملی كه به همراه جزوه ارسال می گردد در واحدهای مقاومت مورد بهره برداری قرار می گیرد. بدیهی است ملاك تعیین میزان موفقیت واحدهای مقاومت در اجرای فعالیت ها، اطلاعات و مطالبی است كه در جزوه ثبت عملكرد درج می گردد و بر همین اساس رتبه بندی و امتیاز دهی واحدها انجام خواهد شد.

تجهیز واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی

اگر چه ابتكار و خلاقیت و نو آوری اعضای بسیج دانش آموزی در اجرای برنامه ها و فعالیت ها نقش عمده و اساسی را ایفا می كند، ولی وجود حداقل امكانات مورد نیاز بسیج دانش آموزی می تواند این تشكل دانش آموزی را در اجرای ماموریت های خود تقویت نموده و به محتوای برنامه ها غنا و استحكام بیشتری بخشد.

سازمان بسیج دانش آموزی با شعار پایگاه محوری و حوزه محوری در راستای تقویت بیش از پیش واحدها و حوزه های مقاومت بسیج دانش آموزی با شیوه ای ممتاز و در حد مقدورات و امكانات، اقدام به تجهیز واحدها و حوزه های مقاومت نموده است.

همه ساله تعدادی از رده های فوق الذكر در طرح تجهیز لحاظ شده و با ارسال فرم های مخصوص، فرماندهان واحدهای مقاومت می توانند با توجه به شرایط فعالیت دانش آموزان در مدرسه و امكانات تكمیلی كه در اختیار بسیج مدرسه قرار گرفته است بر اساس اولویت بندی نیازمندیهای واحد مقاومت مربوطه كه قابل استفاده برای غنی سازی محتوایی برنامه ها و فعالیت های فردی و گروهی دانش آموزان عضو است را پیش بینی و نسبت به درخواست برخی اقلام قید شده برابر سقف ریالی در نظر گرفته شده اقدام نمایند.

امید است با توجه به محدودیتها و كمبودهای موجود، حداكثر بهره وری از حداقل امكانات موجود و تخصیصی به عمل آید. البته امكاناتی كه از سوی بسیج دانش آموزی به مدارس واگذار می شود بسیار محدود است و لیكن فرماندهان واحد، بایستی از طریق مدیریت مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان، كمك های دانش آموزان و سایر منابع مردمی و دولتی، امكانات لازم برای فعالیت اعضا را فراهم نماید.

 

منبع : بسیج

اول ذیحجه سالروز ازدواج حضرت علی با فاطمه علیهما السلام بر همه شیعیان مبارک باد

ويژه نامه اي به مناسبت اول ذيحجه،
سالروز ازدواج اميرمؤمنان (عليه السلام)
با حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)

ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع)
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

پيشنهاد به علي
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام) را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند. علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟ ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري، و از موقعيت خود و علاقه ايكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند ولي پيغمبر صلي الله عليه وآله دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

افكار خفته بيدار مي شود
اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچگونه توجه نداشت. علي (ع) اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود: تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر(1). او بخوبي مي دانست كه اگر همسري چون فاطمه را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست.

علي (ع) به خواستگاري مي رود
اين پيشنهاد علي را تحت تأثير قرار داد بطوريكه دست از كار كشيد و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عباي تميزي بر تن كرد و به خدمت رسول اكرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پيغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز كن. كوبنده در شخصي است كه خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و رسول را دوست دارد.

عرض كرد: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت، كيست كه نديده درباره اش چنين داوري مي كني؟

فرمود: اي ام سلمه! مردي دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمويم و محبوب ترين مردم نزد من است.

ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز كرد. علي (ع) داخل منزل شد، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست. از خجالت سرش را به زير انداخت، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد. مدتي هر دو خاموش بودند. بالاخره پيغمبر (ص) سكوت را شكست و فرمود: يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي كه از اظهار آن خجالت مي كشي؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش كه تمام خواسته هايت قبول مي شود.

عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربيت وتأديب من كوشش نمودي و به بركت وجود شما هدايت شدم. يا رسول الله! به خدا سوگند اندوخته دنيا و آخرت من شما هستي. اكنون موقع آن شده كه براي خود همسري انتخاب كنم و تشكيل خانواده دهم، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحتيهاي خويش بكاهم. اگر صلاح بداني و دختر خود فاطمه عليها السلام را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.

رسول خدا كه در انتظار چنين پيشنهادي بود صورتش از سرور و شادماني بر افروخته شد، فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را درچهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست (2).

توافق
رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل وعيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!

عرض كرد : آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوشزبان بوده ايد.

فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي (3).

خطبه عقد
پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.

علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.

پيغمبر (ص) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.

علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.

مسلمانان به پيغمبر (ص) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟

رسول خدا پاسخ داد: آري

پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.

مذاكره عروسي
علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.

روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (ص) برويم.

علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.

ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (ص) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.

پيغمبر (ص) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.

وقتي علي (ع) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.

عرض كرد: آري يا رسول الله.

فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.

سپس به همسرانش فرمود: فاطمه را زينت كنيد و خوشبويش نماييد و اطاقي را برايش فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم (4). مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه (5) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت(6).

پي‌نوشت‌ها:
(1)ذخائر العقبي ص 26.
(2)بحار الانوار ج 43 ص 127 ذخائر العقبي ص 29
(3)بحار الانوار ج 43 ص 127
(4)بحار الانوار ج 43 ص 130 ـ 132
(5)مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 349
(6)بحار الانوار ج 43 ص 6 و 7
 

شهادت امام جواد (ع)بر همه شیعیان تسلیت باد

به بهانه شهادت امام جواد(ع)

حج به نيابت از امام زمان

موسي بن قاسم گويد: به ابي جعفر ثاني امام جواد(ع) گفتم: خواستم به عوض شما و پدرتان طواف كنم، ولي مي گويند از طرف اوصيا، طواف صحيح نيست. امام فرمود: نه، هر قدر بتواني طواف كن، اين كار جايز است.
بعد از سه سال، مجدداً خدمت حضرت رسيدم به آن حضرت گفتم: چندي قبل از شما اجازه خواستم كه از جانب شما و پدرتان طواف كنم، شما اجازه فرموديد، به كمك خدا از طرف شما طواف كردم، بعد چيز ديگري به نظرم آمد و به آن عمل كردم؟ امام فرمود: آن چيست؟
گفتم: يك روز از طرف رسول الله (صلي الله عليه و آله) سه بار طواف كردم، در روز دوم از طرف اميرالمومنين (ع) طواف بجاي آوردم، در روز سوم از جانب امام حسن(ع) و در روز چهارم از طرف امام حسين(ع)، روز پنجم به عوض علي بن الحسين، روز ششم از ابي جعفر محمد بن علي، روز هفتم از جعفر محمد، روز هشتم از جانب پدرت موسي بن جعفر، روز نهم از جانب پدرت علي بن موسي(ع)، روز دهم از جانب شما اي آقاي من! اينها كساني هستند كه به ولايت شان عقيده دارم.
حضرت جواد(ع) فرمود: به خدا قسم به ديني اعتقاد داري كه خداوند از بندگان غير آن را قبول ندارد. گفتم: گاهي هم از جانب مادرت فاطمه (س) طواف كردم وگاهي نكردم، فرمود: اين كار را زياد كن، اين ان شاء الله افضل اعمالي است كه مي كني.
در اين نقل چند نكته عبرت آموز نهفته است:
اول: چنانچه خداوند متعال امر كرده است انسان بايد مسائل و مشكلات خود را از اهل علم و خرد پرسش كند «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» (انبيا: 7) ناداني و ندانستن برخي امور شايد در بادي امر قبيح نباشد، چرا كه هر انساني علم محدود دارد و قادر نيست به همه علوم آگاهي پيدا كند و حتي عالم به يك علم هم ممكن است كنه و حقيقت آن علم را درك نكند. از اين رو جهالت و ناداني مذموم نيست، آنچه ناپسند است اين است كه انسان جاهل به دنبال كسب علم نرود و حتي بدتر از آن برمبناي جهل خود عمل كند و گاه فتوا دهد! در روايت فوق موسي بن قاسم هنگامي كه سوالي شرعي برايش پيش مي آيد خدمت امام و مولايش مي رسد تا از او كه مصداق اتم و اكمل اهل ذكر است سوال خويش را بپرسد. او مي توانست به علم خود غره شود و با توجيهاتي ساده عملي را كه حس مي كرد صحيح است انجام دهد، اما چنين نمي كند و به توصيه قرآن عمل مي كند تا در گرداب جهل خود گرفتار نشود چه بسا عملي كه در ظاهر نيكو است، اما سبب ايجاد بدعتي در دين شود.
دوم: بر مبناي اعتقاد مكتب حق تشيع ولايت باطن و سر همه اعمال عبادي ماست. «بموالاتكم تقبل الطاعه المفترضه » امام صادق(ع) فرمود: به خدا سوگند اگر بنده اي خداوند را هزار سال عبادت كند به اندازه اي كه رگ گردن او فرتوت شود، ولي با كينه ما اهل بيت(عليهم السلام) بميرد، خداوند تمام اعمال او را به خودش برمي گرداند. از اين رو شيعه بايد ابتدا در معرفت امام(ع) خويش بكوشد و پس از آن محبت امام را در دل خويش روز به روز افزون كند و همچنين سعي كند اين معرفت و محبت استمرار داشته باشد و به اين امر آگاه باشد كه در پس اعمال عبادي او ولايت نهفته است. از اين جهت هنگامي كه به نماز مي ايستد روح حقيقي نماز كه اميرالمومنين و اولادش هستند را مشاهده مي كند و مي داند نمازي مورد قبول است كه متصل به ولايت باشد. ديگر عبادات مانند حج و روزه و جهاد و ... نيز اين گونه است. حال كه جان و سرشت عبادت، ولايت است چه نيكوست انسان در اعمال عبادي خود به ياد جان و روح عمل باشد و نماز و حج مستحبي خويش را به نام صاحب اصلي عمل انجام دهد به عنوان مثال نماز شبش را به نيابت از يكي از معصومين(عليهم السلام) اقامه كند و هنگامي كه زيارت مشاهد مشرفه و يا حج مي رود از جانب ولي خود اعمالش را انجام دهد. چنين شخصي وقتي عملي را از جانب مولايش انجام مي دهد سعي مي كند در انجام آن دقت مضاعف كند تا آنچه تقديم مولايش مي كند ناقص و داراي كمبود نباشد و اين امر سبب كمال عبادت او مي شود.
حج رفتن به نيابت از امام زمان(عج) يكي از اعمال عبادي است كه در ترقي و كمال انسان موثر است. امام جواد(ع) در پاسخ به سائل چنين حجي را جايز مي شمارد چه آنكه در آن زمان امام زنده و حاضر موسي بن قاسم حضرت جوادالائمه(ع) بوده است. امام جواد(ع) حتي به چنين عملي او را تشويق و برايش دعا مي كند.
در دوران غيبت نيز اگر شخصي به نيابت از امام زمان حج بجا آورد بي شك مورد دعا و تشويق حضرت قرار خواهد گرفت و چه سعادتي از اين بالاتر كه مولاي انسان براي او دعاي خير كند. در كتاب شريف «مكيال المكارم» در بيان وظايف منتظران نسبت به امام زمان(عج) ده ها وظيفه را ذكر مي كند و وظيفه بيست و پنجم را حج به نيابت از حضرت عنوان مي دارد و مي نويسد: و اين كار بين شيعيان در روزگار قديم متداول و مرسوم بوده، و بر خوبي و رجحان اين عمل - اضافه بر اين كه خود صله و نيكي و مودت از طرف مومن به امام زمانش (ع) مي باشد - چندين روايت دلالت دارد كه در كتب علماي ما ذكر شده، از جمله: اخباري است كه در استحباب حج به نيابت از مومنين به طور مطلق آمده و فضيلت آن بيان شده است، مانند: روايت ابن مسكان كه در كافي از حضرت امام صادق (ع) آمده كه راوي گويد: به آن حضرت عرضه داشتم: كسي از سوي شخص ديگري حج بجاي مي آورد چقدر اجر و ثواب براي او خواهد بود؟ فرمود: «براي كسي كه از سوي شخص ديگري حج مي كند اجر و ثواب ده حج خواهد بود.» نيابت در حج از سوي مولاي مان حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) قدرش بالاتر و ثوابش برتر است، زيرا كه آن حضرت مقامش از همه اهل ايمان بالاتر و شأن و اجرش از تمامي آنان برتر است به همين نسبت اجر و پاداش حج نيابتي براي ايشان اجر بيشتري دارد.

 

سياسيون «از ياد رفته»!

 سياسيون «از ياد رفته»!

 

كمتر از چهار ماه به انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي باقي نمانده است و فضاي كشور بار ديگر در حال آماده شدن براي برگزاري انتخابي حساس است.
در اين بين، جرياني كه بخشي از هدايت فتنه سال 88 را برعهده داشت، خود را خارج از گود انتخابات ديده و به شدت دچار چالش و سردرگمي است وبراي تجديد حيات مجدد خود در حال تكاپوست و راهكارها و ترفندهاي مختلفي را مورد بررسي قرار داده است كه يك نمونه از اين اقدامات، صدور بيانيه اي به امضاي 63 نفر از مجرمان حوادث پس از انتخابات است.نوشتار مذكور حاوي نكات قابل ملاحظه اي است كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
1- اين بيانيه با زير سوال بردن انتخابات در جمهوري اسلامي آغاز مي شود. به واقع به كارگيري تعبير «انتخابات نمايشي»، ادعايي تكراري است كه اين جريان بعد از شكست سران فتنه در انتخابات 22 خرداد 88 باب كرده و اين بار براي زير سوال بردن انتخابات مجلس تكرار مي كند. در حالي كه نبايد فراموش كرد اين مدعيان نمايشي بودن انتخابات، خود اغلب روزگاري نه چندان دور در اين نظام عضو مجلس و يا كابينه بوده و توسط همين انتخابات نمايشي؟! شهرت يافته و به قدرت رسيده اند.
2- فرصت طلبي و بهره برداري سياسي از اختلافات ايجاد شده بين مجلس و دولت و اختلاس شكل گرفته در نظام بانكي، نيز بخش ديگري از اين نوشتار را به خود اختصاص داده است و اين در حالي است كه ملت، اختلافات مجالس و دولت هاي پيشين را فراموش نكرده و بخشي از آن را طبيعي مي دانند كه نه تنها نشان ضعف نيست، بلكه از نقاط مثبت نظام سياسي قلمداد مي كنند. ضمن آنكه معلوم نيست مدعيان تكثرگرايي چرا از اختلافات طبيعي ايجاد شده نگرانند! و حاضر نيستند اين اختلاف نظر و تكثر را به رسميت بشناسند!
همچنين فساد اقتصادي هر چند از هركس صورت گيرد مذموم است اما سوال اساسي آن است كه چه كساني در دهه 70 و 80 هشدارهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي نسبت به رشد نوكيسه گان فرصت طلب و ضرورت مبارزه با فساد اقتصادي را جدي نگرفتند! و آن را از اولويت كاري دولت سازندگي و دوم خرداد و مجلس ششم خارج ساختند!
3- ابراز نگراني از ورود نهادهاي امنيتي و نظامي به انتخابات نيز ادعايي ملال آور است كه به گزافه اي تكراري در بيانيه هاي چند ساله اخير اين جريان سياسي ورشكسته تبديل شده است، بدون آنكه بتوانند براي اين ادعا دلايل و قرائني مستند ارائه كنند. البته بررسي اين مسئله كه چرا جريان سياسي مذكور در ميان مجموعه خانواده بزرگ صدها هزار نفري نهادهاي امنيتي و نظامي شامل ارتش و سپاه و نيروي انتظامي و ميليون ها بسيجي عاشق انقلاب از جايگاه و اعتبار برخوردار نيستند، مسئله اي است كه اين نويسندگان بايد براي آن پاسخ درخوري ارائه دهند.
4- غرض اصلي نويسندگان بيانيه خيلي زود آشكار مي شود، آنجا كه در بخشي از نوشتار خود پيش شرط برگزاري انتخابات آزاد را «آزادي سران فتنه» و «پذيرش شروط خاتمي» معرفي مي كنند. در اين باب نيز بايد گفت كه جرائم و خيانت هاي متعددي در پرونده سران فتنه و اصحاب ايشان در اردوگاه فتنه گران به ثبت رسيده كه بررسي آنها در صلاحيت نهادهاي قضايي است.
جرائم انجام شده توسط اين افراد در انتخابات 22 خرداد و پس از آن، مواردي نيست كه مشمول مرور زمان شده و بتوان تأييد صلاحيت مجدد اين افراد براي حضور در انتخابات هاي گوناگون را تصور كرد! لذا اين آقايان بهتر است اين تصور خام را از اذهان خود خارج كرده و تدبيري ديگر براي حيات سياسي خود بينديشند.
5- نكته آخر توهين بزرگ اين مطرودين ملت به ملت غيور ايران است. نويسندگان روسياه اين بيانيه، مجلس كنوني منتخب ملت را به مجلس دوران «حسني مبارك» در مصر مشابه مي دانند كه متشكل از نمايندگان واقعي مردم نيستند! اين در حالي است كه نمايندگان منتخب مجلس هشتم در رقابتي با مشاركت بيش از 75 درصدي ملت برگزيده شده اند، كه آماري مشابه با مجالس پيشين دارد.
اما نگراني اصلي اين بيانيه نويسان را نه در تهمت ها و ادعاهاي واهي مطرح شده، بلكه در پاراگراف هاي پاياني بند چهارم آن بايد جست وجو كرد، آنجا كه بخشي از جريان دوم خرداد را چنين خطاب قرار مي دهد:
«همه دلسوزان كشور و علاقه مندان به حاكميت مردم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه حاكمان فعلي و به خصوص نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي ممكن است كه برخي از چهره ها و افراد را به شيوه هاي مختلف تحت فشار قرار دهند كه در انتخابات نامزد شوند و تلاش كنند در طيف گسترده جنبش سبز و اصلاح طلبي تفرقه ايجاد كنند و تا آنجا كه مي توانند افرادي را به عنوان «اصلاح طلب خودي» به سمت خود جلب كنند تا سناريوي انتخابات نمايشي خود را تكميل كنند و اقليتي كوچك را در مجلس آينده شكل دهند، اما صلاح جنبش سبز و جريان اصلاح طلب در اين است كه ... اجازه ندهند كه تبديل به عامل مشروعيت بخش انتخاباتي ناسالم و غيرقانوني شوند.»

 

 

منبع هفته نامه صبح صادق

جنجال تاكتيكي در سايه سكوت تاكتيكي

جنجال تاكتيكي در سايه سكوت تاكتيكي

اصلاح طلبان كه اين روزها همه اميد خود را به اختلافات در اردوگاه اصولگرايي بسته اند از هر گونه اخبار احتمالي در زمينه تشديد اين شكاف از جمله تولد جريان هاي جديد استقبال كرده و از سوي ديگر تاكتيك سكوت را برگزيده اند تا از انجام هر حركتي كه به وحدت اصولگراها كمك مي كند، جلوگيري كنند اين جريان در اين شرايط درخواست برگزاري همايش خود را در سالن وزارت كشور مطرح مي كند تا بدون آنكه حرف هايي را مطرح كند به بهانه لغو همايش جنجالي آفريني كنند. اين حركت، هم با مظلوم نمايي به همگرايي آنها كمك مي كند و هم بدون شكست تاكتيك سكوت، حرف هاي شان را مي زنند.
بر همين اساس از فراگيرترين تيترهاي خبري مطبوعات در هفته گذشته، يكي به تشكيل يك تشكل سياسي جديد از سوي حاميان احمدي نژاد اختصاص داشت كه بر اساس تحليل يك فعال سياسي صورت گرفت كه از سوي «اعتماد» به تيتر اول درآمد و روزنامه هاي «مردم سالاري»، «فرهنگ آشتي»، «ملت ما»، «آرمان» و ... به همراهي با آن پرداختند و ديگري درباره لغو همايش انتخاباتي اصلاح طلبان به مناسبت عيد غدير بود كه از سوي روزنامه هاي وابسته به اين جريان تا پايان دنبال شد.
در همين رابطه روزنامه «شرق» يك روز قبل از عيد غدير «همايش اصلاح طلبان لغو شد» را در تيتر اول خود قرار داد و نوشت: «روز گذشته علي محمد غريباني، رئيس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و دبيركل انجمن اسلامي مهندسان آب پاكي را روي دست همه ريخت و به ايلنا اعلام كرد كه تبعيض آشكار بين اصلاح طلبان و ساير گروه ها منجر به عدم برگزاري همايش شد.»
«ابتكار» هم خبر «لغو همايش غدير اصلاح طلبان» را تيتر اول خود ساخت و علت آن را در روتيتر خود آورد و نوشت: «شروط مسئولان براي برگزاري پذيرفته نشد.»
«آرمان» هم همين جمله را تيتر اول خود قرار داد، اما در روتيتر آن نوشت: «برخورد دوگانه با همايش هاي سياسي در آستانه انتخابات».
«اعتماد» اما «هدف، اختلاف افكني بين اصلاح طلبان است» را به نقل از عبدالله نوري تيتر كرد و «آفتاب يزد» بدون اشاره به هر دوي اين اخبار نوشت: «اختلافات اصولگرايان شدت گرفت.»
«شرق» اما يك روز پس از عيد غدير پاسخ وزارت كشور را تحت عنوان «علت ندادن مجوز به همايش اصلاح طلبان» از قول دو مقام مسئول را به دو شكل متفاوت منعكس كرد.
اين روزنامه ابتدا به اظهار نظر محمدعلي پورموسوي اشاره كرده كه گفته است: «مجموعه هايي كه احزاب غيرقانوني جزو آن هستند نمي توانند مانند احزاب قانوني فعاليت كنند.» و سپس به نقل از مديركل سياسي وزارت كشور مي نويسد: «درخواستي براي برگزاري همايش از سوي اصلاح طلبان به ما نرسيده است.»
«ابرار» هم در اين روز «انتقاد عليخاني از لغو برگزاري همايش انتخاباتي اصلاح طلبان» را تيتر كرد و در تيتر ديگري از شناسايي 170 نفر از نامزدهاي جريان انحرافي خبر داد.
«آرمان» نيز «وزارت كشور به درخواست اصلاح طلبان پاسخ نداد» را از قول حكيمي پور تيتر كرد و نوشت: «قرار بود اين همايش در سالن اصلي وزارت كشور برگزار شود براي اين منظور نيز درخواست مجوز شده بود كه پاسخي به آن داده نشد... اين نوع رفتار موجب دلسردي و يأس در بين نيروها و فعالان اصلاح طلب خواهد شد.»
«ابتكار» بي آنكه به بررسي علل لغو اين همايش اشاره كند به تحليل اين رويداد پرداخته و در روز پاياني هفته از پايان فرصت اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات خبر داده و ذيل تيتر اول خود «انتخابات مجلس؛ بازي اصولگرا - اصولگرا» مي نويسد: «در حالي كه همايش انتخاباتي اصلاح طلبان كه قرار بود روز عيد غدير خم برگزار شود به دليل نداشتن مجوز لغو شد، همايش بزرگ اصولگرايان براي انتخابات مجلس امروز برگزار مي شود، همايشي كه به گفته عليرضا زاكاني، رئيس ستاد جبهه متحد اصولگرايان، نيازي به مجوز ندارد، به نظر مي رسد كه اين موضوع همه اتفاقات را به سمتي بكشاند كه بازي انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي به رقابتي تبديل شود كه در غياب اصلاح طلبان هر دو طرف رويارويي نام و نشان خود را از اردوگاه اصولگرايي گرفته باشند.»
اين در حالي است كه «اعتماد» در اين روز به علت اصلي اين اتفاق و اجتناب اصلاح طلبان از ورود آشكار به عرصه رقابت ها اشاره كرد و از قول دبيركل سازمان منحله مجاهدين انقلاب اسلامي نوشت: «اصلاح طلبان به سكوت تاكتيكي روي آورده اند.»
محمد سلامتي در توضيح اين تاكتيك مي گويد: «سكوت يكي از كارهايي است كه در برخي مواقع سودمند مي شود و گاهي هم سكوت از روي اجبار و ناچاري است. بنابراين مي توان گفت اصلاح طلبان به سكوت تاكتيكي روي آورده اند.»
اين روزنامه همچنين به پاسخ رئيس جبهه متحد اصولگرايي درخصوص عدم أخذ مجوز براي همايش اين جبهه اشاره كرده و مي نويسد: «عليرضا زاكاني اين همايش را يك همايش كاري و عمومي در راستاي وحدت ذكر كرد كه از عموم مردم دعوت نشده و از گروه خاصي دعوت شده است.»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

شمارش معکوس فروپاشی اسرائیل(بیانات مقام معظم رهبری درباره این رژیم غاصب)

شمارش معکوس فروپاشی اسرائیل

 

به مناسبت تسخیر سفارت اسرائیل در قاهره ، بیانات مقام معظم رهبری درباره این رژیم غاصب را برای شما یادآوری می کنم .
القدس لنا
“آقایان؛ مطمئن باشید که رژیم اسرائیل از درون پوسیده و نسل کنونی به هیچ وجه آمادگی ایثار و فداکاری برای حفظ آن را ندارد.”
بیانات رهبر معظم انقلاب در کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه مردم فلسطین (۴ اردیبهشت ۸۰)“چهل سال گذشته است؛ اگر چهل سال دیگر هم بگذرد، عاقبت دولت اسرائیل نابودشدنی است و باید نابود بشود. تا چند صباح قبل از این، هیچ کس فکر نمی کرد که ابرقدرت شرق اینگونه متلاشی بشود. اگر دو سال قبل کسی می گفت که ابرقدرت شرق از بین خواهد رفت، عده ای فیلسوفانه ریش می جنباندند که بله، شما ساده هستید! آن روزی که امام در نامه به گورباچف نوشتند که بعد از این مارکسیسم را باید در موزه ها پیدا کرد، عده ای پوزخند زدند! دو سال یا سه سال نگذشته بود که آن پیشگویی تحقق پیدا کرد. بعد از درگذشت امام، به یک سال نرسید که همه چیز دگرگون شد؛ چ هطور نمی شود؟ قدرت استکباری امریکا هم از بین خواهد رفت، او هم متلاشی خواهد شد، این قدرت جهنمی ماندنی نیست، اسرائیل هم ماندنی نیست. این، حرف دولت و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است، و همین خواهد شد. این، در سایه ی هوشیاری شما ملت و هوشیاری ملت های مسلمان عملی خواهد شد. ما باید تلاش کنیم. وظیفه ی ما تلاش کردن است.”
سخنرانى در دیدار با گروه کثیرى از آزادگان، در اولین سالگرد آزادى و بازگشت به کشور (۲۸ مرداد ۱۳۷۰)
همه روشنفکران کشورهای اسلامی، همه سیاستمداران آزاداندیش، همه آنهایی که دستشان در حنای استکباری امریکا رنگ نگرفته است، معتقدند که باید با اسرائیل مقابله کرد؛ یعنی این را جزو مصالح کشورشان می دانند. و اما جمهوری اسلامی ایران از روز اول، موضعش را در مقابل این پدیده زشت، روشن کرده است . موضع جمهوری اسلامی ایران که امام فرمودند، بارها مسؤولان گفته اند و ما هم بارها تأکید کرد هایم، این است که اساساً این غده سرطانی اسرائیل باید از این منطقه کنده شود.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏‌هاى نماز جمعه تهران‏ (۲۵ آذر ۱۳۷۹)
“برادران و خواهران عزیز در سرتاسر کشور! ای کسانی که امروز به یاد امام و معلم و مرشد بزرگوارتان، در همه جای کشور گرد آمدید؛ مخصوصاً این اجتماع عظیم مردمی بر گرد مرقد این بزرگوار! بدانید که بر امریکا، بر اسرائیل و دشمنان کوچک و بزرگ خودتان پیروز خواهید شد. بدانید که قدرتهای استکباری، قادر نخواهند بود این شجره ی طیبه را قلع و قمع کنند . این درخت مبارک نظام اسلامی، ریشه دوانده و مستحکم شده است. ایمان و تلاش و توکل شما مردم، آن را به بر گ وبار آورده است و معنویت این بزرگوار، از اولِ کار تا امروز و تا همیشه، پشتیبان این حرکت عظیم خواهد بود.
ما باید به امید خدا و با توکل به او، این راه را ادامه بدهیم. ما از دشمن اسلام و انقلاب نمی ترسیم . ما در راه خدا، ان شاءالله احساس خستگی و ضعف نمیکنیم. ابهت قدرتهای پوشالی مادی، نخواهد توانست ما را در این راه و به سمت این هدف، متزلزل کند. ما آن روزی را در مقابل چشم داریم که اسلام توانسته باشد به همه ی مسلمانان عالم عزت بدهد، به آنها زندگی شرافتمندانه عطا کند و شرّ غده ی سرطانی اسرائیل را از پیکر اسلامی و میهن اسلامی بکند. ما چشم به روزی داریم که امت مسلمان، یکپارچه و متحد، از همه ی کشورهای اسلامی، پرچم اسلام را به دست گیرند و اسلام ناب محمدی( صلّی الله علیه واله) را در مقابل چشمهای مردم جهان عرضه کنند و شوق و محبت انسانها در همه جای عالم را به سمت آن جلب نمایند. هدف ما اینهاست. راه ما همان راهی است که امام بزرگوارمان ترسیم کردند.”
سخنرانى در مراسم اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره) (۱۴ خرداد ۱۳۶۹)
“امروز اسرائیل احساس می‌ کند که در مقابل مبارزان فلسطینی‌ هیچ راه صحیح و منطقی‌ در مقابلش نیست. این به خاطر ایستادگی‌ آن ملت است؛ چون آن ملت ایستاده است. یک روز دشمنِ آنها از امروز ضعیف تر بود، اما توانست بر ملت فلسطین تسلّط پیدا کند؛ چون مقاومت نبود. امروز دشمنشان صد برابر از آن روز قویتر است، اما در مقابل ملت فلسطین دچار ناتوانی‌ است؛ چون این ملت ایستاده و قیام کرده است . معنای‌ یک روز دشمنِ آنها از امروز ضعیفتر بود، اما توانست بر ملت فلسطین تسلّط پیدا کند؛ چون مقاومت نبود. ایستادگی‌ امت اسلامی‌ در هر نقط های‌ که باشد، این است.امروز همین جمعیت فلسطینی‌ مظلوم که روزانه دچار مصائب و قساوتهای‌ رژیم صهیونیستی‌ هستند، توانسته اند آن رژیم ظالم و ناحق را دچار اختلال کنند. امروز بسیاری‌ از کشورهای‌ عربی‌ و همسایه های‌ فلسطین، اگر مورد تهاجم اسرائیل نیستند، به برکت مقاومتی‌ است که آن مردم مظلوم می‌ کنند. آنها به گردن همه امت اسلام و ملتهای‌ عرب – بخصوص همسایگان فلسطین – حقّ بزرگی‌ دارند.”
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام در سالروز عید سعید مبعث‏ (۲ مهر ۱۳۸۲)
“صهیونیست هاى وحشى که ابهت به دست آمده‌ى نظامىِ در طول پنجاه سال را در جنگ سى و سه روزه‌ى لبنان از دست دادند – پنجاه سال تلاش کردند تا نشان بدهند که اسرائیل شکست‌ناپذیر است؛ اما این ابهت پنجاه ساله در سى و سه روز دود شد رفت هوا. یک گروهِ مجاهدِ مؤمن تهیدست از سلاحهاى پیشرفته‌ى هوایى و غیره، توانست آن ارتش مغرور و سرکش را به ذلت بکشاند؛ تلفات بر آن وارد کند؛ او را در سطح دنیا مسخره کند – گویا مى‌خواهند انتقام آن شکست و آن فضاحت را از فلسطینی هاى بیچاره بگیرند.”
بیانات در دیدار مردم دامغان (۱۹ آبان ۱۳۸۵)

نگاهي به مستند شبكه بي بي سي فارسي درباره رهبر معظم انقلاب اسلامي

نگاهي به مستند شبكه بي بي سي فارسي درباره رهبر معظم انقلاب اسلامي

اعتراف رسانه اي انگليس به شكست در مقابل ايران

اقدام اخير شبكه بي بي سي فارسي در پخش فيلم ضدمستندي عليه رهبر معظم انقلاب اسلامي را بايد نوعي انتحار اين شبكه دانست، چرا كه اين شبكه به تبعيت از دستگاه سخن پراكني بريتانيا كه به سازمان بي بي سي معروف شده همواره شعار بي طرفي مي داده است، اما به يك باره با پخش چنين فيلمي تمام اعتبار خود را زير پا گذاشت.
از طرف ديگر، اين شبكه هيچ گاه جسارت برخورد توهين آميز با رهبر انقلاب اسلامي ايران را نداشت و حتي الامكان تلاش مي كرد رويكرد مبارزه با ولايت فقيه را به شكلي مستتر و غير آشكار دنبال كند، اما چه شده ناگهان پرده برانداخته و اين چنين سطحي و رو بازي مي كند؟!
ريشه اين مسئله را بايد در تحولات اخير جهان، هم در اروپا و به خصوص در خاورميانه دانست. دولت هاي غربي به خصوص انگليس و آمريكا مشروعيت خود را از دست داده اند و ادامه حيات خود را به شدت در خطر مي دانند. سقوط چند ديكتاتور عربي، ضربات جبران ناپذيري را به اين دولت ها وارد كرده و بيداري رو به فزوني در دنياي جديد، مي رود تا نسخه استعمار نو را در هم بپيچد. با سقوط هر ديكتاتور در اين منطقه، يكي از شاهرگ هاي حياتي دولت هاي غربي بريده مي شود و برعكس، قدرت استراتژيك جمهوري اسلامي ايران را چند برابر مي كند. ضمن اين كه آنها همه اين مشكلات را از چشم ايران مي دانند. به اين صحبت هاي توني بلر كه همين چند روز پيش در مصاحبه با روزنامه «تايمز» ابراز شد، توجه كنيد: «تا زماني كه رژيم اسلامي ايران تغيير نكند، من به هيچ وجه نسبت به آينده خاورميانه خوش بين نخواهم بود. ايران دشمن شماره يك غرب است.»
بنابراين اقدام بي بي سي فارسي كه همواره تظاهر به حرفه اي گري مي كند، در نمايش يك مستند آماتور و پيش پاافتاده نشانه اي است از آشفتگي بيش از حد اين شبكه. حتي افرادي هم كه شناختي علمي و تكنيكي از سينما و فيلم مستند نداشته باشند، با ديدن چنين فيلمي از شبكه بي بي سي فارسي، به ضعف و درماندگي اين رسانه در مقابله با انقلاب اسلامي و مردم ايران پي مي برد، چراكه اين فيلم اصلاً اصول اوليه و اساسي يك مستند را رعايت نكرده است.
اين فيلم، بيشتر از اين كه مستند باشد، يك ضدمستند است. ابتدايي ترين عنصر يك فيلم مستند، همان طور كه از نام آن پيداست، بيان واقعيات بر اساس اسناد است. يعني ادعاهاي يك فيلم مستند بايد سنديت داشته باشند. حال آنكه در فيلم مذكور، حتي يك سند هم ارائه نمي شود. عناصر تشكيل دهنده فيلم بي بي سي درباره رهبر انقلاب اسلامي ايران، ادعا، اكاذيب، تحريف يا اطلاعات ناقص و دستكاري شده است.
به ارائه اطلاعات ناقص و گزينشي درباره يك اتفاق در مباحث سياسي «حركت از پله دوم» يا به شكل اختصاري تر «پله دوم» گفته مي شود. يعني مقدمات و موخرات (زمينه ها و نتايج) يك پديده يا سخن حذف شده و تنها بخش كوچكي كه هدف بهره برداري است اعلام و اعلان مي شود. در اين مستند بارها از اين شگرد استفاده شده است. به عنوان مثال در بخشي از آن ادعا مي شود كه رهبر انقلاب خواهان تعطيل شدن مطبوعات شد و بلافاصله جمله مشهور و تاريخ ساز ايشان مبني بر اين كه برخي مطبوعات پايگاه دشمن هستند به نمايش در مي آيد، اما حيله گري بي بي سي آنجاست كه هيچ اشاره اي به فعاليت هاي مطبوعات تعطيل شده در آن دوران نمي شود كه آشكارا همان اهدافي را دنبال مي كردند كه دشمنان تابلودار ملت ايران و دين اسلام در پي آن بودند؛ اهدافي نظير تخريب فرهنگ عاشورا، حذف ارزش هاي دفاع مقدس، ترويج لاابالي گري و ... . اين فيلم به اصطلاح مستند همچنين سرنوشت عناصر لانه كرده در چنين نشرياتي را بازگو نمي كند كه امروز هر يك به محفلي ضدايراني پيوسته اند. آيا غير از اين است كه هسته اصلي نيروهاي همين شبكه بي بي سي فارسي كه براي تجزيه ايران و اضمحلال آن در نظام سلطه جهاني راه اندازي شده را خبرنگاران همان نشريات تشكيل مي دهد؟
ويژگي ديگري كه در اين اثر ضدمستند به كار برده شده، جعل و بيان اكاذيب است. اين كار در همان صحنه آغازين فيلم كه به نمايش تصاويري از فتنه سال 88 مي پردازد رخ داده است. در اين صحنه خواسته مردم مبني بر ابطال نتيجه انتخابات نمايش داده مي شود و سپس راوي فيلم مي گويد: «ميليون ها نفر چيزي را مي خواستند، اما يك نفر چيز ديگري را مي خواست.» يعني مخالفت با فتنه و اغتشاشات را تنها به يك شخص محدود كرده است! البته اين رويكرد يكي از نشانه هاي ذات فاشيستي و نژادپرستانه بي بي سي فارسي است؛ خصوصيتي كه در بين بسياري از مدعيان اصلاح طلبي در داخل كشور هم ديده مي شود. از منظر آنها افرادي كه در انتخابات سال 88 به نامزدهاي مورد علاقه ايشان رأي ندادند را اصلاً نبايد به عنوان شهروند به حساب آورد. كارگرها، دهقانان، چوپان ها و ميليون ها انسان زحمت كش ديگري كه اكثريت 24 ميليون رأي رقيب نامزدهاي اصلاح طلبان را به صندوق ها ريختند، از نظر آنها بي ارزش و بي اعتبار است و به همين دليل به خود اين اجازه را دادند كه اين آرا را از اساس زير سوال ببرند و بگويند كه وجود نداشته است! اين نگاه در فيلم شبه مستند بي بي سي هم تجلي يافته است. يعني اكثريت مردم ايران را «يك نفر» دانسته اند.
اينكه شبكه بي بي سي فارسي متوسل به پخش چنين فيلمي شده كه حتي اصول اوليه يك مستند را هم رعايت نكرده، گوياي سقوط اين رسانه است. يعني به قدري هراسناك و مستأصل شده اند كه تمام اعتبار و آبروي ادعايي و رياكارانه خود را اين چنين به حراج گذاشتند.
اين حركت شبكه فارسي زبان بنگاه سخن پراكني انگلستان گرچه توهيني به ساحت ولي امر مسلمين جهان است، اما در عين حال گوياي واقعياتي شيرين هم هست. اين حركت را بايد نوعي اعتراف عملي و رسانه اي بريتانيا به نقش موثر امام خامنه اي(مدظله العالي) در ايجاد بيداري اسلامي و تضعيف جايگاه قدرت هاي غربي دانست.

منبع هفته نامه صبح صادق

 

موارد آسیب‌پذیری در فضای سایبر را بشناسید

موارد آسیب‌پذیری در فضای سایبر را بشناسید

آسیب پذیری ها در فضای سایبر به سه بخش مشکلات ناشی از طراحی نادرست، مشکلات انسانی و مشکلات پیاده سازی دسته بندی می شود.

گرداب- آسيب پذيري ها در فضاي سايبر تنها به كشورهاي در حال توسعه اختصاص ندارد، اين مشكلات دست به گريبان بسياري از كاربران كامپيوتر و اينترنت در جهان است كه با رعايت نكات ساده مي توان از درصد قابل توجهي از آنها پيشگيري كرد.

با وجود آنكه برخي از سازمان ها با سيستم پشتيباني شبكه و امنيت قوي، كاربران خود را ملزم مي كنند كه در هنگام اولين دسترسي به يك سيستم يك كلمه عبور جديد بسازند، بسياري از سازمان ها از اين امر غافل مانده اند.

آسیب پذیری ها در فضای سایبر به سه بخش مشکلات ناشی از طراحی نادرست، مشکلات انسانی و مشکلات پیاده سازی دسته بندی می شود.

آسیب پذیری ناشی از طراحی نادرست، تمام تجهیزات شبکه و بخش های سخت افزار و نرم افزار را در بر می گیرد که برای نمونه می‌توان به مشکلات ناشی از طراحی نادرست سیستم عامل ها، نرم افزارهای کاربردی و نقص در پروتکل ها اشاره کرد.

سیستم های عامل هم از دیگر راه های غارت اطلاعات شبکه است که در زمره آسیب پذیری در مرحله طراحی دسته بندی می شود.

بسیاری از مشکلات ناشی از سیستم عامل ها به دلیل عجله بسیار صاحبان آنها برای ارائه به موقع یا زودهنگام به بازار به وجود می آید و تنها مدت زمان کمی پس از انتشار، نقطه ضعف های آنها آشکار می شود که بعدها برای رفع حفره های امنیتی موجود اقدام می شود. به عنوان مثال، برای سیستم عامل های ویندوز مایکروسافت تحت عنوان سرویس پک جهت از بین بردن حفره های امنیتی (باگ) های موجود منتشر می شود.

حفره های امنیتی موجود در سیستم عامل، به هکرها این امکان را می دهد که به راحتی به سیستم نفوذ کنند. هکرها می توانند نرم افزارهای جاسوسی خود را نصب کنند و از راه دور به کنترل سیستم بپردازند.

دسته دوم علت های آسیب پذیری را نقص در پروتکل های شبکه می توان خواند. یک پروتکل مجموعه ای از قواعد است که ابزارها در هنگام برقراری ارتباط با یکدیگر ملزم به پیروی از آنها هستند.

از زمانی که پروتکل های شبکه برای اولین بار توسعه یافتند، امنیت به عنوان مسئله ای پر اهمیت مطرح نبود و یا نیازی به ایجاد امنیت در شبکه ها احساس نمی شد.

امروزه تبادل اطلاعات میان ایستگاه خانگی کاربر (کامیپیوترهای خانگی) با سرور تامین کننده خدمات اینترنت نیز معمولا به روش متن رمز نشده (nonencryption) انجام می شود و به هر شخص دیگری که در حال استراق سمع (sniff) این ارتباط باشد، امکان می دهد تا موضوع پیام ها را به وضوح مشاهده کند.

دسته سوم آسیب پذیری ها، آسیب پذیری انسانی است که به دو گروه خطاهای سرپرستی و کاربری تقسیم می شود که برای مثال می توان به ایجاد حساب های کاربری ناامن اشاره کرد.

کاربران مراقب کلمه عبور خود باشند!

با وجود آنکه برخی از سازمان ها با سیستم پشتیبانی شبکه و امنیت قوی، کاربران خود را ملزم می کنند که در هنگام اولین دسترسی به یک سیستم یک کلمه عبور جدید بسازند، بسیاری از سازمان ها از این امر غافل مانده اند.

علت این کار این است که کلمه عبور پیش فرض معمولا کلمات ساده مثل نام شرکت، نام سرپرست، شماره تلفن، شماره شناسنامه و دیگر موارد است که حدس زدن آن برای هکر بسیار ساده است.

همچنین نرم افزارهای بسیار ساده ای وجود دارند که به پیدا کردن کلمه عبور کمک می کنند. از آن جمله می توان به برنامه "دیکشنری اتک" اشاره کرد که این برنامه ساده قادر است رمز عبور کاربر یا سرپرست شبکه را در صورتی که در مجموعه کلمات خود وجود داشته باشد، به وسیله بانک اطلاعاتی درونی خود بیابد.

آگاه کردن یک کاربر از مشکلات ناشی از اعلان رمز عبور به تنهایی کافی نیست بلکه این فرآیند به اعلان و حتی اجبار نیازمند است تا وی خود را ملزم به تغییر کلمه عبور بداند.

هکرها به خوبی می دانند که بسیاری از ابزارهای شبکه از دیواره آتش (fierwall) گرفته تا روترها (router) به طور پیش فرض دارای کلمه عبور از پیش تعیین شده هستند (مانند ادمین به عنوان نام کاربر و ادمین به عنوان رمز عبور) و از سوی دیگر نصب ابزار جدید در شبکه با تنظیمات نسبتا زیادی همراه است و ممکن است سرپرست شبکه اولویتی برای تغییر کلمه عبور قائل نشود؛ بنابراین، این کار می تواند موجب بالا رفتن خطر امکان اسکن نام رمز به وسیله هکرها از راه دور باشد.

 

پایگاه اطلاع‌رسانی پلیس

 

سياست خارجي تركيه گرفتار تناقض و دوگانگي!

سياست خارجي تركيه گرفتار تناقض و دوگانگي!


پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، موج بيداري اسلامي كه در اكثر كشورهاي اسلامي به وجود آمده بود، تركيه را نيز تحت تأثير قرار داد و حركت هاي اسلامي در عرصه هاي مختلف، خصوصاً حركت زنان محجبه اين كشور و تلاش براي رفع ممنوعيت هايي كه براي آنان وجود داشت، مردم تركيه را براي قبول حزب اسلامگراي عدالت و توسعه به رهبري «رجب طيب اردوغان» ترغيب كرد. در پي پيروزي حزب «عدالت و توسعه» و در پي اجراي سياست هاي مثبت اقتصادي اين حزب در تركيه، شاهد رفاه اجتماعي و كاهش بيكاري در اين كشور مسلمان بوديم كه اين مسأله در بعد داخلي اين كشور سبب محبوبيت فراوان حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان شد و در بعد سياست خارجي نيز، سران اين حزب با نزديكي به كشورهاي اسلامي، هم در داخل و هم در خارج از اين كشور، توانستند محبوبيت هايي كسب كنند. تا كنون مهم ترين محورهاي سياست خارجي دولت اردوغان به ويژه در دوره اول حضور وي در اين منصب، سياست تنش زدايي، گسترش همكاري با كشورهاي اسلامي، تنش صفر با همسايگان (به صفر رساندن مشكلات با همسايگان )، سرمايه گذاري در كشورهاي خاورميانه بوده است، اما اخيراً و در دور جديد حاكميت اين حزب، تفاوت هايي در نگاه اردوغان و همفكرانش را در سياست هاي خارجي اين كشور شاهديم كه نشان از فاصله گرفتن تركيه از همسايگان و نزديكي به غرب است. از آنجا كه در اين دوره، ما شاهد تحولات بنيادين در خاورميانه هستيم و كشور تركيه نيز به دنبال ايفاي نقش در اين تحولات است؛ در اين مقطع، سران ترك به زعم خود با مدنظر قرار دادن منافع كشورشان، سياست هاي خويش را پيرامون تحولات منطقه با رويكرد جديد طراحي كرده اند.
اگر چه سياست اصلي تركيه در عرصه سياست خارجي بنا بر گفته «عبدالرضا راشد» (كارشناس ارشد مسائل تركيه) «نگاه در غرب به سوي شرق» است، اما در عين حال نبايد فراموش كرد كه جهت گيري كلي و اصلي سياست خارجي تركيه در خاورميانه، چون هميشه، هماهنگي و هم سويي با سياست هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي است؛ اگر چه اردوغان با اتخاذ تاكتيك هاي مختلف سعي در همكاري و مراوده با كشورهاي همسايه و اسلامي هم دارد. سياستي كه مورد پسند آمريكا و رژيم صهيونيستي نيز هست و اين كشورها، به دليل نقش و جايگاه تأثيرگذار ايران و انديشه هاي ملهم از انقلاب اسلامي در منطقه، با درك جايگاه خاص ايران در منطقه، به دنبال مطرح ساختن الگوي ديگري در منطقه براي فرافكني و غيرواقعي جلوه دادن تحولات هستند كه به نظر مي رسد، مناسب ترين گزينه براي آمريكا و غرب، كشور تركيه است، چرا كه آمريكايي ها، نه تنها از رهبري تركيه و شعارهاي زمامداران آن در مخالفت با برخي از سياست ها هيچ ترسي ندارند، بلكه حتي از آن حمايت نيز مي كند.
به نظر مي رسد، اتخاذ سياست دوگانه از تركيه در منطقه خاورميانه، در راستاي تأمين منافع كوتاه مدت و بلندمدت اين كشور در جهان و منطقه است. بي ترديد دولت تركيه در حال حاضر، ضمن حفظ رابطه سنتي خود با غرب و رژيم صهيونيستي، به دنبال ايفاي نقش خود، به عنوان يك بازيگر فعال درمسائل منطقه اي و جهاني است.
اين امر، موجب سردرگمي حزب عدالت و توسعه در سياست خارجي آن شده است. دولتمردان فعلي تركيه در يك دو راهي بزرگ و پيچيده، گير افتاده اند. اظهارات ضد و نقيض اردوغان و دولتمران تركيه در اين برهه هم، نشانگر همين سردرگمي دولتمردان ترك است. مي توان گفت كه حزب «عدالت و توسعه» يك دوره مشكل را پيش روي خود خواهد داشت. از سويي، كشورهاي عربي، به سردمداري آل سعود و با حمايت غرب درصدد ايجاد يك بلوك از كشورهاي اسلامي سني مذهب هستند و در اين راه خيلي سعي دارند تا تركيه را نيز با خود همراه كنند، اما تركيه هيچ تمايلي ندارد كه در اين بلوك قرار بگيرد، زيرا حضور تركيه در اين بلوك، عدم حضورش را در ساير مناطق در پي خواهد داشت. در مجموع و بنا به گفتار و رفتار دولتمردان تركيه مي توان گفت، هم اكنون جهت گيري كلي و اصلي سياست خارجي تركيه در خاورميانه هماهنگي و هم سويي با سياست آمريكا و رژيم صهيونيستي است؛ اگرچه اردوغان بااتخاذ تاكتيك هاي متفاوت، سعي در تعامل با كشورهاي همسايه و اسلامي هم دارد! تاكتيكي كه جز دوري اين كشور از همسايگان و كشورهاي مسلمان منطقه، هيچ دستاوردي براي مسئولان تركيه در بر نخواهد داشت و آن را روز به روز از كشورهاي مسلمان و منطقه دورتر خواهد كرد، چرا كه جمع نقيضين امري محال است و ادامه روند سياست هاي فعلي از سوي سران تركيه، به سردرگمي بيشتر اين كشور در سياست خارجي آن خواهد انجاميد و بر پيچيدگي هاي مسائل منطقه خواهد افزود.

منبع هفته نامه صبح صادق

 

در محضر امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف )


در محضر امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف )

 

يكى از وظايف منتظران ، عمل به دستورها و رهنمودهاى آن حضرت است . از امام عصر(عج ) در دوران كوتاه حضور (پنج سال دوران پدر و در طول دوره غيبت صغرى يعنى از سال 255 ه‍ . ق تا سال 329 ه‍ . ق ) سخنان و نامه هايى به دست ما رسيده كه شامل دستورالعمل هاى مهمى است و ما به عنوان منتظران امام بايد در عمل به دستورهاى آن حضرت اهتمام فوق العاده داشته باشيم . از اين رو، در اينجا چند دستورالعمل امام را مطرح مى كنيم :

عرضه هداياى پاك به محضر امام

مطابق احكام اسلام ، واجب است كه خُمس (در مواردى كه خمس تعلق مى گيرد) را در زمان حضور امام به ايشان و در زمان غيبت به نايبان ايشان تحويل داد. علاوه بر آن يك شيعه منتظر هدايا، پيشكش و نذرهاى ديگرى را نيز به محضر امام عرضه مى كند و شايسته است كه در انتخاب هدايا از اموال پاك و حلال سعى فراوان داشته باشد و بسيار ناپسند است كه شيعه منتظرى خمس ، وجوهات يا نذرهاى خود براى امام زمان را از اموال شبهه آلود يا حرامى انتخاب كند كه وقتى امام (ع ) با نظر ولايت ، باطن ناپاك آن ها را ديد، از پذيرفتن آن ها امتناع ورزد.
سعد بن عبدالله اشعرى قمى گويد: به همراه احمد بن اسحاق به محضر امام عسكرى (ع ) رسيده و در محضر ايشان نوباوه اى را در كمال حسن و جمال ديدم . احمد بن اسحاق اموال و وجوه شرعى و اهدايى شيعيان را به محضر امام عسكرى (ع ) عرضه كرد. امام خطاب به فرزند بزرگوارش فرمود:
از اموال و هداياى شيعيانت مُهر بگير. (آنان را تحويل بگير.)
امام زمان (عج ) به پدر عرض كرد:
مولاى من ! آيا جايز است كه دست پاكم را به سوى هداياى ناپاك و اموال نجس دراز كنم ؟
سپس امام عسكرى (ع ) خطاب به احمد بن اسحاق فرمود:
اموال را عرضه كن تا حلال و حرام آن ها را تعيين كند.
احمد بن اسحاق اموال را در محضر امام قرار داد و امام عصر(عج ) حلال و حرام و مقدار حرام را از هر كدام معين فرمود، از جمله با اشاره به يكى از اموال فرمود:
در اين كيسه پول ، دينارى است كه در فلان تاريخ در رى ضرب شده و نصف نقش سكه رفته است به اضافه سه قطعه قراضه زر به وزن يك دانگ و نيم كه حرام مى باشد. صاحب اين كيسه پول ، در فلان ماه از فلان سال ، يك من و يك چهارم من رشته پيش يكى از همسايگانش كه بافنده بود، گذاشت . همسايه اش ادعا كرد كه رشته ها به سرقت رفته است ، ولى او ادعاى همسايه را نپذيرفت و غرامت گرفت رشته اى را كه نازك تر و يك من و نيم بود. بعد دستور داد رشته ها را ببافد و اين دينار و اين خرده از قيمت آن پارچه است .
آن گاه امام با اشاره به يكى ديگر از اموال فرمود:
اين پنجاه دينار است كه براى ما دست زدن به آن (قبول آن ) سزاوار نيست ؛ زيرا آن ها پول و بهاى گندمى است كه از شراكت صاحب مال با كشتكارانش نصيب او شده است . او به هنگام تقسيم ، سهم دوستانش را با كيل ناقص پرداخته و سهم خود را با كيل كامل گرفته است (1).

هديه به امام ، پاك كننده نفوس است

متاءسفانه انسان ها در باب انفاق و اداى حقوق واجب و مستحب مالى ، سست و ضعيف اند. آنان گمان مى كنند اموالى كه به دست آورده اند، واقعاً محصول فكر، تلاش و تدبير خودشان است و مالكيتشان بر آن اموال صد در صد و قطعى است و هيچ كس حتى خدا و پيامبر در آن اموال حقى ندارد و حال آن كه آنان به كمك قواى جسمى و عقل خدادادى از سفره گسترده طبيعت خداوندى استفاده كرده ، قسمتى از مواهب طبيعت را به خود اختصاص داده اند و خداوند متعال نيز به فضل و كرم خود اين اختصاص دادن را امضا كرده و مالكيت آنان را با شرايطى تاءييد كرده است كه از جمله آن شرايط، پرداخت حقوق واجب و مستحب مالى مانند خمس است . خداوند پيامبرش را ماءمور كرده اين حقوق واجب و مستحب را از آنان تحويل بگيرد و بدين وسيله روح و روان آنان را تزكيه كند:
(خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها) (2)
از اموال آنان صدقه اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه شان سازى .
امام زمان (عج ) به يكى از شيعيان مى نويسد:
(اَمّا اَمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها اِلاّ لِتُطَهِّرُوا فَمَنْ شاءَ فَلْيَصِلْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَقْطَعْ فَما اتانَا اللّهُ خَيْرٌ مِمّا اتاكُمْ) (3)
ما اموالتان (خمس ، زكات ، هدايا و نذورات شما) را قبول نمى كنيم جز براى اين كه شما پاكيزه شويد (پس شما به خاطر اداى حقوق واجب و مستحب مالى بر ما منت نداريد، بلكه ما هستيم كه بر شما منت داريم كه با پذيرفتن اين اموال نفوس شما را تزكيه مى كنيم ) بنابراين هر كس مى خواهد، بدهد و هر كس ‍ نمى خواهد، ندهد و قطع كند و (بدانيد) آنچه خدا به ما داده است (نعمت ولايت و تقرّب خاص به درگاه خدا) از آنچه به شما داده است (از اموال و مواهب دنيا)، برتر است .
بنابراين امام به شيعيان درس مى دهد كه با اهداى نذرها، هدايا و حقوق واجب مالى به محضر آن بزرگوار به خدا، پيامبر و امامان تقرب بجويند و زمينه طهارت روح خود را آماده كنند تا به سعادت واقعى نايل آيند.

اولويت خويشاوندان در صدقات

پرداختن صدقات واجب و مستحب به همه نيازمندان جايز است ، ولى پرداخت آن به نيازمندان خويشاوند اولويت دارد؛ چون هم مصداق صدقه است و هم مصداق صله رحم و خويشاوندان بر انسان بيشتر حق دارند تا ديگر مؤ منان ، مسلمانان و انسان ها؛ بلكه بنابر روايتى از امام معصوم :
(لا صَدَقَةَ وَ ذُو رَحِمٍ مُحْتاجٌ) (4)
صدقه [قبول يا كامل ] نيست ، در حالى كه خويشاوند، نيازمند باشد.
محمد بن عبدالله حميرى در نامه اى از محضر امام زمان (عج ) مى پرسد:
فردى نيت مى كند مبلغى به يكى از برادران دينى اش كمك كند و قبل از اين كه اقدام نمايد مى بيند در بين خويشاوندان خودش فردى نيازمند است . آيا بايد او آن پول را به نيازمند خويشاوند بدهد و از پرداختن آن به فردى كه نيت كرده بود، منصرف شود؟
امام در جواب مى نويسد:
پول را به آن يكى بدهد كه او را به مذهب خودش نزديك تر مى بيند و اگر مى خواهد به كلام معصوم عمل كند كه فرمود: (لا صَدَقَةَ وَ ذُو رَحِمٍ مُحْتاجٌ)، پس آن پول را بين خويشاوند محتاج و آن برادر دينى تقسيم كند تا به تمام فضيلت (فضيلت عمل به كلام معصوم و كمك به خويشاوند و فضيلت كمك به برادر دينى ) دست يابد. (5)

نماز؛ بهترين وسیله برای به خاک مالیدن بینی شیطان

نماز، برترين عبادت است و در اسلام به آن اهميت زيادى داده شده است . در كلام امام زمان (عج ) نيز نماز مورد عنايت ويژه قرار گرفته است . دو كلام از امام زمان (عج ) نشان دهنده اهميت فوق العاده نماز است .
اهل سنّت نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب و غروب آفتاب را جايز نمى دانند و مستند آنان رواياتى از رسول خدا به اين مضمون است :
هنگام طلوع و غروب خورشيد نماز نخوانيد؛ زيرا آفتاب بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مى كند. (6)
از طريق امامان شيعه نيز رواياتى به همين مضمون رسيده است و هم چنين رواياتى داريم كه نماز خواندن هنگام طلوع و غروب خورشيد را جايز شمرده اند.(7) در جمع اين روايات گفته اند ممكن است روايات منع از باب (تقيّه ) صادر شده باشد و يا روايات منع دلالت بر كراهت دارد؛ زيرا نماز خواندن در اين ساعات مشابهت به عمل خورشيد پرستان دارد و از اين رو، مورد منع قرار گرفته است و يا ممكن است منظور از روايات منع ، نهى از به تأخير انداختن نماز صبح و عصر تا هنگام طلوع و غروب آفتاب باشد (8)
در هر حال ، با توجه به اعتقاد مشهور بر ممنوع بودن نماز در اين دو وقت ، يكى از شيعيان از محضر امام (ع ) در مورد نماز خواندن در اين دو وقت پرسيد و امام در جواب نوشت :
(اَمّا ما سَاءَلْتَ عَنْهُ مِنَ الصَّلاةِ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ عِنْدَ غُرُوبِها فَلَئِنْ كانَ كَما يَقُولُونَ: اِنَّ الشَّمْسَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَىِ الشَّيْطانِ وَ تَغْرُبُ بَيْنَ قَرْنَىِ الشَّيْطانِ، فَما اَرْغَمَ اَنْفَ الشَّيْطانِ شَىْءٌ اَفْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ فَصَلِّها وَ اَرْغِمِ الشَّيْطانَ اَنْفَهُ) (9)
و اما سؤ ال از نماز هنگام طلوع و غروب خورشيد، پس اگر چنان باشد كه مى گويند: (خورشيد از بين دو شاخ شيطان طلوع مى كند و در بين دو شاخ شيطان غروب مى كند)، (ولى ) هيچ چيز بهتر از نماز، بينى شيطان را به خاك نمى مالد (و او را خوار و ذليل نمى كند) پس در آن زمان ها هم نماز بگزار و بينى شيطان را به خاك بمال .
جمله آخر روايت حكايت از اهميت و اثر فوق العاده نماز دارد. نماز، برترين عبادت و بهترين وسيله نشان دادن خضوع و خشوع در محضر خدا و به خاك ماليدن بينى شيطان نفس و شيطان جن است . انسان نمازگزار با اظهار عبوديت ، بندگى ، ضعف و ناتوانى خويش و با اقرار به ربوبيت ، قدرت ، رحمت و هدايت پروردگار و نفى آلهه هاى ديگر، عاجزانه دست نياز به سوى خداى بى نياز دراز مى كند و با تعظيم و پيشانى ساييدن بر خاك درگاه او، جبروت نفس را مى شكند و آن را به تسليم در برابر اراده الهى وامى دارد و بدين وسيله شيطان را كه به گمراه كردن او دل بسته بود، نا اميد مى گرداند و ادعاى شيطان مبنى بر گمراه كردن همه انسان ها را باطل مى كند و او را خوار و ذليل مى گرداند.

طور موسى برتر از ميقات نماز نيست

حضرت موسى (ع ) از مدين به سوى مصر روان بود. در طول سفر، شب هنگام در تاريكى ، سرما و وحشت بيابان ، در دور دست آتشى مشاهده كرد. خانواده را در آن بيابان تاريك ، رها كرد و خود براى آوردن آتش گيرانه يا راهنمايى گرفتن از افراد كنار آتش ، به سوى آن روان شد. هنگامى كه به طور رسيد مشاهده كرد نور آتش نيست ، بلكه تجلى خداوند بر درخت است كه آن را نورانى كرده و از دور آتش نمايانده است . به ناگاه سروش غيبى به گوشش رسيد كه :
(يا مُوسىَ اِنّى اَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ اِنَّكَ بِالْوادِّ الْمُقَدَّسِ طُوىً) (10)
اى موسى ! اين منم پروردگار تو، پاى پوش خود را بيرون آر كه در وادى مقدس (طوى ) هستى .
گروهى به ويژه اهل سنت روايت كرده اند كه موسى از آن جهت مأمور شد پاپوش خود را درآورد كه آن ها از پوست مردار و نجس بودند و طور، محل تكلّم با خدا و مقدس بود و نبايد با پاپوش نجس بر آن قدم گذارد. سعد بن عبدالله اشعرى گويد: وقتى به محضر امام زمان (عج ) رسيدم و پرسيدم :
آقاى من ! درباره امر خدا به پيامبرش موسى به من خبر ده (كه چرا ماءمور به كندن پاپوش خود شد؟) چه اين كه فقهاى شيعه و سنى گمان مى كنند كه نعلين حضرت از پوست مردار بود (و از اين جهت ماءمور به كندن آن شد).
امام در پاسخ فرمود:
هر كس چنين بگويد، بر موسى افترا بسته و او را در حال نبوت ، جاهل شمرده است ؛ زيرا يا نماز خواندن موسى با آن پاپوش جايز بوده ، يا جايز نبوده است . اگر جايز بوده است كه با آن ها نماز بخواند پس (نجس نبوده اند و) جايز بوده كه با آن ها در وادى طوى نيز حاضر شود؛ چون گرچه آن وادى پاك و مقدس بوده ، ولى مقدس تر و پاك تر از نماز نبوده است و اگر جايز نبوده در آن ها نماز بخواند (به خاطر نجس و از اجزاى مردار بودن ) پس بايد مدعى بپذيرد كه از نظر او موسى حلال و حرام را نمى شناخته و نمى دانسته پوشيدن چه چيزهايى در نماز جايز است و چه چيزهايى جايز نيست ! و داشتن چنين اعتقادى درباره پيامبران كفر است .
سعد گويد: از امام پرسيدم : تاءويل و معناى واقعى آيه را برايم بگو.
امام فرمود:
موسى در وادى مقدس طوى با خدا مناجات كرد و عرضه داشت : خدايا! من محبّتم را فقط به تو اختصاص داده ام و قلبم را از محبت غير تو شسته ام در حالى كه به اهل و عيال خود علاقه وافرى داشت (و حواسش متوجه آنان بود). خداى تعالى فرمود: (فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ) اگر محبتت را فقط به من اختصاص ‍ داده اى و قلبت را از ميل به غير من شسته اى ، پس محبت اهل و عيال را از قلبت بيرون كن(11) (و فقط متوجه من باش ).
در اين كلام ، امام (ع ) وادى طوى و كوه طور و محلّ ميقات موسى با خدا را با نماز مقايسه مى كند و آن را مقدس تر از نماز نمى شمرد؛ زيرا وادى مقدس ، محل ملاقات و مكالمه موسى با محبوب مطلق بود، ميقات نماز نيز محل ملاقات و مكالمه مؤ من با خداست و همچنان كه موسى نبايد با پاپوش و پاى بند ظاهر بر طور قدم بگذارد و نبايد هيچ تعلق خاطر ديگرى داشته باشد و بايد همه تعلقات خود را به كنار نهاده و آن گاه به وادى مقدس قدم گذارد، مؤ من نيز بايد هنگام نماز، همه تعلقات دنيوى را به كنار نهاده ، با قلبى فارغ از تعلقات به محضر خدا رو كند. كوه طور و وادى طوى گرچه مقدس و طاهراند، ولى پاك تر و مقدس تر از نماز (ميقات مؤ من با خدا) نيستند.

ردّ بر اهل غلوّ

بعضى از انسان ها متاءسفانه اهل تعادل نيستند و از جاده عدالت و طريق وسطى منحرف شده ، به چپ يا راست مى گرايند و افراط يا تفريط مى كنند. نمونه افراط و تفريط انسان ها را در برابر اولياى خدا مى توانيم مشاهده كنيم . پيامبران و امامان (ع ) با اين دو گروه مواجه بودند. وقتى پيامبر يا ولىّ خدا به اوج فضايل و كمالات مى رسد، دشمنان كه نسبت به آنان جانب تفريط را گرفته اند و بغض و كينه دارند، با مشاهده آن كمالات و اخلاق متعالى ، به جاى متنبّه شدن و گرايش يافتن ، بر عناد و لجاج خود مى افزايند و بغض و كينه را بروز مى دهند و اولياى خدا را ساحر، شيّاد و جادوگر معرفى مى كنند. در مقابل اين دشمنان ، دوستان افراطى نيز پيامبران و امامان را از ساحت بندگى بالا برده ، به مقام ربوبيت مى رسانند و محبت افراطى آنان را گمراه مى كند.
ضرر اين دوستان ناآگاه به مراتب بيشتر از آن دشمنان مغرض و كينه توز است ؛ از اين رو، مى بينيم كه معصومان (صلوات الله عليهم اجمعين ) با غلوّ به شدت مبارزه كرده اند و از جمله امام زمان (عج ) نسبت به اين پديده موضع گيرى شديدى دارد.
در دوره غيبت صغرى بين شيعيان اختلاف افتاد و گروهى قائل شدند كه خداوندِ بزرگ آفريدن و روزى دادن را به امامان واگذار و تفويض كرده است و اين امامانند كه مخلوقات را مى آفرينند و روزى مى دهند. در مقابل گروهى ديگر گفتند: تفويض بر خداى تعالى محال است و غير خدا، قدرت بر خلقت ندارد. نزاع و اختلاف اين دو گروه شديد شد و در نهايت بنا گذاشتند از محضر نايب امام زمان (عج )، محمد بن عثمان بيان حق را بخواهند. مطلب خود را به محضر ايشان نوشتند و توقيع و جواب امام به شرح زير به دست آنان رسيد:
(اِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لا حالٍّ فى جِسْمٍ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ وَ اَمَّا الاَْئِمَّةُ عَلَيْهِمُ السَّلامُ فَاِنَّهُمْ يَسْاءَلُونَ اللّهَ تَعالى فَيَخْلُقُ وَ يَسْاءَلُونَهُ فَيَرْزُقُ ايجاباً لِمَسْاءَلَتِهِمْ وَ اِعْظاماً لِحَقِّهِمْ) (12)
همانا خداى تعالى كه خالق اجسام و تقسيم كننده روزى ها است ، نه جسم مى باشد و نه در جسم حلول كرده است . مانندى براى او نيست و او شنواى بينا است ؛ اما امامان (ع )؛ آنان از خداوند (خلقتى را) طلب مى كنند و خداوند به اجابت طلب آنان مى آفريند و آنان از خداوند براى كسى طلب روزى مى كنند و خداوند به اجابت دعاى آنان و براى بزرگداشت حقشان ، او را روزى مى دهد.
در نامه ديگرى از امام زمان (عج ) خطاب به محمد بن على بن هلال كرخى در ردّ غلات و مفوّضه شيعه (13) چنين آمده است : يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي تَعالَى اللّهُ وَ جَلَّ عَمّا يَصِفُونَ، سُبْحانَهُ وَ بِحَمْدِهِ، لَيْسَ نَحْنُ شُرَكاؤَهُ فى عَمَلِهِ وَ لا فى قُدْرَتِهِ بَلْ لا يَعْلَمُ الْغَيْبَ غَيْرُهُ كَما قالَ فى مُحْكَمِ كِتابِهِ تَبارَكَتْ اَسْماؤُهُ: (قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ الْغَيْبَ اِلا اللّهُ)(14)
اَنَا وَ جَميعُ آبائى مِنَ الاَْوَّلينَ: ادَمَ وَ نُوحٍ وَ اِبْراهيمَ وَ مُوسى وَ غَيْرِهِمْ مِنَ النَبِيّينَ وَ مِنَ الاْ خِرينَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ وَ عَلِىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ وَ غَيْرِهِمْ مِمَّنْ مَضى مِنَ الاَْئِمَّةِ صَلَواتُاللّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ، اِلى مَبْلَغِ اَىّ امى وَ مُنْتَهى عَصْرى عُبيدُاللّهِ عَزَّوَجَلَّ...
يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاءُهُمْ وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ اَرْجَحُ مِنْهُ فَاُشْهِدُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَ كَفى بِهِ شَهيداً وَ رَسُولَهُ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَلائِكَتَهُ وَ اَنْبِياءَهُ وَ اَوْلِياءَهُ وَاُشْهِدُكَ وَ اُشْهِدُ كُلَّ مَنْ سَمِعَ كِتابى هذا اَنّى بَرى ءٌ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ اِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ (15) وَ نُشارِكُهُ فى مُلْكِهِ اَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا وَ خَلَقَنا لَهُ اَوْ يَتَعَدّى بِنا عَمّا قَدْ فَسَّرْتُهُ لَكَ وَ بَيَّنْتُهُ فى كِتابى .
وَ اُشْهِدُكُمْ اَنَّ كُلَّ مَنْ نَبْرَاءُ مِنْهُ فَاِنَّ اللّهَ يَبْرَاءُ مِنْهُ وَ مَلائِكَتُهُ وَ رُسُلُهُ وَ اَوْلِياءُهُ وَ جَعَلْتُ هذَا التَّوْقيعَ الَّذى فى هَذَا الْكِتابِ اَمانَةً فى عُنُقِكَ وَ عُنُقِ مَنْ سَمِعَهُ اَنْ لا يَكْتُمَهُ لاَِحَدٍ مِنْ مَوالِىَّ وَ شيعَتى حَتّى يَظْهَرَ عَلى هَذَا التَّوْقيعِ الْكُلُّ مِنَ الْمَوالى لَعَلَّ اللّهَ يَتَلافاهُمْ فَيَرْجِعُونَ اِلى دينِ اللّهِ الْحَقِّ وَ يَنْتَهُونَ عَمّا لا يَعْلَمُونَ مُنْتَهى اَمْرِهِ وَ لا يَبْلُغُ مُنْتَهاهُ فَكُلُّ مَنْ فَهِمَ كِتابى وَ لا يَرْجِعُ اِلى ما قَدْ اَمَرْتُهُ وَ نَهَيْتُهُ، فَقَدْ حَلَّتْ عَلَيْهِ اللَّعْنَةُ مِنَ اللّهِ وَ مِمَّنْ ذَكَرْتُ مِنْ عِبادِهِ الصّالِحينَ.(16)
اى محمد بن على ! خداوند برتر و متعالى تر از توصيف آنان است . تسبيح و حمد او (مى كنم ). ما شريك هاى خدا در كارش و در قدرتش نيستيم و غيب را غير او نمى داند، همچنان كه در كتاب محكم خود فرموده است : بگو كسانى كه در آسمان و زمين هستند، جز خدا، غيب را نمى دانند. من و همه پدرانم از اولين : آدم ، نوح ، ابراهيم ، موسى و پيامبران ديگر و از آخرين : محمد، على بن ابى طالب و ديگر امامان گذشته تا امروز صلوات خدا بر آنان ، بندگان خداى تعالى هستيم . ...
اى محمد بن على ! جاهلان شيعه و احمقانى كه پر پشه اى از ديانت آنان سنگين تر است ، ما را آزار مى دهند. من خدايى را كه جز او خدايى نيست به شهادت مى گيرم و شهادت او كافى است و فرستاده اش محمد صلى الله عليه و آله و ملائكه اش و اوليائش و تو را و همه آنان را كه اين نامه به گوششان خواهد خورد، كه من به سوى خدا و رسولش بيزارى مى جويم از هر كس كه بگويد (ما علم غيب داريم و در ملك خدا با او شريكيم ) يا ما را در جايگاهى قرار دهد غير آن جايگاهى كه خدا براى ما پسنديده و براى آن آفريده است و (نسبت به ما) از اين مقامى كه برايت تفسير كردم و در اين نامه بيان نمودم ، تجاوز كند.
و شما را گواه مى گيرم كه خداوند، ملائكه ، رسولان و اولياى او بيزارند از هر كس كه ما از او تبرّى بجوييم . اين توقيع را كه در اين نامه نوشته ام امانتى بر گردن تو و هر كس كه بشنود، قرار دادم (و شما را متعهد نمودم ) كه آن را از هيچ كدام از دوستان و شيعيان ما كتمان نكند و همه آنان را بر مضمون آن آگاه گرداند، شايد خداوند (به وسيله اين توقيع گذشته ) آنان را جبران كند و آنان به دين حق خدايى برگردند و از آنچه (غلوّ) نسبت به سرانجامش جاهلند، دست بكشند. پس هر كس كه اين نامه را بفهمد و به سوى آنچه او را بدان امر كردم بازنگردد و از آنچه از آن نهى نمودم دست نكشد، لعنت خدا، پيامبران ، ملائكه ، اوليا و بندگان صالح بر او واقع شده است .

خداوند با كسى خويشاوندى ندارد

اسحاق بن يعقوب گويد مسائلى را در نامه اى نوشته بودم و به نايب امام زمان (عج )، محمد بن عثمان عمرى دادم تا به امام برساند و جواب آن ها را برايم بگيرد. امام جواب مسائل را به خط خود نوشت ؛ از جمله :
(اَمّا ما سَاءَلْتَ عَنْهُ اَرْشَدَكَ اللّهُ وَ ثَبَّتَكَ مِنْ اَمْرِ الْمُنْكِرينَ لى مِنْ اَهْلِ بَيْتِنا وَ بَنى عَمِّنا فَاعْلَمْ اَنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ بَيْنَ اَحَدٍ قِرابَةٌ وَ مَنْ اَنْكَرَنى فَلَيْسَ مِنّى وَ سَبيلُهُ سَبيلُ ابْنِ نُوحٍ)(17)
خدا تو را ارشاد كند و بر حق ثابت قدم بدارد، سؤ الى كه درباره افرادى از خانواده ام و عموزادگانم مطرح كردى كه منكر امامت هستند (كه با توجه به انكارشان و اين كه از ذريه فاطمه زهرا و رسول الله هستند، عاقبتشان چگونه است ؟) بدان كه خداوند با كسى خويشاوندى ندارد. هر كس مرا انكار كند، از من نيست و به راه فرزند نوح رفته است (كه با كفر و انكارش رابطه نَسَبى اش را قطع كرد و اين ارتباط نسبى برايش فايده نداشت و در قيامت سبب نجاتش نخواهد شد.)
امام زمان (عج ) در اين جواب هشدار مى دهد كه به روابط نسبى و سببى دنيايى دل خوش ‍ نباشيد و بدانيد آنچه نجات بخش است ، ايمان و عمل صالح مى باشد. اگر ايمان و عمل صالح به روابط نسبى و سببى ضميمه شد، آن روابط ماندگار بوده و در قيامت نيز دوام خواهد داشت ، ولى اگر ايمان و عمل صالح به آن روابط ضميمه نشد، آن روابط باطل شده و براى آن افراد منشاء اثر مثبتى نخواهد بود، بلكه باعث سنگين تر شدن گناه آنان مى گردد.
همه انسان ها در محكمه عدل الهى با يك ميزان سنجيده مى شوند و به يك قانون محاكمه مى گردند، پس بايد به اين هشدار توجه كرد و به پيوندهاى ظاهرى دنيايى مغرور نشد و از اصلاح نفس و تحصيل ايمان غفلت نورزيد.
اين ها برخى درس هاى مهمى بود كه شايسته است يك شيعه منتظر از محضر امام زمان (عج ) فرا گيرد.

پی نوشت :

1- بحارالانوار، ج 52، ص 307.
2- همان ، ص 192.
3- همان ، ص 233.
4- همان ، ص 206.
5- غيبت نعمانى ، ص 181.
6- عقدالدرر فى اخبار المنتظر، ص 51.
7- همان ، ص 63؛ منتخب الاثر، ص 453؛ بحارالانوار، ج 52، ص 207.
8- منتخب الاثر، ص 443.
9- ر. ك : همان ، ص 428 432.
10- ر. ك : قيام و انقلاب مهدى (عج )، شهيد مطهرى ، ص 64 68.
11- غيبت نعمانى ، ص 198.
12- كتاب الغيبة ، شيخ طوسى ، ص262
13-بحارالانوار، ج 52، ص 307.
14- بحارالانوار، ج 52، ص 307.
15- بقره (2)، آيه 148. يعنى : هر كجا باشيد خداوند همگى شما را مى آورد.
16- بحارالانوار، ج 52، ص 286.
17- همان ، ص 283، 306 307.

  

حضور كم رنگ رسانه هاي ايران در بيداري اسلامي

حضور كم رنگ رسانه هاي ايران در بيداري اسلامي

ديپلماسي هنري ايران در كما
با در گرفتن تحولات موسوم به بهار عربي يا به عبارت بهتر «بيداري اسلامي» كشورهاي محوري و صاحب اقتدار جهان، سعي كردند تا بر اين وقايع به نفع خود تأثير بگذارند. يكي از ابزارهاي موثر اين دولت ها، رسانه هاي وابسته به آنها هستند. به خصوص رسانه هايي چون شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي و سينما. به عنوان مثال، رسانه هاي وابسته به غرب از همان ابتداي اين انقلاب ها تلاش گسترده اي را براي غيراسلامي نشان دادن اين تحولات و همچنين مصادره به مطلوب بهار عربي در پيش گرفتند. رسانه هاي برون مرزي ايران، ازجمله پرس تي وي و العالم هم پوشش بسيار خوبي را درباره اين حوادث انجام دادند. فقط كافي است به گزارش روزنامه فايننشال تايمز انگليس از توجه مردم بحرين به شبكه العالم توجه كنيم. طبق اين گزارش علاوه بر شيعيان بحرين، 28 درصد از جمعيت اهل تسنن آن كشور نيز مخاطب شبكه خبري العالم هستند. همچنين مردم مصر بارها حمايت خود از رسانه هاي ايراني را به خاطر پوشش صادقانه و درست تحولات اين كشور اعلام كردند.
اما در حوزه داخلي و به خصوص برنامه هاي نمايشي عملكرد مطلوبي ديده نمي شود. اين مسئله، هم درباره تلويزيون و هم سينما صادق و حاكم است. در عرصه هاي خبري و گزارشي كم كاري هاي فراواني مشاهده مي شود. اكثر تصاويري كه سيما از اين واقعيات پخش مي كند، دست دوم و برگرفته از ساير شبكه هاست. اين درحالي است كه در تظاهرات منسوب به بيداري اسلامي، تصاوير بسيار قابل توجه و زيبا و تأمل برانگيزي اتفاق مي افتد كه بدون شك رسانه هاي غربي هيچ گاه به پوشش آن اقدام نمي كنند. در اين ميان، صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به خاطر تعلق خاطري كه به اسلام و مسلمان ها دارد مي تواند با فعاليت و پويايي بيشتر ديپلماسي رسانه اي را از غربي ها بربايد. همچنانكه دو شبكه پرس تي وي و العالم تا حدودي در اين عرصه موفق بوده اند. اين درحالي است كه متأسفانه شبكه هاي داخلي هنوز پويش خود را نشان نداده اند و حتي بسياري از مسائل از دست آنها مي رود. مثلاً در تظاهرات تاريخ 29 جولاي در ميدان التحرير مصر، ميليون ها نفر شعار حمايت از حاكميت قوانين اسلامي را سر مي دادند. تظاهراتي كه با تحريم كامل گروه ها و احزاب سكولار و غربگرا برگزار شد؛ اما لقب با شكوه ترين تجمع انقلابيون را به خودش اختصاص داد. اين تظاهرات كه اسلامي بودن ماهيت انقلاب مصر را عيان كرد، آنچنانكه بايسته و شايسته بود، هدف مانور رسانه اي بخش هاي خبري صداوسيما قرار نگرفت. به طور كلي پوشش خبري اين انقلاب ها از سوي رسانه ملي با وجود جهت گيري درست، همراه با نوآوري و هوشمندي نبوده و درحال حاضر بر مدار كليشه و تكرار انجام مي شود. برخلاف شبكه هاي غربي كه براي اهداف پليد خود از شگردهاي متعدد رسانه اي استفاده مي كنند، شبكه هاي داخلي خيلي ساده و غيرحرفه اي به اين اتفاقات مي پردازند. هر روز خبرهايي را درباره حضور مردم در خيابان ها و يا پيش روي انقلابيون و جنايات حكومت هاي آن ها در خبرها مي شنويم. تحليل هايي هم كه در ميانه خبرها مي آيد هر روز مثل هم است و اگر كسي مخاطب ثابت خبرهاي رسانه ملي باشد ديگر از شنيدن اين همه خبر و تحليل مشابه خسته مي شود. به نظر مي رسد صداوسيما با اين كه رويكرد مثبتي نسبت به اين وقايع دارد، بايد از شگردهاي رسانه اي و روش هاي القاي غيرمستقيم اهداف استفاده كند تا تأثيرگذاري آن افزايش يابد. اين وضعيت در حوزه فيلم و سريال در حد صفر است.
آغاز به جريان افتادن بيداري اسلامي در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا به زمستان سال گذشته بر مي گردد. حدود 10 ماه از عملياتي شدن انقلاب هاي عربي گذشته است. با گذشت اين زمان هنوز هم هيچ سريال يا فيلم سينمايي با مضمون اين وقايع به نمايش درنيامده است. اين درحالي است كه حداقل صداوسيما مي توانست به جاي توليد اين حجم از سريال هاي خنثي و كم محتوا چند سريال با موضوع اين حوادث بسازد. مثلاً در ماه مبارك رمضان كه فضاي جامعه نيز به سمت آگاهي و بيداري معنوي مايل تر بود مي شد در عوض اين سريال هاي ماوراءالطبيعي، دست كم يك سريال با چنين موضوعي ساخته شود.
در عرصه سينما هم وضعيت از اين بدتر است. اين درحالي است كه سينماي غرب با فرستادن نمايندگان خود به كشورهاي انقلابي در حال عملياتي ساختن نوعي ديپلماسي هنري است. به عنوان نمونه « شان پن» كه روابطش با دولت آمريكا بر همه اثبات شده است، هفته گذشته به مصر رفت و با حضور در ميدان التحرير پرچم آن كشور را در دست گرفت و خود را حامي انقلاب معرفي كرد. همه مي دانيم كه اين حركت يك نقشه براي نفوذ فرهنگي آمريكا در بين انقلابيون و مردم مصر است و شان پن هيچ اعتقاد عميقي به اين انقلاب و بيداري اسلامي ندارد. با اين حال از ميان سينماگران ما هنوز هيچ كس به ميدان نرفته است. «رضا برجي» از معدود افرادي بود كه جهت حضور در اين مبارزات به عنوان مستندساز ابراز علاقه كرد؛ اما او هم ظاهراً با ممانعت ها و محدوديت هايي براي سفر به كشورهاي حوزه بيداري اسلامي مواجه شد و مسئولان هيچ اقدامي براي فراهم كردن سفر او نكردند !
با وجود برخي رفت و آمدها و نشست و برخاست ها ميان مسئولان فرهنگي ايران با كشورهاي انقلاب كرده؛ اما هنوز در عمل هيچ قراردادي براي ساخت فيلم درباره انقلاب هاي منطقه بسته نشده است. در يكي دو سال اخير چند فيلم با مضامين ضدصهيونيستي در سينماي كشورمان ساخته شده است. فيلم هايي مانند «33 روز» با موضوع مقاومت اسلامي لبنان، «جعبه سياه» درباره نقش صهيونيست ها در حمله به برج هاي دوقلوي نيويورك در 11 سپتامبر، «بيگانگان» با مضمون اشغال فلسطين و نقش انگليس در تشكيل رژيم صهيونيستي، «شكارچي شنبه» درباره مباني ايدئولوژيك صهيونيسم و... باتوجه به درگرفتن انقلاب ها و قيام هاي اسلامي در سرزمين ها اسلامي با رويكرد ضدآمريكايي و ضدصهيونيستي، نمايش اين فيلم ها مي توانست فضاي فرهنگي كشورمان را با اين اتفاقات مهم هماهنگ تر كند و پيوند عاطفي ميان مردم ايران و انقلابيون منطقه را افزايش دهد.

منبع هفته نامه صبح صادق

چه جرياناتي فعاليت هاي انتخاباتي خود را آشكار نمي كنند؟

چه جرياناتي فعاليت هاي انتخاباتي خود را آشكار نمي كنند؟

تيترهاي صفحه اول روزنامه ها از فعاليت چهار جريان سياسي در انتخابات خبر مي دهند كه البته فعاليت هركدام تفاوت زيادي با يكديگر دارد. اصولگرايان در حالي در راستاي همگرايي بيشتر نخستين نشست خود را برگزار كرده و به معرفي سخنگوي رسمي پرداختند كه اصلاح طلبان تلاش هاي خود را كتمان كرده و كارگزاران سعي دارند همچنان با چراغ خاموش به حركت خود ادامه دهند. در اين ميان جريان انحرافي كه همه اتهامات عليه خود را توطئه انتخاباتي مي داند، بي هيچ سر و صدايي اهداف انتخاباتي خود را دنبال مي كند.
معرفي «دكتر ولايتي» به عنوان سخنگوي شوراي مركزي اصولگرايان خبري بود كه از سوي بسياري از روزنامه هاي كثيرالانتشار از جمله «همبستگي»، منعكس شد. اين روزنامه در آخرين روز هفته از «اشتراك 70 درصدي ليست جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايان» خبر داد و اين در حالي بود كه برخي از روزنامه هاي اصلاح طلب سعي در بزرگ نمايي اختلاف اين دو جبهه داشتند.
«فرهنگ آشتي» در همين راستا «جبهه پايداري را مبدأ گروه انحرافي» توصيف كرد و به نقل از «حسن بيادي» به عنوان دبيركل جمعيت آبادگران جوان نوشت: «هميشه علامت به علاوه، نشانه وحدت نيست بلكه در جاهايي نشانه تفرقه است.»
«آرمان» روابط عمومي هم از جبهه پايداري به عنوان قطب دوم انتخابات ياد كرد و نوشت: «البته عدم امكان وحدت نكته اي بود كه همه فعالان سياسي جناح راست به آن اذعان داشتند ولي ترجيح دادند آن را پس از يك دوره نزاع رسانه اي بيان كنند تا شايد به اين وسيله بتوانند فضايي دو قطبي را بر انتخابات حاكم سازند.»
در اين ميان روزنامه «تهران امروز» كه منتقد جبهه پايداري است، تحت عنوان «خدمات جبهه پايداري به جريان انحرافي» مي نويسد: «مواضع برخي اعضاي جبهه پايداري در خصوص موضوع اختلاس و سكوت آنها در نهايت به نفع جريان انحرافي تمام مي شود. هر چند هدف و نيتي هم در اين بين وجود نداشته باشد، اما آنكه در اين قضايا سود مي برد بي شك جريان انحرافي است.»
فعاليت هاي اصولگرايان در حالي آشكار و رسمي دنبال مي شود كه اصلاح طلبان به منظور امتيازگيري سعي مي كنند تا همچنان در بوق ترديد دميده و فعاليت هاي انتخاباتي خود را با كمترين پوشش رسانه اي انجام دهند.
در همين راستا تعدادي از روزنامه هاي وابسته به تجديدنظرطلبان در نخستين روز كاري هفته «تشكيل گروه 7+1 اصلاح طلبان» را از قول هادي خامنه اي تكذيب كرده و روزنامه «اسرار» به نقل از داريوش قنبري «اصلاح طلبان هنوز به جمع بندي نهايي نرسيده اند.» را يك روز بعد(4/7) تيتر كرد. اين در حالي است كه همبستگي فرداي همين روز(5/7) از قول وي به عنوان سخنگوي فراكسيون خط امام(ره) مي نويسد: «اصلاح طلبان مي خواهند به شكل متحد در انتخابات حضور يابند.»
«آرمان» هم در همين روز در يادداشتي به قلم داريوش قنبري نوشت: «اصلاح طلبان مجلس هماهنگ با جبهه اصلاحات حركت خواهند كرد.»
تلاش براي لاپوشاني اختلافات داخل اين جريان در شرايطي صورت مي گيرد كه به نوشته «جوان» سيدمحمد خاتمي مي گويد به جاي اميد به اتحاد اصلاح طلبان، به اختلاف اصولگرايان دلبسته است.
اميد به تشتت در جبهه اصولگرايان تا جايي براي جريان اصلاحات اهميت دارد كه مي توان گفت بخش مهمي از ترديدآفريني براي ورود علني به عرصه رقابت ها ناشي از تأثير مثبت اعلام حضور قطعي اصلاحاتي ها بر وحدت اصولگرايان است. انعكاس گسترده هرگونه اظهارنظر چهره هاي اصولگرا در همين رابطه قابل ارزيابي است.
چنانچه وقتي محمدجواد لاريجاني مي گويد «اصلاح طلبان لياقت حضور در انتخابات را ندارند» از سوي روزنامه هاي تجديدنظر طلب دوشنبه (4/7) با حروف درشتي منعكس مي شود و يك روز بعد نيز اظهارنظر حسن بيادي به تيتر اول برخي از همين روزنامه ها در مي آيد كه گفته است: «حضور اصلاح طلبان عين دموكراسي است.»
در همين روز روزنامه هاي «شرق» و «ابرار» و ... با حروف درشتي به نقل از «علي مطهري» مي نويسند: «همه اصلاح طلبان خطرناك رد صلاحيت مي شوند» و در همين حال روزنامه هاي ديگري نظير «اسرار» از قول وي مي نويسند: «اصلاح طلب خطرناكي در انتخابات وجود ندارد.» اين تاكتيك خبري در حالي صورت مي گيرد كه اخبار همين روزنامه حاكي از عزم جزم اصلاحاتيون براي حضور در عرصه رقابت هاست. چنانچه «اسرار» (5/7) از انتخاب «موسوي تبريزي» به عنوان رئيس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات خبر داد و در روز آخر هفته اظهارات «غريباني» در خصوص آخرين تصميمات جبهه اصلاحات براي برگزاري همايش را تشريح كرد.
بازي دوگانه تجديدنظرطلبان در انتخابات آتي در شرايطي صورت مي گيرد كه روزنامه «سياست روز» (04/7) تيتر اول خود را به «معادله حضور اصلاح طلبان در صحنه انتخابات» اختصاص داد و با اشاره به بي سابقه بودن اين نوع ترديد در ورود يك جريان سياسي به انتخابات، درباره علل اين رفتار اصلاحاتي مي نويسد: «اصلاح طلبان اين نكته را به خوبي دريافته اند كه رأي بدون توانايي اثرگذاري مثل چك بي محل نه گرهي از گره هاي آنها را مي گشايد و نه تفاوتي با كاغذ باطله دارد. به همين خاطر درصدد افزايش قدرت تأثيرگذاري سياسي خود با تمسك به گرفتن امتيازهايي از جريان هاي اصولگراي حاكمند؛ امتيازهايي كه با عنوان شروط شركت در انتخابات مطرح و مشهود شده اند.»
خبر پر حجم انتخاباتي ديگر مطبوعات به تكذيبه ورود آقاي هاشمي اختصاص داشت كه با انعكاس وسيع روزنامه هاي «اعتماد»، «شرق»، «اسرار» و «ابتكار» دوشنبه (4/7)صورت گرفت تا به تاكتيك چراغ خاموش كارگزاران كمك كند.

منبع هفته نامه صبح صادق

 

 

جنگ سایبری و پیامدهای آن برای رژیم صهیونیستی

کارشناسان رژیم صهیونیستی بررسی کردند؛

جنگ سایبری و پیامدهای آن برای رژیم صهیونیستی

دانشگاه تل آویو با انتشار کتابی پیرامون جنگ سایبری به بررسی این جنگ و پیامدهای احتمالی آن برای رژیم صهیونیستی پرداخت.

به گزارش گرداب، دانشگاه تل آویو با انتشار کتابی پیرامون جنگ سایبری به بررسی این جنگ و پیامدهای احتمالی آن برای رژیم صهیونیستی پرداخت.

"فضای سایبر" اصطلاح تازه‌ای است که در دهه‌های اخیر به خاطر انقلاب در فناوری اطلاعات مورد کاربرد قرار گرفته است. فضای سایبری موارد زیر را در بر می‌گیرد: همه رایانه‌های موجود، داده‌های ذخیره شده در آن و همچنین سیستم‌ها، برنامه‌ها و شبکه‌های آزادی که در دسترس عموم قرار دارد یا شبکه‌هایی که برای کاربران به خصوصی طراحی شده است. اگرچه این شبکه‌ها از این لحاظ متمایز به شمار می‌رود ولی جزئی از اینترنت محسوب می‌شود که خود در دسترس عموم قرار دارد.

