بازتاب سیلی سخت‌ مردم ایران به دشمن در رسانه‌های جهان

بازتاب سیلی سخت‌ مردم ایران به دشمن در رسانه‌های جهان

رسانه های مختلف منطقه ای و بین المللی به پوشش اخبار انتخابات مجلس شورای اسلامی و حضور گسترده مردم در این انتخابات پرداختند.
به گزارش گرداب، حضور مردم ایران در انتخابات مجلس شورای اسلامی در بسیاری از رسانه های منطقه ای و بین المللی بازتاب های گوناگونی داشت.
 
بلومبرگ: ایرانیان با وجود تحریم‌های بین‌المللی به صندوق‌های رأی رفتند
پایگاه اینترنتی بلومبرگ در قالب گزارشی در واکنش به حضور پرشور مردم ایران در انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی ایران در خصوص حضور پرشور مردم ایران در این انتخابات نوشت که با وجود آنکه تحریم‌های بین‌المللی اقتصاد ایران را هدف گرفته، مردم این کشور به پای صندوق‌ها رفتند و رأی دادند.

این پایگاه اینترنتی ادامه داد که انتخابات ایران در شرایطی برگزار می شود که آمریکا و اتحادیه اروپا فشارهای زیادی را به اقتصاد ایران وارد آورده‌اند و در راستای مسدود کردن فروش نفت ایران و معاملات با بانک مرکزی این کشور حرکت می‌کنند.

انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی ایران صبح امروز ساعت ۸ آغاز شد و تا 20 امشب رسماً تمدید شده است.

شهروند ایرانی در مصاحبه با رویترز: رأی می‌دهم تا از انقلاب محافظت کنم
رویترز در گزارشی به توصیف انتخابات امروز ایران پرداخت. رویترز ضمن اشاره به حضور پرشور مردم در نقاط مرکزی و جنوبی تهران مدعی شد مردم سایر نقاط تهران در انتخابات شرکت نکرده اند. رویترز افزود: علی‌رغم این، نتایج این انتخابات هیچ تأثیری در برنامه هسته‌ای و روابط بین المللی ایران نخواهد داشت.

این خبرگزاری در ادامه توصیف خود از شرکت مردم در انتخابات نوشت: یک مادر 28 ساله ایرانی با در آغوش داشتن کودک خود در صف حوزه اخذ رأی حسینه ارشاد گفت: «رأی می‌دهم تا از انقلاب اسلامی در مقابل دشمنان حمایت کنم.»

از جمله نکات جالب در گزارش رویترز از انتخابات ایران، وجود سردرگمی و تناقض‌های مفهومی در جای جای آن بود. رویترز که در ابتدای گزارش سعی کرده است حضور پرشور مردم تهران را تنها به نقاط مرکزی و جنوبی تهران محدود کند در ادامه تحلیل خود مدعی شده است مردم عادی در این مناطق نارضایتی بیشتری از دولت و سیاست‌های آن دارند!

نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران از صبح امروز در حدود ۴۷ هزار حوزه رأی‌گیری آغاز شد؛ حدود ۴۸ میلیون نفر واجد شرکت در این انتخابات بودند.

رسانه‌های غربی از آغاز انتخابات سعی کردند به حضور گسترده مردم بی‌توجهی نشان داده و در عوض اذهان مخاطبان خود را به سمت موضوعات ساختگی نظیر مخالفت‌های داخلی در ایران سوق دهند.

میدل ایست اونلاین: نسبت شرکت کنندگان در انتخابات ایران بین 50 تا 70 درصد است
پایگاه اینترنتی "میدل ایست اونلاین" طی گزارشی به انتخابات دیروز مجلس شورای اسلامی ایران پرداخت.

این پایگاه اینترنتی نوشت حدود 48 میلیون ایرانی واجد شرایط رای دادن امروز برای انتخاب 290 نماینده مجلس شورای ایران به پای صندوق های رای می روند.

این پایگاه اینترنتی ادامه داد که حدود 3 هزار و 400 نامزد برای ورود به مجلس در این انتخابات رقابت می کنند و رهبر ایران تاکید کرده است که مردم ایران با شرکت در انتخابات "سیلی محکمی به صورت دشمن خواهند زد و عزم ایران برای مقاومت در برابر دشمن را تثبیت خواهد کرد".

این پایگاه اینترنتی نوشت که نسبت شرکت کنندگان در انتخابات در ایران بین 50 درصد تا 70 درصد تغییر می کند و در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 2008 حدود 55 درصد در انتخابات مشارکت کردند.

فرانس‌24: مشارکت گسترده مردم سیلی محکمی به غرب است
شبکه فرانس‌24 گزارش داد تلویزیون ایران از ساعات اولیه امروز تصاویر صف‌های رای مردم برای انتخاب 290 نماینده مجلس شورای اسلامی را نشان داد.

این شبکه با پخش تصاویر حضور اولیه رهبر معظم انقلاب در پای صندوق رای، بخشی از سخنان ایشان را پخش کرد که رای دادن را وظیفه و حق ملت ایران توصیف کردند.

فرانس‌24 گزارش داد رهبر ایران از 48 میلیون فرد واجد شرایط خواست تا برای آینده، پرستیژ، امنیت و مصونیت کشورشان به پای صندوق‌های رای بروند.

این گزارش تصریح کرد که رای‌دهندگان ایرانی امروز به گفته رهبرشان می‌توانند با مشارکت گسترده سیلی محکمی به غرب بزنند.

"جواهر اسلامی" شهروند 77 ساله ایرانی که در یکی از حوزه‌های رای شرق تهران حضور یافته بود، در گفت‌وگو با فرانس‌24 اظهار امیدواری کرد که نمایندگان آتی مجلس شورای اسلامی بتوانند فرصت‌های اشتغال بهتری برای جوانان فراهم کنند.

کارشناس بی‌بی‌سی: اصلاح طلبان در ۳ لیست در انتخابات حضور دارند
شبکه بی بی سی عربی در ارتباط زنده تلویزیونی با "حسن صدقیان" کارشناس مسائل سیاسی به بررسی ابعاد انتخابات دیروز مجلس شورای اسلامی در ایران پرداخت.

صدقیان در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا انتخابات امروز رقابت اصولگراها با اصولگراهاست، به بی بی سی گفت: «اصلاح طلبان با اینکه گفته اند در انتخابات لیستی ارائه نمی‌دهند ولی نامزدهای اصلاح طلب در سه لیست مختلف حضور حضور دارند و در پارلمان نیز اقلیت را در اختیار دارند ولی در مجموع رقابت اصلی بین گروه‌ها و شخصیت‌های اصولگراست.»

وی افزود: «این انتخابات به تشکیل جناح‌های جدید و طیف‌های نو در مجلس خواهد انجامید و باور دارم که اختلافات کنونی بین گروه های اصولگرا درباره موضع‌شان در قبال سابقه 5 سال گذشته دولت احمدی نژاد رئیس جمهور ایران است.»

صدقیان با رد اظهارات مجری بی بی سی که مدعی بود اختلاف بین جناح‌های اصولگرا درباره پایبندی به ولایت فقیه است، تاکید کرد که همه جناح‌ها رهبری را قبول دارند و اختلاف درباره میزان تایید و رد احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و برنامه‌ها و مسیری که وی درپیش گرفته است، وجود دارد.

این کارشناس پیش بینی کرد که در انتخابات بعدی نمی‌توان انتظار پهن شدن فرش قرمز برای یک لیست خاص داشت و اقلیت های متعددی وارد مجلس خواهند شد.

صدقیان تاکید کرد که جناح‌های خارج از جریان اصولگرایی تشکیل خواهد شد و مجلس جدید شاهد طیف‌ بندی‌های جدیدی خواهد بود.

انعکاس گسترده انتخابات ایران در شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌های ترکیه
آغاز انتخابات سراسری نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در ایران بازتاب گسترده ای در رسانه های ترکیه یافت.

خبرگزاری "آناتولی" ترکیه در گزارشی پیرامون انتخابات مجلس در ایران نوشت: سه هزار و 467 نامزد انتخاباتی برای احراز 290 کرسی نمایندگی مجلس به رقابت می پردازند.

این خبرگزاری ترکیب مجلس فعلی ایران را به صورت دو سوم محافظه کار عنوان کرد و در ادامه افزود که در مجلس جدید نیز دو گروه اصلی جناح محافظه کار به رقابت با اصلاح طلبان پرداخته و تلاش می کنند تا آرای مردم را کسب کنند.

خبرگزاری آناتولی نوشت: علی‌رغم نزدیکی دو قشر محافظه کار و اصلاح طلب به یکدیگر، هر دو قشر در درون خود با حالت‌های متفاوتی جلوه می کنند.

در گزارش خبرگزاری مذکور بر تامین آرامش و امنیت انتخابات از سوی شورای نگهبان، ستاد برگزاری انتخابات و وزارت کشور تاکید شد.

این روزنامه تصریح کرد که مردم ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال 2009 برای اولین بار در پای صندوق های رای حاضر می شوند.

روزنامه "صباح" در گزارش خود از انتخابات ایران نوشت که اصلاح طلبان این انتخابات را تحریم کرده اند و به همین دلیل این انتخابات در عین حال میزان حمایت مردم ایران از نظام را نشان خواهد داد.

روزنامه "ینی شفق" ترکیه نیز در خبری پیرامون انتخابات ایران نوشت رقابت انتخاباتی بین تعداد زیادی جریان و گروه سیاسی اعم از محافظه کار و اصلاح طلب صورت می گیرد.

این روزنامه همچنین از حضور 350 روزنامه نگار خارجی به منظور تعقیب روند انتخابات در ایران خبر داد.

پایگاه خبری "دنیابولتنی" ترکیه نیز در گزارش خود تصریح کرد که در ایران قبل از هر انتخابات تعداد زیادی زیرگروه در قالب جناح های اصلی سیاسی در ایران تشکیل می شود و دو قشر اصلی محافظه کار و اصلاح طلب در درون خود با تم‌های متفاوتی مطرح می شوند.

دنیابولتنی با توجه به روند تحولات سیاسی ایران در سال های اخیر پیروزی محافظه کاران در انتخابات سراسری نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را پیش بینی کرد.

علاوه بر رسانه های مذکور، خبر آغاز انتخابات مجلس در ایران در بسیاری دیگر از رسانه های ترکیه من‌جمله کانال های تی آر تی و دیگر کانال های تلویزیونی این کشور و روزنامه های شناخته شده ملیت، حریت و غیره منعکس شد.

روسیاالیوم: مشارکت در انتخابات پارلمانی ایران نسبتا گسترده است
پایگاه خبری شبکه روسی "روسیا الیوم" در گزارشی از انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که مشارکت مردمی نسبتا زیاد است.

روسیا الیوم نوشت: خبرنگار ما در تهران اعلام کرد که روند انتخاباتی به شکلی طبیعی در جریان است و استقبال مردم نیز نسبتا گسترده است.

این شبکه روسی افزود: مقامات ایران انتظار دارند که میزان مشارکت به 65 درصد نیز برسد همچنانکه مسئولان انتخاباتی اعلام کردند که احتمال تمدید زمان رای‌گیری تا دو ساعت وجود دارد زیرا استقبال مردم خوب است.

این شبکه همچنین نوشت: انتظار می‌رود که عوامل خارجی و مهم‌ترین آن، فضای تنش‌آلود میان غرب و تهران در خصوص برنامه هسته‌ای تاثیر خود را بر انتخابات بگذارد همچنانکه مسائل اقتصادی نیز وجود دارد.

انتخابات ایران در صدر اخبار رسانه‌های روسیه قرار گرفت
خبرگزاری‌های رسمی روسیه (خبرگزاری‌های نووستی، ایتارتاس و اینترفکس) و پایگاه‌های خبری - اینترنتی این کشور صبح دیروز در صدر اخبار خویش از آغاز انتخابات سراسری نهمین دور مجلس شورای اسلامی در ایران خبر دادند.

بر اساس این گزارشات، حدود 45 میلیون نفر از مردم ایران شرایط را برای رای دادن در این انتخابات دارند و از ساعت 8 صبح الی 18 بعد ازظهر می توانند در پای صندوق‌های رای در 47 هزار حوزه انتخاباتی نمایندگان مورد نظر خود برای پارلمان این کشور را انتخاب کنند.

طبق اخبار رسانه‌های گروهی ایران، بیش از 5.4 هزار نفر نامزد کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی ایران شده بودند که صلاحیت 3.4 هزار نفر از آنان مورد تایید شورای نگهبان قانون اساسی ایران قرار گرفته است که این تعداد برای کسب 290 کرسی نمایندگی با یکدیگر به رقابت پرداختند که امروز سرنوشت این مبارزه مشخص خواهد شد.

این گزارشات می‌افزاید، انتخابات این دور از مجلس ایران در شرایطی برگزار می‌شود که جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌های بین المللی شرایط دشوار اقتصادی را سپری می‌کند.

حدود 350 خبرنگار از 170 رسانه گروهی خارجی انتخابات مجلس ایران را پوشش خبری می‌دهند.

رسانه‌های آلمانی زبان از شکست سبزها و پیروزی اصولگرایان خبر دادند
روزنامه‌های، "ولت"، "بیلد"، "فرانکفورترآلگماینه"، "اشترن" و روزنامه اتریشی "اشتاندارد" از جمله نشریات آلمانی زبان بودند که برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را مورد توجه قرار دادند.

روزنامه آلمانی"ولت" نوشت که پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ و اعتراض های مردمی و اتهام‌های وارد شده در زمینه تقلب این نخستین انتخابات در ایران است و آزمونی برای میزان محبوبیت "محمود احمدی‌نژاد" رئیس جمهور ایران محسوب می‌شود.

روزنامه آلمانی"بیلد" هم نوشت که این انتخابات از دید تحلیلگران داخلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما به نظر نمی‌رسد که در معادلات جهانی چندان موثر باشد.

روزنامه آلمانی"فرانکفورترآلگماینه" نیز با انتشار تصویری از یک شهروند ایرانی که در برابر انبوهی از تصاویر نامزدهای انتخابات ایستاده است به انعکاس دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت این انتخابات پرداخت.

روزنامه اتریشی "دراشتاندارد" نیز ضمن انتشار آماری از شمار شرکت‌کنندگان در دوره‌های قبلی انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس، رویکرد موافقان و مخالفان شرکت در این انتخاب را مورد توجه قرار داد.

روزنامه آلمانی "اشترن" هم نوشت که انتخابات مجلس نهم قدرت محافظه‌کاران (بخوانید اصولگرایان) را به نمایش خواهد گذاشت.

روزنامه آلمانی"تاگس تسایتونگ" خبر انتخابات ایران را با عنوان "شکست سبزها" منتشر کرد و نوشت که از جنبش سبز که در سال ۲۰۰۹، چندین ماه اعتراض کرد چیز زیادی دیده نمی‌شود.

"اشتوتگارتر تسایتونگ"، "اشپیگل"، "فوکوس" و "اشترن" از دیگر نشریاتی بودند که مطالبی درباره برگزاری انتخابات مجلس ایران منتشر کردند.

خبرگزاری ترند: انتخابات پارلمانی ایران بازتاب جهانی داشت
انتخابات پارلمانی ایران از حدود چند ساعت پیش آغاز شده است و اولین رای توسط "آیت الله خامنه‌ای" رهبر ایران به صندوق انداخته شد.

براساس این گزارش، خبرنگارانی از کشورهایی چون آلمان، اسپانیا، آمریکا، اتریش، اوکراین، ایتالیا، برزیل، بلژیک، ترکیه، جمهوری چک، روسیه، فرانسه، ژاپن، فنلاند، کانادا، کره جنوبی، لبنان و ونزوئلا در حال پوشش خبری انتخابات پارلمانی در ایران هستند.

این پایگاه خبری به نقل از وزیر کشور ایران نوشت: مشارکت در انتخابات با حضور رای اولی‌ها و نسل‌های جوان بسیار بالا خواهد بود.

براساس این گزارش، بالغ بر ۳۰۰۰ کاندیدا در رقابت‌های انتخاباتی ایران حضور دارند و انتخابات در ۴۶۰۶۲ حوزه رای گیری برگزار می‌شود.

طبق این گزارش، انتظار می‌رود نتایج انتخابات بعد از ۴۸ تا ۷۲ ساعت به اطلاع عموم مردم برسد. این درحالیست که برای اولین بار انتخابات در بعضی از حوزه‌ها به صورت الکترونیکی برگزار می‌شود.

فرانس 24: انتخابات امروز پاسخی به اتهامات غرب درباره دموکراسی در ایران است
فرانس 24 در گزارشی از تهران تصریح کرد که امروز 7 هزار صندوق رای از صبح آماده اخذ رای از مردم بوده‌اند تا 230 نماینده برای مجلس ایران را انتخاب کنند.

این شبکه با اشاره به پیش بینی‌ها درباره ادامه حضور اصولگرایان در راس قدرت در مجلس تاکید کرد که این انتخابات رویدادی مهم برای نظام ایران به حساب می‌آید.

فرانس 24 با اشاره به تقابل بین تهران و غرب درباره مسئله هسته ای، مدعی شد که این انتخابات در سایه تهدیدهای اسرائیل درباره حمله به تاسیسات و تحریم‌ها برگزار شده است.

این شبکه در ادامه با بازتاب سخنان رهبر انقلاب اسلامی درباره انتخابات تصریح کرد که رهبری بر مقاومت مردم ایران در مقابل دشمنان تاکید دارند.

این شبکه فرانسوی با اشاره به اهمیت انتخابات برای نظام جمهوری اسلامی ایران، این انتخابات را فرصتی برای جذب مشارکت، مشروعیت مردمی و پاسخ ایران به اتهامات غرب درباره غیر دموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی دانست.
 
صباح ترکیه: انتخابات مجلس ایران میزان حمایت مردم از نظام را نشان می‌دهد
انتخابات سراسری نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در ایران بازتاب گسترده ای در رسانه های ترکیه یافت.

بر همین اساس روزنامه صباح ترکیه تصریح کرد که مردم ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال 2009 برای اولین بار در پای صندوق های رای حاضر می شوند.

صباح در ادامه گزارش خود از انتخابات ایران نوشت اصلاح طلبان این انتخابات را تحریم کرده اند و به همین دلیل این انتخابات در عین حال میزان حمایت مردم ایران از نظام را نشان خواهد داد.

ابراز تعجب بی‌بی‌سی از سرعت بالای اینترنت در تهران
بخش فارسی بنگاه سخن‌پراکنی دولتی انگلیس نتوانست تعجب خود را از عادی بودن شرایط در ایران در روز انتخابات پنهان کند.

بی‌بی‌سی تمایل دارد شرایط را همزمان با انتخابات در ایران غیرعادی جلوه دهد و یا دست‌کم از کاهش حضور مردم در انتخابات سخن بگوید.

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از ساعت ۸ صبح به وقت تهران آغاز شده و همچنان ادامه دارد. 48 میلیون نفر در این انتخابات واجد شرایط رای‌دادن هستند.
 
الرأی: رفتار ملت ایران قابل پیش‌بینی نیست/حضور غیرمنتظره مردم معادلات را عوض می‌کند
در گزارشی به انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران پرداخت و آماری از انتخابات و همه‌پرسی‌های تاریخ جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد.

الرأی با بیان اینکه، امروز میلیون‌ها ایرانی به پای صندوق‌های رأی می‌روند، تاکید کرد: از مهم‌ترین ویژگی‌های ملت ایران این است که تحلیلگران و ناظران قدرت پیش‌بینی گام‌های آن را ندارند و نمی‌توانند مواضع مردم ایران را در قبال بیشتر انتخابات‌ها پیش‌بینی کنند.

الرأی افزود: این ویژگی شامل انتخابات پارلمانی دور جدید (دیروز) نیز می‌شود. بارها پیش آمده است که ناظران از حجم حضور و نحوه انتخاب مردم غافلگیر شده‌اند.

این روزنامه کویتی با اشاره به برخی مشکلات اقتصادی مردم ایران نوشت: مردم ایران مردمی هستند که مدت زیادی ناخرسندی خود را از اوضاع اقتصادی یا اوضاع خدماتی نشان می‌دهد و در خصوص فضای آزادی‌های سیاسی و اجتماعی انتقاد می‌کنند تا جایی که تصویری ترسیم می‌کنند که گویی محبت مردم و نظام کاهش یافته است اما ناگهان مردم در مقابل چالش‌هایی که نظام با آن روبه‌روست [به صحنه] می‌آیند و معادلات را کاملا تغیییر می‌دهند و حضوری غیرمنتظره از خود نشان می‌دهد.

خبرگزاری آلمان نیز در این خصوص اعلام کرد که احتمال دارد، ساعات رای‌گیری تا چهار ساعت تمدید شود.

سیاه نمایی العربیه از انتخابات مجلس شورای اسلامی
شبکه تلویزیونی سعودی العربیه یکی از شبکه های عرب زبانی بود که انتخابات ریاست جمهوری ایران را بازتاب گسترده ای داد و بیش از همه بر محور اختلافات موجود در میان اصولگرایان تاکید کرد.

این شبکه مدعی شد که در انتخابات مجلس شورای اسلامی این دوره سه جناح اصلی درحال رقابت هستند و اصلاح طلبان نیز انتخابات را تحریم کرده‌اند.

بنا بر گزارش العربیه سه جریان حاضر در انتخابات به رهبری آیت الله مهدوی کنی و آیت مصباح یزدی هستند و جریان سوم انشعابی به ریاست اسفندیار رحیم مشایی از گروه جبهه پایداری است که تعدادی از نمایندگان کنونی مجلس و وزرای دولت در آن عضویت دارند.

این شبکه با ادامه سیاه نمایی درباره انتخابات و بزرگنمایی اختلافات در میان اصولگرایان، تلاش کرد که انتخابات را تحت تاثیر تحریم‌های غرب علیه ایران توصیف کند.

العربیه در راستای سیاست های دولت ریاض مدعی شد که در این انتخابات مسئله سوریه به شکل گسترده‌ای مطرح است و این انتخابات در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده تاثیر خواهد داشت.

گزارش الجزیره از رای مردم شمال تهران در پاسخ به خواست رهبرشان
شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی با اشاره به آغاز انتخابات مجلس شورای اسلامی گزارش داد آیت‌الله خامنه‌ای در ساعات اولیه صبح امروز رای خود را به صندوق‌ انداخت و از مردم ایران خواست تا با شرکت در انتخابات به وظیفه شرعی و دینی خود عمل کنند.

این شبکه در ادامه سخنانی از ایشان را پخش کرد که حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمودند توصیه من همین توصیه‌های همیشگی است؛ رای دادن مسئولیتی برای ماست همچنان که حقی است متعلق به ما که باید از آن استفاده کرد.

خبرنگار الجزیره از یکی از حوزه‌های اخذ رای در شمال تهران گزارش داد: مردمی که از ساعات اولیه صبح به این حوزه آمده اعلام کردند رای دادن وظیفه مسلمشان است. آنها به آنچه که خواست رهبرشان باشد عمل می‌کنند.

شبکه الجزیره نیز همانند سایر رسانه‌های غربی سعی کرد تا انتخابات مجلس را بدون حضور اصلاح‌طلبان توصیف کند و گزارش داد این انتخابات همه‌پرسی میان دو جناح راست سیاسی در ایران است.

این شبکه افزود: مشارکت گسترده مردم در این انتخابات پشتوانه‌ای برای دولت ایران تحت فشار‌های داخلی و بین‌المللی است.

تحلیل فرانس اینفو از تأثیر انتخابات ایران بر روابط خارجی
شبکه رادیویی "فرانس اینفو" دیروز در بازتاب انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی ایران نوشت: مردم ایران امروز برای انتخاب نمایندگان خود در مجلس برای مدت 4 سال آینده به پای صندوق‌های رأی فراخوانده شده‌اند.

این شبکه رادیویی فرانسه‌زبان در ادامه با پیوستن به جبهه دیگر رسانه‌های غربی در تلاش برای تأکید بر اختلافات داخلی ایران، انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی را عرصه رقابت اصولگرایان و طرفداران "محمود احمدی‌نژاد" رئیس‌جمهور ایران خواند.

فرانس اینفو در پایان نوشت: این انتخابات قطعا پیامدها و نتایجی در آن سوی مرزهای ایران در پی خواهد داشت.

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از صبح جمعه در حدود 47 هزار حوزه رأی‌گیری آغاز شده و 48 میلیون نفر در این انتخابات حق شرکت دارند.
 
لس‌آنجلس‌تایمز: مردم ایران به هرکس که مخالف آمریکا باشد رأی می‌دهند
لس‌آنجلس‌تایمز در بازتاب انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی ایران با اشاره به تحریم‌هایی که آمریکا و غرب علیه برنامه هسته‌ای ایران تحمیل کرده‌اند، گزارش داد که مردم ایران به آن دسته از افرادی رأی می دهند که بیشتر ضدآمریکایی باشند.

لس‌آنجلس‌تایمز این اظهارات را در مصاحبه با رأی‌دهندگان ایرانی دریافت کرده بود به طوری‌که "مرتضی عزیزی" یکی از کارکنان آژانس املاک اعلام کرد: به هرکاندیدی که بیشتر ضدآمریکایی باشد، رأی می دهیم.

این روزنامه آمریکایی همچنین تأکید کرد که بعید است انتخابات امروز مجلس شورای اسلامی ایران تغییری در موضع این کشور در زمینه برنامه هسته‌ای تهران به وجود آورد.

رادیو فرانسه: مردم ایران از ساعات آغازین انتخابات مسیر صندوق‌های رأی را در پیش گرفتند
رادیو بین‌المللی فرانسه طی گزارشی به نقل از خبرنگار خود در تهران در بازتاب انتخابات مجلس شورای اسلامی نوشت: تلویزیون ایران از صبح‌ امروز اقدام به پخش تصاویر حوزه‌های اخد رأی در پایتخت، شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک ایران کرد و مردمی را نشان داد که برای رأی دادن در حال حرکت به سوی حوزه‌های رأی‌گیری بودند.

رادیو بین‌المللی فرانسه در ادامه با انتشار خبر حضور مقام معظم رهبری در پای صندوق رأی لحظاتی بعد از آغاز رأی‌گیری نوشت: رهبر ایران نخستین کسی بود که رأی خود را به صندوق انداخت و از مردم خواست با مشارکت و حضور گسترده در انتخابات سیلی محکمی به قدرت‌های غربی زده و عزم و اراده ملت ایران را به رخ بکشند.

رادیو بین‌المللی فرانسه در ادامه گزارش خود نوشت: آنچه در این انتخابات برای دولت ایران مهم است، حضور و مشارکت گسترده‌تر مردم در مقایسه با انتخابات چهار سال گذشته است.

یورو نیوز سخنان رهبر انقلاب در هنگام رأی دادن را پوشش داد
"یورو نیوز" از آغاز انتخابات در ایران با رأی آیت الله خامنه‌ای، رهبری جمهوری اسلامی ایران خبر داد. یورونیوز نیز همانند سایر رسانه‌های غربی انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را با اشاره به فتنه ۸۸ پوشش داد.

بی‌بی‌سی، گاردین، واشنگتن پست، صدای آمریکا، خبرگزاری آلمان، آسوشیتد پرس، لس‌آنجلس تایمز و سایر رسانه‌های غربی با واژه‌سازی بسیار مشابه، انتخابات مجلس شورای اسلامی را "اولین انتخابات بعد از انتخابات بحث‌انگیز سال ۲۰۰۹" عنوان کردند.

یورونیوز همچنین بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در هنگام انداختن رأی را پوشش داد و گفت رهبر ایران از مردم خواسته است با دیدن تهدیدهایی که علیه مردم ایران وجود دارد در انتخابات شرکت کنند.

اذعان رویترز به مردمی بودن مسئولان ایرانی
خبرگزاری رویترز با اشاره به انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی از احتمال حضور تعداد زیادی از مردم در این انتخابات خبر داد و نوشت که هنوز سیاستمدارانی چون "محمود احمدی‌نژاد" رئیس‌جمهوری ایران از حمایت قشر ضعیف جامعه برخوردار هستند.
 
تلویزیون الجدید: پیش‌بینی‌ها مشارکت بیش از 60درصد را در انتخابات ایران نشان می‌دهد
شبکه تلویزیونی الجدید لبنان با انتشار خبر آغاز انتخابات پارلمانی ایران اعلام کرد که بیش از ۴۸ میلیون ایرانی حق مشارکت در انتخابات دارند.

الجدید با بیان اینکه بیش از ۳۴۰۰ نامزد، برای به دست آوردن ۲۹۰ کرسی پارلمان رقابت می‌کنند، تاکید کرد: پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که مشارکت مردم بیش از 60 درصد خواهد شد.

الجدید افزود: همچنین روند انتخابات در تمام طول روز در 47 هزار حوزه رأی‌گیری ادامه خواهد داشت و در شهرهای بزرگ مردم به لیست و در شهرهای کوچکتر به اشخاص رای خواهند داد.
 
 
شینهوا: فشار غرب باعث افزایش مشارکت در انتخابات پارلمانی ایران می‌شود
بر اساس این گزارش، آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران دقایقی بعد از شروع انتخابات و باز شدن حوزه‌های رای گیری، رای خود را به صندوق رای انداخت.

طبق این گزارش، پرونده هسته‌ای ایران و فشار غرب به این کشور احتمالا میزان مشارکت را در میان ایرانیان را بالاتر خواهد برد.

تقلای بی‌بی‌سی برای تنفس مصنوعی به فتنه ۸۸
بی‌بی‌سی خبر آغاز انتخابات در ایران را با تنفس مصنوعی به فتنه ۸۸ انعکاس داد. پایگاه سخن‌پراکنی دولتی انگلیس انتخابات مجلس ایران را "اولین انتخابات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ " عنوان کرد.

بی‌بی‌سی همچنین گفت گزارش‌ها حاکی از آن هستند که بعضی از هواداران احمدی‌نژاد از مردم خواسته‌اند در این انتخابات شرکت نکنند. سایر رسانه‌های غرب نیز با رویکردی مشابه تلاش کردند اختلافات داخلی در ایران را برجسته جلوه دهند.

بی‌بی‌سی هچنین قدرت جبهه‌های مختلف اصول‌گرا در انتخابات جاری را تعیین‌کننده موازنه قدرت در انتخابات ریاست جهوری سال ۲۰۱۳ خواند.

القدس: مشارکت ایرانی‌ها در اولین انتخابات پس از فتنه 2009 افزایش می یابد
روزنامه القدس چاپ شهر قدس فلسطین، با اشاره به انتخابات پارلمانی ایران و بیان اینکه رای‌گیری از ساعت 8 صبح به وقت محلی آغاز شده است، آن را اولین انتخابات پس از حوادث انتخاباتی ریاست جمهوری در سال 1388 (2009) اعلام کرد.

القدس نوشت: پس از گذشت سه سال از "فتنه" انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 که در پی آن ناآرامی‌هایی ایجاد شد... ایرانی‌ها امروز وارد تجربه جدید در انتخابات پارلمانی می‌شوند.

این روزنامه با اشاره به مشارکت گروه‌ها و لیست‌های متعدد اصولگرا اعلام کرد که این انتخابات، با توجه به چالش‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران و برنامه‌ هسته‌ای ایران، پیشینه‌ای خواهد بود برای قطب‌های جریان اصولگرایی در ایران.

القدس با بیان اینکه بیش از ۴۸ میلیون نفر از مردم ایران به این انتخابات دعوت شدند تا ۲۹۰ نماینده را از میان ۳۴۴۴ نامزد انتخاب کنند گفت منابع در تهران اعلام کرده‌اند که مشارکت در این انتخابات کمتر از انتخابات مشابه قبل نیست بلکه با توجه به فشارهای وارده بر ایران و تحریم‌هایی که به دلیل برنامه هسته‌ای بر آن اعمال شده، احتمال افزایش خواهد داشت.

القدس همچنین اعلام کرد که مقامات ایران مردم کشورشان را به شرکت همه‌جانبه در انتخابات تشویق کردند.

خبرگزاری آلمان: انتخابات مجلس ایران ممکن است تا ۴ ساعت تمدید شود
این خبرگزاری نوشت: بر اساس اعلام وزارت کشور ایران، 48.2 میلیون ایرانی از جمعیت 74 میلیون نفری کشور می‌توانند در این انتخابات شرکت کنند.

این خبرگزاری مدعی شده است که رقابت اصلی در این انتخابات بین اصولگرایان و طرفداران رئیس‌جمهور ایران است. اصولگرایان احمدی‌نژاد را به‌خاطر سیاست‌های ضعیف اقتصادی و اتخاذ شعارهای ملی‌گرایانه مورد سرزنش قرار می‌دهند.

بنابراین گزارش، یک گروه از اصلاح‌طلبان نیز در انتخابات شرکت دارد که شانس چندانی برای پیروزی در انتخابات ندارد. اصلاح‌طلبان تندرو به خاطر آنچه کمبود آزادی خوانده شده است، انتخابات را تحریم کرده‌اند.

خبرگزاری آلمان تصریح کرد که نتیجه این انتخابات نخواهد توانست تاثیری بر مواضع هسته‌ای ایران بگذارد.
 
گاردین: مواضع هسته‌ای ایران با نتیجه انتخابات تغییر نمی‌کند
گاردین ضمن انعکاس خبر آغازانتخابات مجلس در ایران، اذعان کرد نتیجه این انتخابات تغییری در سیاست‌های بنیادین ایران و از جمله مواضع هسته‌ای ایران در قبال غرب نخواهد داشت.

گاردین همچنین در تلاش برای احیای حوادث فتنه ۸۸ با سایر رسانه‌های غرب همصدا بود. این روزنامه انتخابات ایران را "اولین انتخابات پس از انتخابات بحث‌برانگیز ریاست جمهوری" خواند.

گاردین همچنین در تلاش برای تأکید بر اختلافات داخلی ایران شباهت حیرت‌انگیزی به سایر رسانه‌های غربی داشت. گاردین انتخابات ایران را "تلاش احمدی‌نژاد برای برگشت به عرصه قدرت" خواند.

اذعان خبرگزاری فرانسه به امنیت برگزاری انتخابات در ایران
این خبرگزاری غربی مدعی شد که انتخابات مجلس شورای اسلامی به‌مثابه آزمونی برای محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران است.

با این حال این خبرگزاری اذعان کرده است که به نظر می‌رسد زمان انتخابات امروز ایران نیز چون همیشه تمدید شود و در ضمن این انتخابات آشوب هایی همچون آشوب‌های پس از انتخابات 88 را در پی نخواهد داشت. با این حال پلیس ایران اعلام کرده است که برای مقابله با هر ناآرامی آماده است.

نکته دیگری که از نگاه شیطنت‌آمیز خبرگزاری فرانسه مغفول نمانده است، تحریم انتخابات از سوی برخی گروه‌هاست. این خبرگزاری از اشاره به مناقشه هسته‌ای ایران و غرب نیز غافل نشده و بار دیگر در خصوص پرونده هسته‌ای ایران داستان‌سرایی کرده است.

حیرت آسوشیتدپرس از صف‌های طولانی مردم ایران در پای صندوق‌های رای
خبرگزاری مشهور آمریکایی ضمن انعکاس خبر آغاز انتخابات مجلس شورای اسلامی، اعتراف کرده است که قدرت مجلس در ایران از دیگر کشورهای خاورمیانه بیشتر است. با این حال این خبرگزاری تصریح کرده است که به نظر نمی‌رسد این انتخابات تغییر شگرفی در سیاست‌های ایران ایجاد کند.

آسوشیتدپرس نوشته است که تلویزیون ایران صف‌های طویلی را در برابر حوزه‌های انتخابیه به‌نمایش گذارده است.

شهروند ایرانی در پاسخ به خبرگزای فرانسه: رای می‌دهم چون وظیفه ملی من است
خبرگزاری فرانسه طی خبری نوشت که با وجود تحریم‌های غرب علیه ایران، مردم این کشور در انتخابات مجلس شورای اسلامی این کشور مشارکت کردند.

خبرگزای فرانسه در ادامه با تعدادی از مردمی که در حوزه‌های انتخابی حضور داشتند مصاحبه کرد و نظرات آنها را درباره این انتخابات جویا شد.

یکی از شهروندان ایرانی در پاسخ به خبرنگار فرانسه گفت که من رای می‌دهم چون این وظیفه ملی من است هر چند که مشکلات زیادی در کشورم وجود دارد.

صدای آمریکا: ساعات رأی‌گیری به دلیل حضور گسترده مردم تمدید شد
صدای آمریکا لحظاتی پیش با انتشار تصاویری از صف‌های طولانی مردم برای اخذ رأی، خبر تمدید ساعات رأی‌گیری در ایران را پوشش داد.

رسانه‌های غربی از آغاز انتخابات سعی کردند به حضور گسترده مردم بی‌توجهی نشان داده و در عوض اذهان مخاطبان خود را به سمت موضوعات ساختگی نظیر مخالفت‌های داخلی در ایران سوق دهند.

فایننشال‌تایمز: میلیون‌ها ایرانی در انتخابات مجلس شرکت کردند
فایننشال تایمز" حضور میلیونی مردم در انتخابات مجلس نهم را تأیید کرد و نوشت: میلیون‌ها ایرانی در انتخابات مجلس شرکت کردند تا سرنوشت مجلس کشورشان را تعیین کنند.

روزنامه فایننشال تایمز نوشت، مردم ایران در حالی در انتخابات مجلس حضور گسترده داشتند که جریانات اصلاح‌طلب خواستار تحریم انتخابات شده بودند.

فایننشال تایمز از حضور گسترده مردم در برخی نقاط تهران خبر داد و افزود مشاهدات به دست آمده از سایر شهرهای بزرگ نظیر اصفهان و مشهد هم نشان داد میزان مشارکت مردمی در این شهرها بالا بوده است.

رهبران غرب درک کاملی از انتخابات ایران ندارند/ برخی اصلاح‌طلبان چون بختی نداشتند شرکت نکردند
"اسکات لوکاس"، استاد دانشگاه بیرمنگام انگلیس و تحلیلگر امور سیاسی ایران در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی، شبکه دولتی انگلیس گفت: «مطمئن نیستم رهبران غرب به طور کامل درک کنند که در این انتخابات ملی ایران چه می گذرد.»
 
وی افزود: «این نبرد بر سر سیاست خارجی یا رقابت ایران با غرب بر سر پرونده اتمی نیست. بیشتر درباره مسائل داخلی ایران است، اقتصاد، مسئولیت پذیری سیاسی و حتی می توانم بگویم موضوعاتی مانند دستگاه قضایی و حقوق قانونی مردم. از همین رو، غرب بیشتر نظاره گر این انتخابات است.»

استاد دانشگاه بیرمنگام ادامه داد: «وقتی می شنویم که گفته می شود این رهبر ایران است که قدرت مطلق را دارد، یا روحانیون در این انتخابات پیروز می شوند، یا رقابت میان روحانیون و اصولگرایان است. این نوعی ساده نگری بدون درک کامل تحولات داخلی ایران است.»

وی درباره نتایج انتخابات گفت: «فکر نمی کنم نتیجه بارزی از این رای گیری به دست بیاید، یعنی یک جناح یا حزب به تنهایی بر مجلس مسلط نخواهد شد. همانطور که می دانید در ایران لیست نامزدها صرفا فهرستی از افراد است که کنار هم گذاشته شده اند. یعنی با آنچه مثلا احزاب جمهوریخواه و دموکرات در آمریکا یا محافظه کار و کارگر در بریتانیا ارائه می دهند، تفاوت دارد.»

لوکاس افزود: «فکر می کنم محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، و حلقه یارانش، با وجود گزارشهای قبلی مبنی بر این که از این انتخابات پارلمانی برای تقویت قدرت سیاسی خود بهره می گیرند، بسیار در موضع تدافعی قرار دارند. بنابراین بلوک احمدی نژاد نمی تواند اکثریت پارلمانی را به دست بیاورد.»

وی درباره عدم حضور برخی اصلاح‌طلبان در این انتخابات گفت: «فکر می کنم استراتژی جالبی است که خیلی از اصلاح طلبان خواهان عدم مشارکت در این رای گیری و خانه نشینی شدند. اصلاح طلبان هیچ بختی نداشتند که بتوانند در این انتخابات به نوعی از قدرت سیاسی دست یابند. برای همین آنها با خود فکر کردند که اگر هیچ بختی نداریم که در انتخابات آزاد و منصفانه شرکت کنیم، کنار می ایستیم.»

"سی‌ان‌ان": مردم ساعتها در صف ایستادند تا رأی بدهند
شبکه خبری "سی‌ان‌ان" ضمن تأیید حضور گسترده مردم در انتخابات نوشت مردم ساعتها در مساجد به صف ایستادند تا رأی خود را به صندوق بیندازند.

این شبکه خبری، پیش از انتخابات امروز از احتمال حضور اندک مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس خبر داده بود.

"سی‌ان‌ان" مصاحبه خبرنگار خود با یک استاد بازنشسته ایرانی به نام "ناصر احدی" را نیز در گزارش مشورح خود از انتخابات ایران آورد. این استاد دانشگاه، که طبق گزارش خبرنگار سی‌ان‌ان دستان آغشته به رنگش را به نشان پیروزی بالا گرفته بود در مورد دلیل شرکت در انتخابات گفته بود: «من در تمام انتخاباتی که در کشورم برگزار شده شرکت کرده‌ام؛ پیش‌بینی می‌کنم اصول‌گراها در این انتخابات پیروز شوند.»

دویچه‌وله: کثرت لیست‌های انتخاباتی در انتخابات مجلس ایران بی‌سابقه است
دویچه‌وله در گزارشی نوشت: در این دوره از انتخابات مجلس کثرت لیست‌های انتخاباتی بی‌سابقه است. جالب اینکه هیچ لیست انتخاباتی از معرفی حداکثر نامزدها برای مجلس سود نبرده است. نام بسیاری از نامزدها در لیست‌های مختلف به چشم می‌خورد. در مجموع ۲۹۰ نماینده به مجلس شورای اسلامی راه خواهند یافت.
 
دویچه‌وله افزود: رهبر جمهوری اسلامی پیشتر پیش‌بینی کرده بود که حضور گسترده مردم در انتخابات شکستی برای قدرت‌های بیگانه است. وی گفت: «این روزها قدرت‌های شکست خورده استکباری می‌خواهند با ایجاد هیاهو خود را حفظ کنند، مسائلی مانند حقوق‌بشر و تحریم و البته تهدیدهای لفظی را علیه ایران به کار می‌برند. هر چه انتخابات پرشورتر برگزار شود برای آینده و آبرو و حفظ امنیت و مصونیت کشور بهتر است.»
 
خبرنگار واشنگتن‌پست: شعب اخذ رای عموما شلوغ هستند
"توماس اردبرینک"، خبرنگار واشنگتن پست در ایران طی مطلبی در صفحه توئیتر خود نوشت: شعب اخذ رای عموما شلوغ هستند.

وی یکی از دلایل حضور مردم بر سر صندوق‌های رای را حمایت از رهبر معظم انقلاب عنوان کرد.

انگلیس سناریوی زیر سؤال بردن انتخابات را کلید زد
به گزارش فارس به نقل از روزنامه "دیلی‌اکسپرس"، "ویلیام هیگ"، وزیر امور خارجه انگلیس نحوه برگزاری انتخابات مجلس در ایران را محکوم کرده و مدعی شد انتخابات ایران "آزاد" و "بی‌طرف" نبود.

به گزارش دیلی‌اکسپرس، وزیر امور خارجه انگلیس مدعی شد انتخابات امروز ایران در فضایی از ترس برگزار شد که این به معنای این است که نتایج این انتخابات اراده مردم را بازتاب نمی‌دهد!

نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران از صبح دیروز در حدود ۴۷ هزار حوزه رأی‌گیری آغاز شد و با مشارکت پررنگ مردم همراه بود؛ حدود ۴۸ میلیون نفر واجد شرکت در این انتخابات بودند.

رسانه‌ها و مقامات غرب پیش از این مدعی شده بودند که مردم استقبالی از انتخابات پیش‌رو نخواهند کرد.
 
منبع: فارس

وفات حضرت معصومه (ع) کریمه اهل بیت بر همه شیعیان تسلیت باد

كريمه اهل بيت(علیهم السلام) شمس آسمان علم و اجتهاد

 

نويسنده:آيت الله عبدالله جوادي آملي
منبع:روزنامه کیهان

نزديك تر از اسم اعظم

وجود مبارك امام عسكري فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم اقرب الي اسم الله الاعظم من سواد العين الي بياضها(1). يعني اگر اسم اعظمي شنيده ايد، كلمه طيبه بسم الله الرحمن الرحيم به اسم اعظم، نزديكتر از سياهي چشم به سفيدي چشم است. وقتي گفتند نزديكتر، نظير دني فتدلي. فكان قاب قوسين اوادني(2)، يعني لفظ رسا نيست. آنقدر اين كلمه طيبه به اسم اعظم نزديك است كه در فضاي مردمك چشم، سياهي به سفيدي نزديك است. اين يك سخن كساني كه راهيان اين راهند، مي گويند: مومن خالص با «بسم الله الرحمن الرحيم» كاري مي كند كه ذات اقدس اله با «كن» همان كار را انجام مي دهد.
يعني اگر كسي عبد محض خداي سبحان شد، به اذن خداي سبحان چونان عيساي مسيح، هم ازگل به صورت پرنده مي سازد به اذن او، و هم در او مي دمد به اذن او، و هم آن طائر پر مي كشد به اذن او.
تنفخ فيها فتكون طيراً باذني و اذا تخلق من الطين كهيئه الطير باذني، فتنفخ فيها باذني فتكون طيراً باذني(3). به اذن خدا، مرده را زنده مي كند؛ تحي الموتي باذني (4). به اذن خدا پرنده مي آفريند، باذني. به اذن خدا كار نفخت فيه من روحي (5) را انجام مي دهند. مانند آن. لذا گفتند: بسم الله الرحمن الرحيم از عبد محض، به منزله كن از ذات اقدس اله است. يعني همان كار را خليفه خدا به اذن خدا انجام مي دهد. اين مطلب دوم.
مطلب بعدي آن است كه ذات اقدس اله درباره كار اين ذوات قدسي نهايت حرمت را رعايت مي كند و مهم ترين آيات قرآن را درباره سيره و سنت اهل بيت نازل مي كند. راز نزول برجسته ترين آيات درباره كارهاي اين ذوات مقدس چيست؟ اينها مگر چه كردند و چه مي كنند؟

فقط براي خدا يعني چه؟

در جريان خاتم بخشي وجود مبارك علي بن ابيطالب، يك راز است. همان راز در اطعام يتيم و مسكين و اسير مطرح است. و همان راز در جريان جنگ خندق مطرح است. همانطوري كه آيات قرآني، يفسر بعضها بعضاً؛ احاديث اهل بيت هم به شرح ايضاً: اعمال آنها هم به شرح ايضاً. يعني عمل آنها، سيره آنها، مفسر يكديگر است. چه طور مي شود كه كسي انگشتر عطا مي كند. ولايت الهي نازل مي شود، آيه انما وليكم الله (6) نازل مي شود، و همگان را طرد مي كند؟! چه طور مي شود كه كسي سه شب مسكين و يتيم و اسير را سير مي كند، آن آيات با جلال و شكوه هل اتي نازل مي شوند؟! چي داده اند، مهم نيست. چه طور داده اند، مهم است. ما از كجا بفهميم كه اين انگشتر فقط براي رضاي خدا بود؟ از كجا بفهميم كه اطعام يتيم و مسكين و اسير فقط براي خدا بود؛ آن را از زبان خود علي صلوات الله و سلامه عليه در جريان جنگ خندق مي فهميم.
در جريان جنگ خندق كه آن مدال پرافتخار نبوي به عنوان ضربه علي يوم الخندق تعدل عباده الثقلين(7) درباره حضرت امير صادر شد، كه همه اعمال و عبادات در كنار اين بركت تعبيه شد؛ در آنجا اخلاص بود، مثل ساير كارها. اما يك وقت اخلاصي است بدون رهزن و كمين، يك وقت اخلاص است با رهزن و كمين! يك وقت كسي شجاع است، دشمني را از بين مي برد، اما نه دشمني كه عمر بن عبدود باشد! يك وقت يك دشمن قهار و قدري را به خاك مي مالد. آن دشمن قهار و قدر، عمربن عبدود نبود؛ آن دشمن ديگري بود كه علي بن ابيطالب او را پوزمال كرد، خاك مال كرد، بعد بر عمر مسلط شد. و آن صحنه را همگان شنيده ايم.
آن عمر وقتي به خاك افتاد، آن نقطه حساس و نفس گير شروع شد. كه لحظه اي غفلت از آن حال، ممكن بود آن عمر برخيزد، شمشير بگيرد و حمله كند؛ يا ياران را طلب كند وعلي(ع) را از پا در بياورد. همه ديدند علي بن ابيطالب از سينه عمر بن عبدود برخاست و كنار نشست. خود عمر تعجب كرد كه چرا برخاستي؟ الان وقت برخاستن نبود! الان مهم ترين لحظه است كه بايد سر جدا كني. مگر الان كسي كه رقيب را خاك كرد، از صحنه فاصله مي گيرد؟
حضرت فرمود: من يك عمر بن عبدود قهار ديگري دارم، او را بايد به خاك بمالم، بعد تو را!! من تاكنون جز براي رضاي او كاري نكردم. الان كه تو خيو و خدو و به صورتم تف انداختي، من غضبناك شدم. اگر گفته شد او خيو، او خدو انداخت بر روي علي، افتخار هر نبي و هر ولي؛ وجود مباركش عصباني شد. اگر سر عمر بن عبدود را در آن حال قطع مي كرد، اين خلطوا عملاً صالحاً و آخرسيئاً (8) بود. اين هم براي رضاي خدا بود، هم براي تامين نفس و رضاي درون!
فرمود: من از سينه توي عمر برخاستم، كنار نشستم، تا اين خشمم فرو برود، فرو نشانده شود، و غضب نفساني رخت بر بندد و غضب الهي ظهور كند و لاغير، و فقط براي رضاي او سرت را جدا كنم. اين مي شود توحيد سره. اين مي شود عبد محض. اين مي شود علي لله دين الواصب. فاعبدالله مخلصاً له الدين(9). خالصاً لوجه الله. هم دين واصب، يعني همه دين. هم دين خالص، يعني سره دين. كل دين خالصاً لوجه الله بشود، تا شايسته آن حديث نبوي بشوم كه ضربه علي يوم الخندق تعدل عباده الثقلين. وگرنه جنگ بدر كه آغاز نبردهاي بي امان و نابرابر كفر عليه اسلام بود، خطر در آن روز بيشتر بود. اينكه قرآن از جنگ بدر نام مي برد، از روز حنين نام مي برد؛ فرمود: خداي سبحان شما را ياري كرد؛ يبدر و انتم اذله (10). و يوم حنين اذ اعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم كثرتكم شيئاً(11). اين مضمون كه در جريان جنگ بدر وحنين نازل شده است كه در جريان جنگ خندق به اين صورت نبود! ولي جائزه يوم خندق حساب ديگري دارد كه در روزهاي ديگر نبود!
با همان اخلاص، صديقه كبري صلوات الله عليها ، امام حسن «كريم اهل بيت» (صلوات الله عليه)، حسين بن علي «آلشهيد بكربلا» صلوات الله عليه ، اينها يطعمون الطعام، همان جا هم دارند كه انما نطعمكم لوجه الله (13). نه چون شما يتيم ايد؛ آه شما، عاطفه ما را تحريك كرديد! در جنگ خندق ، غضب لله بود؛ نه لله و للنفس. در اطعام سوره هل اتي، آن اكرام لله بود؛ لالله و للعاطفه و لضعف النفس و لرقه النفس و مانند آن. آنجا عواطف حضوري ندارد. آنجا گرايش هاي نفساني ظهوري ندارد. اگر چنين شد، آيات مرتب براي كسي نازل مي شود كه همسايه ديوار به ديوار اسم اعظم است. اگر امام عسكري فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم همسايه ديوار به ديوار اسم اعظم است، آنطوري كه سياهي چشم همسايه تنگاتنگ سفيدي چشم است، اينها با اسم اعظم كار مي كنند. اين هم يك بخشي از مطالب.

همه در برابر وحي، بي سوادند!

حالا برسيم به اينكه چه طور يك بانو به نام فاطمه معصومه آنچنان مي درخشد كه همه مراجع با جلال و شكوهي كه داشته و دارند، در پيشگاه يك بانو مثل سهايند در برابر شمس!
مستحضريد كه هيچ حكيم و متكلم و عارفي از يك سو، و هيچ فقيه و اصولي از سوي ديگر، علوم خود را با وحي انبياء همتا ندانستند؛ يك. و خود را با انبياء و اولياء هم سنگ ندانستند؛ دو. فرمودند: وحي سلطان معارف و علوم است، علوم ديگر بندگان وحي اند. انبياء و اولياء و معصومين، امام اند؛ ديگران رعيت و امت اند. به طوري كه الان كه جهان شاهد هفت ميليارد بشر است، اگر همه اين هفت ميليارد در حد مرحوم فارابي و بوعلي و شيخ انصاري و شيخ طوسي باشند، باز صادق است كه خدا بفرمايد: هو الذي بعث في الاميين رسولاً (14).
درست است يكي شيخ انصاري است و يكي شيخ طوسي است، اما در برابر وحي امي اند! اين سخن نغز حكيم سنائي، همه حكماء و سرايندگان بعدي را وادار كرد كه به همين روال سخن بگويند. تا هيچ كس خود را در برابر وحي، در برابر معصوم قرار ندهد. هر كس، هر چه دارد و هرچه هست، ريزه خوار اين مائده و اين سفره است. آن بزرگوار مي گويد:
مصطفي اندر جهان، آنگه كسي گويد كه عقل؟! آفتاب اندر سما، آنگه كسي گويد سها (15)؟!
با بود وجود مبارك رسول گرامي عليه و علي آله آلاف التحيه و الثناء، كسي اسم عقل را مي برد؟! با بودن آفتاب، كسي اسم سها را مي برد؟! «سها» آن ستاره ضعيفي است كه در سابق براي اينكه مشخص بشود كي سليم الباصره است و نيست، مي گفتند: اگر شب ستاره سها را ببيند، معلوم مي شود چشم او سالم است. جزء ضعيف ترين ستاره هاست. با بود شمس كه سخن از سها نيست! آفتاب اندر سما، آنكه كسي گويد سها؟
اين كه مي بينيد همه مراجع به منزله سحابند و اين بانو به منزله شمس است، براي اين است كه اين وصل به همان اخلاص محض است. وصل به همان انما يريدالله (16) است. وصل به هل اتي است. وصل به انما وليكم الله است. وصل به آيه مباهله است و مانند آن. مبادا كسي علوم حصولي و مفاهيم را كه احياناً ممكن است در پايان امر از انسان گرفته شود، با صاحبان علومي كه مي گويند: اني يطرق السماء اعلم مني بطرق الارض (17) قياس كند!
در بيانات نوراني حضرت امير(ع) كه در نهج البلاغه است، سوگند ياد كرد؛ فرمود: قسم به خدا من اگر بخواهم سرنوشت و آغاز و انجام تك تك شما را مي گويم. والله لو شئت ان اخير كل رجل منكم بمخرجه و مولحه و جميع شانه لفعلت. ولكني تخاف ان تكفروا في برسول الله (18). اينكه هميشه مي گويد: سلوني قبل ان تفقدوني، الان پيامش اين است كه: قبل ان تموتوا از من سؤال كنيد. او كه نمي ميرد كه!
يك وقتي است كه به اصحابش مي گويد: قبل از اينكه من از دست شما بروم از من سؤال كنيد. اين معناي ظاهري سلوني قبل ان تفقدوني. اما به ما چه خطاب مي كند؟ به ما خطاب مي كند: قبل از اينكه بميريد به نهج البلاغه من مراجعه كنيد؛ سلوني قبل ان تموتا. اين كتاب من به طرق آسماني اعلم و اعرف از طرق زمين است. قبل از اينكه از بين برويد، از من سؤال كنيد. بنابراين، اينها درآن محدوده اند. اما وقتي به زمين آمدند، گرچه زميني اند، اما آن استثناء سرجايشان محفوظ است.

ريزه خوار سفر كريمه

بيان ذلك اين است؛ زيارت جامعه را كه همه ما مي خوانيم، اين يك توضيحي مي خواهد. در زيارت جامعه مي خوانيم كه: قبوركم في القبور، اسمائكم في الاسماء، انفسكم في النفوس (19)، اينها را مي خوانيم. اين يك توضيحي مي خواهد، يعني چي؟ وجود مبارك رسول گرامي(ص) فرمود: من يك بدني دارم، مثل شما. جسمي هستم، غذايي مي خورم. ياكل و يمشي في الاسواقي (20) است كه مي بينيد؛ انما انا بشر مثلكم. (21). اين مال بدن من است. اما تمام مزيت من در آن استثناء به بعد است؛ الا انه يوحي الي انما الهكم اله واحد (22) و معارف ديگر نسبت به من وحي مي شود. شما از اين خبري نداريد. شما فقط با بدن من هستيد.شما در آن خطبه نوراني حضرت امير در هنگام توديع، فرمود: كنت جارا لكم جاوركم بدني اياما قلائل (23).
شما چند صباحي همسايه تن علي بوديد، علي را كه نمي ديديد! من هم با بدنم همسايه شما بودم، نه با جانم. من آن جائي كه مي گويم: اني يطرق السماء اعلم مني يطرق الارض كه همسايه ندارم. من اين ياكل و يمشي في الاسواق را شما ديديد و همسايه او بوديد. كنت جارا لكم جاوركم بدني اياماً قلائل. نه جاوركم روحي! پس شما با تن علي كار داشتيد، نه با جان علي.
حالا برويم به سراغ زيارت جامعه، تا برسيم به سراغ كريمه اهل بيت، تا روشن بشود كه چگونه شرف مراجع دراين است كه در كنار سفره اين ذات مقدسه باشند!
در زيارت جامعه مي گوئيم: شما نوري بوديد، محدق به عرش. عرشي بوديد. و هم اكنون هم آنجا هستيد. به نحو تجلي پائين آمديد، نه تجافي! شما مثل قرآن كريم، خدا شما را آويخت، نه انداخت. خداي سبحان باران را نازل كرده، يعني باران را انداخت. قرآن را نازل كرده، يعني قرآن را آويخت. او را كه نيانداخت!
فرمود: در اول سوره مباركه زخرف، شما وقتي در خدمت قرآنيد؛ حم. والكتاب المبين. انا جعلناه قرآناً عربياً لعلكم تعقلون. و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم (24). هم اكنون هم لدينا است، هم اكنون علي حكيم است. شما فقط قرآن مبين را داريد كه دنباله اين حبل مستحكم است. آغاز اين حبل مستحكم كه علي حكيم است، پيش من است. كساني كه عدل اين قرآنند، آنها هم به شرح ايضاً. اين چهارده نفر هم با اين قرآن آويخته شدند، نه انداخته! با بدن اينها شما سروكار داريد، نه با جان اينها! اينها پيش ما علي حكيم اند، اين چهارده نفر. و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم. هم اكنون علي حكيم اند. هميشه بودند و هميشه هستند.
در زيارت جامعه دارد كه: كنتم محدقين بنور عرش. آنجا بوديد، محدق بوديد، محيط بوديد، مطيف بوديد، عرشي بوديد. ذات اقدس اله من الله علينا شما را تنزل داد، نازل كرد، به اين عالم آورد. مانند ديگران زيستيد، زندگي كرديد، ياكل و يمشي في الاسواق بوديد و رحلت كرديد و مرديد. دربين مردم بوديد، با مردم بوديد، براي مردم سخن مي گفتيد، براي مردم امامت مي كرديد، و رحلت كرديد و دفن شديد. انفسكم في انفس، ارواحكم في الارواح، آبدانكم في الأبدان، قبوركم في القبور (25)؛
اما! اما و صد اما؛ فما احلي اسمائكم. چه قدر نام شما شيرين است! اين فما احلي، فما احلي فما احلي، آن مستثني را نشان مي دهد. با ما هستيد. از نظر بدن هستيد. مراجع ماضين ما در كنار مضجع ملكوتي اين كريمه هستند، اما فما احلي اسمها! فما احلي قبرها! فما احلي كنيتها! فما احلي علمها!فما احلي شانها! فما احلي عصمتها! فما احلي عزتها! اين كجا، مراجع كجا! اين كجا، حكما كجا! اين كجا، عرفا كجا! اين كجا، علماء كجا!
اين استثنائي كه در زيارت مباركه جامعه است، نظير همان استثنائي است كه وجود مبارك رسول گرامي (ص) كه همه عالم در آن استثناء غرق است. فرمود: من با شمايم اما الا انه يوحي الي. ما هم به اينها عرض مي كنيم: قبوركم في القبور؛ الآن هم در كنار اين مضجع ايم قبرها في القبور، اما فما احلي قبرها!!

