میلاد حضرت مسیح(ع) بر موحدان جهان و هموطنان مسیحی مبارک باد

میلاد حضرت مسیح(ع)

"كريسمس"، جشني كه هر ساله نويد آغاز سال نوي ميلادي را به جهانيان مي‌دهد، يك جشن مذهبي براي مسيحيان است كه در طول تاريخ خود، دگرگوني‌هاي بسياري را تجربه كرده است. آنگونه كه از تاريخ بر مي‌آيد، كريسمس در قرن چهارم ميلادي كه امپراطوري روم (بيزانس) بطور رسمي آيين مسيحيت را پذيرفت، در دنياي غرب رايج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت .
مورخان مي‌گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين "مهر" (ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد. آنان در اين زمينه به اختلاف نظرهاي موجود بر سر سالروز ولادت حضرت عيسي(ع) استناد مي‌كنند و مي‌گويند كه بحث ميان بزرگان عالم مسيحيت و تاريخ نگاران درباره روز ميلاد آن حضرت چنان زياد است كه نمي‌توان در اين باره، روزي را مشخص كرد.
زمان "كريسمس" اكنون نيز ميان شاخه‌هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس ، كاتوليك و پروتستانها، متفاوت است و هريك، مبنايي را براي آن تعيين كرده‌اند گرچه همگي به سالروز تولد "مهر" (ميترا) - خداي پاكي- در ايران باستان نزديكند. آداب و رسوم كريسمس نيز در طول زمان دچار دگرگونيهاي بسيار شده است به‌گونه‌اي كه مي‌گويند هديه‌دادن و شيريني‌هاي متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم ميلادي توسط تاجران يهودي در اروپا رايج شد. عده بسياري نيز معتقدند كه "بابانوئل"، شخصيت افسانه‌اي كه مسيحيان را در ايام كريسمس با هداياي خود، خوشحال مي‌سازد، در واقع از "عمو نوروز" ايراني الهام گرفته و در ابتدا، لباسي سبز بر تن داشته است. علت تغيير رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نيست و به همين دليل، امروزه عده‌اي - به طنز يا جدي- معتقدند كه شركت كوكاكولا، چنين رنگي را به آن داده است. بابانوئل پيش از اين به كودكان هديه مي‌داد اما چند دهه است كه به لطف تبليغات دنياي مصرف، دادن هديه به بزرگان را نيز مد كرده است .
با وجود اين، برگزاري كريسمس در كشورهاي مختلف مسيحي بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهايي نيز با يكديگر دارد.
كريسمس بار ديگر در حال نزديك شدن است و مردم براي جشن گرفتن تولد حضرت عيسي مسيح(ع) به كليساها مي‌روند. در اين دوران، به خصوص رايج است كه مسيحيان از دستورهاي حضرت عيسي(ع) پيروي مي‌كنند، اما چيزي كه به خوبي درك نشده، اين است كه مسلمانان هم حضرت عيسي(ع) را دوست داشته و به وي احترام مي‌گذارند، چرا كه او نيز يكي از پيام‌آوران خدا براي بشريت بوده است.
 به نقل از سايت �مك هال�، شخصيت حضرت عيسي(ع) در اسلام، نقشي اساسي دارد و مسلمانان ايمان دارند كه خداوند، انجيل را به عيسي داده است، همان‌گونه كه تورات را بر موسي(ع)، زبور را بر داود(ع) و قرآن را بر محمد(ص) نازل كرده است. جالب است بدانيم، مسلمانان تا زماني كه به حضرت عيسي(ع) ايمان نياورند، مسلمان به شمار نمي‌روند و اسلام، تنها ديني است كه بر مسيحيت گواهي داده است. همچنين اسلام، احترام خاصي نيز براي حضرت مريم(س) قايل است و در قرآن نيز سوره �مريم� به زندگي وي اختصاص دارد. زندگي عيسي مسيح(ع) براي مسيحيان و غيرمسيحيان واقعه مهمي است.
هم مسلمانان و هم مسيحيان مي‌توانند درس‌هاي بسياري از كريسمس بگيرند، اما گاه به نظر مي‌رسد، اين جشن سالانه، پيروزي سمبل‌هاي شرك بر دين عيسي(ع) است و در اين‌‌باره اختلافي وجود ندارد، چراكه سمبل‌هاي گرفته‌شده از دين‌هاي غيرخداپرستانه، تولد و درس‌هاي حضرت عيسي مسيح(ع) را تحت‌الشعاع قرار داده است اين اختلاط باعث اختلال در اصول اساسي مسيحيت مانند روحانيت، سادگي، فروتني، مهرباني و بخشندگي است.
كريسمس برهه‌اي افتخارآميز از سال است، اما هر ساله چهره حضرت عيسي(ع) و آموزه‌هاي وي بيشتر و بيشتر از اين مراسم رخت برمي‌بندد. ولي به هر حال، نكته مثبتي هم دارد كه اگر نبود، روابط خانوادگي از انچه امروزه ديده مي شود بدتر بود و درواقع، تنها فرصتي است كه خانواده‌ها تلاش مي‌كنند، پيوندهاي شكسته‌شده‌شان را ترميم كنند.

در جنگ جدايي دين از مدارس و دولت، كريسمس پيروزي بزرگي در بازگرداندن روحانيت به زندگي فرد است. واقعا خجالت‌آور است كه به جاي �كريسمس مبارك� از الفاظي مانند �تعطيلات مبارك� و �تبريكات فصلي� استفاده شود كه بيشتر ناشي از تمايلات تجاري است. انكار مسيحيت در جشن‌هاي كريسمس به هيچ‌كس كمك نمي‌كند. درواقع ما مسلمانان از وجود محتواهاي بيشتر مسيحيت استقبال مي‌كنيم و احترام خود را به روش خودمان و با برپايي جشن به حضرت مريم(س) و فرزندش نشان مي‌دهيم.
در حالي كه عده‌اي مي‌كوشند تا مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند، ما با نيرويي جدايي‌ناپذير با يكديگر متحد مي‌شويم؛ نيرويي كه پيام �عشق�، �صلح� و �آموزه‌هاي فراموش‌ناشدني� حضرت عيسي(ع) بوده و از سوي پيروان هر دو دين پذيرفته شده است.
اين جمله فراموش‌ناشدني است: �عيسي پسر مريم گفت: دنيا يك پل است، از آن بگذريد، اما خانه‌اي بر آن نسازيد. كسي كه به روز آخرت معتقد است، اميد به ابديت دارد، اما اين دنيا، تنها يك ساعت است. آن را در ستايش و دعاي خداوند براي آسايش در روزي ناديده بگذرانيد�؛ اين جمله‌اي است كه بر سردر بزرگ‌ترين معماري مسلمانان، مسجد ساخته شده توسط امپراتور اكبر در استان �آگرا� در شمال هند نوشته شده است.
 چرا تولد حضرت عيسي(ع) در همه جهان جشن گرفته مي‌شود، به ويژه در آمريكا، اما پيام صلح و عشق وي تقريبا ناديده انگاشته مي‌شود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایران، اوباما و دار و دسته اش را تحقیر کرد

سی ان ان:

ایران، اوباما و دار و دسته اش را تحقیر کرد

ایران با تحقیر کردن واشنگتن محترمانه می گوید: متشکریم اما از هواپیما دیگر خبری نیست.

به گزارش گرداب، یک شبکه خبری معتبر آمریکایی در گزارشی راجع به درخواست سران عالی رتبه کاخ سفید برای استرداد پهپاد آر کیو 170 نوشت،"سی ان ان" در گزارش خود می نویسد: ایران با تحقیر کردن واشنگتن محترمانه می گوید: متشکریم اما از هواپیما دیگر خبری نیست.

با وجود درخواست اوباما، رئیس جمهور آمریکا  برای استرداد هواپیما نباید تعجب کرد که ایران هیچ عجله ای برای تحویل آن به واشنگتن ندارد.


ایران در جواب اوباما گفت: درخواست شما محترمانه بود، اما از هواپیما مطمئنا دیگر خبری نیست.


سی ان ان سپس به اظهارات  مقامات ایرانی که توام با خرد شدن آمریکا بود اشاره کرده و نوشت: محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران نیز روز گذشته در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی ونزوئلایی با کنایه گفت: «آمریکا خود تصمیم گرفته این هواپیمای جاسوسی را به ما واگذار کند.»


وی سپس ادامه داد: «ایران پیشرفت های زیادی را در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشته و حال به پیشرفته ترین آن نیز دست یافته است.»


"احمد  وحیدی"، وزیر دفاع  ایران نیز جواب آمریکایی را داد و گفت: «این هواپیما دیگر به آنها تعلق ندارد.»


"رامین مهمان پرست"، سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز گفت: «آمریکا باید از ایران عذرخواهی کند، زیرا تخلف انجام داده و وارد فضای کشور ما شده است.»


این شبکه در انتها به سخنان "پانتا"، وزیر دفاع آمریکا پرداخت. پانتا در این زمینه گفت: «آمریکا مجبور بود برای حفظ وجهه خود از ایران درخواست  کند اما همه می دانیم که دیگر برگشتی در کار نیست.»


پانتا در این باره اظهار داشت: «من توقع ندارم چنین رویدادی اتفاق افتد، اما نفس تقاضای ما خود مهم بود.»

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

 

قدرت‌های جهانی به قدرت سایبری ایران اعترف می‌کنند

وزير ارتباطات:

قدرت‌های جهانی به قدرت سایبری ایران اعترف می‌کنند

قدرت جهاني پس انجام انواع حملات سايبري به سيستم‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي ايران اعتراف كرد كه ايران ششمين كشور داراي توانمندي مقابله با اينگونه حملات است.

به گزارش گرداب، رضا تقي‌پور، وزير ارتباطات، گفت: «قدرت جهاني پس انجام انواع حملات سايبري به سيستم‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي ايران اعتراف كرد كه ايران ششمين كشور داراي توانمندي مقابله با اينگونه حملات است.»

تقی پور اظهار كرد: «كشور ما در حوزه ارتباطات و فناوري اطلاعات كم‌ترين آسيب را از ناحيه حملات سايبري و ويروس‌ها متحمل شده كه اين امر نشان دهنده پيشرفت‌هايي است كه در حوزه ارتباطات و فناوري اطلاعات انجام شده است.»

وي گفت: «دولت به توسعه شبكه اطلاعات اهتمام ويژه دارد و در برنامه پنجم توسعه نيز بحث شبكه ملي اطلاعات كه ويژگي اصلي آن پهناي باند زياد و تعميم آن به كل كشور است، مورد تاكيد قرار گرفته است.»

وي اظهاركرد: «امنيت اطلاعات به موازات پيشرفت فناوري ارتباطات و اطلاعات بايد مورد توجه قرار گيرد و در اين راستا از سوي دولت تكاليفي به دستگاه‌هاي اجرايي براي افزايش امنيت سايبري ابلاغ شده است.»

تقي‌پور ادامه داد: «از سال 88، لزوم ايجاد سيستم‌هاي يكپارچه امنيتي به دستگاه‌هاي مختلف كشور ابلاغ شد و امسال مميزي اين سامانه‌ها را شروع مي‌كنيم.»

وي گفت: «امروز فضاي كار در حوزه فناوري اطلاعات در ميان مسئولان، مديران و متخصصان بسيار مثبت بوده و دولت نيز پيرو سياست عدم تصدي‌گري در تلاش است از ظرفيت بخش خصوصي بيش‌ترين بهره‌برداري را در اين حوزه ببرد.»

وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات تاكيد كرد: «دولت نيازمند يكپارچگي اطلاعات است و اين امر با پياده شدن دولت الكترونيك ممكن است و نتيجه آن كاهش اتلاف منابع، افزايش بهره‌وري و صرفه‌جويي در منابع انرژي خواهد بود.»

وي يادآور شد: «ضريب نفوذ تلفن همراه در كشور 72 درصد است كه با احتساب شرايط سني افراد جامعه، تمام افراد واجد شرايط داراي تلفن همراه هستند.»

وی اظهاركرد: «ضريب نفوذ تلفن ثابت نيز 35 درصد است كه با احتساب خانوارها، به طور ميانگين هر خانواده ايراني بيش از يك خط تلفن ثابت دارد.»

منبع: ایسنا

 

رسانه هاي آمريكا و پوشش خبري يك شكست

رسانه هاي آمريكا و پوشش خبري يك شكست

آزادي 3 جاسوس آمريكايي آخرين باري بود كه ايران از آمريكا پيمان گرفت كه از ورود جاسوسانش به حريم ايران جلوگيري كند، اما در حالي كه3 ماه از اين رويداد و اين پيمان نگذشته بود به ناگاه «جانور قندهار» يا همان آر كيو-170 با عبور از خاك افغانستان حدود 300 كيلومتر وارد فضاي امنيتي ايران شد .
هوشياري و قدرت تكنولوژيك جمهوري اسلامي ايران باعث شد كه اين هواپيماي پيشرفته و فوق مدرن در دام ايران گرفتار آيد و براي ايران نويد يك پيروزي بزرگ و براي آمريكا يك شكست بزرگ تر را رقم بزند.
رسانه هاي غربي و مسئولان آمريكايي در يك فعاليت هماهنگ در صدد هستند كه شكست نظامي اطلاعاتي خود را به وسيله تاكتيك ها و غوغاسالاري هاي رسانه اي جبران كنند و در اين راستا پس از به غنيمت گرفته شدن اين هواپيما توسط ايران، آنان تاكتيك هاي رسانه اي و ديپلماتيك زير را دنبال كردند:

سكوت خبري فعال
در اين تاكتيك كه در چهار روز اول حادثه رخ داد، رسانه ها و مقامات آمريكايي تلاش كردند كه موضوع مهم و استراتژيك مفقود شدن يك هواپيماي بدون سرنشين را از منظر رسانه ها دور نگه دارند و خبر آن را منتشر نكنند. در اين تاكتيك همچنين ايجاد شك و شبهه نسبت به اعلام خبر ايران نيز بارها مورد تأكيد و تصريح قرار گرفت تا موفقيت ايران در اين عمليات ناديده گرفته شود. «كريستين ساينس مانيتور» در گزارشي با اشاره به سكوت منابع رسمي در مورد اين خبر نوشت: مقامات پنتاگون و سيا آشكارا تصديق نكرده اند كه هواپيماي خفاش شكلي كه توسط ايران نشان داده شد، همان آركيو-170 است كه اوايل هفته جاري مفقود شده بود، اما مقامات بلندپايه ناشناس به منابع خبري مختلف گفته اند كه به نظر مي رسد، اين هواپيما همان آركيو 170 باشد. در همين زمان، تحليلگران ميزان آسيب به اطلاعات و تكنولوژي آمريكا را متفاوت ارزيابي مي كنند.
رسانه ها و مقامات غربي كه در دام خبري ايران گرفتار شده بودند، موفقيت نظامي و رسانه اي ايران را شبيه به يك كودتاي تبليغاتي عليه آمريكا دانستند. در اين زمينه «داگلاس برچ»، در آسوشيتدپرس نوشت: «دستيابي ايران به پهپاد جاسوسي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) كه داراي فناوري هاي پيشرفته جاسوسي است، چيزي بيش از يك كودتاي تبليغاتي و دستاورد اطلاعاتي رايگان براي دولت تهران شمرده مي شود. دستيابي به اين پهپاد، لايه ديگري از عمليات مخفيانه و گسترده آمريكا را عليه برنامه هاي هسته اي و نظامي ايران آشكار مي سازد. دستيابي ايران به اين پهپاد جنبه هاي مختلفي از فعاليت هاي جاسوسي ايران - آمريكا را روشن كرده است. اين موضوع را مي توان به سرنگوني هواپيماي جاسوسي يو - دو آمريكا توسط اتحاد جماهير شوروي در دوران جنگ سرد تشبيه كرد.»

انكار و تشكيك
در مرحله بعدي جريان سازي رسانه اي غرب، رسانه هاي غربي تصاوير نمايش داده شده ايراني را مورد تشكيك و انكار قرار دادند، اما با توجه به آنكه آمريكا اعلام كرده بود كه يك هواپيماي خود را گم كرده است، رسانه هاي آمريكايي در اين زمينه حاضر نبودند كه بدون تأييد مقامات اطلاعاتي، اصل موضوع را بپذيرند و اين گونه نوشتند: «آمريكايي ها يكي از هواپيماهاي بدون سرنشين خود را در غرب افغانستان گم كرده اند، اما هنوز بر جعلي بودن هواپيماي به نمايش در آمده در ايران تأكيد نكرده اند. هواپيمايي كه در ايران به نمايش در آمد بر اساس ظاهر سالم آن، بر خلاف آنچه ايراني ها در ابتدا اعلام كردند، ظاهراً ساقط نشده و بلكه وادار به فرود شده است. به اين ترتيب بايد در انتظار ادامه اين بازي بود.»
حذف نقش ايران
رسانه ها و مقام هاي آمريكا با تأكيد برنقش ايران در به غنيمت گرفتن اين پهپاد اولاً، آن را يك امر تصادفي دانسته اند و ثانياً، ادعا كرده اند كه اگر چنين اتفاقي افتاده است، ناشي از قدرت ذاتي ايران نبوده، بلكه از قدرت اكتسابي از شوروي و چين بوده است و در اين راستا اعلام كردند: ارزيابي هاي اطلاعاتي آمريكا حاكي از آن است كه ايران در سرنگوني اين پهپاد هيچ نقشي نداشته، به آن شليك نكرده و از فناوري هاي الكترونيك و سايبري براي وادار كردن اين هواپيما به فرود استفاده نكرده است. آنها اقرار كردند اين هواپيما به علت نقص در عملكرد، بر زمين نشسته است. اين مقامات خواستند هنگام اظهار نظر درباره اين برنامه طبقه بندي شده، نام شان فاش نشود.كارشناسان آمريكايي در اين خصوص ابراز ترديد كردند كه ايران قادر باشد چنين نفوذي را به سامانه پهپاد مذكور انجام دهد. توانايي ايران در مقابله با هواپيماهاي بدون سرنشين ممكن است به واسطه تصميمات پيشين روسيه ارتقا پيدا كرده باشد.

فرار از واقعيت تجاوز
در حالي كه هواپيماي آمريكايي در 300 كيلومتري عمق خاك ايران بر زمين نشانده شده است، رسانه هاي آمريكايي در ابتدا به دنبال آن بودند كه بار حقوقي فعاليت متجاوزانه را از آن بگيرند. براي همين در برهه اي ادعا كردند كه اين هواپيما در افغانستان ساقط شده و توسط حكمتيار به ايران منتقل شده است و بار ديگر اعلام كردند كه اين هواپيما توسط ايران از فضاي افغانستان ربوده شده است و در همين حال شبكه خبري بي بي سي هم عنوان توقيف را براي يك هواپيماي غنيمتي به كار برد و مدعي شد جمهوري اسلامي ايران هواپيماي فوق پيشرفته جاسوسي آمريكا را توقيف كرده است .

حربه درخواست
مقامات آمريكايي كه متوجه حركت خلاف عرف بين الملل خود بودند، از سه طريق درصدد جلب نظر ايران براي برگرداندن هواپيما برآمدند؛ اول: نامه هاي مقامات ناتو به مسئولان ايران كه اين يك هواپيماي ناتو است و به اشتباه وارد خاك ايران شده است، دوم: درخواست رسمي مقام هاي آمريكايي بدون اظهار تأسف و پشيماني از اقدام صورت گرفته و سوم: تهديد مبتكرانه كه در آن ايران مقصر اتفاقات بعدي معرفي شده است! اوباما پس از روزها سكوت در مورد اين موضوع، سكوت را مي شكند و تأييد مي كندكه ايران هواپيماي بدون سرنشين آمريكا را به تصاحب در آورده است. وي در كنفرانس خبري مشترك با نوري مالكي رئيس جمهور عراق، از ايران خواست كه هواپيماي بدون سرنشين را به آمريكا برگرداند. وي در ادامه افزود: منتظر اينكه ايرانيان چگونه پاسخ مي دهند، خواهيم بود.»
توسل به ترس
آمريكا در اين تاكتيك مي پذيرد كه وارد محوطه ممنوعه شده است، اما به دنبال آن است كه اين دخالت خود را به گونه اي توجيه كند كه در افكار عمومي بين المللي محكوم نشود. «توماس هادلي» مقام ارشد سابق دولت آمريكا و كارشناس امور نظامي موسسه «امريكن اينترپرايز» در كنفرانسي در واشنگتن در اين باره گفت: «شرايط آرام آرام اين گونه به نظر مي رسد كه يك بازي جاسوسي مخفي كه ماهيت خشن آن در حال افزايش است، آغاز شده است.» «هادلي» در اين باره گفت: «در صورتي كه ايران همچنان از پذيرش قطعنامه هاي سازمان ملل خودداري كند و جاه طلبي هاي هسته اي خود را تحت كنترل در نياورد، اين درگيري هاي آرام وخيم تر و خطرناك تر خواهد شد.»

مشابهت سازي از دو مسئله متفاوت
كارشناسان مسائل استراتژيك آمريكا با ايجاد پيوند ميان دو مسئله متفاوت در دو كشور متفاوت و موضوع متفاوت به دنبال اين بودند كه براي مخاطبان يك سابقه اي از اين اتفاقات را زنده كنند تا اين نتيجه براي وي حاصل شود كه اولاً، اين اتفاق مسبوق به سابقه است و مسئله مهمي نيست و ثانياً، گذشته نشان داده است كه آمريكا از اين اتفاقات موفق بيرون آمده است. در اين زمينه رسانه هاي آمريكايي اين مسئله را اين گونه توجيه مي كنند: «برخي از مورخان و كارشناسان سياست خارجي، وقوع اين حادثه براي هواپيماي بدون سرنشين مذكور را به حادثه اي كه در سال 1960 در اتحاد جماهير شوروي رخ داد، تشبيه كردند. در آن حادثه اتحاد جماهير شوروي هواپيماي جاسوسي يو - دو آمريكا را كه «فرانسيس گري پاورز » خلبان آن بود سرنگون كرد. در حالي كه دو كشور علناً درگيري هاي زيادي را بر سر مسائل مختلف داشتند، كشورهاي جهان توجه كمي به عمليات مخفي اين دو عليه يكديگر معطوف كردند. «فرانسيس گري پاورز جونيور» فرزند خلبان هواپيماي يو - دو مذكور كه توسط اتحاد جماهير شوروي سرنگون شد، در اين باره گفت: نخستين باري كه خبر سقوط اين هواپيماي بدون سرنشين را شنيدم، اولين موضوعي كه به ذهن من آمد آن بود كه خوشبختانه خلباني درون هواپيما نبوده است. وي بنيانگذار موزه جنگ سرد است. پاورز افزود: هر دو هواپيماي مذكور مشغول انجام عمليات جمع آوري اطلاعات بودند. هر دو هواپيما در حال عكس برداري و شناسايي بودند. هر دو هواپيما مشغول جمع آوري اطلاعات از دشمنان ما براي دولت آمريكا بودند. وي افزود: اين بار تفاوت در آن بود كه لازم نبود خبر سقوط هواپيما را به هيچ خانواده اي اطلاع دهند. به علاوه هيچ يك از اتباع ما در يك كشور خارجي به اسارت در نيامد. سقوط هواپيماي يو - دو باعث يكه خوردن طراحان ارتش آمريكا شد. آنها تصور مي كردند اين هواپيماي پيشرفته در چنان ارتفاع بالايي پرواز مي كند كه موشك هاي اتحاد جماهير شوروي نمي توانند آن را هدف قرار دهند. ايران نيز به شيوه اي مشابه اعلام كرد با استفاده از جنگ افزارهاي پيشرفته الكترونيك توانست موقعيت پهپاد آر كيو - 170 سنتينل را تشخيص دهد، به سامانه آن نفوذ كند و سرانجام آن را به زمين بنشاند.
ايجاد هراس جهاني نسبت به ايران
آمريكا در تلاش بود كه شكست خود در اين عمليات را شكستي به نمايندگي از كشورهاي جهان قلمداد كند. در اين تاكتيك هدف اين بود كه اولاً اين اقدام برخلاف قوانين بين المللي، مشروع جلوه داده شود و ثانياً از دست داده شدن اين امكان باعث تهديد صلح بين المللي توسط ايران قلمداد شود. رسانه هاي آمريكايي در اين زمينه اينگونه ادعا كردند: «كارشناسان اعلام كردند اين هواپيما به احتمال زياد حامل يك سامانه رادار پيشرفته و همچنين ساير حسگرهاي ويژه - از جمله حسگر ويژه نظارت بر پايگاه هاي هسته اي - است. در صورتي كه اين فناوري ها توسط ايران مهندسي معكوس شوند، مي توانند اين بينش را در اختيار ايران قرار دهند كه چگونه مي توان تأسيسات هسته اي را از معرض جاسوسي آمريكا مصون نگاه داشت.» «جان پايك»كارشناس سياست دفاعي و اطلاعاتي پايگاه اينترنتي «گلوبال سكيوريتي» در اين باره گفت: «نظارت دائم بر اين پايگاه ها توسط هواپيماهاي بدون سرنشين مي تواند به تحليلگران اطلاعاتي كمك كند تا مسير عبور و مرور وسايل نقليه را به ساير تأسيسات رديابي كنند.»

