به بهانه شهادت امام جواد(ع)

حج به نيابت از امام زمان

موسي بن قاسم گويد: به ابي جعفر ثاني امام جواد(ع) گفتم: خواستم به عوض شما و پدرتان طواف كنم، ولي مي گويند از طرف اوصيا، طواف صحيح نيست. امام فرمود: نه، هر قدر بتواني طواف كن، اين كار جايز است.
بعد از سه سال، مجدداً خدمت حضرت رسيدم به آن حضرت گفتم: چندي قبل از شما اجازه خواستم كه از جانب شما و پدرتان طواف كنم، شما اجازه فرموديد، به كمك خدا از طرف شما طواف كردم، بعد چيز ديگري به نظرم آمد و به آن عمل كردم؟ امام فرمود: آن چيست؟
گفتم: يك روز از طرف رسول الله (صلي الله عليه و آله) سه بار طواف كردم، در روز دوم از طرف اميرالمومنين (ع) طواف بجاي آوردم، در روز سوم از جانب امام حسن(ع) و در روز چهارم از طرف امام حسين(ع)، روز پنجم به عوض علي بن الحسين، روز ششم از ابي جعفر محمد بن علي، روز هفتم از جعفر محمد، روز هشتم از جانب پدرت موسي بن جعفر، روز نهم از جانب پدرت علي بن موسي(ع)، روز دهم از جانب شما اي آقاي من! اينها كساني هستند كه به ولايت شان عقيده دارم.
حضرت جواد(ع) فرمود: به خدا قسم به ديني اعتقاد داري كه خداوند از بندگان غير آن را قبول ندارد. گفتم: گاهي هم از جانب مادرت فاطمه (س) طواف كردم وگاهي نكردم، فرمود: اين كار را زياد كن، اين ان شاء الله افضل اعمالي است كه مي كني.
در اين نقل چند نكته عبرت آموز نهفته است:
اول: چنانچه خداوند متعال امر كرده است انسان بايد مسائل و مشكلات خود را از اهل علم و خرد پرسش كند «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» (انبيا: 7) ناداني و ندانستن برخي امور شايد در بادي امر قبيح نباشد، چرا كه هر انساني علم محدود دارد و قادر نيست به همه علوم آگاهي پيدا كند و حتي عالم به يك علم هم ممكن است كنه و حقيقت آن علم را درك نكند. از اين رو جهالت و ناداني مذموم نيست، آنچه ناپسند است اين است كه انسان جاهل به دنبال كسب علم نرود و حتي بدتر از آن برمبناي جهل خود عمل كند و گاه فتوا دهد! در روايت فوق موسي بن قاسم هنگامي كه سوالي شرعي برايش پيش مي آيد خدمت امام و مولايش مي رسد تا از او كه مصداق اتم و اكمل اهل ذكر است سوال خويش را بپرسد. او مي توانست به علم خود غره شود و با توجيهاتي ساده عملي را كه حس مي كرد صحيح است انجام دهد، اما چنين نمي كند و به توصيه قرآن عمل مي كند تا در گرداب جهل خود گرفتار نشود چه بسا عملي كه در ظاهر نيكو است، اما سبب ايجاد بدعتي در دين شود.
دوم: بر مبناي اعتقاد مكتب حق تشيع ولايت باطن و سر همه اعمال عبادي ماست. «بموالاتكم تقبل الطاعه المفترضه » امام صادق(ع) فرمود: به خدا سوگند اگر بنده اي خداوند را هزار سال عبادت كند به اندازه اي كه رگ گردن او فرتوت شود، ولي با كينه ما اهل بيت(عليهم السلام) بميرد، خداوند تمام اعمال او را به خودش برمي گرداند. از اين رو شيعه بايد ابتدا در معرفت امام(ع) خويش بكوشد و پس از آن محبت امام را در دل خويش روز به روز افزون كند و همچنين سعي كند اين معرفت و محبت استمرار داشته باشد و به اين امر آگاه باشد كه در پس اعمال عبادي او ولايت نهفته است. از اين جهت هنگامي كه به نماز مي ايستد روح حقيقي نماز كه اميرالمومنين و اولادش هستند را مشاهده مي كند و مي داند نمازي مورد قبول است كه متصل به ولايت باشد. ديگر عبادات مانند حج و روزه و جهاد و ... نيز اين گونه است. حال كه جان و سرشت عبادت، ولايت است چه نيكوست انسان در اعمال عبادي خود به ياد جان و روح عمل باشد و نماز و حج مستحبي خويش را به نام صاحب اصلي عمل انجام دهد به عنوان مثال نماز شبش را به نيابت از يكي از معصومين(عليهم السلام) اقامه كند و هنگامي كه زيارت مشاهد مشرفه و يا حج مي رود از جانب ولي خود اعمالش را انجام دهد. چنين شخصي وقتي عملي را از جانب مولايش انجام مي دهد سعي مي كند در انجام آن دقت مضاعف كند تا آنچه تقديم مولايش مي كند ناقص و داراي كمبود نباشد و اين امر سبب كمال عبادت او مي شود.
حج رفتن به نيابت از امام زمان(عج) يكي از اعمال عبادي است كه در ترقي و كمال انسان موثر است. امام جواد(ع) در پاسخ به سائل چنين حجي را جايز مي شمارد چه آنكه در آن زمان امام زنده و حاضر موسي بن قاسم حضرت جوادالائمه(ع) بوده است. امام جواد(ع) حتي به چنين عملي او را تشويق و برايش دعا مي كند.
در دوران غيبت نيز اگر شخصي به نيابت از امام زمان حج بجا آورد بي شك مورد دعا و تشويق حضرت قرار خواهد گرفت و چه سعادتي از اين بالاتر كه مولاي انسان براي او دعاي خير كند. در كتاب شريف «مكيال المكارم» در بيان وظايف منتظران نسبت به امام زمان(عج) ده ها وظيفه را ذكر مي كند و وظيفه بيست و پنجم را حج به نيابت از حضرت عنوان مي دارد و مي نويسد: و اين كار بين شيعيان در روزگار قديم متداول و مرسوم بوده، و بر خوبي و رجحان اين عمل - اضافه بر اين كه خود صله و نيكي و مودت از طرف مومن به امام زمانش (ع) مي باشد - چندين روايت دلالت دارد كه در كتب علماي ما ذكر شده، از جمله: اخباري است كه در استحباب حج به نيابت از مومنين به طور مطلق آمده و فضيلت آن بيان شده است، مانند: روايت ابن مسكان كه در كافي از حضرت امام صادق (ع) آمده كه راوي گويد: به آن حضرت عرضه داشتم: كسي از سوي شخص ديگري حج بجاي مي آورد چقدر اجر و ثواب براي او خواهد بود؟ فرمود: «براي كسي كه از سوي شخص ديگري حج مي كند اجر و ثواب ده حج خواهد بود.» نيابت در حج از سوي مولاي مان حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) قدرش بالاتر و ثوابش برتر است، زيرا كه آن حضرت مقامش از همه اهل ايمان بالاتر و شأن و اجرش از تمامي آنان برتر است به همين نسبت اجر و پاداش حج نيابتي براي ايشان اجر بيشتري دارد.