اخیراً علاقه روزافزونی پیرامون موضوع نبرد در فضای سایبری در مراکز تحقیقاتی رژیم صهیونیستی به وجود آمده است. دانشگاه تل‌آویو، همایش یک روزه‌ای با تمرکز بر این موضوع تحت عنوان "جنگ سایبری: چالش‌ها در سطوح فنی، سیاسی و جهانی" را در نهم ژوئن سال 2011 برگزار کرد. این همایش با سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی شروع به کار کرد و طی آن گروه منتخبی از محققان و کارشناسان، مقالاتی با تاکید بر اهمیت جنگ در فضای سایبری برای امنیت این رژیم را ارائه کرده و پیرامون آن به ایراد سخنرانی پرداختند.

 نتانیاهو در سخنرانی‌ خود ضمن اشاره بر اهمیت و ضرورت این مسئله برای اسرائیل، بر لزوم تبدیل شدن این رژیم به یک ابرقدرت و بازیگر اصلی در حوزه جنگ سایبری در سطح جهانی تاکید کرد. همچنین کمیته علوم "کنست" [پارلمان رژیم صهیونیستی] در چهارم ژوئیه سال 2011، پیرامون موضوع جنگ در فضای سایبری با حضور کارشناسان و متخصصان این حوزه به بحث و تبادل نظر پرداخت.

ژنرال "ییت‌ژاک بن ییسرائیل"، رئیس شورای ملی توسعه و تحقیقات، در سخنرانی خود در این کمیته به شکاف موجود میان اقدامات احتیاطی دفاعی کند اسرائیل در حفاظت از زیرساخت‌های مهم غیرنظامی که نسبت به حملات سایبری حساس و آسیب‌پذیرند و اقدامات احتیاطی دفاعی مرتبط با زیرساخت‌های امنیتی و نظامی اشاره کرد.

وی افزود: «حملات سایبری که به طور روزانه رخ می‌دهد دیگر داستانی علمی تخیلی نبوده و به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل شده است.»

 وی در ادامه خاطرنشان ساخت: «برخی از این حملات سایبری کم دردسر هستند در حالی که برخی دیگر ممکن است صدمات شدیدی را ایجاد کنند.» وی در همین رابطه عنوان داشت: «سامانه‌ها و برنامه‌های پیشرفته زیادی وجود دارد که می‌تواند در فضای سایبری جهت از کار انداختن و ایجاد اختلال در کار تأسیسات ملی زیربنایی نظیر بازار بورس، بانک‌ها، شبکه برق، حمل و نقل و ارتباطات به کار رود و مردم نسبت به گستردگی این خطر آگاه نیستند.»

ییت‌ژاک بن ییسرائیل در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته اشاره کرد که یکی از اهداف تاسیس "کمیته اینترنت ملی" در اسرائیل، ایجاد ابررایانه‌ای پیشرفته در یکی از دانشگاه‌های اسرائیل است که راه اندازی آن برای بهره برداری از طرح در ماه مه سال 2011 اعلام شد. در حال حاضر رژیم صهیونیستی چنین رایانه‌ای در اختیار ندارد و فروش آن نیز به این رژیم ممنوع است چرا که اسرائیل پیمان منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای را امضاء نکرده است.

"مئیر شیتریت"، رئیس کمیته علوم کنست ضمن تاکید بر موضوع امنیت فضای سایبری گفت: «احتمال نابودی اسرائیل، نه از سوی تانک و هواپیما بلکه از طریق جنگ سایبری وجود دارد.»

معرفی کتاب
 دانشگاه تل‌آویو در سال 2011 در ارتباط با این علائق و منافع اسرائیل در جنگ سایبری، دست به انتشار کتابی تحت عنوان: "جنگ سایبری: مفاهیم، رویکردها و پیامدهای احتمالی آن برای اسرائیل" زد که از سوی محققینی چون "شموئل ایون" و "دیوید سیمنتف" نوشته شده است. هر دو محقق مورد اشاره در همین موسسه فعالیت دارند.

 این کتاب شامل یک مقدمه، چهار فصل، نتیجه‌گیری و دو ضمیمه است و به طور کلی مشتمل بر 90 صفحه است. مؤلفین این کتاب به این نتیجه رسیده‌اند که فضای سایبری (علاوه بر زمین، هوا دریا و فضا) به صحنه جدید پیکار تبدیل شده است. از این رو، کشورهای پیشرفته و ارتش آنها فعالیت‌ها خود در این حوزه را افزایش و تحقیق در خصوص فضای سایبری را شدت بخشیده‌اند.

 این حوزه برای کشورهای فوق به یکی از منابع مهم قدرت تبدیل شده است. در عین حال، این موضوع نقطه ضعف این کشورهای قدرتمند را نیز نشان می‌دهد چرا که زیرساخت‌هایی که این کشورهای پیشرفته‌ بدان اتکا دارند (از جمله: شبکه برق، آب، حمل و نقل، مخابرات، بازار بورس و بانک‌ها) برای عملکرد درست خود به فضای سایبری وابسته است. فرماندهی نظامی و نظارت بر شبکه‌ها، علاوه بر انواع گوناگون فناوری پیشرفته در میادین جنگی (مانند جاسوسی، سامانه‌های جمع‌آوری اطلاعات، استفاده از ماهواره‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین هنگام نبرد) نیز شدیداً به فضای سایبری اتکا دارند.

نویسندگان این کتاب به این نکته اشاره می‌کنند که برجسته‌ترین ویژگی‌های مطلوب فضای سایبری به عنوان صحنه جدید پیکار، توانایی فعالیت با سرعتی معادل هزارم ثانیه علیه دشمنی است که هزاران کیلومتر دورتر قرار دارد، بدون آن که حمله کنندگان یا مهاجمین در معرض خطر فیزیکی قرار گیرند.

مزایای فضای سایبری بر جذابیت استفاده از آن در زمان جنگ به موازات دیگر تسلیحات متعارف می‌افزاید. بنا به گفته مؤلفین، روسیه نیز در جنگ علیه گرجستان در سال 2008 از چنین امکانی بهره جسته است.

همچنین این امر می‌تواند در خلال جنگ علیه اهداف استراتژیک مانند حمله به رآکتور هسته‌‌ای ایران در سال 2009 (تهاجمی که بنا به گزارش منابع رسانه‌ای متعدد از سوی اسرائیل و آمریکا صورت گرفت) به کار رود. حمله‌ای که بنا به نظر مؤلفین این کتاب اولین نمونه جنگ سایبری به شمار می‌رود و آغازگر دوران جدیدی در تحول استفاده از فضای مجازی در جنگ محسوب می‌شود.

مؤلفین، واقعیت بهره‌برداری بسیاری از کشورها از فضای سایبری در جنگ، عملیات‌های پیشرفته و تدارکات خود را نشان دهنده شروع مسابقه تسلیحاتی در فضای مجازی می‌دانند. آنها به این نکته اشاره دارند که در سال‌های اخیر بسیاری از کشورها، مؤسسات و هیئت‌های مختلفی (مختص استفاده از فضای سایبری به عنوان صحنه جدید جنگ) را ایجاد کرده و استراتژی امنیتی و نظامی خود را برای حضور در فضای مجازی توسعه داده‌اند.

فصل‌های کتاب
مؤلفین این کتاب، فصل نخست تحت عنوان "فضای سایبری و امنیت: چارچوب مفهومی" را به تعریف و توضیح اصطلاحات مرتبط با موضوع فضای سایبری اختصاص داده‌اند. آنها در ادامه این فصل در مورد موضوعات زیر به بحث می‌پردازند:
 ویژگی‌های فضای سایبری به عنوان صحنه جنگ، فضای سایبری: محتوای جدید اصطلاحات امنیتی سنتی، حیطه استراتژیک فضای مجازی، جاسوسی و جنگ نرم الکترونیک و نبرد در فضای مجازی.

فصل دوم کتاب "عملیات تهاجمی و عوامل دست و پاگیر در فضای سایبری" نام دارد. این فصل، شامل موضوعات زیر است:
عملیات تهاجمی مهم در فضای سایبری، عوامل موثر در افزایش اطلاعات در فضای سایبری، استفاده از فضای سایبری برای اهداف جنگی: عوامل دست و پاگیر، تروریسم در فضای سایبری، پیمان بین‌المللی برای سازماندهی فعالیت‌ها در فضای مجازی و خلاصه‌ای از عوامل ترغیب کننده و فاکتورهای دردسرآفرین در استفاده از سلاح جنگ سایبری در نزاع میان کشورها.

فصل سوم کتاب تحت عنوان: "نگاه به آن سوی دریا: آمادگی کشورها برای مواجهه با چالش‌ در فضای سایبری" به تمهیدات اتخاذ شده از سوی کشورهای مهم متعدد، همچنین راهبرد آنها و مؤسساتی که در راستای تضمین امنیت در برابر خطرات ذاتی فضای مجازی ایجاد کرده‌اند، می‌پردازد. این کشورها عبارتند از: ایالات متحده، فرانسه، آلمان، انگلیس و چین.

در فصل چهارم، این دو محقق اهمیت و ضرورت فضای سایبری برای اسرائیل و اقدامات سازمانی که از سوی این رژیم برای حفاظت از فضای مجازی‌ خود اتخاذ کرده را تشریح می‌کنند. آنها در ادامه رهنمودهایی راهبردی به منظور دفاع اسرائیل از فضای سایبری خود و همچنین اتخاذ اقداماتی برای گنجانده شدن فضای مجازی در استراتژی امنیت ملی اسرائیل را پیشنهاد می‌کنند.

مؤلفین این کتاب استدلال می‌کنند که رژیم صهیونیستی به سمت استفاده هرچه بیشتر از کامپیوتر پیش رفته و نهادهای دولتی و بخش‌های مختلف و شرکت‌های آن به اینترنت اتکا دارند. علاوه بر این، بسیاری از فعالیت‌های شهروندان مرتبط با نهادهای دولتی و دیگر امکانات موجود در آن از طریق اینترنت انجام می‌شود.

حجم اقتصاد مبتنی بر اینترنت در اسرائیل در سال 2009 به 50 میلیارد شکل [واحد پول رژیم صهیونیستی- هر دلار معادل سه و نیم شکل است] رسید که این میزان، معادل 6.5 درصد از تولید ناخالص داخلی این رژیم است. بنا به ارزیابی‌های انجام شده در سال 2015، اقتصاد مبتنی بر اینترنت در اسرائیل احتمالاً به 85 میلیارد شکل برسد که این میزان برابر با 8.5 درصد از تولید ناخالص داخلی مورد تخمین این رژیم خواهد بود.

اقدامات رژیم صهیونیستی برای دفاع از فضای سایبری خود
این دو پژوهشگر عنوان می‌کنند که رژیم صهیونیستی در خلال یک دهه و نیم گذشته به منظور دفاع از فضای سایبری خود، مجموعه‌ای از اقدامات را به انجام رسانیده است. از جمله مهم‌ترین این اقدامات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

ایجاد زیرساخت‌های دولتی برای عصر اینترنت
اسرائیل در سال 1997، طرح "زیرساخت دولتی برای عصر اینترنت" در داخل وزارت دارایی خود دایر کرد. هدف این طرح، حفاظت و ایمنی استفاده از اینترنت در وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی تعریف شده بود.

"مرکز حفاظت از اطلاعات دولت اسرائیل" به عنوان بخشی از این طرح، ایجاد و وظایف چندگانه‌ای به آن محول شد. از جمله این وظایف می‌توان به این موارد اشاره کرد: پیگیری روش‌های پیشرفته برای حفاظت از اطلاعات در سراسر جهان، هماهنگ ساختن وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی در راستای یافتن راه‌حل برای مسائل مرتبط با حفاظت از اطلاعات و تحقیق پیرامون موضوعات مورد بحث.

تعیین مرجع رسمی برای حفاظت از اطلاعات
در سال 2002 "مرجع رسمی حفاظت از اطلاعات" درون سرویس امنیت داخلی (شاباک) ایجاد شد. مرجع فوق، وظیفه حفاظت از زیرساخت‌های رایانه‌های بسیار مهم و حساس در اسرائیل در برابر خطر آن چه به اصطلاح "تهدید تروریستی"، "خرابکاری" و فعالیت‌های جاسوسی نامیده شد را برعهده داشت.

 مؤلفین به وجود کمیته‌ای درون شورای امنیت ملی اسرائیل در کنار دیگر قوا، اشاره می‌کنند که اجازه می‌دهد مرجع رسمی برای حفاظت اطلاعات وابسته به شاباک بتواند به گسترش فهرست مؤسسات تحت نظارت خود در راستای حفاظت از اطلاعات آنها بپردازد. همچنین مؤلفین در ادامه عنوان می‌کنند که مرجع رسمی برای حفاظت از اطلاعات با کمبودهای بسیاری مواجه است به ویژه به خاطر این که همه مؤسسات و بخش‌ها در اسرائیل را تحت پوشش ندارد و خود وابسته به شاباک است که این مسئله از کنش متقابل آزاد و آسان این مرجع با مؤسسات ذی‌ربط جلوگیری می‌کند.

ایجاد واحد سایبری در ارتش اسرائیل
"گابی اشکنازی"، رئیس ستاد ارتش اسرائیل در سال 2009 اعلام کرد که وی فضای سایبری را عرصه‌ جنگ استراتژیک و عملیاتی می‌داند. از این رو، ارتش اسرائیل، واحد سایبری خود که زیر مجموعه واحد8200 اطلاعات ارتش اسرائیل (AMAN) محسوب می‌شود را ایجاد کرد.

 هدف این واحد هدایت و هماهنگ سازی فعالیت‌های ارتش اسرائیل در فضای سایبری بود. "عاموس یادلین"، رئیس پیشین اطلاعات ارتش اسرائیل طی سخنرانی خود در موسسه مطالعات امنیت ملی در دسامبر سال 2009 عنوان کرد که یکی از مهم‌ترین خطرات پیش‌روی اسرائیل که ممکن است به آن صدمه بزند، امکان نفوذ به کامپیوترهایی است که برای اسرائیل نقش بسیار حیاتی دارند. وی اهداف واحد سایبری ارتش اسرائیل را تدارک دفاع متناسب از شبکه‌های اینترنتی فعال در اسرائیل و تهاجم به اهداف خارجی از طریق فضای مجازی عنوان کرد.

ایجاد واحد مدیریت سامانه‌های اطلاعاتی
دولت جعلی اسرائیل در بیست و هفتم ماه مارس، تاسیس "واحد مدیریت اطلاعات" که تحت نظارت مدیر کل وزارت دارایی قرار دارد را تصویب کرد و این واحد به طور مستقیم مسئول تمامی سامانه‌های ارتباطات رایانه‌ای دولت است که "طرح زیرساخت دولتی برای عصر اینترنت" را نیز در بر می‌گیرد.

کمیته ملی سایبری
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در هجدهم مه سال 2011 تاسیس "کمیته ملی سایبری" در اسرائیل را اعلام کرد. نتانیاهو گفت: «هدف اصلی این هیئت تقویت قابلیت‌های اسرائیل در دفاع از سامانه‌های زیربنایی حیاتی در برابر "حملات تروریستی" در فضای سایبری است که می‌تواند از طرف دولت‌های خارجی یا "سازمان‌های تروریستی" صورت گیرد.»

 بنا به اظهارات نتانیاهو، اسرائیل در مقابل حملات سایبری آسیب‌پذیر است، همان طوری که هر وسیله رایانه‌ای در معرض چنین حملات سایبری قرار دارد. این حملات ممکن است تأسیسات و نهادهای مهم و حیاتی (مانند شبکه برق، آب، مخابرات و حمل و نقل) را از کار بیاندازد و در نتیجه رژیم صهیونیستی را فلج کند.

گردآورندگان این کتاب، پیشنهاد می‌کنند تا وظایف کمیته ملی سایبری، علاوه بر کارویژه‌های مربوط به دفاع از فضای سایبری اسرائیل، پشتیبانی و توسعه شرکت‌های اسرائیلی متخصص در امور دفاعی مرتبط با فضای سایبری را نیز در برگیرد. این کمیته بدین منظور، می‌بایست حفاظت اسرائیل از بخش بزرگتری از فضای سایبر – که به سرعت در سطح جهانی در حال رشد است - را تسهیل کند.

پژوهش‌گران این کتاب در ادامه به تشریح سه عامل مهمی می‌پردازند که باعث می‌شود تا رژیم صهیونیستی در روند اتخاذ اقدامات احتیاطی و امنیتی در فضای سایبر شتاب کند. این سه فاکتور عبارتند از:

نخست، فضای سایبری اسرائیل در معرض خطر حمله سایبری قرار دارد و چنین حملاتی ممکن است به فلج شدن زیرساخت‌های مهم و حیاتی آن بیانجامد.

دوم، اسرائیل با دشمنانی مواجه است که انگیزه‌ای قوی برای صدمه زدن به آن دارند و از هر فرصتی برای این منظور استفاده می‌کنند. این دشمنان شامل کشورها، سازمان‌ها و افراد می‌شوند.

سوم، این فرصت برای اسرائیل وجود دارد که نه تنها به توسعه قابلیت‌های دفاعی خود در فضای سایبری بپردازد بلکه قابلیت‌های خود برای استفاده از فضای سایبر در جنگ را نیز تقویت کند.

راهبردی برای دفاع از فضای سایبر

مؤلفین در راستای دفاع از فضای سایبر رژیم صهیونیستی، اتخاذ راهبردی ملی که موارد زیر در آن مدنظر قرار گرفته باشد را به دولت اسرائیل پیشنهاد می‌کنند:
1. شناسایی فضای سایبر به عنوان یک حوزه جدید ملی که دفاع از آن (در کنار دیگر حوزه‌ها مانند زمین، هوا و دریا) از طریق دیدی جامع‌نگر و همکاری همه دستگاه‌های ذی‌ربط، می‌بایست جزء اولویت‌های ویژه قرار گیرد.

2. تاسیس هیئت و فرماندهی مرکزی برای دفاع از فضای سایبری در سطح ملی.

3. مدنظر قرار دادن توسعه زیرساخت‌های مهم و حیاتی و سامانه‌های امنیتی به عنوان اولویت اصلی، ضمن دفاع از سایر بخش‌ها از جمله دفاع از اطلاعات موجود در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و دفاع از شرکت‌هایی که بر اقتصاد اسرائیل تأثیرگذارند ولی جزء زیرساخت‌های دولتی طبقه‌بندی نشده‌اند.

4. ایجاد سامانه دفاع همه‌جانبه و پویا در فضای سایبری نظیر سامانه‌ای که از سوی وزارت دفاع ایالات متحده ایجاد شده است.

5. همکاری پایدار در حوزه سایبری میان بخش دولتی، بخش امنیتی و بخش خصوصی.

6. همکاری در ارتباط با موضوع فضای سایبری با کشورهای خارجی به ویژه کشورهای متحد.

7. تصویب قانونی ویژه راجع به فضای سایبری و اطمینان از اجرای صحیح این قانون.

8. کمک به عموم مردم در راستای افزایش آگاهی آنها از فضای سایبری، توسعه قابلیت‌های دفاع عمومی در این حوزه و ارائه مشوق‌های لازم به شرکت‌ها و افراد به منظور دست‌یابی به نرم‌افزارهای دفاعی و در عین حال افزایش نظارت و کنترل بر شرکت‌هایی که در زمینه بهینه‌سازی چنین نرم‌افزارهایی کار می‌کنند.

9. استفاده از پیشرفته‌ترین و به روزترین مساعدت‌ها و وسایل فنی مرتبط با فضای سایبری.

10. تدوین و توسعه سیاست بازدارندگی اسرائیل از جمله توانایی پاسخ مستقیم و کوبنده علیه هر گروه مهاجم به فضای سایبر اسرائیل. این امر می‌تواند تحت سرپرستی و مسئولیت تشکیلات دفاعی اسرائیل قرار گیرد.

نقش فضای سایبری در راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی
محققین فوق تاکید دارند: افزوده شدن فضای سایبری به عنوان فضای جدیدی برای نبرد – علاوه بر جبهه‌های زمینی، هوایی، دریایی و فضایی – گنجانده شدن جنگ سایبری را در راهبردها و مفاهیم امنیتی رژیم صهیونیستی ضروری می‌سازد.

لازمه این امر، تغییر و توسعه مفهوم اصطلاحات اساسی مربوط به دکترین امنیتی اسرائیل است. به عنوان مثال، مفهوم "حوزه استراتژیک" در فضای سایبر از مفهوم سنتی آن در دکترین امنیتی اسرائیل که حول محور تهدیدات ژئوپلتیک سنتی قرار دارد، متفاوت است.

علاوه بر این، مفاهیم فضا، زمان و مسافت در فضای سایبر از مفاهیم سنتی متفاوت است. به طوری که حمله در فضای سایبر علیه هدفی که از لحاظ جغرافیایی صدها هزار مایل دورتر قرار دارد در یک هزارم ثانیه اتفاق می‌افتد. محققین فوق این گونه استدلال می‌کنند: کاربرد سیاست بازدارندگی به عنوان سنگ بنای سیاست دفاعی اسرائیل در نبرد سایبری به دلیل دشوار بودن تشخیص هویت گروه مهاجم، برای این رژیم بسیار مشکل است.

مؤلفین عنوان می‌کنند: موضوع دفاع در نبرد سایبری، نوع جدیدی از چالش برای اسرائیل ایجاد می‌کند چرا که دشمن قادر است حمله خود را با سرعت نور انجام دهد و تشخیص هویت آن با دشواری‌های بسیار زیادی همراه است. از این رو، مؤلفین این کتاب کاربرد مفهوم "دفاع موثر" در فضای سایبر را برای رژیم صهیونیستی تجویز می‌کنند. این مفهوم از سوی ایالات متحده در راهکار این کشور برای جنگ سایبری به کار برده شده است. راهکار "دفاع موثر" بر قابلیت‌های پیچیده اطلاعاتی جهت تعیین منبع فعالیت در اینترنت و سامانه‌های دفاع سایبری پویا که مجهز به پاسخ خودکار سریع بدون دخالت انسان هستند، اتکا دارد.

 این دو پژوهشگر در همین رابطه می‌افزایند: دفاع موثر نه تنها بر فناوری پیشرفته بلکه بر شبکه‌های تحت نظارت شدید با قوانین و رویه سخت‌گیرانه، فرهنگی که از خطرات غامض آن آگاهی دارد، مقررات سفت و سخت، دفاع از پایگاه‌های اینترنتی و کنترل مستحکم انسانی استوار است.

مؤلفین همچنین توصیه می‌کنند در پرتو شناسایی فضای سایبری به عنوان صحنه جدید نبرد – در کنار دیگر حوزه‌های زمینی، هوایی، فضایی و دریایی – از سوی ارتش اسرائیل، تغییراتی در ارتش انجام گیرد و نیروهای نظامی خاصی (مانند پیاده نظام، نیروهای دریایی و هوایی) برای جنگ سایبری در نظر گرفته شود.

جزئیات فعالیت‌های جاسوسی آمریکا علیه ایران در نیویورک

آسوشیتدپرس منتشر کرد؛

جزئیات فعالیت‌های جاسوسی آمریکا علیه ایران در نیویورک

سیا مجوز انجام فعالیت‌های جاسوسی در داخل این کشور را ندارد، اما از زمانی که سازمان ملل در خاک آمریکا بنا شد، این مجوز نیز به سیا داده شد تا فعالیت‌های محرمانه‌ای را در آنجا به انجام برساند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به بررسی فعالیت‌های جاسوسی که به ویژه از سوی سازمان سیا و پلیس فدرال آمریکا در زمان برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل علیه ایران صورت می گیرد، پرداخته است.

به گزارش گرداب، خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت: هنگامی که "محمود احمدی نژاد"، رئیس جمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی می کرد، دیپلمات‌های آمریکایی از اظهارات وی در این جلسه غافلگیر نشدند.
 
این گزارش افزود: هیئت آمریکایی به محض شروع سخنرانی احمدی نژاد جلسه را ترک کردند و حتی از پیش نیز بیانیه ای را علیه این سخنرانی آماده کرده بودند، گویا از ابتدا می دانستند که رئیس جمهوری ایران قرار است در رابطه با چه موضوعاتی سخنرانی کند.
 
آسوشیتدپرس گزارش خود را اینگونه ادامه داد: خروج هیئت آمریکایی از این نشست به یکی از حقایق شناخته‌ شده و در عین حال به ندرت مطرح شده درباره سازمان ملل اشاره دارد؛ این حقیقت که این سازمان بین المللی که به اسم صلح و امنیت بنیان نهاده شد، همچنین سرچشمه اصلی عملیات‌های محرمانه و جاسوسی است؛ جایی که افراد ممکن است به خوبی به شما گوش دهند، اما در عین حال ایمیل‌های شما را زیر نظر دارند و یا سخنرانی‌های شما را پیشاپیش می خوانند.
 
این گزارش در ادامه تأکید کرد: شروع مجمع عمومی هر ساله در حقیقت آغازگر بازی‌های قهرمانی لیگ برنامه‌های جاسوسی سازمان ملل است. رهبران خارجی با هیئت هایی از مقامات امنیتی و معاونان خود به سازمان ملل می‌آیند که بسیاری از آنها برای انجام دیپلماسی به اینجا نیامده‌اند. آنها مأموران اطلاعاتی هستند و به جای انجام امور مربوط به دیپلماسی آمده اند تا عواملی را در هتل ها و کافی شاپ های آرام در اطراف شهر به خدمت بگیرند و به انجام امور جاسوسی و اطلاعاتی بپردازند.
 
آسوشیتدپرس همچنین تصریح کرد: در حالی که دیپلمات‌ها در داخل سازمان ملل اغلب خبرساز می شوند، مأموران اف بی آی، به دنبال جاسوسان در سراسر این شهر می گردند. وکلای وزارت دادگستری آمریکا درخواست صدور احکام مربوط به مجوز استراق سمع را از قضات آمریکایی درخواست می کنند و سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) نیز به دنبال خارجی‌هایی می گردد که ممکن است برای انجام اقدامات جاسوسی متقاعد شوند.
 
یکی از مقامات اطلاعاتی سابق آمریکا که خواست نامش فاش نشود، اعلام کرد: «این یکی از پیچیده ترین عملیات‌های جمع آوری اطلاعات در آمریکا است که یکی از وسیع‌ترین برنامه‌های جاسوسی اف بی آی را نیز درگیر می کند.»
 
این فرد گفت: «در این میان شناسایی اسرائیلی هایی که به انجام اقدامات جاسوسی مشغولند، دشوار است، چرا که آنها اغلب با هویت جعلی وارد کشور دیگری می شوند، همانطور که در دبی هنگامی که یکی از مأمورین موساد مقام حماس را به قتل رساند، این کار را انجام دادند.»
 
آسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود نوشت: دیگر سازمان‌های جاسوسی نظیر سرویس اطلاعات مخفی انگلیس که با عنوان "ام آی 6" شناخته می شود، از لحاظ روند کاری شباهت بسیاری با آمریکا دارد. ام آی 6 اجازه دارد در نیویورک فعالیت کند، اما در عوض تمام اطلاعاتی که مأموران آن جمع آوری می کنند باید در اختیار مقامات اطلاعاتی آمریکا قرار گیرد.
 
این گزارش افزود: سازمان سیا مجوز انجام فعالیت‌های جاسوسی در داخل این کشور را ندارد، اما از زمانی که سازمان ملل در خاک آمریکا بنا شد، این مجوز نیز به سیا داده شد تا فعالیت‌های محرمانه‌ای را در آنجا به انجام برساند. مقامات سیا هم‌اکنون مجوز این را دارند تا خارجی‌ها را برای انجام فعالیت‌های جاسوسی برای آمریکا به خدمت بگیرند؛ این برنامه اولیه فعالیت‌های سیا در طول برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل است.
 
بر اساس این گزارش، علیرغم اینکه عنوان می شود، سازمان سیا و اف بی آی اختلافات بسیاری با یکدیگر دارند، در طول برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل همکاری نزدیکی را صورت می دهند. سیا و اف بی آی اسامی مورد نیاز خود را از طریق ویزاهایی ارائه شده برای ورود به آمریکا انتخاب می کنند و در این میان کشورهایی مثل ایران و کره شمالی که اف بی آی و سازمان سیا نمی‌توانند به طور عادی در آنجا فعالیت داشته باشند، گزینه‌های مناسبی در این زمینه به حساب می آیند.

منبع: فارس

 

 

 

جريان فراماسونري در ايران

جريان فراماسونري در ايران

مقدمه:
دكتر «محمد مكري» متولد 1305 در كرمانشاه نويسنده، شاعر، مورخ، محقق و زبان شناس معاصر ايراني، استاد دانشگاه «سوربن» پاريس بوده كه در سال 1344 به پاس سال ها خدمات علمي، موفق به أخذ جايزه و نشان علمي از فرهنگستان آثار ملي فرانسه شد.
وي مولف بيش از يكصد جلد كتاب و پژوهشنامه علمي و صدها عنوان مقاله در زمينه هاي تخصصي علوم مختلف انساني بوده است و از همكاران علي اكبر دهخدا در لغتنامه به حساب مي آمد.
او شديداً به حضور و سيطره فراماسون ها در نهادهاي فرهنگي بعد از روي كارآمدن رضاشاه معترض بود و افشاگري هاي زيادي را در اين رابطه انجام داده بود و به همين خاطر بود كه به دليل فشار جريان هاي وابسته به فراماسونري مجبور شد تا ايران را به قصد فرانسه ترك كند. كتاب هاي وي اغلب به دست خوانندگان داخل كشور نمي رسيد و محافل شوونيستي خارج از كشور نيز در نشريات و سايت هاي خود او را بايكوت كرده بودند.
وي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 و تبعيد به پاريس در دانشگاه سوربن مشغول به تدريس شد و پس از بيست و چهار سال مهاجرت اجباري موفق به اجاره هواپيمايي از ا يرفرانس شده و در تاريخ 12 بهمن ماه 1357 با قريب بيست تن از اطرافيان «امام» و عده زيادي از خبرنگاران خارجي به تهران بازگشت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي وي به امر «امام» و پيشنهاد وزير خارجه و خواست رئيس دولت موقت و با توشيح «امام» به عنوان نخستين سفير كبير دولت جمهوري اسلامي در مسكو منصوب شد.
مكري دو دهه آخر عمر خود را در پاريس گذرانيد و ضمن تدريس در دانشگاه سوربن پاريس، رياست بخش تحقيقات زبان شناسي اين دانشگاه را نيز بر عهده داشت.
نقل قول هاي زير از كتاب ديوان استاد محمد مكري كه توسط نشر زيگفريد - اوري، در پاريس و در سال 1370 به چاپ رسيده، گلچين شده است.
¤ ¤ ¤
جريان فراماسونري در ايران
... آيا من جز دفاع از ستمديدگان گناهي داشتم كه قريب نيم قرن براي خفه كردن صداي حق و كسي كه در حفظ اين مآثر مي كوشد تقي زاده ها و حكمت ها و پادوهاي «محفل» آنها با توطئه و نيرنگ و شايعه سازي و دروغ پردازي براي آنكه مشتش باز نشود آن همه خباثت ها مرتكب شوند و چراغ دانش و معرفت را در ايران خاموش سازند. اين پادوهاي بوجار لنجان كه به زنان مطرب و رامشگران دوره گرد و سوزماني ها و قره چي هاي قديم بيشتر شباهت دارند تا به انسان ها، در همه انقلابات و برگشتگي هاي سياسي و اجتماعي جامه عوض كرده و با بلوف خود را در پچ پچ هاي بيخ گوشي و در محافل در بسته آفريننده انقلاب ها و رهبري ها و آورنده و برنده دولت ها و قدرت ها معرفي مي كنند و عليه هر فرد دانش دوست بي زور بي ثروت كه زور او ايمان او و ثروت او دانش دوستي و طلبگي او و عقل و احساس او در شناختن و كشف نيرنگ هاي آنان است توطئه و آشوب برپا كنند و نگذارند تكليف اين مملكت روشن شود و هميشه با وقاحت و بي شرمي خود را در همه احوال ناظر و حاضر و طلبكار بدانند و به ريش مردم و مسئولان بخندند و به داخل و خارج دروغ بگويند وحتي دانشمندان خارجي و دوستداران ايران را سرگردان و حيران سازند ...
دير يا زود نسل جوان و زيرك به كنه دلال بازي ها و بدانديشي ها و بي مايگي هاي آنها پي خواهد برد و آنها را بيشتر خواهند شناسانيد، چنانكه مرحوم «اسماعيل رائين» هم اين كار را كرد و اگر چه عملش كامل نبود و ناتمام ماند مع ذلك مفيد بود و از همان آغاز كار او را تشويق كردم و موادي در اختيارش گذاشتم. ولي او جاهاي ديگر مدارك و اسناد گرانبهاي بسياري يافت كه همه سودمند واقع شدند.
مرحوم اسماعيل رائين باز هم به جاهاي حساس تر جرئت نكرد نزديك شود و يا آگاهي نيافت و هيچ گاه حتي يكي از گزارش هاي جلسات آنها را (جز صورت حضور و غياب اعضاي محافل آنها) منتشر نكرد و از متدها و روش هاي آنها بحث ممتعي به عمل نياورد. تا كنون كوشش من در به وجود آمدن راهي بوده است كه خوشبختانه بدان توفيق يافته ام و ادامه توطئه ها و خباثت هاي مجريان تسليم (چه قبل و چه بعد از انقلاب) زاده همين موفقيت ها و كوشش هاي پيگير و ناگسسته سال هاي 1320 تا كنون(1370) است كه دشمنان فرهنگ ايران واپسين نفس قبل از مرگ خود را مي كشند...
اگر هم از نشر نوشته هايي كه براي مردم وطن خودم نوشته ا م جلوگيري كنند بالأخره روزي فرصتي پيدا خواهد شد يا در زمان حياتم و يا پس از مرگم كل اين آثار ناقابل ترجمه شود و انتشار يابد و بدانند كه من... در جهت يابي مطالعات علمي خدمات ناچيز ولي پيگيرانه اي انجام داده ام وآن درها را در پاي خوكان نريخته ام و در بازي هاي آنها داخل نشده ام و در جشن هاي شاهنشاهي و كنگره هاي تبليغاتي سلطنتي در تمام عمرم شركتي نكرده ام. در سراسر آثار و تحقيقات خود چنانكه بعضي از دانشمندان نوشته اند هرگز كوچك ترين ارجاع و مراجعه اي به آثار نويسندگان و مولفان و قلم فروشان وابسته به مكتب سري نكرده ام و اين عمل هم كار ساده اي نبوده است. مع ذلك مطلبي هم از آنها به نام خودم نقل نكرده ام ...
پس چه بگويم درباره «ايرج افشاريزدي» پادو «تقي زاده» سردمدار همه تفتين ها و پاد اين پادو يعني باستاني پاريزي (در آن زمان كه هنوز در تهران بودم يعني تا سال 1333 هنوز اين آقاي مبلغ اصلاحات ارضي و سپاه دانش و كارمند مجله خواندني هاي اميراني از زير بوته ها سر به در نياورده بود كه با او دشمني و كينه داشته باشم. او فعلاً به نداي فطرت و «جنسيت» خود به «هم محفلي ها» و «هم جنسان» خود كمك مي كند با آنكه هنوز در «صف ن عال» كساني است كه دل و جان آنان به سمت معبود ديگري غير از ايران است. در پايان عمر هم قادر نيست تغيير جهت دهد و از دنياي دربسته و خيالي خود قدمي فراتر نهد)
يا چه بگويم درباره آن بهايي زاده مازندراني آقاي (ع.ن) كه به مناسبت احترام زايدالوصفم به مرحوم استاد علامه «عباس اقبال» كه از نوادر زمان ما بودند قلمم از نوشتن باز مي ماندي (سخن در پرده گفتم با حريفان) كه او هم دم در آورده است و به اين دسته مبتذل نگار قائم به غير پيوسته است و مقدمه نويسي هم مي كند و با القاي سفسطه ها، نوشته هاي حقير و ديگران را هم به ربودن مي دهد تا محملي براي خود بتراشد....
دو نمونه از روشنفكران فراماسون
1- تقي زاده: در زمان ما سر دسته اين گروه «سيدحسن تقي زاده» بود. وي يكي از ايرانيان خودفروخته اي بود كه از همان صدر مشروطيت دري به عقب باز كرده و آزاديخواهان را به دام مي افكند و خود در همه دسته ها و احزاب جاي پاي خود را براي توطئه باز مي كرد. راه او راه «ميرزا ملكم خان ارمني» (ناظم الدوله و «عقل كل»)؛ كلنل روسي ميرزا فتحعلي آخوندف (مبلغ جدايي آذربايجان از ايران و مانند ملكم و تقي زاده طرفدار تغيير خط فارسي به لاتين يا هر خط ديگر جهت قطع رابطه ايرانيان و مسلمانان با هم و با گذشته درخشان خود و محو كليه آثار علمي و فرهنگي سيزده قرن تاريخ زنده بعد از اسلام و به فراموشي سپردن همه آنها ) برادران آقايوف ها (آقازاده هاي خوي عمال دم پايي روس و انگليس در آذربايجان و ايران) فروغي و جز آنها بود.
خيانت هايي كه او (تقي زاده) در به باد دادن معادن و ذخاير زيرزميني (از قبيل تجديد قرارداد اسارت آور نفت در سال 1933 (1313 ه.ش) كه بعدها در مجلس شورا به «آلت فعلي» خود اقرار كرد) در مقايسه با آسيب هاي فراوان ديگر او در جهت اسارت فرهنگي و انحطاط و انحراف تمدن و معارف حقيقي و سوق دادن افكار به جهت معيني كه مورد نظر او و منطبق با نقشه هاي شيطنت آميز او و مكتب سري اوست، اندكي است از بسيار و قطره اي است از بحار و ذره اي است از خروار... او بنيانگذار فوجي از دشمنان فرهنگ ايران و اسلام است كه كار عمده آنان مانند اسلاف ويرانگر خود همسويي با برنامه هاي برنامه ريزان و طراحان مكاتب سري ضدفرهنگي و كشتن استعدادها در نطفه ها و توطئه عليه كساني است كه از آخور سياسي آنها تغذيه نشده اند و نيز از مأموريت هاي آنها زشت كردن زيبايان و زيبا كردن و وسمه كشيدن به ابروي سياهكاران «هم محفلي» خود است كه دست آنها را براي اجراي هر جنايتي باز گذارند و همچنين سوق دادن مخلوقات خود و بي خبران به جلافت و بي بندوباري و ربودن آثار ديگران و آنها را در قالب هاي خود ريختن و كج كردن راه هاي مستقيم و راستين نيز از امور تخصصي آنها است ...
2- خاندان افشار يزدي: پدر يكي از پادوهاي تقي زاده دكتر(!) محمود افشاريزدي است و او همان كسي است كه با الهام از اهريمن جاده صاف كن رضاخان و از دوستان و مأموران اردشير جي، پدر شاپور ريپورتر جي در دستگاه او در هند بود.
در زمان طرح تحميل رضاخان بر مردم ايران وي در مجلات آن روزي (كاوه) مي نوشت:
ايرانيان كه فر كيان آرزو كنند / بايد نخست كاوه خود جست وجو كنند
... او هم مانند پسرش ايرج در وابستگي هاي عملي و لفظي گستاخ بود. پسر محترم او در تمام دوران شاه و پادويي براي جشن هاي شاهنشاهي و «تقي زاده نويسي» و خط دادن به ساواك و جعل اسناد به كمك ساواك و به همراهي دو تن از «هم محفلي »هاي خود عليه بسياري از دبيران و استادان و مردان وطن خواه خودداري نكرد...
پس از انقلاب هم چون نمي توانست با آن سوابق به روحانيون نزديك شود براي آنكه بهانه اي بيابد و سوابق شاه پرستي و ماسوني و ساواكي و پادويي خود را كم رنگ كند و با دوستان ما نزديك شود يك شبه طرفدار مصدق هم شد... او ... با كمك عناصر هم محفل خود موجي از مغالطه و سفسطه و خيانت و سرقت ادبي و خرابكاري را در امور انتشاراتي در سالياني كه براي ديگران پرونده سازي مي كرده است تا خود يكه تاز ميدان شود به راه انداخته است...
اين است نمونه پرورش يافتگان محافل سري كه در همه انقلابات و دگرگشتگي ها با تعويض لباس و گريم و چهره آرايي جديد و زير ابرو برداشتن و چون آن بت عيار هر لحظه به شكل و به رنگي درآمدن وارد صحنه ها مي شوند.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

جبهه جديد دشمن در ميان دانشجويان؟!

جبهه جديد دشمن در ميان دانشجويان؟!


در دنياي امروز، بشر با همه پيشرفتي كه در حوزه هاي مختلف كرده، با آسيب هاي جدي و جديدي هم مواجه شده است. به عنوان نمونه، مصرف موادمخدر و اعتياد در حال حاضر به عنوان يكي از چالش هاي مهم اجتماعي، بهداشتي و سياسي در سراسر جهان مطرح است كه جمهوري اسلامي نيز از اين معضل مستثني نيست.
يكي از اخبار ناراحت كننده و تأسف باري كه اين روزها شنيده مي شود، اخبار مربوط به وضعيت مصرف موادمخدر و مشروبات الكلي در ميان بخشي از جوانان كشورمان، به ويژه دانشجويان است كه متأسفانه روندي رو به افزايش را نشان مي دهد. به عنوان مثال، نتايج يكي از تحقيقات صورت گرفته در زمينه مصرف مواد در ميان دانشجويان نشان مي دهد، از بين افراد مورد مطالعه در يك جامعه آماري82 درصد آقايان و15 درصد خانم ها، حداقل يك بار موادمخدر و حدود 3/24 درصد آقايان و 8/1 درصد خانم ها حداقل يك بار سيگار مصرف كرده اند.
همچنين يافته هاي اين تحقيق نشان داده است، سابقه مصرف مستمر در مورد التل 1/1، حشيش 1/0، ترياك1/0، هروئين 1/0، اكستازي 1/0 و ساير مواد 2/0 در صد بوده است.
به دليل اهميت موضوع و سرمايه گذاري دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم براي توقف پيشرفت هاي جمهوري اسلامي ايران كه بدون ترديد سهم عمده آن، بر دوش همين قشر فاخر و نخبه و دانشجويان است، لازم است به نكاتي مهم در اين خصوص اشاره شود:
1- مصرف مواد، پديده اي است كه آسيب هاي فراوان جسمي، رواني، خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي به دنبال دارد، به طوري كه مي تواند شخص درگير را دچار افت جدي در كنش هاي فردي و اجتماعي كند. بنابراين، اين موضوع نيازمند برخورد جدي و البته علمي مسئولان است و لازمه چنين مقابله اي، پيش بيني روشي صحيح براي پايش وضعيت مصرف مواد در بين دانشجويان است، همچنين اجراي برنامه هاي روزآمد و مستمر پيشگيرانه، ايجاد مهارت در دانشجويان براي مقابله با مصرف مواد و وجود امكان ارائه خدمات جدي مشاوره و درمان ضرورت دارد.
2- زنگ خطر و هشدار زماني براي متوليان، خانواده ها و مصرف كنندگان بيشتر به صدا درمي آيد كه متوجه طراحي ها و برنامه ريزي ناجوانمردانه دشمنان در اين محور بشوند. دشمن با رصد پيشرفت هاي ايران در عرصه هاي مختلف علمي، فني، اقتصادي و دفاعي و نظامي، ايران اسلامي را در افق چند ساله در كسوت قدرت اول منطقه اي و بسيار تأثيرگذار در معادلات جهاني مي بيند، لذا مي خواهد به هر قيمتي، نه تنها اين روند پيشرفت را متوقف، بلكه به دليل الگوبخش بودن آن، آن را با شكست مواجه كند. در اين راستا غرب به سردمداري آمريكا و صهيونيسم جهاني، به صورت جبهه اي، براي مقابله با اين روند، در عرصه هاي مختلف برنامه ريزي مي كنند. قطعاً دانشجو در اين فرايند ميدان دار است و به زعم دشمنان بايد با برنامه هاي گوناگون آن را زمين گير كرد. اين نكته بسيار مهم در ديدار سراسري هزاران دانشجو با مقام معظم رهبري در تاريخ(19/5/1390) مورد تأكيد ايشان قرار گرفت. امام خامنه اي (مدظله العالي) با تحليلي توأم با اطلاعات دقيق اين چنين از نقشه شوم دشمنان پرده برداشتند: «دشمنان انقلاب اسلامي و ملت ايران در روند مقابله با ايران اسلامي، به صورت به هم پيوسته و جبهه اي عمل مي كنند و با نوعي تقسيم بندي وظايف در چارچوب يك طرح كلي، به فعاليت هاي جبهه اي برضد انقلاب مشغولند كه اگر اين واقعيت از سوي تشكل هاي دانشجويي درك شود در عمل به وظايف انقلابي، كمك فراواني به آنها خواهد كرد.» تهديد مرزهاي امنيتي و نظامي كشورمان توسط گروهك هاي رنگارنگ، ترويج ابتذال و اومانيسم در كارهاي هنري، آلوده سازي جوانان و دانشجويان به انواع مخدرها، نشانه گيري محور مقاومت در منطقه، اعمال تحريم هاي اقتصادي و علمي و ... تنها گوشه اي از جبهه هاي گشوده به روي ايران اسلامي از سوي غرب است كه با نگاه دلسوزانه و اقدام مسئولانه باز ناكام خواهند شد.ان شاءالله

 

منبع هفته نامه صبح صادق

تربيت جاسوس به شيوه بي‌بي‌سي

تربيت جاسوس به شيوه بي‌بي‌سي

بعد از انتخابات و بروز وقایع پس از آن، تلویزیون بی بی سی از دی ماه 87 عملاً نقش دو وزارتخانه خارجه و وزارت جنگ حکومت سلطنتی لندن و سازمان جاسوسی "ام ای 6" را عهده دار شد.

گرداب- بازداشت تعدادی از همکاران بی بی سی و خدماتی که به این شبکه استعماری کرده اند، عمق خباثت و دشمنی این شبکه را با نظام اسلامی ایران نشان می دهد؛ دشمنی ای که منحصر به فرد بوده و تاکنون هیچ یک از رسانه های غربی علیه هیچ کشوری انجام نداده اند.
 
باشگاه خبرنگاران جوان در خبر 17 سپتامبر (26 شهریور) خود نوشت: ساعتی پیش چند همکار بی بی سی فارسی در مکان های مختلف دستگیر شدند و مراحل تحویل آنها به دستگاه های مسئول هم اکنون در جریان است.
 
این سایت افزود: بر اساس این گزارش، این افراد عضو شبکه تأمین منافع بی بی سی در تهران و تأمین کننده اطلاعات، فیلم، خبر و گزارش پنهانی با محوریت سیاه نمایی در مورد ایران و ملت ایران از محیط های مختلف برای بی بی سی فارسی بودند.
 
بنا بر این گزارش، آقایان: "م. م ط"، "م. ز"، "ن. ص"، "ه. ا"، "م. ش" و خانم "ک. ش"، در ارتباط با بی بی سی فارسی دستگیر شده اند.


خبر دستگیری افراد مرتبط با بی بی سی، از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هم تأیید شد، اما بلافاصله "صادق صبا"، رئیس تلویزیون بی بی سی فارسی ، به موضع گیری در مورد این خبر پرداخت و در این خصوص به رادیو فردا مدعی شد: «بی بی سی فارسی در ایران هیچ دفتری ندارد و هیچ کسی در داخل ایران برای بی بی سی فارسی، چه به طور غیر رسمی و چه به شکل رسمی، کار نمی کند.»
 