چگونگي پيروزي در جنگ نابرابر انسان و شيطان

سالها قبل وقتي خواستم از حوزه علميه تهران به قم مشرف بشوم، رفتم خدمت استادمان، مرحوم آقاي آشيخ محمدتقي آملي؛ گرچه همه اساتيد، حشرشان با انبياء و اولياي الهي باشد، اما خوب بعضي از اينها يك خصيصه اي داشتند كه ديگران، در آنها كمتر ديديم.
اين گذشته از اينكه مرحوم آقاي نائيني رضوان الله عليه در تقريظ مكاسب شان كه تقريرات شان چاپ شده، فرموده: صفوه المجتهدين العظام، مرحوم آقاي نائيني در تقريرات ايشان؛ حالا اينگونه از مقامات علمي در ديگران هم بود و هست. فرمود به اينكه: من يك روز عاشورائي بود، خسته بودم، بعد از زيارت حضرت معصومه(س) رفتم قبرستان شيخان فاتحه خواندم، ديدم اين مؤمنين روي قبور نشسته اند- همان حالي كه وجود مبارك حضرت امير در جريان بازگشت از كوفه برايشان پيش آمد- ديدم اينها روي قبور خودشان نشسته اند. منتظر طلب مغفرت و رحمت اند... از آدم كاسب اينها بر نمي آيد، كسي كه دنبال نخود سياه و نان و نام است، اينها بر نمي آيد.
اين را عرض مي كنم تا معلوم بشود كه وقتي مي خواستم ازشان خداحافظي كنم، بروم قم؛ به من چي گفت. دوبار در عالم رويا، دو حادثه براي ايشان پيش آمد. فرمود: من يك وقتي ديدم دشمني سخت به من حمله كرد و مهاجم. من هيچ چاره نداشتم. ديدم جانم در خطر است. دستش را گاز گرفتم كه از دستش نجات پيدا كنم. از شدت درد بيدار شدم، ديدم دستم در دهان خودم است. به من گفتند: آقا! مواظب باش در اين عالم هيچ كسي با تو كار ندارد، مگر خودت. اعدا عدوك نفسك التي بين جنبيك(27). كسي كاري با ما ندارد كه!
اين همه آسمان و زمين را خدا مسخر كرده براي ما.
در سوره مباركه كهف، اعراف، در بخش هاي فراواني ذات اقدس اله فرمود به اينكه: اين جنگ نابرابر است، دشمن شما را مي بيند، شما او را نمي بينيد. انه يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم(28). در جنگ نابرابر، وقتي دشمن قدر شما را ببيند، شما او را نبينيد، خوب شكست مي خوريد.
يك رساله اي نوشته ابن طاووس، فرمود: دين به ما يك راه حل نشان داد. كه ما مي توانيم اين جنگ نابرابر را صد و هشتاد درجه به نفع خودمان نابرابر بكنيم. يعني كاري بكنيم؛ ما او را ببينيم، او ما را نبيند. و آن اين است كه برويم در قلعه خدا. اگر رفتيم، كلمه لا اله الا الله حصني شد(29)، اگر ولايت علي بن ابيطالب(ع) حصني شد(30)، اين حصن است، دژ است، دژبان اش خداست. دژبان فرعي اش علي بن ابيطالب است.
خب! آدم وقتي وارد اين قلعه شد، دشمن خودش را مي بيند، دشمن او را نمي بيند ديگر. آن وقت أنتم ترانه ولا تراكم. فعلا انهم يراكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم. وارد آن قلعه شديد، انكم ترونه
و لا يراكم. اين همان است كه ان الذين امنوا و اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون(31). شما مي بينيد، او نمي بيند. اين را طرد مي كند.
و بار ديگر مرحوم آشيخ محمدتقي آملي رضوان الله عليه گفت كه: در عالم رويا ديدم دشمني به من حمله كرده. من هيچ چاره نداشتم. دست آوردم به چشم او كه آسيبي به چشم اش برسانم. از شدت درد بيدار شدم. ديدم دستم در چشم خودم است! آنجا هم به من گفتند: مواظب باش. كسي كاري به تو ندارد. اين خودتي. به دنبال چي مي گردي؟ مي خواهي دين و آخرت را يكجا هدر بدهي؟ دنبال چي مي گردي؟
اين آشيخ محمدتقي آملي؛ وقتي رفتم ازشان خداحافظي بكنم كه من مي خواهم بروم قم، اجازه بگيرم. فرمود: برو آنجا كه كريمه اهل بيت آنجاست. فرمود: اين قبر، يك قبر عادي نيست. بزرگان آنجا دفن اند. مراجع آنجا دفن اند. حكماء، علماء، فقهاء، اصوليون آنجا دفن اند. آنجا قبر دختر موسي بن جعفر است. اين قبر منشاء هزارها بركت است.
ببينيد اين حرف مال چهار هزارسال قبل است. همه انبياء اينطور بودند. اينها وارثان آن انبياء هستند. اولين بار ما اين فرمايش را از ايشان شنيديم، بعد ديديم حرفي است كه ميرداماد نقل مي كند. ايشان فرمودند به اينكه: شاگردان ارسطو؛ ارسطو و افلاطون را وجود مبارك موساي كليم و انبياي ديگر تربيت كرده اند. همانطوري كه حكماء و فقهاء را انبياي قبلي و بعدي تربيت كردند. شاگردان ارسطو هر وقت مطلب عميق علمي برايشان مشكل مي شد، مي رفتند كنار قبر ارسطو، آنجا مباحثه مي كردند.برايشان حل مي شد. اينها جزء موحدان عالم بودند.

منشأ بركات شرق و غرب

بعد ما آمديم قم. با قبسات مرحوم ميرداماد آشنا شديم. ديديم، بله. اين ميرداماد است. در قبسات، در صفحه مشخص، مي گويد: امام رازي اين حرف را زده. امام رازي هم در كتاب المطالب العاليه گفته. آن هم آدرس اش مشخص است؛ كه بناي شاگردان ارسطو اين بود؛ هر وقت مطلب علمي برايشان مشكل مي شد، مي رفتند كنار قبر. از آن قبر بركت مي گرفتند.
اين را كه خود من بارها تجربه كردم؛ كتابهاي عميق؛ حالا يا جواهر بود، يا اسفار؛ به روال عادي، اينجا كه مطالعه مي كردم؛ همين كتاب را وقتي مي بردم در يك شهر ديگري، مي ديدم به كندي دارم پيش مي روم. اين را باور كنيد. اينجا انسان بهتر مي فهمد، خوشتر مي فهمد، عميق تر مي فهمد، در آفتاب است. اينها نه تعارف است، نه مجاز است، نه خداي ناكرده خرافات است! اين نور مرتب مي آيد، اين ملائكه مرتب نازل مي شوند.
اگر چنانچه ذات اقدس اله به رسولش فرمود: لااقسم بهذاالبلد و انت حل بهذا البلد(32)، الان همين طور است. اعتاب مقدسه اين طور است؛ نجف اينطور است، كربلا اينطور است، كاظمين اين طور است، سامرا كه متأسفانه به اين وضع درآمده است؛ بارگاه ملكوتي امام دهم و يازدهم (صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين) اين طور است. كريمه اهل بيت، مضجع اش اينطور است، اينچنين نيست كه انسان فقط بيايد، زيارت بكند، ثواب اخروي ببرد! علم در اينجاست، كرامت در اينجاست، معنويت در اينجاست. حضور اينها منشاء رحمت و بركت است.
و امام عسكري سلام الله عليه فرمورد به اينكه- اين روايت از وجود مبارك امام رضا هم نقل شده است- ليست العباده بكثره الصلاه والصيام. مهمترين عبادت؛ انما العباده كثرت التفكر في امرالله(33) خدا غريق رحمت كند مرحوم آقاي شاه آبادي، استاد امام رضوان الله عليه را! اين دو تا آيه قرآن را خيلي لطيف معنا كرده در آن رساله شذرات شان. در دو بخش قرآن ذات أقدس اله فرمود: مواظب باشيد، فشار جان دادن كار آساني نيست. يك عده موقع مرگ سيلي مي خورند. و الملائكه يضربون وجوهم و أدبارهم (34). اين دو جاي قرآن است. فرشتگان با سيلي زدن به صورت و با مشت زدن به پشت، جان او را مي گيرند.
مرحوم آقاي شاه آبادي رضوان الله عليه در آن رساله لطيف شان توجيه كردند اين دو تا آيه را. گفتند: فرشتگان دنيا، مأموران الهي اند، مدبران الهي اند، در دنيا مواظب اند. ديدند اين آقا عمر را تلف كرده، جا پركرده، كاري هم انجام نداده، با مشت به پشت اش مي زنند، او را از دنيا بيرون مي برند؛ اين يك. فرشته هاي مسئول برزخ مي بينند. اين با دست خالي دارد مي آيد. به صورتش سيلي مي زنند كه عمري آنجا گذراندي، آخر چي آوردي اينجا؟ و الملائكه يضربون وجوهم و أدبارهم. اينها را اين خاندان به ما گفتند. اينها را اين معارف به ما گفتند.
بنابراين اگر مي بينيد واقع حوزه علميه قم الآن منشاء بركاتي شد در شرق عالم و غرب عالم؛ يك وقتي گفته مي شد: اطلبوا العلم ولو بالصين (35)، اين تمثيل بود و نه تعيين. وگرنه چين چيزي نداشت! كه الا و لابد بايد انسان چيني بشود.امروز به بركت انقلاب و خونهاي پاك شهداء، مي گويند: اطلبوا العلم ولو بقم. چيني مي آيد، شرقي مي آيد، غربي مي آيد؛ از تاشكند تا واشنگتن شما اينجا طلبه داريد. اين خون شهداء، صدور انقلاب، پيام را به مشرق برد، پيام را به مغرب برد، و همه را آورد. اطلبواالعلم ولو بقم. اين بركت اين بي بي است!! خيلي ها مي خواستند انقلاب بكنند، ولي بالاخره از قم بايد برخيزد. فرمود: چون تو در اين شهري، اين شهر محترم است. اين شهر مي شود بلد امين. لااقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد. اگر چنانچه اين كريمه در اينجا نبود، معلوم نبود قم به اين وضع، با اين بركاتش، فراوان همراه باشد.بنابراين بهترين فرصت اين است كه حوزه علميه، كماكان بهره هاي فراوان خودش را ببرد. محققان از حداكثر فرصت استفاده بكنند، دين پژوهان به شرح ايضاً. نويسندگان، گويندگان، مبلغان الهي، همه اينها از اين مضجع ملكوتي حداكثر بهره را ببرند. تا وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) ظهوري كند و اين انقلاب اسلامي به دست صاحب اصلي اش برسد.



 

هتاکی به قرآن، حربه‌ای برای ماندگاری بیشتر نظامیان آمریکا

هتاکی به قرآن، حربه‌ای برای ماندگاری بیشتر نظامیان آمریکا

غرب و آمریکا در سوابق خود توهین به مقدسات مسلمانان را ثبت کرده و این کار را در بازه‌های زمانی مختلف به وسیله افراد مختلف انجام داده‌ است تا بهره سیاسی خود را از این کار ببرند.
گرداب- با آتش زدن قرآن کریم در پایگاه "بگرام" دل هر مسلمانی به درد ‌آمد به طوری که هر مسلمانی با شنیدن این خبر در دل عاملان آن را نفرین کرد. این حرکت که از سوی سربازان آمریکایی صورت گرفت شاید در ساده‌ترین نگاه توهین به مقدسات مسلمانان باشد اما باید گفت که آمریکا با این کار به دنبال پیگیری سیاست‌هایی است که با یک عذرخواهی ساده به‌دنبال پوشش آن است.

غرب و آمریکا در سوابق خود توهین به مقدسات مسلمانان را ثبت کرده و این کار را در بازه‌های زمانی مختلف به وسیله افراد مختلف انجام داده‌ است تا بهره سیاسی خود را از این کار ببرند. به طور مثال در سال 88 گروهی از سرحلقه‌های سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس با هتک حرمت به عزاداران روز عاشورا این طرح را اجرا کردند.

آمریکا دوباره با آتش زدن قرآن در افغانستان سیاست روباه‌گونه‌ای را در پیش گرفته است که نفع زیادی خواهد برد. آمریکایی‌ها می‌دانند که مسلمانان افغانستان در مقابل این اقدام نظامیان آمریکایی ساکت نخواهند نشست و دست به تظاهرات خواهند زد. اعتراضات مردمی در مخالفت با این اقدام نظامیان کار را به رو در رویی مردم با نظامیان افغانستانی می‌کشاند و این موضوع، خود، چالشی برای دولت افغانستان می‌شود.

این سناریو به گونه‌ای طراحی شده است که پس از این موضوع و متشنج‌شدن جو کشور افغانستان و احتمالا برخورد نظامیان افغان با مردم، پروژه قدیمی و البته پرکاربرد برای آمریکایی ها که نمونه آن را بسیار در عراق دیده بودیم و در آن القا می‌شود که دولت "حامد کرزی" توانایی ایجاد امنیت در این کشور را ندارد، لذا باید برای ایجاد امنیت بیشتر این کشور نظامیان آمریکا در این کشور بمانند، کلید می‌خورد.

بهانه‌ای که ماندگاری بیشتر نظامیان آمریکایی را به مرحله تثبیت می رساند، استفاده از حربه القاعده است که پس از خشونت‌ و درگیری بین نظامیان و مردم، بهانه اینکه القاعده هنوز زنده است می‌تواند دلیل دیگری برای حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان باشد.

لذا به نظر می‌رسد قرار بر این است از آب گل آلود فضای آشوب و بلوای افغانستان استفاده کنند و نارضایتی مردمی از دولت کرزی را با استفاده از فضای رسانه‌ای اعلام کنند که دولت کنونی افغانستان هم ناکارآمد است و هم نتوانسته رضایت مردم را جلب کند.

