بررسي برخورد سركوبگرايانه دولت آمريكا با دور جديد اعتراضات مردمي
بررسي برخورد سركوبگرايانه دولت آمريكا با دور جديد اعتراضات مردمي
باران جنبش وال استريت گريم آمريكا راشست
مقدمه: پس از چند دهه رقابت ميان ليبراليسم و كمونيسم و در نهايت فروپاشي شوروي سابق و نظام كمونيستي و سوسياليستي، سران غرب به ويژه آمريكا با ادعاي تك الگو بودن نظام سرمايه داري، تلاش كردند تا حاكميت خود بر جوامع غربي و سپس سراسر جهان را اجرايي سازند. پس از دو دهه مردم غرب دريافتند كه اين ادعا نه تنها كارايي نداشته بلكه صرفاً براي اعمال ديكتاتوري حاكمان بر آنها بوده است كه موجب شده آنها حاكميت طبقه اي محدود بر سراسر جامعه را بپذيرند. به عبارتي ديگر با حاكميت ديكتاتوري سازمان يافته نظام سرمايه داري بر اين كشورها، حقوق اوليه مردم نيز ناديده گرفته شده و همه چيز در يك كلام خلاصه مي شود، تأمين و حفظ منافع سرمايه داران. امري كه موجب گرديده تا مردم آمريكا و اروپا خود را 99 درصدي بنامند كه حقوقشان توسط يك درصد سرمايه دار مصادره و مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
مجموع اين حقايق سرانجام مردم اين كشورها را به آنجا رساند كه در برابر چنين ديكتاتوري راه طغيان در پيش گيرند. طغياني كه با نام جنبش وال استريت را تسخير كنيد در 17 سپتامبر 2011 با محوريت پارك «زاكوتي» در نيويورك كليد خورد. البته پيش از اين نيز حركت هايي عليه حاكميت نظام سرمايه داري در آمريكا آغاز شده بود كه قيام ويسكانسين در اوايل سال 2011 براي مقابله با تصويب قوانين جديد كار، نمودي از آن است. هر چند كه محافل رسانه اي و سياسي غرب به ويژه آمريكايي ها برآن بوده اند تا جنبش ضد وال استريت را محدود به خيابان وال استريت مركز بورس و محور سرمايه داري آمريكا نشان دهند، اما با گذشت زمان ابعاد گسترده تري از اين اعتراض ها آشكار شد. اعتراض به نظام سرمايه داري اصلي بود كه سراسر آمريكا را فراگرفت. اكنون اين جنبش اعتراضي در حالي سومين ماه خود را سپري مي كند كه سوالات بيشتري اذهان عمومي جهان را به خود مشغول داشته است. نحوه برخورد محافل رسانه اي و سياسي آمريكا با اين جنبش در كنار ريشه و خواست اصلي جنبش ضد سرمايه داري و آينده آن از جمله سوالاتي است كه افكار عمومي را به خود مشغول داشته است.
لايه هاي پنهاني كه آشكار شد
بررسي كارنامه جنبش ضدوال استريت كه اكنون به جنبش ضدنظام سرمايه داري مبدل شده بيانگر نكات و ابهامات قابل تأملي است كه بردارنده نقاب از چهره واقعي ساختار اجتماعي و سياسي آمريكا مي باشد.
الف) حذف نقاب دموكراسي آمريكايي
از جمله مهم ترين مولفه هايي كه نظام سرمايه داري از جمله دولتمردان آمريكا شعار آن را سر مي دادند، شعار و ادعاي آزادي فردي و اجتماعي براي همه بود. آزادي كه بر اساس آن هر فردي مي توانست خواست و نظر خود را در هر سطوحي مطرح و خواستار رسيدگي به خواسته هايش از سوي دولتمردان باشد. سران آمريكا با اين ادعا در چند دهه گذشته دو اصل معرفي آمريكا به عنوان سرزمين ايده آل ها و روياها براي بشريت و نيز دخالت در امور ساير كشورها و حتي ايجاد جنگ هاي جهاني براي تحقق اين امر را اجرا كرده اند. از مهم ترين ويژگي هاي جنبش ضدوال استريت برداشتن نقاب از چهره ديكتاتوري آمريكايي و واهي