جابه جايي در هواپيما به جاي تغيير راهبرد
آمريكا براي عبور از شكست به جاي تغيير راهبرد ، تغيير نوع هواپيما و فرستادن يك نوع هواپيماي ديگر را دنبال كرد و نيروي هوايي آمريكا در بيانيه اي اعلام كرد: يك مدل به روز شده از هواپيماي هاي بدون سرنشين «ريپر» و «پريدتور» به افغانستان فرستاده مي شود. اين هواپيما «اونجر» نام دارد و قابليت حمل بمب دارد. «اونجر» قابليت عكس برداري از زير سطح زمين را دارد و دوربين هاي فوق پيشرفته اي به مانند جنگنده هاي اف 35 دارد. به دليل همين توانايي ها، «اونجر» كانديداي بسيار خوبي براي پرواز بر فراز سايت هاي هسته اي يا ديگر كمپ هايي است كه توسط موشك هاي هوايي محافظت مي شود.

درخواست بدون پاسخ
پس از درخواست اوباما از ايران براي تحويل اين نوع هواپيما همه رسانه ها و مقامات غربي اعلام كردند: «اقدام اوباما نابخردانه بود، زيرا ايران اين هواپيما را تحت هيچ شرايطي به آمريكا تحويل نخواهد داد.» وزير خارجه آمريكا در اين زمينه گفت: «در مورد برگرداندن هواپيما خوشبين نيست، مخصوصاً به خاطر رفتار اخير ايران.» وزير خارجه آمريكا گفت: «ما درخواست رسمي به ايران براي برگرداندن تجهيزات گمشده مان داده ايم. هر دولت ديگري در دنيا هم بود چنين كاري را مي كرديم. «پانه تا»، وزير دفاع مي گويد: درخواست برگرداندن هواپيما مناسب است، اما من فكر نمي كنم كه اتفاق بيفتد. وي افزود: اما فكر مي كنم كه درخواست كردن مهم بود. ديك چني هم گفت: به نظر من پاسخ ايران اين خواهد بود كه اين هواپيما را به آمريكا پس نخواهد داد. ممكن است ايران در نهايت اين هواپيما را پس از آنكه مورد مطالعات و بررسي هاي فني براي كسب اطلاعات سري آن قرار داده باشد، به صورت تكه تكه به آمريكا بازگرداند. پاسخ مناسب (آمريكا) به اين مسئله بايد اين مي بود كه بلافاصله پس از سقوط اين هواپيما آن را نابود مي كرد. شما مي توانيد اين كار را از هوا، با حمله هوايي سريع، انجام دهيد كه عملاً به دست آوردن هرگونه فايده اي را توسط ايران از تصرف اين هواپيما غيرممكن مي كرد. وي گفت: به من گفته شده كه رئيس جمهور (اوباما) سه گزينه روي ميز خود داشته است كه وي همه را رد كرد. يكي از اين گزينه ها فرستادن شخص يا اشخاصي براي پس گرفتن اين هواپيما بود كه البته بايد قبول كرد كاري دشوار مي بود. اگر شما نمي توانستيد اين كار را انجام دهيد، قطعاً مي توانستيد آن را با حمله اي هوايي نابود كنيد. با اين وجود اوباما هيچ يك از اين گزينه ها را نپذيرفت، بلكه با زباني نرم و محترمانه از ايران خواست كه آن را بازگردانند، اما آنان چنين كاري نخواهند كرد.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

جمعه سیاه رژیم صهیونیستی در سازمان ملل

جمعه سیاه رژیم صهیونیستی در سازمان ملل

 

کشورهای جهان به طور همزمان نه قطعنامه برضد جنایات رژیم صهیونیستی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب کردند و جمعه سیاه دیگری را در تاریخ جعلی این رژیم رقم زدند.

به گزارش گرداب، این قطعنامه ها را دو واحد جداگانه سازمان ملل متحد به نام های کمیته ویژه فلسطین و "آنروا" (آژانس امداد و اشتغال ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک) ضمیمه گزارش های جداگانه خود از نقض حقوق اولیه مردم فلسطین در سرزمین های اشغالی و به ویژه غزه کردند و قطعنامه ها را در دو بخش مجزای چهار و پنج تایی به مجمع عمومی پیشنهاد کرده بودند.

همه این قطعنامه ها که با رای بالایی تصویب شد، سه هفته قبل در نشست کمیته چهارم مجمع عمومی با عنوان محکومیت اقدامات رژیم صهیونیستی در نقض گسترده حقوق بشر مردم فلسطین تصویب شده بود.

در بخش مربوط به قطعنامه های کمیته ویژه فلسطین که در ماههای اخیر نمایندگان خود را به سه کشور اردن، سوریه و لبنان فرستاد و در بررسی میدانی و از نزدیک درباره وضع آوارگان فلسطینی گزارش مفصلی را تهیه کرد، نخستین قطعنامه درباره اقدامات تاثیرگذار اسرائیل بر حقوق بشر مردم فلسطین در سرزمین های فلسطین اشغالی، شامل بیت المقدس شرقی بود که با 159 رای مثبت، 9 رای منفی و 4 رای ممتنع تصویب شد.

در این قطعنامه اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی در تخریب منازل، مراکز آموزشی و درمانی فلسطینیان، استفاده گسترده این رژیم از زور، به ویژه در نوار غزه که منجر به  کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم فلسطین شده، محکوم شده است.

قطعنامه دوم درباره شهرک سازی های رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی شامل بیت المقدس شرقی و جولان سوریه بود.

کمیته ویژه فلسطین در این قطعنامه از اقدامات رژیم صهیونیستی در زمینه شهرک سازی در بیت المقدس شرقی و نیز ساخت دیوار حائل به شدت ابراز نگرانی کرده و این اقدامات را به عنوان مصادیق نقض حقوق بین الملل بشردوستانه و قطعنامه های سازمان ملل برشمرده است.

این قطعنامه نیز که با 162 رای مثبت، 7 رای منفی و 4 رای ممتنع تصویب شد، از رژیم صهیونیستی خواسته است با تمکین در برابر قطعنامه های سازمان ملل در خصوص جولان اشغالی، به ویژه قطعنامه 497 شورای امنیت مصوب سال 2008 میلادی، از این منطقه عقب نشینی کند.

قطعنامه مهم دیگر این بخش درباره گزارش کار کمیتة ویژه تحقیق از اقدامات تأثیرگذار اسرائیل بر حقوق بشر مردم فلسطین و دیگر اعراب سرزمین های اشغالی بود.

این قطعنامه نیز در نشست روز جمعه مجمع عمومی با 86 رای مثبت در برابر 9 رای منفی و 75 رای ممتنع به تصویب رسید.
علت تعداد بالای آرای ممتنع به این قطعنامه، هماهنگی اروپائی ها در رای ممتنع به آن بود.

در این قطعنامه نیز بکار گیری زور توسط اسرائیل علیه مردم غیر نظامی فلسطین و کشته و مجروح شدن هزاران نفر از آنان، تخریب و توقیف اموال فلسطینان، تنبیه دسته جمعی و بازداشت و زندانی کردن هزاران فلسطینی محکوم و بر ادامه کار کمیته ویژه تحقیق تاکید شده است.

قطعنامه چهارم بخش گزارش کمیته ویژه فلسطین درباره کاربرد کنوانسیون ژنو مربوط به حمایت از افراد غیرنظامی در زمان جنگی بود که در 12 اوت 1949 میلادی رخ داد و آوارگان زیادی از فلسطینی ها بر جای گذاشت.
این قطعنامه نیز با 164 رای مثبت، 7 منفی و 2 ممتنع به تصویب رسید.

در بخش قطعنامه های پیشنهادی آنروا نیز نخستین قطعنامه با عنوان کمک به آوارگان فلسطینی بود که با 161 رای مثبت، 8 ممتنع و فقط یک رای منفی آن هم رای خود رژیم صهیونیستی به تصویب رسید.

دومین قطعنامه بخش آنروا، به نام اشخاص جابجا شده براثر جنگ ژوئن 1967 میلادی و پس از بود. این قطعنامه نیز با 163 رای مثبت، 7 رای منفی و 3 رای ممتنع به تصویب رسید.

سومین قطعنامه این بخش، عملیات آژانس امداد و اشتغال ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک نام داشت که با 165 رای مثبت، هفت رای منفی و 2 رای ممتنع به تصویب رسید.

چهارمین قطعنامه بخش آنروا درباره دارایی ها و درآمد آوارگان فلسطینی بود که با 162 رای مثبت، هفت رای منفی و دو رای ممتنع به تصویب رسید.

نکته قابل توجه در این جلسه رای منفی سه کشور آمریکا، کانادا، رژیم صهیونیستی و در برخی موارد نیز استرالیا به این قطعنامه ها بود.

در کنار این کشورها برخی کشورهای بسیار کوچک نیز مانند جزایر مارشال، میکرونزی، نائورو، پالائو، پاناما هم در همراهی با آمریکا و کانادا به این قطعنامه های رای منفی دادند.

منبع: واحد مرکزی خبر

 

تغيير لحن يا تغيير سياست؟

تغيير لحن يا تغيير سياست؟


شبكه انگليسي «بي بي سي » خبر داد دولت هاي آمريكا و فرانسه كه در واكنش به ناآرامي هاي سوريه، سفراي خود «رابرت فورد» و «اريك چوالير» را از اين كشور فراخوانده بودند، آنان را به دمشق بازگرداندند. هيلاري كلينتون، وزير خارجه آمريكا نيز در ديدار با هفت تن از مخالفان حكومت سوريه در ژنو، به آنان گفت: تغيير دموكراتيك در سوريه به معني بركناري بشار اسد نيست، بلكه مسئله اي بيشتر از آن، يعني ايجاد حاكميت قانون در اين كشور است. اين خبر با واكنش ها و بازتاب هاي زيادي در رسانه هاي دنيا مواجه شد. حال اين سوال مطرح است كه آيا مي توان اين تغيير لحن نسبت به سوريه در مقايسه با لفاظي ها و مواضع تند گذشته غرب مبني بر تغيير رژيم سياسي اين كشور را به مفهوم تغيير رويكرد سياست غرب به ويژه آمريكا نسبت به دمشق تحليل كرد؟ در آن صورت، دلايل اين تغيير سياست چيست؟
غرب به سردمداري ايالات متحده آمريكا با برآورد راهبردي كه خروجي مراكز مطالعاتي و اتاق فكر صهيونيستي بود، به اين نتيجه رسيد كه حلقه اصلي و عامل پيوند زنجيره مقاومت منطقه راهبردي خاورميانه كه تا كنون بسياري از طراحي هاي غرب را با شكست مواجه كرده، سوريه و حكومت بشار اسد است. با اين فكر، طراحي راهبرد تركيبي تهديد و فشار از بيرون و فعال سازي طرفداران غرب در داخل سوريه در راستاي هدف بزرگ تغيير رژيم دمشق، در دستور كار غرب قرار گرفت.
اگرچه اتاق فكر اين طرح بزرگ در بيرون سوريه و حتي منطقه عربي قرار داشت، اما براي اجرايي كردن چنين طرحي بايد يارگيري از منطقه و داخل سوريه هم رخ مي داد، از اين رو، ايالات متحده آمريكا با ايجاد اجماع بين المللي و منطقه اي عليه سوريه، تركيه و اتحاديه عرب را هم با خود همراه ساخت. اتحاديه عرب با اكثريت آرا آغاز تحريم هاي اقتصادي و سياسي عليه سوريه را اعلام كرد و بدين وسيله با فراهم سازي زمينه اجراي مديريت اعمال فشار بيشتر عليه سوريه، باعث شد غرب گام ديگري را در جهت ليبراليزاسيون و انزواي سياسي اين كشور بردارد. در تحريم هاي مديريت شده توسط غرب عليه سوريه، تركيه و قطر ميدان دار بوده اند و عربستان نيز بر اين مسئله پافشاري مي كرد. شايد به همين دليل است كه با اعلام خبر سخنان و رويكرد جديد كلينتون به سوريه، شاهد سفر غير مترقبه امير قطر به تركيه و اعلام نگراني اين دو كشور هستيم؛ چرا كه اين دو كشور به اضافه آمريكا در قضيه سوريه، تنها به دنبال سرنگون كردن بشار اسد بوده اند.
اما تغيير رژيم سياسي در سوريه از منظر رهيافت هزينه : فايده آمريكا و كشورهاي همسو با آن، هزينه هاي زيادي براي آمريكا در وضعيت فعلي دارد؛ چراكه سوريه از حيث استواري نظام سياسي، حمايت مردمي، ارتش قدرتمند و جايگاه بسيار بالايش در جغرافياي مقاومت خاورميانه كه از آن تحت عنوان ستون فقرات مقاومت تعبير مي شود، قابل مقايسه با جايگاه كشورهايي نظير ليبي نيست كه غرب به راحتي بتواند راهبردهاي خود را در آن پيگيري كند. بر همين اساس، آمريكا و كشورهاي همسو با آن در ارتباط با سوريه معتقدند كه اگر بشار اسد بماند و رفتار سياسي خود را تغيير دهد، مي تواند با هزينه كمتري تا حدودي بيشتر و بهتر به نفع سياست هاي منطقه اي كشورهاي غربي در خاورميانه حركت كند. البته بدون ترديد، غرب بسيار مايل است كه بتواند اين ستون مقاومت را قطع نخاع كند، اما با مشكلاتي كه در اوضاع كنوني در داخل به دليل جنبش وال استريت و وضعيت آشفته اقتصادي با آن روبه رو است، نمي تواند هزينه هاي گزاف مربوط به قطع نخاع مقاومت منطقه مهم خاورميانه را پرداخت كند. از اين رو، بازگشت اين سفرا به دمشق و همچنين سخنان هيلاري كلينتون، نشان دهنده تغيير رويكرد غرب در قبال سوريه است، بدين ترتيب كه آنان به جاي لجاجت در برداشتن اسد، به فكر ايجاد روندي دموكراتيك در آن كشور افتاده اند و در واقع، گريزي از تغيير شيفت سياست از براندازي به تغيير رفتار و مهار سياسي در سران سوري براي غرب نيست. موضعي كه از همان آغاز، ايران با توجه به تفاوت منطق تحولات سوريه از ديگر كشورهاي انقلابي منطقه، بر آن تأكيد داشت.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

بهترين شيوه مقابله با جنگ رسانه اي دشمن چيست؟

بهترين شيوه مقابله با جنگ رسانه اي دشمن چيست؟


روزها و ماه هاي اخير يكي از صحنه هاي سخت نبرد ما با دشمنان استكباري بوده است. البته جنگي نه با لوله تفنگ و نه در ميدان هاي حقيقي جنگ، بلكه در صحنه نبرد رسانه اي و نرم. اين مهم سبب شد تا تريبون نوزدهم را به اين موضوع اختصاص دهيم كه شما خوبان نيز هنرمندانه و آگاهانه به آن پرداخته ايد.
تهاجم به جاي دفاع
پيام ها را با ديدگاه برادر «احمد ظفرمند» آغاز مي كنيم كه نگاشته است: «يكي از موثرترين شيوه ها به دست گرفتن ابتكار عمل رسانه اي است، بدين معني كه ما هميشه در اين خصوص مدافع نباشيم بلكه گاهي نقش مهاجم را داشته باشيم و آنها را مجبور به دفاع كنيم. به طور مثال: بعد از تهمت هاي بي مورد آمريكا در نقض حقوق بشر در ايران در انتخابات 88، امام خامنه اي در خطبه نماز جمعه همان سال موضوع سوزاندن فرقه ديويديه را كه از مصاديق بارز نقض حقوق بشر در آمريكا است مطرح كردند.» بزرگوار ديگري بهترين شيوه مقابله با جنگ رسانه اي دشمن را «فاش كردن همان جنگ رسانه اي در رسانه ملي به تناسب روز براي جامعه اسلامي» دانسته است.
دفاع هوشمندانه
برادر «محمدصادق مستقيمي ناييني» از نايين معتقد است: «بهترين شيوه مقابله با جنگ رسانه اي دشمن: جهت گيري رسانه اي، آگاهي بخشي رسانه اي به جامعه، دفاع رسانه اي با جنگ دشمن و مقابله به مثل است» خواهر «صغرا حاجي حسيني» از كازرون نيز مي گويد: «از آنجا كه مهم ترين مولفه هاي رسانه اي استكبار، دروغ، بزرگنمايي ضعف ها و انگاره سازي خبري مي باشد، بهترين شيوه مقابله با آن عبارتند از: آگاه سازي و اطلاع رساني به موقع و دقيق، تهاجم رسانه اي و چالشي به بنيان هاي غلط فرهنگي استكبار و غرب و بيان ضعف هاي آنها، به همراه بر طرف كردن ضعف هاي خودمان. به فرمايش حضرت امام خامنه اي خدمت به مردم بهترين مبارزه با آمريكا است.» برادر «حسن ميرزايي» از شفت استان گيلان نيز بيان داشته: «1-شناخت خود رسانه به مخاطبان 2- شناخت اهداف دشمنان در اين عرصه 3- طراحي تاكتيك ها و تكنيك هاي مبارزه با اين جنگ و سرعت و دقت در جنگ رسانه اي در پيشبرد هدف، راهبردي است.»
بهره گيري از باورها و اعتقادات ديني
برادر «احسان فتاحي» از فولادشهر هم معتقد است: «جنگ رسانه اي دشمن مثل يه بيماري مسري و خطرناكه، بهترين كار واكسينه كردنه، براي اينكه بايستي حقايق را تبيين كرد، بصيرت ها رو بالا ببريم. معارف دين رو به طور درست نشان دهيم نه درشت! با اين كار جوونامون جذب ميشن و تلاش دشمن بي فايده مي مونه.» در بخشي از پيام برادر «محمد مرادي صدري» از كرمانشاه آمده است: «تلاش روشنفكران ديني در تغذيه فكري جوانان و دانشجويان و ايجاد بصيرت ديني به فرموده مقام معظم رهبري (حفظه الله) به عنوان بهترين عملكرد در برابر هجمه تبليغاتي دشمن مي باشد.» برادر «محمودرضا سراواني» از مينودشت معتقد است: «از آنجايي كه دشمن در جنگ رسانه اي بيشتر اعتقادات مردم را هدف قرار داده است مي بايد از يك سو با نشر مطالب اعتقادي و ساخت فيلم در اين زمينه بصيرت افزايي كرد و از سوي ديگر با تقويت و پر بار كردن فعاليت هاي فرهنگي و هنري رسانه ملي با حضور مراجع ديني- ايجاد وبلاگ هاي تخصصي و اعتقادي- تقويت ابزار فرهنگي و رسانه اي و ... مي توان در جنگ رسانه اي پيروز شد.»
آگاه سازي و روشنگري
خواهر «فاطمه بخشنده» از قائم شهر مي گويد: «1- روشنگري و آگاهي بخشي درخصوص مسائل مختلف 2- كشف تناقض گويي ها و دروغ پراكني رسانه هاي دشمن و بيان آن (در قالب برنامه هاي تحليلي) 3- دسترسي به علم و تكنولوژي مربوط به رسانه مي تواند در اين خصوص موثر واقع شود.» برادر «بهروز همرنگ» از اردبيل با تأكيد بر ديدگاه هاي مقام معظم رهبري معتقد است: «يكي از بهترين شيوه هاي مقابله با جنگ رسانه اي دشمن، افشاي مكرر و دائمي اهداف و سناريوهاي روز دشمن و پاسخ به شبهات مي باشد، لذا هركس بتواند آگاهي بيشتري القا كند و تفكر خود را مسلط كند پيروز خواهد بود.»
برنامه سازي و افزايش رسانه در سطح جهان
برادر «حسين يادگارنژاد» از ياسوج معتقد است: «اين مهم جز با افزايش رسانه هاي صوتي و تصويري در سطح بين المللي و حضور موثر در شبكه اينترنت و استفاده از ايده هاي كارشناسي شده و منطبق با نيازهاي امروز جامعه جهاني، ممكن نيست و نكته مهم ديگر، شناخت نقاط ضعف جامعه خودي جهت اصلاح آنها و بيان واقعيات داخلي در رسانه ها است تا موجب ترديد مردم نشود و به رسانه هاي بيگانه روي نياورند و به آنها اعتماد نكنند.» با همين ديدگاه، برادر «مصطفي اكبري» از داران اصفهان نوشته است: «بهترين شيوه مقابله با جنگ رسانه اي دشمن اين است كه با توليد برنامه هاي مستند و پخش در شبكه هاي جهاني و با توليد بازي هاي رايانه اي، تهاجم آنان را خنثي كنيم.» برادر «رامين سلطاني» از دانشگاه امام حسين(ع) در همين خصوص مي گويد: «راه اندازي شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي و راديويي با كيفيت بالا و دسترسي آسان در كشور و سطح بين المللي كه در داخل كشور با راه اندازي سيستم ديجيتال قدم بزرگي برداشته شده است، گامي ارزنده در اين راستا است.»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

اصلاح طلبان بر سر دو راهي تحريم و مشاركت!

اصلاح طلبان بر سر دو راهي تحريم و مشاركت!