این در حالی است که در خبر مزبور اشاره ای به دفتر بی بی سی نشده بود، اما بلافاصله سایت "جرس" وابسته به فتنه گران اسامی افراد دستگیر شده را اعلام کرد و نوشت: گزارش رسیده به جرس حاکی است که "ناصر صفاریان"، "مجتبی میرطهماسب"، "هادی آفریده"، "محسن شهرنازدار" و "کتایون شهابی"، پنج مستندسازی هستند که در ارتباط همکاری با بی بی سی فارسی، بازداشت شدند.
 
تأسیس تلویزیون "بی بی سی فارسی"
تأسیس تلویزیون بی بی سی فارسی در سال 1385 از سوی وزارت خارجه انگلیس پیشنهاد و در سال 1386 این پیشنهاد پذیرفته شد.

 

مقدمات ایجاد این شبکه پس از تعیین بودجه سالیانه برای آن مهیا و سرانجام در 25 دی 1387 و چند روز بعد از هفتاد سالگی رادیو فارسی بی بی سی فعالیت آن آغاز شد و در نخستین برنامه ها به موضوع انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران پرداخت؛ موضوعی که در آن زمان برای مخاطبان عام چندان غریب نمی نمود، اما بعد از انتخابات و بروز وقایع آن، تلویزیون بی بی سی از دی ماه 87 عملاً نقش دو وزارتخانه خارجه و وزارت جنگ حکومت سلطنتی لندن و سازمان جاسوسی "ام ای 6" را عهده دار شد و در این راستا کوشید که نظام اسلامی را با چالش های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مواجه کند، اما اغتشاشات و فتنه 88 نشان داد که تأسیس این تلویزیون به این سادگی ها هم نبوده و اهداف خاصی برای آن پیش بینی شده بود.
 
صهیونیستی، آمریکایی و انگلیسی

تلویزیون فارسی بی بی سی یکی از نادر رسانه هایی است که تمهیدات فراهم کردن انتشار اخبار و اطلاعات آن از سوی مقامات صهیونیستی، آمریکایی و انگلیسی مورد تأکید قرار گرفته است.

 

کمک های آمریکایی برای تداوم برنامه های یک شبکه انگلیسی به گونه ای است که اندیشکده "هریتیج" در گزارشی از این ابتکار عمل اوباما متعجب شد و نوشت: خبرها حاکی از آن است که دولت اوباما در این مدت کمک بلاعوضی را در اختیار شبکه بی بی سی نهاده است که بنا بر گزارشات واصله، این کمک همچنان در حال افزایش است.

 

گزارش هریتیج می افزاید: آیا دولت اوباما و وزارت امور خارجه واقعاً آنقدر شیفته بی بی سی هستند که ترجیح می دهند بودجه بنگاه های خبرپراکنی بریتانیا و شبکه های خبری معتبر جهانی را تأمین کنند؟ تأکید بر پخش درست برنامه های بی بی سی حتی به حدی است که سفیر آمریکا در آذربایجان به "الهام علی اف" دستور می دهد که رسانه بی بی سی را در آن کشور برای تأثیرگذاری بر ایران نیز تقویت کند!
 
تربیت خبرنگار جاسوس با نام خبرنگاری شهروندی!
در سالیان اخیر به مدد شبکه های اجتماعی و گسترش چند رسانه ای ها، عنوان جدیدی در فضای ارتباطی شکل گرفته است به نام "خبرنگاری شهروندی" (Citizen Journalism) که با عنوان های روزنامه نگاری همگانی، خیابانی و خبرنگاری شهروندی نیز معرفی شده است که نوعی روزنامه نگاری متأثر از موقعیت جدید جهان است؛ موقعیتی که اکنون با عنوان جامعه اطلاعاتی شناخته شده است. در این روزنامه نگاری، شهروندان جامعه به مدد فرصت هایی که رسانه های دیجیتال در اختیارشان می گذارند به طور مستقیم فعالیت و مشارکت سیاسی و اجتماعی در جامعه دارند. مردم با استفاده از فناوری های همراه خود مانند دوربین و موبایل های دوربین دار به عنوان یک شاهد ماجرا عمل می کنند و از سوی دیگر می توانند موجی از اخبار به راه بیاندازند.


در این نوع از روزنامه نگاری، خبرنگاران مطالب تهیه شده را در شبکه های اجتماعی مانند یوتیوب، فیس بوک، وبلاگ و حتی خبرگزاری ها و شبکه های خبری نشان می دهند. قدرت خبرنگاری شهروندی به حدی رسیده است که سایت یوتیوب که صرفاً این وظیفه را دنبال می کند، بیش از پنج کانال رسمی تلویزیون در آمریکا برای بازدیدکنندگان دارد.


امروزه رسانه های بزرگی چون سی ان ان، الجزیره و بی بی سی از خبرنگار شهروند استفاده می کنند. سرویس جهانی بی بی سی در پروژه "داستان شما" به آموزش روزنامه نگاران شهروند و ارائه تجهیزات به آنها پرداخت و به آنان وعده داد که گزارش های شان را در برنامه های مهم بی بی سی پخش کند.


این برنامه از سال 2008 که مصادف با راه اندازی تلویزیون بی بی سی بود از مردم خواست که ایده های خود برای اخبار و گزارش های خبری یا داستان های شخصی را به صورت عکس، صدا و ویدئو ارسال کنند.


برخی از محتوای تولیدی شهروندان خبرنگار در سایت بی بی سی اکنون هم موجود است که به تربیت شهروندانی می پردازد که با عنوان خبرنگار به صورت رایگان و در سطح پیشرفته به شکل مزدوری با آن همکاری می کنند.


بی بی سی هر روز تلاش می کند ایرانی تر به نظر برسد، به همین دلیل نیاز دارد برنامه های خود را از منابع درون ایران جمع آوری کند و یا در انگلیس از خبرنگاران ایرانی با لهجه روز تهران استفاده کند به همین خاطر، این شبکه در انگلیس خبرنگاران ایرانی روزنامه های زنجیره ای را به استخدام در آورده است.
 
همکاران ایرانی بی بی سی
بهروز آفاق (رئیس بی بی سی در منطقه آسیا)

فرناز قاضی زاده (در دوران اصلاحات در روزنامه های یاس نو، نشاط و زن فعالیت داشته و هم اكنون به همراه همسرش بهايي شده است.)

داریوش کریمی (سردبیر اخبار)
پونه قدوسی (یکی از مجریان برنامه نوبت شما)
نادر سلطان پور (حرفه خبرنگاری را با کار در یک برنامه هفتگی به نام "صدای فارسی" برای جامعه فارسی زبان در اونتاریو کانادا آغاز کرد.)
سیما علی نژاد (مسن ترین گوینده خبر در بی بی سی فارسی)
جمال الدین موسوی (سردبیر هفته نامه ای برای پناهندگان افغان ساکن مشهد بود.)
ناجیه غلامی (دارای اصالتی افغانی است و حرفه رادیویی و تلویزیونی خود را در سال 2001 به عنوان گزارشگر بی بی سی فارسی در شهر مشهد آغاز کرد. وی نخستین خبرنگار فارسی زبانی بود که از سوی جمهوری اسلامی ایران جهت فعالیت برای بی بی سی مجوز گرفت.)
لارا پطروسیان (مجری برنامه فرهنگی کلیک که در سرویس های امنیتی دوره دیده و از مسئولان تراز اول بی بی سی نیز به شمار می رود.)
سیاوش اردلان (دارای سابقه همکاری با رادیو فردا و یکی از مجریان برنامه نوبت شما)
مسعود بهنود (از افراد اصلی طراحی شبکه بی بی سی فارسی است و نقش مهمی در شناسایی، جذب و مصاحبه با نیروهای شبکه بی بی سی فارسی داشته است.)
بهزاد بلور (وظیفه شناسایی گروه های زیرزمینی موسیقی را بر عهده دارد.)
مهدی پرپنچی (مجری و گوینده بی بی سی فارسی و سابقه سردبیری رادیو بی بی سی فارسی را نیز دارد.)
صادق صبا (از سیاستگذاران بی بی سی فارسی و رئیس کنونی بخش فارسی بی بی سی)
مینا رزقی (فیلمبردار شبکه بی بی سی فارسی)
ستار سعیدی (روزنامه نگار افغان و یکی از مجریان برنامه نوبت شما)
علی اصغر رمضان پور (معاون وزارت ارشاد در دولت خاتمی)
نگین شیرآقایی (گزارشگر تلویزیون بخش فارسی بی بی سی)
فریبا صحرایی (روزنامه نگار در تورنتو)
رعنا رحیم پور (گزارشگر تلویزیون بخش فارسی بی بی سی)
 
شگردهای بی بی سی برای پوشش دادن همه موضوعات داخلی ایران
سیاست های بی بی سی برای پوشش دادن تمام موضوعات داخلی ایران بدین شرح است:
1- این شبکه درصدد است پیوندی میان مردم ایران و فعالان فضای سایبر (اینترنت) برقرار کند. آدرس دهی مرتب به مردم درباره این سایت ها و وبلاگ ها در جهت ایجاد اطلاعاتی از این فضا برای مردم و دسترسی آنان به یک آرایش رسانه ای جدید تلقی می شود.


2- بی بی سی فارسی درصدد است مشارکت و همکاری جریانات روشنفکری سکولار و بعضاً دوم خردادی را جلب کند. اصحاب روزنامه های تعطیل شده جزء این گروهند و البته این کشش می تواند دوطرفه باشد. شرکت بهنود، ایازی، فاضل میبدی، شمس الواعظین در برنامه های بی بی سی در همین راستا ارزیابی می شود.


3- بی بی سی تلاش می کند شبکه سازی سیاسی - اجتماعی را در رأس اولویت های خود قرار دهد و از طریق این شبکه با بخش های مختلف و تعداد بیشتری از مردم ایران ارتباط بگیرد و به بهانه انتشار نظرات آنان به شناسایی نقاط ضعف یا قوت نظام و عملیات روانی علیه آنها بپردازد.
 
فعالیت های براندازانه بی بی سی
1- رسانه رژیم سلطنتی انگلیس که از پایه گذاران "دروغ بزرگ تقلب" در انتخابات22 خرداد 88 بود و پس از آن نیز مدام به دروغگویی درباره مسائل داخلی کشورمان روی آورد که مهم ترین محور های القایی این رسانه عبارت بوده اند از: القای دخالت بسیج و سپاه در انتخابات و برجسته سازی آن، القای ناسالم بودن انتخابات، القای اینکه آمریکا با احتیاط نتایج را دنبال می کند، ایجاد شبهه و تقلب در نحوه شمارش آرا، تبدیل جشن شادی انتخابات به جشنواره سوگ، القای سکوت نکردن کاندیداهای رقیب در برابر تقلب، القای تهدیدآمیزبودن پیام رهبری، القای امنیتی شدن فضای شهر تهران، القای اینکه احمدی نژاد رئیس جمهور طبقه پایین است، القای بهت و حیرت مردم از نتیجه آرا، عادی جلوه دادن تقلب در انتخابات ایران، شبهه در صیانت از آرا، القای حمایت تمامی قومیت ها و شهرها از موسوی، مأیوس کننده خواندن پیام رهبری برای اصلاح طلبان، القای ناکارآمدی و جانبدار بودن نهادهای داوری کننده و...


2- سیاه نمایی از وضع ایران: بی بی سی یکی از مهم ترین تلاش هایش را برای ناامید کردن مردم از نتیجه انقلاب اسلامی گذاشته است و درصدد است با نشان دادن وضعیتی فلاکت بار از زندگی مردم آنها را نسبت به انقلاب و مسئولان جمهوری اسلامی ناامید کند.


1-ترویج فساد و بی بندوباری: بی بی سی اگرچه تلاش دارد که خود را به عنوان یک رسانه سیاسی و خبری معرفی کند، اما فعالیت های ضدفرهنگی و مخرب آن درصدد است آلترناتیو دلخواه خود را به بینندگان القا کند؛ بی بی سی فارسی همزمان با فروکش کردن توهمات سبز در ایران که مخاطبان خود را از دست داده بود برای جذب مخاطب بارها اقدام به پخش صحنه های محرک جنسی کرده است. بی بی سی فارسی همچنین در اقدامی تبلیغاتی برای قباحت زدایی از همجنس بازی، لندن را با صراحتی تمام "بهشت همجنس بازان ایرانی" معرفی و آرامش و آزادی آنان را در لندن تبلیغ کرد. بی بی سی فارسی دست به کار شده تا رپرتاژ و تبلیغاتی را برای آزاد بودن و بی پروایی همجنس بازان ایرانی مقیم لندن پخش کند. گزارشگر بی بی سی وقیحانه می گوید: «برای همجنس گراها، لندن در مقایسه با تهران بهشت است.»


4- تلاش برای ایجاد آشوب و اغتشاش: با توجه به اینکه ماه ها از فضای شرارت خیابانی مزدوران انگلیسی می گذرد، این رسانه همچنان موضوعات بی پایه را دست مایه زنده بودن فتنه گران قرار می دهد و از هر فرصتی برای تحریک مردم استفاده می کند.


5- حمایت از بهائیان: هرچند سابقه بهائی گری در بی بی سی به ابتدای راه اندازی این رسانه در زمان تصدی "حسن موقر بالیوزی" که مسئولیت رادیو فارسی بی بی سی را داشت، بر می گردد اما اهمیت این فرقه منحله برای انگلیس آنقدر حیاتی است که تلویزیون فارسی خود را در حمایت از بهائیان تجهیز کند.

 

بهائیان امروز در جهان هیچ رسانه ای مورد اعتمادتر از بی بی سی فارسی برای خود سراغ ندارند چرا که این رسانه به دستاویزی برای اعمال سلایق و ابراز بدعت های دینی این گروه تبدیل شده است. در این باره می توان به مجموعه گزارش های متعدد جانبدارانه و آگهی گونه خبرنگاران اعزامی بخش فارسی در اسرائیل و درباره مراکز مختلف بهائی در عکا و دیگر سرزمین های فلسطینی اشاره کرد. در این مطالب، گزارشگران اعزامی بخش فارسی بی بی سی، حکومت ایران را به بهائی ستیزی و یهودی ستیزی متهم کردند.


6- بعد از هدفمندی یارانه در آبان ماه سال گذشته شبکه بی بی سی گمان می کرد که زمینه بسیار مناسبی پیدا شده تا حملات گسترده ای را علیه نظام تدارک ببیند و با استفاده از نارضایتی های احتمالی سعی در پیشبرد اهداف استعماری دولت متبوع خود کند.


این شبکه ها از چندین ماه قبل با دعوت از کسانی که دشمنی دیرینه ای با نظام داشتند، سعی به ایجاد موجی روانی در جامعه کردند تا در صورت اجرایی شدن طرح، زمینه را برای نارضایتی مردم فراهم کرده باشند و در این مسیر عواقب هولناک و وحشتناکی را برای اقتصاد ایران پیش بینی کردند.
 
نکته پایانی
تلاش بی بی سی برای بحران آفرینی در ایران اسلامی موضوعی نیست که کسی نسبت به آن شک و تردید داشته باشد، اما آنچه که مهم به نظر می رسد این است که بی بی سی معنای شهروند و جاسوس را با هم جابه جا کرده است و از شهروندان ایرانی می خواهد اتفاقات و رویدادهای خود را برای بی بی سی گزارش کنند تا این رسانه برای اهداف خود در جهت تضعیف نظام از آن بهره ببرد. بازداشت تعدادی از همکاران بی بی سی و خدماتی که به این شبکه استعماری کرده اند، عمق خباثت و دشمنی این شبکه را با نظام اسلامی ایران نشان می دهد؛ دشمنی ای که منحصر به فرد بوده و تاکنون هیچ یک از رسانه های غربی علیه هیچ کشوری انجام نداده اند.

 منبع: رجانيوز

 

به بهانه بيداري اسلامي در خاورميانه

به بهانه بيداري اسلامي در خاورميانه


بيداري اولين گام رستگاري


اشاره:
عرفا و اهل سلوك اولين منزلگاه طي طريق به سوي كمال مطلق كه همان توحيد است را «يقظه» مي دانند، چنانچه خواجه عبدالله انصاري در «منازل السائرين» خود اين گونه بيان كرده است و حضرت امام نيز بارها در فرمايشات خود به اين نكته اشاره داشته است. در قديمي ترين سند مبارزاتي حضرت امام كه در سال 1323 از ايشان صادر شده است مردم دعوت به قيام شده اند و اولين شرط قيام براي خدا از منظر امام، بيداري و هشياري است. در اين ايام كه مفهوم بيداري اسلامي به عنوان «يك واقعيت خارجي مشهود و محسوس، فضا را انباشته و قيام ها و انقلاب هاي بزرگي را پديد آورده» است نيكوست مفهوم بيداري در انديشه عارف، فقيه و حكيم معاصر حضرت امام خميني را بازخواني كنيم تا چراغ راهي براي حركت به منازل و مراحل بعدي سلوك ملت ها به سمت كمال باشد. (سرويس معارف)
...مسئله اين طور شده است كه ديگر مستضعفان در مقابل مستكبران قيام كرده اند، بيدار شده اند. بيداري اول قدم است، اول قدم يقظه است. در سير عرفاني هم يقظه اول قدم است. در اين سير، اين هم سير الهي و عرفاني است، بيداري اول قدم است و كشورهاي اسلامي، ملت هاي مسلم، ملت هاي مستضعف در سرتاسر جهان، اينها بيدار شده اند، ...، و ان شاء الله پيروز خواهند شد. (صحيفه امام 12 : 383)
... از براي اين منزل، چنانچه شيخ عظيم الشأن «شاه آبادي»... بيان فرمودند، ده بيت است كه اكنون در مقام تعداد آن نيستيم، ولي آنچه اكنون لازم است بيان شود اين است كه انسان تا تنبه پيدا نكند كه مسافر است و لازم است از براي او سير و داراي مقصد است و بايد به طرف آن مقصد ناچار حركت كند و حصول مقصد ممكن است، «عزم» براي او حاصل نشود و داراي اراده نگردد. (شرح چهل حديث: 175)
«قل نما أع ظكم ب واح ده أن تقوموا ل له مثني و فرادي» (سبا:46) خداوند تعالي مي فرمايد: به مردم ابلاغ كن كه من شما را به يك چيز دعوت مي كنم، موعظه به يك چيز. ... اين يك موعظه بايد سرآمد تمام موعظه هايي باشد كه خداي تبارك و تعالي فرموده است و انبيا و اوليا و همين طور هم هست، اين يك موعظه اين است كه «أن تقوموا لله» قيام كنيد و نهضت كنيد براي خدا. اهل معرفت مي گويند: اول منزل سلوك، «يقظه» است؛ ... و به همين آيه تمسك مي كند خواجه عبدالله انصاري از منازل السائرين... اول منزل را ... منزل بيداري ذكر مي كند و اين آيه شريفه را هم شاهد مي آورد.... ايشان تعبيرش اين است كه يعني بيدار بشويد، بيدار شدن هم يك قسم از «قيام» است و تمام نهضت هايي كه در عالم واقع مي شود آن هم قيام است؛ قيام از خواب و قيام بعد از بيداري.
قيام از خواب براي ماها كه خواب هستيم و باز بيدار نشديم. ماها كه براي سكر طبيعت بيهوش هستيم؛ در خواب غفلت هستيم و چشم و گوش مان همه اش متوجه به عالم طبيعت است. ... خوابي است كه طبيعت غلبه كرده است بر ما... اول قدم اين است كه بيدار بشوند؛ غفلت را كنار بگذارند؛ توجه به معنويات بكنند؛ به ماوراء طبيعت بكنند. ...اگر در حال غفلت ما را سير دادند و ما بيدار نشديم تا وقتي كه از عالم طبيعت بيرون رفتيم، ما سعادتمند نيستيم.
چنانچه بيدار [شديم ] و راه را يافتيم و آن راهي كه خداي تبارك و تعالي فرموده است راه مستقيم است، راه «الي الله» است، ما آن راه را طي كرديم، از انحرافات كناره گرفتيم، توجه به خدا، توجه به احكام خدا كرديم، ... وقتي كه از اينجا منتقل شديم به عالم ديگر، همه آن سعادت، همه آن نور [است ] ... اگر ما تكليف خودمان را دانستيم و بيدار شديم و فهميديم كه بايد سير كنيم «الي الله»، بايد مجاهده كنيم براي خدا، قيام كنيم براي خدا و در همه ابعادي كه هستيم و داريم به تكليف خودمان، به تكليف هايي كه خداي تبارك و تعالي به وسيله انبيا براي ما بيان فرموده است عمل بكنيم، راه مستقيم را طي بكنيم، منتهي مي شويم به سعادت... (صحيفه امام 10: 243 و 244)
تا كي مي خواهيد در خواب غفلت به سر بريد و در فساد و تباهي غوطه ور باشيد؟ از خدا بترسيد؛ از عواقب امور بپرهيزيد؛ از خواب غفلت بيدار شويد. شما هنوز بيدار نشده ايد؛ هنوز قدم اول را برنداشته ايد. ... چشم ها باز و دل ها در خواب فرو رفته است. اگر دل ها خواب آلود و قلب ها بر اثر گناه سياه و زنگ زده نمي بود، اين طور آسوده خاطر و بي تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمي داديد. اگر قدري در امور اخروي و عقبات هولناك آن فكر مي كرديد، به تكاليف و مسئوليت هاي سنگيني كه بر دوش شماست بيشتر اهميت مي داديد. (جهاداكبر: 52) ... عمده به فكر تصفيه و اصلاح افتادن است و از خواب بيدار شدن است. منزل اول انسانيت «يقظه» است و آن بيدار شدن از خواب غفلت و هشيار شدن از سكر طبيعت است و فهميدن اينكه انسان مسافر است و هر مسافر زاد و راحله مي خواهد. ... مركوب اين سفر پر خوف و خطر و اين راه تاريك و باريك و صراط احد از سيف و ادق از شعر (تيزتر از تيغ و باريكتر از مو)، همت مردانه است. ... اگر سستي كند و فتور كند، از اين صراط نتواند گذشت، به رو در آتش افتد و با خاك مذلت يكسان شده به پرتگاه هلاكت افتد و كسي كه از اين صراط نتواند گذشت، از صراط آخرت نيز نتواند گذشت. (شرح چهل حديث : 99) تا حالا يك قدم از نفس، از مدارج نفساني ما بيرون نرفتيم؛ يعني، آن قدم اولي هم كه اهل سير مي گويند كه يقظه است، ما باز بيدار نشده ايم، خ در طبيعت در ما الآن هم هست و تا آخر هم شايد باشد، مگر خدا يك عنايتي بفرمايد. (صحيفه امام 20: 23)
توجه به اين نكته و تذكر لازم است. ملتي كه بخواهد سر پاي خود بايستد و اداره كشور خودش را خودش بكند، لازم است كه اول بيدار بشود. ... در طول تاريخ، در اين سده هاي آخر، كوشش شده است كه ملت هاي جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجه شان به شخصيت خودشان نباشد و شخصيت خودشان را اصلاً وابسته به غير بدانند. اين قضيه از سال هاي بسيار طولاني بوده است و هي دائماً رشد كرده است تا اين اواخر به رشد تمام رسيده بود. (همان : 532) ما اميدواريم كه همه ملت هاي اسلام با بيداري و با توجه به پاخيزند و اين دست هاي فاسدي كه مي خواهد همه ملت هاي اسلام را در تحت سلطه ابرقدرت ها قرار بدهد، آنها را سر جاي خودشان بنشانند. ... (همان: 447) نقطه روشني كه در اين آخر عمر براي من اميدبخش است، همين آگاهي و بيداري نسل جوان و نهضت روشنفكران است كه با سرعت در حال رشد است؛ و با خواست خداوند تعالي به نتيجه قطعي كه قطع ايادي اجانب و بسط عدالت اسلامي است، خواهد رسيد. (همان 3: 115)
من به اين جنبش و بيداري عمومي كه در كشورهاي اسلامي عموماً و در ايران خصوصاً پديد آمده و به اين تنفر و انزجار عمومي از دستگاه هاي ظلم و وحشي گري و استعمار و استعمارگران، اميدها دارم. اين بيداري و تنفر عمومي، موقت و زودگذر نيست و تا پايان دادن به دستگاه جباران و خاتمه دادن به ظلم ستمكاران ادامه دارد و به دنبال ظلم بي حد دستگاه هاي جبار و محروميت هاي روزافزون ملت هاي ستمديده انفجاري است كه قدرت هاي دست نشانده اي را كه براي دربند كشيدن ملت ها و چاپيدن مخازن آنها گماشته شده اند در كام خود فرو مي برد و انتقام الهي از ستمكاران گرفته مي شود. (همان 267)
اما حالا باز اول كار است. شما خيال نكنيد ما رسيديم به مطلب و برويم بخوابيم سر جاي مان. خير قيام لله، الآن اول كار است. به حسب آن چيزي كه اهل معرفت مي گويند، منزل اول است يقظه؛ ما خيلي راه داريم الآن. (همان 5: 513)

منبع هفته نامه صبح صادق

 

بعثت ، غدير و مهدويت

بعثت ، غدير و مهدويت

 

نيم‌نگاهي به سه مؤلفه مبنايي انسجام اسلامي

چكيده
در نوشتار حاضر، ابتدا رابطه بعثت و مهدويت و حکومت عدل جهاني امام عصر(عج) در ضمن آيه اظهار (هو الذي ارسل رسوله بالهدي...) بحث و بررسي شده و سپس حلقه اتصال (غدير) ميان بعثت و مهدويت و رابطه آن با بعثت و حکومت جهاني امام مهدي در ضمن آيات شريفه وعد (وعد الله الذين آمنوا منکم...) و اکمال (اليوم اکملت لکم دينکم...) پژوهيده شده است. با روشن شدن زواياي مختلف بحث، نقش حساس و رابطه منطقي بعثت، غدير، مهدويت و حکومت جهاني تبيين شده است.
واژه‌هاي كليدي: بعثت، مهدويت، اظهار، خلافت، ولايت، تمکين.

مقدمه

به نظر مي‌رسد دين اسلام از ميان اديان ديگر داراي سه مرحله اساسي، مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پيروزي است. اولين مرحله با «بعثت» پيامبر اعظم(ص) شروع شد و در حدود 23سال طول کشيد. مرحله دوم نيز با «ولايت» حضرت علي(ع) شروع شده و تا ظهور حضرت حجت(عج) ادامه مي‌يابد. بالاخره مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز مي‌شود و در دوران حکومت ايشان به پيروزي نهايي مي‌رسد. در قرآن آياتي وجود دارد که به هر سه مرحله اشاره دارد. ما در موضوع مقاله (بعثت، غدير، مهدويت و حکومت جهاني از ديدگاه اهل‌سنت) مي‌كوشيم آياتي را که با سه مرحله مذکور ارتباط دارد، يعني آيه اظهار و آيه وعد و بالاخره آيه ولايت را در اين عرصه بررسي كنيم.

بعثت و مهدويت و ارتباط ميان آنها

آيه اظهار
هوالذي أرسل رسوله بالهدي ودين الحقّ ليظهره علي الدّين كلّه ولو كره المشركون؛[1]
او كسي است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيينها چيره و غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند.
در آيه مذكور سه سؤال عمده است که بايد پاسخ داده شود. سؤال نخست: مرجع ضمير (هاء) در «ليظهره» به چه چيزي بر مي‌گردد؟ به پيامبر يا به دين حق؟[2] سؤال دوم: چيرگي به چه معناست؟ آيا به معناي تسلط يافتن به وسيله حجت و برهان است يا به وسيله غلبه و پيروزي؟[3] سؤال سوم: اين چيرگي به دست چه كسي و در چه زماني تحقق مي‌يابد؟ آيا توسط حضرت عيسي(ع) در آخرالزمان يا به وسيله امام مهدي(ع) در آخرالزمان؟[4]
در پاسخ به سؤال نخست مي‌گوييم: احتمال دوم (برگشت ضمير به دين حق) به چندين وجه درست است.
وجه اول: ظهور و سياق آيه دلالت دارد كه ضمير (هاء) به «دين حق» باز مي‌گردد، زيرا در آيه قبل خداوند مي‌فرمايد: «مشركان مي‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، ولي خداوند جز اين نمي‌خواهد كه نور خود را كامل كند، هر چند كافران ناخشنود باشند.»[5] نوري كه كفار و مشركان مي‌خواهند آن را خاموش كنند، جز اسلام و دين حق چيزديگري نيست. مفسر بزرگ اهل‌سنت، محمدعلي الصابوري، نيز به اين نكته اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «يطفئوا نورالله أراد به نور الاسلام... .[6] بنابراين، خداوند در آيه مورد بحث به آنها پاسخ مي‌دهد كه اسلام نه تنها از بين نمي‌رود، بلكه بر همه اديان غالب مي‌آيد. خداوند به پيامبر و امت او مژده و بشارت مي‌دهد كه عاقبت، پيروزي و غلبه با آنهاست. پس به قرينه سياق، اتمام نور يعني چيرگي اسلام و همين غلبه و چيرگي باعث مي‌شود كه مشركان خشمگين باشند.
علاوه بر اين، در نزد خداوند دين اسلام مهم است كه پيامبر اكرم(ص) براي تبليغ و ترويج آن مبعوث به رسالت شده‌اند. واقعيت اين است كه اسلام هدف پيامبراكرم(ص) است. لذا بايد در آيه مورد بحث چيرگي اسلام مطرح باشد.
وجه دوم: اكثر مفسران اهل‌سنت ضمير (هاء) را به دين حق و اسلام برگردانده‌اند[7] و ما هم در صدد بيان نظر اكثر اهل‌سنت هستيم.
وجه سوم: وجود روايات و اقوال علماي اهل‌سنت[8] درباره آيه در حق حضرت مهدي(ع) است. در نتيجه بايد ضمير (هاء) را به دين حق برگردانيم، چرا كه توسط آن حضرت بر ساير اديان غلبه مي‌يابد. بنابراين، اسلام است که بر ساير اديان مستولي مي‌شود.
درپاسخ به سؤال دوم مي‌گوييم: به نظر مي‌رسد اين چيرگي به وسيله غلبه و پيروزي باشد. فخر رازي اين مطلب را مطرح کرده و مي‌گويد:
بدان كه چيرگي بر ديگري، يا با حجت و برهان يا با فراواني و زيادي و يا با غلبه و پيروزي است، و چون بشارت الهي مربوط به آينده است نه حال، و از طرف ديگر، آشكار شدن اين دين با حجت و برهان در تمام زمانها معلوم است، بنابراين بايد چيرگي به معناي برتري اسلام با غلبه باشد.[9]
البته غلبه جزئي و مقطعي اسلام بر ديگر اديان در زمان پيامبر اكرم(ص) محقق شده و بهترين دليل بر آن، پرداخت جزيه از طرف پيروان اديان ديگر به مسلمانان است. اين بيانگر قدرت و شوكت اسلام در آن دوران است، ولي متأسفانه آنان كه ديروز به مسلمانان جزيه مي‌پرداختند، امروز حتي به مقدسات ما دست تجاوز دراز كرده و از هر سو ما را در محاصره و فشار گرفته‌اند. اين در حالي است كه تلاشها و برنامه هاي تبليغي ديگر اديان، بسيار گسترده و فراگيرشده است. اگر براين باوريم كه قرآن كريم شايسته امروز و فرداهاست، چگونه مي‌توانيم پيروزي اسلام را بر ديگر اديان با اوضاع كنوني، تطبيق دهيم؟ در حالي كه مسلمانان از هر سو در محاصره و حلقه تنگ نظامها، سياستهاي گوناگون و فشارهاي فزاينده قرار گرفته‌اند، منتظر تحقق آن بشارت الهي هستند تا شوكت و عظمت اسلام بر جهان مستولي گردد.
در تفسير ابن‌جزي چنين آمده است: «و چيرگي آن يعني آن را بالاترين و نيرومندترين دينها قرار داد تا مشرق و مغرب را فراگيرد.»[10] اين همان روايتي است كه گروهي از مفسران از ابوهريره نقل كرده‌اند[11] (و در نظر اهل‌سنت معتبر است). در كتاب درالمنثور چنين آمده است: سعيدبن منصور و ابن‌المنذر و بيهقي در كتاب سنن خود از جابر، درباره «ليظهره علي الدين كله» روايت كرده‌اند كه گفت: اين واقع نخواهد شد مگر اينكه فقط اسلام پيرواني داشته باشد نه يهودي و نه مسيحي.[12]
قرطبي مي‌گويد: سدي نيز گفته است: اين اظهار دين، به هنگام خروج مهدي(ع) است كه كسي نمي‌ماند جز اينكه پيرو اسلام شود.[13] در همين زمينه، مقدادبن اسود مي‌گويد: از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود:
لايبقي علي ظهر الارض بيت مدر و لاوبر الاّ أدخله الله (عليهم) كلمة الاسلام، ]إمّا[ بعزٍّ عزيز و ]امّا [بذلّ ذليل، ]امّا [تعزّهم فيجعلهم من أهلها فيعزوا به، و اما يذلّهم فيدينون له؛[14]
در روي زمين هيچ خانه خشت و گلي و خيمه مويين نمي‌ماند مگر اينكه خداوند آيين اسلام را در آن خانه وارد مي‌كند يا با عزت و سربلندي يا با ذلت و خواري؛ يا اسلام را مي‌پذيرند و خداوند آنها را سربلند مي‌گرداند يا به ناچار در برابر اسلام سر تعظيم فرود مي‌آورند.
بنابراين، نتيجه مي‌گيريم اسلام با پيروزي و غلبه بر جهان مستولي مي‌گردد.
در پاسخ به سؤال سوم مي‌گوييم: با توجه به اقوال تابعين، احتمال دوم (چيرگي و غلبه به وسيله امام مهدي در آخرالزمان) درست به نظر مي‌رسد. قرطبي مي‌گويد: سدي گفته است: اين اظهار دين، به هنگام خروج مهدي است كه كسي نمي‌ماند جز اينكه پيرو اسلام شود.[15] سعيدبن جبير درباره آيه «ليظهره علي الدين كله ولوكره المشركون» مي‌گويد: ايشان مهدي از اولاد فاطمه است.[16]
در تفسير قرطبي چنين آمده است:
فروي أن جميع ملوك الدنيا كلها اربعة مؤمنان وكافران فالمؤمنان سليمان بن داود و اسكندر والكافران نمرود و بختنصر و سيملكها من هذه الامة خامس لقوله تعالي ليظهره علي الدين كله و هو المهدي؛[17]
روايت شده است كه پادشاهان دنيا چهار نفر بودند: دو نفر مؤمن و دو نفر كافر. آن دو مؤمن سليمان‌بن داود و اسكندر بودند و دو كافر نمرود و بختنصر بودند. به زودي پنجمي نيز از امت محمد(ص) به دليل آيه «ليظهره علي الدين کله» مالك اين دنيا مي‌شود و او مهدي است.
روايات بسياري در كتب حديثي اهل‌سنت وجود دارد مبني بر اينكه حضرت مهدي(ع) از فرزندان پيامبر(ص) است و در آخرالزمان زمين را پر از عدل و داد مي‌كند، کما اينكه قبل از او پر از ظلم و جور شده است.[18] علاوه بر اينها مي‌گوييم: امكان ندارد اين غلبه و پيروزي توسط حضرت عيسي(ع) باشد ـ‌چنان‌كه برخي معتقدند‌ـ زيرا ما اعتقاد داريم كه پيامبر اكرم(ص) آخرين نبي و افضل آنها و نيز مهيمن بر ساير انبياست. آيا معقول است كه حضرت عيسي(ع) بيايد و دين اسلام را کامل كند و به اتمام برساند و آن را بر ساير اديان غلبه بدهد، در حالي كه پيامبر اسلام آخرين نبي و افضل آنها باشد! ما مي‌گوييم و ادله هم آن را ثابت كرده‌اند كه اسلام توسط يكي از جانشينان پيامبر و از فرزندان ايشان ـ حضرت مهدي(ع)ـ بر ساير اديان غلبه مي‌يابد و هيچ محذوري هم پيش نمي‌آيد، زيرا جانشينان حافظ و كامل كننده اسلام‌اند؛ همان اسلامي كه پيامبر اكرم براي آن مبعوث شدند. ابن‌جوزي درباره نماز خواندن حضرت عيسي(ع) پشت ‌سر حضرت مهدي(عج) مي‌گويد: اگر حضرت مهدي پشت‌ سر حضرت عيسي(ع) نماز بخواند، به دو دليل جائز نيست: يكي اينكه نماز خواندن ايشان پشت ‌سر حضرت عيسي(ع) او را از امامت خارج و مأموم و تابع خواهد کرد. دوم اينکه پيامبر(ص) فرمود: «لانبي بعدي» و همه شرايع بعد از پيامبر نسخ شده است. حال اگر مهدي(عج) پشت ‌سر عيسي(ع) نماز بخواند، حديث مذكور مورد شبهه قرار مي‌گيرد.[19] همين استدلال نيز در اينجا مطرح است. بنابراين غلبه و پيروزي بر ساير اديان در آخرالزمان توسط فرزند پيامبراکرم(ص) حضرت مهدي(عج) و به کمک حضرت عيسي تحقق مي‌پذيرد.

نتيجه‌گيري

1. سنت خداوند و هدف نهايي بعثت بر اين قرار گرفته است که دين اسلام بر ديگر اديان غالب و چيره شود.
2. اين غلبه و چيرگي در زمان پيامبر(ص) و پس از آن تا به حال به طور کامل تحقق نيافته است.
3. اين چيرگي در آخرالزمان به دست امام عصر(عج) محقق خواهد شد.
* غدير و رابطه آن با بعثت و مهدويت
اسلام که آورنده آن پيامبر اکرم(ص) بوده است و به دست امام مهدي بر ساير اديان چيره مي‌شود، بايد به دليل آيه وعد (... وليمکّننّ لهم دينهم الّذي ارتضي لهم ...)[20] قبل از اين غلبه، کامل شده و به مقام رضايت خداوند رسيده باشد. حال سؤال اين است اين دين کي و در کجا کامل شد و به رضايت خداوند رسيد؟ با روشن شدن پاسخ اين سؤال، حلقه اتصال ميان بعثت و مهدويت و حکومت جهاني امام مهدي، جايگاه واقعي خود را باز مي‌يابد و مثلث بعثت، غدير و حکومت جهاني امام مهدي معيّن و کامل مي‌شود. براي اينکه اين مطلب روشن شود، اندكي در مورد آيه وعد و سپس در مورد آيه اکمال بحث خواهيم کرد.

آيه وعد

وعد اللّه الّذين آمنوا منکم وعملوا الصّالحات ليستخلفنّهم في الأرض کما استخلف الّذين من قبلهم وليمکّننّ لهم دينهم الّذي ارتضي لهم وليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدونني لايشرکون بي شيئاً ومن کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون؛[21]
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده‏اند وعده مي‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد، همان‌گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد؛ و دين و آييني را كه براي آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي‏كند، آن‌چنان كه تنها مرا مي‌پرستند و چيزي را شريك من نخواهند ساخت. كساني كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقان‌اند.
در اين آيه خداوند مردم (امت پيامبر) را مورد خطاب قرار داده است و كساني را که ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده‏اند (الّذين آمنوا منکم وعملوا الصّالحات) و نيز تنها او را مي‌پرستند و چيزي را شريك او قرار نمي‌دهند (يعبدونني لايشرکون بي شيئاً)[22] به سه چيز مژده مي‏دهد.

خلافت روي زمين

اولين مژده‌اي که به آنها مي‌دهد اين است که «ليستخلفنّهم في الأرض»؛ قطعاً آنان را خليفه و حكمران روي زمين خواهد كرد، همان‌گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد. در اين زمينه ثوبان از پيامبر اکرم(ص) چنين نقل مي‌کند: پيامبراكرم(ص) فرمودند: خداوند زمين را يكجا براي من جمع كرد و من مشرق و مغرب آن را ديدم و ديدم كه امت در آينده نزديک مالك آن مي‌شود.[23]
آلوسي در مورد اين مي‌نويسد:
اگر بگوييم همه اينها (غلبه اسلام و مسلمانان) به دست مؤمنان در حوزه و در دوران (حكومت) مهدي(ع) و هنگام نزول عيسي(ع) تحقق مي‌پذيرد، پس نيازي نيست به چيزهايي كه قبلاً ذكر كرديم.[24]
طبري مي‌گويد: ليورثنهم الله أرض المشركين من العرب والعجم، فيجعلهم ملوكها وساستها.[25] در خصوص الارض نيز معظم مفسران اهل‌سنت مي‌گويند: الارض بر عموميت زمين دلالت دارد و نمي‌توان آن را به زمين مکه يا مدينه محدود دانست.[26] با توجه به اين ويژگي دو مطلب زير به دست مي‌آيد:
1. اين خلافت جهاني خواهد بود و به منطقه‌اي اختصاص نخواهد داشت.
2. بديهي است که چنين خلافت و حکومتي تا به حال به وجود نيامده است.

تمکين دين مرضي

دومين مژده‌اي که به آنها مي‌دهد اين است که ...وليمکّننّ لهم دينهم الّذي ارتضي لهم...؛ دين و آييني را که براي آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت.
در خصوص ماهيت اين دين ميان مفسران اختلافي وجود ندارد و همگي اتفاق دارند که دين مرضي به دليل آيه ...اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينًا...[27] همان اسلام است که ثابت و مستقر شده و بر ساير اديان غلبه مي‌يابد.[28] با توجه به اين ويژگي چندين مطلب به دست مي‌آيد.
1. با توجه به اينکه اسلام در اواخر عمر شريف پيامبر(ص) کامل شد و به حد رضايت پروردگار رسيد، چون همه مفسران اتفاق‌نظر دارند که سوره مائده از آخرين سوره‌هايي است که بر پيامبر(ص) نازل شده است، برخي شأن نزولهايي[29] که براي آيه ذکر شده‌اند از اعتبار ساقط مي‌شوند.
2. با توجه به ويژگي ثبات و استقرار و نيز گستردگي اسلام و غلبه آن بر ساير اديان، برخي احتمالات از قبيل جزئي، محدود و مقطعي دانستن اين خلافت، باطل مي‌شود.
3. غلبه اسلام بر ساير اديان صرفاً به معناي فتح ممالک و جزيه دادن پيروان ديگر مذاهب به مسلمانان نيست تا برخي بگويند اين فتوحات و پرداخت جزيه تا حدودي در زمان پيامبر اکرم(ص) و خلفا به دست آمده، بلکه به اين معناست که تنها اسلام پيرواني داشته باشد و بس. (اين بحث در ضمن تفسير آيه اظهار گذشت.)
4. غلبه اسلام بر ساير اديان به دليل آيه «ليظهره علي الدين كله ولوكره المشركون[30] و به اعتقاد فريقين، در دوران امام مهدي(عج) محقق خواهد شد.

رفع خوف و ايجاد امنيت

سومين مژده‌اي که خداوند به مؤمنان مي‌دهد اين است که ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي‌کند: ...وليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً.... با توجه به ويژگي تمکين (ثبات و استقرار و نيز گستردگي اسلام و غلبه آن بر ساير اديان) شأن نزولي که از سوي برخي براي آيه ذکر شده است که امنيت مورد نظر در آيه در زمان خلفاي چهارگانه متحقق شده است،[31] شأن نزول درستي نخواهد بود. علاوه بر اين، در زمان هيچ کدام از اين خلفا امنيت وجود نداشته است. در زمان امام صادق(ع) گويا برخي از عامه نيز گمان مي‌کردند که آيه در مورد خلفا اربعه است. لذا فضل در خصوص اين مطلب از امام جعفر صادق(ع) سؤال کرد و ايشان در جواب به وي فرمودند:
...متي كان الدين الذي إرتضاه الله ورسوله متمكناً بإنتشار الأمر في الامة وذهاب الخوف من قلوبها وإرتفاع الشك من صدورها في عهد واحد من هؤلاء وفي عهد علي عليه السلام مع إرتداد المسلمين والفتن التي كانت تثور في أيامهم والحروب التي كانت تنشب بين الكفار وبينهم؛[32]
...چه زماني دين مرضي خدا و رسول تثبيت شده است و امر آن انتشار يافته و خوف و شک از قلوب وسينه‏هاي مردم در عهد يکي از آن سه خليفه و در عهد علي(ع) با ارتداد مردم بيرون رفته است؟ چه فتنه‏هايي که در ايام آنها برانگيخته شد و چه جنگهايي به آنها نسبت داده شده است که بين آنان وکفار واقع شد.
آيا با توجه اين اختلافها و جنگها مي‌توان گفت: امنيت مورد نظر آيه در زمان صحابه متحقق شده بود؟

نتيجه‌گيري

1. مورد خطاب در آيه عموم مسلمانان‌اند و به کساني که ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده‏اند و تنها او را مي‌پرستند و چيزي را شريك او قرار نمي‌دهند، سه چيز ـ‌خلافت روي زمين، تمکين دين مرضي و رفع خوف و امنيت کامل‌ـ مژده داده شده است.
2. اسلام در اواخر عمر شريف پيامبر به حد رضايت پروردگار رسيد بنابراين، برخي از شأن نزولها که مصداق آيه را قبل از آن مي‌داند مردود است.
3. با توجه به ويژگي ثبات و استقرار و نيز گستردگي اسلام و غلبه آن بر ساير اديان، برخي احتمالات از قبيل محدود و مقطعي دانستن اين خلافت، باطل مي‌شود.
4. غلبه اسلام بر ساير اديان به اين معناست که فقط اسلام پيرواني داشته باشد و بس.
5. غلبه اسلام بر ساير اديان، به اعتقاد فريقين، در زمان حکومت حضرت حجت متحقق خواهد شد.
6. قبل از غلبه و چيرگي، اسلام بايد کامل شده و به حد رضايت خداوند رسيده باشد.

آيه اکمال

...اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينًا...؛
امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام گرداندم و اسلام را به عنوان دين براي شما برگزيدم.
پس از روشن شدن اين مطلب که اسلام پيش از غلبه و چيرگي بايد در مرحله قبل کامل شده و به حد رضايت خداوند رسيده باشد، نوبت به اين سؤال مي‌رسد که اسلام کي و کجا کامل شد و به حد رضايت خداوند رسيد. پس از روشن شدن اين مطلب، به حلقه مفقوده و اتصال (غدير) بين بعثت و مهدويت خواهيم رسيد.
در پاسخ به سؤال مذکور مي‌گوييم: به اعتقاد بزرگان اهل‌سنت، اسلام در غدير به وسيله اعلان ولايت حضرت امير، علي(ع)، کامل شد و به حد رضايت خداوند رسيد.
ابن‌مردويه(م410ق)، چندين روايت از ابوسعيد خدري، ابوهريره و مجاهد مي‌آورد كه آيه اکمال در غدير در شأن حضرت اميرالمؤمنين(ع) نازل شده است. [33] حاکم حسکاني(م‌قرن5) پنج روايت از ابوهريره، ابوسعيد خدري و ابن‌عباس ذکر مي‌کند که آيه اکمال در غدير درباره ولايت حضرت علي(ع) نازل گرديده است. [34]
سيوطي(م611ق) از ابن‌مردويه و ابن‌عساکر روايت آورده که ابو‌سعيد خدري گفته است: آيه اکمال در غدير بعد از انتصاب علي(ع) به ولايت و خلافت نازل شده است. وي همچنين از ابوهريره نقل مي‌کند که آيه در غدير خم در روز هجده ذي‌الحجه نازل شده است.[35] ابن‌کثير(م744ق) و جمال‌الدين قاسمي(م944ق) رواياتي را از ابن‌مردويه از طريق هارون عبدي و ابوهريره آورده‌اند و مي‌گويند: آيه اکمال در غدير نازل شده است.[36]
سبط ابن‌جوزي که معتقد است آيه اکمال دو بار نازل شده است، يک بار در عرفه و بار ديگر در غدير، مي‌گويد: آيه در هر دو مرتبط به ولايت امام علي(ع) است.[37] قندوزي حنفي(م1294ق) در ينابيع المودة آورده است: بعد اينکه پيامبر اعظم(ص)، حضرت علي(ع) را در غدير خم به ولايت منصوب کردند، آيه اکمال نازل شد.[38]
با توجه به اقوال بزرگان اهل‌سنت مبني بر اينکه آيه درباره ولايت امام علي(ع) در غدير نازل شده است، روشن مي‌شود که اسلام در غدير با نصب امام علي(ع) به ولايت کامل شد و به رضايت خداوند رسيد. بنابراين، پاسخ سؤال مذكور مشخص مي‌گردد و حلقه اتصال بين بعثت و مهدويت نيز معيّن مي‌شود و به اين ترتيب، مثلث بعثت، غدير و مهدويت و حکومت جهاني کامل مي‌شود.