بودن ادعاي آزادي در اين كشور بود. هر چند كه سران آمريكا در ابتداي جنبش ضدوال استريت با ادعاهاي رسانه اي و تحركات تبليغاتي برآن بودند تا چهره پنهان خويش را حفظ كنند، اما سرانجام نقاب از چهره آنها برداشته شد. كشته شدن چندين نفر در شهرهاي نيويورك و ساير شهرها، حمله پليس به دانشگاه و مجروح كردن دانشجويان با گاز فلفل، حمله به پير زن 58 ساله و مجروح شدن وي با گاز فلفل، ضرب و شتم زن جوان باردار كه به مرگ جنين وي منجر شد، بازداشت بيش از دو هزار نفر فقط در نيويورك در حالي كه در ساير شهرها نيز صدها نفر بازداشت شدند، يورش پليس به پارك زاكوتي به عنوان زادگاه جنبش وال استريت با بولدوزر و تخريب چادرهاي معترضان، استفاده پليس از سلاح هاي ممنوعه و حتي بالگرد براي سركوب معترضان، بازداشت گسترده روزنامه نگاران و گزارشگران و ... تنها بخش هاي كوچكي از خشونت پليس عليه مردم مي باشد كه با چراغ سبز دولتمردان صورت گرفته است. كارنامه جنبش ضدوال استريت نشان داد كه ادعاي حقوق بشر صرفاً مولفه اي فريبنده براي پنهان سازي چهره ضدبشري آمريكا و سلطه بر جهان است. پيامد جهاني اين امر را در ناكامي آمريكا در مجمع عمومي سازمان ملل مي توان مشاهده كرد كه كشورها به خواست آمريكا براي پرونده سازي حقوق بشري عليه كشورها راي منفي دادند چنانكه در پرونده سازي عليه جمهوري اسلامي ايران فقط 83 كشور كه اكثرا از كشورهاي كوچك و فاقد نام بودند، به آن رأي مثبت دادند و 44 كشور رأي منفي داده و 59 كشور نيز اصلاً در نشست حضور نيافتند. نكته مهم آنكه سران آمريكا براي توجيه سركوب ها به ساخت 11 سپتامبري ديگر روي آوردند چنانكه در اوج سركوب ها، شهردار نيويورك ادعاي بازداشت افرادي كه قصد بمب گذاري و كشتار دسته جمعي مردم را داشتند، مطرح كرد.
ب) سكوت سياستمداران
سران آمريكا از اوباما رئيس جمهور و هيلاري كلينتون وزير خارجه گرفته تا نمايندگان كنگره و اعضاي حزب جمهوريخواه و دموكرات همواره در زمينه ادعاي حمايت از آزادي و حقوق بشر خود را پيش قراول دانسته، به گونه اي كه در باب كوچك ترين مسئله در جهان ابراز عقيده كرده و به نوعي اشك تمساح ريخته اند. نكته قابل توجه آنكه همين افراد مدعي حمايت از بشريت در هفته هاي آغازين جنبش وال استريت يا راه سكوت در پيش گرفته و يا با محور قرار دادن تحولات جهاني از پرداختن به آن خودداري كردند. پس از گذشت هفته ها با اوج گيري اعتراض ها، آنها اجباراً به موضع گيري در برابر جنبش روي آوردند. هر چند افرادي مانند اوباما و يا سناتورهاي ارشد دموكرات و جمهوريخواه براي حفظ ظاهر با مردم ابراز همدردي كردند و مدعي شدند كه مردم را درك مي كنند، اما در عمل يا به مصادره آن براي اهداف انتخاباتي و سياسي روي آوردند و يا با اوباش خواندن معترضان طرح غير مردمي بودن اعتراض ها را در پيش گرفتند. دلايل رويكرد سركوب گرايانه و ضد مردمي سران آمريكا را در شعارهاي جنبش ضد وال استريت مي توان جست وجو كرد. مردم در شعارهاي خود، مي گويند سياستمداران و سردمداران آمريكايي توسط سرمايه داران خريداري شده اند و آنها ديگر نماينده مردم نيستند. آنها فقط يك هدف دارند و آن حفظ موقعيت سرمايه داراني است كه آنها را به قدرت رسانده اند. يك درصدي كه با كمك سياستمداران 99 درصد جامعه را غارت مي كنند.