مجمع روحانيون مبارز كه در غياب تشكل هاي منحله مشاركت و سازمان مجاهدين نقش محوري جريان اصلاحات و فتنه را به عهده دارد، راهبرد انتخاباتي اصلاح طلبان را «تحريم» اعلام كرد. اين خبر را روزنامه «جوان»(16/9) تحت عنوان «مرد خاكستري حرف آخر اصلاح طلبان را زد» منعكس كرد و به نقل از سايت شخصي محمد موسوي خوئيني نوشت: «فرصت انتخاباتي براي كساني كه مي خواهند وارد انتخابات شوند تمام شده است. تأييد آيت الله جنتي و حتي اگر نامه فدايت شوم هم براي اصلاح طلبان بنويسند، ديگر نتيجه اي ندارد چون فرصت تمام شده است.»
به نوشته اين روزنامه دبيركل مجمع روحانيون به علت انتخاب اين راهبرد يعني سوق دادن مردم به سمت مشاركت حداقلي نيز اشاره كرده و مي نويسد: «مردم اما تاكنون نشان داده اند كه از ما رشيدتر و هوشيارترند و بهتر از ما همه آنچه را كه عرض كردم، مي دانند كه با چنين انتخاباتي چگونه برخورد كنند!»
روزنامه «جوان» همچنين به علل ناگفته ديگري از رويكرد اصلاح طلبان به سياست تحريم اشاره نموده و مي نويسد: «اين طيف همچنين مي كوشد تا با طرح پايان يافتن فرصت حضور در انتخابات نظام را نيازمند فتنه گران و اصلاح طلبان نشان دهد.»
توجيه شكست در انتخابات، مديريت موج اعتراضات و ... علت هاي ديگر تحريم انتخاباتي اصلاحاتيون مي باشد كه مورد اشاره روزنامه «جوان» نيز قرار گرفته، اما پرسش مهم در اين ميان اين است كه تحريم انتخابات، تاكتيك اعلامي اين جريان مي باشد يا سياست واقعي آن؟
شواهد زيادي نشان مي دهد كه اصلاح طلبان به دنبال حضور در عرصه رقابت بوده و تاكتيك تحريم را براي پنهان كردن سياست اصلي خود اعلام كرده اند. مستندات اين ادعا به استناد مندرجات روزنامه هاي وابسته به اصلاح طلبان عبارتند از:
1- روزنامه «اسرار» در سر صفحه نخستين روز هفته خود سياست تحريم را دروغ خواند و به نقل از كواكبيان با حروف درشتي نوشت: «اصلاح طلبان در انتخابات شركت خواهند كرد.»
2- «مردم سالاري» در همين روز در تيتري كه به مناظره كواكبيان در مشهد اختصاص داده بود، مدعي شد: «استقبال مردم در انتخابات از اصلاح طلبان به مراتب بيشتر از اصولگرايان است.»
3- «آرمان» در اين روز نيم تاي صفحه اول خود را كاملاً انتخاباتي تنظيم كرد و ضمن اختصاص تيتر تصوير اول و سرمقاله خود در تيتر چهارمي كه به اين موضوع اختصاص داده بود با حروف درشتي نوشت: « اصلاح طلبان هم بيايند، هم نيايند.»
4- شاهد ديگر به تلاش هاي اصلاح طلبان جهت ممانعت از وحدت اصولگرايان باز مي گردد كه روزنامه هاي «فرهنگ آشتي» و «ابتكار» به نقل از غلامعلي حدادعادل به عنوان تيتري براي نخستين روز هفته خود انتخاب كرده بودند.
5- سند ديگر را روزنامه «وطن امروز» در روز شنبه اول هفته رو كرد و با اشاره به استراتژي جديد اصلاح طلبان جهت حضور در انتخابات از «عقب نشيني خاتمي از شرط هايش» به نقل از يك چهره شاخص اصلاحات خبر داد.
6- اظهارات پزشكيان نماينده مردم تبريز در مجلس كه روزنامه «همبستگي» شنبه آن را در سرصفحه خود درج كرده و مي نويسد: «اگر همه مردم و جناح ها براي انتخابات حضور نداشته باشند، مطمئناً به ضرر مملكت خواهد بود.» سند ديگري است كه نشان مي دهد هدف از تحريم نوعي امتيازگيري براي اصلاح طلبان است.
7- مهم ترين سندي كه در همين روز غالب روزنامه هاي اصلاح طلب به جاي گذاشتند، زمينه سازي براي فعاليت هاي انتخاباتي اصلاحات در آينده بود كه با پوشش وسيع، هماهنگ و با آب و تاب سخنان سيدحسن خميني محقق شد. در اين ارتباط روزنامه هاي «اسرار»، «آرمان روابط عمومي»، «ابتكار»، «ملت ما»، «فرهنگ آشتي»، «همبستگي» هر يك بخش هايي از اظهارات سيدحسن را همراه با تصاوير بزرگي از وي درج كردند.
8- اسناد ديگر را روز بعد روزنامه هاي «اسرار»، «همبستگي»، «خراسان» و ... بروز دادند كه شركت اصلاح طلبان را با شدت بيشتري مطرح ساخته و نوشتند: «هيچ اصلاح طلبي از تحريم انتخابات سخن نگفته است.»
9- اقدام انتخاباتي ديگر اصلاح طلبان را بايد در تلاش هاي تبليغاتي روزنامه هاي اين جريان عليه شوراي نگهبان و اصولگرايان دانست كه به عنوان يك خط تبليغاتي دنبال مي شود. در اين رابطه روزنامه «آرمان روابط عمومي» (12/9) در سرمقاله خود دستيابي اصولگرايان به وحدت را يك رويا خواند و موضوع آن را به«روياي وحدت در جبهه اصولگرايي» اختصاص داد. اين روزنامه يك روز بعد نيز براي گفت وگوي خود با رسول منتجب نيا اين تيتر را برگزيد: «جريان انحرافي گريبانگير اصولگرايان»
10- اختصاص تيترهاي اول به مباحث انتخاباتي بيانگر عزم جدي اصلاحاتي ها براي حضور در انتخابات مجلس نهم مي باشد، چنانچه روزنامه «همبستگي» تيتر يك روز اول هفته خود را به انتخابات اختصاص داد و از قول رئيس مجلس نوشت: «ميدان انتخابات ميدان زد و خورد سياسي نيست.»
«مردم سالاري» هم يك روز بعد با اختصاص تيتر و تصوير اول خود به مواضع انتخاباتي اين حزب ضمن تأكيد بر اينكه هيچ حزب اصلاح طلب داخلي نيست كه بخواهد انتخابات را تحريم كند، نوشت: «اگر براي 150 كرسي نامزد انتخاباتي داشته باشيم ليست سراسري خواهيم داد.»
البته درك غيرواقعي بودن تحريم انتخابات بدون اين استنادات هم امكان پذير است، چنانچه روزنامه «رسالت» در يادداشت روز نخست هفته تحت عنوان «تحريم انتخابات گزينه ظاهري جريان فتنه» نوشت: «توجه به اين نكته ضروري است كه تحريم انتخابات از سوي اين گروه به معني بي اعتنايي و ساكت ماندن كامل آنها در قبال آنچه كه در حال وقوع است، نخواهد بود. آنچه محتمل است اينكه اين جريان در دفاع از كانديداي خاص برنيايد، اما مطمئناً به اين مسئله خواهند پرداخت كه به چه كانديداهايي رأي ندهيد. در واقع آنها تلاش خواهند كرد با تخريب وسيع چهره هاي رقيب خود برگ برنده اي را نصيب كساني كنند كه در جبهه بندي سياست در ايران به خود آنها نزديك ترند.»
اين روزنامه همچنين در يادداشت ديگري با موضوع حضور اصلاح طلبان در انتخابات نهم مجلس مي نويسد: «برخي از سران جريان اصلاح طلب در جلسه اي گفته اند بايد در تبليغات بيروني اعلام كنيم حضور ما در انتخابات مشروط است ولي در بين خودمان بدانيم حضورمان در انتخابات قطعي است و بايد براي حضور قطعي برنامه ريزي كنيم.»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

انتخابات پرشور در راه است

انتخابات پرشور در راه است


 

«مشاركت پرشور 85 درصدي در انتخابات مجلس» را هفته نامه «9 دي» در تيتر اول نخستين روز هفته نويد داد و نوشت: «چند منبع فراگير و مورد اعتماد نظرسنجي عمومي در كشور، با آخرين نظرخواهي كه در آبان ماه در ميان جامعه آماري در ميان حدود 16 هزار و پانصد نفر در مراكز استان هاي سراسر كشور انجام داده اند، نتايج قابل توجهي به دست آورده اند.»
به نوشته اين نشريه 65 درصد از پرسش شوندگان در پاسخ به اين سوال كه در انتخابات آتي شركت مي كنيد يا نه، با قاطعيت اعلام حضوركرده و و 20 درصد نيز اعلام كردند كه شايد حضور يابند. همچنين 60 درصد پرسش شوندگان بر اين باور بوده اند كه انتخابات آينده پرشور يا تا حدودي پرشورتر از قبل برگزار خواهد شد.
از سوي ديگر اخبار رسيده از جريانات سياسي نيز مويد تحرك جدي تر و شكل گيري آرايش هاي سياسي مي باشد. چنانچه خبر مربوط به نخستين همايش انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايي در صدر تيترهاي درشت روزنامه ها در نخستين روز هفته بود.
«
رسالت» در همين رابطه تيتر و تصوير اول خود را به اولين همايش جبهه متحد اختصاص داد و به نقل از آيت الله مهدوي كني نوشت: «خرده گيري نكنيم در اشتراكات وحدت كنيم.»
«
كيهان» هم اين خبر را تيتر كرد و نوشت: «اولين گردهمايي بزرگ جبهه متحد اصولگرايان روز پنج شنبه با شعار بصيرت و وحدت در سايه ولايت برگزار شد.»
«
ملت ما» نيز با اختصاص تصوير اول خود به اين موضوع از آن به عنوان يك همايش هزاران نفري ياد كرد و با حروف درشتي نوشت: «وحدت نيروهاي انقلاب پيام اصلي همايش اصولگرايان.»
«
تهران امروز» هم با اختصاص تصوير بسيار بزرگي به اين همايش، در تيتر اول خود نوشت: «وحدت نيروهاي انقلاب در توفان توطئه ها.»
اين روزنامه در سرمقاله خود تحت عنوان «بصيرت و وحدت در سايه ولايت» مي نويسد: «گردهمايي بزرگ اصولگرايان باعث انسجام درون تشكيلاتي و تحبيب قلوب بيش از پيش ميان اصولگرايان خواهد شد. چه اينكه در گذشته به دليل رقابت ها و خرده گيري هاي درست و نادرست و در خيلي مواقع بيهوده، كدورت هايي شكل گرفت كه بعدها به عنوان موانعي براي ايجاد وحدت در ميان اصولگرايان خودنمايي و زمينه را براي بروز و ظهور بيشتر جريان انحراف فتنه هموار كرد.»
روزنامه هاي اصولگرا در حالي پيام وحدت اين همايش را برجسته كردند كه روزنامه هاي مقابل آنها سعي كردند تا خط اختلاف در اصولگرايان را دنبال كنند. در همين رابطه «ابتكار» روي عكس بزرگي از چهره هاي اصولگرا نوشت: «وحدت بدون پايداري»
«
آرمان» هم در اقدام مشابهي «نشست وحدت بدون پايداري» را با حروف بسيار درشتي برجسته كرد و در راستاي اختلاف انگيزي ميان اصولگراها نوشت: «7+8 مي خواهد سرآمد بودن خود را در اردوگاه جناح راست به رخ ساير رقباي اصولگرا بكشد؛ رقبايي كه بخشي از آنها با نام جبهه پايداري همچنان از طرف ساير اصولگرايان به وحدت فراخوانده مي شوند و بخش ديگر در قالب جريان انحرافي، مغضوب اصولگرايان هستند.»
اين روزنامه هم چنين در يادداشتي پيرامون همايش اصولگرايان نوشت: «سه نفر از چهار نفر سخنران نشست جبهه متحد اصولگرايان در روز پنج شنبه در حضور آيت الله مهدوي كني ابتدا هر چه خواسته اند نثار اصلاح طلبان و منحرفان كرده و سپس نتيجه گيري كرده اند راه نجات از خطري كه آنان را تهديد مي كند، محكم كردن حلقه وحدت بين خودشان است.»
«
مردم سالاري» نيز در قالب تيتر ديگري همين راه را دنبال كرد و نوشت: «غيبت دوباره جبهه پايداري در ترافيك اصولگرايان در ميدان بهارستان.»
«
آفتاب يزد» ناخرسندي خود از برپايي اين همايش را به شكل آشكارتري نشان داد و تيتر زد: «اصولگرايان براي برگزاري همايش نياز به مجوز ندارند.»
روزنامه هاي يك شنبه هشدار دبير شوراي نگهبان را برجسته كردند. «ابتكار» در تيتر اول خود «روايت جنتي از 20 جريان انحرافي» را مورد توجه قرار داد و نوشت: «جريان انحرافي كه در ماه هاي گذشته از سوي برخي از اصولگرايان درباره افرادي از اردوگاه خودي به كار برده مي شد اينك جمع بسته شده و به جريانات انحرافي تبديل شده اند؛ جرياناتي كه دبير شوراي نگهبان تعداد آنها را بيش از 20 تا مي داند.»
«
مردم سالاري» هم در تيتر اول خود به اين خبر پرداخت و زير روتيتر «دبير شوراي نگهبان هشدار داد»، نوشت: «عزم جريان انحرافي براي شركت در انتخابات با پول بي حساب و امكانات ويژه.»
«
اسرار» هم در تيتر دوم خود به اين خبر پرداخت و از قول جنتي نوشت: «برخي از مسئولان گرفتار جريان انحرافي هستند.»
هشدار ديگر از سوي آيت الله يزدي صورت گرفت كه در روز دوشنبه بازتاب داشت. «آفتاب يزد» در اين ارتباط تحت عنوان «هشدارهاي آيت الله يزدي در آستانه انتخابات» با حروف نسبتاً درشتي اعلام داشت: «برخي نمايندگان از فتنه حمايت كردند، مدارك آن موجود است.»
روزنامه «جوان» به نقل از آيت الله يزدي اينگونه هشدار داد: «براي مقابله با انحراف فردا دير است.» «مردم سالاري» نيز «هشدارهاي تازه به فعاليت جريان انحرافي دولت» را تيتر كرد.
تشكيل ستاد ويژه پيشگيري از جرائم انتخاباتي توسط رئيس قوه قضائيه هشدار ديگري بود كه روز چهارشنبه از سوي روزنامه هايي چون «شرق» (تيتر اول)؛ «فرهيختگان»، «همبستگي» و ... تيتر شد.
ادامه هشدارها به روز پاياني هفته كشيده شد كه اظهارات وزير اطلاعات از سوي روزنامه هاي «مردم سالاري»، «آفتاب يزد»، «فرهنگ آشتي»، «فرهيختگان»، «هفت صبح» و ... منعكس شد. به نوشته اين روزنامه ها حجت الاسلام مصلحي انتخابات امسال را متفاوت از انتخابات هاي سي و دو سال گذشته توصيف كرد و گفت: «از جمله ويژگي هاي اين انتخابات اينكه جريان هاي غير همسو با رهبري و گروه هاي فتنه، انحرافي و اصلاحات آمريكايي با وجود اينكه خواسته ها و نغمه هاي متفاوتي با هم دارند، اما در يك سري مسائل با همديگر تشابه دارند و خطي كه دنبال مي كنند خط مقابله با رهبري است. به گفته وي اطلاعات موجود نشان مي دهد براي نخستين بار برخي نامزدها و جريان هاي سياسي اعم از اصلاح طلبان، فتنه گران، گروه هاي انحرافي و اشخاص منتسب به برخي چهره هاي شاخص با تابلوي گروه هاي ديگر به صحنه بيايند.»

منبع هفته نامه صبح صادق

هشدار درباره برنامه مشترک گروه‌های انحرافی و فتنه در انتخابات

از سوی وزیر اطلاعات مطرح شد؛

هشدار درباره برنامه مشترک گروه‌های انحرافی و فتنه در انتخابات

طبق اطلاعات موجود قرار است برای نخستین بار برخی نامزدها و جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح طلبان، فتنه‌گران، گروه‌های انحرافی و اشخاصی منتسب به برخی چهره‌های شاخص با تابلوی گروه‌های دیگر به صحنه بیایند.

به گزارش گرداب،  وزیر اطلاعات با تشریح اهداف مشترک گروه‌های انحرافی و فتنه‌گران در انتخابات آینده بر لزوم هوشیاری مردم تأکید کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین "حیدر مصلحی"، ظهر (چهارشنبه) در گردهمایی بزرگ مبلغان که در مدرسه مبارکه فیضیه برگزار شد، با تحلیلی از شرایط داخلی کشور و آرایش‌های متفاوت گروه‌های مختلف برای حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: «انتخابات امسال با انتخابات‌های ۳۲ سال گذشته تفاوت فاحش دارد، از جمله اینکه جریان‌های غیر همسو با رهبری و گروه‌های فتنه، انحرافی و اصلاحات آمریکایی با وجود اینکه خواسته‌ها و نغمه‌های متفاوتی با هم دارند، اما در یک سری مسائل با همدیگر تشابه دارند و خطی که دنبال می‌کنند خط مقابله با رهبری است.»

وی اضافه کرد: «طبق اطلاعات موجود قرار است برای نخستین بار برخی نامزدها و جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح طلبان، فتنه‌گران، گروه‌های انحرافی و اشخاصی منتسب به برخی چهره‌های شاخص با تابلوی گروه‌های دیگر به صحنه بیایند.»

مصلحی گفت: «مجموعه‌هایی که دلسوخته نظام هستند باید مراقب باشند که امروز جریان فتنه و انحرافی به دنبال این هستند که با تابلوی آنها به میدان بیایند و متاسفانه برخی خواص با زیرکی خاصی تلاش می‌کنند ردی از آنها به جای نماند.»

وی با اشاره به ارتباط نامزدهای پیشنهادی با برخی مراکز قدرت و ثروت تصریح کرد: «برخی خواص به بعضی از نامزدها گفته‌اند که لازم نیست دفاعی از ما داشته باشید، بلکه علیه ما حرف بزنید. کار شما فقط این باشد و وقتی کرسی مجلس را به دست آوردید سازماندهی بعدی را طراحی می‌کنیم.»

وزیر اطلاعات بر لزوم هوشیاری همه گروه‌های معتقد و معتمد نظام تاکید کرد و اظهار داشت: «عمده‌ترین نقاط انحرافی که جریانات فتنه، اصلاحات و انحرافی دنبال می‌کنند شامل ترویج تساهل و تسامح و تلاش برای کمرنگ کردن ارزشهای دینی، تلاش برای تخریب برخی چهره‌های ستونی انقلاب، تلاش برای امتیازگیری، بزرگ‌نمایی نیازهای روز مردم، تلاش برای بازی با آستانه تحمل مردم، ایجاد هراس در بین مردم، ایجاد حس نارضایتمندی نسبت به حاکمیت و ایجاد شکاف میان نظام نخبگانی و نظام سیاسی کشور است.»

مصلحی اضافه کرد: «رفت و آمدهایی که در حوزه صورت می‌گیرد از سوی جریانات رصد می‌شود و گروه‌های انحرافی و فتنه‌گران تلاش می‌کنند در میان نیروهای خودی نظام شکاف ایجاد کنند.»

وی هدایت اعتراض‌های سیاسی و اقتصادی به سوی حاکمیت و بهره‌گیری از تهاجم لغزنده و دوپهلو در عرصه‌های مختلف را از دیگر اهداف مشترک گروه‌های انحرافی، اصلاحات و فتنه‌گران عنوان کرد.

 

منبع: مهر

 

مأموریت هواپیمای جاسوسی آمریکا در آسمان ایران فاش شد

مأموریت هواپیمای جاسوسی آمریکا در آسمان ایران فاش شد

 

پس از گذشت نزدیک یک هفته از تصرف هواپیمای آمریکایی به دست نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مأموریت این هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی فاش شد.

به گزارش گرداب، نشریه "فارین پالیسی"، پس از گذشت نزدیک یک هفته از تصرف هواپیمای آمریکایی به دست نیروهای مسلح ایران، مأموریت این هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی را فاش کرد. مأموریت هواپیمای بدون سرنشین آمریکا بر فراز آسمان ایران، شامل شناسایی چهار حوزه مهم از فعالیت‌های نظامی و دفاعی ایران بوده است.

بر پایه گزارش این نشریه، مأموریت هواپیمای بدون سرنشین آمریکا بر فراز آسمان ایران، شامل شناسایی چهار حوزه مهم از فعالیت‌های نظامی و دفاعی ایران بوده است.

بنا بر این گزارش، نخستین مأموریت این هواپیما، شناسایی موقعیت و فعالیت‌های همه سایت‌های هسته‌ای شناخته شده و یا مشکوک هسته‌ای ایران بوده است.

در همین راستا، در این هواپیما از سنسورهایی بهره گرفته شده که آثار فعالیت‌های هسته‌ای را از راه دور نشان می‌داده است.

دومین مأموریت این هواپیمای ساقط شده، شناسایی موقعیت و فعالیت‌های مجتمع‌های ساخت موشک‌های بالستیک ایران و بررسی میزان برد و کارایی آنان بوده است.

سومین مأموریت هواپیمای جاسوسی آمریکا، شناسایی اردوگاه‌ها و مکان‌هایی است که در آنجا گروه‌های و افراد سازمان‌های مقاومت در خاک ایران است.

 

فارین پالیسی همچنین می‌افزاید: چهارمین مأموریت این هواپیمای بدون سرنشین، شناسایی ویژگی‌های سیستم‌های دفاع هوایی ایران است. در این چارچوب قدرت انتقال و پوشش هوایی سیستم‌های راداری و موشک‌های زمین به هوای ایران نیز باید بررسی می‌شده است.

این نشریه آمریکایی همچنین آورده است که فارغ از شکست مأموریت‌های چهارگانه این هواپیما، اکنون دغدغه آمریکا فروش اطلاعات ساخت و عمکرد این هواپیما از سوی ایران به رقبای آمریکاست؛ رخدادی که پیشتر هم در کشورهای دیگر دنیا روی داده است؛ مثلا کشوری چون چین در سال 1998 با دستیابی به یک نوع موشک آمریکایی در خاک افغانستان  به طراحی این مدل از موشک‌ها دست یافت؛ موضوعی که هم‌اکنون هم به شدت ذهن مقامات آمریکایی را به خود مشغول کرده است.