همه این موارد در حالی است که دولت آمریکا از ابتدای حضور خود در افغانستان هیچ گونه اقدام موثری در بازسازی زیرساخت‌های این کشور انجام نداده و گزارشات بین‌المللی حاکی از آن است که در مناطق حضور نظامیان آمریکایی کشت خشخاش و تریاک بیش از پیش شده است به طوری که سازمان ملل از دپوی 12 هزار تنی مواد مخدر در افغانستان خبر داد.

آتش‌زدن قرآن کریم از سوی آمریکایی‌ها و اهانت به مقدسات اسلام مسبوق به سابقه بوده است و توزیع توپ‌های فوتبال با آرم اسامی جلاله خداوند در بین جوانان افغانی یکی از این اقدامات محسوب می‌شود.

در این بین آنچه مهم به نظر می‌رسد عذرخواهی صوری اوباماست که در پی آن هیچ اقدامی صورت نگرفت و حتی آن نظامیانی که به این اقدام دست زدنند، جریمه هم نشدند.

سناریوی حمله به اعتقادات مردم یک نوع برنامه‌ریزی روانی از پیش تعیین شده است که به نوعی خودزنی بین افغان‌ها یعنی مردم و دولت می‌انجامد که از این آی گل آلود آن که ماهی می‌گیرد، آمریکاست.

منبع: نافع

راهبرد چهار مسيره آمريكا براي انتخابات ايران

راهبرد چهار مسيره آمريكا براي انتخابات ايران

انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي علي رغم اينكه براي منافع و امنيت ملي ما اهميت ويژه اي دارد براي امنيت ملي آمريكا نيز حائز اهميت است، زيرا به شكل ملموسي نه تنها انتخابات را زير نظر دارد، بلكه سعي مي كند به عنوان يك كنشگر فعال بر جنبه هاي مختلف آن اثرگذار باشد و براي همين هدف همزمان يك راهبرد چهار مسيره را دنبال مي كند:

1- آمريكا مي كوشد اصل انتخابات سرنوشت ساز را در جمهوري اسلامي ايران زير سوال ببرد و براي همين هم از انتخابات به عنوان انتصابات ياد مي كند. انتخابات را داراي يك جنبه نمايشي براي تقويت اراده مسئولان دانسته و اساساً چنين انتخاباتي را يك برنامه ريزي براي حذف مخالفان مي داند و در اين راستا فعاليت هاي ذيل را در دستور كار قرار داده است.
1-1- انتخابات بدون هم پيمانان آمريكا صرفاً يك شوخي با رأي مردم است، در اين انتخابات همانگونه كه آمريكا به دنبال آن بود، گروه هاي مورد حمايت آمريكا در صدد بر آمدند با تهيه دستور كار يك اعتراض به شيوه برگزاري انتخابات نظام را با چالش مشروعيتي مواجه كنند كه خود آن را ايجاد كرده است.
2-1- آمريكا هم پيمانان خود را در داخل و خارج ايران بسيج كرده است كه در راستاي انتخابات دو سخن بيشتر به ميان نياورند؛ اول اينكه ما از برگزاري انتخابات خبر نداريم! معناي مقدم آن، اين جمله است كه به انتخابات اهميت نمي دهند و معناي موخر، اين است كه اين انتخابات به شكلي غير رسمي و فارغ از چارچوبهاي قانوني در حال برگزاري است. دوم؛ اين انتخابات فاقد مشروعيت و ادامه انتخابات سابق رياست جمهوري است؛ در اين راهبرد نيز به دنبال آن هستند كه در ابتدا، دروغ انتخابات گذشته را مجدداً زنده كنند و در آخر اينكه از نظر ملي اين انتخابات را يك امر مردود تبليغ كنند.
3-1- آمريكا درصدد است كه از اين انتخابات براي همگرايي و اتحاد گروه هاي ضد انقلاب كه در 30 سال گذشته سابقه گردهمايي مشترك را نداشته اند، استفاده كند و همه اختلافات سابق آنها را در زمينه رهبري، ايدئولوژي، رابطه با رژيم صهيونيستي، استفاده از بدنه اجتماعي، عمليات نظامي و تقسيم پست هاي مديريتي رفع كند. آمريكا در طرح ائتلاف ضدايراني ضد انقلابيون به دنبال يك آلترناتيو و جايگزين براي جمهوري اسلامي ايران است و در اين راستا تا كنون چهار نشست پياپي را در كشورهاي غربي برگزار كرده است. در اين نشست ها كه بيش از 50 تن از عناصر شاخص ضد انقلاب حضور داشته اند. تصميمات راهبردي زير را اتخاذ كرده اند: الف- حمله نظامي به عنوان تنها راه براندازي جمهوري اسلامي و با حمايت از ايرانيان خارج از كشور مورد تأكيد قرار بگيرد تا بدنه اجتماعي احساس بومي بودن آن را داشته باشد و انگيزه مقابله را از دست بدهند. ب : رابطه با رژيم صهيونيستي به عنوان يك طرح ملي پذيرفته شود و جايگاه رژيم صهيونيستي به قبل از انقلاب باز گردانده شود.ج : حكومت سكولار و جدايي دين از سياست به عنوان ايدئولوژي حكومت آينده مورد تصريح قرار بگيرد. د : رهبري اصلاح طلبان بر گروه هاي ضد انقلاب فعال در براندازي در ميان گروه هاي اپوزيسيون به رأي گذاشته شود. البته در اين نشست ها نقش فتنه گران بر بسيج گري توده هاي مردم مورد تأكيد قرار گرفته است و قرار شده كه هيچ كدام از گروه هاي اپوزيسيون در راستاي تخريب ديگري فعال نشود. در آخرين جلسه اين گروه كه در بنياد پالمه در استكهلم سوئد برگزار شد ميان گروه هاي اپوزيسيون در مورد چلبي سازي از مخالفان ابراز نگراني شد.

2- آمريكا گروه هاي اصلاح طلب داخلي را فعال كرده است كه انديشه «پسا انتخابات» را مدنظر داشته و با ايجاد نا امني، نافرماني و راه اندازي تجمعات كوچك در دانشگاه ها و خيابان ها و در مراكز رأي گيري فضا را براي اثرگذاري كلام حاكميت تنگ و دشوار كنند. آنها در اين راستا وظيفه دارند كه تمام ناكارآمدي ها، تنش ها و كمبودهاي كشور را به انديشه تحريم متصل كرده و ماهي مقصود را از انزواي ايران و طرح دولت نجات ملي بگيرند.
گروه هاي مدعي اصلاح طلبي با انديشه تحريم انتخابات براي آمريكا همچنان چند نقش عمده را بازي مي كنند و مي خواهند به آمريكا و غرب بفهمانند كه :
1-2- اصلاح طلبان از ميان تمام گروه هاي اپوزيسيون مهم ترين گروهي هستند كه در ايران داراي پايگاه رسمي و اثر گذارند و نه تنها توده هاي اجتماعي از اين پايگاه باخبر هستند، بلكه سيستم سياسي نيز آن را به رسميت مي شناسد.
2-2- اصلاح طلبان تنها گروه اپوزيسيون هستند كه داراي وجهه بين المللي اند و در راستاي تعهدات و توافقات بين المللي رفتار مي كنند و در اين راستا داراي ارتباط سياسي با برخي از كشورهاي عربي، اسلامي و اروپايي نيز هستند.
3-2- اصلاح طلبان تنها گروه سياسي هستند كه در درون، سيستم را به مبارزه و چالش طلبيده و انتخابات را تحريم كرده و در يك انتخابات سراسري حاضر نشده اند.
4-2- اصلاح طلبان توان تبديل منويات غرب را به چالش هاي راهبردي براي جمهوري اسلامي دارند كه نمونه آن ملموس كردن آثار تحريم با جنگ رواني و شايعه است.

3-آمريكا در اين انتخابات بهره برداري سياسي منطقه اي را نيز دنبال مي كند؛ در كشورهاي منطقه، بيداري اسلامي ملهم از انديشه امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي دانسته مي شود و حتي بسياري از انديشمندان غربي، بيداري اسلامي را برجنبش هاي اروپا و آمريكا تأثيرگذار مي دانند. آمريكا در اين انديشه است كه الگوناپذيري انقلاب ها را از انقلاب ايران با يك انتخابات ناموفق به همه نشان بدهد و براي اين منظور فعاليت هاي رسانه اي و سياسي اي را در پيش گرفته است:
1-3- بازنمايي غيرواقعي انتخابات ايران: آمريكا در صدد است با يك تصويرسازي غيرواقعي از برگزاري انتخابات در ايران، كشورهاي اسلامي را به درك غير واقعي از انتخابات در ايران سوق دهد و به آنها نشان بدهد كه اولاً انتخابات در كشورهاي اسلامي بيدار شده بسيار پيشرفته تر و اثرگذارتر از انتخابات در ايران است و ثانياً از لحاظ كميت، انتخابات هاي ايران، كميت انتخابات شما را ندارند و در نتيجه ايران بايد از شما الگو بگيرد.
2-3- بي اعتبار كردن مردم سالاري ديني: آمريكا با بي اعتبار كردن انتخابات در ايران، بي اعتبار كردن مردم سالاري ديني را نيز هدف قرار داده است. مردم سالاري ديني يگانه انديشه اي است كه در سه دهه گذشته به عنوان تنها الگوي ضدليبراليستي توانسته است الگوي فراگير احتمالي مورد مطالعه سران غرب قرار بگيرد و آنها را نگران كند.
3-3- نا اميد كردن مسلمانان: يكي از ويژگي هاي انقلاب اسلامي در 33 سال گذشته ايجاد اميد و نشاط در ميان ملل مستضعف جهان براي رهايي از سيطره ظالمان و مستكبران بوده است و اكنون كه اين وعده تحقق يافته است، آمريكا در صدد است آن اميد سرشاري كه در ميان مردم مسلمان زنده شده است با يك انتخابات پر حرف و حديث خدشه دار جلوه كند تا كسي جرئت پيروي از نظام اسلامي را نداشته باشد.

4- آمريكا از هدف قرار دادن انتخابات ايران، به دنبال جلب آراي اقليت يهوديان و صهيونيست هاي ضد ايراني براي انتخابات آمريكا است. اوباما كه در سال 2008 با وعده تغيير در سياست خارجي آمريكا وارد كار و زار انتخاباتي شد در مدت گذشته نتوانسته است سياست هاي اعلامي خود در مقابله با ايران را حتي با حربه شوراي امنيت به نتيجه برساند و اكنون مورد انتقاد شديد رقباي خود و صهيونيست ها قرار گرفته است. اوباما در صدد است ناكامي هاي خود را با انتخابات ايران جبران كند؛
1-4- دولت فعلي آمريكا با مشكلات اقتصادي مواجه است، به گونه اي كه رشد اقتصادي آن از قاره بحران زده اروپا كمتر است و صندوق بين المللي پول از اوضاع وخيم اقتصادي در اين كشور ابراز نگراني كرده و كارشناسان احتمال مي دهند كه آمريكا يك دهه بدون بازده را پيش رو داشته باشد.
2-4- آمريكا به دنبال بحران هاي متعدد، با بحران در سرمايه اجتماعي مواجه شده است، اعتماد و اعتناي مردم به نظام سياسي از دست رفته است و اوباما به دنبال آن است با يك تهديد خارجي، فروپاشي سرمايه اجتماعي را جبران كند.
3-4- عقب نشيني آمريكا از عراق در حالي كه تلاش شده بود به عنوان اكمال يك پيروزي مورد بهره برداري قرار بگيرد به خاطر كاهش نفوذ آمريكا در دولت و پارلمان عراق و عدم موفقيت آمريكا در چينش سياسي عراق در منطقه، نه تنها دستاورد ملموسي براي آمريكا نداشت، بلكه به اعتقاد انديشكده هاي آمريكايي جايگاه ايران را در منطقه ارتقا بخشيد و هزينه ده ساله را آمريكا پرداخت در حالي كه بهره آن را مردم و دولت عراق كه خصومتي با ايران ندارند، بردند. از اين رو آمريكا براي اثبات اينكه ايران در منطقه از توان و حامي لازم برخوردار نيست به اين ابتكار دست زده است كه رفقاي منطقه اي ايران را، هم با چالش و هم با بهانه هاي خريد اعتبار از آمريكا در قبال همراهي كوتاه مدت با آتش طمع مواجه كند.
اوباما در انتخابات پيش رو نياز به يك برگ برنده دارد تا اولاً الگوي جمهوري اسلامي را با شكست مواجه كند و ثانياً الگوي صهيونيستي حاكميت در آمريكا را ارتقا ببخشد. به خاطر همين آمريكا در زنجيره خود اينگونه فرض مي كند؛ تشديد تحريم ها عليه ايران باعث تشديد فشارها بر مردم مي شود و مردم نيز در تقابل با چنين حاكميتي در ابتدا آن را فاقد مشروعيت رأي دادن مي دانند و در ثاني حكومت و آلترناتيوي آمريكايي را دنبال مي كنند. به زعم اوباما ماحصل اين زنجيره، ثبت پيروزي براي وي بدون پرداخت هزينه يك جنگ نظامي است.
در نتيجه جمهوري اسلامي در اين برهه از زمان دو انتخابات را مديريت مي كند و رأي بالاتر از 50 درصد مردم مي تواند همه تهديدات دشمنان را خنثي و صهيونيست هاي آمريكا را نيز با شكست مواجه كند و همچنين بيداري اسلامي را با جهش بزرگ در رسيدن به اهدافش نزديك تر سازد.