ج) لايه هاي پنهان جامعه
در طول دوران حاكميت نظام سرمايه داري بر آمريكا همان يك درصد حاكم با سوق دادن جامعه به مسائلي همچون رفاه عمومي و نيز سرگرمي ها و لذت هاي دنيوي تلاش كردند تا فرهنگي ويژه را بر آمريكا حاكم سازند كه در لواي آن بتوانند به حاكميت خود ادامه دهند. اقدامات فريبكارانه يك درصد در حالي توانسته بود چشم 99 درصد را بر حقايق حاكم بر جامعه فروبندد كه با تشديد بحران اقتصادي و دور شدن مردم از آن تجملات و رفاه پوشالي، ابعاد واقعي سلطه طلبي يك درصد براي 99 درصد آشكار شد. مردم دريافتند كه سرمايه داري چگونه با استفاده از ابزار بانك ها و مقروض ساختن آنها در كنار به كارگرفتن سياستمداران براي تصويب و اجراي قوانين حافظ نظام سرمايه داري منافع 99 درصد جامعه را نابود ساخته اند. شعارهاي قالب جنبش ضدوال استريت چنين است: «بانك ها ما را فريب دادند. سياستمداران ما را فريب دادند. ما ديگر اعتمادي به سياستمداران نداريم و وابسته به هيچ كدام از احزاب جمهوريخواه و دموكرات نمي باشيم. آينده ما در آتش است.» سرخوردگي مردم از سال ها فريب خوردن از نظام سرمايه داري موجب شده تا آنها ضمن اعلام برائت از احزاب تأكيد كنند كه هيچ رهبري نداشته و توده اي مردمي هستند كه خود به دنبال حقوق خود و تغيير شرايط موجود هستند. در اين چارچوب «اوكتاويا نصر» خبرنگار عرب و آمريكايي تبار سي ان ان كه به دليل حمايت از وال استريت از كار اخراج شده مي گويد: «حركت مردم آمريكا بر گرفته از توده مردم و به دور از وابستگي حزبي است كه سراسر آمريكا را فراگرفته است» در باب بي اعتمادي جامعه به سياستمداران و فرهنگ اجتماعي حاكم بر آمريكا نوام چامسكي انديشمند و نظريه پرداز بزرگ آمريكايي ضمن حمايت از جنبش ضدوال استريت و بيان اين نكته كه اين جنبش بايد به راه خود براي پايان دادن به شرايط بيمار حاكم بر آمريكا ادامه دهد مي گويد: «تداوم دور باطلي از موضوعات اجتماعي شامل حاكميت بانك ها و سرمايه داران بر سراسر جامعه موجب آغاز جنبش ضدوال استريت شده است». وي تأكيد مي كند كه سياستمداران توسط سرمايه داران به قدرت مي رسند چنانكه انتخابات براي هر نامزدي يك ميليارد دلار هزينه دارد كه سرمايه داران پرداخت مي كنند. چامسكي با افشاي ابعاد پنهان وضعيت سياسي آمريكا مي گويد: «سرمايه داران صندلي پارلمان را با پول خريد و فروش مي كنند.» بيداري مردمي در برابر فريبكاري اجتماعي نظام سرمايه داري چنان بوده كه حتي آسوشيتدپرس نيز تأكيد مي كند: مردم از شرايط موجود به سطوح آمده اند آنها به دنبال عدالت براي همه هستند.
د) نقش رسانه در جنبش
نكته مهم در جنبش ضد وال استريت نحوه پردازش محافل رسانه اي آمريكايي به اين امر است. در شرايطي كه از يك سو آمريكايي ها خود را سردمدار آزادي بيان و رسانه معرفي مي كنند و از سوي ديگر اهميت جنبش وال استريت چنان است كه براي جهانيان از اركان پيگيري هاي خبري مي باشد، اما مواضع رسانه هاي آمريكايي به اين مسئله متفاوت با اين اصول است. بررسي تيترها و محورهاي خبري رسانه هاي بزرگ آمريكايي همچون فاكس نيوز، واشنگتن پست، نيويورك تايمز و... نشان مي دهد كه آنها يا اخبار مربوط به جنبش را پوشش نداده و يا اينكه همسو با دولتمردان بر عدم كارايي اين حركت ها و بعضاً معرفي معترضين به عنوان اوباش تأكيد مي كنند. تحليل هايي نيز كه ارائه مي شود براي به انحراف كشاندن جنبش و يا پنهان سازي لايه هاي واقعي آن است چنانكه بخش اقتصادي مطالبات مردمي برجسته شده و ابعاد سياسي و اجتماعي آن پنهان مي گردد. پردازش به بازداشت ها و سركوب ها نيز يا سانسور شده و يا با نام بازداشت اوباش و عوامل ناآرامي و حتي تروريست توجيه مي شود. در اين ميان تعداد معدودي رسانه محلي به پوشش اين تحولات مي پردازند كه البته بسياري از آنها نيز تعطيل و يا مورد حمله پليس قرار گرفته اند. نكته مهم آنكه رسانه هاي بزرگ آمريكايي محور اخبار خود را به تحولات كوچك و بزرگ ساير نقاط جهان نظير تقابل آمريكا با چين و روسيه و يا پرونده هسته اي ايران و... اختصاص داده اند تا چنان وانمود سازند كه فضاي آرام بر آمريكا حاكم است. البته آنها از پردازش به اخبار بيداري اسلامي خودداري مي كنند چرا كه اين بيداري، الگوي اصلي بيداري مردم آمريكا و اروپا بوده و نظام سرمايه داري به دنبال دور ساختن اين الگو از مردم مي باشد تا شايد بتواند از اين امر براي سركوب بيشتر بهره برداري كند.