نتيجه ‌گيري نهايي

پيامبراکرم(ص) اسلام را آورد و 23سال به تبليغ آن پرداخت. اسلام در اواخر عمر شريف پيامبر به وسيله اعلان ولايت حضرت علي(ع) (پس از تعيين جانشين براي پيامبر(ص)) کامل شد و به حد رضايت پروردگار رسيد و در آخرالزمان به وسيله مهدي فاطمه(ع) بر همه اديان غالب و چيره مي‌گردد.

پي نوشت :

1. توبه: 33؛ صف: 9.
2. زادالمسير في علم التفسير، الامام أبي‌الفرج جمال‌الدين محمدالجوزي، تحقيق: محمد‌بن عبدالرحمن عبد‌الله، دارالفكر للطباعة والنشر والتوزيع، ج3، ص290.
3. تفسير كبير فخر رازي، ج16، ص40.
4. زادالمسير، ابن‌جوزي، ج3، ص290.
5. توبه: 32.
6. صفوة التفاسير، محمدعلي الصابوري، دارالقرآن الكريم، بيروت، بي‌تا, ج1، ص532.
7. الجامع لاحكام القرآن، لأبي عبد‌الله محمد‌بن أحمد الأنصاري القرطبي، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1405ق، ج11, ص48؛ الكشاف, زمخشري, ج4, ص99؛ أحكام القرآن, جصاص، ج5 ص334؛ تفسير ابن‌جزي, ص252؛ الدرالمنثورفي التفسيربالمأثور، جلال‌الدين عبدالرحمن‌بن ‌ابي‌بکر السيوطي، دارالمعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، بي‌تا, ج4، ص175 و ديگر مفسران... .
8. تفسير قرطبي, ج8, ص121 و ج11 ص48؛ تفسير فخر رازي، ج16، ص40؛ نور الابصار في مناقب ال بيت النبي المختار، مؤمن‌بن حسن مؤمن شبلبنحي، دارالحيل بيروت، 1409ق، ص228؛ البيان في اخبار صاحب الزمان، الحافظ ابي‌عبد‌الله محمد‌بن يوسف الکنجي الشافعي، مؤسسة النشر‌الاسلامي، 1417ق, باب 25, ص156.
9. تفسير كبير, فخر رازي, ج16, ص40.
10. التسهيل لعلوم التنزيل، ابن‌جزي الغرناطي الكلبي، دارالکتاب العربي، 1403ق، ص252.
11. تفسير طبري, ج، 14 ص215، شماره 16645؛ تفسير كبير فخر رازي، ج16, ص40؛ تفسير قرطبي ج8, ص121؛ در المنثور, ج4, ص176
12. در المنثور, ج4 ص175
13. تفسير قرطبي، ج8، ص121؛ تفسير كبير، ج16، ص40.
14. مستدرك حاكم، ج4، ص476، ح 8324.
15. تفسير طبري، ج14، ص215، شماره 166455؛ تفسير كبير، ج16، ص40؛ تفسير قرطبي، ج8، ص121؛ درالمنثور، ج4، ص176.
16. البيان في اخبار صاحب الزمان, باب 25,156.
17. تفسير قرطبي, ج11, ص48. البته راوي حديث ابن‌عباس است؛ عقد الدرر في اخبار المنتظر، يوسف‌بن يحيي مقدسي شافعي، تحقيق: دكتر عبدالفتاح محمدالحلو، انتشارات مسجد مقدس جمكران، 1416ق, ص40.
18. فرائد فوائد الفكر في الامام المهدي المنتظر، مرعي‌بن يوسف المقدسي الحنبلي، تحقيق: شيخ سامي الغريري، موسسه معارف اسلامي، 1421ق, ص61 ‌ـ 64؛ عقد الدرر في اخبار صاحب المنتظر, 46ـ 41؛ الصواعق المحرقة, ج2, ص162؛ مسند احمد، احمد‌بن حنبل، دار صادر بيروت، بي‌تا, ج3, ص28.
19. تذكرة الخواص، سبط ابن الجوزي، بيروت، مؤسسة اهل‌البيت، 1401ق, ص364.
20. به اجماع مفسران اهل‌سنت، تمکين به معناي ثبات و غلبه است. ر.ک: تفسير مقاتل‌بن سليمان، تحقيق احمد فريد، بيروت، دارالکتب العلمية، 1424ق، ج2، ص424؛ جامع البيان عن تأويل اي القرآن، محمد إبن جرير الطبري، بيروت، دارالفکر، 1415ق, ج18، ص211؛ تفسير السمرقندي، أبوالليث السمرقندي، تحقيق: دکتر محمود مطرجي، بيروت، دارالفکر، بي‌تا، ج2، ص521؛ تفسير ابن زمنين، أبي عبد‌الله محمد‌بن عبد‌الله‌بن أبي زمنين، ج3، ص242؛ تفسير الثعلبي، الثعلبي، تحقيق: ابي محمد‌بن عاشور، دار احياء التراث العربي، 1422ق، ج7، ص114؛ تفسير السمعاني، السمعاني، تحقيق: ياسر‌بن ابراهيم و غنيم‌بن عباس‌بن غنيم، رياض، دار الوطن، 1418ق، ج3، ص544 ـ 545؛ تفسير البغوي، البغوي، تحقيق خالد عبدالرحمان العک، دار المعرفة، ج3، ص354؛ تفسير النسفي، ابي‌البرکات عبد‌الله‌بن احمد‌بن محمود النسفي، بي‌جا، بي‌تا، ج3، ص154؛ تفسير الرازي، الرازي، ج24، ص26 و33؛ تفسير العز‌بن عبد السلام، الإمام عز الدين عبدالعزيز‌بن عبدالسلام السلمي الدمشقي الشافعي، تحقيق: دکتر عبدالله‌بن ابراهيم الوهبي، بيروت، دار ابن‌حزم، 1416ق، ج2، ص409؛ تفسير القرطبي، القرطبي، ج12، ص300؛ تفسير البيضاوي، البيضاوي، بيروت، دار الفکر، بي‌تا، ج4، ص198؛ تنوير المقباس من تفسير ابن عباس، الفيروز آبادي، دار الکتب العلمية، بي‌تا، ص298؛ تفسير الجلالين، المحلي، السيوطي، تحقيق مروان سوار، دار المعرفة للطباعة و النشر و التوزيع، بي‌تا، ص467؛ تفسير أبي السعود المسمي ارشاد العقل السليم الي مزايا القرآن الکريم، أبي السعود محمد‌بن محمد العمادي، بيروت، دار احياء التراث العربي، بي‌تا، ج6، ص191؛ فتح القدير الجامع بين فني الرواية و الدراية من علم التفسير، محمد‌بن علي‌بن محمد الشوكاني، عالم الکتب، بي‌تا، ج4، ص47؛ أضواء البيان، الشنقيطي، تحقيق مکتب البحوث و الدراسات، بيروت، دار الفکر للطباعة والنشر، 1415ق، ج5, ص553ـ554.
21. نور: 55.
22. قرآن چنين مقامي را (يعني عدم ارتکاب هرگونه شرک از سوي انبيا) مقام عصمت مي‌شمارد و رسيدن به آن را در پرتو لطف الهي ميسر مي‌داند: زاد المسير, ابن الجوزي، ج4، ص172. بنابراين مي‌گوييم: صرفاً معصومان داراي اين چنين مقامي خواهند بود.
23. المصنف, ابن ابي‌شيبه, ج7, ص421؛ صحيح ابن حبان, ج15, ص109و ج16, ص221.
24. روح المعاني، الآلوسي، بي‌جا، بي‌تا, ج17, ص104.
25. جامع البيان، إبن‌جرير الطبري، ج18، ص211.
26. همان، ج18، ص211؛ تفسير الواحدي، الواحدي، ج2، ص768؛ تفسير البغوي، البغوي، ج3، ص353؛ تفسير النسفي، النسفي، ج3، ص154؛ أحكام القرآن، ابن العربي، تحقيق: محمد عبدالقادر عطا، دار الفکر للطباعة والنشر، بي‌تا، ج3، ص412 ـ 413؛ تفسير القرطبي، القرطبي، ج12، ص298 ـ 299؛ التسهيل لعلوم التنزيل، الغرناطي الكلبي، ج3، ص71؛ تفسير ابن كثير، ابن كثير، ج3، ص311؛ فتح القدير، الشوكاني، ج4، ص47؛ تفسير الآلوسي، الآلوسي، ج17، ص104. و... .
27. مائده : 3.
28. تفسير مقاتل‌بن سليمان، مقاتل‌بن سليمان، ج2، ص424؛ جامع البيان، إبن‌جرير الطبري، ج18، ص211؛ تفسير السمرقندي، أبو الليث السمرقندي، ج2، ص521؛ تفسير ابن زمنين، أبي عبد‌الله محمد‌بن عبد‌الله‌بن أبي زمنين، ج3، ص242؛ تفسير الثعلبي، الثعلبي، ج7، ص114؛ تفسير السمعاني، السمعاني، ج3، ص544 ـ 545؛ تفسير البغوي، البغوي، ج3، ص354؛ تفسير النسفي، النسفي، ج3، ص154؛ تفسير الرازي، الرازي، ج24، ص26 و33؛ تفسير العز‌بن عبد السلام، الإمام عز الدين عبدالعزيز‌بن عبد السلام السلمي الدمشقي الشافعي، ج2، ص409؛ تفسير القرطبي، القرطبي، ج12، ص300؛ تفسير البيضاوي، البيضاوي، ج4، ص198؛ تنوير المقباس من تفسير ابن عباس، الفيروز آبادي، ص298؛ تفسير الجلالين، المحلي، السيوطي، ص467؛ تفسير أبي السعود، أبي السعود، ج6، ص191؛ فتح القدير، الشوكاني، ج4، ص47؛ أضواء البيان، الشنقيطي، ج5, ص553 ـ 554.
29. مثلاً اينکه آيه در مکه و يا در اوايل هجرت در مدينه درباره صحابه نازل شده است. جامع البيان، إبن‌جرير الطبري، ج18، ص212؛ تفسير ثعلبي, ج7, ص115؛ احکام القرآن, ابن‌العربي, ج3, ص409؛ تفسير ابن کثير, ج3, ص312ـ313؛ الدر المنثور, جلال‌الدين السيوطي, ج5, ص55.
30. توبه: 33.
31. تفسير القرطبي, القرطبي, ج12, ص297 .
32. التفسير الصافي، الفيض الكاشاني، تهران، مکتبة الصدر، 1416, ج3, ص444ـ445.
33. نک: مناقب علي‌بن ابي‌طالب، الامام ابي بکر احمد‌بن موسي لبن مردويه, ص231ـ233.
34. نک: شواهد التنزيل، الحاکم الحسکاني، تحقيق: الشيخ محمدباقر المحمودي، مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة و الارشاد الاسلامي، 1411ق, ج1, ص200ـ208.
35. درالمنثور, سيوطي, ج3, ص16ـ17.
36. نک: تفسير القرآن العظيم، ابن‌كثير، تحقيق يوسف عبدالرحمن المرعشلي، دار المعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، 1412ق, ج2,ص15؛ محاسن التأويل, ج4, ص33. هر چند برخي از اهل‌سنت آنها را ضعيف دانسته و يا از مفتريات شيعه شناخته‌اند, اما اين ديدگاه مبناي علمي ندارد؛ چون افرادي که در سلسله سند اين روايات آمده‌اند, از نظر رجال شناسان اهل‌سنت توثيق شده‌اند. به طور نمونه، علامه اميني تک‌تک رجال سندها را بر اساس موازين اهل‌سنت بررسي و توثيق کرده است: ر.ک: الغدير, ج1, ص294ـ298.
37. نک: تذکرة الخواص، ص37.
38. نک: ينابيع المودة، سليمان‌بن ابراهيم القندوزي، تحقيق: سيدجمال اشرف، دارالاسوة، 1416ق, ج1, ص343 و347.

منبع: سایت حوزه
/س



 

بررسی مفهوم فتنه در بیانات آیت الله مصباح یزدی 4

بررسی مفهوم فتنه در بیانات آیت الله مصباح یزدی 4

انواع فتنه

 

«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّیطانِ الرَّجِیم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن یترَْكُواْ أَن یقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یفْتَنُونَ»1

 

موارد ابتلا و امتحان در نهج البلاغه

در این جلسه اندکی به بررسی موارد استعمال واژه‌های ابتلا و امتحان در نهج‌البلاغه می‌پردازیم. امیرالمؤمنین  علیه السلام  در خطبه 192، معروف به خطبه قاصعه که بزرگ‌ترین خطبه نهج‌البلاغه است، بیان بسیار زیبا و منظّمی درباره امتحانات الهی در عالم خلقت دارند که گویا تاریخچه‌ای از امتحانات الهی است.

 

اولین مورد امتحان در عالم خلقت

حضرت در ابتدا می‌فرمایند: خدای متعال وقتی حضرت آدم را خلق کرد، فرشتگان و ابلیس را به وسیله حضرت آدم امتحان کرد. گویا اوّلین مورد امتحان در عالم خلقت، امتحان فرشتگان و ابلیس به وسیله حضرت آدم بود. خدای متعال به فرشتگان و ابلیس - که در صف ملائکه قرار داشت - امر فرمود: همه در مقابل او به خاک بیفتید: «فَقَعُوا لَهُ ساجِدین»1‏. فرشتگان همه بی چون و چرا به سجده افتادند. در رابطه با اینکه همه فرشتگان بودند یا فرشتگان ارضی - فرشتگان موکّل در زمین - قدر متیقن همه فرشتگان ارضی که موکّل به این عالم هستند، بوده‌اند؛ چون در برخی روایات اشاره شده که دسته‌ای از فرشتگان، آن‌چنان مستغرق در جلال و جمال الهی هستند که اصلاً از اینکه خدا انسان و آدمی آفریده است، با خبر نشده‌اند (نرد علمها الی اهلها.)

 

در میان این‌ها فقط ابلیس از جنس فرشتگان نبوده است؛ امّا از کثرت عبادت بسیار شبیه آن‌ها شده بود، به طوری که دیگر ملائکه گمان می‌کردند که وی نیز از آن‌هاست؛ لذا وقتی به ملائکه خطاب شد که سجده کنید، از آن‌جا که به این جمع خطاب شد، ابلیس هم با این‌که از جنّ بود، مکلّف بود سجده کند.

ابلیس مردود شد. «قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»2: گفت: من به بشری که از گلی خشکیده خلق شده است، سجده نمی‌کنم. «صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» یعنی گل خشکیده‌ و بعضی به لجن ترجمه کرده‌اند. به هرحال آدم از گل خشکیده‌ای خلق شد. به همین جهت هم ابلیس می‎گفت: من اشرف از او هستم چون من از آتش خلق شده‌ام. امیرالمؤمنین  علیه السلام  بعد از این‌که به این داستان اشاره می‎کنند، می‌فرمایند: «... وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِیاؤُهُ وَ یبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِیهِ عَلَى الْمَلَائِكَة ...»: اگر خدا می‌خواست آدم را از نوری خلق می‌کرد که روشنی او چشم‌ها را خیره می‌کرد و زیبائیش عقل‌ها را مبهوت می‌ساخت و از عطری که تمام نفس‌ها را به خودش مشغول می‌کرد و همه می‌خواستند او را ببویند. اگر آدم این گونه خلق می‌شد، ابلیس هم در مقابل او سجده می‌کرد و ملائکه خیلی راحت به چنین موجودی که این همه شکوه و عظمت دارد، این همه زیبا و دوست داشتنی است، سجده می‌کردند. ولی در این صورت دیگر امتحانی تحقق پیدا نمی‌کرد. ارزش سجده ملائکه از آن جهت بود که آن‌ها نگفتند: ما کجا و یک موجود خاکی کجا؟ بلکه چون خدا فرموده بود، گفتند: سمعاً و طاعتاً؛ امّا ابلیس گفت: «... أَنَا خَیرٌ مِنْه ...»3.

پس خدای متعال برای امتحان ما در بسیاری از اموری که در این عالم بر ما مجهول است، حکمت‌هائی قرار داده که ما از آن حکمت‌ها بی‌خبر هستیم. گاهی درون دل‌مان و گاهی هم به زبان اعتراض می‌کنیم که چرا چنین است.

«وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً»: اگر خدا آدم را با آن صفات آفریده بود، همه در مقابلش کرنش می‌کردند. «وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِیهِ عَلَى الْمَلَائِكَة»: آن وقت امتحان ملائکه امر خیلی ساده‌ای بود. مثلاً اگر از یک دیپلمه بخواهند که یکی از چهار عمل اصلی را انجام دهد، این امتحان نیست. امتحان آن وقتی است که برای شخص متناسب با موقعیتش، سخت باشد. امیرالمؤمنین  علیه السلام در ادامه می‌فرمایند: «وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یبْتَلِی خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یجْهَلُونَ أَصْلَهُ»: خدا خلقش را به وسیله اموری که اصلش را نمی‎دانند، امتحان می‌کند. اگر بدانند که نمی‎توان نام آنرا امتحان گذاشت. امتحانی که جواب سؤال هم کنارش نوشته شده باشد، امتحان نیست. «تَمْییزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیلَاءِ مِنْهُم»: حکمت این‌که خدا این‌ها را مجهول قرار می‌دهد و وسلیه آزمایش، این‌است که آن‌ها آزمایش شوند و مرتبه اطاعتشان معلوم شود و وقتی اطاعت کردند، روح استکبار و تکبّر و خودبزرگ بینی از آن‌ها سلب شود.

 

امتحان فقراء و اغنیاء

امیرالمؤمنین  علیه السلام  به مردم می‌فرماید: نگاهتان را به این ثروت‌ها یا به این تهدیدستی‌ها ندوزید و به این‌ها اهمیت ندهید؛ چراکه این‌ها ملاک نیست. این‌ها وسیله امتحان است. حضرت در ادامه به آیه‌ای از قرآن استدلال می‎کنند: «أَ یحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنینَ * نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیراتِ بَلْ لا یشْعُرُونَ»4: آیا چنین می‌پندارند که وقتی مال و ثروت و فرزندان زیادی به آن‌ها می‌دهیم، به خاطر این است که حتماً ما خیلی خیر آن‌ها را می‌خواهیم؟ هیچ کلیت ندارد. این وسیله آزمایش است. نه معنایش این است که ما خیلی این‌ها را دوست داشتیم که این ثروت را به آن‌ها دادیم، نه معنایش این است که دشمن‌شان بودیم. البته گاهی همین نعمت‌ها باعث می‎شود که بر عذاب‌شان افزوده شود. پس به این‌که کسی ثروت دارد یا فقیر است، اهمیت ندهید. فقط فکر این باشید که در مقابل خدا چه وظیفه‌ای دارید که انجام دهید. حضرت در ادامه می‌فرمایند: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَكْبِرِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِیائِهِ الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی أَعْینِهِم‏»: خدا آن کسانی را که پیش خود، برای خود بزرگی قائلند و خودبزرگ‌بین هستند - والمستکبرین فی انفسهم یعنی پیش خود، خود را بزرگ می‌شمارند - با اولیاء خودش که به نظر آن‌ها مستعضف هستند، امتحان می‌کند. خدا این‌ها را به وسیله این فقرا امتحان می‌کند. البته متقابلاً فقرا را هم از راه دیگری به وسیله اغنیا امتحان می‌کند. بسیاری از افراد در مقابل اغنیا وظایف واجبی دارند که انجام نمی‎دهند؛ مثلاً آن‌ها را نهی از منکر نمی‎کنند، برای این‌که ناراحت نشوند! عیب‌هایشان را به آن‌ها تذکر نمی‎دهند برای این‌که بتوانند از ثروت آن‌ها استفاده کنند! به آن‌ها احترام می‎گذارند برای این‌که رأی آن‌ها را برای خود جلب کنند! این‌هم امتحانی است که آیا وقتی به کسی احترام می‎گذارند به خاطر پول وثروت وی به او احترام می‎گذارند یا به خاطر دینش؟ این برای فقرا یک نوع امتحان است.

 

انبیاء وسیله امتحان مردم

فراز دیگری در همین خطبه درباره امتحانی است که خدای متعال مردم را با آن در مورد انبیاء امتحان می‌کند. می‌فرمایند: انبیاء غالباً از مردم طبقات پایین و فقیر بودند، موقعیت اجتماعی و شکوه و عظمت ظاهری نداشتند. همین امر که انبیاء در میان فقرا و از طبقه متوسط و فقیر جامعه انتخاب می‌شوند، برای مردم امتحانی است. «وَ لَوْ كَانَتِ الْأَنْبِیاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لَا تُرَامُ ... لَكَانَ ذَلِكَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِی الِاعْتِبَار». عبارت‌ها، عبارت‌های بسیار زیبا، ادبی و جالبی است. اگر انبیاء از آن‌چنان قدرتی برخوردار بودند که کسی طمع در توان آن‌ها نمی‌کرد، ... این امر باعث می‌شد که مردم خیلی راحت برای آن‌ها اهمیت قائل شوند و حرف آن‌ها را بشنوند و به آن‌ها اعتنا کنند. چون در قرآن در مورد خود پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله – از قول کافران می‌فرماید: «وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظیمٍ»5: اگر خدا می‌خواست پیغمبر بفرستد، پس چرا یکی از بزرگان این دو شهر را نفرستاد؟ چرا بر یک رجل عظیم نفرستاد - منظورشان از عظیم، پولدار و صاحب قدرت بود. آیا جوانی که از کودکی یتیم بوده، اکنون پیغمبر خدا شده است؟

«وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَرَادَ أَنْ یكُونَ الِاتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ ... أُمُوراً لَهُ خَاصَّةً لَا تَشُوبُهَا مِنْ غَیرِهَا شَائِبَةٌ». - این جمله برای کسانی که دقت کنند و اهل معرفت باشند، تعبیر بسیار عالی‌ای است - می‌فرماید: خدا خواسته که پیروی انبیاء اختصاص به خودش داشته باشد؛ یعنی انگیزه مردم برای تبعیت از انبیاء فقط خدا باشد و در اطاعت از انبیاء هیچ شائبه‌ای در نیت نداشته باشند؛ نه به خاطر اینکه پول و موقعیت دارد و می‌توانند از او بهره‌ای ببرند و برای زندگی‌شان استفاده‌ای کنند و ...‎. این نکته برای ما بسیار آموزنده است که دقّت کنیم، ببینیم واقعاً اسلام و پیروی از اهل‌بیت - علیهم السلام - را که می‌پذیریم، آیا فقط به خاطر این است که خدا خواسته است، یا به خاطر این‌است که در کنارش یک منافعی هم داریم؟

 

هرچه امتحان سخت‌تر، پاداش آن بیشتر

حضرت در ادامه می‌فرماید: «وَ كُلَّمَا كَانَتِ الْبَلْوَى وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ كَانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَل‏». این یک قاعده کلی است که البته روشن است؛ ولی حضرت به آن تصریح فرموده است. می‎گوید: برخی از این امتحان‌ها، آسان‌تر، و برخی سخت‌تر است. هر چه امتحان سخت‌تر باشد، پاداش آن بیشتر خواهد بود. امتحان‌های ساده که افراد، راحت می‌توانند جواب دهند، مزد زیادی ندارد.

در مورد حضرت ابراهیم، در آتش افتادن، یک امتحان بود که آن‌را با رضا و رغبتِ فراوان پذیرفت. اگر اهمیت آن امتحاناتی که در مورد حضرت ابراهیم بود را هم کسانی بفهمند، مثل افتادن در آتش و ... (که کمابیش ما هم می‌فهمیم)، امّا یک امتحانات خیلی دقیق وجود دارد که اصلاً ما صورت مسأله را نمی‌فهمیم. به نظر من امتحانِ مهم‌تر برای آن حضرت، آن لحظه‌ای بود که جبرئیل آمد و گفت: «هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ»: کاری با ما داری؟ ابراهیم بین زمین و هوا در فضائی است که او را از منجنیق پرت کرده‌اند تا داخل آتش بیفتد! در این فاصله جبرئیل آمده و می‎گوید: با ما کاری داری؟ فرمود: «أَمَّا إِلَیكَ فَلَا»: به تو احتیاجی ندارم! این امتحان است. این از آن در آتش افتادن و از ذبح فرزند هم مهم‌تر است. در یک چنین حالی انسان بگوید: «فقط خدا»، و به هیچ کس دیگری اعتمادی نداشته باشد، مهم است. از این قبیل امتحانات برای پیغمبر اسلام فراوان بوده است. پیامبر گرامی اسلام هم امتحان داشت؛ امّا آنچه او در سایه امتحان به دست می‌آورد، از همه آنچه ما در عالم می‌شناسیم، ارزشمند‌تر بود.

 

حج، امتحان مشترک همه بنی آدم

در فراز دیگری می‌فرمایند: از زمان حضرت آدم تا زمانی که انسان روی زمین وجود دارد، همه را خدا به یک وسیله‌ای که برای همه مشترک است، امتحان کرده است. این‌هم یک نوع امتحان است، و آن این است که یکسری سنگ‌هائی را در یک بیابانی قرار داده است که نه آبی دارد، نه علفی، نه باغی و نه ساختمانی. آن‌جا چند سنگ به همراه یک سنگ سیاه است. به همه بنی آدم، از خود حضرت آدم گرفته تا همه کسانی که روی این زمین زندگی کنند، دستور داده است که باید بروید به این سنگ‌ها احترام بگذارید و دور آن‌ها طواف کنید. این‌هم یک جور امتحان است. سنگی که به تعبیر امیرالمؤمنین  علیه السلام  نه می‌بیند، نه می‌شنود، نه نفعی برای کسی دارد، نه ضرری به کسی می‌تواند برساند. البته این‌که صورت ملکوتی‌اش تأثیری دارد و می‌شنود، یک حساب دیگری است. آنچه که مردم در آن‌جا می‌بینند، یک سنگ است. باید در مقابل این سنگ طواف کنند و این‌ مهم‌ترین عبادتی است که ما و همه مسلمان‌ها هم به آن آزمایش می‌شویم. در حج  به وسیله حجرالاسود یعنی یک سنگ سیاه، مسلمانان امتحان می‌شوند. «أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الْأَوَّلِینَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ صَلَواتُ اللهِ عَلَیه إِلَى الْآخِرِینَ مِنْ هَذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَسْمَع»: خداوند حضرت آدم تا آخرین انسان‌هائی که در این عالم روی این زمین زندگی کنند، را با سنگ‌هائی که هیچ نفع وضرری از آن سراغ ندارند، نه می‌بیند و نه می‌شنود، امتحان کرده است. فقط برای اطاعت خدا باید بروند آن‌جا دور بزنند. آیا این کار را می‎کنند یا نمی‎کنند؟ بعد حضرت ادامه می‎دهند: «وَ لَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ أَنْ یضَعَ بَیتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَینَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَار ...». - در این‌جا هم چند عبارت بسیار زیبا و ادبی ذکر کرده‌اند که من این‌ها را تلخیص کرده‌ام- می‌فرمایند: اگر خدا می‌خواست خانه خودش را در یک جایی قرار بدهد که دارای باغ‌های زیبا، درخت‌های پر میوه، نهرهای جاری و منظره‌های چشم نواز بود، و چنین جایی را روی یک قطعه زمین حاصل‌خیزی قرار می‌داد ... - به جای این‌که چند تا سنگ را توی یک بیابان خشک بی آب و علف قرار بدهد - «لَكَانَ قَدْ صَغُرَ قَدْرُ الْجَزَاءِ عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاء»: لازمه‌اش این بود که امتحان، امتحان آسانی شود و به تبع، مزدش هم کم شود. چون در این صورت، در حقیقت امتحانی نبود. همه دل‌شان رفتن به یک چنین جائی را می‌خواهد. مگر مردم همه عالم برای رفتن به کشورهای معروف که جاهای تماشایی دارد پول‌های کلان خرج نمی‎کنند تا چند روزی آن‌جا تفریح کنند؟ با این اوضاع کنونی که خداوند قرار داده است، امتحان معنا پیدا می‌کند.

با این شرایط امتحان شکل می‎گیرد. جایی که مکان دیدنی نیست. چند سنگ است و بیابان خشک. یک چنین سرزمینی خانه خداست. امّا اگر این خانه مثلاً در سوئیس بود، یا در یک کشور دیگری که سرشار از باغ و مناظر زیبا بود، امتحان محقق نمی‌شد؛ بلکه همه دلشان می‌خواست به آن‌جا بروند و آن مناظر را تماشا کنند. این‌هم یک نوع امتحان است که در یک بخش دیگر از این خطبه بیان شده است.

 

تدبر در احوال مؤمنین گذشته

در همین خطبه در رابطه با امتحان می‌فرماید: «... وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَكُم»: تاریخچه مؤمنین قبل از خودتان را مطالعه کنید. به تعبیر بنده: در گذشته اکثریت مؤمنین، کسانی بوده‌اند که با گرفتاری زندگی کرده‌اند و زندگی مرفّه، آرام و آسوده‌ای نداشته‌اند؛ «كَیفَ كَانُوا فِی حَالِ التَّمْحِیصِ وَ الْبَلَاءِ أَ لَمْ یكُونُوا أَثْقَلَ الْخَلَائِقِ أَعْبَاءً وَ أَجْهَدَ الْعِبَادِ بَلَاءً وَ أَضْیقَ أَهْلِ الدُّنْیا حَالًا» آیا اینان بارشان از همه سنگین‌تر نبود؟ آیا دستشان از همه خالی‌تر نبود و تنگدست‌تر از دیگران نبودند؟ بعد حضرت به بنی اسرائیلی که در چنگال فرعونیان بَرده بودند، مثال می‌زند: «اتَّخَذَتْهُمُ الْفَرَاعِنَةُ عَبِیدا»: با اینکه فرزندان پیغمبران بودند، ولی فرعونیان اینان را به بیگاری و بردگی کشیدند. این امر برای اینان امتحان بود. حضرت می‌فرمایند: «... حَتَّى إِذَا رَأَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ جِدَّ الصَّبْرِ مِنْهُمْ عَلَى الْأَذَى فِی مَحَبَّتِهِ وَ الِاحْتِمَالَ لِلْمَكْرُوهِ مِنْ خَوْفِهِ جَعَلَ لَهُمْ مِنْ مَضَایقِ الْبَلَاءِ فَرَجاً فَأَبْدَلَهُمُ الْعِزَّ مَكَانَ الذُّل‏ ...» وقتی خدا دید که این گروه از بنی‌اسرائیل با اینکه در چنگال فرعونیان اسیرند، بر بلای خدا صبر می‎کنند و دست از دینشان بر نمی‎دارند، و فرعونی و بت پرست نمی‌شوند، و وقتی خدا دید اینان جداً صبر می‎کنند، و این همه به خاطر دوستی و محبّت خدا بود، خداوند از آن سختی‌ها، فرجی بر این‌ها قرار داد و ذلّت آن‌ها را تبدیل به عزّت کرد. این همه سختی را برای چه تحمّل کردند؟ حضرت امیر می‌فرمایند: «فِی مَحَبَّتِهِ»: برای این‌که خدا را دوست داشتند و در راه محبّت خدا سختی‌ها را تحمل کردند. کار به جایی رسید که فرعونیان غرق شدند و اینان نجات پیدا کردند.

این‌ها نمونه‌هایی از امتحان بود که تنها در یک خطبه از نهج البلاغه ذکر شده است. حضرت در این خطبه به ذکر نمونه امتحانات از پیش از خلقت آدم تا پایان این عالم پرداخته است، که همه ما نیز مورد این امتحانات قرار می‎گیریم.

وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

1‎. الحجر / 29.

2‎. الحجر / 33.

3‎. الاعراف / 12.

4‎. المومنون  /55و56.

5‎. الزخرف / 31.

 

 

بازي «كشف حجاب بازيگران»، تا كي؟!

بازي «كشف حجاب بازيگران»، تا كي؟!


هفته گذشته حضور بدون حجاب يكي ديگر از بازيگران فراري سينما و تئاتر كشورمان در برنامه شباهنگ صداي آمريكا (VOA) خبرساز شد. شبكه صداي آمريكا وابسته به وزارت خارجه ايالات متحده آمريكا كه يد طولايي در كشف حجاب و حمله به اعتقادات اسلامي- ايراني مردم و به ويژه جوانان كشورمان دارد، اين بار در برنامه خود «مينا لاكاني»، بازيگر فيلم هايي چون «پرواز را به خاطر بسپار»، «روز فرشته»، «ديدار» كه از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر، سيمرغ بلورين و ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن را برايش به ارمغان آورد و سريال «همسفران» و فيلم تلويزيوني «پريماه» را بدون حجاب و با كمي سخنراني سياسي عليه جمهوري اسلامي به نمايش گذاشت. وي در مصاحبه با اين شبكه خود را مبرا از حزب بازي خواند ولي مدعي شد به خاطر همبستگي با مردم، از ايران خارج شده است!
گفتني است، پيش از اين هم شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي مثل؛ صداي آمريكا، بي بي سي انگليس و فرانس پرس فرانسه و ديگر كشورهاي غربي، در برنامه هاي خود، سريال هاي كشف حجاب افرادي چون؛ فريبا داودي مهاجر، مشاور رئيس جمهور دوران اصلاحات، گلشيفته فراهاني كه پس از اعلام تنفر از حجاب، با بازي بدون حجاب اخيرش در يك فيلم هاليوودي جنجال زيادي را به راه انداخت و چند خانم به اصطلاح «هنرمند و بازيگر» مثل «ف. م» كه با پوششي زننده در جشنواره كن سال گذشته ظاهر شد و خانم «ميم. الف» كه چند ماه قبل فلسفه حجاب را در سفر عمره حج : اعطايي از سوي باند انحرافي- زيرسوال برد، را به نمايش عمومي گذاشته بودند.
اينكه اين عمل چقدر زشت است و نشاني از حقارت عاملان خود به لحاظ روان شناختي است كه با انگيزه سودجويي اقتصادي و سياسي و به صرف قرار گرفتن در يك شرايط متفاوت، از اصول مسلم ديني و انساني خود عدول مي كنند و با پشت كردن به فكر و اصولي كه با آن يك عمر زيسته اند، «بازيچه» دست اين قبيل رسانه ها مي شوند، نكته اي روشن و بي نياز از توضيح است، اما آنچه در اين نوشتار كوتاه قلمي مي شود، تلاش براي واكاوي چرايي جديت غرب در دامن زدن به اين قبيل اقدامات سريالي و نمايش ژست هاي گاه و بيگاه برخي از بازيگران سينما در برابر دوربين هاي رسانه هاي خارجي است؟ و اينكه نظام جمهوري اسلامي در برابر آن چه بايد بكند؟
1-مسلماً اين پروژه تمام نشدني غرب در راستاي جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي در حال انجام است و آنها قصد دارند با اين نمايش هاي سخيف، بر روي خورشيد انقلاب كه تازه دم مسيحايي اش به كشورهاي مسلمان منطقه رسيده و طومار قدرت هاي بزرگ و ايادي داخلي آنها را به هم پيچيده، پنجه بكشند و آن الگوي الهام بخش را از تلألو بيندازند و اين نشدني است چون ملت ها بيدار شده اند.
2- اما اين خودفروختگان هنرمندنمايي كه با زير پا گذاشتن اصلي ترين هنجارهاي حاكم بر عقايد ايرانيان مسلمان، قصد رسيدن به الاف و الوف خود را دارند، بدانند كه اگر ارزش هاي اسلامي حاكم بر اين جامعه نبود، محال بود مجالي براي هنرنمايي افرادي چون آنها فراهم شده و به اين جايگاه برسند و اين سوءاستفاده غرب از آنان تا مدتي است و پس از آن چون دستمال هايي استفاده شده به دور انداخته خواهند شد. سرنوشت غم انگيز و عبرت آموز گلشيفته فراهاني كه از روسري برداشتن بر روي سن تا هم خوابگي امروز او با يك پيرمرد غربي! عاقبت و سرانجام نهايي خودفروختگان وطني پناهنده به بهشت غرب است!
3- نكته پاياني اينكه، ساختار سينماي ايران به دلايل مختلف از فساد و بيماري هاي مسري نگران كننده اي رنج مي برد كه اصلاح آن نيازمند يك برنامه ريزي جامع و بلندمدت است، اما متأسفانه سينما امروز از بخش هايي است كه گويي كمترين توجه و نظارت از سوي مسئولان به آن مي شود. در حالي كه بسيار تأثيرگذار است، لذا تربيت افراد سالم و انقلابي و درست كردن فيلم و سريال هايي كه در استاندارد فيلم و سريال ديني و ملي ايران اسلامي باشند، تلاش و برنامه ريزي جدي مي خواهد. اقدامي كه اما با مقاصد سياسي كساني از دولت كه با انداختن فرش قرمز زير پاي برخي از اين بازيگرها دنبال مي كنند، نمي توان اميدي به آن بست؟ نظام بايد كنترل هاي حداقلي را با توجه به حساسيت هاي حوزه فرهنگي و تأثير زياد آن بر جامعه اعمال كند تا شاهد چنين مسائلي نباشيم.

منبع هفته نامه صبح صادق

 

بازخوانی مواضع رهبر انقلاب درباره چگونگی به‌وجود آمدن مفاسد اقتصادی؛

بازخوانی مواضع رهبر انقلاب درباره چگونگی به‌وجود آمدن مفاسد اقتصادی؛


مفسدان مرعوب رویکرد رییس‌جمهورند اما اگر کار واقعی نشود این رعب شکسته می‌شود/ فاسدها از اول فاسد نبودند

توصيه‌ها و هشدارهاي رهبر انقلاب درباره مبارزه با فساد كه عملي نشد

انتشار خبر اختلاس 3000 میلیارد توماني، این روزها به مهم ترین خبر رسانه های داخلی تبدیل شده و همچنان افکار عمومی انتظار دارند نهادهای مسئول در هر سه قوه هر چه زودتر ابعاد مختلف این جنايت بزرگ اقتصادي را روشن سازند.

اما بدون تردید از هر بعد که به دلایل به‌وجود آمدن این فاجعه اقتصادی نگریسته شود، یکی از مهم ترین آنها بی توجهی به هشدارهای تاریخی رهبر انقلاب در طی سال‌های گذشته پیرامون لزوم جدیت و چگونگی مبارزه با مفاسد اقتصادی است.

هشدارهایی که طی یک دهه اخیر بیش از هر زمان دیگر در بیانات ايشان پر رنگ شده است، از پیام 8 ماده ای خطاب به سران سه قوه در سال 80، تا دیگر هشدارهایی که طی این مدت در دیدارهای مختلف با مسئولان دولت، قوه قضاییه، قوه مقننه و حتی دیدارهای مردمی و دانشجویی و... بیان شده است.

رجانیوز ضمن بازخوانی مهم‌ترين هشدارها و انذارهای رهبر انقلاب خطاب به مسئولین سه قوه در مورد اهمیت و چگونگی مبارزه با مفاسد اقتصادی، هوشمندی و دوراندیشی ايشان و غفلت و کم کاری مسئولین در این زمينه را يادآوري می کند:

با فقر و فساد و تبعیض مبارزه کنید

مسؤولان كشور - چه در قوّه‌ى مجريّه، چه در قوّه‌ى قضايّيه و چه در قوّه‌ى مقنّنه - بايد با فقر و فساد و تبعيض در اين مملكت مبارزه كنند. اگر بخواهند وضع امنيت كشور را، وضع معيشت مردم را، وضع عزّت بين‌المللى ما را تأمين كنند، راهش مبارزه‌ى با همين هاست. انواع و اقسام فسادها را بايد شناسايى كنند و با آن مبارزه‌ى جدّى نمايند؛ نه در حرف و زبان.

7 دی 79 . خطبه های نماز عید فطر

تسامح در مبارزه با فساد، هم دستي با فاسدان است/ کار مبارزه با فساد را به افراد سالم بسپارید/ به جای پرداختن به ضعفا، سراغ ریشه ها بروید

... امروز كشور ما تشنه ي فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است و اين همه به فضايي نيازمند است كه در آن سرمايه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده ي كار و همه ي قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده كنندگان از امكانات حكومتي قطع نشود و اگر امتيازطلبان و زياده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمايه گذار و توليد كننده و اشتغال طلب همه احساس ناامني و نوميدي خواهند كرد و كساني از آن به استفاده از راه هاي نامشروع و غير قانوني تشويق خواهند شد.

خشكانيدن ريشه ي فساد مالي و اقتصادي و عمل قاطع و گره گشا در اين باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسيله ي قواي سه گانه مخصوصا دو قوه ي مجريه و قضاييه است . قوه ي مجريه با نظارتي سازمان يافته و بي اغماض از بروز و رشد فساد مالي در دستگاه ها پيشگيري كند و قوه ي قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالي كشور بردارد . بديهي است كه نقش قوه ي مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه كارهاي قانوني است و نيز در ايفاء وظيفه ي نظارت بسيار مهم و كار ساز است.

لازم است نكاتي را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه مي توانند در مبارزه بافساد نقش ايفا كنند تذكر دهم:

1. با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي يقينا زمزمه ها و به تدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بددلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القايات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان هم صدا شوند . اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند! به مسئولان خير خواه در قواي سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد به نوعي هم دستي با فاسدان و مفسدان است . اعتماد عمومي به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهد.

2. ممكن است كساني به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوء استفاده كنندگان از ثروت هاي ملي موجب ناامني اقتصادي و فرار سرمايه ها است. به اين اشخاص تفهيم كنند كه به عكس اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان كساني كه مي خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند توليد كنندگان اين كشور خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالمند.

3. كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ي قضاييه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند.

4. ضربه ي عدالت بايد قاطع ولي در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بي گناهان يا معامله ي يكسان ميان خيانت و اشتباه يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست . مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بي گمان اكثريت كارگزاران در قواي سه گانه كشور را تشكيل مي دهند نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامني كنند چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد وظيفه اي مهم شناخته شود.

5. بخش هاي مختلف نظارتي در سه قوه از قبيل سازمان بازرسي كل كشور ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكاري صميمانه نقاط دچار آسيب در گردش مالي و اقتصادي كشور را به درستي شناسايي كنند و محاكم قضايي و نيز مسئولان آسيب زدايي در هر مورد را ياري رسانند.

6. وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظايف قانوني خود نقاط آسيب پذير در فعاليت هاي اقتصادي دولتي كلان مانند معاملات و قراردادهاي خارجي و سرمايه گذاري هاي بزرگ طرح هاي ملي و نيز مراكز مهم تصميم گيري اقتصادي و پولي كشور را پوشش اطلاعاتي دهد و به دولت و دستگاه قضايي در تحقق سلامت اقتصادي ياري رسانند و به طور منظم به رييس جمهور گزارش دهد.

7. در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود . هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اين جانب يا ديگر مسئولان كشور خود را از حساب كشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد.

8. با اين امر مهم وحياتي نبايد به گونه ي شعاري تبليغاتي و تظاهر گونه رفتار شود. به جاي تبليغات بايد آثار و بركات عمل مشهود گردد به دست اندركاران اين مهم تاكيد كنيد كه به جاي پرداختن به ريشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاي كوچك نروند و نقاط اصلي را رها نكنند.

بخش‌‎هایی از فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی خطاب به سران سه قوه. 10 اردیبهشت 80

یکی از بزرگترین مسئولیت های رییس جمهور تعقیب مفاسد اقتصادی است

فساد انواع و اقسامي دارد که فسادهاي مالي و اقتصادي از جمله آنهاست. يکي از بزرگترين مسؤوليتهاي مسؤولان کشور - از جمله رئيس جمهوري محترم - تعقيب مفاسد مالي و اقتصادي است که بايد در برنامه دولت قرار گيرد. البته قوّه قضايّيه و قوّه مقنّنه هم در اين زمينه مسؤولند و خوشبختانه همکاريهايي هم مي‏کنند. اين مبارزه بايد جدّي شود و خود را در مرحله عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده اقتصادي و مالي يکي از کارهايي است که به گشايش اقتصادي کشور هم کمک خواهد کرد. يکي از موانع پيشرفت اقتصادي کشور، وجود گلوگاههاي فساد است که به‏شدّت بايد از آن ترسيد و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختي هم هست. من در جريان آن نامه هشت ماده‏اي که نوشتم، هم به رئيس جمهور محترم، هم به رئيس محترم قوّه قضايّيه و هم به رئيس محترم مجلس گفتم که بدانيد مبارزه با فساد، يک مبارزه جدّي و واقعي است. مفسدين تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختي است. براي مقابله با شيوع فساد اقتصادي و مالي، بايد لباس مبارزه به تن کرد.   

11 مرداد 80. بیانات رهبر انقلاب پس از تنفیذ رییس جمهور (خاتمی)

جاهايى را كه گلوگاه فساد است، تحت نظارت قرار دهید و نگذارید از اوّل فسادى به وجود آید

اين‏كه ما اصرار مى‏كنيم بايد با فساد و سوء استفاده مالى و اقتصادى با جدّيت برخورد شود، به خاطر همين است؛ چون اگر دستهاى سودجو بتوانند فساد اقتصادى را در ميان مسؤولان رايج كنند، ضربه‏اى به كشور مى‏خورد كه با هيچ چيز جبران نمى‏شود. لذا عرض كرده‏ايم، باز هم تكرار مى‏كنيم: مبارزه با فساد، يك جهاد واقعى و البته كار بسيار دشوارى است. اگر اين جهاد بزرگ بخواهد موفّق شود و پيش برود - كه ان‏شاءاللَّه به فضل الهى و به پشتيبانى شما مردم، اين كار خواهد شد - يك شرط مهم و اصلى آن اين است كه همه مسؤولان كشور با يكديگر همدل و شريك باشند. البته رؤساى قوا بحمداللَّه در اين كار همكارى و همدلى مى‏كنند؛ اما در همه‏ى سطوح، مسؤولان كشور و قواى سه‏گانه بايد در اين راه با يكديگر همكارى كنند و عزم جدّى نشان دهند.

هر كدام از قوا در اين زمينه سهمى دارند و بايد نقش خود را ايفا كنند. در ميان مسؤولان - چه در دولت، چه در قوّه قضايّيه و چه در مجلس - هيچ كس نمى‏تواند نسبت به اين كار بزرگ، كه براى سرنوشت كشور و ملت و نظام اسلامى تعيين‏كننده است، خود را كنار بكشد و شانه از اين كار خالى كند. همه بايد در اين زمينه فعال باشند.

لازم است در اين خصوص هيچ تبعيضى وجود نداشته باشد. دستگاههايى كه با فساد مبارزه مى‏كنند، نبايد بگويند فساد در فلان‏جا بد است؛ اما در جاى ديگر - اگر باشد - به آن بدى نيست. فساد، فساد است؛ در هركس فساد وجود داشته باشد، بايد با او مبارزه كنند. كسانى كه با فساد مبارزه مى‏كنند، بايد قاطعانه و بدون مجامله مبارزه كنند و در حقّ فاسد و مفسد، مُرّ قانون را اعمال كنند. من به شخص يا پرونده يا موضوع خاصّى نظر ندارم. براى من اشخاص مطرح نيستند؛ اين كار بايد به نحو صحيح و قاطع انجام گيرد و دنبال شود.

كسى كه وسوسه مى‏شود وارد ميدان فساد مالى شود، بايد بداند دردسر اين كار زياد است. بفهمد مردم و مسؤولان كشور با اين قضيه برخورد مى‏كنند. اين يكى از شرايط بسيار مهم است.

از جمله مسائلى كه در اين مبارزه وسيع حتماً بايد مورد توجّه قرار گيرد، اين است كه تنها با كسى كه فساد كرده و فسادى كه تحقّق پيدا كرده است، برخورد نشود؛ مواظب باشند فساد به وجود نيايد. بنده به مسؤولان دستگاههاى اجرايى و قضايى تأكيد كرده‏ام، بگردند ببينند جاهايى كه گلوگاه فساد است، كجاست؛ آن‏جا را تحت نظارت قرار دهند و نگذارند از اوّل فسادى به وجود بيايد.

3 بهمن 80. سخنرانی در جمع کارگزاران حج و برگزار کنندگان مراسم دهه فجر

وجود یک مفسد چهره همه را خراب می کند/ مبارزه با فساد نباید سیاسی باشد

در مورد برخورد با فساد دو گرايش افراطي و تفريطي هست. بعضي‌ها وقتي صحبت از مبارزه با فساد مي‏شود، تصوّر مي‏کنند که مبارزه با فساد، يک بهانه سياسي براي برخورد با اين و آن است؛ اين غلط است. مبارزه با فساد، مبارزه با فساد است! در هر جامعه‏اي اگر نقطه فاسد، شناسايي، کنترل و قلع و قمع شد، فساد متوقّف مي‏ماند، والّا رشد پيدا مي‏کند. فرق نظام اسلامي و نظام صالح با نظامهاي فاسدي که در مقابل گسترش فساد بي‏دفاعند، اين است که در اين‏جا مسؤولان اصلي کشور و دلسوزانِ جامعه، برخوردار از صلاحند؛ برنامه و رفتار کشور، برنامه صلاح است. البته آدم فاسد هم پيدا مي‏شود، منتها بايد با او برخورد شود. بعضي تصوّر مي‏کنند که مبارزه با فساد يک حرکت سياسي است؛ اين تصوّر غلطي است. مبارزه با فساد حرکت سياسي نيست؛ يک حرکت حقيقي و کاري لازم است. بعضي هم در نقطه مقابل، از آن طرف افراط مي‏کنند؛ يعني وقتي گفته مي‏شود «فساد» خيال مي‏کنند همه‏جا را فساد گرفته است؛ خير، اين چنين نيست. آنچه که ما را برمي‏انگيزد، وجود فساد، ولو در يک بخش، در يک گوشه و به وسيله افراد معدودي است. ما مي‏دانيم اگر با اين پديده مبارزه نشود، فساد نهادينه و ريشه‏دار مي‏شود و در آن صورت قلع و قمعش مشکل مي‏گردد. اين مبارزه معنايش آن نيست که عناصر فاسد و مفسد همه زمام‌هاي کار را در بخشهاي مختلف به دست گرفته‏اند. عناصر صالح، مؤمن و دلسوز، در دستگاههاي داخل کشور - چه قوّه مجريّه و چه قوّه قضاييّه - بسيار هستند که اجرا هم دست آنهاست و با کمال صلاح، کا‌ر خودشان را انجام مي‏دهند و خوشبختانه اينها اکثريت و چهره غالبِ دستگاهند. منتها يک مفسد و فاسد، چهره ديگران را هم خراب مي‏کند.

9 فروردین 81. دیدار با قشرهاى مختلف مردم در پادگان دوكوهه‏

اگر با مفاسد اقتصادی مقابله نشود، کل فضا آلوده می شود

يک سال پيش بود که ما مبارزه با مفاسد اقتصادي را عرض کرديم و دستگاه‌ها را ترغيب نموديم که در اين مبارزه جدّي باشند. اهتمام به اين کار به خاطر آن است که مفاسد اقتصادي، جريان آلوده‏اي است که اگر جلوگيري و با آن مبارزه نشود، کلّ فضا را آلوده خواهد کرد. بحثِ يک جرم منفرد و تک افتاده نيست؛ برخورد با مفاسد اقتصادي براي نظام اهميت حياتي دارد.

5 تیر 81. در دیدار با مسئولین قوه قضاییه

مبارزه با فساد در درجه اول کار خود دولت است/ اصلاحات واقعی یعنی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض

مسأله مبارزه با فساد را جدّي بگيريد. ببينيد! شما مي‏نشينيد براي کارهاي سازنده برنامه‏ريزي مي‏کنيد، تأمين سرمايه مي‏کنيد، صرفه‏جويي مي‏کنيد، براي اين‏که بتوانيد تعدادي شغل در فعّاليتهاي صنعتي يا کشاورزي يا خدماتي يا ساختماني و غيره به وجود آوريد؛ اما بعد از گوشه‏اي نقبي زده شود، يک شخص يا يک باندِ سودجو وارد ميدان شود و همه يا بخش مهمي از چيزي را که شما به عنوان سرمايه ملي مي‏خواهيد استحصال کنيد و به سود کشور به کار بزنيد، بمکد واز بين ببرد و به سود خودش استحصال و مصادره کند. اين چيز خيلي خطرناک و واقعاً نگران کننده‏اي است و اين وجود دارد ...

به مناسبت هفته دولت، يکي از دوستان براي من يادداشتي نوشته - يادم نيست از کجا و کي بود - و گفته بودند در همه جاي دنيا مبارزه با فساد، کار دولت است؛ چرا ما قوّه قضاييّه را مسؤول اين کار مي‏کنيم؟ من به اين حرف معتقدم. معتقدم مبارزه با فساد، در درجه اوّل کار خود دولت است؛ بخصوص که دولتمردان سطح بالاي ما - يعني شما وزراي محترم، معاونان محترم رئيس جمهور و بقيه مسؤولان سطح بالاي کشور - افراد پاکي هستند. شما مي‏خواهيد پاک کار بکنيد؛ بنابراين مي‏توانيد خودتان مبارزه کنيد و بکنيدبخش قضا مربوط به مرحله آخرِ کار است. در قديم مي‏گفتند: آخرين دارو، داغ کردن است: «آخر الدّواء الکي» . قبل از آن‏که به داغ کردن برسد، انسان انواع و اقسام دواها را به کار مي‏برد؛ اگر خوب نشد، آن وقت محل زخم را داغ مي‏کند، والّا تا وقتي مي‏تواند با مرهم و مراقبت و تنظيف، بيمار را معالجه کند، محل زخم را داغ نمي‏کند. در بخشهاي اقتصادي، پولي، صنعتي، خدماتي و ديگر بخشهاي توليدي و آن‏جايي که بخصوص معاملات خارجي و کلان وجود دارد، حضور شما حقيقتاً به عنوان مدّعي و معارضِ فساد و مفسد تلقّي شود. وقتي با اين جديّت دنبال رفع فساد رفتيد، در جايي مي‏بينيد بايد به قوّه قضاييّه بگوييد ما از شما مي‏خواهيم به اين قضيه رسيدگي کنيد. در اين صورت با ميل و خواست و مطالبه شما، قوّه قضاييّه وارد ميدان خواهد شد. وقتي شما مبارزه نکنيد، طبعاً وضع طور ديگري خواهد شد.

من مي‏خواهم خواهش کنم که حتماً مسأله مبارزه با فساد را جدّي بگيريد و دنبال کنيد. اين‏که ما دو سه سال قبل گفتيم اصلاحات واقعي در کشور، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض است، هر روز که مي‏گذرد، اعتقاد بنده به اين مسأله راسختر مي‏شود. هيچ اصلاحي در کشور بدون پرداختن به اين سه مقوله اساسي و بنياني ممکن نيست صورت گيرد؛ اينها مادرِ همه اصلاحات است و بايد بالاخره در کارها به اين قضيه بپردازيد.

4 شهریور 81. در دیدار با اعضای هیئت دولت (خاتمی)

فساد اقتصادی در دولت، پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول قرار می دهد/ براي جلوگيري از فساد در دولت، خودِ مسؤولان دولتي مسؤولند

اين‏که بنده تأکيد مي‏کنم بايد مراقب سوءاستفاده‏هاي مالي در دستگاههاي قدرتِ وابسته به حکومت بود، به خاطر اين است. زيان بزرگ فساد اقتصادي در دستگاههاي دولتي اين است که پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول به کار مي‏گيرد و دور باطلي به وجود مي‏آيد. از قدرت و داشتن مسؤوليت و مديريّت در بخشهاي مختلف براي جمع‏آوري ثروت و پول سوءاستفاده شود؛ بعد همان پول مجدّداً در خدمتِ خريدن آراءِ رأي‏دهندگان قرار گيرد؛ حالا يا خريدن آشکار - که در خيلي جاها در دنيا معمول است پول بدهند - يا خريدن پنهان با شيوه‏هاي گوناگون؛ يعني با خرج کردنهاي گوناگون، جلب محبوبيّت کنند. وقتي با تبليغات فريبنده پُرخرج، آراءِ مردم را به سمت خود جلب کنند، اين مردم‏سالاري و دخالت مردم در امور نيست؛ رأي مردم در اين‏جا بازيچه شده است.

در نظام اسلامي که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقيةالله ارواحنافداه است، فريب و حيله‏گري براي جلب آراء مردم، خودش جرم است؛ استفاده از قدرت براي به‏دست آوردن پول، يکي از بزرگترين جرائم است. آن‏جا ياران حضرت مهدي موظّفند در سطوح پايين زندگي کنند. نظام اسلامي ما پرتو کوچکي از آن حقيقت درخشان است. ما هرگز اين ادّعا را نکرديم و نمي‏کنيم؛ اما بايد نشانه‏اي از او داشته باشيم ... به مسؤولان بارها گفته‏ام، تأکيد هم کرده‏ام، باز هم مي‏گويم و پاي اين مطلب ايستاده‏ام: بايد با فساد در دستگاههاي دولتي و ديگر دستگاههاي حکومتي مبارزه شود. متعهّدِ اين مبارزه، خودِ مسؤولان قواي مختلف هستند. در درجه اوّل، براي جلوگيري از فساد در دولت، خودِ مسؤولان دولتي، خودِ وزرا و خودِ مديران ارشد مسؤولند. نگذارند در مجموعه‏هاي آنها فساد به وجود آيد. اگر آنها بخواهند مبارزه کنند و اگر اين مبارزه را جدّي بگيرند، بهتر از هر کس خواهند توانست مبارزه کنند. البته بايد حواسشان جمع باشد که دامنهاي خود را پاکيزه نگهدارند.

30 مهر 81.  سخنرانی در ديدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلّاى تهران‏

مبارزه با فساد همیشه با جنجال و هیاهو  همراه نیست

مبارزه با فساد هميشه همراه با جنجال و هياهو نيست. ممکن است در مواردي جنجال شود و گاه ممکن است اين کار بي‏جنجال صورت گيرد. نبايد در اين زمينه منتظر غوغا و جنجال و تبليغات بود؛ بايد منتظر کار و عمل بود. قوه مقنّنه هم بايد به اين مبارزه بپيوندد. کار و عمل مسؤولان محترم در قواي مجريّه، قضاييّه و مقنّنه طوري باشد که شيريني آن در کام مردم عزيز ما بنشيند و آثار آن را حس کنند. بنابراين بايد امسال هم مبارزه براي اشتغال و ريشه‏کن کردن فساد مالي و اقتصادي در دستگاههاي دولتي ادامه پيدا کند.

پیام نوروزی به مردم ایران.  1 فروردین 82

بی توجهی به گلوگاه های فساد مالی، علت اصلی به‌وجود آمدن فساد

در بخش های مالی، در بخش های پولی، در بخش های بازرگانی، در بخش های مربوط به گمرک، بخشهای گوناگونی هست که اینها گلوگاه های فساد مالی است. بی توجهی به این مراکز موجب می شود فساد بوجود آید. وقتی دستگاه ها نظارت و مراقبتشان را دقیق کنند، جلوی فساد گرفته خواهد شد، این می شود پیشگیری. در بخش قضایی، برخورد با مواردی است که از این پیشگیری عبور کرده اند؛ یعنی از این مانع نتوانستند عبور کنند و جرم اتفاق افتاده است. آنجا نوبت دستگاه قضایی است. البته تا امروز هم بیشتر از صد مورد از موارد مهم و کلان را دنبال کرده اند، منتها نباید جنجال کنند.

22 اردیبهشت 82

فساد، ابزار دشمن در نظام ماست/ در هیچ یک از ارکان نظام فساد را تحمل نکنید

البته من به همه مسؤولان كشور بارها گفته‏ام، امروز هم مجدّداً در اين محضر عام تكرار مى‏كنم: بزرگترين مبارزه با امريكا، خدمت به اين مردم است. هركه مى‏خواهد با امريكا مبارزه اساسى كند، بايد به اين مردم خدمت كند. هر كه مى‏خواهد با دشمنان اين ملت مبارزه عملىِ كارآمد كند، با فساد مبارزه كند. ابزارهاى دشمن در درون كشور و نظام ما عبارت است از فساد، تبعيض و فاصله طبقاتى. ما بايد با اينها مبارزه كنيم. اين وظيفه دولت و مجلس و قوّه قضاييّه و همه اركان نظام است. به مردم خدمت كنند، با مفسد مماشات نكنند، فساد را در بدنه دستگاههاى حكومت به‏هيچ‏وجه نپذيرند و تحمّل نكنند؛ اين بزرگترين خدمت است.

14 خرداد 82. سخنرانی در مراسم سالگرد امام خمینی (ره)

اداره کشور متوقف به مبارزه با مفاسد است/ با دستمال کثیف نمی توان شیشه را پاک کرد

از جمله‏ي مهمترين کارها، مبارزه‏ي با فساد است. مبارزه‏ي با فساد، يک جنبه‏ي اخلاقي محض نيست؛ اداره‏ي کشور متوقف به مبارزه‏ي با فساد است. بنده دو سه سال پيش که آن نامه را درباره‏ي مبارزه‏ي با فساد به مسؤولان کشور نوشتم، به دنبال يک کار طولاني و يک بررسي و مطالعه‏ي وسيع و همه‏جانبه بود. از هر طرف مي‏رويم، مي‏بينيم اگر با فساد مبارزه نشود، همه‏ي کارها لنگ خواهد ماند. اين همه کار خوب دارد در کشور انجام مي‏گيرد - کارهايي که انجام گرفته، کم نيست - اما وجود فساد، بعضي از آنها را خنثي مي‏کند. استخري را در نظر بگيريد که از چند چاه عميق با لوله‏هاي چند اينچي مرتب در آن آب ريخته مي‏شود، اما استخر پُر نمي‏شود. وقتي نگاه مي‏کنيد، مي‏بينيد بدنه‏ي استخر ترک خورده و ته آن سوراخ است؛ هرچه از اين طرف آب مي‏ريزيد، از آن طرف بيرون مي‏رود؛ به کانالهايي که شما در نظر گرفته‏ايد آبياري کنيد، اصلاً آب نمي‏رسد. فساد در جامعه، اين‏طوري است. فساد مالي، مثل خوره، ايدز و سرطان است؛ بايد با آن مبارزه کرد ... بايد با فساد مبارزه‏ي جدي کرد. يک پايه‏ي مبارزه، شماييد. آن روزي که بنده مسأله‏ي مبارزه‏ي با فساد را گفتم، توقعم اين بود که مجلس شوراي اسلامي سينه سپر کند و جلو بيايد و در اين ميدان حرکت کند تا ما ديگر احتياج نداشته باشيم دنبال کنيم؛ اما متأسفانه اين‏طور نشد. آنها نکردند، شما بکنيد. البته به قول برادر ظريف و نکته‏سنج‏مان، با دستمال کثيف نمي‏شود شيشه را تميز کرد. اگر انسان بخواهد با فساد مبارزه کند، بايد در درجه‏ي اول مراقب باشد که فساد دامن خودش را نگيرد. داخل خودتان و درون مجلس مراقب باشيد. دست پاک، دامن پاک، زبان پاک و چشم پاک خواهد توانست در حوزه‏ي اقتدار وسيعي که شما داريد، همه چيز را پاک کند.

27 خرداد 83. دیدار با نمایندگان مجلس هفتم

مبارزه‏ي با فساد، کار دستگاه‏هاي حکومتي است نه مردم/ مهم ترین بخشی که می تواند با فساد مبارزه کند، دولت است

من در دو سه سال اخير بر مبارزه‏ي با فساد اقتصادي در دستگاه‏هاي حکومتي و دولتي اصرار کرده‏ام. من مي‏خواهم شما برادران و خواهران عزيزي که مسؤول هستيد، به اين نکته توجه کنيد که اگر در دستگاه‏هاي حکومتي با فساد اقتصادي و کجروي در مسائل مالي برخورد نشود، همه‏ي چيزهايي که مطرح کردند، اگر يکي يکي هم اينها را برآورده کنيم، فايده‏يي ندارد؛ علاوه بر اين‏که خيلي از اين چيزها با فساد اصلاً نشدني است. من انتظار ندارم که همه‏ي مسؤولان نظام ما فرشته يا فرشته‏گون باشند؛ نه، بالاخره همه‏ي ما خودمان را مي‏شناسيم؛ ما مردماني هستيم ضعيف، انسانهايي هستيم آسيب‏پذير، که بايد به خدا پناه ببريم؛ ولي بايد به اين نقطه توجه کرد که در هر جايي فساد به‏وجود بيايد، مثل زخم واگيرداري است. شما که مدير هستيد، شما که مسؤول هستيد، شما که يک مجموعه به دستتان سپرده شده است، با بروز فساد در زيرمجموعه‏ي خود به‏طور جدي مقابله کنيد و حساسيت نشان دهيد؛ بدون اين، کار پيش نخواهد رفت و اوضاع بسامان نخواهد شد. من براي دوستان و مسؤولان بالاي کشور مثال زدم و گفتم چند حلقه چاه عميق با لوله‏هاي قطورِ چند اينچي زده‏ايد و داريد مرتب به استخري آب مي‏ريزيد، اما پُر نمي‏شود؛ بعد وقتي دقت مي‏کنيد، مي‏بينيد چند شکاف عميق در بدنه و کف استخر وجود دارد که هر چه شما از اين‏جا آب مي‏ريزيد، از آن‏جا بيرون مي‏رود. فساد، اين‏طوري است. اين همه کار و تلاش دارد انجام مي‏گيرد - امروز در سطح مسؤولان، اندازه و حجم کار و تلاش دلسوزانه‏يي که دارد انجام مي‏گيرد، خيلي بالاست - در عين حال هنوز مي‏بينيم بعضي از بخشها دچار مشکلات جدي است. بايد ببينيم اين زخم در کجاست؛ اين ترک در بدنه يا کف استخر در کجاست. با فساد بايد مبارزه کرد. مبارزه‏ي با فساد، بسيار جدّي است. من گله کردم و هنوز هم از بعضي دستگاه‏ها گله دارم که وقتي ما چند سال پيش مسأله‏ي مبارزه‏ي با فساد را مطرح کرديم، به جاي اين‏که سينه سپر کنند و به ميدان بيايند و پرچم را در دست بگيرند، توجيه‏هاي سياسي و تعديلهاي غلط و سياست‏بازانه روي اين مسأله گذاشتند و آن کاري که بايد بکنند، نکردند. حالا نمايندگان مجلس اين کار را بکنند؛ مسؤولان دولتي اين کار را بکنند؛ شما مسؤولان بخشهاي مختلف و مديران دولتي اين کار را بکنيد. مردم نمي‏توانند با فساد مبارزه کنند. مبارزه‏ي با فساد، کار دستگاه‏هاي حکومتي است. ذهن هم فقط به سمت دستگاه قضايي نرود؛ دستگاه قضايي آخرالدواء است. من گفتم بعضي از بخشها درباره‏ي فساد مطالعات عميق کنند. چند مجموعه در اين زمينه تدوين کردند و براي من آوردند که درباره‏ي مسأله‏ي فساد و شيوه‏هاي فساد و رخنه‏گاه‏هاي فساد، تحقيقي صورت گرفته بود. ديديم مهمترين بخشي که مي‏شود با فساد مبارزه کرد، دولت است. خود دولت هم اين را قبول دارد و دنبال کرده است. براي مبارزه‏ي با فساد، در دولت انصافاً کارهاي مهمي هم در گلوگاه‏ها انجام گرفته است. گلوگاه‏هاي فساد بايد گرفته شود ... اگر موردي بود که از اين صافي‏ها و از زيرِ دست مسؤولان دولتي رد شد، آن وقت نوبت قوه‏ي قضاييه است. البته هم قوه‏ي قضاييه و هم مسؤولان دولتي ذي‏ربط بايد دست خودشان را کاملاً پاک نگه دارند. من آن‏روز گفتم؛ بايد دستمال را تميز کرد تا بشود شيشه را با آن تميز کرد.

 19 تیر 83. دیدار با مسئولان و نخبگان استان همدان

مادامی که با فساد مبارزه نشود، کارها هدر خواهد رفت

صحنه را تا آن‏جايي که مي‏توانيد از فساد پاک کنيد. من روي مسأله‏ي فساد خيلي تکيه کرده‏ام و ممکن است بعضي به نظرشان بيايد که تکراري است، و چرا؟ نه، من اعتقاد راسخ دارم که مادامي که ما مجموعه‏ي دستگاه اجرايي خودمان را - اعم از دستگاه‏هاي قوه‏ي مجريه و دستگاه‏هاي قوه‏ي قضاييه - از فساد مالي و انحراف از روشهاي قانوني و صحيح خالي نکنيم، همه‏ي کارهاي ما مثل همان آبي - گزارش دادند که ما از مصرف آب کشور درست استفاده نمي‏کنيم؛ مثل همين آبياري‏هاي غرقابي، يا مثل همين يارانه‏هايي که دولت مي‏دهد و بخش عمده‏ي آن هدر مي‏رود و بخشي از آن به جايي که بايد برسد، مي‏رسد - که گزارش دادند، هدر خواهد رفت ... تا يک عزم جدي و راسخ براي مقابله‏ي با اينها وجود نداشته باشد - که حالا بحمدالله اين عزم هست و انسان آن را مي‏بيند - و به دنبال آن عزم، عمل، تحرک، دنبالگيري و عدم اغماض نباشد، ريشه‏ي فساد بيرون نخواهد آمد و همين‏طور روي مجموعه‏ي فعاليتهاي مخلصانه‏يي که در مجموعه‏ي دستگاه انجام مي‏گيرد، تأثير مي‏گذارد.

4 شهریور 83. دیدار با اعضای هیئت دولت (خاتمی)

رویکرد رییس جمهور به‌گونه ای است که متمایلان به فساد مرعوبند اما اگر کار واقعی انجام نگیرد این رعب شکسته می شود/ میل به فساد هنوز در یک جاهایی وجود دارد

مسئله‏ى ديگر، مبارزه‏ى با فساد همراه با قاطعيت است. الان خوشبختانه رويكرد دولت و آقاى رئيس‏جمهور طورى بوده كه كسانى كه تمايل به فساد دارند، مرعوبند؛ اما اگر كار صحيح و واقعى انجام نگيرد، كم‏كم اين رعب شكسته ميشود و اين ابهت از بين ميرود؛ ميل به فساد در يك جاهايى وجود دارد. با فساد و تخلفات مالى بى‏محابا برخورد كنيد. البته عرض كرديم بى‏محابا و با شجاعت و قاطعيت برخورد كردن، معنايش بى‏درايتى در نوع برخورد نيست! اينها را بايد با هم جمع كنيد. هر دو طرفِ اين كفه‏ى متوازن بايستى ديده بشود.

6 شهریور 85. در دیدار با هیئت دولت (احمدی نژاد)

اهمیت مبارزه با فساد در دولت، بیشتر از قوه قضاییه است/ آدم‌های فاسد، از اول فاسد نبودند

در داخل تشكيلات دولتى، اهميت مبارزه‏ى با فساد اقتصادى بيشتر است از عين همين كار در دستگاه قضائى. دستگاه قضائى مجازات مفسد را بر عهده دارد، دستگاه اجرائى جلوگيرى از بروز فساد را بر عهده دارد؛ اين مهمتر است؛ اين پيشگيرى است. در پيچ و خم دالانهاى گوناگون اجرائى است - چه در مرحله‏ى برنامه‏ريزى، چه در مرحله‏ى اجرا - كه فساد جان ميگيرد؛ اين ميكربهاى فساد به وجود مى‏آيند و رشد ميكنند و تكثير ميشوند؛ جلوى اينها را بايد گرفت. البته مبارزه‏ى با فساد به صلاح احتياج دارد؛ اول خودمان بايد صالح باشيم؛ اهل فساد نباشيم تا بتوانيم با فساد حقيقتاً مبارزه كنيم. اگر در ما نقطه‏ى ضعفى از باب فسادپذيرى وجود داشته باشد، آن وقت ديگر خاطرجمع نخواهيم بود از اينكه در ميدان قدم بگذاريم. لذا مواظب خودمان باشيم.

برادران و خواهران عزيز! مواظب خودتان باشيد. آدمهاى فاسدى كه اسمهايشان را شنيده‏ايد يا توصيفشان را مى‏شنويد، اينها از اول كه فاسد نبودند؛ يك وقت يك لقمه‏ى چرب و نرمى، دهن شيرين‏كنى - دانسته يا ندانسته - كسى توى دهن اينها گذاشته، به كامشان شيرين آمده، بعد لقمه‏ى بعدى و لقمه‏ى بعدى را خودشان برداشته‏اند و شده‏اند فاسد. خيلى مراقب باشيد. اين چندسالى كه مشغول خدمتيد - حالا هر چه هست؛ ده سال است، پانزده سال است، چهار سال است، پنج سال است - خيلى از خودتان مراقبت كنيد. تقوا يعنى همين؛ يعنى همين مراقبت.

9 تیر 86. دیدار با مسئولان نظام

مفسد اقتصادی، همیشه در دولت جای پا پیدا می کند

مسئله‌ى مبارزه با فساد اقتصادى هم خيلى مهم است. البته متأسفانه هميشه اينجور است كه مفسد اقتصادى در مركز دولتى جاپا پيدا ميكند. يعنى يك كسى را پيدا ميكند كه به او كمك كند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا كسى در داخل حصار نباشد كه به آن متجاوز كمك كند، آن متجاوز نميتواند فساد اقتصادى بكند. لذا مسئولين دولتى موظفند نسبت به بُروز و نفوذ فساد اقتصادى در دستگاه‌هاى دولتى بشدت حساس باشند. شما وقتى كه مثلاً در صنعت دامدارى كشور يك نمونه‌اى را پيدا كرديد كه نشان داد فلان بيمارى وارد اين مرغدارى شده، ديگر رحم نميكنيد؛ چون ميدانيد اگر چنانچه ملاحظه كرديد، ضايعات منحصر به اين چند هزار مرغ نخواهد بود؛ دامنه‌اش وسيع خواهد شد؛ لذا بى‌ملاحظه نابود ميكنيد، محو ميكنيد. فساد اينجورى است. اگر يك جا احساس كرديد و ديديد در دستگاه‌هاى دولتى - اين، مخاطبش مسئولين دولتى هستند - شائبه‌ى فساد وجود دارد، نبايد هيچ ملاحظه بكنيد. اگر ملاحظه كرديد، اين مسئله خيلى سريع گسترش پيدا ميكند؛ چون بشدت واگيردار است. بيمارى فساد اقتصادى جزو آن بيمارى‌هاى واگيردارِ بسيار شديد و سريع است؛ لذا بايستى حتماً به اين مسئله توجه كرد. 

26 مرداد 90. در دیدار با فعالان اقتصادی

 

بازتاب گسترده سخنان امام خامنه‌ای در رسانه‌های جهان

بازتاب گسترده سخنان امام خامنه‌ای در رسانه‌های جهان

 

رسانه هاي جهان در سطح گسترده اي به انعكاس سخنان ولی امر مسلمین جهان در اجلاس بين المللي حمايت از انتفاضه فلسطين پرداختند.

 مخالفت رهبر معظم انقلاب با طرح تشكيل دولت مستقل فلسطيني برجسته ترين محور بازتاب سخنان ايشان در رسانه هاي جهان بود.


"آسوشيتدپرس"، خبرگزاري معروف آمريكايي در انعكاس سخنان رهبر انقلاب نوشت: رهبر عالي ايران با محكوم به شكست دانستن طرح تشكيلات خودگردان براي اعلام كشور فلسطيني از طريق سازمان ملل متحد، از طرح دو كشور فلسطيني و اسرائيلي انتقاد كرد.


به نوشته اين خبرگزاري، آيت الله خامنه اي تاكيد كرد كه فلسطينيان نبايد خود را محدود به مرزهاي 1967 كنند كه مستلزم به رسميت شناختن اسرائيل است، چرا كه تمام اين سرزمين به فلسطينيان تعلق دارد.


آسوشيتدپرس افزود: [آيت الله] خامنه اي، بار ديگر اسرائيل را يك "غده سرطاني" دانست كه بايد برچيده شود. وي تصريح كرد: «ادعاي ما آزادي تمام فلسطين است و نه تنها بخشي از آن. فلسطين سرزميني است كه از رودخانه اردن تا درياي مديترانه گسترده شده است.»


اين خبرگزاري همچنين به نقل از مقام معظم رهبري نوشت كه مقاومت تنها گزينه باقي مانده پيش روي فلسطينيان است و فلسطينيان بايد با هر هزينه اي اين مقاومت را تا آزادي فلسطين و نابودي اسرائيل ادامه دهند.


شبكه خبري "سي بي اس" آمريكا نيز عينا خبر آسوشيتدپرس را نقل كرده است و روزنامه صهيونيستي هاآرتص در بازتاب سخنان مقام معظم رهبري نوشته است: رهبر عالي ايران تصريح كرد كه ما نمي گوييم مهاجران يهود بايد به دريا ريخته شوند يا حكمّيت سازمان ملل متحد پذيرفته شود، بلكه راهكار ما مبتني بر يك همه پرسي است كه همه فلسطينيان در آن حضور به هم رسانند.


"هاآرتص" در گزارش خود به سخنان سال گذشته مقام معظم رهبري در ديدار با يكي از رهبران حماس نيز اشاره كرد و به نقل از ايشان نوشت كه حمايت غرب از اسرائيل بي فايده است چرا كه به خواست خداوند، نابودي اسرائيل نزديك است.


روزنامه صهيونيستي "جروزالم پست" نيز با اين تيتر سخنان مقام معظم رهبري را بازتاب داده است: «[آيت الله] خامنه اي در كنفرانس انتفاضه راه حل دو كشور [فلسطين و اسرائيل] را رد كرد.»


اين روزنامه به حضور نمايندگاني از 50 كشور در اجلاس مزبور اشاره كرده است.


"خبرگزاري فرانسه" نيز در گزارشي از بيانات مقام معظم رهبري چنين نوشت: آيت الله علي خامنه اي، رهبر عالي ايران روز شنبه هرگونه طرحي را كه منجر به تقسيم سرزمين فلسطين شود، رد كرد.


اين خبرگزاري به نقل از مقام معظم رهبري نوشت: «هر طرحي كه دو كشور را در سرزمين فلسطين به رسميت بشناسد مستلزم به رسميت شناختن موجوديت رژيم صهيونيستي در سرزمين فلسطين است. مردم فلسطين همان گونه كه در غزه نشان دادند، تنها در سرزميني حكومت خود را تشكيل خواهند داد كه از اشغال اسرائيل آزاد شده باشد.»


خبرگزاري فرانسه نيز بر پيشنهاد ايران مبني بر برگزاري رفراندوم با حضور تمامي مردم فلسطين تاكيد كرده است.


روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارونوت" در گزارش خود از سخنان رهبر انقلاب اسلامي، بر مواضع ايشان درخصوص لزوم برگزاري رفراندوم در منطقه و همچنين بر لزوم مقاومت فلسطينيان در برابر اسرائيل تاكيد كرده است. اين روزنامه به سخنراني خالد مشعل نيز در اين كنفرانس اشاره كرده است.


علاوه بر نشريات فوق، بسياري از نشريات و رسانه هاي جهان سخنان رهبر انقلاب اسلامي را به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس منعكس كرده اند. برخي از اين رسانه ها و نشريات عبارتند از: "اي بي سي نيوز"، "گاردين"، "ام ا س ان بي سي"، "سياتل تايمز"، "بوستون"، "ديلي بولتن"، "اوماها"، "هندو" و...


روز گذشته همچنين شبكه هاي "الجزيره مباشر"، "اي پي تي ان دايركت"، "العالم"، "پرس تي وي"، "المنار" و "القدس" در حال پخش مستقيم اين كنفرانس و سخنان مقام معظم رهبري بودند.


روزنامه "السفير" چاپ لبنان در نسخه اينترنتي خود در گزارشي به قلم "ابراهيم حرشي" نوشت: پنجمين نشست بين المللي حمايت از انتفاضه فلسطين با شعار "فلسطيني ها دنبال وطن نمي گردند؛ وطن آنها فلسطين است" كار خود را در تهران آغاز كرد. لبنان نيز با يك هيئت نود نفره به رياست "نبيه بري"، رئيس مجلس اين كشور در كنفرانس مذكور شركت مي كند.


شبكه "العالم" هم در خبري فوري از آغاز پنجمين كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين با شعار "فلسطين سرزمين فلسطينيان" با مشاركت بيش از صد كشور در تهران خبر داد.


"المنار" هم گزارش داد: در اين كنفرانس بيش از هفتاد هيئت پارلماني به همراه شخصيت ها و احزاب سياسي از صد كشور جهان شركت كردند.


"خبرگزاري آلمان" نيز در گزارشي، آن بخش از سخنان رهبري درباره يهوديان را به عنوان تيتر مطلب خود انتخاب كرد و نوشت : آيت الله خامنه اي تاكيد كرد كه ايران نمي خواهد يهوديان را به دريا بياندازد.


خاطرنشان مي شود رهبر معظم انقلاب تاكيد كرده بودند: «طرح جمهوري اسلامي براي حل قضيه فلسطين و التيام اين زخم كهنه، طرحي روشن، منطقي و منطبق بر معارف سياسي پذيرفته شده افكار عمومي جهاني است كه قبلا به تفصيل ارائه شده است. ما نه جنگ كلاسيك ارتشهاي كشورهاي اسلامي را پيشنهاد مي كنيم و نه به دريا ريختن يهوديان مهاجر را و نه البته حكميت سازمان ملل و ديگر سازمانهاي بين المللي را. ما همه پرسي از ملت فلسطين را پيشنهاد مي كنيم. ملت فلسطين نيز مانند هر ملت ديگر حق دارد سرنوشت خود را تعيين كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزيند.»


خبرگزاري آلمان در ادامه به ديگر بخشهاي بيانات مهم رهبري اشاره كرد و نوشت: رهبر انقلاب اسلامي ايران خواستار آزادي كل فلسطين و نه جزئي از آن شد و تاكيد كرد طرحي كه تقسيم فلسطين را دنبال كند كاملا مردود است.


"الجزيره" نيز در گزارشي كه از اين شبكه ماهواره اي پخش شد به پوشش مراسم آغازين پنجمين كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين در تهران پرداخت و از حضور جمع كثيري از شخصيتها و مقامات بلندپايه منطقه اي در آن خبر داد.


اين شبكه همچنين به پوشش بخشي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران درباره فلسطين پرداخت و تاكيد كرد: رهبري ايران هرگونه طرحي در زمينه تقسيم فلسطين را به شدت رد كرد.


خاطرنشان مي شود شبكه هاي الجزيره مباشر، اي پي تي ان دايركت، العالم، پرس تي وي، المنار و القدس بيانات مهم حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين كنفرانس را به صورت مستقيم پخش كردند.


"سي ان ان" نيز در بخش اخبار خود اگرچه به برگزاري پنجمين دور از كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين با حضور رهبر معظم انقلاب اشاره كرد، اما در ادامه تلاشهاي بيهوده ابومازن براي تاييد عضويت كشور ناقص فلسطين در سازمان ملل در بخش بسيار كوچكي از سرزمين فلسطين و رويكرد سازشكارانه وي را منعكس كرد.


از سوي ديگر، نسخه الكترونيكي روزنامه فرامنطقه اي "القدس العربي" نيز به پوشش فرمايشات مهم مقام معظم رهبري در اين كنفرانس پرداخت و اين سخنان را در بخش تيتر يك قرار داد. اين روزنامه با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري در پنجمين كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين تاكيد كرد كه در اين كنفرانس جمع گسترده اي از رهبران فلسطيني و مقامات و شخصيتهاي منطقه اي حضور دارند كه مقرر است در آن درباره آخرين تحولات منطقه، آينده فلسطين و پايان محاصره صهيونيستي نوار غزه بحث و تبادل نظر شود.


پايگاه خبري "نهرين نت" عراق نيز بيانات رهبر انقلاب در اين كنفرانس را به عنوان خبر نخست خود قرار داد و اين بخش از اين سخنان را تيتر كرد كه رهبر انقلاب تاكيد كرده بودند: فلسطين در كل سرزمين فلسطين از دريا تا رودخانه برپا مي شود.


اين پايگاه خبري همچنين به اين بخش از فرمايشات رهبري اشاره كرد و نوشت: ملتهاي اسلامي خط قرمزي كه آمريكا درباره امنيت اسرائيل مطرح كرده است، مي شكنند.


آيت الله خامنه اي در بيانات خود تاكيد كرده بودند: رئيس جمهور آمريكا مي گويد كه امنيت اسرائيل خط قرمز اوست. اين خط قرمز را چه عاملي ترسيم كرده است؟ منافع ملت آمريكا يا نياز شخص اوباما به پول و پشتيباني كمپانيهاي صهيونيستي براي به دست آوردن كرسي دومين دوره رياست جمهوري؟ تا كي شماها خواهيد توانست ملت خود را فريب دهيد؟ آن روزي كه ملت آمريكا به درستي دريابد كه شماها براي چند صباح بيشتر باقي ماندن در قدرت، تن به ذلت و تبعيت و خاكساري در برابر زر سالاران صهيونيست داده ايد و مصالح ملت بزرگي را در پاي آنان قربان كرده ايد با شما چه خواهد كرد؟

 

منبع: کیهان

 

بازتاب بيانات امام خامنه اي در اجلاس بيداري اسلامي

بازتاب بيانات امام خامنه اي در اجلاس بيداري اسلامي

سخنراني رهبر ايران در كنفرانس بيداري اسلامي، مشت آهنين بر دهان غرب بود


هنوز دقايقي از سخنان ولي امر مسلمين در نخستين اجلاس بين المللي بيداري اسلامي نگذشته بود كه مهم ترين رسانه هاي منطقه و جهان، به انعكاس رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در حضور صدها عالم، دانشمند، روشنفكر، صاحب نظر، جامعه شناس و مورخ از كشورهاي مختلف جهان به ويژه جهان اسلام پرداختند. در اين گزارش به گزيده اي از اين بازتاب هاي رسانه اي مي پردازيم:

به آمريكا اعتماد نكنيد
هشدارهاي رهبر انقلاب به انقلابيون منطقه به ويژه توصيه هاي ايشان مبني بر اعتماد نكردن به آمريكا و غرب بيش از همه مورد توجه رسانه هاي بين المللي قرار گرفت، به طوري كه بيشتر آنها از قول رهبر انقلاب تيتر كردند: «به آمريكا اعتماد نكنيد»
«آسيا تايمز» در گزارشي نوشت: «كنفرانس بيداري اسلامي كه اخيراً در تهران برگزار شد، فرصت مناسبي براي ايران بود تا نظرات خود را درباره تحولات اخير كشورهاي عربي ارائه كند و مشت آهنيني بر دهان غرب بزند.»
در ادامه اين گزارش آمده است: «سخنراني آيت الله العظمي خامنه اي در اين كنفرانس از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود؛ زيرا به طور شفاف و روشن ديدگاه جمهوري اسلامي ايران را درباره تحولات اخير جهان عرب بيان مي كرد. مهم است كه سخنان آيت الله العظمي خامنه اي در اين كنفرانس به طور دقيق بررسي شود؛ زيرا اين مهم ترين سخنراني عمومي وي از ژوئن 2009 تاكنون به شمار مي رود.»
آسيا تايمز ادامه داد: «پيش از بررسي سخنراني اخير آيت الله خامنه اي ترسيم چارچوبي كه مي تواند پايه محتوايي اين بحث قرار گيرد بسيار مهم است. براي بهبود درك سخنراني اخير آيت الله خامنه اي، بررسي ريشه هاي ايدئولوژيكي و مفاهيم اساسي ديدگاه هاي ايران از اسلامي سازي و استقرار حكومت اسلامي ضروري است.»
اين نشريه افزود: «ديدگاه ها و گفتمان جمهوري اسلامي ايران از اسلامي سازي و استقرار حكومت اسلامي بر روي سه اصل استوار است؛ نخست و مهم تر از همه، اساس هويت جمهوري اسلامي ايران تعاليم شيعه و نيز به طور مشخص تجربيات تاريخي واقعي يا محتوايي مسلمانان دوازده امامي است. دوم در سطح سياسي و علمي، انقلاب اسلامي منتقد مدرنيته غربي است. سوم، در دايره روابط خارجي، انقلاب اسلامي ايران ديدگاه و سياست هاي اسلامي را اتخاذ كرده است و در نهايت به وحدت سياسي جهان اسلام متمايل است. اين ديدگاه در واقع نقطه تفاوت ديدگاه جمهوري اسلامي ايران با ديگر نمونه هاي حكومت هاي اسلام است.»
آسياتايمز در پايان ادامه داد: «تعريفي كه آيت الله خامنه اي از انگيزه اصلي اين جنبش هاي مردمي ارائه كرد و ديدگاه وي درباره اثرات آن، مشابه درك جمهوري اسلامي ايران از مأموريت مهم اسلامي سازي يعني تلاش براي ترسيم دوباره نقشه ژئوپليتيك منطقه بود، به گونه اي كه همه نيروهاي خارجي به ويژه آمريكا جايي در اين نقشه نخواهند داشت.»
خبرگزاري فرانسه هم نوشت: «رهبر ايران مجدداً به انقلابيون عرب هشدار داد كه به غرب اعتماد نكنند.»
تأكيد رهبر انقلاب بر اعتماد نكردن به آمريكا و ناتو نكته اي بود كه علاوه بر خبرگزاري فرانسه، مورد توجه رسانه ها و خبرگزاري هايي چون فاكس نيوز، ديلي استار، عرب نيوز ، يورونيوز، نيويورك تايمز و روزنامه هاي منطقه به ويژه روزنامه هاي مصر، لبنان، عربستان و كويت قرار گرفت.
خبرگزاري «ترند» آذربايجان در همين رابطه نوشت: «آيت الله خامنه اي مسلمانان را از اعتماد به آمريكا و ناتو برحذر داشت.»
«سوئيس اينفو» نيز به سخنان ولي امر مسلمين در نخستين اجلاس بيداري اسلامي اشاره و تصريح كرد: «آيت الله خامنه اي در برابر صدها نفر از مدعوين از كشورهاي عربي گفت كه هيچ گاه به آمريكا، ناتو و حكومت هاي جنايتكار مانند انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زماني طولاني سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند، اعتماد نكنيد.»
«هافينگتون پست»، «عرب تايمز آنلاين»، «كانادا دات كام» ، «تايوان نيوز»، «گلف تايمز»، راديوي رژيم صهيونيستي، شبكه ماهواره اي «الجديد»، خبرگزاري «محيط»، پايگاه حزب مصري «الوفد»، روزنامه بحريني «الاوسط»، «پايگاه 14 مارس»، روزنامه «الدستور» چاپ اردن و خبرگزاري «سانا» نيز از ديگر رسانه هايي بودند كه توجه ويژه اي به فرمايش هاي رهبر معظم انقلاب درباره بي اعتمادي به آمريكا و غرب داشته و بخش هايي از آن را منتشر كردند.
راديو «سواي» مصر هم به هشدارهاي رهبر انقلاب اشاره كرد و گفت: «ايران بارها در ماه هاي اخير كشورهاي غربي را به تلاش براي نفوذ در حركت هاي انقلابي در كشورهاي عربي متهم كرده است.»
روزنامه «الاهرام» چاپ قاهره نيز بخش هاي زيادي از سخنان حضرت آيت الله خامنه اي در اجلاس بيداري اسلامي را پوشش داد و نوشت: «رهبر ايران نسبت به لبخندها و وعده هاي غرب هشدار داد.»

ضرورت توجه به مباني اسلامي
در اين ميان برخي رسانه ها تأكيدات رهبر انقلاب مبني بر بازگشت به اصول اسلامي را برجسته كردند.
روزنامه مصري «الشروق» نوشت: «آيت الله علي خامنه اي انقلابيون عرب را به اعتماد نكردن به غرب دعوت كرد و از آنها خواست تا راه حل مشكلات خود را در اسلام و مباني اسلامي بجويند.»
«ميدل ايست آنلاين» نيز از پيام رهبر ايران به جامعه عرب سخن گفته و تيتر زد: «راه حل، اسلام است.»
ميدل ايست نوشت: «رهبر ايران شعار اخوان المسلمين را تكرار كرد و ضمن تأكيد بر استفاده از بهار عربي، اعتماد نكردن انقلابيون به غرب را خواستار شد.»
خبرگزاري سي ان ان نيز تأكيدات رهبر انقلاب برتوجه مسلمانان به مباني اسلامي را مورد توجه قرار داد و از قول رهبرمعظم انقلاب نوشت: »نگذاريد اصول اسلامي قرباني منافع زودگذر شود.»