منبع هفته نامه صبح صادق

شاخصه هاي نماينده شايسته در اسلام

 

شاخصه هاي نماينده شايسته در اسلام

جامعه اسلامي ما بر اساس تعاليم آسماني- الهي اش، مبتني و متكي به آراي مردم و خواسته هاي بحق آنان است؛ چرا كه استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي جز با شركت فعال همه توده هاي مردم امكان پذير نيست و تداوم آن نيز منوط به دخالت مستقيم مردم در سرنوشت خويش است و حتي امام بزرگوار با وجود نقش حياتي و رهبري در به ثمر رساندن خواسته هاي بحق ملت هيچ گونه حقي از خود بر مردم قائل نبود و تا پايان عمر بابركت خويش، همان طلبه ساده باقي ماند و فرمود: «اگر به من خدمتگزار بگوييد، بهتر است تا اينكه رهبر بگوييد، من خادم شما و مملكت شما هستم.» (1)
حضرت امام(ره) اهميت فوق العاده اي براي نقش مردم در تعيين سرنوشت خود قائل بودند و در بدو ورود به ايران اسلامي بر آن تأكيد كردند و فرمودند: «من به پشتوانه اين ملت، دولت تشكيل مي دهم.» يعني اينكه از همين جا اعلام مي كنم كه اين حكومت اسلامي، مردمي و برخاسته از خواست و اراده مردم است. بر خلاف آنچه كه امروز دشمنان اسلام مي خواهند نقش پراهميت مردم را كم رنگ جلوه دهنده و آن را ناديده بگيرند.
مدعيان دموكراسي كه متأسفانه امروز رسانه ها را نيز در اختيار دارند؛ اينگونه القا مي كنند كه در ايران مردم كاره اي نيستند و هيچ گونه اختياري از خود ندارند. ولايت فقيه را كه ركن اصلي نظام ما است، نشانه مي روند. در حالي كه اين نيز از هزاران اشتباه آنان در طول اين سه دهه گذشته عمر نظام اسلامي است كه به اندازه شماره هاي سال تولد انقلاب در كشور انتخابات صورت گرفته كه حتي در دموكراتيك ترين نظام ها اين گونه نبوده است.
امروز اين افتخار در دنيا براي ايران و ايراني در بالاترين ركورد جهاني اش ثبت شده با اين عنوان كه تنها كشوري است كه با رأي صد درصد مردم شكل گرفته است. چرا كه شاكله اصلي آن، برپايي اعتقادات ديني و الهي است و حاكم اسلامي در آن به ميل و اراده خويش نمي تواند كاري انجام دهد. هواي نفس در آن مطرح نيست، نه تنها حاكم بلكه تمامي كارگزارانش بايد اينگونه باشند و يكي از مهم ترين شاخصه هاي كارگزاران اسلامي از بالا تا پايين بايد بر محور رضايت الهي باشد همان گونه كه حضرت علي(ع) مي فرمايند: «حكومت بر شما در يك صورت است و آن زماني است كه بتوانم با ابزار حكومت گره از كار دردمندي بگشايم، يعني حقي را بر پا دارم يا باطلي را از بين ببرم و مطلبي را بر جايش نشانم.» (2)
بنابراين امروز نيز در آستانه يك انتخابات حساس ديگر قرار داريم و از آنجا كه در كشور ما برگزاري انتخابات آزاد است و ثانياً بر اساس مردم سالاري ديني و اسلامي است، همان طور كه اينها نقاط قوت ما هستند، مي توانند نقاط ضعف ما نيز باشند. اولاً در آنجا مي تواند نقاط قوت ما باشد كه مردم در صحنه باشند. پس نبايد گذاشت عده اي تضعيف كنند. چون دشمنان نظام نمي خواهند حضور حداكثري شكل بگيرد به ويژه اينكه بعد از حوادث فتنه 88 و ناكامي دشمن در اين فتنه و حركت هاي اسلامي در منطقه و الگو بودن انقلاب اسلامي براي اين حركت ها به دنبال ايجاد چالش هاي جدي براي نظام است و انتخابات مي تواند براي آنها يك فرصت و يك دريچه نفوذ باشد، لذا آگاهي بخشي، بصيرت و هوشياري مردم مي تواند نقشه هاي آنان را مثل هميشه خنثي كند. اما مسئله دوم كه شايد از مورد اول نيز اهميت بيشتري داشته باشد اين است كه اين حقي كه به من داده شده يعني حق رأي براي انتخابات، تكليف آور است. اينگونه نيست كه هر طور كه خواستم به آن عمل كنم از جمله واجباتي است كه بايد درست به آن عمل شود و براي اينكه به اين تكليف بجا و درست عمل كرده باشيم، بايد فردي كه شايستگي چنين مسئوليتي را دارا است و همه ويژگي ها را در او جمع مي بينيم، انتخاب كنيم. كسي كه رفتار و كردار شخصي، اجتماعي، سياسي اش، موضع گيري هايش مطابق موازين ديني و اسلامي باشد و در واقع بايد زينت جامعه اسلامي باشد، لذا در اينجا به بخشي از اين ويژگي ها از ديدگاه آيات و روايات اشاره مي كنيم.

ويژگي اول و دوم قوي بودن و امانتداري
خداوند متعال در سوره قصص آيه 16 به داستان حضرت موسي (ع) و شعيب(ع) اشاره مي كنند و با اين مضمون به بيان آن مي پردازند و مي فرمايند: «... قالت احداهما يا ابت استاجره ان خير من استأجرت القوي الامين»(3) به دو ويژگي: 1- قوي بودن 2- امين بودن در اينجا اشاره مي كند كه وقتي موسي(ع) از مصر به قصد مدين خارج شد، به چاه آب مدين رسيد. گروهي از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مي كنند و در گوشه اي دو زن را ديد كه به جهت وجود نامحرمان به چاه نزديك نمي شوند. جلو رفت و آنها را مورد عتاب قرار داد. دلو آب را پايين انداخت و آب كشيد و گوسفندان آن دو زن را سيراب كرد و آنها زودتر از هر روز به منزل رسيدند و داستان را تعريف كردند. شعيب(ع) يكي از آنها را فرستاد تا حق العمل او را پرداخت كند. وقتي موسي(ع) به همراه دختر روانه منزل شد، باد مي وزيد و از اينكه شايد لباس آن خانم كنار رود و بدنش نمايان شود، حضرت موسي(ع) فرمود: من جلو حركت مي كنم، شما پشت سر مرا راهنمايي كنيد. حيا و عفت حضرت موسي(ع) اجازه نمي داد ناظر چنين صحنه اي باشد و از آنجايي كه حضرت شعيب(ع) به دنبال فردي بود كه او را براي انجام امور و معيشت به استخدام در بياورد، يكي از دختران به پدر پيشنهاد حضرت موسي(ع) را دارد كه يكي از آن دو دختر به پدر گفت موسي براي اين گزينش شايسته تر است و دلايل خود را مطرح كرد. اولاً (القوي): چون آنجا كه آمد مردم را عقب زد و آنها كه تعدادشان هم زياد بودند و او تنها بود و غريبه، از آنها نترسيد و دلو آب را كه نياز بود چندين نفر با كمك هم بالا بكشند، به تنهايي بالا كشيد.
ثانياً (الامين): او امين و امانتدار است. در راه كه به دنبال او رفته بودم، حيا و عفتش به او اجازه نداد پشت سر من حركت كند، لذا او نمي تواند فردي خيانتكار باشد.
بنابراين طبق اين دو ويژگي مطرح شده در قرآن كريم براي فردي كه متصدي امور مردم مي شود و وكالت امور مردم را به دست مي گيرد، آن هم در يك كشور اسلامي كه تمامي قوانين آن بايد بر مبناي دين اسلام باشد و با وجود دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي كسي بايد به مجلس راه پيدا كند كه هيچ وقت از عربده كشي شيطان بزرگ و ايادي اش هراسي به دل راه ندهد، قوي و شجاع باشد، در مقابل بي عدالتي ها بايستد. جانش را نيز در راه اعتلاي دين و انقلاب و نظام اسلامي فدا كند.
نماينده و وكيل مردم در عين اينكه بايد قوي باشد، بايد امين و امانتدار رأي مردم باشد، امانتدار ارزش هاي ديني باشد، امانتدار خون شهدا باشد، امانتدار استقلال كشور باشد، امانتدار خوبي براي امام راحل باشد، بايد ببيند اگر امام و شهدا الآن بودند از او چه مي خواستند.
ويژگي سوم مديريت تخصص
خداوند متعال در سوره يوسف آيه 55 نمونه اي براي اين ويژگي ذكر مي فرمايد: «قال اجعلني علي خزائن الارض اني حفيظ عليم» (4) گفت مرا سرپرست خزائن سرزمين مصر قرار ده كه نگهدارنده و آگاهم.
حضرت يوسف(ع) نيز از اينكه در خود توانايي مسئوليت خزائن كشور را ديد گفت: «اني حفيظ عليم» چنين پيشنهادي از ايشان بعد از آن بود كه يوسف(ع) مردي امين و امانتدار بود و در حفظ امانت وي شكي نبود و نمونه بارز آن، داستان زليخاست كه قرآن خيلي زيبا به آن پرداخته است. صرف پاك طينت بودن در حفظ امانت براي فرد شرط لازم هست، ولي كافي نيست؛ بلكه بايد در كنار آن داراي مديريت نيز باشد.
تعهد و تخصص در كنار هم مي تواند كشور را در مواقع بحراني نجات دهد. نه تعهد بدون تخصص مي تواند كارايي آنچناني داشته باشد و نه تخصص بدون تعهد مي تواند چاره ساز باشد. اينها هر دو به مثابه دو بالي هستند كه مي توانند با قرار گرفتن در كنار يكديگر، كشور را به اوج ترقي و ارتقاي معنوي، سياسي فرهنگي و اقتصادي برسانند.

ويژگي چهارم عدم توجه به متاع دنيا
شايسته ترين فرد براي تصدي اين پست علاوه بر داشتن ويژگي هاي قبلي بايد بي توجه به زخارف دنيوي باشد. يعني دنيا در مقابل چشمانش خيلي كوچك و بي اهميت باشد. زيرا او وظيفه مهم تري را گزينش كرده كه آن، خدمت به جامعه اسلامي است، خدمت به مردم و خدمت به دين. اين ويژگي را در آيه 36 سوره نمل نقل مي فرمايد و داستان حضرت سليمان(ع) و ملكه سبا كه وقتي حضرت سليمان او را به خدا دعوت كرد، او ابتدا هديه گرانبهايي فرستاد تا ببيند چه اتفاقي مي افتد. مي فرمايد: «فلما جاء سليمان قال اتمدونن بمال فما اتاني الله خير مما ءاتكم بل انتم بهديتكم تفرحون» (5) هنگامي كه فرستادگان ملكه سبا نزد سليمان آمدند؛ گفت مي خواهيد مرا با مال كمك كنيد و فريب دهيد، آنچه خدا به من داده از آنچه شما مي دهيد بهتر است. بلكه شما هستيد كه به هداياي تان خوشحال مي شويد.
بنابراين اين ويژگي يعني بي توجه بودن به متاع دنيا يكي از ويژگي هاي با اهميتي است كه مردم بايد در نامزدها رصد كنند. چرا كه افرادي هستند كه فقط زد و بند مسائل اقتصادي را در نظر دارند و بارها اتفاق افتاده كه فرد ميليون ها تومان براي تبليغات خود هزينه مي كند و در چاپ و تكثير عكس و پوستر و بنر هيچ حد و مرزي را نمي شناسد و بالاترين اسراف را كه يكي از گناهان كبيره است مرتكب مي شود؛ آنگاه مي توان پذيرفت كه اين فرد به حقوقي كه از مجلس دريافت مي كند قناعت كند؟ فردي كه خود را وامدار صدها نفر كرده اگر به مجلس راه پيدا كند تمام تلاش و هم و غم او برآورده كردن اهداف و نيازهاي وامداران خود است نه چيز ديگر و كذب بودن ادعاي او از همين جا معلوم مي شود.
چون امروز دشمنان نظام براي ورود به اين عرصه از ابزارهاي مختلفي استفاده مي كنند جهت ايجاد چالش براي انقلاب و نظام، اختلاف ميان مردم و مسئولان، شقه شقه كردن مردم با مطرح كردن طيف ها و جريان هاي مختلف، ايجاد دعواها و نزاع هاي سياسي، بي اعتماد كردن مردم نسبت به نظام و مسئولان و همچنين دور كردن مردم از هويت ديني؛ لذا ممكن است افرادي با چهره هاي مردمي به صحنه بيايند ولي گفتارشان با كردارشان همخواني نداشته باشد و خداي ناكرده اهداف دشمن را اجرا كنند و سرباز دشمن باشند.

ويژگي پنجم رعايت حدود الهي
از آنجايي كه مجلس محيطي براي تصويب قوانين است و لذا بايد در جهت اجراي آن نيز مرزشناس باشد و در اين امر دقت كافي بكند و پر واضح است كه در اين مرزشناسي بايد خود به قوانين و معارف اسلامي كاملاً آشنا باشد تا بتواند بر شناخت حدود آن فائق آيد و اگر چنانچه نمايندگان نسبت به اصول اسلامي آشنايي كافي نداشته باشند ممكن است در مرزبندي آنها دچار انحراف شوند.
يك نماينده شايسته در اسلام آن كسي است كه تمام توجه خود را به حفظ حدود الهي سوق دهد و اگر كوچك ترين مسئله از خودكوتاهي و تساهل و تسامح به خرج دهد، مورد خشم الهي و سپس مردم قرار خواهد گرفت. «و لن يعص الله و رسوله و يتعد حدوده نارا خالدا فيها و له عذاب مهين»(6) و آن كسي كه نافرماني خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاي او تجاوز كند، او را در آتش وارد مي كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براي او مجازات خواركننده است.
نظام مقدس جمهوري اسلامي تنها كشوري است كه قانون اساسي آن برگرفته از دين مقدس اسلام بوده و تنها مرجع تعيين كننده سرنوشت كشور و مردم است و حدود الهي معلوم و دايره آن نيز مشخص مي باشد.
كشوري كه بايستي در راستاي خط سير الهي حركت كند تا به سعادت دست يابد بايد در تعيين قوانين و اجراي آن از نواع ارتباط با ساير كشورها گرفته كه سياست خارجي اش را اين آيه قرآن «و لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا»(7) تعيين مي كند. تا مسائل ديگر از جمله اقتصادش، بانكداري اش، مسائل قضايي اش، حجاب و عفافش، معاملاتش، روابط اجتماعي اش همه و همه بايد مطابق ضوابط ديني و الهي باشد.
بنابراين مردم و ملت فداكار ايران اسلامي بايد با لحاظ كردن تجربه تلخ مجلس ششم با حساسيت بيشتري و با درنظر گرفتن ملاك و معيارهاي ديني و اسلامي دست به انتخاب بزنند تا حوادث قبل تكرار نشود و استقلال و تماميت ارضي كشور آسيب نبيند.

ويژگي ششم رسيدگي به محرومان
يكي از اهداف مهم انقلاب، نجات محرومان و مستضعفان بوده، به دنبال عدالت خواهي بوده و هست و يكي از دلايل مهم الگو شدن آن براي ساير ملل جهان نيز همين بود كه آنها را بيدار كرد تا عليه مستكبران و فرعونيان قيام كردند. آزادي و آزادگي و عدالت خواهي يكي از مهم ترين ويژگي انقلاب ما بود بنابراين نمي شود نظامي مدعي آن باشد در حالي كه خودش به دنبال تحقق آن براي آحاد مردم خود نباشد.
بنابراين براي تحقق بخشيدن آرمان هاي انقلاب بايد همگي دست به دست هم دهيم تا فقر و فساد و محروميت ريشه كن شود، محروميت زدايي بايد در اولويت كار مسئولان باشد و نمايندگان مجلس در اين زمينه در پيشاني كار قرار دارند كه با تصويب قوانين در اين زمينه به اين مهم بپردازند. لذا فرد منتخب اگر درد كشيده و از ميان محرومان برخاسته باشد بهتر مي تواند محروميت ها را درك كند و عدالت و عدالت خواهي را بفهمد و براي حفظ هويت آنها تلاش كند؛ زيرا محروميت فقر و فساد را به دنبال دارد و ظرفيت انسان ها متفاوت است و افراد كم ظرفيت به خاطر داشتن مشكلات مالي و معيشتي ممكن است در حفظ دين خود سستي به خرج دهند.
حضرت علي(ع) در نامه معروف خود به مالك اشتر مي فرمايند: «... درخصوص طبقات محروم جامعه كه هيچ چاره اي ندارند اعم از زمين گيران و افراد ناتوان، نيازمندان، دردمندان كه همانا گروهي به گدايي دست نياز برمي دارند پس براي خدا پاسدار حقي باش كه خداوند براي اين طبقه معين فرموده... همواره در فكر مشكلات آنان باش و از آنان روي برمگردان... و در رفع مشكلات شان به گونه اي عمل كن كه در پيشگاه خدا عذري داشته باشي زيرا اين گروه در ميان رعيت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند...»(8)
به اميد تحقق اسلام ناب در اقصي نقاط عالم و پيشرفت و عدالت براي ميهن اسلامي و عزيزمان ايران و طول عمر و عزت و سربلندي براي همه خادمان به انقلاب.
¤كارشناس ارشد كلام و فلسفه

ــــــــــمحمدامين مرادى *ـــــــــــــ

هفته نامه صبح صادق
پي نوشت ها در دفتر نشريه موجود است.