اين رويكردها موجب شده تا مردم آمريكا و جهانيان به اين حقيقت نيز پي ببرند كه در آمريكا اصلي به نام رسانه آزاد و مستقل وجود ندارد و رسانه ها دست نشانده نظام سرمايه داري هستند. بررسي ها نشان مي دهد كه در آمريكا در گذشته 23 كمپاني بزرگ خبري حضور داشته كه بر اساس منافع سرمايه داران به 9 كمپاني تقليل يافته اند. كمپاني هايي كه صرفا منافع يك درصد را تأمين و 99 درصد را قرباني آن ساخته اند.
مجموع اين رسوايي موجب شده تا مردم آمريكا براي تحقق اهداف وال استريت نااميد از آزادي رسانه و آزادي بيان در كشورشان به سمت شبكه هاي اجتماعي همچون فيس بوك، توئيتر ، وبگاه هاي خبري و... براي تحكيم اتحاد و بيان حقايق جنبش خود روي آورند. جالب توجه آنكه سران آمريكا اين امر را نيز بر نتابيده و با تصويب قوانين به اصطلاح حق كپي رايت، تأمين امنيت سايبري و مقابله با حمله اينترنتي طرح فيلترينگ و محدودسازي شبكه هاي اجتماعي را اجرا مي كنند.
آينده وال استريت چيست؟
با توجه به ورود جنبش ضد وال استريت به ماه سوم و تأكيد مردم بر ادامه قيام شان اين سوال مطرح است كه دامنه اين حركت به كجا خواهد رسيد؟ بررسي شعارها و عملكردهاي مردم آمريكا نشان مي دهد كه در سومين ماه، اين جنبش وارد فازهاي جديدي گرديده كه گستردگي آن در ماه هاي آينده را آشكار مي سازد. در بسياري از شهرها از جمله واشنگتن و اوكلند ديگر شعار مردم، صرفاً تسخير وال استريت نمي باشد، بلكه شعار آنها به آمريكا را تسخير كنيد، مبدل شده است. جمله اي كه مفهوم آن تلاش براي تغيير در ساختار سياسي و اجتماعي جامعه آمريكا است. تأكيد بر بي اعتمادي و عدم وابستگي به احزاب دموكرات و جمهوريخواه نشان مي دهد كه مردم به دنبال حركت براي سرنگوني نظام حاكم در سطح كنگره و حتي حاضران در كاخ سفيد هستند. آنها مي گويند سياستمداران به خاطر سرمايه داران به آنها خيانت كرده اند. سوق يافتن مردم به اموري چون ورود شعارها و تحركات ضدصهيونيستي به اعتراض هاي مردمي به عنوان اعتراض به يكي از خطوط سردمداران آمريكا، مخالفت با جنگ طلبي و اقدامات جنايتكاران كشورشان در جهان به گونه اي كه 85 درصد از مردم با هر گونه اقدام نظامي عليه ايران مخالفت كرده اند، اصرار بر بازگشت نظاميان به كشور و پايان جنگ طلبي در جهان و ... نشان مي دهد كه مردم چارچوب هاي سياست داخلي و خارجي دولتمردان شان را نشانه رفته اند كه خود گواهي بر سياسي شدن اين جنبش است. بر اين اساس آينده اين جنبش را مي توان تشديد اعتراض ها و ورود آن به فازهاي عملي براي دگرگوني در ساختار اجتماعي و سياسي آمريكا دانست كه متعاقب آن بر شدت سركوب ها نيز افزوده خواهد شد.
نتيجه گيري
در جمع بندي كلي از آنچه ذكر شد مي توان گفت كه جنبش ضد وال استريت در آغاز ورود به ماه سوم در كنار آنكه به حركت هاي آرمان خواهانه خود ادامه مي دهد هر روز نقاب هاي جديدي از چهره ضدبشري و پوشالي آمريكا بر مي دارد. نقاب هايي كه نظام سرمايه داري با كمك سياستمداران، رسانه ها و ابزارهاي اقتصادي و مادي براي استمرار حاكميت خود بر آمريكا و جهان ايجاد كرده بود. با توجه به اين روند مي توان گفت كه جنبش ضد وال استريت به رغم سركوب ها و سانسورهاي شديد خبري به راه خود ادامه خواهد داد و در آينده، جهان شاهد ابعاد جديدي از اين جنبش در حوزه هاي سياسي و اجتماعي خواهد بود. البته سران نظام سرمايه داري با ابزارهاي مختلف به دنبال مقابله و فرو نشاندن اين آتشفشان خواهند بود، لذا شايد در ماه هاي آينده بتوانند تا حدودي در برابر اين جنبش ايستادگي كنند، اما حقيقت آن است كه شعله هاي اين حركت خاموش نخواهد شد و چون آتش زير خاكستر چنانكه اكنون هژموني جهاني آمريكا را در هم شكسته، از درون، اين كشور را متلاشي خواهد كرد.
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم