سياست خارجي تركيه گرفتار تناقض و دوگانگي!


پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، موج بيداري اسلامي كه در اكثر كشورهاي اسلامي به وجود آمده بود، تركيه را نيز تحت تأثير قرار داد و حركت هاي اسلامي در عرصه هاي مختلف، خصوصاً حركت زنان محجبه اين كشور و تلاش براي رفع ممنوعيت هايي كه براي آنان وجود داشت، مردم تركيه را براي قبول حزب اسلامگراي عدالت و توسعه به رهبري «رجب طيب اردوغان» ترغيب كرد. در پي پيروزي حزب «عدالت و توسعه» و در پي اجراي سياست هاي مثبت اقتصادي اين حزب در تركيه، شاهد رفاه اجتماعي و كاهش بيكاري در اين كشور مسلمان بوديم كه اين مسأله در بعد داخلي اين كشور سبب محبوبيت فراوان حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان شد و در بعد سياست خارجي نيز، سران اين حزب با نزديكي به كشورهاي اسلامي، هم در داخل و هم در خارج از اين كشور، توانستند محبوبيت هايي كسب كنند. تا كنون مهم ترين محورهاي سياست خارجي دولت اردوغان به ويژه در دوره اول حضور وي در اين منصب، سياست تنش زدايي، گسترش همكاري با كشورهاي اسلامي، تنش صفر با همسايگان (به صفر رساندن مشكلات با همسايگان )، سرمايه گذاري در كشورهاي خاورميانه بوده است، اما اخيراً و در دور جديد حاكميت اين حزب، تفاوت هايي در نگاه اردوغان و همفكرانش را در سياست هاي خارجي اين كشور شاهديم كه نشان از فاصله گرفتن تركيه از همسايگان و نزديكي به غرب است. از آنجا كه در اين دوره، ما شاهد تحولات بنيادين در خاورميانه هستيم و كشور تركيه نيز به دنبال ايفاي نقش در اين تحولات است؛ در اين مقطع، سران ترك به زعم خود با مدنظر قرار دادن منافع كشورشان، سياست هاي خويش را پيرامون تحولات منطقه با رويكرد جديد طراحي كرده اند.
اگر چه سياست اصلي تركيه در عرصه سياست خارجي بنا بر گفته «عبدالرضا راشد» (كارشناس ارشد مسائل تركيه) «نگاه در غرب به سوي شرق» است، اما در عين حال نبايد فراموش كرد كه جهت گيري كلي و اصلي سياست خارجي تركيه در خاورميانه، چون هميشه، هماهنگي و هم سويي با سياست هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي است؛ اگر چه اردوغان با اتخاذ تاكتيك هاي مختلف سعي در همكاري و مراوده با كشورهاي همسايه و اسلامي هم دارد. سياستي كه مورد پسند آمريكا و رژيم صهيونيستي نيز هست و اين كشورها، به دليل نقش و جايگاه تأثيرگذار ايران و انديشه هاي ملهم از انقلاب اسلامي در منطقه، با درك جايگاه خاص ايران در منطقه، به دنبال مطرح ساختن الگوي ديگري در منطقه براي فرافكني و غيرواقعي جلوه دادن تحولات هستند كه به نظر مي رسد، مناسب ترين گزينه براي آمريكا و غرب، كشور تركيه است، چرا كه آمريكايي ها، نه تنها از رهبري تركيه و شعارهاي زمامداران آن در مخالفت با برخي از سياست ها هيچ ترسي ندارند، بلكه حتي از آن حمايت نيز مي كند.
به نظر مي رسد، اتخاذ سياست دوگانه از تركيه در منطقه خاورميانه، در راستاي تأمين منافع كوتاه مدت و بلندمدت اين كشور در جهان و منطقه است. بي ترديد دولت تركيه در حال حاضر، ضمن حفظ رابطه سنتي خود با غرب و رژيم صهيونيستي، به دنبال ايفاي نقش خود، به عنوان يك بازيگر فعال درمسائل منطقه اي و جهاني است.
اين امر، موجب سردرگمي حزب عدالت و توسعه در سياست خارجي آن شده است. دولتمردان فعلي تركيه در يك دو راهي بزرگ و پيچيده، گير افتاده اند. اظهارات ضد و نقيض اردوغان و دولتمران تركيه در اين برهه هم، نشانگر همين سردرگمي دولتمردان ترك است. مي توان گفت كه حزب «عدالت و توسعه» يك دوره مشكل را پيش روي خود خواهد داشت. از سويي، كشورهاي عربي، به سردمداري آل سعود و با حمايت غرب درصدد ايجاد يك بلوك از كشورهاي اسلامي سني مذهب هستند و در اين راه خيلي سعي دارند تا تركيه را نيز با خود همراه كنند، اما تركيه هيچ تمايلي ندارد كه در اين بلوك قرار بگيرد، زيرا حضور تركيه در اين بلوك، عدم حضورش را در ساير مناطق در پي خواهد داشت. در مجموع و بنا به گفتار و رفتار دولتمردان تركيه مي توان گفت، هم اكنون جهت گيري كلي و اصلي سياست خارجي تركيه در خاورميانه هماهنگي و هم سويي با سياست آمريكا و رژيم صهيونيستي است؛ اگرچه اردوغان بااتخاذ تاكتيك هاي متفاوت، سعي در تعامل با كشورهاي همسايه و اسلامي هم دارد! تاكتيكي كه جز دوري اين كشور از همسايگان و كشورهاي مسلمان منطقه، هيچ دستاوردي براي مسئولان تركيه در بر نخواهد داشت و آن را روز به روز از كشورهاي مسلمان و منطقه دورتر خواهد كرد، چرا كه جمع نقيضين امري محال است و ادامه روند سياست هاي فعلي از سوي سران تركيه، به سردرگمي بيشتر اين كشور در سياست خارجي آن خواهد انجاميد و بر پيچيدگي هاي مسائل منطقه خواهد افزود.

منبع هفته نامه صبح صادق