 

منبع: تابناک

 

اعترافات بي بي سي به بيداري اسلامي

اعترافات بي بي سي به بيداري اسلامي


غرب و رسانه هاي آن از آغاز بيداري اسلامي تلاش كردند تا با ترفندهاي تبليغاتي خود با مصادره خيزش هاي ملت هاي مسلمان، آن ها را حركت هايي سكولار تفسير كنند كه پيوندي با مذهب نداشته و در ضديت و مخالفت با غرب و تفكرات غربي شكل نگرفته اند.
اين در حالي بود كه نمادها و نشانه هاي فراواني براي اثبات اسلامي بودن حركت هاي ملت هاي مسلمان قابل مشاهده بود كه چشم هاي منحرف رسانه هاي غربي باوجود آنكه شاهد آنان بود؛ اما از اعتراف به آن ناتوان بود.
اما ماجراي اهانت آميز وبلاگ نويس ملحد مصري موجب شد كه برخي از رسانه هاي غربي ازجمله سايت رسمي بي بي سي فارسي ناخواسته بدون توجه به تاكتيك تبليغاتي خود، نسبت به خطر رشد اسلام گرايي در كشورهاي منطقه و از جمله مصر هشدار دهند. مرور بخشي از يادداشت نويسنده سايت بي بي سي در اين زمينه خواندني است. وي مي نويسد:
«واكنش به رشد بنيادگرايي اقدام «عليا ماجده المهدي» بازتاب سرخوردگي و يأسي است كه اين روزها بسياري از جوانان انقلابي مصر را فرا گرفته است. با قدرت گيري «شوراي نيروهاي مسلح» و آشكار شدن عملكرد و برنامه هاي آن، بسياري از فعالان انقلاب 25 ژانويه، خود را بازنده مي بينند و از «شكست انقلاب» سخن مي گويند.
با سقوط حسني مبارك، رهبر پيشين، هيچ يك از اهداف انقلاب مصر تحقق نيافته است. نابرابري هاي اقتصادي، نابساماني هاي اجتماعي و فشارهاي سياسي همچنان ادامه دارد.
نسل اينترنت، جوانان مجهز به فيس بوك و وبلاگ و توئيتر، نقشي مهم در انقلاب دموكراتيك مصر ايفا كردند؛ اما شاهد اين واقعيت تلخ هستند كه تلاش ها و فداكاري هاي آنها حاصلي درخور نداشته است.
فشار سانسور تا حدي كاهش يافته، اما به نظر مي رسد كه نيروهاي اسلامي هستند كه بيشتر از آن سود مي برند، تا روشنفكران و فعالان مدني. محافظه كاران به تعصب مذهبي دامن مي زنند. مجالس وعظ و خطابه در كانال هاي مذهبي رونق فراوان يافته است.
مراجع و شخصيت هاي ديني با صراحت و جسارت بي سابقه اي از اجراي «شريعت» سخن مي گويند. آنها از زنان مي خواهند كه «حجاب اسلامي» را رعايت كنند و به موازين اسلامي احترام بگذارند. جامعه در عرصه آزادي زنان و رفتارهاي جنسي به محافظه كاري بيشتري روي آورده است.
در شرايط «تعرض ايدئولوژيك اسلام گرايان» عليا و ساير جوانان انقلابي قصد دارند با روشنگري و فعاليت در فضاي مجازي در برابر اين فشارها پايداري كنند، هرچند امكان دارد تلاش آنها محافظه كاران را قوي تر و جري تر كند.
واقعيت اين است كه اسلام ركني بنيادي از هويت ملي مصر است. جامعه شرك و الحاد و بي ديني را نمي پذيرد و آن را با سخت ترين مجازات ها كيفر مي دهد. در مصر همه سازمان ها و حتي گروه هاي چپ گرا، خود را ملزم به احترام به عقايد ديني مي دانند.
طبق آمار و عكس هايي كه در رسانه هاي جمعي منتشر شده است، شمار زنان با روسري روزبه روز افزايش مي يابد. گرايش سكولار در جامعه مصر كه از اوايل قرن بيستم تا نيمه دهه 1970 پيوسته رو به رشد بود، هر روز كم رنگ تر مي شود...
حسني مبارك، در برابر غرب همواره فخر خود را مهار كردن اسلام گرايان قلمداد مي كرد. رژيم سكولار مصر، رهبران و فعالان «اخوان المسلمين» را به زندان مي افكند؛ اما گروه افراطي «سلفي»، تا وقتي به سياست كاري نداشت، از آزادي كامل برخوردار بود. اكنون اين بنيادگرايان هم در عرصه سياسي و هم در فضاي اجتماعي فعال شده اند. آنها دولت را به فساد و تبهكاري متهم كرده و گروه هاي اسلامي معتدل را «انحرافي» مي خوانند و به چيزي كمتر از «صدر اسلام» راضي نيستند!
كارشناسان بر نكته اي مهم انگشت مي گذارند: «با سقوط رژيم حسني مبارك گروه بزرگي از اسلام گرايان از عربستان سعودي به مصر برگشته اند. آنها تنها پول و ثروت با خود نمي آورند، بلكه عقايد افراطي سلفي و وهابي نيز رهاورد ديگر آنهاست كه بنيادهاي سكولار جامعه مصر را تهديد مي كند.»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

بالاترین خطاب به شورای هماهنگی راه سبز

بالاترین خطاب به شورای هماهنگی راه سبز:

دهانتان را ببندید و بیانیه هم ندهید

به دنبال انتشار بیانیه شورای هماهنگی سبز، پایگاه اینترنتی بالاترین در واکنشی، این شورا را با نام "خیالی" خطاب کرد.

به گزارش گرداب، شبكه بالاترين از گردانندگان گروه موسوم به شوراي هماهنگي سبز خواست دهانشان را ببندند و نه موضع بگيرند، نه بيانيه بدهند.


روز گذشته گرداننده اين گروه در بيانيه اي به بهانه 16 آذر از بن بست شاخه دانشجويي فتنه گران خبر داده و نوشته بود: انتظار مي رود اين گروه به جاي تسليم شدن راه اميد بگشايند و راه هاي جايگزين براي اعتراض پيدا كنند. ما از آنها مي خواهيم به هر نحو ممكن تلاش كنند.


به دنبال انتشار اين بيانيه در سايت كلمه، پايگاه اينترنتي بالاترين واكنش نشان داده و نوشت: من بيانيه مي دهم پس هستم. آقاي شوراي هماهنگي خيالي سبز آيا شما هم شهامت داريد به جاي بيانيه هاي نخ نما دست به كار عملي بزنيد؟! مثلا كديور و خاتمي ريش دكولاره خود را زده، با كت شلوار و كراوات سبز عكس بگيرند و به خبرنگاران دهند. يا آقاي امير ارجمند! در حاليكه حداقل با كراوات خود را به طور نمادين دار زده ايد و ديگر زبان نداريد كه بيانيه دهيد، پرچم سبز را در دست بگيريد و آنرا به خانم حقيقت جو هديه كنيد.


يا خانم حقيقت جو شما هم قدرت اين را داريد كه حداقل در اعتراض تمام لباس خود را بكنيد و بر سر اصلاح طلبان باد محور بكوبيد.


بالاترين اضافه كرد: اگر عرضه اين كارها را هم نداريد ببنديد دهانتان را و بيانيه هم ندهيد كه خسته شديم از اين همه خيمه شب بازي.


در همين حال "حسن داعي"، از عناصر نزديك به سازمان تروريستي منافقين در سايت خود افشا كرد كه در حاشيه دادگاه فدرال ماه پيش خود، "اردشير امير ارجمند" فراري به همراه "تريتا پارسي"، رئيس گروه ناياك با برخي از مقامات آمريكايي در واشنگتن ملاقات كرده و درخواست كمك مالي داشته است.

 

منبع: کیهان

 

تلاش دشمن براي احياي جريان فتنه

وزیر اطلاعات مطرح کرد؛

تلاش دشمن براي احياي جريان فتنه

تلاش براي احياي جريان فتنه در كشور، شايعه‌سازي، نسبت دادن ناآرامي‌ها به جمهوري اسلامي، افزايش فشار، تحريم و تهديدها، بحران‌سازي و اختلال در روند مديريت كشور بخشي از حركت‌هاي دشمن است.

به گزارش گرداب به نقل از ایسنا، حجت‌الاسلام و المسلمين "حيدر مصلحي" پيش از ظهر امروز در گردهمايي طلاب و روحانيون استان البرز گفت: «بايد به زمان و انجام تكليف به موقع دقت داشت، عقبه دشمنان را ديد و سپس اظهارنظر و موضع‌گيري كرد.»

وي افزود: «بسيج ميقات پابرهنگان است كه امروز خود را در بيداري اسلامي و جنبش‌هاي عدالت‌خواهانه مردمي در سراسر جهان نمودار مي‌كند.»

مصلحي به جنگ نرم دشمن عليه نظام اسلامي اشاره كرد و گفت: «موعظه و مراسم عزاداري‌ها، بهترين ابزار براي مقابله با اين هجمه سراسري است.»

 

وزيراطلاعات گفت: «شناخت موقعيت‌هاي مختلف و اقدام متناسب با آن در راه بصيرت و آگاهي‌بخشي از وظايفي است كه روحانيت همواره پيشرو آن بوده است.»

وي اهداف دشمنان در اين معركه را بر اساس اطلاعات به دست آمده خواند و افزود: «دشمنان جنگ نرم تمام عيار سنگيني عليه نظام اسلامي طراحي كرده‌اند و تمام هستي خود را در يك نبرد اطلاعاتي به ميدان آورده‌اند.»

وزير اطلاعات خاطرنشان کرد: «دشمن براي مقابله با نظام پس از نبردهاي مختلف به دو استراتژي حداقلي و حداكثري روي آورد و تغيير رفتار مسئولان نظام و آلوده كردن افراد، در راستاي بازسازي سرويس‌هاي اطلاعاتي و امنيتي‌اش بود.»

وي استراتژي حداكثري را براندازي نظام با استفاده از ابزار نرم و سخت دانست و گفت: «ايجاد فضاي غبارآلود در كشور، سوء‌ ظن، لرزاندن مردم و نااميدي در دل‌ها، بي‌اعتقاد كردن نسل نو، هدف قرار دادن ايمان مردم، سست كردن پيوند فكري و عاطفي مردم با نظام، روحانيت و ارگان‌هاي تاثيرگذاري مانند بسيج و سپاه، هجمه به اسلام ناب محمدی‌صلوات‌الله‌علیه‌وآله، دامن زدن به اختلافات داخلي و در نهايت برهم زدن وحدت و خدشه‌دار كردن جايگاه والاي رهبري از جمله اهداف دشمن در اين زمان است.»

مصلحي با اشاره به حركت بيداري اسلامي گفت: «افزايش محبوبيت نظام اسلامي در منطقه و سطح بين‌المللي از يك طرف و عصبانيت شديد دشمن از نظام و انقلاب شكوهمند اسلامي ايران نتيجه جنبش‌هاي اخير بوده است.»

وي افزود: «به اذعان خود دشمنان محور قرار گرفتن فرمايشات رهبري در برنامه‌هاي كشورهاي مبارز، نمونه‌اي آشكار از تاثيرگذاري انقلاب اسلامي ايران در اين مناطق است.»

مصلحي در پايان گفت: «تلاش براي احياي جريان فتنه در كشور، شايعه‌سازي، نسبت دادن ناآرامي‌ها به جمهوري اسلامي، افزايش فشار، تحريم و تهديدها، بحران‌سازي و اختلال در روند مديريت كشور بخشي از حركت‌هاي دشمن در اين عرصه است.»

 

نباید فرصت شیطنت در انتخابات را از دست بدهیم!

فعال ملی - مذهبی:

نباید فرصت شیطنت در انتخابات را از دست بدهیم!

حتی اگر بخواهند فضا را امنیتی کنند و سخت گیری به خرج دهند می توان در سطح جامعه شیطنت کرد؛ این همان فرصتی است که باید از آن استفاده کنیم.

به گزارش گرداب به نقل از جام نیوز، تلویزیون ماهواره ای "رسا" وابسته به جنبش سبز دوشنبه 21 نوامبر (30 آبان) به بررسی فضای انتخابات پیش رو و موقعیت اصلاح طلبان پرداخت.

"رضا علیجانی" (فعال ملی–مذهبی) در این شبکه گفت: «انتخابات اسفندماه می تواند از طرفی یک فریب بزرگ و از طرف دیگر فرصتی برای جنبش سبز و اصلاح طلبان باشد. اگر تحلیل خود را بر یک استراتژی قوی استوار کرده و جنبش سبز را آسیب شناسی کنیم و با یک دید تشکیلاتی به مسئله انتخابات بنگریم، می توانیم آن را تبدیل به یک فرصت کنیم؛ در غیر این صورت فقط تنور انتخابات را برای حاکمیت گرم خواهیم کرد.»


وی در ادامه اظهار داشت: «قوانینی که در قانون اساسی درباره انتخابات وضع شده است حاکمیت را به تحمل و مدارا وا می دارد؛ بنابراین حتی اگر بخواهند فضا را امنیتی کنند و سخت گیری به خرج دهند می توان در سطح جامعه شیطنت کرد؛ این همان فرصتی است که باید از آن استفاده کنیم.»

 

آن گونه که از ظاهر کلام گوینده عبارات بالا برمی آید، فتنه گران علاوه بر اینکه هنوز به کسب کرسی های مجلس امید دارند، برای اخلال و آشوب در انتخابات هم برنامه مفصلی تدارک دیده اند.

 

 

 

شكست تحريم اروپا عليه ايران

شكست تحريم اروپا عليه ايران


اتحاديه اروپا طي يكي چند هفته گذشته پس از اتفاقاتي كه به ويژه درخصوص سفارت انگليس در تهران رخ داد، دور جديد تلاش مذبوحانه خود را به رهبري انگليس براي تشديد تحريم ها عليه ايران به كار گرفت و حتي تا جايي پيش رفت كه بحث تحريم نفت ايران نيز مطرح شد كه البته در همان قدم اول شكست خورد.
اعمال تحريم هاي غرب عليه ايران كه سابقه چندين ساله دارد، همواره به عنوان حربه اي عليه ايران به كار گرفته شد تا ايران را وادار كند از اصول خود عقب نشيني كند كه البته اين اتفاق هرگز نيفتاد. در عين حال، كشور ما به واسطه اين تحريم ها هر چند هزينه هايي را هم متقبل شد، ولي در عوض بركات زيادي را هم به همراه داشت كه خودكفايي، يكي از آنها است.در عين حال در اكثر مواقع تحريم ها بيشتر جنبه شعاري داشته است.
يكي از نشانه هاي اصلي شكست اين تحريم ها آماري است كه منابع اروپايي در زمينه مبادلات تجاري ايران و اتحاديه اروپا منتشر مي كنند. بر اساس تازه ترين آماري كه «يورو استات» وابسته به كميسيون اروپا منتشر كرده است، حجم مبادلات تجاري ايران و اتحاديه اروپا طي 9 ماه نخست 2011 به 19 ميليارد يورو رسيد و ايران هفتمين منبع تأمين نفت مورد نياز اين اتحاديه معرفي شد. مبادلات 19 ميليارد يورويي ايران و اتحاديه اروپا در حالي است كه اين اتحاديه از اواسط سال گذشته ميلادي و تحت فشار آمريكا، تحريم هاي يك جانبه اي را عليه ايران به اجرا گذاشته است. در سال گذشته ميلادي كه نخستين سال اجراي تحريم هاي يك جانبه بود حجم مبادلات دو كشور با رشد 24 درصدي به 5/24 ميليارد يورو رسيد. در عين حال مبادلات دو طرف در 9 ماه نخست 2011 نسبت به مدت مشابه سال قبل 5/4 درصد كاهش داشته است. طي ژانويه تا سپتامبر 2010 حدود 9/19 ميليارد يورو كالا بين ايران و اتحاديه اروپا مبادله شده بود. بر اساس اين گزارش 27 كشور اروپايي در 9 ماه نخست 2011 بالغ بر 4/11 ميليارد يورو كالا از ايران وارد كردند كه اين رقم نسبت به سال قبل افزايش يا كاهشي نداشته است.
صادرات اين اتحاديه به ايران طي اين مدت نيز 6/7 ميليارد يورو اعلام شده است كه نسبت به مدت مشابه سال قبل 7/10 درصد كاهش داشته است. اروپا در 9 ماه نخست سال گذشته ميلادي 5/8 ميليارد يورو كالا به ايران صادر كرده بود. آمارهاي يورو استات از افزايش صادرات اتحاديه اروپا به ايران در ماه سپتامبر2011 (شهريور) خبر داده است. اتحاديه اروپا در اين ماه 478 ميليون يورو كالا به ايران صادر كرد كه اين رقم نسبت به ماه قبل از آن، سه درصد رشد داشته است. در ماه اوت 748 ميليون يورو كالا به ايران صادر شده بود. واردات اين اتحاديه از ايران در سپتامبر 2011 نيز 363/1 ميليارد يورو اعلام شده است كه نسبت به ماه قبل از آن، يك درصد كاهش داشته است. در ماه اوت 528/1ميليارد يورو كالا از ايران توسط اتحاديه اروپا وارد شده بود.
نفت مهم ترين كالاي وارداتي اتحاديه اروپا از ايران است. ايران طي سال هاي اخير در ميان 10 كشور بزرگ صادركننده نفت به اروپا قرار داشته است و به رغم تلاش هاي تحريمي توانسته است اين موقعيت خود را همچنان حفظ كند. در 9 ماه نخست سال جاري ميلادي صادرات نفت ايران به اتحاديه اروپا از مرز 10ميليارد يورو گذشت و به 39/10 ميليارد يورو رسيد. اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل 3/2 درصد رشد داشته است. ايران هفتمين منبع تأمين نفت مورد نياز اروپا طي اين مدت شناخته شده است و 9/4 درصد كل واردات نفت اروپا را در اين مدت به خود اختصاص داده است. كل واردات نفت اروپا در 9 ماه نخست 2011 بالغ بر 213 ميليارد يورو اعلام شده است. در سال گذشته ميلادي نيز 97/21ميليارد يورو نفت ايران از سوي اتحاديه اروپا وارد شد كه نسبت به سال قبل از آن، رشد 6/5 درصدي را تجربه كرده بود. سهم ايران در تأمين نفت مورد نياز اروپا در سال گذشته ميلادي 56/5 درصد برآورد شده است.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

سفارت مجازی، محصول دیگر شکست دیپلماسی عمومی آمریکا

سفارت مجازی، محصول دیگر شکست دیپلماسی عمومی آمریکا

سفارت مجازی تهران نشان دهنده ناتوانی مداوم دولت آمریکا در تشخیص اصول اساسی دورنمای ارتباطات جهانی و عدم تمایل مقامات به اذعان محدودیت‌ها در دنبال کردن این روش است.

به گزارش گرداب، مجله "نشنال اینترست" در مقاله‌ای به قلم "تروور ثرال" به بررسی نقش دیپلماسی عمومی آمریکا در رابطه آمریکا و ایران پرداخت. به عقیده نویسنده، سفارت مجازی تهران یک محصول دیگر از الگوی شکست‌خورده دیپلماسی عمومی آمریکا است که پس از 11 سپتامبر دنبال شده است.

آمریکا هر چند در دوران جنگ سرد توانست با استفاده از رسانه‌های خود، علیه شوروی موفقیت کسب کند اما دوران مدرن به سه دلیل از دوران جنگ سرد متفاوت هستند. رقابت بین رسانه‌های متعدد، تاثیر بالقوه سفارت‌مجازی را کاهش می‌دهد. آمریکا فاقد اعتماد کافی برای ایفای یک نقش جدی در عرصه عمومی ایران (یا هر کشور دیگری در خاورمیانه) است. همچنین تناقض در گفتار و کردار مقامات آمریکا موجب افزایش سوء ظن نسبت به آمریکا در خاورمیانه شده است.

سفارت مجازی و ایجاد یک پل ارتباطی بین آمریکا و مردم ایران
2 هفته قبل، آمریکا افتتاح سفارت‌مجازی خود در تهران را اعلام کرد. یک وب سایت اطلاعاتی که مردم ایران را هدف قرار داده است. به گفته "وندی شرمن"، معاون وزارت امور خارجه در امور سیاسی، هدف اصلی سایت ایجاد یک پل ارتباطی بین آمریکا و مردم ایران است. همانطور که وب سایت توضیح می‌دهد: عدم حضور آمریکا در ایران (پس از بحران گروگان‌گیری در سال 1979 ) به این معنی است که ما فرصت کمی داریم تا صدای خود را به گوش تعداد بیشتری از ایرانیان برسانیم.

دنباله‌روی از اقدامات مشابه در حیطه زبان فارسی در یوتیوب، فیس‌بوک و توییتر
این سایت دنباله روی تلاش‌های وزارت امور خارجه در حیطه زبان فارسی در یوتیوب، فیس‌بوک و توییتر است. هر چند خود سایت ویژگی خاصی ندارد و کسل‌کننده است، قطعا هیچ اشکالی وجود ندارد تا اطلاع‌رسانی به مردم را در سراسر جهان تسهیل کرد.

محصول دیگری از الگوی شکست خورده دیپلماسی عمومی آمریکا پس از 11 سپتامبر

با این حال سفارت مجازی تهران یک محصول دیگر از الگوی شکست خورده دیپلماسی عمومی آمریکا است که پس از 11 سپتامبر دنبال شده است. به این ترتیب، این عمل نشان دهنده ناتوانی مداوم دولت آمریکا در تشخیص اصول اساسی دورنمای ارتباطات جهانی و عدم تمایل مقامات به اذعان محدودیت‌ها در دنبال کردن این روش است.

شکل‌دهی افکار عمومی ایران به کمک سفارت مجازی
کارزارهایی مانند سفارت مجازی تهران، منعکس‌کننده یک مفهوم تاریخ گذشته در حوزه عمومی جهانی است. به نظر می‌رسد که مقامات فکر می‌کنند که سفارت مجازی (همراه با سایر تلاش‌های مشابه در منطقه از جمله رادیو فردا، رادیو ساوا و الحره) روزهای عظمت رادیو آزاد اروپا و صدای آمریکا را تکرار خواهند کرد.
تئوری روشن است: ایرانیان به دلیل عطش برای دریافت اطلاعات در مورد جهان، به دنبال منابع اطلاعاتی جایگزین خواهند رفت. هنگامی که ایرانی‌ها متوجه شوند که منابع جایگزین (مانند سفارت مجازی تهران)، نسبت به منابع دولتی خود ایران، اطلاعات دقیق‌تر و مفیدتری ارائه می‌دهند، به این منابع جایگزین اعتماد کرده و حتی با تعداد بیشتر به این منابع روی خواهند آورد. در نهایت این وضعیت به آمریکا کمک خواهد کرد تا افکار عمومی ایران را شکل دهد.

سه تفاوت عمده شرایط فعلی با دوران جنگ سرد
در طول جنگ سرد، آمریکا واقعا به کمک رادیو آزاد اروپا و صدای آمریکا موفقیت‌هایی کسب کرد. با این حال، شرایط آن دوران از سه منظر متفاوت بودند. از همین رو نفوذ و موفقیت در آن دوره ممکن بود اما در شرایط فعلی بعید است، اگر نگوییم غیر ممکن است.

اول، سیستم جهانی رسانه‌ها بی‌نهایت متراکم‌تر و متنوع‌تر شده است. از همین رو تاثیر گذاری سخت‌تر است. مردم اتحاد جماهیر شوروی، به جز اطلاعات ارائه شده از سوی آمریکا، هیچ منبع جایگزین قابل توجه دیگری نداشتند اما ایرانی‌ها به هزاران رسانه در خاورمیانه دسترسی دارند.

هم اکنون میلیون‌ها خانواده ایرانی با کمک بشقاب‌های ماهواره‌ای غیر قانونی، به شبکه‌های تلویزیونی الجزیره، العربیه، المنار، شبکه فارسی "بی‌بی‌سی" و شبکه بین‌المللی "سی‌ان‌ان" دسترسی دارند. یک خانواده ایرانی که از طریق "وی پی ان"، شبکه خصوصی مجازی به اینترنت دسترسی دارد با یک کلیک به تمام رسانه‌های سراسر جهان راه پیدا می‌کند. با وجود رقابت بین این رسانه‌ها، اهمیت و نفوذ بالقوه سفارت مجازی در دوران مدرن، بسیار کمتر از دوران جنگ سرد و یا حتی سال 1979 که آمریکا روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد، است.

دوم، آمریکا به هیچ وجه یک منبع قابل اعتماد اطلاعات نیست. بنابراین آمریکا یک عامل تعیین‌کننده و اجباری در شکل‌دهی افکار عمومی در ایران نیست. تمام پژوهش‌ها در زمینه ارتباطات موثر از گفته‌های ارسطو گرفته تا تحقیقات پس از آن، بر اهمیت اعتماد تاکید می‌ورزند. در طول جنگ سرد، جلب اعتماد افرادی که کشور آنها از سوی اتحاد جماهیر شوروی اشغال شده بود، برای آمریکا مشکل نبود. اما امروزه، جلب اعتماد مردم ایران به آمریکا، یک موضوع متفاوت است. تنها این دلیل که ایرانی‌ها با دولت خود مشکل دارند به این معنی نیست که آنها به شیطان بزرگ اعتماد خواهند کرد.

یک نگاه سریع به نگرش مردم در سراسر خاورمیانه نسبت به آمریکا حاکی از آن است که آمریکا فاقد اعتماد کافی برای ایفای یک نقش جدی در عرصه عمومی ایران (یا هر کشور دیگری در خاورمیانه) است. به عنوان مثال، مطالعات اقناع ریاست جمهوری آمریکا نشان می‌دهند، روسای جمهوری که مورد تایید کمتر از 50 درصد مردم هستند قادر به تغییر افکار مردم خود نیستند، چه برسد به افکار سایر مردم.