از اختلافات بپرهيزيد
روزنامه كويتي «القبس» هم با اشاره به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در اجلاس بيداري اسلامي ابراز داشت: «رهبر ايران بر استقلال، آزادي و عدالت در كشورهاي عربي تأكيد كرد و هرگونه اختلاف انگيزي قومي، نژادي و مذهبي را محكوم نمود.»
خبرگزاري رسمي كويت نيز در خبر كوتاهي به سخنان رهبر معظم انقلاب پرداخت و ضمن اشاره به تأكيد ايشان بر دوري مسلمانان از تفرقه و اختلاف، از قول معظم له نوشت: «مردم عرب براي به دست آوردن آزادي و كرامت به ميدان آمدند.»
روزنامه عربستاني «دارالحيات» هم از هشدارهاي رهبر ايران نسبت به توطئه هاي غرب سخن گفت و ابراز داشت: «رهبر ايران تأكيد كرد آنها كه آتش تفرقه مذهبي را با تكفير اين و آن دامن مي زنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور شيطانند.»
«يورونيوز» كه فايل ويدئويي رهنمودهاي رهبر انقلاب را نيز بر روي سايت خود قرار داده بود با اشاره به هشدارهاي امام خامنه اي به انقلابيون منطقه، مدعي شد: «اين توصيه ها و هشدارهاي رهبر ايران نسبت به تلاش هاي غرب، بعد از بازديد ناگهاني رئيس جمهور فرانسه و نخست وزير انگليس از ليبي صورت مي گيرد كه با استقبال مردم ليبي مواجه شد.»
اين در حالي است كه بازتاب ديدار ساركوزي و كامرون با شوراي انتقالي و انتشار تصاوير آن با اعتراض ملت مسلمان ليبي مواجه شد.
روزنامه دولتي بحريني «البلاد» هم نتوانست ناراحتي خود از رهبر انقلاب به واسطه حمايت از مردم مظلوم بحرين را انكار كند، از اين رو در عباراتي كنايه آميز نوشت: «رهبر ايران در حالي از انقلاب هاي عربي حمايت نمود كه هيچ اشاره اي به سوريه نكرد.»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

ايستادگى در سختيها و آزمايشها در زمان غیبت

ايستادگى در سختيها و آزمايشها در زمان غیبت

 

به اين نكته مهم بايد توجه داشت كه در زمان غيبت و در آستانه ظهور امام قائم (عج ) مردم مسلمان در سخترين آزمايشاها قرار مى گيرند و زير و رو مى شوند، در چنين وضعى ، نگهدارى آتش در كف دست آسانتر است از حفظ ايمان .
در اين مورد يكى از ياران امام باقر عليه السلام به نام جابر جعفى رحمة اللّه از امام باقر عليه السلام پرسيد: فرج شما چه وقت است ؟
امام باقر عليه السلام فرمود:
(( هيهات ، هيهات لا تكون فرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا يقولها ثلايا حتى يذهب الكدر و يبقى الصفو؛))
((هيهات هيهات ، فرج ما نرسد تا غربال شويد، باز هم غربال شويد و باز هم غربال شويد تا اين كه كدورتها برود و صافى صفا بماند.)) (1)
يعنى وقتى مسلمانان با هم با كمال صفا و اتحاد و صميميت زندگى كردند، به فرج امامشان خواهند رسيد.
همين مطلب را امام صادق عليه السلام نيز به شكل ديگر فرمود، شخصى از آن حضرت پرسيد آن آزمايشها چيست ؟ امام صادق عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود:
(( و لنبلونكم بشى ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين ؛))
((قطعا همه شما را با چيزى از ترس ، گرسنگى ، زيان مالى و جانى و كمبود ميوه ها آزمايش مى كنيم و بشارت ده استقامت كنندگان را.)) (2)
سپس فرمود: ((ترس از زمامداران (فاسق )... است ، گرسنگى به خاطر گردانى است ، زيان مالى از كسادى تجارت و كم رونقى آن است ، و زيان جانى به مرگهاى سريع است ، و كمبود ميوه ها بر اثر نقص كشاورزى و كمبود بركت در ميوه ها است ، آنگاه فرمود: بشارت باد به استقامت كنندگان به نزديك شدن ظهور قائم (عج ).)) (3)
البته بسيارى هم هستند كه طاقت اين آزمايش را نداشته و از اين غربال امتحان بيرون مى افتند چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:
(( ستخرج من الغربال خلق كثير؛))
((به زودى افراد بسيارى از غربال خارج شوند.)) (4)

معرفت امام زمان (علیه السلام) و پيروى از آن حضرت

بايد قبل از قيام مهدى (عج ) او را شناخت و از او پيروى كرد چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:
((رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمودند: خوشا به سعادت آن فردى كه قائم (عج ) ما را قبل از قيامش شناخته و به او اقتداء كرده است ، دوست او را دوست داشته و از دشمن او بيزارى بجويد، و امامان قبل از او را نيز ولى و سرپرست خود را بشناسد، اين چنين افرادى دوستان من هستند و دوست و مهر مرا به خود جلب كرده اند و گراميترين امت من نزد من هستند.)) (5)
چنانكه امام قائم (عج ) در فرازى از توقيع خود به شيخ مفيد كه قبلا ذكر شد مى فرمايد:
((ما حتما به اخبار شما آگاهى كامل داشته ، و هيچ مطلب كوچكى از اخبار شما از ما پنهان نيست ، و گرنه آنچنان در سختى قرار مى گرفتيد كه دشمنان شما، شما را تار و مار مى كردند.)) (6)
بنابراين بايد ما همواره به ياد عصر(عج ) باشيم و به او اقتدا كنيم ، او نيز حتما به ياد ما هست ، و ما را يارى خواهد كرد. امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام فرمود:
(( لا يكون العبد مؤ منا حتى يعرف اللّه و رسوله و الائمة كلهم و امام زمانه و يرد اليه و يسلم لهثم قال : كيف يعرف الآخر و هم يجهل الاول ؛))
((مؤ من نيست مگر كسى كه خدا و پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و همه امامان عليهم السلام و امام زمانش را بشناسد و به او مراجعه كرده و تسليم فرمان او باشد. سپس فرمود: چگونه ممكن است كسى امام آخر را بشناسد، ولى نسبت به امام اول (حضرت على ) جاهل باشد.)) (7)
آرى امامان ، همه از يك نور و يك ريشه اند و همه معلمان قرآن و اسلامند و بايد به همه معتقد بود و شناخت و معرفت واقعى به همين است به اضافه تسليم بودن در برابر او امر آنها و عمل به فرموده هاى آنها و الگو قرار دادن روشن و منش آنان !
درست است كه پس از آنكه جهان پر از ظلم و جور شد امام قائم (عج ) ظهور مى كند، اما اين مربوط به مخالفان امام عليه السلام و گنهكاران دور از امام عليه السلام است .
اما شيعيان و علاقمندان به امام عليه السلام هر قدر گنهكار باشند به همين اندازه ظهور امام عليه السلام به تاءخير مى افتد چنانكه در فرازى از توقيع امام زمان عليه السلام به شيخ مفيد رحمة اللّه آمده :
((اگر شيعيان ما كه خداوند توفيقشان دهد همگان در پيمانى كه با ما داشتند، متحد مى شدند، هرگز بركت ديدار ما از آنها تاءخير نمى افتاد، و هر چه زودتر سعادت ديدار ما را با معرفت كامل پيدا مى كردند، ولى آنچه باعث اين دورى و سلب اين توفيق ديدار شده خبرهائى است كه از اعمال ناپسند آنان به ما مى رسد.)) (8)

مسأله رهبرى

يكى از مسائل مهم در زمان غيبت ، مساءله رهبرى و توجه به تشكيل حكومتهاى صالح در كشورهاى اسلامى است رهبر صالح است كه مى تواند چرخهاى انقلاب را به حركت در آورد، و اسلام را به طور صحيح اجرا نمايد و در پرتو آن قوانين اسلام زنده شوند تا زمينه سازى سازنده اى براى تمام جهانى حضرت مهدى (عج ) به وجود آيد.
در اين باره حضرت على عليه السلام فرمود:
((در حكم خدا و اسلام بر مسلمانان واجب و لازم است كه هيچ كارى انجام ندهند و قدمى پيش و پس نگذارند، قبل از آنكه امامى را برگزينند، امامى عفيف و خوب و پارسا كه احكام قضاوت و سنت پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را خوب بشناسد، اموالشان را جمع كند و حج و نمازجمعه شان را بر پا دارد، و مالياتهاى اسلامى را بستاند.)) (9)
از سوى ديگر امامان ما، ما را با تاءكيد از قبول رهبران ناشايست بر حذر داشته اند، امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند فرموده است :
((حتما آنان را كه امامان ستمگر انتخاب مى كنند كيفر مى كنم ، گر چه خود نيكوكار و پارسا باشند، ولى مردمى را كه امامت عادلان را برگزينند مى بخشم گر چه خود ستمگر باشند.)) (10)
امام كاظم عليه السلام در گفتگوى خود با صفوان شتردار در پايان فرمود:
(( فمن احب بقائهم فهو منهم و من كان منهم فهو ان ورد النار؛))
((كسى كه ماندن رهبران ناشايست را دوست بدارد جزء آنها است و كسى كه جزء آنها باشد، در ميان آتش دوزخ خواهد بود.)) (11)
قرآن در سوره هود آيه 113 مى فرمايد:
(( و لا تركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون اللّه من اءولياء ثم لا تنصرون ؛))
((تكيه بر ستمگران نكنيد (و به آنها وابسته نشويد) كه موجب مى شود آتش ‍ شما را فرا گيرد و رد آن حال جز خدا هيچكس سرپرستى نخواهيد داشت و يارى نمى شويد.))
آرى ! وابستگى و تكيه بر ظالمان است كه همه چيز انسان را بر باد مى دهد، استقلال فرهنگى ، اقتصادى ، نظامى و سياسى را از انسان مى گيرد و انسان را برده مى سازد، چنانكه قرنها است مستضعفين در طول تاريخ به اين موضوع گرفتارند، بايد به فكر باشند و خود را از اين گرفتارى نجات بخشند.
پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((وقتى كه روز قيامت مى شود، منادى ندا مى دهد كه كجا هستند ستمكاران ، و كجا هستند ياران ستمكاران و كسانى كه خود را شبيه آنها ساخته اند؟ حتى كسانى كه براى آنها قلمى تراشيده اند، و يا دواتى از آنها را ليقه كرده اند (يعنى پنبه ابريشمى يا پارچه به دوات آنها گذارده اند) همه آنها را در تابوتى از آهن قرار مى دهند، سپس در ميان جهنم پرتاب مى شوند.)) (12)
سرنوشت غم انگيزه اندلس و امپراطورى عظيم اسلامى عثمانى كه در مدت كوتاهى از مسلمانان گرفته شد و قطعه قطعه گرديد و... همه و همه بر اثر اعانت به ظالمان و يا وابستگى به آنها بوده است .
به هر حال منتظران و ياران مهدى (عج ) بايد در اين جهت حتما خود و جامعه خود را بسازند و استقلال همه جانبه بيابند، تا در وقت خروج آن حضرت آنها را در اختيار امام (عج ) بگذارند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
((ظالم و ياور ظالم و راضى به كار ظالم هر سه شركت در ظلم دارند.)) روزى آن حضرت به يكى از يارانش به نام ((عذافر)) فرمود:
(13)
((به من خبر رسيده تو براى ابو ايوب و ربيع (دو نفر از ظالمان آن عصر) كار مى كنى ؟ آيا در اين فكر هستى كه روز قيامت به عنوان اعوان الظلمه (ياران ظالم ) مورد خطاب گردى ، در اين وقت حالت چگونه است ؟))
عذافر از گفتار امام عليه السلام به سختى نگران شد و از شدت ناراحتى مشت به خود كوبيد و در سكوت غمبارى فرو رفت وقتى امام عليه السلام اين حالت را از او ديد، به او فرمود:
((اى عذافر تو را از آن ترسانيدم كه خداوند مرا از آن ترسانيده است .))
فرزند عذافر مى گويد: پدرم از غصه و ناراحتى پس از چند روز از دنيا رفت . (14)
آرى مسلمانان پاكدل از سخن امامشان اين چنين تحت تاءثير قرار مى گرفتند و از خوف خدا به لرزه در مى آمدند.
ابويعفور گويد: در حضور امام صادق عليه السلام بودم ، در اين هنگام يكى از اصحاب وارد شد از آن حضرت پرسيد: گاهى فشار زندگى باعث مى شود كه دستگاه ظلم عباسى مرا به بنائى ساختمان يا پاك كردن نهر و يا اصلاح كلنگ و تيشه دعوت مى كند، من هم براى تاءمين رزق و روزى قبول مى كنم آيا جايز است ؟
امام عليه السلام فرمود:
((من دوست ندارم طنابى از آنها را گره بزنى يا سر مشكى از آنها را ببندى و در برابر، همه مدينه را به من بدهند.
نه حتى خطى براى آنها با قلم بكشى ، بدانكه كمك كنندگان ظالمان در روز قيامت در ميان خيمه اى از آتش هستند، تا خداوند بين بندگان قضاوت نمايد.)) (15)
پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((كسى كه تازيانه اى را در كنار حاكم ستمگر حمل كند (به عنوان فرمان بردار او) خداوند آن تازيانه را در روز قيامت به صورت مار و افعى از آتش ‍ در مى آورد كه طول آن هفتاد زرع است ، آنگاه خداوند آن مار را در آتش ‍ جهنم ، مسلط بر او مى كند تا او را عذاب دهد.)) (16)
منتظران مهدى (عج ) بايد بدانند كه از هدفهاى اصلى امام قائم (عج ) ريشه كن كردن ظلم است بنابراين نه خود ظالم باشند و نه به هيچ عنوان كمك به ظلم كننده خواه آن ظالم در محدود خاص باشد و يا ظالمى به صورت ابر قدرت باشد.
اين امور است كه زمينه هاى سازنده براى ظهور آن حضرت را پديد مى آورد و نبايد از آن غفلت نمود.

پي نوشت :

1- اثباة الهداة ، جلد 7، صفحه 24.
2- سوره بقره ، ايه 155.
3- كشف الغمه ، ج 3، ص 359 اعلام الورى ، صفحه 427.
4- بحار الانوار، جلد 52، صفحه 348.
5- غيبت شيخ طوسى رحمة اللّه ، صفحه 275.
6- احتجاج طبرسى رحمة اللّه ، جلد 2، صفحه 323.
7- اصول كافى ، ج 1 (كتاب الحجة باب معرفة الامام و الرد اليه ، حديث 2)
8- احتجاج طبرسى ، ج 2، ص 325.
9- الحياة ، جلد 2 ك صفحه 395.
10- الحياة ، جلد 2، ص 396.
11- وسائل الشيعه ، جلد 2، صفحه 131.
12- وسائل الشيعه ، جلد 12، صفحه 131.
13- وسائل الشيعه ، جلد 12، صفحه 128.
14- وسائل الشيعه ، جلد 12، صفحه 128.
15- وسائل الشيعه ، جلد 12، صفحه 129.
16- وسائل الشيعه ، جلد 12، صفحه 130 در يان باره روايات ديگر كه جمعا 17 حديث مى شود نقل شده كه در وسائل الشيعه ، ج 12، از صفحه 127 تا 132 ذكر شده است .

 

 

 

انتخابات مجلس و امنيت داخلي

انتخابات مجلس و امنيت داخلي

به حكم تجربه در 22 سال گذشته، همه دلسوزان نظام از يك طرف و توده هاي ميليوني مردم از طرف ديگر، بايد هشدارهاي امام خامنه اي(مدظله العالي) نسبت به توطئه هاي دشمنان خارجي و اپوزيسيون نظام را جدي گرفته و براي خنثي سازي اين توطئه ها و ناكام گذاشتن دشمنان و مخالفان تمهيدات لازم را اتخاذ كنند. اگر به گذشته برگرديم، در فضايي كه كمتر كسي به توطئه فرهنگي دشمن توجه داشت، رهبر معظم انقلاب اسلامي از تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي و قتل عام فرهنگي دشمنان سخن به ميان آورده و به همگان در اين خصوص هشدار دادند. با گذر زمان مشخص شد كه معظم له چگونه دورانديشانه تمركز دشمنان بر حوزه فرهنگ را تشخيص داده و زنگ بيدارباش را در جامعه اسلامي نسبت به اين تهاجم به صدا درآوردند. همچنين در سال 1387 مقام معظم رهبري با اشاره به برخي از اقدامات داخلي و خارجي در قبال انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، از فتنه اي كه در پيش بود خبر دادند و همگان شاهد بوديم كه چگونه در سال 88 و به دنبال انتخابات رياست جمهوري، جامعه اسلامي ايران در فتنه اي عميق فرو رفت؛ فتنه اي كه نه تنها بسياري از خواص از قبل قادر به پيش بيني آن نبودند، بلكه پس از وقوع نيز به دليل نداشتن درك درستي از آن، با سكوت و يا حرف هاي دو پهلوي خود، آب به آسياب فتنه گران ريختند و مهر مردودي را در كارنامه سياسي خود به يادگار گذاشتند. اشاره اجمالي به دو مورد مذكور از پيش بيني هاي رهبر انقلاب كفايت مي كند تا هشدار معظم له در خطبه هاي عيدفطر سال جاري نسبت به توطئه هاي دشمنان خارجي و مخالفان داخلي براي ايجاد چالش هاي امنيتي در مقطع انتخابات مجلس نهم جدي گرفته شود. حضرت امام خامنه اي در خطبه هاي عيدسعيد فطر با اشاره به اينكه انتخابات بايد پشتوانه امنيت كشور باشد، تصريح فرمودند كه دشمنان در تلاشند تا اين انتخابات را به يك چالش امنيتي براي كشور تبديل كنند. اگر سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در دو دهه گذشته و در آستانه هر يك از انتخابات را مرور كنيم، آن گاه مشخص خواهد شد كه اين هشدار يك امر تكراري براي هر انتخاباتي نيست. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، با توجه به مجموعه شواهد و قرائن و خصوصاً حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم و نقش دشمنان در بي ثبات سازي ايران، از برنامه ريزي دشمنان و عوامل آنها براي برهم زدن امنيت داخلي در مقطع انتخابات مجلس و پس از آن خبر مي دهند. بيگانگان و عوامل آنها براي اولين بار در سال 1388 اين تجربه را به دست آوردند كه مي توان انتخابات در ايران را به يك چالش امنيتي براي نظام اسلامي تبديل كرد. هر چند آشوب ها و ناآرامي ها پس از انتخابات دهم رياست جمهوري به سرعت كنترل شد و بر هوشياري مردم مسلمان و انقلابي نسبت به توطئه هاي دشمنان افزود، لكن دشمنان و جريان هاي ضدانقلابي هم تجربه اي را كسب كردند كه نبايد آن را ناديده انگاشت؛ تجربه اي كه مي توان هر انتخاباتي را در ايران با بهانه هاي مختلف به چالش كشاند و مشكلات امنيتي براي نظام اسلامي ايجاد كرد. شكست دشمنان در توطئه و فتنه 88 كه سال ها براي آن برنامه ريزي كرده بودند از يك طرف و شكل گيري انقلاب هايي شبيه انقلاب اسلامي ايران در كشورهاي منطقه از طرف ديگر، غرب را به شدت نگران ساخته و برهمين اساس آمريكايي ها، اروپايي ها، صهيونيست ها و برخي از دولت هاي عرب مرتجع منطقه، تلاش هاي خود براي فشار به ايران را افزايش داده اند؛ فشارهايي كه هدف نهايي آنها ايجاد بي ثباتي و برهم زدن امنيت داخلي ايران است. اسنادي در دست است كه دشمنان از هم اكنون در حال برنامه ريزي براي رسيدن به اين هدف در بستر انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي هستند و هشدار امام خامنه اي در همين راستا مي باشد. اگر مسئولان، نخبگان سياسي و ديني، جريان هاي سياسي وفادار به انقلاب و مردم اين هشدار را جدي بگيرند، توطئه دشمن را از هم اكنون مي توان شكست خورده ارزيابي كرد.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

اشرافیت ومفاسد اقتصادی در نگاه مقام معظم رهبری

اشرافیت ومفاسد اقتصادی در نگاه مقام معظم رهبری

 

بازخوانی سخنان مقام معظم رهبری:

"چند سال قبل بنده مسأله‏ى مبارزه با فساد را مطرح كردم و آن نامه‏ى هشت ماده‏یى را نوشتم؛ اما از داخل مجلس شوراى اسلامى - كه باید مركز مبارزه‏ى با فساد باشد - فریاد اعتراض به این شعار بلند شد؛ با این بهانه كه مبارزه‏ى با فساد، سرمایه‏ها را از كشور فرارى مى‏دهد! در حالى‏كه قضیه بعكس است."

 

مقوله مبارزه با مفاسد اقتصادی و خوی اشرافیگری که در سالهای گذشته در جوامع و نهاد های گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته است همیشه مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است که فرمان 8 مادهای ایشان به رؤسای قوای سه گانه در تاریخ 10/2/80 مبنی بر مبارزه با مفاسد اقتصادی در اوج این فرامین قرار دارند.حال در ذیل به گزیده ای از سخنان رهبر انقلاب در باب خاستگاه، عوامل و راهکارهای مقابله با اشرافیگری و مفاسد اقتصادی می پردازیم:



2/6/1387- دیدار رئیس‏جمهوری و اعضاى هیئت دولت





"مقابله‏ى با فساد خیلى كار سختى است. یك وقتى بنده گفتم كه این اژدهاى هفت سرِ فساد را به این آسانى نمیشود قلع و قمع كرد؛ خیلى كار سختى است. نه اینكه حالا بگویم قلع و قمع شده؛ نخیر، الان هم قلع و قمع نشده؛ لیكن جرأت مقابله‏ى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بیشتر است. بسیارى از مجموعه‏هاى قبلى هم حقیقتاً پاكیزه بودند - یعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابله‏ى با فساد یك امتیازى است كه در شما هست."




"ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافیگرى و اسراف و زیاده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ریشه‏كن كنیم، با حرف و گفتن نمیشود؛ كه از یك طرف بگوئیم و از طرف دیگر مردم نگاه كنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل كنیم. عمل ما بایستى مؤید و دلیل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اینكه اثر بكند. این خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعیف كم كرده‏اید و كم نگه دارید و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنید."




19/2/1384 - بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‏هاى استان كرمان




"چند سال قبل بنده مسأله‏ى مبارزه با فساد را مطرح كردم و آن نامه‏ى هشت ماده‏یى را نوشتم؛ اما از داخل مجلس شوراى اسلامى - كه باید مركز مبارزه‏ى با فساد باشد - فریاد اعتراض به این شعار بلند شد؛ با این بهانه كه مبارزه‏ى با فساد، سرمایه‏ها را از كشور فرارى مى‏دهد! در حالى‏كه قضیه بعكس است. بنده همان وقت هم گفتم كه اتفاقاً مبارزه‏ى با فساد، سرمایه‏گذار سالم را كه قصد فسادانگیزى و سوءاستفاده ندارد، به كار تشویق مى‏كند. اخیراً گزارشى از یك سازمان معتبر بین‏المللى خواندم كه درباره‏ى همین مسائل كار مى‏كند. این سازمان اعلام كرده كه یكى از موانع اصلى سرمایه‏گذارى در بعضى از كشورها عبارت است از فساد اقتصادى. اینها مى‏گفتند مبارزه‏ى با فساد جزو موانع سرمایه‏گذارى است؛ ببینید چقدر فاصله است! مبارزه‏ى با فساد مطرح مى‏شود؛ به جاى این‏كه عناصر دست‏اندركار استقبال كنند و در حد وظایفِ خود ایفاى نقش كنند، بعكس عمل مى‏كنند. این، یكى از گوشه‏هاى كوچك حاكمیت دوگانه است كه اینها دنبال مى‏كردند.




1/9/1378 - پاسخهاى رهبر معظم انقلاب به پرسشهاى دانشجویان در دانشگاه صنعتى شریف‏




"شما بدانید كه گرایش اشرافیگرى، آن چیزى نیست كه بشود با قانون و با دادگاه و با بازجویى و با امثال اینها علاجش كرد؛ خیلى سخت‏تر از این حرفهاست. این از جمله مقولاتى است كه بایستى فضاى عمومى كشور - احساسات مردم، خواست مردم و به تعبیر رساتر، فرهنگ عمومى مردم - آن را دفع كند تا این علاج شود. آن كسانى كه به اشرافیگرى گرایش دارند و دلشان براى زندگى اشرافى لك مى‏زند - یعنى خوردن و پوشیدن و زندگى كردن و مشى كردن به سبك اشراف و دور از زندگى متوسّط مردم - یكى از كارهایى كه مى‏كنند، این است كه این دید و ذهنیت را در مردم به‏وجود آورند كه این چیز خوبى است و ارزش است؛ كمااین‏كه قبل از انقلاب این‏گونه بود."




23/5/1370 - سخنرانى در دیدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران




"اگر مبلغى از مخارج دولت، عبارت از تغییر دكوراسیون اتاق مدیر كل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسؤول قضایى و فلان مسؤول در بخشهاى گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطاست. اگر یكى از مخارج دولت این باشد كه فلان تعداد ماشین جدید بیاوریم و بین دستگاهها تقسیم بكنیم، ما حق نداریم این را جزو مخارج دولت حساب كنیم و به حساب آن از سوبسید مردم بزنیم. نه، این خلاف است. براى این كارها حد بگذارید. دستگاهها باید بخشنامه كنند و در مورد این تغییر دكوراسیونها و تغییر خانه‏ها و خرجهاى اضافى حدى معین بكنند. من نمى‏گویم مثل بعضى از تندروها باشیم كه مى‏گویند در مسجد بنشینیم و وزارت كنیم؛ نه، در مسجد نمى‏شود. وزارت كردن، یك ساختمان و چهار تا اتاق و تعدادى مسؤول و یك‏مقدار هم بالاخره امكانات براى زندگى آن آقایى كه مى‏خواهد خدمت بكند، مى‏خواهد؛ اما باید در حدى باشد."




"گاهى از جاهایى گزارشهاى نومیدكننده‏یى مى‏رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‏نشیند؛ رعایت كنید. سؤال مى‏كنیم كه چرا ماشین لوكس و نو و مدل بالا؟ مى‏گویند كه اشكال امنیتى داریم! چه اشكال امنیتى؟! آقایان مسؤول در شوراى امنیت كشور یا جاهاى دیگر، بنشینند معین كنند و مسأله را در جایى ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت كنم، بگویید در جایى دخالت كنم. این چه وضعى است كه همین‏طور بى‏حساب و كتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‏یى، دهها ماشین به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‏جا به چشم مى‏خورد؟! چه كسى چنین چیزى را گفته است؟"
 

 ----------------------------------------

رهبر معظم انقلاب در سال 80 با صدور فرمانی 8 ماده ای خطاب به سران قوای مختلف بر رسیدگی و برخورد جدی با پدیده مفاسد اقتصادی تاکید کردند. متن پیام معظم له به سران قوا به این شرح است:

1 - با آغاز مبارزه‏ى جدّى با فساد اقتصادى و مالى، یقیناً زمزمه‏ها و بتدریج فریادها و نعره‏هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفتها عمدتاً از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر میشوند و طبیعى است بددلانى که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده‏دلانى که از القائات آنان تاثیر پذیرفته‏اند با آنان همصدا شوند. این مخالفتها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند. به مسئولان خیرخواه در قواى سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است که این دستگاهها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.
2 - ممکن است کسانى بخطا تصوّر کنند که مبارزه با مفسدان و سوءاستفاده‏کنندگان از ثروتهاى ملّى، موجب ناامنى اقتصادى و فرار سرمایه‏ها است. به این اشخاص تفهیم کنید که بعکس، این مبارزه موجب امنیت فضاى اقتصادى و اطمینان کسانى است که مى‏خواهند فعالیت سالم اقتصادى داشته باشند. تولید کنندگان این کشور، خود نخستین قربانیان فساد مالى و اقتصاد ناسالم‏اند.
3 - کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه‏ى قضائیه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستى که میخواهد با ناپاکى دربیفتد باید خود پاک باشد، و کسانى که میخواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند.
4 - ضربه‏ى عدالت باید قاطع ولى در عین حال دقیق و ظریف باشد. متهم کردن بى‏گناهان، یا معامله‏ى یکسان میان خیانت و اشتباه، یا یکسان گرفتن گناهان کوچک با گناهان بزرگ جایز نیست. مدیران درستکار و صالح و خدمتگزار که بیگمان، اکثریت کارگزاران در قواى سه گانه کشور را تشکیل میدهند نباید مورد سوء ظن و در معرض اهانت قرار گیرند و یا احساس ناامنى کنند. چه نیکو است که تشویق صالحان و خدمتگزاران نیز در کنار مقابله با فساد و مفسد، وظیفه‏ئى مهم شناخته شود.
5 - بخشهاى مختلف نظارتى در سه قوه از قبیل سازمان بازرسى کل کشور، دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات باید با همکارى صمیمانه، نقاط دچار آسیب در گردش مالى و اقتصادى کشور را بدرستى شناسائى کنند و محاکم قضائى و نیز مسئولان آسیب زدائى در هر مورد را یارى رسانند.
6 - وزارت اطلاعات موظف است در چهارچوب وظائف قانونى خود، نقاط آسیب‏پذیر در فعالیتهاى اقتصادى دولتىِ کلان مانند: معاملات و قراردادهاى خارجى، و سرمایه‏گذاریهاى بزرگ، طرح‏هاى ملّى، و نیز مراکز مهم تصمیم‏گیرى اقتصادى و پولى کشور را پوشش اطلاعاتى دهد و به دولت و دستگاه قضائى در تحقق سلامت اقتصادى یارى رساند و بطور منظم به رئیس جمهور گزارش دهد.
7 - در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هرمسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.
8 - با این امر مهم و حیاتى نباید بگونه‏ى شعارى و تبلیغاتى و تظاهرگونه رفتار شود. بجاى تبلیغات باید آثار و برکات عمل، مشهود گردد. به دست اندرکاران این‏مهم تاکید کنید که بجاى پرداختن به ریشه‏ها و ام‏الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاى کوچک نروند و نقاط اصلى را رها نکنند. هرگونه اطلاع رسانى به افکار عمومى که البته در جاى خود لازم است، باید بدور از اظهارات نسنجیده و تبلیغات‏گونه بوده و حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومى را در نظر داشته باشد.
از خداوند متعال اخلاص و جِدّ و توفیق را براى خود و شما و همه‏ى مسئولان این امور، مسئلت میکنم و امیدوارم این اقدام مورد رضاى حضرت بقیةاللَّه‏الاعظم روحى فداه قرار گرفته گام بلندى بسوى رفاه و آسایش عمومى را تدارک کند.

والسلام علیکم - سیدعلى خامنه‏اى - 10/02/1380
 

 

 

استاد جنگ روانی علیه رژیم صهیونیستی کیست؟

استاد جنگ روانی علیه رژیم صهیونیستی کیست؟

يك متخصص رژيم صهيونيستي در جنگ رواني با انجام پژوهشي اعلام كرد دبيركل حزب الله لبنان استاد جنگ رواني است چرا كه بينندگان خود در اسرائيل را قانع مي‌كند.

به گزارش گرداب به نقل از کیهان، "زوي گيل" از كارشناسان سابق جنگ رواني در ارتش رژيم صهيونيستي پس از انجام پژوهشي درباره مهارت‌هاي "سيدحسن نصرالله" مي‌گويد: « سيدحسن نصرالله جنگ رواني عليه اسرائيل را با مهارت اجرا كرده و همه خصوصيات يك فرمانده برجسته را داراست. بايد اذعان كرد او در حوزه جنگ رواني يك هنرمند است چرا كه در سخنراني‌هاي خود، بينندگان ما را در اسرائيل قانع مي كند.»

به گزارش تلويزيون المنار، "گيل" ادامه مي‌دهد: «بی‌ترديد، "تل آويو" بيش از شكستي كه نظاميانش در ميدان نبرد متحمل شده‌اند، در حوزه جنگ رواني شكست خورد. نصرالله در طول جنگ بسيار اندك در صفحه تلويزيون ظاهر شد اما همين حضور اندك براي حزب الله راهگشا بود. سخنان او در عمق جان شهروندان اسرائيل نفوذ و اعتماد به نفس آنها را سلب كرد، زيرا وي كاملا بر افكار عمومي اسرائيل اشراف دارد.»

وي افزود: «نصرالله خيلي زود تشخيص داد كه نقطه ضعف اسرائيل جبهه داخلي آن است و با استفاده از آن عمق روحي رواني اسرائيل را هدف گرفت و ما اسرائيلي ها بايد از وي ياد بگيريم.»

اين متخصص جنگ رواني به سران رژيم صهيونيستي توصيه كرده عمليات رواني را از سيدحسن نصرالله بياموزند.
دبيركل حزب الله لبنان در بطن جنگ 33 روزه اعلام كرد اسرائيل، سست تر از خانه عنكبوت است.

 

آينده بشريت در كتاب مقدس قرآن كريم و روايات


آينده بشريت در كتاب مقدس قرآن كريم و روايات

 

چكيده

بشارت به مصلح كل در آخرالزمان مسئله‏اى است كه همه اديان و مذاهب مختلف، آن را مطرح كرده و نويد به ظهور كسى داده‏اند كه بشريت را از ظلم، ستم و نابرابرى نجات خواهد داد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود.
نويسنده با استفاده از اوصافى كه در كتاب مقدس درباره مصلح كل آمده و با توجه به آيات فراوانى از قرآن كريم كه به آينده بشريت نظر دارد و سرانجام حكومت جهان را از آن بندگان صالح مى‏داند و همچنين با توجه به روايات فراوانى از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام كه نويد به ظهور مردى از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله داده و به نام مبارك او تصريح كرده، مانند حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله: «المهدى من ولدى‏» نتيجه‏گيرى مى‏كند كه به اعتقاد شيعه مصلح كل، مهدى موعود فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام است كه در پس پرده غيبت‏به سر مى‏برد و روزى كه خداى متعال اراده نمايد ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد مى‏نمايد، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است. از اين رو آينده بشريت، آينده‏اى كاملا روشن و اميدوار كننده مى‏باشد و آن اين كه آينده از آن صالحان است.
صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد
گفت برخيز كه آرام دم و جان آمد
اعتقاد به اين كه در آخر الزمان شخصيتى الهى و آسمانى، به عنوان منجى و مصلح كل خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، امنيت، صلح، صفا و انصاف را بر جهان حاكم خواهد نمود و طومار ظالمان، مستكبران، متجاوزان و مفسدان را درهم خواهد پيچيد، اختصاص به شيعيان ندارد، بلكه در اديان و مذاهب مختلف مطرح است. علامه طباطبايى در اين باره مى‏فرمايد:
«در اديان و مذاهب گوناگون كه در جهان حكومت مى‏كنند، مانند وثنيت، كليميت، مسيحيت، مجوسيت و اسلام، از كسى كه نجات دهنده بشريت است، سخن به ميان آمده است و عموما ظهور او را نويد داده‏اند. اگرچه در تطبيق، اختلاف دارند. و حديث متفق عليه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله: «المهدى من ولدى‏» يعنى: مهدى موعود از فرزندان من مى‏باشد اشاره به همين معناست.» (2)
شهيد مطهرى در اين زمينه مى‏نويسد:
«انديشه پيروزى نهايى حق، صلح و عدالت‏بر نيروى باطل، ستيز و ظلم و گسترش جهانى ايمان اسلامى، استقرار كامل و همه جانبه ارزشهاى انسانى، تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده‏آل، و بالاخره اجراى اين ايده عمومى و انسانى به وسيله شخصيتى مقدس و عالي قدر كه در روايات متواتر اسلامى از او به «مهدى‏» تعبير شده است، انديشه‏اى است كه كم و بيش همه فرق و مذاهب اسلامى، با تفاوتها و اختلافهايى بدان مؤمن و معتقدند.»(3)
ما ابتدا به پاره‏اى از بشارتهايى كه در اين باره در كتاب مقدس (عهدين) آمده است اشاره مى‏كنيم وسپس به همين موضوع از ديدگاه قرآن كريم و روايات اسلامى مى‏پردازيم:

آينده بشريت از نگاه کتاب مقدس

الف) «خداوند از زندگى افراد درستكار و امين مراقبت مى‏كند. او به ايشان ارثى فساد ناپذير خواهد بخشيد. اما بدكاران نابود خواهند شد و دشمنان خداوند همچون گلهاى وحشى زودگذر، پژمرده و فانى خواهند شد و مانند دود ناپديد خواهند گرديد... خداوند انصاف را دوست دارد و عزيزان خود را ترك نمى‏كند، بلكه هميشه از آنها مراقبت مى‏نمايد. اما نسل شروران ريشه كن خواهد شد. نيكان و صالحان، دنيا را به ارث خواهند برد و تا ابد در آن سكونت‏خواهند نمود... خداوند نيكان را نجات خواهد داد... خداوند به كمك آنها خواهد شتافت و آنها را از چنگ بدكاران خواهد رهانيد; زيرا به او پناه مى‏برند.» (4)
ظاهراً اين جملات از كتاب زبور داوود، همان است كه قرآن كريم با اشاره به آن مى‏فرمايد:
«و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون‏» (5)
يعنى: به تحقيق در زبور داوود - علاوه بر قرآن - اين حقيقت را نگاشتيم كه حتما نيكان و صالحان زمين را به ارث مى‏برند.
ب) «اى خدا احكام خود را به پادشاه و عدالت‏خويش را به پسر پادشاه عنايت كن. تا او قوم تو را به عدالت داورى خواهد نمود و مساكين تو را به انصاف. آنگاه در سراسر سرزمين ما سلامتى و عدالت‏برقرار خواهد شد، مساكين قوم را دادرسى خواهد كرد و فرزندان فقير را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. از تو خواهند ترسيد مادامى كه آفتاب باقى است و مادامى كه ماه است. در زمان او صالحان خواهند شگفت، وفور سلامتى خواهد بود تا وقتى كه ماه باشد. دامنه قلمرو او از دريا تا دريا و از نهر (فرات) تا دورترين نقطه جهان خواهد بود.
... جميع سلاطين، او را تعظيم خواهند كرد و تمام امتها او را بندگى و خدمتگزارى خواهند نمود. وقتى شخصى درمانده و فقير از او كمك بخواهد او را خواهد رهانيد و بر افراد ضعيف و نيازمند رحم خواهد كرد و ضعيفان را نجات خواهد داد، آنها را از ظلم خواهد رهانيد; زيرا جان آنها براى او با ارزش است. او زنده و پايدار خواهد ماند... قوم او پيوسته براى او دعا مى‏كنند و او را متبارك خوانند.
سرزمين او پر از غله شود و كوهستانها مانند كوه‏هاى لبنان حاصلخيز گردد، شهرهايى همچون مزرعه‏هاى پر علف، سرشار از جمعيت‏شود. نام او تا ابدالآبد باقى خواهد ماند، و تا خورشيد باقى است آوازه او پايدار بماند... متبارك باد نام مجيد او تا ابدالآبد. تمام دنيا از شكوه و جلال او پر شود. آمين! آمين!» (6)
برخى از يهوديان مى‏گويند منظور از پادشاه، خود حضرت داوود و منظور از پادشاه‏زاده حضرت سليمان است. و جماعت نصارى مى‏گويند اين مزمور در شان حضرت عيسى است. ولى به نظر مى‏رسد هر دو نظريه باطل است. اما بطلال نظريه يهود به اين دليل است كه اولا، حضرت داوود صاحب شريعت و احكام نبوده است تا از خدا بخواهد كه احكام خود را به او عطا كند. ثانيا، بسيار بعيد است كه حضرت داوود در مقام دعا كه مقام خضوع و تذلل و خشوع است‏خود را به نام پادشاه بخواند. ثالثا، به اعتقاد اهل كتاب و گواهى صريح كتاب مقدس دايره ملك و فرمانروايى حضرت سليمان همانند پدرش داوود تنها اورشليم بوده است. (7) رابعا، در عهد حضرت سليمان، به تصريح كتاب مقدس، ظلم و شرك بكلى بر چيده نشد، بلكه كتاب مقدس صراحت دارد كه خود حضرت سليمان در آخر عمر دچار شرك و بت پرستى شد! (8) خامسا، مدت ملك و فرمانروايى حضرت سليمان به صراحت كتاب مقدس بيش از چهل سال ادامه پيدا نكرد. بنابراين هيچ يك از ويژگيهايى كه در عبارت مزمور هفتاد و دو آمده است‏بر حضرت سليمان قابل انطباق نيست. (9)
اما بطلان نظريه مسيحيان به خاطر اين است كه اولا، حضرت عيسى نه پدر داشت و نه پسر; بنابراين نمى‏توان عبارت كتاب مزامير را بر او منطبق ساخت. ثانيا، به اعتراف نصارى، حضرت عيسى حتى يك روز هم سلطنت و فرمانروايى نكرد. ثالثا، به شهادت و صراحت كتاب مقدس حضرت عيسى خود صاحب احكام نبود بلكه او تابع حضرت موسى و تورات او بود. (10)
به نظر مى‏رسد منظور از پادشاه كه صاحب احكام است‏حضرت محمد صلى الله عليه و آله و منظور از پسر پادشاه كه جهان را پر از عدل و داد مى‏كند حضرت مهدى موعود (عج) باشد. حداقل اين است كه عبارت بالا بر عقيده مسلمانان و شيعيان انطباق بهترى دارد.
ج) «در حالى كه اين سرود را براى پادشاه مى‏سرايم... تو از همه فرزندان آدم، زيباترى، بلاغت‏به لبهاى تو ريخته است و از لبانت نعمت فيض مى‏چكيد، خداوند تو را تا ابد متبارك ساخته است. اى پادشاه مقتدر، شمشير جلال و جبروت را بر كمرت ببند و شكوهمندانه بر اسب خويش سوار شو تا از حقيقت و عدالت و حلم و تواضع دفاع كنى، قدرتت پيروزى بزرگ را نصيب تو مى‏گرداند. تيرهاى تو نيز به قلب دشمنانت فرو مى‏روند و همه اقوام در برابر تو سقوط مى‏كنند. خداوند تحت فرمانروايى تو را جاودان كرده است. تو با عدالت و انصاف سلطنت مى‏كنى. عدالت را دوست دارى و از شرارت بيزارى. بنابراين خدايت تو را برگزيده و تو را بيش از هر كس ديگر شاد گردانيده است. تمام لباسهايت را از مر و عود سليخه (معطر) آميخته است... اى پادشاه نام تو را در تمام نسلها شهرت خواهم داد و همه مردم تا ابد سپاسگزار تو خواهند بود.» (11)
اين اوصاف جز بر امام زمان (عج)، كه در آينده، حكومت عدل جهانى را تشكيل خواهد داد صادق نيست.
د) در انجيل، حضرت عيسى براى قوم بنى‏اسرائيل تمثيلى را بيان كرده است; مضمون اين تمثيل اين است كه صاحب تاكستانى، باغ خود را به دست چند باغبان سپرد و خود به مسافرت رفت و در موسم انگور چينى، مالك، چند نفر را نزد باغبانها فرستاد تا سهم خود را از آنها تحويل بگيرد ولى باغبانها به ايشان حمله كردند و آنها را كشتند، مالك مجددا عده ديگرى را فرستاد، باغبانها با اين گروه نيز همان كار را كردند. بالاخره مالك، پسر خود را فرستاد، باز آنها به او حمله كردند و كشتند. پس از اين، حضرت عيسى از قوم خود مى‏پرسد: «حال وقتى به نظر شما مالك باغ برگردد، با باغبانها چه خواهد كرد؟ گفتند: البته از آن بدكاران انتقام سختى خواهد گرفت; باغ را به باغبانهايى اجاره خواهد داد تا ميوه‏هايش را در موسم چيدن به او تسليم كنند. آنگاه عيسى از ايشان پرسيد آيا شما هيچ گاه اين آيه را در كتاب آسمانى نخوانده‏ايد كه: همان سنگى را كه معمارها دور انداختند، همان سر زاويه (يا سنگ اصلى ساختمان) شد. اين كار از جانب خداوند و در نظر ما عجيب است. منظورم اين است كه ملكوت خود را از شما (بنى‏اسرائيل) گرفته و به امتى خواهد داد (ظاهرا امت عرب كه از نسل حضرت اسماعيل بودند بر خلاف بنى‏اسرائيل كه از نسل حضرت اسحاق بودند) كه ميوه‏هايش را به او تسليم كنند و سهم او را بدهند. اگر كسى روى اين سنگ بيفتد تكه تكه خواهد شد و اگر اين سنگ بر روى كسى بيفتد او را له خواهد كرد. چون كاهنان اعظم و سران مذهبى (يهود) متوجه شدند كه عيسى درباره آنها سخن مى‏گويد و منظورشان از باغبانان در اين حكايت‏خود آنهاست تصميم گرفتند او را بكشند...» (12)
با تامل در اين تمثيل روشن مى‏شود كه منظور از مالك باغ، خداست و منظور از باغ، دين و شريعت الهى است. منظور از باغبانان، يهود و بنى‏اسرائيل است. منظور از فرستادگان صاحب باغ كه با حمله باغبانان كشته شدند، پيامبران بنى‏اسرائيل هستند. (به قول قرآن يكى از اوصاف زشت‏بنى‏اسرائيل پيامبركشى بود). و مقصود از پسر مالك، حضرت عيسى است كه به زعم مسيحيان او پسر خدا است. و مقصود از قوم ديگر كه مالك، باغ را به آنها تحويل خواهد داد، قوم عرب مى‏باشد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام از تبار آنها هستند، و مقصود از سنگى كه معمارها او را دور انداختند ولى بعدا سنگ اصلى ساختمان شد - سنگى كه هر كس بر روى آن بيفتند و يا سنگ بر روى او بيفتد له خواهد شد - ظاهرا امام زمان است; امامى كه قرنها به خاطر تهديد جباران و طاغوتيان بناچار از ميان مردم غيبت كرد. شاهد بر اين مدعا بخش ديگر كتاب مقدس است:
«همان سنگى كه معماران نپسنديدند و دور انداختند، اينك مهمترين سنگ ساختمان شده است. اين كار خداست چه كار شگفت انگيزى! امروز روز پيروزى خداوند است. بايد جشن گرفت و شادى كرد. خداوندا تمنا مى‏كنيم ما را نجات دهى و كامياب سازى. بركت‏باد بر آن كس كه به نام خداوند مى‏آيد. ما از خانه خداوند تو را بركت مى‏دهيم. خداوند همان خدايى است كه ما را منور ساخته است. شاخه‏ها را به دست گيريد و جشن را آغاز كنيد و به سوى قربانگاه خدا پيش برويد....» (13)
برخى از مسيحيان مى‏گويند مقصود از «سنگ دور انداخته‏» حضرت مسيح است كه در آينده از آسمان فرود خواهد آمد. ولى اين توجيه درست نيست; زيرا گوينده اين سخن خود حضرت عيسى است و از حضرت عيسى در اين داستان به پسر مالك كه مورد قتل واقع شد تعبير شده است و به كارگيرى سنگ دور انداخته شده، پس از اين واقعه مطرح شده است. از اين گذشته وصفى كه براى سنگ بيان گرديده (هر كس روى آن سنگ افتد شكسته مى‏شود و هر كس كه اين سنگ روى او افتد له مى‏شود) در مورد حضرت عيسى كه به اتفاق همه مسيحيان و گواهى كتاب مقدس پيامبر رحمت و محبت‏بود صادق نيست.
در انجيل يوحنا از قول حضرت عيسى آمده است كه: «من مثل نورى آمده‏ام تا در اين دنياى تاريك بدرخشم،... اگر كسى صداى مرا بشنود و اطاعت نكند، من از او بازخواست نخواهم كرد; زيرا من نه براى بازخواست، بلكه براى نجات جهان آمده‏ام.» (14)
هـ) «خداوند مى‏فرمايد: اين است‏خدمتگزار من كه او را تقويت مى‏كنم. اين است‏برگزيده من كه از او خشنودم. او را از روحم برخواهم ساخت تا عدالت و انصاف را براى اقوام جهان به ارمغان آورد. او آرام است و در كوچه‏ها فرياد نخواهد كرد او نى خرد شده را نخواهد شكست و شعله ضعيف را خاموش نخواهد كرد. عدل و انصاف واقعى را به اجرا در خواهد آورد. دلسرد و نوميد نخواهد شد و عدالت را بر زمين استوار خواهد ساخت. مردم سرزمين‏هاى دور دست منتظرند تعاليم او را بشنوند. خداوند به خدمتگزار خود چنين مى‏گويد: من كه خدا هستم تو را خوانده‏ام و به تو قدرت داده‏ام تا عدالت را برقرار سازى. توسط تو با تمام اقوام جهان عهد مى‏بندم و به وسيله تو به مردم دنيا نور مى‏بخشم. تو چشمان كوران را باز خواهى كرد و آنان را كه در زندانهاى تاريك اسيرند آزاد خواهى ساخت... خداوند همچون جنگ‏آورى توانا به ميدان جنگ خواهد آمد و فرياد برآورده، دشمنان خود را شكست‏خواهد داد. مدت مديدى است كه‏او سكوت كرده است وجلوى خشم خود راگرفته است، اماديگر ساكت نخواهد ماند.» (15)
اوصاف مذكور در اين عبارات جز بر امام زمان (عج) قابل انطباق نيست. بر خلاف ادعاى مسيحيان كه معتقدند اين بشارت ناظر به حضرت مسيح است، عدم انطباق اوصاف مذكور بر حضرت عيسى مسيح روشن است; زيرا او نه اهل جنگ و جهاد بود (به زعم مسيحيان) ; چون پيام او پيام محبت و صلح بود، و نه دشمنان خود را مغلوب ساخته است، و نه توانسته است عدل و انصاف را در زمين حاكم سازد، بلكه به گواهى كتاب مقدس خود به دست اشرار به صليب كشيده و كشته شد.
و) مسيحيان نيز همانگونه كه گفتيم به آمدن منجى و مصلح نهايى در آخرالزمان عقيده دارند، اما منجى نهايى را حضرت مسيح مى‏دانند، آنها معتقدند كه حضرت مسيح سه روز پس از به صليب كشيده شدن و دفن شدن از قبر برخاست‏به آسمان رفت و در آينده از آسمان فرود خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
«... بنابراين آماده و هوشيار باشيد، مانند كسى كه آماده هر اتفاقى است. منتظر بازگشت عيسى مسيح باشيد; زيرا در آن روز، لطف و فيض عظيمى نصيب شما خواهد شد.» (16)
«همواره لباس بر تن، براى خدمت آماده باشيد. مانند خدمتكارانى كه منتظرند اربابشان از جشن عروسى باز گردد و حاضرند هر وقت كه برسد و در بزند، در را به رويش باز كنند. خوشا به حال آن خدمتكارانى كه وقتى اربابشان مى‏آيد بيدار باشند... خوشا به حال آن غلامانى كه وقتى اربابشان مى‏آيد، خواه نيمه شب باشد، خواه سپيده دم... بنابراين شما نيز آماده باشيد; زيرا من، - مسيح موعود - هنگامى باز خواهم گشت كه كمتر انتظارش را داريد.»(17)
«اما سخنى نيز درباره بازگشت‏خداوند ما - عيسى مسيح - و جمع شدن ما به نزد او بگويم، گويا برخى مى‏گويند كه روز بازگشت او فرا رسيده است، برادران عزيز، خواهش مى‏كنم از شنيدن اينگونه خبرهاى نادرست، آرامش خود را از دست ندهيد... بدانيد كه تا اين دو رويداد واقع نشود آن روز نخواهد آمد. نخست، شورشى بر ضد خدا برپا خواهد شد. دوم آن مرد جهنمى كه عامل اين شورش است ظهور خواهد كرد، او با هر چه كه مربوط به دين و خداست مخالفت‏خواهد كرد... اما خداوند ما - عيسى - به هنگام بازگشت‏خود، او را با نفس دهان خويش هلاك كرد و با حضور خود نابود خواهد كرد. اين مرد خبيث‏به وسيله «قدرت شيطان‏» ظهور خواهد كرد و آلت دست او خواهد بود. او با كارهاى عجيب و حيرت انگيز خود همه را فريب خواهد داد. آنانى كه فريب او را مى‏خورند آنانى هستند كه راه راست را رها كرده و راه جهنم را در پيش گرفته‏اند...» (18)
ما نيز بر اساس روايات متعدد به اين امر عقيده داريم كه حضرت مسيح در آخر الزمان به هنگام ظهور امام زمان نزول خواهد كرد و پشت‏سر امام زمان به جماعت نماز خواهد خواند و در ركاب او در بسط عدل و حق، كوشش خواهد كرد.
ز) خداوند مى‏فرمايد، روزى خواهد آمد كه هر كس بخواهد بركتى بطلبد يا سوگندى ياد كند تنها نام خداى حق را بر زبان خواهد راند. سختى‏هاى گذشته به كلى فراموش شده و از بين خواهد رفت; زيرا من زمين جديدى مى‏سازم. هر چه در گذشته بوده كاملا فراموش شده و ديگر به ياد آورده نخواهد شد... نوزادان، ديگر در سن كم نخواهند مرد و صد سالگان، جوان محسوب خواهند شد.
تنها كسانى پيش از وقت‏خواهند مرد كه گناه مى‏كنند و زير لعن هستند. در آن روزها، هر كه خانه‏اى بسازد، خود در آن ساكن خواهد شد. هر كه باغ انگورى غرس كند خود از ميوه آن خواهد خورد; زيرا ديگر، خانه‏ها و باغهاى انگور قوم من به دست دشمن نخواهد افتاد. ايشان مانند درختان، عمر طولانى خواهند كرد و از دسترنج‏خود بهره‏مند خواهند شد و لذت خواهند برد و ديگر زحمتهايشان بر باد نخواهد رفت و فرزندانشان رنگ مصيبت را نخواهند ديد; زيرا هم آنان را و هم فرزندانشان را ركت‏خواهم داد. حتى پيش از آن كه مرا بخوانند جواب خواهم داد. گرگ و بره با هم خواهند چريد، شير مانند گاو كاه خواهد خورد و مار ديگر كسى را نيش نخواهد زد.» (19)
ح) «صبر كنيد به زودى وقتش مى‏رسد كه بر ضد اقوام شرور به پاخيزم; زيرا تصميم گرفته‏ام ملل جهان را جمع كنم و خشم و غضب خود را بر آنها فرو ريزم. تمام جهان از آتش غيرت من گداخته خواهد شد. آنگاه به همه مردم جهان، زبان پاك خواهم داد تا همه آنها نام مرا بخوانند و تنها مرا عبادت كنند... در آن زمان ديگر از ياغى‏گرى‏هاى گذشته خود شرمنده نخواهيد شد; زيرا اشخاص متكبر را از ميان شما برمى‏دارم و كسانى كه باقى بمانند متواضع و فروتن خواهند بود و به نام من توكل خواهند نمود. آنها ديگر ظالم و حقه‏باز و دورغگو نخواهند بود، در آرامش و امنيت‏به سر خواهند برد و هيچ كس آنها را نخواهد ترسانيد...» (20)
ط) «هنگامى كه پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش بيايد آنگاه بر كرسى جلال خود خواهد نشست و جميع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا مى‏كند به گونه‏اى كه شبان گوسفندان را از بزها جدا مى‏كند...» (21)

آينده بشريت از نگاه قرآن كريم

در قرآن كريم آيات فراوانى مى‏توان يافت كه به گونه‏اى به آينده بشريت نظر دارد و ما در اينجا به پاره‏اى از آنها مى‏پردازيم:
الف: «ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون‏» (22)
يعنى: به تحقيق در زبور بعد از ذكر چنين نوشتيم كه سرانجام، بندگان صالح من وارث (حكومت) زمين خواهند شد.
منظور از ارض در اين آيه، مجموع كره زمين است و منظور از زبور، كتاب داوود پيامبر و منظور از ذكر، تورات (به نظر برخى از مفسرين) است. از اين آيه كريمه استفاده مى‏شود كه قدرت و حكومت در آينده بشريت در سراسر كره زمين به دست‏بندگان صالح و شايسته خدا خواهد بود. طبق پاره‏اى از روايات هم، اين آيه به دولت‏حضرت مهدى (عج) و ياران او تطبيق داده شده است.
مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد:
منظور از وراثت زمين، اين است كه تسلط بر منافع زمين به آنها انتقال خواهد يافت و به بركات دنيوى - بهره‏مندى درست سبت‏به كالاها و زينت‏هاى زمين - و بركات اخروى - يعنى رسيدن به مقامات قرب الهى - دست‏خواهند يافت. (23)
كلمه «صالحون‏»، معناى گسترده و وسيعى دارد كه علاوه بر ايمان، بر همه شايستگي ها دلالت دارد، شايستگى از نظر عقيده، عمل و تقوا، علم و آگاهى، قدرت و قوت، تدبير و مديريت اجتماعى، سياسى و...
ب: «قال موسى لقومه استعينوابالله و اصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين‏» (24)
يعنى: موسى به قوم خود گفت: از خداوند يارى بجوييد و استقامت و پايدارى پيشه كنيد، بدرستى كه زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش بخواهد آن را منتقل مى‏سازد و عاقبت و فرجام به نفع اهل تقوا و پرهيزكاران است.
از اين آيه نيز استفاده مى‏شود كه ولايت و حكومت‏بر زمين، در نهايت از جانب خداوند به اهل تقوا و پرهيزكارى خواهدرسيد; يعنى كارگزاران حكومت در جامعه نهايى، بندگان خدا ترس خواهندبود.
علامه طباطبايى در ذيل اين آيه مى‏فرمايد:
چنين چيزى مقتضاى سنت لايتغير الهى است; زيرا خداوند نظام تكوين را به گونه‏اى نظم بخشيد كه هر نوعى از انواع موجودات به عنايت و كمال وجودش و سعادتى كه براى آن خلق شده‏اند مى‏رسند. انسان نيز يكى از انواع موجودات اين عالم است. اگر اين انسان بر همان صراطى كه فطرت براى او ترسيم كرده حركت كند يقينا خداوند او را به عاقبت نيكويش خواهد رساند و حيات طيبه را ارزانى او خواهد نمود. (25)
ج) «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون‏» (26)
يعنى: او (خدا) كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر تمام اديان جهان پيروز گرداند هر چند مشركان را خوشايند نباشد.
آيه پيش از اين آيه مى‏فرمايد: اينها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، ولى خداوند جز اين نمى‏خواهد كه اين نور الهى را همچنان گسترده‏تر و كاملتر سازد (تا همه جهان را فرا گيرد و جهانيان از پرتو آن بهره‏مند گردند) هر چند كافران را خوشايند نباشد.
مى‏دانيم كه اين وعده قطعى و مؤكد الهى هنوز محقق نشده است. قهرا در آينده تاريخ محقق خواهد شد.
از اين آيه نيز يكى ديگر از ويژگيهاى مهم حكومت جهانى مهدى موعود استفاده مى‏شود و آن حاكميت دين خدا بر سراسر گيتى است. در آن زمان دين اسلام كه دين رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏باشد بر اديان عالم غالب خواهد شد و حاكميت‏بر اساس دين اسلام خواهد بود.
اين آيه كه عينا و با همين الفاظ در سوره «صف‏» آيه نه آمده است و با تفاوت مختصرى در سوره «فتح‏» آيه بيست و هشت تكرار شده، خبر از واقعه مهمى مى‏دهد كه اهميتش موجب اين تكرار شده است. خبر از جهانى شدن اسلام و عالم‏گير گشتن اين آيين مى‏دهد; زيرا مفهوم آيه، پيروزى همه جانبه اسلام بر همه اديان جهان مى‏باشد و معناى اين سخن آن است كه سرانجام اسلام، همه كره زمين را فرا خواهد گرفت و بر همه جهان پيروز خواهد شد. از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه چنين نقل شده است:
«به خدا سوگند هنوز محتواى اين آيه تحقق نيافته است و تنها زمانى تحقق مى‏پذيرد كه «قائم‏» خروج كند و هنگامى كه او قيام كند در تمام جهان كسى كه خدا را انكار كند باقى نخواهد ماند.»
و نيز از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده است:
«وعده‏اى كه در اين آيه آمده است‏به هنگام ظهور مهدى از آل محمد صلى الله عليه و آله صورت مى‏پذيرد، در آن روز هيچ‏كس روى زمين نخواهد بود مگر اين كه اقرار به حقانيت محمد صلى الله عليه و آله مى‏كند.» (27)
د) «و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين‏» (28)
يعنى: ما مى‏خواهيم بر آنان كه در زمين مستضعف واقع شده‏اند منت نهيم (آنها را مشمول مواهب خود نماييم) و آنها را پيشوايان قرار دهيم و وارثان زمين گردانيم.
هر چند از صدر و ذيل اين آيه فهميده مى‏شود كه در مورد بنى‏اسرائيل، قوم موسى و پيروزى آنها بر فرعون است، اما همانگونه كه روايات ما دلالت دارند اختصاص به اين قضيه ندارد بلكه سنت و اراده حتميه خداوند را براى هميشه نشان مى‏دهد. نمونه ديگر آن، حكومت پيامبر اسلام و يارانش بعد از ظهور اسلام بر مشركان و كفار مى‏باشد. نمونه كاملتر آن، ظهور حكومت‏حق، عدل، پيروزى مظلومان و مستضعفان بر ضد ظالمان و مستكبران در تمام كره زمين در زمان حضرت مهدى موعود (عج) است.
از اين آيه استفاده مى‏شود كه مظلومان و محرومان در دولت كريمه آخرالزمان به حاكميت‏خواهند رسيد. و مستكبران بهره‏اى در آن زمان نخواهند داشت. البته با عنايت‏به آيات ديگر بايد گفت هر مظلوم و محرومى، منظور قرآن نيست، بلكه مظلومان و محرومانى در دولت نهايى با اراده خدا به حاكميت‏خواهند رسيد كه از اهل تقوا، صالحان و مؤمنان باشند. (29)
ه) «وعدالله الذين آمنو منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننى لايشركون بى‏شيئا» (30)
يعنى: خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد آنها را قطعا خليفه روى زمين خواهد كرد - همانگونه كه پيشينيان را خلافت‏بخشيد - و دين و آيينى را كه براى آنها پسنديده است، به طور ريشه‏دار و پابرجا در صحنه زمين مستقر سازد و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل كند (آنچنان) كه تنها مرا مى‏پرستند و چيزى را شريك من قرار نمى‏دهند.
خداوند بر اساس اين آيه به مؤمنان صالح وعده‏هاى متعددى را با تاكيد فراوان داده است. يكى اين كه، آنها را خليفه روى زمين خواهد كرد و حكومت تمام جهان را در اختيار آنها خواهد نهاد. دوم اين كه، دين اسلام را به طور ريشه‏دار و اساسى بر روى زمين پياده خواهد كرد. سوم اين كه همه اسباب خوف و ناامنى براى مؤمنان و صالحان از بين خواهد رفت، امنيت و آسايش كامل براى آنها محقق خواهد شد. چهارم اين كه، - از همه مهمتر - در سراسر زمين تنها خداوند مورد پرستش واقع مى‏شود و هرگونه شركى به كلى از صفحه روزگار محو خواهد شد.
شهيد مطهرى درباره جمله آخر اين آيه (مرا عبادت كنند و چيزى را شريك من قرار ندهند) مى‏فرمايد:
«جمله آخر اين آيه كه ناظر به اين است كه آنگاه كه حكومت‏حق و خلافت الهى برقرار مى‏شود، اهل ايمان از قيد اطاعت هر جبارى آزاد مى‏شوند.... از اين آيه معلوم مى‏شود كه از نظر قرآن هر اطاعت امرى، عبادت است. اگر براى خدا باشد طاعت‏خداست و اگر براى غير خدا باشد شرك به خداست. اين جمله عجيب است كه فرمانبرداريهاى اجبارى كه از نظر اخلاقى به هيچ وجه عبادت شمرده نمى‏شود از نظر اجتماعى عبادت شمرده مى‏شود.» (31)
علامه طباطبايى در الميزان در ذيل اين آيه مى‏فرمايد:
اين مجتمع طيب و طاهر با اين ويژگيهاى ارزشمند و صفات فضيله هنوز كه هنوز است از زمان بعثت پيامبر اكرم تا به امروز محقق نشده است. و اگر بر جامعه‏اى منطبق شود حتما بر زمان ظهور حضرت مهدى عليه السلام با عنايت‏به ويژگيهايى كه در اخبار و احاديث نبوى و اهل بيت او در مورد آن آمده است، منطبق خواهد بود... پس حق اين است كه اگر بخواهيم اين آيه را به درستى معنا كنيم و حق آن را ادا كنيم جز با جامعه آرمانى‏اى كه با ظهور حضرت مهدى (عج) منعقد مى‏شود منطبق نخواهد شد... (32)
به نظر اينجانب بهترين آيه‏اى كه مى‏توان در مورد جامعه آرمانى امام زمان به آن استناد كرد و بيشترين ويژگيها را در اين مورد در بر دارد همين آيه است.
و) «ولقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين انهم لهم المنصورون و ان جندنا لهم الغالبون‏» (33)
يعنى: وعده قطعى ما براى بندگان فرستاده ما از پيش مسلم شده كه آنان يارى شدگانند و لشكر ما پيروزند.
منظور از «كلمه‏» در اين آيه، همان حكم و قضاى الهى است.
خداوند با تاكيدهاى فراوان به عنوان يك حكم و قضاى قطعى و از پيش تعيين شده الهى به پيروزى اهل حق بر اهل باطل اشاره مى‏كند و با توجه به اطلاقى كه از اين آيه فهميده مى‏شود نمى‏توان اين حكم را مختص به عالم آخرت دانست. بنابراين، قضاى حتمى الهى اين است كه هم در دنيا و هم در آخرت خداوند به نفع هواداران خود وارد صحنه خواهد شد و آنها را بر نيروهاى باطل پيروز خواهد ساخت. (34) همين معنا و مضمون را مى‏توان از آيات فراوانى كه تاكيد بر پيروزى حق بر باطل و اين كه باطل نابود شدنى است، استفاده كرد. مثلا از آيات هفده و هجده سوره انبيا فهميده مى‏شود كه فلسفه آفرينش و سنت الهى در نظام هستى بر كوبيدن حق بر پيكر باطل و نابود ساختن آن مى‏باشد. و يا در آيه هفده سوره رعد، باطل را به كف روى‏آب كه جولانگرى موقت و زودگذر دارد و حق را به آب مفيد و منفعت‏بخشى كه در زير كف قرار دارد و پس از زوال جولانگرى كف روى آن، خودنمايى مى‏كند و ماندنى است تشبيه مى‏كند; و يا در آيه پنجاه و يك سوره غافر به صراحت و تاكيد بر پيروزى پيامبران و مؤمنان هم در دنيا و هم در آخرت اشاره مى‏فرمايد.
ز) «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله ذلك الدين القيم...» (35)
يعنى: پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن. اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش الهى نيست. اين است دين و آيين استوار، ولى اكثر مردم نمى‏دانند.
از اين آيه استفاده مى‏شود كه دين خدا مقتضاى فطرت سالم انسانى است; فطرتى كه در آن تغيير و دگرگونى راه ندارد.
دينى كه بر اساس فطرت است، دينى استوار و پا برجا خواهد بود. با توجه به اين كه بر اساس مبانى مسلم فلسفى و عقلى، انحراف آفرينش از مسير طبيعت و فطرت به نحو دائم معقول و ممكن نيست، ثابت‏خواهد شد كه بشريت روزى به مقتضاى فطرت خود برخواهد گشت و به حاكميت دين الهى تن خواهد داد.
علامه طباطبايى در بحثى تحت عنوان «دين حق در نهايت امر پيروز است‏» مى‏فرمايد:
نوع انسان به حكم فطرتى كه در او به وديعه نهاده شده است، طالب كمال و سعادت حقيقت‏خود; يعنى استيلا بر عاليترين مراتب زندگى مادى و معنوى به صورت اجتماعى مى‏باشد و روزى به آن خواهد رسيد، اسلام كه دين توحيد است‏برنامه چنين سعادتى است. انحرافاتى كه در طى پيمودن اين راه طولانى نصيب انسان مى‏گردد نبايد به حساب بطلان فطرت انسانى و مرگ آن گذاشته شود. همواره حاكم اصلى بر انسان همان حكم فطرت است و بس. انحرافات و اشتباهات از نوع خطاى در تطبيق است. آن غايت و كمالى كه انسان به حكم فطرت بى‏قرار كمال‏جوى خود آن را جستجو مى‏كند روزى - دير يا زود - به آن خواهد رسيد. آيات 30 الى 41 سوره روم همين معنا را مى‏رساند كه حكم فطرت در نهايت امر، تخلف‏ناپذير است و انسان پس از يك سلسله چپ و راست رفتن‏ها و تجربه‏ها راه خويش را مى‏يابد و آن را رها نمى‏كند. به سخن آن عده نبايد گوش فرا داد كه اسلام همانند يك مرحله از فرهنگ بشرى كه رسالت‏خود را انجام داده و به تاريخ تعلق دارد، مى‏نگرند. اسلام به آن معنى كه مى‏شناسيم عبارت است از انسان در كمال نهايى خويش كه به ضرورت ناموس خلقت روزى به آن خواهد رسيد (36).
شايسته است در اين باره سخن زيبايى را از شهيد مطهرى نقل كنيم:
«آيا اين فرهنگها و تمدنها و اين جامعه‏ها و مليتها براى هميشه به وضع موجود ادامه مى‏دهند يا حركت انسانيت‏به سوى تمدن و فرهنگ يگانه و جامعه يگانه است و همه اينها رنگ خاص خود را خواهند باخت و به يك رنگ كه رنگ اصلى است و رنگ انسانيت است در خواهند آمد؟... بديهى است‏بنا بر نظريه اصالت فطرت و اين كه وجود اجتماعى انسان و زندگى اجتماعى او و بالاخره روح جمعى جامعه، وسيله‏اى است كه فطرت نوعى انسان براى وصول به كمال نهايى خود انتخاب كرده است، بايد گفت جامعه‏ها و تمدنها و فرهنگها به سوى يگانه شدن، متحدالشكل شدن و در نهايت امر در يكديگر ادغام شدن سير مى‏كنند و آينده جوامع انسانى، جامعه جهانى واحد تكامل يافته است كه در آن، همه ارزشهاى امكانى انسانيت‏به فعليت مى‏رسد و انسان به كمال حقيقى و سعادت واقعى خود و بالاخره به انسانيت اصيل خود خواهد رسيد. از نظر قرآن اين مطلب مسلم است كه حكومت نهايى، حكومت‏حق، [و] نابود شدن يكسره باطل است و عاقبت از آن تقوا و متقيان است.» (37)

آينده بشريت از نگاه روايات

در مورد آينده بشريت روايات فراوانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار نقل شده است كه ذكر همه آنها هرگز در حوصله اين مقاله نمى‏گنجد ما در اينجا با گزينش، برخى از آنها را مى‏آوريم:
الف) در روايات متعددى شيعه و سنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده‏اند:
«لولم يبق من الدهر الايوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يبعث فيه رجلا من امتى و من اهل بيتى يواطئى اسمه اسمى يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا.» (38)
يعنى: اگر باقى نمانده باشد از عمر دنيا جز يك روز، خداوند آن روز را طولانى مى‏كند تا اين كه مردى از امت و خاندان مرا كه همنام من باشد مبعوث كند تا زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه از ظلم و جور پر شده بود.
رواياتى كه به اين مضمون از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است فوق حد تواتر مى‏باشد. اين روايات يكى از مهمترين ويژگيهاى حكومت آينده را حاكميت عدل كامل و برچيده شدن بساط ظلم و جور و تبعيض در زمين مى‏دانند.
ب) از امام سجاد روايت‏شده است كه:
«اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شيعتنا العاهة و جعل قلوبهم كزبر الحديد و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعين رجلا و يكونون حكام الارض و سنامها.» (39)
يعنى: وقتى قائم ما قيام كند خداوند عيب و آفت را از شيعيان ما بر طرف كند و دلهاى آنان را چون پاره‏هاى پولاد سازد و به هر مردى از ايشان نيروى چهل مرد را بدهد و آنان حاكمان و سروران زمين خواهند بود.
از اين روايت استفاده مى‏شود كه اولا، شيعيان بر روى زمين حاكميت پيدا خواهند كرد; ثانيا، ياران امام زمان از قوت و قدرت فوق‏العاده‏اى برخوردار خواهند بود. اين قدرت و قوت هم مى‏تواند ناشى از ايمان، توكل و اراده آنها و هم ناشى از ابزار و امكاناتى باشد كه در اختيار آنهاست.
ج) از امام صادق منقول است:
«اذ قام القائم جاء بامر جديد كما دعا رسول‏الله فى بدو الاسلام الى امر جديد.» (40)
يعنى: چون قائم قيام كند امرى جديد مى‏آورد چنان كه رسول خدا در آغاز اسلام به امرى جديد دعوت كرد. روايات ديگرى مشابه اين روايت نيز نقل شده است. منظور اين نيست كه حضرت مهدى دين جديد و يا كتاب جديد مى‏آورد بلكه منظور اين است كه چون در طول زمان، حقيقت اسلام و آموزه‏هاى اسلامى به دست فراموشى سپرده مى‏شود، يا دچار تحريف، بدعت، كاهش و افزايش مى‏گردد، وقتى حقيقت معارف و احكام اسلام براى مردم بازگو مى‏شود مى‏پندارند كه امام زمان (عج) دين و كتاب جديدى آورده است. شاهد بر اين معنا رواياتى است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
امام صادق عليه السلام درباره حضرت مهدى (عج) مى‏فرمايد:
همانگونه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله عمل كرد، عمل مى‏كند، آنچه را پيش از او بوده است نابود مى‏سازد، همانگونه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله جاهليت را نابود كرد، و اسلام را از نو مى‏آورد. (41)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مورد حضرت مهدى (عج) مى‏فرمايد:
سيره و سنت او، سيره و سنت من است، مردم را بر دين و آيين من راست‏خواهد كرد و آنان را به كتاب پروردگارم دعوت مى‏كند. (42)
د) امام صادق عليه السلام درباره حضرت مهدى (عج) مى‏فرمايد:
هنگامى كه قائم قيام كند به عدل حكم نمايد و در روزگار او ظلم و بيداد يكسره نابود گردد و راهها امن شود و زمين بركات خود را آشكار سازد و هر حقى به صاحبش برگردانده شود و هيچ پيرو دينى نماند مگر آن كه به اسلام در آيد.. او در ميان مردم به روش داود عليه السلام و محمد صلى الله عليه و آله حكم كند. آن هنگام زمين گنجهاى خود را آشكار سازد و بركاتش را ابراز دارد و همگان چنان بى‏نياز شوند كه چون كسى بخواهد صدقه‏اى دهد مستحقى نيابد چون غنا و توانگرى همه مؤمنان را در بر گيرد. (43)
در اين روايات به چند ويژگى از ويژگيهاى جامعه و حكومت آينده بشريت مانند گسترش عدل، امنيت راهها، جهانى شدن اسلام، وفور بركات، رفاه اقتصادى و ريشه‏كن شدن فقر اشاره شده است.
هـ) اميرمؤمنان در توصيف دولت‏حضرت مهدى موعود (عج) مى‏فرمايد:
بدى از ميان مى‏رود و نيكى برقرار مى‏گردد و زنا از بين مى‏رود و ربا محو مى‏شود و مردم به عبادات شرع و ديندارى و نماز با جماعت روى مى‏آورند و عمرها طولانى مى‏گردد و امانتها ادا مى‏شود و درختان پربار مى‏شوند و بركتها چندبرابر مى‏گردد و بدان نابود مى‏شوند و نيكان برقرار مى‏مانند. (44)
و) امام صادق عليه السلام از قول امام على عليه السلام نقل مى‏فرمايند:
روزى كه قائم ما قيام كند، آسمان باران رحمت‏ببارد و زمين گياه خود را بروياند و كينه‏ها از دل بندگان زدوده شود و درندگان و چهارپايان با يكديگر همزيستى مسالمت‏آميز نمايند، تا آنجا كه زنى از عراق تا شام را بپيمايد و جز بر سبزه‏زار گام نگذارد و ينت‏خود را همراه داشته باشد و هيچ درنده‏اى او را آشفته نسازد و او از هيچ چيز نهراسد. (45)
ز) امام باقر عليه السلام مى‏فرمايند:
تمام اموال زمين، آنچه در دل زمين و آنچه بر روى زمين است - نزد مهدى (عج) گرد آيد. آنگاه او به مردم گويد: بياييد و اين اموال را بگيريد. اينها همان چيزهايى است كه به خاطرش قطع رحم كرديد و خونها به ناحق ريختيد و مرتكب گناهان شديد. او دست‏به بخشش زند و آنقدر ببخشد كه تا آن روز كسى چنين بخششى نكرده باشد و زمين را لبريز از عدالت و داد و نور گرداند همانگونه كه از ستم و بيداد و شر لبريز شده بود. (46)
ح) رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند:
در آن زمان امت من از چنان نعمتى برخوردار شوند كه هرگز امتى آنچنان از نعمت‏برخوردار نبوده است. زمين يكسره محصول دهد و هيچ چيز از آنان دريغ ندارد و اموال انبوه شود. هر كس نزد مهدى (عج) آيد و بگويد، به من مالى بده، مهدى بى‏درنگ مى‏گويد، بگير. (47)
ط) امام باقر عليه السلام مى‏فرمايند:
دولت مهدى شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و در سرتاسر جهان، جاى ويرانى باقى نخواهد ماند مگر آن كه آن را آباد خواهد ساخت. (48)
ى) امام باقر عليه السلام مى‏فرمايند:
چون قائم ما قيام كند دست‏خود را روى سر بندگان مى‏گذارد (دست تربيتى خود را) و بدين ترتيب عقول مردم را به كمال مى‏رساند و اخلاقشان را كامل مى‏گرداند. (49)
ك) امام باقر عليه السلام مى‏فرمايند:
در دولت مهدى (عج) به همه مردم علم و حكمت مى‏آموزند تا آنجا كه زنان در خانه‏ها با كتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت كنند. (50)
ل) علم و دانش بيست و هفت‏حرف است و تمام آنچه پيامبران براى مردم آورده‏اند دو حرف بيش نبوده است و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند، اما هنگامى كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج‏حرف ديگر را آشكار سازد. (51)
م) امام صادق عليه السلام مى‏فرمايند:
هنگامى كه قائم ما قيام كند خداوند چندان نيرو به گوش و چشم شيعيان ما مى‏دهد كه ميان آنان و قائم قاصدى نخواهد بود قائم با آنان سخن مى‏گويد و ايشان نيز صداى او را همانجا كه هست مى‏شنوند و به او نگاه مى‏كنند. (52)
از مجموع اين روايات استفاده مى‏شود، علاوه بر توسعه عدل، حق و گسترش دين، در دولت كريمه امام زمان (عج)، گسترش و توسعه اقتصادى، علمى، سياسى و اخلاقى نيز ايجاد مى‏شود. بايد دانست كه اعتقاد به ظهور مهدى موعود در آخرالزمان و گسترش عدل و داد در جهان با دست مبارك او، اختصاص به مذهب تشيع ندارد، بلكه اين يك مساله اسلامى است. خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حتى بنابر مدارك و روايات فراوان اهل سنت‏بارها آمدن حضرت مهدى را و اين كه او از اولاد على و فاطمه و امام حسين و پدرش امام حسن عسگرى است و قيام نهايى دين و برقرارى عدالت جهانى به دست او مى‏باشد را مژده داده و گوشزد كرده است. علماى اهل سنت در بيش از دويست كتاب از كتابهاى معتبر خود، مناقب حضرت مهدى (عج) و مسائل مربوط به او و چگونگى ظهور، شرايط و علائم نزديك يا مقارن ظهور او را ذكر كرده‏اند و بيش از سيصد كتاب ويژه درباره حضرت مهدى (عج) تاليف كرده‏اند. (53) و در قرآن كريم نيز آياتى است كه حتى مفسران اهل سنت آن آيات را مربوط به ظهور حضرت مهدى (عج) دانسته‏اند. (54)
به همين دليل در تاريخ مى‏بينيم حدود صد و پنجاه سال پيش از ولادت حضرت مهدى (آغاز خلافت عباسيان) كسانى ادعا مى‏كرده‏اند كه همان مهدى موعود مورد نظر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏باشند و اين امر به علت‏شيوع مساله «مهدى موعود» در آن زمان بود، به گونه‏اى كه همه فرقه‏هاى مسلمان به اصل مساله مهدى موعود معتقد بودند. (55)
ما در اينجا به پاره‏اى از روايات و نيز ديدگاه برخى از علماى اهل سنت درباره حضرت مهدى موعود و آينده بشريت اشاره مى‏كنيم:
1 - ابن صباع از عبدالله بن مسعود نقل مى‏كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«لو لم يبق من‏الدهر الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يبعث فيه رجلا من امتى و من اهل بيتى يواطى اسمه‏اسمى يملا الارض قسطا كما ملئت ظلما و جورا.» (56)
يعنى: اگر باقى نمانده باشد از عمر دنيا جز يك روز، خدواند آن روز را طولانى كند تا اين كه مردى را از امت و خاندانم كه همنام من است مبعوث نمايد تا زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه از ظلم و جور پر شده بود.
2 - ابن جوزى گويد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
در آخرالزمان مردى از فرزندان من خروج مى‏كند كه اسمش مانند من باشد. زمين را پر از عدل كند چنان كه از ظلم پر شده بود.
سپس ابن جوزى مى‏گويد اين شخص همان مهدى موعود است و اين حديث مشهور است. (57)
3 - ابن ابى الحديد مى‏نويسد:
«قد وقع اتفاق الفرق من المسلمين اجمعين على ان الدنيا و التكليف لاينقضى عليه.» (58)
يعنى: تمام فرقه‏هاى مسلمين همگى اتفاق دارند بر اين كه دنيا و تكليف دينى پايان نمى‏يابد مگر پس از اين كه حضرت مهدى (عج) ظهور كند.
4 - احمد حنبل، ابو داوود، ترمزى و ابن ماجه كه از روات، محدثان و علماى مشهور اهل سنت مى‏باشند از رسول خدا نقل كرده‏اند كه:
«لو لم يبق من الدهر الا يوم واحد لبعث الله من اهل بيتى يملاها عدلا كما ملئت ظلما» (59)
يعنى: اگر از عمر روزگار جز يك روز باقى نماند خداوند حتما مردى را از خاندان من مبعوث كند كه زمين را پر از عدل و داد گرداند همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده بود.
5 - شيخ محمد صبان گويد:
اخبار رسيده از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره خروج مهدى (عج) و اين كه او از خاندان آن حضرت مى‏باشد و زمين را پر از عدل و داد مى‏كند به حد تواتر رسيده است. (60)
6 - ابن صباغ مالكى مى‏نويسد:
ابو محمد حسن عسگرى عليه السلام پسرش، حجت قائم و منتظر را براى دولت‏حقه به جاى گذاشت و به علت نامساعد بودن زمان و خوف سلطان، ولادت او را مخفى نگه داشته و امرش را مستور نموده بود. (61)
7 - محمد بن يوسف گنجى شافعى در كتاب خود - البيان فى اخبار صاحب‏الزمان - مى‏نويسد:
البته مهدى موعود فرزند حسن عسگرى بوده و او زنده و موجود و باقى است از وقت غيبتش تاكنون، امتناعى در بقاى او نيست‏به دليل بقاى عيسى و خضر و الياس (ع). (62)
8 - حافظ ابو نعيم از ابن عمر روايت مى‏كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مهدى موعود خروج مى‏كند و بالاى سرش، فرشته‏اى صدا مى‏زند اين مهدى خليفة‏الله است، پس از وى تبعيت كنيد. (63)
9 - شيخ سليمان بلخى از كتاب فرائدالسبطين نقل مى‏كند كه رسول خدا فرمود:
خلفا و اوصياى من و حجت‏هاى بر مردم پس از من دوازده نفرند، اول آنها على و آخرشان فرزندم مهدى است و عيسى بن مريم نازل مى‏شود و پشت‏سر مهدى نماز مى‏خواند و زمين به نور پروردگار روشن مى‏شود و سلطه و حكومت او به مشرق و مغرب مى‏رسد. (64)
10 - كمال الدين بن طلحه شافعى در كتاب خود «الدر المنظم‏» مى‏نويسد:
خداى تبارك و تعالى را خليفه‏اى است كه در آخرالزمان خروج مى‏كند، در آن حال كه زمين پر از ظلم و جور شده باشد و او آن را پر از عدل و داد كند و اگر از دنيا جز يك روز باقى نماند اين خليفه كه از فرزندان فاطمه زهرا است متولى امور گردد و او داراى بينى كشيده و باريك و چشمانش مشكى است و به گونه راست صورتش خالى است كه ارباب حال آن را مى‏شناسند، نامش محمد و قامتش متوسط و خوش صورت و خوش مو است و خداوند هر بدعتى را به وسيله او ميرانده و هر سنتى را زنده مى‏كند. (65)
جالب اين است كه در منابع و مدارك معتبر اهل تسنن مانند صحاح ششگانه - به استثناى صحيح نسائى كه تنها روايات مربوط به احكام فقهى را جمع‏آورى كرده است - روايات مربوط به امام مهدى (عج) آمده است. شش محدث بزرگ اهل سنت - نويسندگان صحاح ششگانه - يعنى احمد حنبل، بخارى، مسلم، ابن ماجه، ابوداود و ترمذى روايات مهدى (عج) را از عمر بن خطاب، عبدالله مسعود، عبدالله بن عباس، جابربن عبدالله انصارى، جابر بن سمرة، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو عاص، انس بن مالك، ابوسعيد خدرى، ثوبان غلام عمرو، ام سلمه همسر گرامى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و غيره نقل كرده‏اند. (66)
رواياتى كه در منابع اهل سنت از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، احاديث مهدى موعود را نقل كرده‏اند در حقيقت مجموع صحابه و تابعين مى‏باشند كه برخى از آنها به قرار زير مى‏باشند: على عليه السلام، سلمان، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، عبدالرحمن بن عوف، عثمان بن عنان، زيدبن ثابت، ابوهريره، حذيفه يمانى، ابوايوب انصارى، زيدبن ارقم، عمار ياسر، سعدبن مالك، عبدالله بن حارث، علقمة بن عبدالله، جارود منذر، عايشه، على بن هلال و بسيارى ديگر كه مجال ذكر آنها نيست. (67)

پي نوشت :

1) مدرس حوزه و عضو هيات علمى دانشگاه علوم پزشكى بابل، محقق و نويسنده.
2) محمد حسين طباطبايى، شيعه در اسلام.
3) مرتضى مطهرى، قيام و انقلاب مهدى، انتشارات حكمت، چاپ پنجم، 1398 ق.، ص 5.
4) كتاب مقدس، زبور داوود، بخش مزامير، مزمور 37.
5) انبياء/105.
6) زبور داود، مزمور 72.
7) كتاب مقدس، اول پادشاهان، باب 11، آيه 42.
8) همان.
9) همان.
10) كتاب مقدس، انجيل متى، باب 5، آيه 19 - 17.
11) مزامير، مزمور 45.
12) كتاب مقدس، انجيل متى، باب 21، آيه 45 - 33.
13) زبور داود، مزمور 118، آيه 27 - 22.
14) انجيل يوحنا، باب 12، آيه 47 - 46.
15) كتاب مقدس، كتاب اشعيا، باب 42.
16) كتاب مقدس، نامه اول پطرس، باب 1، آيه 13.
17) انجيل لوقا، باب 12، آيه 40 - 35.
18) كتاب مقدس، نامه دوم پولس به مسيحيان تسالونيكى، باب 2.
19) كتاب اشعيا، باب 65، آيه 25 - 16.
20) كتاب مقدس، كتاب صفنيا، باب 3، آيه 13 - 8.
21) انجيل متى، باب 25، آيه 34 - 31.
22) انبياء/105.
23) محمد حسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374، ج 14، صص 466 - 445.
24) اعراف/128.
25) محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 8، ص، 287.
26) توبه/33; صف/9.
27) ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، چاپ هفدهم، 1374، ج 7، صص 373 - 372.
28) قصص/5.
39) براى بحث تفصيلى آن رجوع كنيد: شهيد مطهرى، جامعه و تاريخ.
30) نور/55.
31) مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، چاپ پنجم، 1374، ج 2، ص‏126.
32) محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 15، صص 156 - 155.
33) صافات/173 - 171.
34) محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 17، ص 187.
35) روم/30.
36) محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 4، ص 140.
37) مرتضى مطهرى، جامعه و تاريخ، انتشارات صدرا، ص 46 - 45.
38) علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 74.
39) شيخ صدوق، خصال، ج 2، ص 541; علامه مجلسى، پيشين، ج 52، ص 317.
40) شيخ مفيد، ارشاد، ص 343.
41) علامه مجلسى، پيشين، ج 52، صص 353 - 352.
42) شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 411.
43) شيخ مفيد، پيشين، صص 344 - 343; علامه مجلسى، پيشين، صص 339 - 338.
44) لطف‏الله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر، ص 474.
45) شيخ صدوق، خصال، ج 2، ص 642.
46) علامه مجلسى، پيشين، ج 52، ص 309; غيبة النعمانى، صص 238 - 237.
47) كشف الغمه، ج 2، ص 478; علامه مجلسى، پيشين، ج 51، ص 88.
48) لطف‏الله صافى گلپايگانى، پيشين، ص 146; شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 1، ص 331.
49) علامه مجلسى، پيشين، ص 336.
50) علامه مجلسى، پيشين، ص 352.
51) همان، ص 336.
52) همان.
53) به عنوان نمونه مى‏توان به كتاب «ضقة المهدى‏» از حافظ ابونعيم اصفهانى و كتاب «البيان فى اخبار صاحب‏الزمان‏» از گنجى شافعى و كتاب «البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان‏» از ملاعلى متقى و كتاب «اخبار المهدى‏» از عبادبن يعقوب رواجتى و كتاب «العرف الوردى فى اخبار المهدى‏» از جلال الدين سيوطى و كتاب «القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر» از ابن حجر و.... اشاره كرد.
54) در اين رابطه مى‏توان به آيه 54 سوره مائده، 105 سوره انبياء، 5 سوره قصص، 55 سوره نور مراجعه كرد.
55) ر ك: محمد رضا حكيمى، بعثت، غدير، عاشورا، مهدى، چاپخانه پرتو، چاپ اول.
56) الفصول المهمه، ص 312 به نقل از فضل‏الله، حضرت حجة ابن الحسن، انتشارات مفيد، چاپ اول، 1370، ص 147.
57) تذكرة الخواص، ص 204 به نقل از همان، ص 147.
58) ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج 2، ص 353 به نقل از همان، ص 148.
59) ينابيع المودة، ص 432 به نقل از همان ص 157.
60) اسعاف الراغبين، ص 152 به نقل از همان، ص 147.
61) الفصول المهمه، ص 312 به نقل از همان، ص 147.
62) ينابيع المودة، ص 471به نقل از همان، ص 152.
63) همان، ص 410به نقل از همان، ص 150.
64) همان، ص 447به نقل از همان، ص 149
65) همان، ص 410به نقل از همان ص 150.
66) على دوانى، دانشمندان عامه و مهدى موعود، دارالكتب الاسلامية، 1353، صص 14 - 13.
67) همان، صص 21 - 18.

 

 

اختلاس تلنگري به وضعيت موجود بود

اختلاس تلنگري به وضعيت موجود بود


در اختلاس بزرگ اخير نكات مهم زيادي قابل بررسي است كه يكي از آن نكات مهم، نحوه پرداخت تسهيلات بانكي به برخي افراد و شركت ها است. يعني در حالي كه شركت هاي خوش نام به دليل داشتن چك برگشتي از دريافت تسهيلات محروم مي شوند، اين مجموعه مختلس با تأسيس شركت هاي مختلف و در ظاهر مستقل و در واقع وابسته به خود توانسته اند قانون را دور بزنند. اين افراد با استفاده از قانون تجارت و يا قوانين مشابه توانسته اند شركت هاي متعددي كه طبق قانون ذي نفع واحد نيز حساب نمي شوند تأسيس كرده و با استفاده از اين شركت ها تسهيلاتي را از نظام بانكي بگيرند!
يك پرونده از اين اختلاس در يك شعبه بانكي از نظر يك كارشناس اعتباري ظاهراً يك پرونده كامل است، اما در واقع اين شركت زيرمجموعه گروه اختلاس بوده است البته اين خلأ فقط به سيستم بانكي برنمي گردد ومنشأ اين اتفاقات فقط به سيستم بانكي برنمي گردد و اگر موشكافي شود بايد تمام قوانين اقتصادي مورد بازبيني قرار گيرد.
در حالي كه شفافيت لازم در قوانين و مجموعه اقتصادي وجود ندارد و راهكارهاي متعددي براي دور زدن قانون وجود دارد، اختلاسگران با استفاده از شركت هاي مختلف و افراد گمنام و مخفي كردن امضا آنان توانسته اند چنين سوءاستفاده هايي در سيستم ثبتي و حقوق اقتصادي كشور انجام دهند. اگرچه اشكالات سيستم بانكي را نمي توان ناديده گرفت، اما مسئله اين است كه اشكالات فقط به سيستم بانكي برنمي گردد بلكه كل قوانين اقتصادي بايد بازنويسي شود.
متأسفانه قانون تجارت مربوط به دهه هاي گذشته است و اين مسئله امكان سوءاستفاده به متخلفان را مي دهد و لذا بايد از اين پديده براي آينده عبرت گرفته، برنامه ريزي و يك سري قوانين شفاف و كارآمد را براي اقتصاد تنظيم كرد. مع الاسف هنوز رشته حقوق اقتصادي در دانشگاه هاي ما وجود ندارد در حالي كه در كشورهاي غربي اين يك رشته تثبيت شده است كه بسيار مورد استقبال قرار گرفته، اما در ايران اين رشته به وجود نيامده و مورد توجه قرار نگرفته كه بايد ريشه يابي شده و از ريشه مسائل را حل كرد. از سويي مسئله سوءاستفاده و فساد مالي مي تواند يك نقطه شروع براي آينده بسيار روشن تر در مسائل و قواعد اقتصادي باشد و همه بايد به دنبال بستن راه ها و مجاري نفوذ متخلفان باشند. مجلس بايد دور از هياهوي به وجود آمده به ريشه يابي مسئله بپردازد و در واقع به حل سر شاخه هاي اين اختلاس اهتمام بورزد كه اگر اين اتفاق بيفتد مي توان اميدوار بود كه چنين مشكلاتي را دوباره تجربه نكنيم.
قطعاً در اين مسئله، كل سيستم بانكي دچار آسيب شده است و مي توان بيان كرد كه زيان اصلي متوجه خود بانك است و مردم سپرده گذاردر اين مسئله متضرر نشدند. زيرا سپرده ها و سرمايه هاي بانكي و سرمايه گذاري تماماً بيمه هستند، اما ناراحتي مردم پس از افشاي اين اختلاس از اين جهت است كه هنگام مراجعه به بانك براي دريافت تسهيلات خرد جواب شفاف و محكمي نمي گيرند، اما يك گروه يا يك مجموعه با استفاده از خلأهاي قانوني توانسته اين ميزان تسهيلات را در عرض چند سال به خود اختصاص دهد.
با توجه به مسئله اي كه بوجود آمده مشخص مي شود كه نظارت بايد دقيق تر و جدي تر شود البته به نظر مي رسد قوانين اقتصادي نيز بايد مورد كنكاش و بررسي قرار گيرد تا سيستم بانكي با دست بازتري با مسئله برخورد و در واقع از بروز چنين اتفاقاتي جلوگيري كند. بايد كارگروه ها و تيم هايي به دور از هياهو شكل بگيرند كه نقاط آسيب را شناسايي و رصد كرده و قوانين و شيوه هاي اجرايي را بازنگري كنند در ضمن اينكه بايد در تعيين مديران سيستم بانكي نظارت بيشتري صورت بگيرد و حتي از ورود افرادي كه كمترين مسئله را در پرونده شان دارند به سيستم بانكي جلوگيري شود، تا مانع اتفاقات بدتر در آينده شود.

منبع هفته نامه صبح صادق