سوم، آمریکا نمی‌تواند ایرانیان را با کلمات خود متقاعد کند، در حالی‌ که اقدامات آمریکا به وضوح بر خلاف گفته‌هایش هست. در طول جنگ سرد، آمریکا از لحاظ اخلاقی نسبت به اتحاد جماهیر شوروی دارای موقعیت بهتری بود و دیپلماسی عمومی آمریکا این تفوق را تقویت کرد. آمریکا از آزادی مردمی صحبت می‌کرد که خواستار آزادی بودند. اما دیپلماسی عمومی آمریکا از 11 سپتامبر، به طور گسترده‌ای، تنها یک لفاظی در خدمت منافع خود آمریکا و پوششی برای تلاش‌های یک جانبه در جنگ با تروریسم و گسترش نفوذ آمریکا در خاورمیانه بوده است. ایرانی‌ها ممکن است دولت فعلی خود را دوست نداشته باشند اما این بدان معنی نیست که آنها سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را تایید می‌کنند.

افزایش سوء ظن نسبت به آمریکا در خاورمیانه به دلیل دیپلماسی اشتباه آمریکا
حتی هنگامی که "شرمن"، معاون وزیر، افتتاح سفارت مجازی را اعلام کرد، اظهار کرد که این اقدام در راستای تحریم‌های اقتصادی و سایر اقدامات اجباری به منظور جلوگیری از توسعه سلاح‌های هسته‌ای ایران است. در نتیجه تلاش‌های فعلی دیپلماسی عمومی آمریکا، همانند دوران جنگ سرد موثر خواهند بود اما در جهت معکوس، این تلاش‌ها سوء ظن و انتقاد از اقدامات آمریکا در خاورمیانه را تقویت می‌کنند.

سوال منطقی که در اینجا مطرح می‌شود این است که یک راهبرد بهتر دیپلماسی عمومی چگونه راهبردی خواهد بود؟ در عین حال، دولت ایران تقریبا به محض راه اندازی سفارت مجازی تهران، آن را فیلتر کرد و بدین گونه نظر رسمی خود را در مورد آن اعلام کرد.

منبع: فارس

 

سفارت انگلیس در تهران تعطیل شد

سفارت انگلیس در تهران تعطیل شد

 

به گزارش گرداب، کارکنان بریتانیایی سفارت انگلیس در تهران با پایان بخشیدن به فعالیت های خود، این سفارتخانه را تخلیه کرده و بدون اعلام رسمی قطع رابطه، تهران را ترک کردند.

 

در حالی که مقامات دولت انگلیس هنوز از اعلام رسمی قطع رابطه با جمهوری اسلامی ایران خودداری کرده اند، کارکنان بریتانیایی سفارت این کشور در تهران ضمن پایان بخشیدن به فعالیت های خود، سفارتخانه را تخلیه و تهران را ترک کردند.

این گزارش حاکی است هم اکنون سفارت انگلیس در تهران تحویل کارکنان محلی سفارتخانه است.

تخلیه سفارت انگلیس و ترک تهران از سوی کارکنان بریتانیایی در حالی صورت گرفته که هنوز موضعی رسمی مبنی بر تعطیلی این سفارتخانه از سوی مقامات لندن اعلام نشده است.

در صورتی که انگلیسی ها رسما پایان فعالیت سفارتخانه خود را اعلام کنند، مطابق عرف بین المللی باید برای پیگیری مسائل فیمابین با ایران، سفارت کشور دیگری را به عنوان دفتر حافظ منافع خود معرفی کنند.

 

همچنین دیروز دولت انگلیس در واکنش به اقدام خودجوش دانشجویان ایران، دستور تعطیلی سفارت ایران در لندن را صادر کرد.

 

به گزارش رویترز، دولت انگلیس از صدور دستور تعطیلی فوری سفارت ایران در لندن خبر داد.

 

"ویلیام هیگ"، وزیر امور خارجه انگلیس در اظهاراتی در همین رابطه اعلام کرد: «کاردار ایران در لندن در حال حاضر از درخواست ما برای تعطیلی فوری سفارت ایران مطلع شده است و تمامی پرسنل دیپلماتیک ایران باید ظرف مدت ۴۸ ساعت انگلیس را ترک کنند.»

 

اقدام دولت انگلیس در صدور دستور تعطیلی سفارت ایران در لندن در حالی صورت می‌گیرد که دانشجویان معترض ایرانی روز سه شنبه پس از تجمع مقابل سفارت این کشور در تهران، اقدام به تسخیر سفارت انگلیس کردند.

 

منبع: فارس

نظام بايد از آمريكا عذرخواهي كند!

سايت موسوي:

نظام بايد از آمريكا عذرخواهي كند!

جمهوري اسلامي اگر قرار بود ملاحظه تهديدهاي غرب را بكند، بساط فتنه سبز -آشوب نيابتي براي سازمان سيا و موساد و ام آي6- را به بركت حضور مقتدرانه ملت جارو نمي كرد و اجازه مي داد مهره هاي سازمان سيا كودتاي مخملي را به پايان برسانند.

به گزارش گرداب، در اقدامي هماهنگ با جنگ رواني غرب عليه ملت ايران، عمله فتنه سبز آفتابي شدند. اين عده مي گويند براي خروج حاكميت از بحران و بن بست(!؟) در برابر غرب، جمهوري اسلامي نسبت به اين جريان نرمش نشان دهد تا بحران نيز مرتفع شود!


در تازه ترين نمونه از اين سياه بازي هاي نخ نما، سايت كلمه كه از لندن و پاريس به روز مي شود، با اشاره به تهديدهاي غرب در زمينه حمله نظامي و تحريم اقتصادي نوشت: حلقه محاصره تنگ تر شده است. راه برون‌رفت از بحران هاي كنوني چيست؟ اكنون براي جلوگيري از حمله نظامي، به دليل مديريت غلط و ديپلماسي بي كفايت، تنها راهي كه باقي مانده تعليق كليه فعاليت هاي هسته اي و اجازه به بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي براي بازرسي كامل از تمام تأسيسات هسته اي ايران است.

 

نظام آگاه است كه در مقابل وضعيت وخيمي كه در صورت وقوع جنگ بر مجموعه مملكت تحميل مي شود، بايد كوتاه آمد، اما اين تصميم به شدت خطرناك است. نظام در اين صورت، حتي پاسخي براي هواداران سرسختش هم نخواهد داشت. در نتيجه نظام در بن بستي قرارگرفته كه تنها راه برون رفت از آن، بازگشت به مخالفان است. به جاي تمام ادعاها، مقامات مي توانند در يك سخنراني، عذرخواهي كرده و با تعليق فعاليت هاي هسته اي و اجازه براي بازرسي به منظور اعتمادسازي، براي جنگ طلبان بيگانه نيز دست آويزها از ميان برداشته و خطر حمله رفع شود. آن وقت است كه آزادي زندانيان، رفع حصر سران جنبش سبز و اصلاح اساسي ساختار تحقق مي يابد.»(!!)


به قول معروف "خود گويي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي." حضرات پادوهاي سياسي مقيم لندن و پاريس و واشنگتن كه بعضاً حتي تا مرز "شرافتمندانه" خواندن دريافت پول از غرب پيش رفته اند، فراموش كرده اند كه جمهوري اسلامي اگر قرار بود ملاحظه تهديدهاي غرب را بكند، بساط فتنه سبز -آشوب نيابتي براي سازمان سيا و موساد و ام آي6- را به بركت حضور مقتدرانه ملت جارو نمي كرد و اجازه مي داد مهره هاي سازمان سيا كودتاي مخملي را به پايان برسانند.

 

البته مردم ما بي اطلاع نيستند كه اولاً اصل جنگ رواني دشمنان، با مشورت و گرا دادن همين حضرات مفلس انجام مي شود و ثانياً اين ورشكستگان به تقصير، بخش دوم و تكمله همان جنگ رواني هستند و نه دلسوز ملت و نظام جمهوري اسلامي ايران. منتها فتنه گران هنوز نفهميده اند كه ايران به اوباش سياسي باج نمي دهد و اگر بر فرض محال قرار بود باجي بدهد، به آمريكا و غرب باج مي داد كه امروز از دست اقتدار فزاينده ايران در منطقه و غرب و بي اعتنايي آن نسبت به اشتلم غرب مي نالند.


با اين حال بايد پرسيد چگونه است كه گردانندگان فتنه سبز با اين صراحت، خود را بديل تهديد نظامي و تحريم اقتصادي دشمن مي خوانند؟ همچنين جا دارد بپرسيم چرا شيوه قسم حضرت عباس را در مقابل دم خروسي كه پيداست، پيشه كرده اند؟ نمي شود كه هم غرب را ترغيب به ارعاب و تهديد و فشار عليه ملت ايران كرد و هم اداي دايه هاي دلسوز را درآورد!

 

منبع: کیهان

 

حاشيه سازي چرا؟

حاشيه سازي چرا؟


مصاحبه يك نفر كه خود را مشاور رئيس جمهور و گاه نماينده دولت نيز مي نامد، با روزنامه «اعتماد» كه خود آن را چند سال قبل غيرقابل اعتماد ناميده بود، موجب پديدآوردن سوالات و شبهاتي پيرامون نحوه دستگيري هاي مربوط به جريان انحرافي شد. وي در اين مصاحبه به بهانه هاي سياسي به ناظر و مسئول پرونده فساد بزرگ بانكي حمله برد و او را كه در آستانه ارائه يك گزارش از اين پرونده بود، تهديد كرد و به سكوت فراخواند.
به دنبال اين و پس از توقيف موقت روزنامه اعتماد به اتهام تشويش افكار عمومي و احتمال برخورد با فردي كه در مصاحبه افترائاتي متوجه قوه قضائيه و ضابطان آن كرده بود، همان فرد اقدام به برگزاري مصاحبه رسانه اي در محل كار خويش كرده بود كه اين بار مأموران دادستاني تهران با حكم قضايي به دنبال دستگيري و بازداشت وي برآمدند تا به اين روند تهمت و فشار عليه پرونده فساد مالي پايان دهند. اما گويا وي از قبل براي چنين برخوردي آمادگي در بين برخي حاميان باندي كه در محل كار دارد ايجاد كرده بود و لذا به درگيري با مأموران و استنكاف از همراهي با آنان براي اجراي حكم قانوني پرداخت و ضمن تهيه خوراك براي رسانه هاي بيگانه به رجزخواني عليه دستگاه قضايي و مأموران پرداخت و مدعي بود كه «آقاي رئيس جمهور نيز تلاش مي كردند كه اين مسئله به خوبي حل شود.» وي با متهم كردن مأموران به برخورد نامناسب و سوءاستفاده از برخي اشتباهات احتمالي آنان در مواجهه با مقاومت سازمان دهي شده حاميان او، مدعي شد؛ «آنها ملاحظه شرايط را نكردند، من نماينده دولت و مشاور رئيس جمهور هستم و دولت يعني نماينده مردم، آنها بايد پاسخگوي اين كار خود باشند.؟!»
جالب اينكه به دنبال اين مقاومت و ادعاي او يعني تلاش رئيس جمهور به نفع اين متهم، مأموران با دست خالي برگشته و از دستگيري وي بازماندند.
اين واقعه تلخ در كنار عدم اجراي حكم انفصال از خدمت يك مسئول دولتي ديگر نزديك به رئيس جمهور كه باز حكمش داراي ابهام خوانده شده، مي تواند بازتاب بسيار سنگيني در فضاي افكار عمومي داشته باشد كه حداقل آن تشديد اين گمانه ها در اذهان مطلعان از اين خبرها خواهد بود:
1- اين اقدامات در آستانه جمع بندي و نهايي شدن پرونده فساد مالي بزرگ كه احتمالاً اسامي برخي دانه درشت ها و افراد ذي نفوذ در فهرست متهمان آن قرار دارد، نوعي واكنش ناشي از اضطراب و نگراني و شايد هم فرار به جلو براي فشار برقوه قضائيه و دادن اين پيام است كه روشنگري و اقدام عليه اين دانه درشت ها مي تواند هزينه سنگيني براي دستگاه قضايي داشته باشد.
2- همان گونه كه پيش از اين رئيس جمهور براي مصونيت بخشي به دوستان خويش در پوشش حمايت از كابينه خط قرمز گذاشته بود، اين بار اين خط قرمز را به حلقه مشاوران و حاميان رسانه اي خويش توسعه داده و به آنان براي هرگونه فضاسازي و ايجاد فشار عليه اقدامات قانوني و قضايي عليه حاميان خويش، تضمين داده است.
3- جريان انحرافي كه اينك با چالش هاي جدي مواجه شده و احتمال مي دهد نتايج رسيدگي به برخي پرونده هاي فسادگر گريبانگير آن شود، تلاش مي كند با مايه گذاشتن از رئيس جمهور و واداشتن وي به همراهي و حمايت، كشور را وارد چالش هاي جدي ساخته و با حاشيه آفريني و بحران سازي هاي مصنوعي، نظام را وادار به عقب نشيني و انصراف از برخوردهاي قانوني كند.
به نظر مي رسد ادامه اين روند مي تواند هزينه هاي سنگيني متوجه دولت و حتي نظام كرده و ترديد افكار عمومي نسبت به صداقت نظام در برخورد با مفسدان بزرگ و اجراي عادلانه قانون عليه خطاكاران را برانگيزد.
چرا كه رسيدگي به اينگونه مسائل محتاج فضايي آرام و معقول و همكاري همه نيروهاي مدافع نظام براي دفاع از بيت المال و حقوق مردم و مجازات عادلانه و بازدارنده خاطيان و مجرمان در هر سطح و مقامي به دور از هرگونه تبعيض و خط قرمز است.
به علاوه اين حاشيه سازي ها و ابهاماتي كه متوجه دولت مي كند، نوعي فرسايش توان و سرگرمي براي دولت و يا نگراني در بين وفاداران به نظام و ترديد نسبت به همراهي با آن ايجاد مي كند كه بر توان و كارآمدي دولت نيز سايه مي اندازد. واقعيتي كه پيش از اين از سوي امام خامنه اي مورد توجه قرار گرفته و ايشان خطاب به هيئت دولت به صراحت اعلام داشته بودند: «واقعاً شايسته نيست كه حواشي به وجود بيايد، حالا چه حواشي اي كه خود شما گاهي بي توجه به وجود مي آوريد، چه آنهايي كه ديگران به وجود مي آورند و شما هم مستقيم وارد آنها مي شويد. از اين حواشي بايد پرهيز كرد. نگذاريد در فضاي كشور و در فضاي بين دولت و مردم، درگيري و دلهره هايي به وجود بيايد كه شماها را از كار بازندارد.»
به نظر مي رسد راه هاي اعتراض قانوني به برخي احكام در عين ابهام و وجود اشتباه باز است و ايستادگي در برابر قانون از سوي هر كس و جرياني اقدامي غيرقابل دفاع و منشأ فتنه و التهاب آفريني به حساب مي آيد كه فاقد هرگونه وجاهت منطقي و قانوني است. به خصوص اينكه مرتكبان اين قانون شكني پيش از اين شعار عدالت و برابري داده و به تسامح قضايي با برخي دانه درشت ها منتقد بوده اند كه البته به جاي خود درست بوده است، اما پرسش اين است كه چرا الان خواهان تسامحند و قانون شكني مي كنند؟!

 

منبع هفته نامه صبح صادق

کمبود اطلاعات جاسوسی آمریکا در ایران

در پی طرح سفارت‌خانه مجازی؛

کمبود اطلاعات جاسوسی آمریکا در ایران

به گزارش گرداب، ساقط كردن پهپاد آمريكا يك كار اطلاعاتی پيچيده بود، دستيابی به اين پهپاد شوك بزرگی به آمريكا وارد كرده است و آن‌ها نگران ادامه جاسوسی خود در ايران هستند و نشان داد كه ديگر اين‌گونه هواپيماهای رادار‌گريز در برابر قدرت جمهوری اسلامی بی‌اثر است.

"حسين شيخ‌الاسلام" دبيركل حمايت از انتفاضه فلسطين با بيان اين‌كه تاسيس سفارت‌خانه مجازی در يك كشور در عرف بين‌الملل ديده نمی‌شود و جايگاهی ندارد، گفت: «اين كار در كنوانسيون‌های بين‌المللی تعريف نشده است، اين بازی را برای اولين بار آمريكايی‌ها استفاده كردند.»

وی افزود: «آمريكا از اين سايت قصد دارد اهداف جاسوسی خود را داشته باشد، می‌خواهند با راه‌اندازی اين سايت افرادی كه مستعد ارتباط داشتن با آمريكا هستند در لوای گفت‌و‌شنود با ايرانيان پيدا كنند و از آن‌ها برای جاسوسی استفاده كنند.»

دبيركل حمايت از انتفاضه فلسطين اظهار كرد: «آمريكا با استفاده از اين سايت و جذب برخی افراد در مرحله بعد آن‌ها را با عوامل جاسوسی و سرويس‌های اطلاعاتي خود مرتبط می‌كند، آمريكا بعد از تسخير لانه جاسوسی آنها توسط دانشجويان پيرو خط امام رحمت الله علیه و به ويژه در مرحله كنونی كه سفارت انگليس نيز بسته شده است، با كمبود اطلاعات جاسوسی در داخل ايران روبرو است.

شيخ‌الاسلام با بيان اينكه با كارهای اطلاعاتی وزارت اطلاعات كه منجر به دستگيری چند جاسوس آمريكايی شد، امريكا ديگر برگ برنده‌ای ندارد، گفت: «لذا اين سايت يكی از آرزوهای آمريكا برای كسب اطلاع از ايران است.»

وی با تبريك ساقط كردن هواپيمای جاسوسی آمريكا توسط فرزندان انقلاب گفت: «ما اكنون در حال جنگ با امريكا و غرب هستيم، آن‌ها توطئه می‌كنند و ما نيز باید با ابزار خود مانع از توطئه دشمن شويم.»

شيخ‌الاسلام با بيان اينكه جمهوری اسلامی بايد در برابر دشمن از توان اطلاعاتی خود استفاده كند، افزود: «ساقط كردن پهپاد آمريكا يك كار اطلاعاتی پيچيده بود، دستيابی به اين پهپاد شوك بزرگی به آمريكا وارد كرده است و آنها نگران ادامه جاسوسی خود در ايران هستند و نشان داد كه ديگر اين گونه هواپيماهای رادار‌گريز در برابر قدرت جمهوری‌اسلامی بی‌اثر است.»

دبيركل حمايت از انتفاضه فلسطين با بيان اين‌كه در ۳۰ سال گذشته آمريكا از ايران شكست خورده است، گفت: «شايد در مقاطعی فشارهايی به ما وارد كرده باشد، اما از نظر راهبردی در طول سه دهه گذشته جمهوری اسلامی پيشرفت داشته و دشمن با ناكامی روبرو بوده است.»

 

خبر فناوری جمینگ ایران بسیار بدتر از سرنگونی پهپاد است

جان بولتون:

خبر فناوری جمینگ ایران بسیار بدتر از سرنگونی پهپاد است

 

کنگره آمریکا باید این مسئله را مورد بررسی قرار دهد که آیا ایرانیان دارای فناوری جمینگ هستند تا بتوانند با آن موشک‌ها، هواپیماها و طیف کاملی از سامانه‌های رزمی ما‌ را سرنگون کنند یا خیر.

به گزارش گرداب به نقل از مشرق، "جان بولتون" با بسیار بدتر ارزیابی کردن خبر مجهز بودن ایران به فناوری جمینگ در قیاس با خبر سرنگونی پهپاد، از کنگره آمریکا خواست تا این مسئله را مورد بررسی قرار دهد.

 در حالی که مقامات آمریکایی مصرند که نه سلاح و نه فناوری، پهپاد جاسوسی آمریکا را که بر فراز حریم هوایی ایران به جاسوسی مشغول بود پایین نیاورده است، جان بولتون، سفیر اسبق آمریکا در سازمان ملل، می‌گوید که اگر گزارشات ارائه تجهیزات جمینگ به ایران از سوی روسیه درست باشد، وضعیت بسیار بدتر خواهد شد.

جان بولتون، به فاکس‌نیوز گفت: «برخی گزارشات حاکی از آن است که روسیه یک سامانه بسیار پیچیده جمینگ را مدتی قبل به ایران فروخته است. اکنون ارتش ما می‌گوید که این مطلب صحیح نبوده و این پهپاد به خاطر نقص فنی سرنگون شده است. طبیعتاً امیدوارم که این مطلب صحت داشته باشد، زیرا اگر روس‌ها تجهیزات پیچیده جمینگ را در اختیار ایران گذاشته باشند، بدین معناست که موارد بسیار دیگری نیز در معرض خطر قرار دارند.»

بولتون اظهار کرد کهکنگره آمریکا باید این مسئله را مورد بررسی قرار دهد که آیا ایرانیان دارای فناوری جمینگ هستند تا بتواند با استفاده از آن موشک‌ها، هواپیماها، و سامانه‌های ارتباطی و هدایتی آمریکا و "طیف کاملی از سامانه‌های رزمی" ما‌ را سرنگون کنند یا خیر.

 بر اساس این گزارش، پنتاگون در همین راستا به باراک اوباما گزینه‌های مختلفی را پیشنهاد کرده است ازجمله، آمدن به ایران، درخواست بازپس‌گیری RQ-170، و یا نابودی آن، اما وی این پیشنهادات را رد کرده چرا که نمی‌خواهد چنین مأموریتی به عنوان یک اقدام جنگی تلقی شود.

جان بولتون در خصوص رد این پیشنهادات از سوی اوباما گفت: «ایرانیان، با بیان اینکه پهپاد را پس نخواهند داد، گفته‌اند که ارسال آن به ایران یک اقدام جنگی بوده است، و این گفته‌ها خود اظهارات اوباما را تضعیف می‌کند مبنی بر اینکه ما سعی نکردیم تا این پهپاد را پس از تصرف آن نابود کنیم از ترس اینکه مبادا ایرانیان دقیقاً چنین حرفی بزنند... هرچند دلایل بسیار خوب دیگری برای نرفتن به آنجا [ایران] وجود دارد اما این دلیل خوبی نیست.»

وی همچنین افزود: «دلایل بسیاری برای عدم نابودی این پهپاد وجود دارد، اما مهم این است که مشخص شود آیا قبل از تصرف پهپاد توسط ایرانیان، اطلاعات محرمانه و دیگر تجهیزات جاسوسی داخل آن از بین رفته است یا خیر.»


بولتون گفت: «اگر آنها هنوز الکترون‌های موجود در آن را در اختیار داشته باشند، می‌توانند دریابند که برنامه ریخته‌شده در آن چه بوده است، که این خود به واقع خبر بسیار بدی خواهد بود.»

 

 

 

تهديد در برابر تهديد، استراتژي جديد دفاعي ايران است

معاون اطلاعات عمليات ستاد كل نيروهاي مسلح با اشاره به بيانات امام خامنه‌ای:

 

تهديد در برابر تهديد، استراتژي جديد دفاعي ايران است

رهبر معظم انقلاب اخيراً فرمودند كه مقابل تهديد، تهديد مي‌كنيم و اين به معناي تجديدنظر در استراتژي دفاعي ملت ايران است.

معاون اطلاعات عمليات ستاد كل نيروهاي مسلح تأكيد كرد رهبر معظم انقلاب فرمودند كه مقابل تهديد، تهديد مي كنيم و اين به معناي تجديدنظر در استراتژي دفاعي ملت ايران است.


به گزارش گرداب، سرلشكر "محمد باقري"، معاون اطلاعات و عمليات ستاد كل نيروهاي مسلح كه به مناسبت هفته بسيج در صحن علني مجلس شوراي اسلامي حضور يافته بود، طي سخناني ضمن گراميداشت هفته بسيج، اين روز و هفته را به تمام بسيجيان دريا دل در كشور و نمايندگان مجلس كه آنان را بخشي از جامعه بسيجيان خواند، تبريك گفت.


سرلشكر باقري گفت: «تفكر بسيجي اين توانايي را به ملت ايران داده كه اگر مستكبرين دست از پا خطا كنند، پاسخي كوبنده و پشيمان كننده خواهند گرفت و آينده تاريخ را هرچه زودتر خواهند باخت.»


معاون اطلاعات عمليات ستاد كل نيروهاي مسلح همچنين تصريح كرد: «تاريخ ملت ما نشان مي دهد كه نه اقدام به تجاوز و نه انديشه تجاوز در ذهن ما نبوده و ما در پاسخ قاطع به تهديدات ترديد نداريم؛ اما رهبر معظم انقلاب اخيراً فرمودند كه مقابل تهديد، تهديد مي كنيم و اين به معناي تجديدنظر در استراتژي دفاعي ملت ايران است و اگر تهديدات متجاوزان عليه ايران ادامه يابد و هر روز سناريوي جديدي براي تخطئه حركت ملت ايران داشته باشند و ايران هراسي را پيش ببرند، در مشي ملت ايران تجديدنظر صورت مي گيرد.»


وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: «آمريكايي ها آنچه از حمله به ايران مي گفتند و از تجاوز به ايران مطرح مي كردند، همه پوچ شد و نتوانستند هيچ كاري از پيش ببرند، تفكر تجاوز زمين به زمين به ايران در ذهن فرماندهان و سردمداران آمريكايي نيست و اين واقعيتي است كه با روحيه بسيجي شكل گرفته است.»


وي تأكيد كرد: «سرنوشت جنگ در زمين مشخص مي شود و زمين ايران متعلق به ملت ماست و خودشان مي دانند كه عمليات رواني مطرح مي كنند و حتي جرئت انجام مأموريت هوايي را ندارند.»

 

منبع: فارس

 

توئیتر؛ ابزاری 99 درصدی یا 1 درصدی؟

توئیتر؛ ابزاری 99 درصدی یا 1 درصدی؟

 

هرچند تظاهرکنندگان جنبش وال استریت از توئیتر به عنوان ابزاری برای هماهنگی فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که این کمپانی سعی در سانسور این جنبش دارد.

به گزارش گرداب، در حالی که نسل جدید تظاهرکنندگان آمریکا دست به فعالیت در رسانه‌های اجتماعی زده‌اند تا بلکه بتوانند پیام خود را از این طریق به گوش دیگران برسانند، تردیدها در مورد این که آیا این ابزار جدید تظاهرکنندگان در خاموش کردن اعتراضات آن‌ها مشارکت دارد یا خیر، افزایش یافته است.


در حالی که معترضان روز سه‌شنبه هفته گذشته در حوالی خیابان وال استریت تجمع کرده بودند،‌ طرح‌شان برای متوقف ساختن نواخته شدن زنگ شروع به کار بورس نیویورک به سرعت با واکنش شدید پلیس آمریکا مواجه شد و بی‌نتیجه ماند.

توئیتر؛ ابزاری برای تغییر؟
"توئیتر" شبکه اجتماعی آن‌لاینی که این امکان را به کاربران خود می‌دهد تا بتوانند پست‌های نوشتاری را ارسال کرده و بخوانند، مدتی است که به عنوان ابزاری شناخته شده که می‌تواند به جنبش‌های مختلف این اجازه را بدهد تا تغییرات اجتماعی و سیاسی را مدیریت و پرورش دهند.

در زمان جریان فتنه 88 ایران، وزارت خارجه آمریکا با توئیتر همکاری کرد تا این ابزار بتواند دسترسی خود در ایران را گسترش دهد و آشوب‌طلبان از این شبکه برای افزایش ناآرامی‌ها و در نهایت براندازی حکومت استفاده کنند.

به گزارش راشا تودی، واشنگتن در همین راستا از شرکت توئیتر خواست تا طرح‌های تعمیر و نگهداری خود را به تأخیر بیندازد تا آشوب‌طلبان بتوانند در ایران از آن برای ایجاد ارتباط با یکدیگر و هماهنگی فعالیت‌های خود استفاده کنند.

این شبکه اجتماعی همچنین در سازماندهی انقلاب‌های تونس و مصر و در نتیجه شکل‌گیری انقلاب عربی در اواخر سال 2010 و اوایل سال 2011 نقش داشته است.

تسخیر وال استریت نیز که در ابتدا به صورت یک تجمع کوچک در نیویورک روی داد، به سرعت در جهان منتشر شد. هرچند رسانه‌های اصلی آمریکا دست به سانسور این جنبش زدند، اما تظاهرکنندگان همان کاری را کردند که مردم مصر انجام دادند. آن‌ها به شبکه‌های اجتماعی چون توئیتر و فیس‌بوک روی آوردند تا بتوانند دست به هماهنگی فعالیت‌های خود بزنند.

به رغم استفاده تظاهرکنندگان آمریکایی از این شبکه اجتماعی برای رساندن پیام خود به جهانیان و هماهنگی فعالیت‌های خود، نگاهی به عملکرد توئیتر نشان می‌دهد که این شرکت نه تنها تمایلی به حمایت از این جنبش ندارد‌، بلکه منافعش ایجاب می‌کند تا در حد ممکن آتش این جنبش را خاموش کرده و آن را از بین ببرد.

سکوت توئیتر
منتقدان معتقدند که با شروع جنبش وال استریت در 17 سپتامبر و نیز تکرار آن در اول اکتبر یعنی هنگامی که حدود 700 معترض در "بروکلین بریج" دستگیر شدند، میزان استفاده از عبارت "تسخیر وال استریت" در توئیتر بسیار زیاد بوده است.

با این حال، این عبارت در فهرست عبارات پربسامد توئیتر قرار نگرفت و به جای آن عبارات دیگری چون "اکتبر" و "تو در مورد من چه می‌دانی" در صفحه توئیتر به نمایش گذاشته شد.

هرچند مسئولان این کمپانی مدعی‌اند که عبارات پربسامد از سوی یک نرم‌افزار تشخیص داده شده و در روی صفحه توئیتر قرار می‌گیرد اما بررسی‌های "جاناتان آلبرایت" محقق دانشگاه آکلند چیز دیگری را نشان می‌دهد. وی با استفاده از یک نرم‌افزار تحلیلی به نام "ترندیستیک" به مقایسه و بررسی عبارات نشان داده‌شده در آن روز و نیز عبارت "تسخیر وال استریت" پرداخت. بر اساس تحقیق وی مشخص شد که هر دو عبارت "اکتبر" و "تو در مورد من چه می‌دانی" که در این 2 روز به عنوان پربسامدترین عبارات به نمایش گذاشته شده‌اند، از بسامد بسیار بسیار کمتری نسبت به "تسخیر وال استریت" برخوردار بوده‌اند.

یکی دیگر از محققان به نام "امیلی چامبلیس"، عضو یک سازمان بازاریابی رسانه‌های اجتماعی جهانی به نام "اتنشن" نیز تحلیل و بررسی خود را این‌گونه بیان می‌کند: «در هفته نخست، میانگین استفاده این عبارت به طور روزانه 18.8 مورد بود. علت این امر نیز به این خاطر بود که اکثر مردم چیزی در مورد تسخیر وال استریت نمی‌دانستند اما پس از شروع جنبش در روز 17 سپتامبر، این میزان تا روز 23 سپتامبر تا 2 هزار و 4 درصد، افزایش پیدا کرد. هفته بعد این میزان 97 درصد افزایش نشان داد و در هفته پس از بازداشت‌های صورت‌ گرفته در بروکلین بریج نیز این مقدار 216 درصد افزایش داشت.»

با توجه به این بررسی‌ها می‌توان نتیجه گرفت که این عبارت در نوع خود جدید و بسیار پربسامد بوده و این در حالی است که توئیتر از نمایش آن در فهرست کلمات پربسامد روزانه خود خودداری کرد تا بتواند مانع از گسترش هر چه بیشتر اخبار مربوط به این جنبش شود.

با توجه به بررسی‌های فوق، بسیاری از فعالان معتقدند که این شبکه اجتماعی علیه جنبش وال استریت و در جهت تأمین منافع شرکت توئیتر قدم بر‌می‌دارد.

در مارس سال 2011، سایت خبری "بلومبرگ" گزارش داد که "جی‌پی مورگان چیس" که بزرگ‌ترین گروه بانکداری جهان به حساب می‌آید، با تأمین مبلغی توانسته است حدود 400 میلیون دلار از سهام شرکت توئیتر را خریداری نماید.»

ارزش کمپانی توئیتر به حدود 4.5 میلیارد دلار می‌رسد و یکی از مهم‌ترین سازمان‌های تأمین‌کننده مالی جهان نیز بر روی آن سرمایه‌گذاری سنگینی کرده است. هرچند این شرکت ابزاری مناسب برای جنبش 99 درصدی به حساب می‌آید اما مسلماً منافع این شرکت با این جنبش به هیچ وجه هم‌خوانی ندارد.

توئیتر ترجیح می‌دهد که برای براندازی حکومت‌های کشورهای مخالف آمریکا از جمله ایران مورد استفاده دولت این کشور قرار گیرد، اما هنگامی که نوبت به استفاده از این شبکه اجتماعی برای نشان دادن صدای مخالفان دولت آمریکا در داخل استفاده شود و نظام حکومتی این کشور را با چالش مواجه سازد، بهترین راه را سکوت کردن می‌بیند.

منبع: مشرق

 

پهپاد؛ بزرگترین هدیه کریسمس آمریکا به ایران

تحلیلگر امنیت ملی آمریکا:

پهپاد؛ بزرگترین هدیه کریسمس آمریکا به ایران

از دست دادن هواپیمای بدون سرنشین "آر کیو ۱۷۰" بزرگترین هدیه کریسمس به دشمنان ما در حداقل یک دهه گذشته به حساب می‌آید.

به گزارش گرداب به نقل از روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور، تحلیلگران آمریکایی اعتراف کردند که سرنگونی پهپاد آمریکایی در ایران یک بلا برای آمریکا و بزرگترین هدیه کریسمس آن به دشمنانش در یک دهه گذشته است.

 

مقامات آمریکایی به طور مخفیانه اعتراف کرده‌اند که هواپیمای بدون سرنشین فوق سری "آر کیو ۱۷۰" آمریکا در دستان ایران قرار گرفته است.

"پیتر سینگر" از اندیشکده آمریکایی "بروکینگز" به خبرگزاری آسوشیتدپرس در خصوص این پهباد گفت: این هواپیما هم‌اکنون جواهری برای ایران محسوب می‌شود که البته به چیزهایی که این هواپیما حمل می‌کرد نیز بستگی دارد، اما یکی از سنسورهایی که این نوع هواپیما قبلاً حمل کرده بود، رادار "AESA" است، که این رادار یک سیستم بسیار پیشرفته است که حقیقتا یک عامل متفاوت و برجسته برای نسل آینده هواپیماهای ماست و البته نه فقط هواپیماهای بدون سرنشین، بلکه این رادار می‌تواند در هواپیماهای سرنشین دار اف 22 و اف 35 نیز مورد استفاده قرار گیرد.

"دان گور" تحلیلگر امنیت ملی آمریکا از موسسه "لکسینگتون" در آرلینگتون این واقعه را با حادثه سقوط هواپیمای جاسوسی آمریکا در خاک شوروی سابق در سال 1960 مقایسه و به "ایر فورس تایمز" اعلام کرد: «از دست دادن هواپیمای بدون سرنشین "آر کیو ۱۷۰" بزرگترین هدیه کریسمس به دشمنان ما در حداقل یک دهه گذشته به حساب می‌آید. اکنون دیگر همه از توانایی ما در زمینه هنر و توانایی جمع آوری اطلاعات آگاه خواهند شد.»

مقامات سیا و پنتاگون تاکنون به طور رسمی به این نکته که هواپیمای نشان داده شده در تصاویر ویدئویی از سوی ایران همان هواپیمای RQ170 است که در اوائل هفته گذشته مفقود شد، اعتراف نکرده‌اند. با وجود این مقامات سطح بالای آمریکا که نامشان فاش نشده است، بارها به منابع خبری مختلف اعلام کرده‌اند که به نظر می‌رسد هواپیمایی که در دست ایران است، همان هواپیمای مفقود شده باشد.

"تای روگووی" خبرنگار آمریکایی در این باره می‌گوید: این مسئله بسیار مهم است، زیرا این هواپیما ماموریت های فراوانی بر روی خاک پاکستان که یکی از متحدین اصلی چین است، انجام داده است. در واقع اگر ادعای ایران درست باشد، این مسئله می‌تواند از نظر فنی یک خسارت عمده برای آمریکا باشد.

 

منبع: فارس

 

پیشنهاد فیلم‌نامه‌های جدید سیا به هالیوود

به منظور بهبود چهره آمریکا صورت گرفت؛

پیشنهاد فیلم‌نامه‌های جدید سیا به هالیوود

سازمان سیا برای بهبود چهره ارتش آمریکا نزد افکار عمومی، دو فیلم‌نامه جدید به هالیوود پیشنهاد داده است.

به گزارش گرداب، شاید به نظر مضحک باشد که سازمانی که به خاطر نهان کاری‌های خود مشهور است پیشنهادهای مفیدی به هالیوود دهد. اما سیا این‌طور فکر نکرده و برای آنها همه چیز مربوط به کنترل و حفظ تصویر است. البته سیا در این کار نسبت به وزارت دفاع آمریکا تازه کار‌تر به حساب می‌آید. وزارت دفاع و تقریباً همه شاخه‌های نظامی آمریکا دارای یک وابسته صنایع سرگرمی و فیلم چیزی شبیه به آنچه که سیا دارد، هستند.

اگر شما خواهان ساخت یک فیلم جنگی باشید و بخواهید تا اسکادرانی از اف 22، گروهی از تفنگداران دریایی یا یک ناو هواپیمابر در اختیار داشته باشید، فقط کافی است تا با دفتر رسانه‌های وزارت دفاع تماس بگیرید تا آنها به شما بگویند که آیا می‌توانند این تجهیزات و امکانات را برای یک یا دو روز فیلم‌برداری در اختیارتان قرار دهند.

"وینس اوگیلوی"، معاون دفتر وابسته رسانه‌ای وزارت دفاع آمریکا به "وایرد" گفت که فیلم‌نامه‌هایی که ما دریافت می‌کنیم فقط ایده نویسندگان آن درباره وزارت دفاع و نحوه فعالیت آن است. ما اطمینان حاصل می‌کنیم که وزارت، امکانات، نیروها و پرسنل آن به شکل صحیح و مثبتی نمایش داده می‌شوند.

هالیوود سال‌هاست که با نهادهای دولتی برای ساخت فیلم همکاری می‌کند، اما این بار این پدیده تحت بررسی دقیق و موشکافانه‌ای قرار گرفته است. وقتی در رسانه‌ها و همچنین در کنگره آمریکا این سوال مطرح شد که آیا دولت به شرکت Sony Pictures اطلاعاتی داده تا برای ساخت فیلم درباره کشته شدن اسامه بن لادن به کار ببرد، واکنش‌هایی را برانگیخت.

ماه گذشته "پیتر کینگ"، نماینده کنگره، در نامه‌ای به وزارت دفاع و سیا خشم خود را از ارتباط بین پنتاگون و "کاتیرن بیگلو"، کارگردان فیلم، بیان داشت. وی مدعی شد که به بیگلو اطلاعات حساسی داده شده که می‌تواند جان آمریکاییان را در معرض خطر قرار دهد.

"جی کارنی"، معاون رسانه‌ای و سخنگوی کاخ سفید، به رسانه‌ها اطمینان داد که پنتاگون اطلاعات طبقه‌بندی‌شده را در اختیار کسی قرار نمی‌دهد و گفت که آقای کینگ بهتر است "روی موضوعات مهم‌تر از فیلم بحث نماید."

اوگیلوی به وایرد گفت که پنتاگون تا فیلم‌نامه را در شکل کامل آن بررسی نکند، هیچ تصمیمی درباره کمک به خانم بیگلو نخواهد گرفت. روال استاندارد این است که ابتدا فیلم‌نامه بررسی شود، سپس نکاتی که پنتاگون مایل به تغییر آنهاست مشخص شده و به تهیه‌کننده برگشت داده شود. اگر تغییرات اعمال شود، ارتش هر کمکی که بتواند را در قبال هزینه‌هایی ارائه می‌دهد، کمک‌هایی چون اطلاعات غیرمحرمانه، تجهیزات، پرسنل و غیره. اگر هم توافقی حاصل نشود، پروژه ساخت فیلم یا رها می‌شود یا بدون کمک پنتاگون ساخته می‌شود.

اوگیلوی گفت: «ما سعی می‌کنیم تا حد وسط را رعایت کنیم. ما خواهان نمایشی هستیم که ارتش را حرفه‌ای، قدرتمند، منسجم و فداکار نشان دهد.»

وی با اشاره به دو سریال NCIS و NCIS: Los Angeles گفت که این دو سریال که با کمک و همکاری پنتاگون ساخته می‌شوند، نمونه‌هایی هستند که در آنها رفتار بد ارتش اغلب نمایش داده می‌شود، اما در پایان هر داستان، همیشه شخصیت‌های داستان اقداماتی برای اصلاح این رفتار بد می‌کنند. به دیگر سخن، دولت آمریکا می‌خواهد تا چنین به نظر برسد که ارتش آمریکا از تعدادی آدم‌های شرور خودخواه ساخته نشده و سازمان سیا نیز لزوماً اشخاصی شبیه "برایان کاکس" (هنرپیشه هالیوودی) را استخدام نمی‌کند.

اوگیلوی در ادامه بیان داشت: «ما می‌خواهیم این فیلم‌ها در جذب و نگهداری نیرو به ما کمک کنند.»

اما مسئله‌ای که مطرح است این است که چرا اخیراً وزارت دفاع آمریکا با شرکت فاکس قرن بیستم برای فیلم X-Men یا با "مایکل بی" برای ساخت سری Transformers همکاری و شراکت کرده است. "دیوید سیروتا" در روزنامه واشنگتن پست می‌نویسد که برنامه‌هایی مثل این یک "پروپاگاندای دولتی" هستند.


منبع: مشرق

 

ایران علاوه بر پهپاد، مقر سیا در آمریکا را نیز هک کرده بود

پایگاه امنیتی دبکا:

ایران علاوه بر پهپاد، مقر سیا در آمریکا را نیز هک کرده بود

علاوه بر هک شبکه جی‌پی‌اس پهپاد، مقر اصلی سازمان سیا نیز مورد نفوذ قرار گرفته تا آنهایی که هواپیما را کنترل می‌کردند متوجه تغییر مسیر هواپیما به سمت دشمن نشوند.

به گزارش گرداب به نقل از مشرق، سایت اسرائیلی، "دبکا" اعلام کرد: هرکه پهپاد آمریکایی را هک کرد، سیا را هک کرده بود.
 
گزارش دبکا که روز جمعه منتشر شد، حاوی این نکته بود که در حوادث مشابه در گذشته، بعد از وقوع این حوادث، آمریکا عملیات‌های نظامی خود را دوچندان کرده تا به آمریکایی‌ها این اطمینان را بدهد که امنیت آمریکا مورد تهدید قرار نگرفته است. به هر حال در این مورد به‌خصوص، آمریکا ابتدا وقوع این حادثه را تکذیب کرد، سپس از ایران خواست تا این هواپیما را باز پس بدهد.
 
پایگاه خبری اسرائیلی دبکا در ادامه آورده است که علاوه بر هک شبکه جی‌پی‌اس این هواپیما –همان‌طور که مهندسان ایرانی در اوایل این هفته آن را تایید کردند– مرکز کنترل در لنگلی (مقر اصلی سازمان سیا) نیز مورد نفوذ قرار گرفته تا آنهایی که هواپیما را کنترل می‌کردند، متوجه تغییر مسیر هواپیما به سمت دشمن نشوند.
 
دبکا اضافه می‌کند که اگر سیا از هک شدن شبکه جی‌پی‌اس باخبر بود، یقیناً آنها سامانه نابودی خودکار این هواپیما را فعال مي‌کردند تا مانع دستیابی ایران به هر چيز به دردبخور شوند. در عوض ایران به یک هواپیمای سالم دست یافت و از آمریکایی‌ها برای این چنین هدیه‌ای قدرانی کرده و مدعی هستند که آنها توانستند فناوری این هواپیما را رمزگشایی کنند.
 
تحلیل دبکا از ربوده شدن این هواپیما نکته ای دیگری را نیز در بردارد، از آنجا که این عملیات جزء نخستین عملیات‌ها از نوع خود برای این هواپیما به شمار مي‌آمد، هرکس که به سامانه این هواپیما نفوذ کرده، کاملاً از ساعت و روز این عملیات آگاهی داشته است.

 

 

سفارتخانه مجازي يك طعمه است

وزير اطلاعات:

سفارتخانه مجازي يك طعمه است

اين يك تور و يك طعمه است تا افرادي را در مباحث جاسوسي دنبال كنند و مردم ما به خصوص جوانان بايد هوشياري و دقت لازم را داشته باشند.

به گزارش گرداب، وزير اطلاعات در مورد سفارتخانه مجازي كه از سوي دولت آمريكا با ادعاي برقراري رابطه با ملت ايران ايجاد شده است، اظهار كرد: «اين كار يك تور و طعمه است تا افرادي را براي مباحث جاسوسي دنبال كنند و مردم، به ويژه جوانان بايد هوشياري لازم را در اين ارتباط داشته باشند.»

حجت‌الاسلام‌ والمسلمين "مصلحي" عصر ديروز (يكشنبه) در حاشيه جلسه هيئت دولت افزود: «سفارت، تعبير و اصطلاحي است كه در عرف ديپلماتيك معنا دارد و تاسيس يك سفارت در يك كشور ديگر بايد مورد قبول آن كشور قرار گيرد و اعتبارنامه داده شود، اما چيزي كه آنها مطرح كرده‌اند بحث سفارتخانه مجازي است؛ مجازي يعني چه؟ يعني وجود خارجي ندارد و‌آ ‌قايان در وهم و خيالات هستند و اين فعاليت‌ها را مي‌كنند.»

وي تاكيد كرد: «به عنوان دستگاه اطلاعاتي كشور مي‌گويم وضعيت سيستم اطلاعاتي آمريكا ورشكسته است و ما با تمام وجود به اين ورشكستگي پي‌برده‌ايم و اين كه مي‌بينيم در موقعيت‌هاي مختلف دست به اين اقدامات مي‌زنند دليل بر ورشكستگي آنهاست ولي از اقدامات‌شان نتيجه نگرفته‌اند و مردم ما با اقدامات آنها همراهي نداشته‌اند.»

وزير اطلاعات با اشاره به سخنان چندي پيش وزير امور خارجه آمريكا در شبكه بي‌بي‌سي گفت:‌ «ديديد كه او با آهي مطرح كرد كه ما دسترسي نداريم و نمي‌توانيم اقدامات داشته باشيم.»

مصلحي با بيان اين‌كه "آنها در وهم و خيالات هستند"، اظهاركرد: «ما بارها گفته‌ايم كه در فضاي سايبري و مجازي تسلط و اشراف خوبي داريم، به گونه‌اي كه به خيلي از كشورهاي ديگر كه اخيرا انتخابات داشته‌اند گوشزد كرده‌ايم كه آمريكا براي شما طراحي دارد و حتي به آنها گفته‌ايم چه كساني چه كارهايي مي‌خواهند انجام دهند و آنها تعجب مي‌كردند كه ما چگونه اين اطلاعات را داريم.»

وي در ادامه به افرادي كه ممكن است فريب اقدامات آمريكا را بخورند هشدار داد و گفت: « اين يك تور و يك طعمه است تا افرادي را در مباحث جاسوسي دنبال كنند و مردم ما به خصوص جوانان بايد هوشياري و دقت لازم را داشته باشند..»

وزير اطلاعات همچنين با اشاره به تسخير سفارت آمريكا به دست دانشجويان در اوايل انقلاب گفت: «سفارت آمريكا در كشور ما يك جاسوسخانه بود كه به وسیله مردم فتح شد و به دنيا نيز فهم شد كه آنجا لانه جاسوسي بود. سفارت مجازي نيز همان است و همان مشي و مسير را طي مي‌كند.»

وي در پايان گفت: «‌اجازه دهيد تا مدت زماني بگذرد و ببينيم مردم انقلابي ما چه برخوردي مي‌كنند و چه جواب عكسي به اين اقدامات مي‌دهند.»

 

منبع: ایسنا 

 

 

بررسي برخورد سركوبگرايانه دولت آمريكا با دور جديد اعتراضات مردمي

بررسي برخورد سركوبگرايانه دولت آمريكا با دور جديد اعتراضات مردمي


باران جنبش وال استريت گريم آمريكا راشست

مقدمه: پس از چند دهه رقابت ميان ليبراليسم و كمونيسم و در نهايت فروپاشي شوروي سابق و نظام كمونيستي و سوسياليستي، سران غرب به ويژه آمريكا با ادعاي تك الگو بودن نظام سرمايه داري، تلاش كردند تا حاكميت خود بر جوامع غربي و سپس سراسر جهان را اجرايي سازند. پس از دو دهه مردم غرب دريافتند كه اين ادعا نه تنها كارايي نداشته بلكه صرفاً براي اعمال ديكتاتوري حاكمان بر آنها بوده است كه موجب شده آنها حاكميت طبقه اي محدود بر سراسر جامعه را بپذيرند. به عبارتي ديگر با حاكميت ديكتاتوري سازمان يافته نظام سرمايه داري بر اين كشورها، حقوق اوليه مردم نيز ناديده گرفته شده و همه چيز در يك كلام خلاصه مي شود، تأمين و حفظ منافع سرمايه داران. امري كه موجب گرديده تا مردم آمريكا و اروپا خود را 99 درصدي بنامند كه حقوقشان توسط يك درصد سرمايه دار مصادره و مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
مجموع اين حقايق سرانجام مردم اين كشورها را به آنجا رساند كه در برابر چنين ديكتاتوري راه طغيان در پيش گيرند. طغياني كه با نام جنبش وال استريت را تسخير كنيد در 17 سپتامبر 2011 با محوريت پارك «زاكوتي» در نيويورك كليد خورد. البته پيش از اين نيز حركت هايي عليه حاكميت نظام سرمايه داري در آمريكا آغاز شده بود كه قيام ويسكانسين در اوايل سال 2011 براي مقابله با تصويب قوانين جديد كار، نمودي از آن است. هر چند كه محافل رسانه اي و سياسي غرب به ويژه آمريكايي ها برآن بوده اند تا جنبش ضد وال استريت را محدود به خيابان وال استريت مركز بورس و محور سرمايه داري آمريكا نشان دهند، اما با گذشت زمان ابعاد گسترده تري از اين اعتراض ها آشكار شد. اعتراض به نظام سرمايه داري اصلي بود كه سراسر آمريكا را فراگرفت. اكنون اين جنبش اعتراضي در حالي سومين ماه خود را سپري مي كند كه سوالات بيشتري اذهان عمومي جهان را به خود مشغول داشته است. نحوه برخورد محافل رسانه اي و سياسي آمريكا با اين جنبش در كنار ريشه و خواست اصلي جنبش ضد سرمايه داري و آينده آن از جمله سوالاتي است كه افكار عمومي را به خود مشغول داشته است.

لايه هاي پنهاني كه آشكار شد
بررسي كارنامه جنبش ضدوال استريت كه اكنون به جنبش ضدنظام سرمايه داري مبدل شده بيانگر نكات و ابهامات قابل تأملي است كه بردارنده نقاب از چهره واقعي ساختار اجتماعي و سياسي آمريكا مي باشد.
الف) حذف نقاب دموكراسي آمريكايي
از جمله مهم ترين مولفه هايي كه نظام سرمايه داري از جمله دولتمردان آمريكا شعار آن را سر مي دادند، شعار و ادعاي آزادي فردي و اجتماعي براي همه بود. آزادي كه بر اساس آن هر فردي مي توانست خواست و نظر خود را در هر سطوحي مطرح و خواستار رسيدگي به خواسته هايش از سوي دولتمردان باشد. سران آمريكا با اين ادعا در چند دهه گذشته دو اصل معرفي آمريكا به عنوان سرزمين ايده آل ها و روياها براي بشريت و نيز دخالت در امور ساير كشورها و حتي ايجاد جنگ هاي جهاني براي تحقق اين امر را اجرا كرده اند. از مهم ترين ويژگي هاي جنبش ضدوال استريت برداشتن نقاب از چهره ديكتاتوري آمريكايي و واهي بودن ادعاي آزادي در اين كشور بود. هر چند كه سران آمريكا در ابتداي جنبش ضدوال استريت با ادعاهاي رسانه اي و تحركات تبليغاتي برآن بودند تا چهره پنهان خويش را حفظ كنند، اما سرانجام نقاب از چهره آنها برداشته شد. كشته شدن چندين نفر در شهرهاي نيويورك و ساير شهرها، حمله پليس به دانشگاه و مجروح كردن دانشجويان با گاز فلفل، حمله به پير زن 58 ساله و مجروح شدن وي با گاز فلفل، ضرب و شتم زن جوان باردار كه به مرگ جنين وي منجر شد، بازداشت بيش از دو هزار نفر فقط در نيويورك در حالي كه در ساير شهرها نيز صدها نفر بازداشت شدند، يورش پليس به پارك زاكوتي به عنوان زادگاه جنبش وال استريت با بولدوزر و تخريب چادرهاي معترضان، استفاده پليس از سلاح هاي ممنوعه و حتي بالگرد براي سركوب معترضان، بازداشت گسترده روزنامه نگاران و گزارشگران و ... تنها بخش هاي كوچكي از خشونت پليس عليه مردم مي باشد كه با چراغ سبز دولتمردان صورت گرفته است. كارنامه جنبش ضدوال استريت نشان داد كه ادعاي حقوق بشر صرفاً مولفه اي فريبنده براي پنهان سازي چهره ضدبشري آمريكا و سلطه بر جهان است. پيامد جهاني اين امر را در ناكامي آمريكا در مجمع عمومي سازمان ملل مي توان مشاهده كرد كه كشورها به خواست آمريكا براي پرونده سازي حقوق بشري عليه كشورها راي منفي دادند چنانكه در پرونده سازي عليه جمهوري اسلامي ايران فقط 83 كشور كه اكثرا از كشورهاي كوچك و فاقد نام بودند، به آن رأي مثبت دادند و 44 كشور رأي منفي داده و 59 كشور نيز اصلاً در نشست حضور نيافتند. نكته مهم آنكه سران آمريكا براي توجيه سركوب ها به ساخت 11 سپتامبري ديگر روي آوردند چنانكه در اوج سركوب ها، شهردار نيويورك ادعاي بازداشت افرادي كه قصد بمب گذاري و كشتار دسته جمعي مردم را داشتند، مطرح كرد.
ب) سكوت سياستمداران
سران آمريكا از اوباما رئيس جمهور و هيلاري كلينتون وزير خارجه گرفته تا نمايندگان كنگره و اعضاي حزب جمهوريخواه و دموكرات همواره در زمينه ادعاي حمايت از آزادي و حقوق بشر خود را پيش قراول دانسته، به گونه اي كه در باب كوچك ترين مسئله در جهان ابراز عقيده كرده و به نوعي اشك تمساح ريخته اند. نكته قابل توجه آنكه همين افراد مدعي حمايت از بشريت در هفته هاي آغازين جنبش وال استريت يا راه سكوت در پيش گرفته و يا با محور قرار دادن تحولات جهاني از پرداختن به آن خودداري كردند. پس از گذشت هفته ها با اوج گيري اعتراض ها، آنها اجباراً به موضع گيري در برابر جنبش روي آوردند. هر چند افرادي مانند اوباما و يا سناتورهاي ارشد دموكرات و جمهوريخواه براي حفظ ظاهر با مردم ابراز همدردي كردند و مدعي شدند كه مردم را درك مي كنند، اما در عمل يا به مصادره آن براي اهداف انتخاباتي و سياسي روي آوردند و يا با اوباش خواندن معترضان طرح غير مردمي بودن اعتراض ها را در پيش گرفتند. دلايل رويكرد سركوب گرايانه و ضد مردمي سران آمريكا را در شعارهاي جنبش ضد وال استريت مي توان جست وجو كرد. مردم در شعارهاي خود، مي گويند سياستمداران و سردمداران آمريكايي توسط سرمايه داران خريداري شده اند و آنها ديگر نماينده مردم نيستند. آنها فقط يك هدف دارند و آن حفظ موقعيت سرمايه داراني است كه آنها را به قدرت رسانده اند. يك درصدي كه با كمك سياستمداران 99 درصد جامعه را غارت مي كنند.
ج) لايه هاي پنهان جامعه
در طول دوران حاكميت نظام سرمايه داري بر آمريكا همان يك درصد حاكم با سوق دادن جامعه به مسائلي همچون رفاه عمومي و نيز سرگرمي ها و لذت هاي دنيوي تلاش كردند تا فرهنگي ويژه را بر آمريكا حاكم سازند كه در لواي آن بتوانند به حاكميت خود ادامه دهند. اقدامات فريبكارانه يك درصد در حالي توانسته بود چشم 99 درصد را بر حقايق حاكم بر جامعه فروبندد كه با تشديد بحران اقتصادي و دور شدن مردم از آن تجملات و رفاه پوشالي، ابعاد واقعي سلطه طلبي يك درصد براي 99 درصد آشكار شد. مردم دريافتند كه سرمايه داري چگونه با استفاده از ابزار بانك ها و مقروض ساختن آنها در كنار به كارگرفتن سياستمداران براي تصويب و اجراي قوانين حافظ نظام سرمايه داري منافع 99 درصد جامعه را نابود ساخته اند. شعارهاي قالب جنبش ضدوال استريت چنين است: «بانك ها ما را فريب دادند. سياستمداران ما را فريب دادند. ما ديگر اعتمادي به سياستمداران نداريم و وابسته به هيچ كدام از احزاب جمهوريخواه و دموكرات نمي باشيم. آينده ما در آتش است.» سرخوردگي مردم از سال ها فريب خوردن از نظام سرمايه داري موجب شده تا آنها ضمن اعلام برائت از احزاب تأكيد كنند كه هيچ رهبري نداشته و توده اي مردمي هستند كه خود به دنبال حقوق خود و تغيير شرايط موجود هستند. در اين چارچوب «اوكتاويا نصر» خبرنگار عرب و آمريكايي تبار سي ان ان كه به دليل حمايت از وال استريت از كار اخراج شده مي گويد: «حركت مردم آمريكا بر گرفته از توده مردم و به دور از وابستگي حزبي است كه سراسر آمريكا را فراگرفته است» در باب بي اعتمادي جامعه به سياستمداران و فرهنگ اجتماعي حاكم بر آمريكا نوام چامسكي انديشمند و نظريه پرداز بزرگ آمريكايي ضمن حمايت از جنبش ضدوال استريت و بيان اين نكته كه اين جنبش بايد به راه خود براي پايان دادن به شرايط بيمار حاكم بر آمريكا ادامه دهد مي گويد: «تداوم دور باطلي از موضوعات اجتماعي شامل حاكميت بانك ها و سرمايه داران بر سراسر جامعه موجب آغاز جنبش ضدوال استريت شده است». وي تأكيد مي كند كه سياستمداران توسط سرمايه داران به قدرت مي رسند چنانكه انتخابات براي هر نامزدي يك ميليارد دلار هزينه دارد كه سرمايه داران پرداخت مي كنند. چامسكي با افشاي ابعاد پنهان وضعيت سياسي آمريكا مي گويد: «سرمايه داران صندلي پارلمان را با پول خريد و فروش مي كنند.» بيداري مردمي در برابر فريبكاري اجتماعي نظام سرمايه داري چنان بوده كه حتي آسوشيتدپرس نيز تأكيد مي كند: مردم از شرايط موجود به سطوح آمده اند آنها به دنبال عدالت براي همه هستند.
د) نقش رسانه در جنبش
نكته مهم در جنبش ضد وال استريت نحوه پردازش محافل رسانه اي آمريكايي به اين امر است. در شرايطي كه از يك سو آمريكايي ها خود را سردمدار آزادي بيان و رسانه معرفي مي كنند و از سوي ديگر اهميت جنبش وال استريت چنان است كه براي جهانيان از اركان پيگيري هاي خبري مي باشد، اما مواضع رسانه هاي آمريكايي به اين مسئله متفاوت با اين اصول است. بررسي تيترها و محورهاي خبري رسانه هاي بزرگ آمريكايي همچون فاكس نيوز، واشنگتن پست، نيويورك تايمز و... نشان مي دهد كه آنها يا اخبار مربوط به جنبش را پوشش نداده و يا اينكه همسو با دولتمردان بر عدم كارايي اين حركت ها و بعضاً معرفي معترضين به عنوان اوباش تأكيد مي كنند. تحليل هايي نيز كه ارائه مي شود براي به انحراف كشاندن جنبش و يا پنهان سازي لايه هاي واقعي آن است چنانكه بخش اقتصادي مطالبات مردمي برجسته شده و ابعاد سياسي و اجتماعي آن پنهان مي گردد. پردازش به بازداشت ها و سركوب ها نيز يا سانسور شده و يا با نام بازداشت اوباش و عوامل ناآرامي و حتي تروريست توجيه مي شود. در اين ميان تعداد معدودي رسانه محلي به پوشش اين تحولات مي پردازند كه البته بسياري از آنها نيز تعطيل و يا مورد حمله پليس قرار گرفته اند. نكته مهم آنكه رسانه هاي بزرگ آمريكايي محور اخبار خود را به تحولات كوچك و بزرگ ساير نقاط جهان نظير تقابل آمريكا با چين و روسيه و يا پرونده هسته اي ايران و... اختصاص داده اند تا چنان وانمود سازند كه فضاي آرام بر آمريكا حاكم است. البته آنها از پردازش به اخبار بيداري اسلامي خودداري مي كنند چرا كه اين بيداري، الگوي اصلي بيداري مردم آمريكا و اروپا بوده و نظام سرمايه داري به دنبال دور ساختن اين الگو از مردم مي باشد تا شايد بتواند از اين امر براي سركوب بيشتر بهره برداري كند.
اين رويكردها موجب شده تا مردم آمريكا و جهانيان به اين حقيقت نيز پي ببرند كه در آمريكا اصلي به نام رسانه آزاد و مستقل وجود ندارد و رسانه ها دست نشانده نظام سرمايه داري هستند. بررسي ها نشان مي دهد كه در آمريكا در گذشته 23 كمپاني بزرگ خبري حضور داشته كه بر اساس منافع سرمايه داران به 9 كمپاني تقليل يافته اند. كمپاني هايي كه صرفا منافع يك درصد را تأمين و 99 درصد را قرباني آن ساخته اند.
مجموع اين رسوايي موجب شده تا مردم آمريكا براي تحقق اهداف وال استريت نااميد از آزادي رسانه و آزادي بيان در كشورشان به سمت شبكه هاي اجتماعي همچون فيس بوك، توئيتر ، وبگاه هاي خبري و... براي تحكيم اتحاد و بيان حقايق جنبش خود روي آورند. جالب توجه آنكه سران آمريكا اين امر را نيز بر نتابيده و با تصويب قوانين به اصطلاح حق كپي رايت، تأمين امنيت سايبري و مقابله با حمله اينترنتي طرح فيلترينگ و محدودسازي شبكه هاي اجتماعي را اجرا مي كنند.

آينده وال استريت چيست؟
با توجه به ورود جنبش ضد وال استريت به ماه سوم و تأكيد مردم بر ادامه قيام شان اين سوال مطرح است كه دامنه اين حركت به كجا خواهد رسيد؟ بررسي شعارها و عملكردهاي مردم آمريكا نشان مي دهد كه در سومين ماه، اين جنبش وارد فازهاي جديدي گرديده كه گستردگي آن در ماه هاي آينده را آشكار مي سازد. در بسياري از شهرها از جمله واشنگتن و اوكلند ديگر شعار مردم، صرفاً تسخير وال استريت نمي باشد، بلكه شعار آنها به آمريكا را تسخير كنيد، مبدل شده است. جمله اي كه مفهوم آن تلاش براي تغيير در ساختار سياسي و اجتماعي جامعه آمريكا است. تأكيد بر بي اعتمادي و عدم وابستگي به احزاب دموكرات و جمهوريخواه نشان مي دهد كه مردم به دنبال حركت براي سرنگوني نظام حاكم در سطح كنگره و حتي حاضران در كاخ سفيد هستند. آنها مي گويند سياستمداران به خاطر سرمايه داران به آنها خيانت كرده اند. سوق يافتن مردم به اموري چون ورود شعارها و تحركات ضدصهيونيستي به اعتراض هاي مردمي به عنوان اعتراض به يكي از خطوط سردمداران آمريكا، مخالفت با جنگ طلبي و اقدامات جنايتكاران كشورشان در جهان به گونه اي كه 85 درصد از مردم با هر گونه اقدام نظامي عليه ايران مخالفت كرده اند، اصرار بر بازگشت نظاميان به كشور و پايان جنگ طلبي در جهان و ... نشان مي دهد كه مردم چارچوب هاي سياست داخلي و خارجي دولتمردان شان را نشانه رفته اند كه خود گواهي بر سياسي شدن اين جنبش است. بر اين اساس آينده اين جنبش را مي توان تشديد اعتراض ها و ورود آن به فازهاي عملي براي دگرگوني در ساختار اجتماعي و سياسي آمريكا دانست كه متعاقب آن بر شدت سركوب ها نيز افزوده خواهد شد.

نتيجه گيري
در جمع بندي كلي از آنچه ذكر شد مي توان گفت كه جنبش ضد وال استريت در آغاز ورود به ماه سوم در كنار آنكه به حركت هاي آرمان خواهانه خود ادامه مي دهد هر روز نقاب هاي جديدي از چهره ضدبشري و پوشالي آمريكا بر مي دارد. نقاب هايي كه نظام سرمايه داري با كمك سياستمداران، رسانه ها و ابزارهاي اقتصادي و مادي براي استمرار حاكميت خود بر آمريكا و جهان ايجاد كرده بود. با توجه به اين روند مي توان گفت كه جنبش ضد وال استريت به رغم سركوب ها و سانسورهاي شديد خبري به راه خود ادامه خواهد داد و در آينده، جهان شاهد ابعاد جديدي از اين جنبش در حوزه هاي سياسي و اجتماعي خواهد بود. البته سران نظام سرمايه داري با ابزارهاي مختلف به دنبال مقابله و فرو نشاندن اين آتشفشان خواهند بود، لذا شايد در ماه هاي آينده بتوانند تا حدودي در برابر اين جنبش ايستادگي كنند، اما حقيقت آن است كه شعله هاي اين حركت خاموش نخواهد شد و چون آتش زير خاكستر چنانكه اكنون هژموني جهاني آمريكا را در هم شكسته، از درون، اين كشور را متلاشي خواهد كرد.

 

 منبع هفته نامه صبح صادق

بصیرت در کلام مقام معظم رهبری 2

بصیرت در کلام مقام معظم رهبری 2

 

  

آگاهى‌هاى خودتان را نسبت به امروز و دیروز و فردا افزایش بدهید

بیانات در دیدار جمعى از دانش‏آموزان و دانشجویان در آستانه‏ى سالروز سیزده آبان1387/08/08

فرداى این كشور، فرداى این ملت، به احساس مسئولیت امروز شما نیازمند است. احساس مسئولیت كنید كه چه بشود؟ كه خود را بسازید؛ از لحاظ علمى بسازید، از لحاظ ایمان و تقوا بسازید، بصیرت خودتان را زیاد كنید، آگاهى‌هاى خودتان را نسبت به امروز و دیروز و فردا افزایش بدهید. ده سال دیگر، دوازده سال دیگر، همه‌ى شما جمعیتى كه اینجا هستید و نظائر شما در سرتاسر كشور، جوانان تحصیل‌كرده‌اى هستند كه وارد میدان عرصه‌ى زندگى ملت ایران خواهند شد و بسیارى از شماها مسئولیتهائى در اختیارتان خواهد بود. رؤساى جمهور آینده، وزراى آینده، مدیران آینده و برجستگان گوناگون بخشهاى مختلف آینده - آن كسانى كه طراحند، برنامه‌ریزند، متفكرند، تئوریسین اداره‌ى كشور هستند - از میان شماها پدید مى‌آیند؛ از میان شماها برمیخیزند. این مدیران و این برنامه‌ریزان، هم باید عالم باشند، هم به معناى حقیقى كلمه باید متدین، پاكدامن و بصیر باشند. این نمیشود، مگر اینكه شما از حالا خودتان را آماده كنید.



 

بصیرت و صبر نیاز جوان دانش‌ور امروز

پیام به كنگره اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان1387/05/10

امیدواریم این گردهمایی، شما را به بصیرت و صبر كه نیاز جوان دانش‌ور امروز است، هرچه نزدیكتر كند. از این فرصت‌ها و از فرصت جوانی برای اعتلای معنوی و فكری بهره بگیرید. كشور شما به نسل جوان مومن و اندیش‌مند و پر‌انگیزه، از همه چیز و از همیشه بیش‌تر نیازمند است.

 

 

این پرچم را كسانى میتوانند بلند كنند كه اولاً بصیرت داشته باشند

دیدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص)1387/05/09

زندگى پیغمبر را میلى مترى باید مطالعه كرد. هر لحظه‌ى این زندگى یك حادثه است؛ یك درس است؛ یك جلوه‌ى عظیم انسانى است؛ تمام این بیست‌وسه سال همینجور است. جوانهاى ما بروند تاریخ زندگى پیغمبر را از منابع محكم و مستند بخوانند و ببینند چه اتفاقى افتاده است. اگر شما مى‌بینید امتى به این عظمت به وجود آمد - كه امروز هم بهترین حرفها، بهترین راهها، بزرگترین درسها، شفابخش‌ترین داروها براى بشریت توى همین مجموعه‌ى امت اسلامى است - این جور به وجود آمد، گسترش پیدا كرد و ریشه‌دار شد. والّا صرف اینكه حق با ما باشد، ما پیش نمیرویم؛ حق همراه با ایستادگى. امیرالمؤمنین - بارها من این جمله را از آن بزرگوار نقل كردم - در جنگ صفین فرمود: «لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر». این پرچم را كسانى میتوانند بلند كنند كه اولاً بصیرت داشته باشند، بفهمند قضیه چیست، هدف چیست؛ ثانیاً صبر داشته باشند. صبر یعنى همین استقامت، ایستادگى، پابرجائى. این را ما باید از بعثت درس بگیریم.

دیدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص)1387/05/09

امروز امت اسلامى باید احساس بعثت بكند؛ خود را مبعوث بداند؛ آگاهانه و با بصیرت حركت و اقدام كند؛ بر علم خود اضافه كند، بر توانائیهاى خود اضافه كند، بر انسجام ملى و انسجام بین‌الملل اسلامى خود اضافه كند. و بین ایشان توحید كلمه خیلى مهم است.

 

خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی1385/08/02

اهمیت انتخابات خبرگان - كه شاید هیچ كدام از انتخاباتهاى كشور به این درجه‌ى از اهمیت و حساسیت نباشد - در این است كه با این انتخابات، مردم افراد خبره‌ى مورد اعتماد خودشان را انتخاب مى‌كنند تا اینها آماده‌ى به كار باشند براى لحظه‌ى حساس فقدان رهبرى در كشور. این مجموعه‌ى مورد اعتماد ملت باید بنشینند و با بصیرت كامل، رهبرى را كه قادر بر اداى تكالیف رهبرى مى‌دانند، انتخاب كنند و به مردم معرفى كنند.


خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی1385/08/02

در دوره‌ى قبل - یعنى هشت سال قبل كه انتخابات مجلس خبرگان بود - از چند ماه قبل از انتخابات، رادیوهاى بیگانه تبلیغات خود را شروع كردند تا مردم را نسبت به این انتخابات دلسرد كنند، تا آنان در انتخابات شركت نكنند. هدف آنها همین بود كه این معضل و گره بزرگ را در كشور به وجود آورند تا این دستگاه صاحب صلاحیت در كشور وجود نداشته باشد. مردم ما به توفیق الهى و به دستگیرى و هدایت الهى، برخلاف آنچه كه دشمنان مى‌خواستند، با یك حضور قوى و پرشور در عرصه‌ى انتخابات شركت كردند و این اعضاى مجلس كنونى خبرگان را - كه در آخر دوره‌ى خود به سر مى‌برد - انتخاب كردند. برادران و خواهران بدانید: امروز هم این انتخابات بسیار مهم است و شركت در آن، به مصالح اساسى ملت و كشور ارتباط پیدا مى‌كند. هر چه این مجلس قویتر ،معتبرتر، پایدارتر، بصیرتر و بیناتر باشد، آینده‌ى كشور بیشتر تضمین شده است.دراین انتخابات، با شور تمام و با بصیرت كامل شركت كنید؛ افراد موردى اعتمادى را كه خودتان مى‌شناسید یا اشخاص مورد اعتماد آنها را معرفى مى‌كنند و بر صلاحیت آنها شهادت مى‌دهند، آنها را به مجلس خبرگان بفرستید؛ تا این مجلس همواره با همان استحكام و اقتدارى كه قانون براى آن معین كرده است، بماند و آینده‌ى كشور تضمین شود.البته امروز هم تبلیغاتى در گوشه و كنار هست، اما نه به حجم هشت سال قبل؛ چون از اینكه حرف آنها در مردم اثر بگذارد، مأیوس شده‌اند. همه از روى احساس تكلیف و وظیفه شركت كنند.


خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی1385/08/02

هركس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمایت كند؛ این مانعى ندارد. تبلیغات در حد متعارف و بدون اسراف و زیاده‌روى، خیلى خوب است؛ اما اهانت، تخریب و بدگویى - این‌كارهایى كه جزو رسوم زشتِ بعضى از كشورهاى غربى است - را كنار بگذارند؛ بگذارند مردم در یك فضاى آرام، با تشخیص، با بصیرت و بدون سراسیمگى انتخاب كنند.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى1384/03/08

هیچ كشورى هم نیست - از جمله كشور ما - كه در داخل، عناصرى كه دلشان با نظام حاكم نیست، وجود نداشته باشند؛ همه‌جا هستند؛ در كشور ما هم هستند؛ از اول انقلاب هم بوده‌اند؛ كم و زیاد و پیدا و پنهان و جوراجور دارد؛ لیكن اصلش همیشه بوده، بعد از این هم خواهد بود. عده‌یى با نظام ما خوب نیستند. چشم امید دشمن به كسانى است كه در داخل هستند؛ منتها براى یارگیرى و سربازگیرى، دشمن روش‌هاى گوناگونى دارد. این‌طور نیست كه همه‌ى كسانى‌كه به دشمن كمك مى‌كنند، كسانى باشند كه دشمن را شناخته‌اند و نقشه‌ى كلى و مهندسى كلان او را نسبت به نظام دانسته‌اند و عالما و عامدا به او كمك مى‌كنند؛ نه، عده‌یى هم هستند كه اگر به آنها گفته شود شما دارید به دشمن كمك مى‌كنید، حاضرند یقه‌ى خودشان و شما را بگیرند و پاره كنند و بگویند این حرفها چیست! اینها واقعا هم با دشمن مخالف و بدند. اگر شما مهندسى كلى و كلان نظام را در نظر داشته باشید، از این پرهیز خواهد شد. هر كس متوجه و مراقب خود و رفتارش باشد، از این‌كه نادانسته و ناخواسته كمك دشمن باشد، پرهیز خواهد كرد. وقتى حروف كلمه یا جمله‌یى در جدول گذاشته مى‌شود، باید عبارتى درست شود. بعضى‌ها نمى‌دانند حرفى كه دارند در این خانه مى‌گذارند، مكمل آن عبارت است. تمهیداتى فراهم مى‌شود و اینها مى‌آیند این حرف را در این خانه مى‌گذارند - «و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» - دلیل و استدلالى هم برایش درست مى‌كنند؛ اما توجه ندارند كه این حرف، آن كلمه یا جمله‌ى پانزده حرفى جدول را یك قدم به تحقق نزدیك كرد؛ درست مثل یك پازل كه جاها معین است و معلوم است كه چه قطعه‌یى كجا باید گذاشته شود. نادانسته از من نوعى مى‌خواهند كه این قطعه را این‌جا بگذارم؛ من هم فكر مى‌كنم اشكالى ندارد؛ غافل از این‌كه وقتى این جزء با آن نود جزء دیگر همراه شد، آن شكل، ظاهر مى‌شود و من كمك كننده‌ى به تشكیل آن بوده‌ام! بعضى این‌طورى عمل مى‌كنند. مثلا اگر دشمن بخواهد براى تحقق آرزوى بزرگ خود - كه ریشه‌كنى جمهورى اسلامى و پایین آوردن پرچم اسلام از قله‌ى این كشور است - طراحى كند، طبیعتا طراحى، اجزا و مقدماتى دارد. ایجاد اختلاف، ایجاد بى‌ایمانى، ایجاد مشكلات براى مردم، عمیق كردن فاصله‌ى طبقاتى، ترویج فساد، بدبین كردن مردم به مسؤولان، و دستگاه‌هاى ضابط و انضباطبخش را از حیثیت انداختن - مثل از حیثیت انداختن قوه‌ى قضاییه، از حیثیت انداختن شوراى نگهبان، از حیثیت انداختن مجلس، از حیثیت انداختن دستگاه‌هاى گوناگون - همه جزو اجزاء اینهاست. بعضى‌ها به این بخش كمك مى‌كنند، بدون این‌كه به ارتباط این بخش با دیگران توجه كنند؛ این بر اثر عدم بصیرت است.


ما بارها عرض كرده‌ایم كه امیرالمؤمنین در جنگ صفین - شاید این جمله را درباره‌ى عمار هم فرموده باشد - مكرر این جمله را مى‌فرمود: «و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر». چه عبارت زیبایى هم هست؛ حروف بصر و صبر یكى است، تركیبش دوتاست؛ و چه زیبا! فقط اهل بصیرت و پایدارى مى‌توانند این پرچم را بردارند. بصیرت را باید در خودمان تقویت كنیم. اگر این معنا حاصل شود و شما به عنوان نمایندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى - كه جایگاه و موقعیت مهمى در روشنگرى مردم نسبت به نقشه‌هاى دشمن دارید - اثرگذارى كنید، بسیارى از این خلأها و تاریكى‌ها و غبارها برطرف خواهد شد.

 

بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى1383/12/27

جمهورى اسلامى باید بیدار باشد. بیدارى ما یك شعار نیست؛ باید حواسمان جمع باشد. در تعیین دولتها، در انتخاب رئیس جمهور - كه تا زمان برگزارى انتخابات، چند صباح دیگر بیشتر باقى نمانده - و در گزینش كسانى كه در صحنه‌ى سیاسى كشور بناست فعالیت كنند، باید حواسمان جمع باشد. هر یك از اشخاص و شخصیت‌ها و مسؤولانى كه در رأس یك مجموعه‌ى كارى قرار دارند، تعیین‌كننده‌اند؛ هم ایمان آنها، هم عزم و اراده‌ى آنها، و هم كاردانى و كفایت آنها تعیین كننده است. فرض بفرمایید اگر راجع به فلان مسأله‌ى فرهنگى ایراد دارید، یا اگر به فلان مسأله‌ى فنى كشور ایراد دارید، همه‌ى اینها برمى‌گردد به مدیریت‌هاى گوناگون؛ نه فقط مدیریت در رأس و بالا؛ نه، گاهى مدیریت بالا خوب است، منتها مدیریت‌هاى متوسط و میانى - كه اِشراف و نظارت مسؤولان عالى‌رتبه بر كار آنها لازم است - گاهى نمى‌گذارند كار به نتیجه‌ى مطلوب برسد. بنابراین، این گزینش‌ها تعیین‌كننده است. در این زمینه‌ها باید با احساس مسؤولیت و ملاحظه‌ى جوانب و با چشم باز و بصیرت كامل وارد شد.


خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی‏1383/08/24

این وحدت و این یكپارچگى و این تمسك شما به ارزشهاى معنوى، بزرگترین دستاوردى است كه به شما كمك مى‌كند كه بتوانید در مقابل افزون‌طلبى و زیاده‌خواهى و تعدى و تجاوز استكبار ایستادگى كنید؛ این را حفظ كنید؛ این بسیار ارزش دارد. همین نمازهاى عید، همین اجتماعات عظیم، همین راهپیمایى‌هاى پُرشكوه، همین جوانهاى پُرانگیزه و همین ملت آماده‌ى براى حركت، قیام، دفاع و جهاد در راه اسلام، توانسته است به همه‌ى امت اسلامى عزت ببخشد. عزت و قدرت شما مردم در گرو تمسك به همین وحدت، همین یكپارچگى، همین بصیرت و روشن‌بینى است؛ این را حفظ كنید. مسؤولان در خدمت مردم، مردم در كنار مسؤولان، همه به فكر مصالح این كشور و این ملت، و همه با اهتمام فراوان به آن چیزى كه ضامن اصلى نجات امت اسلامى است، یعنى تمسك به اسلام، باشند كه مى‌تواند دنیا و آخرت مردم را آباد كند. امروز از خدا بخواهید این روحیه و این ایمان و این نشاط و شادابى را در شما حفظ كند.


بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم قزوین‏1382/09/25

مجلس جایگاه بسیار مهمّى است؛ خانه‌ى ملت است؛ تجلّیگاه عزّت ملى ماست؛ مى‌تواند عزّت اسلامى و عزّت ملى ما را به دنیا نشان دهد؛ تأمین‌كننده‌ى منافع عمومى است. با قوانین مجلس است كه مسؤولان مى‌توانند حركت كنند و پیش بروند. مجلس مى‌تواند حافظ امنیت ملى باشد؛ مى‌تواند سدّ مستحكمى در برابر تعرّض دشمنان و طمع‌ورزى بیگانگان باشد. خصوصیات یك مجلس مطلوب این است. وقتى مردم در انتخابات شركت كنند و با چشم باز و با بصیرت، كسى را كه شرایط لازم را در او مى‌بینند، انتخاب كنند و به مجلس بفرستند، مجلس خواهد توانست چنین نقش بزرگى را ایفا كند. مجلس - همان‌طور كه امام فرمودند - عصاره‌ى فضایل ملت است. وقتى مردم در انتخابات بیشتر شركت كنند، كارآمدى و اعتبار مجلس بیشتر مى‌شود و توان خدمت‌رسانى پیدا مى‌كند.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بسیجیان و سپاهیان لشكر 25 كربلا1382/06/29

آنچه كه بصیرت و بینش انسان را در قضایاى مختلف و در حوادث گوناگون و زیر غبار تبلیغات جنجال‌آمیز دشمنان تضمین و حفظ مى‌كند، دل مؤمن و پاك و نورانى است. حجم تبلیغاتى كه دشمنان در طول سالها علیه انقلاب با ترفندهاى گوناگون تبلیغاتى به‌كار برده‌اند، حقیقتاً حیرت‌انگیز است. جوان مؤمنِ ما كه جان بر كف دست گرفته و آماده‌ى مجاهدت است، در معرض تندباد این تبلیغات قرار دارد؛ اما این تبلیغاتِ گمراه كننده و لغزاننده نمى‌تواند او را بلغزاند، زیرا حقیقت را مى‌بیند و در وراى تبلیغات رنگارنگ دشمنان، باطن ظلمانى و خبیث محورها و مراكزى كه این تبلیغات را به راه مى‌اندازند، براى او روشن است. این، نقطه‌اى است كه دشمن نمى‌تواند به هیچ كیفیتى آن را نسبت به جوان مسلمان و مؤمن انقلابى علاج و با آن مقابله كند. دلى كه از ایمان برخوردار است و منشأ تقوا در اندیشه و عمل است، با تبلیغات دشمنان گمراه نمى‌شود. تبلیغات دشمن غالباً بر روى این متمركز شده است كه بتواند روح ایستادگى و مقاومت را در ملت بزرگ ایران تضعیف كند. آنها خیلى خوب فهمیده‌اند كه وقتى یك ملت تصمیم مى‌گیرد در مقابل زیاده‌خواهى استكبار بایستد، هیچ نیرویى در مقابل او كارآیى ندارد؛ این را فهمیده‌اند و درست هم فهمیده‌اند. سعى‌شان این است كه روح ایستادگى و مقاومت را در ملت ایران از بین ببرند.


بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بسیجیان و سپاهیان لشكر 25 كربلا1382/06/29

نباید براى ایفاى نقش، منتظر جنگ بود. امروز خطر جنگ بیش از بقیه‌ى زمانها در سالهاى عمر مبارك جمهورى اسلامى نیست؛ همیشه خطر توطئه‌ى دشمن علیه ما وجود داشته است. آنچه مانع از توطئه، جنگ و غلبه‌ى دشمن مى‌شود، ایستادگى و بیدارى و حاضر بودن در میدان مقاومت است و شما عزیزان سپاه و بسیج یكى از برجسته‌ترین مظهرهاى این ایستادگى و مقاومت هستید. این مقاومت به بركت ایمان است؛ ایمانتان را هرچه مى‌توانید تقویت كنید. به بركت بصیرت است؛ بصیرت و خودآگاهى را هرچه مى‌توانید بیشتر كنید. به بركت وحدت و همبستگى است؛ این عامل بزرگ را هرچه مى‌توانید بیشتر دنبال كنید. پرچم اسلام در ایران به اهتزاز درآمده و دنیاى اسلام و دل صدها میلیون انسان را به خود جذب كرده است. این پرچم را از دست ندهید؛ مستحكم نگهدارید.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز عید فطر1381/09/15

وظیفه‌ى ما به عنوان نظام اسلامى، ریشه‌كن كردن فقر در جامعه است. نباید در جامعه محرومیت باشد. این تكلیف ماست به عنوان دولت، به عنوان نظام اسلامى، به عنوان آحاد مردم. «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعیته»؛ این وظیفه‌ى همه است. هر كدام به نحوى تجمّل و اسراف و زیاده‌روى را كم كنیم. این درس ماه رمضان است. این كار، همّت و گذشت و بصیرت و آگاهى مى‌خواهد. از خداى متعال كمك بخواهیم.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار رئیس، معاونان و كاركنان قوّه قضاییه، در آستانه سالروز هفتم تیر1381/04/05

قوّه‌ى قضاییه ضامن صحّت عمل مسؤولان نظام و آحاد مردم و تأمین حقوق آنها در نظام اسلامى است. اگر ما تشنه‌ى عدالتیم، تضمین تحقّق عدالت، با سلامت و كارآمدى قوّه‌ى قضاییه میسّر است. اگر ما براى مردم و حقوق آنها ارزش درجه‌ى یك قائلیم، تأمین این حقوق، در گرو این است كه قوّه‌ى قضاییه بتواند كار خود را با قوّت، شجاعت و بصیرت انجام دهد. نقش قوّه‌ى قضاییه، این چنین بى‌بدیل و عظیم است.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار رئیس، معاونان و كاركنان قوّه قضاییه، در آستانه سالروز هفتم تیر1381/04/05

از نفوذ پول و پولدار در داخل قوّه‌ى قضاییه باید به‌شدّت برحذر باشید و پرهیز كنید. یكى از خطرات بسیار بزرگ این است. در دنیا ثابت شده است كه زورِ پول از خیلى چیزهاى دیگر بیشتر است. امروز خیلى از هدفهاى صهیونیستى در دنیا با قدرت پول اعمال مى‌شود. یكى از بزرگترین خطرات حكومتهایى كه معتقد به مبنایى هستند، این است كه صاحبان پول بتوانند در اركان حكومت اعمال نفوذ كنند. اینها همه چیز را خراب مى‌كنند. هر بخشى از نظام اگر تحت تأثیر زرمندان و ثروتمندان قرار گرفت، ضایع خواهد شد. در این زمینه، از همه بدتر قوّه‌ى قضاییه است. باید خیلى مراقب باشید خداى نكرده چنین چیزى براى این قوّه پیش نیاید و پول و پولدار و ثروتمند، با روشهایى كه دارند، نتوانند اعمال نفوذ كنند. این هم یكى از وسایل استحكام است. نفوذهاى سیاسى هم همین‌طور است. دستگاههاى سیاسى، انگیزه‌هاى سیاسى و جریانات سیاسى نباید بگذارند نفوذ ایجاد شود. دستگاه قضایى اگر به دانش و بصیرت و پاكى و طهارت در عمده‌ترین اركان خود متّكى باشد، همان مقصودى را كه دستگاه قضایى به دنبال آن است، به میزان زیادى تأمین خواهد كرد. به این نكته باید توجّه داشت.


بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار رئیس، معاونان و كاركنان قوّه قضاییه، در آستانه سالروز هفتم تیر1381/04/05

آن‌طور كه از مجموع قراین به دست مى‌آید، از مردان رزم‌آور - غیر از كودك شش ماهه، یا بچه‌ى یازده ساله - اباالفضل العبّاس آخرین كسى است كه قبل از امام حسین به شهادت رسیده است؛ و این شهادت هم باز در راه یك عمل بزرگ - یعنى آوردن آب براى لب‌تشنگان خیمه‌هاى اباعبداللَّه الحسین - است. در زیارات و كلماتى كه از ائمه علیهم‌السّلام راجع به اباالفضل العبّاس رسیده است، روى دو جمله تأكید شده است: یكى بصیرت، یكى وفا. بصیرت اباالفضل العبّاس كجاست؟ همه‌ى یاران حسینى، صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد. در روز تاسوعا، مثل امروز عصرى، وقتى كه فرصتى پیدا شد كه او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنى آمدند به او پیشنهاد تسلیم و امان‌نامه كردند و گفتند ما تو را امان مى‌دهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانه‌اى كرد كه دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم؟! واى بر شما! اف بر شما و امان‌نامه‌ى شما! نمونه‌ى دیگرِ بصیرت او این بود كه به سه نفر از برادرانش هم كه با او بودند، دستور داد كه قبل از او به میدان بروند و مجاهدت كنند؛ تا این‌كه به شهادت رسیدند. مى‌دانید كه آنها چهار برادر از یك مادر بودند: اباالفضل العبّاس - برادر بزرگتر - جعفر، عبداللَّه و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود براى حسین‌بن‌على قربانى كند؛ به فكر مادر داغدارش هم نباشد كه بگوید یكى از برادران برود تا این‌كه مادرم دلخوش باشد؛ به فكر سرپرستى فرزندان صغیر خودش هم نباشد كه در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است.

بیانات مقام معظم رهبرى در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه مباركه‏ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان)1377/11/13

بعد از آن‌كه انقلاب پیروز شد، هم كسانى كه در مجموعه‌ى امام بودند و هم كسانى كه خارج از مجموعه‌ى امام بودند، آمدند و كارها را قبضه كردند و مشغول تصدّى كارها شدند - با تغییرات و اصلاحاتى كه به مرور انجام گرفت - لیكن این را توجّه داشته باشید كه امام راهشان روشن بود، شیوه‌شان معلوم بود و مى‌دانستند كه چه مى‌خواهند. شیوه‌ى امام عبارت بود از شیوه‌اى كه پیامبران آن را مى‌پیمودند؛ یعنى تزریق ایمان و باور عمیق، همراه با بصیرت و آگاهى و تأمّل و فكر در مخاطبان خود. چنین روشى به‌طور طبیعى استعدادها را شكوفا مى‌كند و كادرها را پرورش مى‌دهد.


بیانات مقام معظم رهبرى در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه مباركه‏ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانا)1377/11/13

در سالهاى آینده و در همه‌ى دوره‌هاى عمر شما جوانان - كه ان‌شاءاللَّه طولانى باد و طولانى خواهد بود - با بسیارى از مسائل مواجه خواهید شد. هر انسان زنده‌اى طبعاً با مسائل فراوانى مواجه مى‌شود. حالا آیا این مسائلى كه در سالهاى آینده وجود خواهد داشت، دشوارتر از مسائلى خواهد بود كه ما آن را فرضاً در دهه‌هاى گذشته تجربه كردیم، یا آسانتر خواهد بود؛ این هم قابل تشخیص نیست. یعنى نمى‌شود الان گفت كه مسائل آینده‌ى ما دشوارتر خواهد بود از آنچه كه در گذشته داشتیم؛ نخیر، ما این را نمى‌توانیم یقیناً بگوییم - ممكن است باشد، ممكن است نباشد - اما آن‌كه من مى‌توانم به شما جوانان سفارش كنم، این است كه جوان اوّلاً باید احساس مسؤولیت كند؛ یعنى واقعاً خودش را مسؤول بداند و بخواهد كه زندگى را با پاى خودش پیش ببرد و حركت كند و مثل پر كاهى در امواج حوادث نباشد. ثانیاً با ایمان حركت كند - ایمان نقش بسیار مهمّى در پیشرفت در همه‌ى میدانها و نیز پیروزى بر همه‌ى موانع دارد - ثالثاً بصیرت و آگاهى داشته باشد. اگر جوانان این سه خصوصیت را در خودشان تأمین كنند - كه البته كار چندان آسانى نیست؛ اما بسیار ممكن هست - من خیال مى‌كنم كه هر وضعى دنیا پیدا كند - ارتباطات پیشرفت كند، تمدّنهاى گوناگون به عرصه‌ى بازار تمدّنها در دنیا پا بگذارند، قدرت بزرگى در دنیا از بین برود، قدرت جدیدى به‌وجود آید؛ ایران چالشهاى گوناگونى در مسائل اقتصادى و سیاسى و غیره با دیگران داشته باشد، نداشته باشد - در همه‌ى زمینه‌ها شما مى‌توانید موفقیت خودتان را تضمین كنید. سعى كنید این سه خصوصیتى را كه من گفتم، در خودتان به‌وجود آورید. ببینید؛ من كه مى‌گویم سعى كنید به‌وجود آورید، اعتقادم این است كه سعیها یك اندازه نیست، یك اندازه هم موفّق نیست؛ اما اعتقاد دیگرم این است كه هر كسى سعى كند، بالاخره توفیقى خواهد داشت.


بیانات مقام معظم رهبرى در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه مباركه‏ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان)1377/11/13

در خودتان بصیرت ایجاد كنید. قدرت تحلیل در خودتان ایجاد كنید؛ قدرتى كه بتوانید از واقعیتهاى جامعه یك جمعبندى ذهنى براى خودتان به‌وجود آورید و چیزى را بشناسید. این قدرت تحلیل خیلى مهمّ است. هر ضربه‌اى كه در طول تاریخ ما مسلمانان خوردیم، از ضعف قدرت تحلیل بود. در صدر اسلام هم ضرباتى كه خوردیم، همین‌طور بوده كه حالا اینها بحثهاى تفسیرى زیادى دارد. در دوره‌هاى گوناگون دیگر هم همین‌طور است. نگذارید كه دشمن از بى‌بصیرتى و ناآگاهى ما استفاده كند و واقعیتى را واژگونه در چشممان جلوه دهد.

 

ادامه دارد....