چرا ميزان رأي ملت است؟

چرا ميزان رأي ملت است؟


مروري بر جايگاه مردم در نظام مردم سالاري ديني

 

 

با تشكيل نظام مقدس جمهوري اسلامي، جايگاه توده هاي ملت در نظام تصميم گيري كشور جايگاهي ويژه يافت و در تمام سطوح اداره كشور بسط و گسترش يافت. پيش از آن عالي ترين نماد حضور ملت انتخاب نمايندگان مجلس بود كه آن نيز به دليل صوري بودن و انتصاب نمايندگان توسط شاه! با عدم اقبال ملت مواجه بود.
حضرت امام(ره) بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، امور كار كشور را به مردم سپرد و با برگزاري انتخابات متعدد از ايشان خواست تا در ساختن كشور سهيم باشد. اوج اين نگاه «مردم سالار» را مي توان در اظهارات ايشان خطاب به مخالفين در آستانه شكل گيري مجلس خبرگان قانون اساسي مشاهده كرد كه با صراحت اعلام مي دارد كه اعضاي مجلس خبرگان تنها وكيل ملت بوده و قانون تدوين شده بايد به تأييد ملت برسد:
«مجلس موسسان اگر اعتبار دارد براي اين است كه مجلس مبعوث از ملت است. خود ملت، حق ندارد رأي بدهد، لكن وكيل ملت حق دارد؟! اين چه غلطي است. خود من حق ندارم تصرف بكنم در مالم، وكيل من حق دارد؟! خود شما حق نداريد رأي بدهيد، وكيل شما حق دارد؟! وكلا براي اين حق دارند كه وكيل شما هستند والا چه حقي دارند، يك نفر چه حقي دارد براي 35 ميليوني جمعيت رأي بدهد؟ اين حق براي اين است كه شما مي خواهيد رأي بدهيد، رأي شماست، ميزان رأي ملت است، ملت يك وقت خودش رأي مي دهد، اين اساس، يك وقت يك عده اي را تعيين مي كند كه آنها رأي بدهند، آن در مرتبه دوم صحيح است، والا مرتبه اول، حق مال خود ملت است.» (صحيفه نور، ج 7، ص122، 25/3/58)
از همين اظهارات بود كه گزاره «ميزان رأي ملت است» بر سر زبان ها افتاد و به عنوان يكي از آموزه هاي اساسي مكتب سياسي حضرت امام(ره) مورد توجه قرار گرفت. گزاره فوق را مي توان جوهر نظام سياسي اسلام كه همانا «نظام مردم سالاري ديني» است راهنمايي مي كند.

تبيين مردم سالاري ديني
مردم سالاري ديني، نظام سياسي است كه مبتني بر هدايت الهي و اراده مردمي شكل گرفته و به پيش مي رود. در اين نظام، رأي و خواست مردم از جايگاه ويژه اي برخوردار است كه توجه به آن مي تواند رمز فهم چرايي ميزان بودن رأي ملت باشد. براي فهم صحيح اين جايگاه به رهنمودهاي حكيم فرزانه انقلاب اسلامي رجوع مي كنيم كه به تفضيل در باب جايگاه رأي و خواست مردم در نظام اسلامي سخن گفته اند.
در اين مدل انتخاب تمامي مسئولان با رأي و اراده مردم معنا مي يابد. مردم در نظام مردم سالار اسلامي به عنوان تكيه گاه اصلي مورد توجه اند. در اين نگرش به مردم، حكومت بدون اراده و اختيار مردم مسلمان شكل نمي گيرد و بدون پشتوانه ايشان كارهايش را به پيش نخواهد برد. آيت الله خامنه اي در پاسخ به سوالي با اين مضمون كه «مردم در ذهن شما كجا هستند؟» به تشريح اين موضوع پرداخته و خواست و اراده و ايمان مردم، حتي بالاتر از اين، عواطف آنها، را پايه اصلي حكومت معرفي مي كند.

اعتبار رأي مردم بر اساس كرامت انسان
سوال اساسي در اين زمينه اين است كه اين اعتبار رأي و خواست ملت از كجا حاصل شده است؟ در اين زمينه بايد به مباني انسان شناسي نظام مردم سالار ديني و جايگاه انسان در اسلام توجه نمود. با مروري بر متون ديني به اين نكته خواهيم رسيد كه آموزه هاي اسلامي مبتني بر «كرامت انسان» و توجه و محوريت آدمي شكل گرفته است و محور توجه دين سعادت و كرامت انسان است. پيامبران الهي و اديان آسماني همگي براي هدايت انسان و نجات انسان از انحراف آمده اند و لذا بي شك عالي ترين توجه به انسان را در آموزه هاي ديني بايد مشاهده نكرد.
همين مقدمه منجر بدان شده كه در بررسي نظام سياسي اسلام با جايگاه رفيع مردم در تصميم گيري ها مواجه شويم. در اين ميان يكي از مهم ترين مولفه هايي كه مردم سالاري ديني را از ديگر نظرات رقيب جدا مي سازد، احترام و اعتباري است كه اين نظريه براي رأي ملت قائل است. مبتني بر اين نظر رأي مردم بر اساس كرامت انسان پيش خداي متعال معتبر است و به عبارتي خداوند به نحوي به مردم اعتماد دارد. در نتيجه در نظريه سياسي اسلام اساس مردم سالاري ديني برخاسته از خود اسلام است و مشروعيت آن را از دين مي گيرد.
جوهر كلام مردم سالاري ديني را بايد در اين گفتار آيت الله خامنه اي جست وجو كرد آنجا كه به خاستگاه اعتبار رأي ملت اينگونه اشاره مي كنند: «در مردم سالاري ديني و در شريعت الهي اين موضوع مطرح است كه مردم بايد حاكم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد كه حكومت كند. اي كسي كه مسلماني، چرا رأي مردم معتبر است؟ مي گويد چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأي مردم بر اساس كرامت انسان پيش خداي متعال معتبر است. در اسلام هيچ ولايت و حاكميتي بر انسان ها مقبول نيست، مگر اينكه خداي متعال مشخص كند. ما هرجا كه در مسائل فراوان فقهي كه به ولايت حاكم، ولايت قاضي يا به ولايت مومن - كه انواع و اقسام ولايات وجود دارد - ارتباط پيدا مي كند، شك كنيم كه آيا دليل شرعي بر تجويز اين ولايت قائم هست يا نه، مي گوييم نه؛ چرا؟ چون اصل عدم ولايت است؛ اين منطق اسلام است. آن وقتي اين ولايت مورد قبول است كه شارع آن را تنفيذ كرده باشد و تنفيذ شارع به اين است كه آن كسي كه ولايت را به او مي دهيم - در هر مرتبه اي از ولايت - بايد اهليت و صلاحيت يعني عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند؛ اين منطق مردم سالاري ديني است كه بسيار مستحكم و عميق است و يك مومن مي تواند با اعتقاد كامل اين منطق را بپذيرد و به آن عمل كند؛ جاي شبهه و وسوسه ندارد.»(26/9/82)
نمايندگان وكيل ملت
نگاه قابل توجهي كه از مبحث پيشين حاصل مي شود، آن است كه در نظام مردم سالار ديني، نمايندگان مجلس وكيل مردمند و به نمايندگي از ايشان در جايگاه تصميمي گيري قرار دارند و بدون خواست و انتخاب آنها اعتباري ندارند، لذا در واقع اين مردمند كه در امور تصميم گير بوده و اين اعتبار و جايگاه را در فرايندي به نمايندگان شان در مجلس واگذار كرده اند.
حضرت امام(ره) در همان سال ابتدايي شكل گيري نظام اسلامي خطاب به نمايندگان مجلس خبرگان قانون اساسي كه وظيفه خطير تصويب اولين قانون اساسي جمهوري اسلامي را برعهده داشتند به صراحت اعلام مي دارد: «همان مسيري كه ملت داشتند، همين چيزي كه اگر مي خواهيد مطابق به قول خودتان دموكراسي عمل بكنيد، دموكراسي اين است كه آراي اكثريت و آن هم اين طور اكثريت معتبر است، اكثريت هرچه گفتند آراي شان معتبر است ولو به ضرر خود خودشان باشد. شما ولي آنها نيستيد كه بگويند كه اين به ضرر شماست، ما مي خواهيم بكنيم. شما وكيل آنها هستيد، ولي آنها نيستيد. برطبق، آن طوري كه خود ملت مسيرش است. خواهش مي كنم از اشخاصي كه ممكن است يك وقتي يك چيزي را طرح بكنند كه اين طرح برخلاف مسير ملت است، طرحش نكنند. از اول، لازم نيست، لازم نيست هر مطلب صحيحي را اينجا گفتن. شما آن مسائلي كه مربوط به وكالت تان است و آن مسيري كه ملت دارد، روي آن مسير راه برويد ولو عقيده تان اين است كه ملت رفته، خلاف صلاحش است. خوب باشد، ملت مي خواهد اين طور بكند، به من و شما چكار دارد؟ خلاف صلاحش را مي خواهد انجام بدهد. ملت رأي داده و رأيي كه داد، متبع است.»(صحيفه امام، ج 8، ص 247، 27/5/58)
در گفتمان آيت الله خامنه اي نيز مسئولان به واسطه انتصاب شان به مردم و صاحب حق بودن مردم، اعتبار دارند، و در اصل خدمتگزاران ملتند و اين مردمند كه كارگزاران به اعتبار ايشان جايگاه يافته اند: «در نظام اسلامي حكومت عامل مردم است؛ دست مردم است؛ نماينده و خادم و كارگزار مردم است؛ صاحب حق، مردم اند.»(7/4/83)

نقد نظريه رقيب: نظريه نخبه سالاري ديني
نظريه مخالفي كه در برابر نظريه مردم سالاري ديني قرار گرفته و رأي و رضايت مردم را در نظام اسلامي كم ارزش مي بيند، مي توان مسامحتاً «نخبه سالاري اسلامي» ناميد. در اين نگاه همه امور جامعه اسلامي بايد به نخبگان كه همان خبرگان امور اسلامي باشند سپرده شود و مردم تنها بايد به عنوان پشتيبان، نظر ايشان در صحنه حضور داشته و ايشان را در تصميمات اتخاذ شده همراهي نمايند، چرا كه بدون همراهي ملت، تصميمات نخبگان كارآيي لازم را نخواهد داشت و عملي نمي گردد!
در اين نظريه با نوعي بي اعتمادي به مردم در تشخيص مسائل مواجه ايم، به نحوي كه همه اختيارات تنها در اختيار نخبگان قرار دارند و مردم از هرگونه تشخيصي ناتوانند! و كار را بايد به كارشناس سپرد! اين نظر تا آنجا پيش مي رود كه مدعي مي گردد: «اگر در انتخابات رياست جمهوري و نيز تمام انتخابات ديگر، چنين روشي [روش دو مرحله اي] پياده شود به نظر ما اصلح است و اگر بتوانيم يك نظام انتخاباتي پياده كنيم كه بتدريج متخصصان شناسايي شوند و اصلح شان انتخاب شود، بسيار مناسب است.»
اين نظر كه تلاش دارد تنها به «بهترين وضعيت» بسنده كنند، به بهانه «اجراي ايده آل» همه انتخابها و اتخاذ «بهترين تصميمات»، علاقه مند است كه به تدريج همه امور را برعهده كارشناسان و نخبگان جامعه سپرده و مردم عوام- كه اتفاقاً ركن اصلي مردم سالاري ديني را تشكيل مي دهند - در كناري منتظر تصميم نخبگان بمانند تا تصميم اتخاذ شده را مورد تأكيد قرار دهند. در اين رويكرد به تدريج نخبگان - كه در نظام مردم سالار ديني از جايگاه رفيعي به عنوان «مشاور» مردم برخوردارند - به جاي مردم قرار گرفته و نوعي ولايت بر آنان مي يابند به نحوي كه مي توانند به جاي آنها تصميم بگيرند!
بر اين قرائت از نسبت ميان مردم و نخبگان، نقدهاي متعددي وارد است كه به برخي از آنها به طور خلاصه اشاره مي كنيم. مبتني بر اين نگاه، افراد جامعه هيچ گاه به رشد و اختيار نرسيده و هماره در سيطره نخبه ها و خبره ها باقي خواهند ماند. همچنين در اين نگاه نخبه سالار كه به صراحت تمام در برابر مردم سالاري قرار مي گيرد، تمام زواياي زندگي آدمي در اختيار متخصصان خواهد بود و آنها براي شما تعيين تكليف خواهند كرد! غافل از اينكه خداوند اراده كرده است كه آدميان با اراده و اختيار خود گام برداشته و در مسائل مختلف تصميم بگيرند و در مسير همين تلاش براي تصميم گيري است كه زمينه براي رشد و كمال فراهم مي آيد و مبناي پاداش و جزا نيز برخاسته از همين اختيار و انتخاب است و البته اين «اراده محوري» منظور نظر، منافاتي با مشورت گيري از كارشناسان نخواهد داشت؛ مشورتي كه نافي اختيار فرد نبوده و «مشاور در جاي قيم» قرار نمي گيرد.
حضرت آيت الله خامنه اي در عباراتي به صراحت انتخابات مختلف را از اختيارات و حقوق مردم دانسته و تأكيد مي دارد كه فرض و احتمال خطا و اشتباه موجب آن نمي شود كه مردم را صاحب صلاحيت ندانسته و اين حق را در اختيار نخبگان قرار دهيم: «اين جا هيچ كس - نه رهبري، نه دولت، نه متنفذين حزبي - به مردم ما امر و نهي نمي كند؛ مردم به قدر سعه اطلاعات خودشان تحقيق و مطالعه و مشورت مي كنند و فرد مورد نظرشان را برمي گزينند. ممكن است آنچه آخر سر به نظرشان مي رسد، درست هم نباشد - اشتباه باشد - اما خودشان هستند كه تصميم مي گيرند؛ و اگر اين كار را براي خدا و حاكميت ارزش هاي الهي بكنند، اجر وافري هم پيش خداي متعال دار
ند؛ اين خيلي اهميت دارد.»(25/3/84)

منبع هفته نامه صبح صادق

ولادت امام حسن عسکری (ع) بر همه شیعیان مبارک باد

شناخت مختصرى از زندگانى امام عسكرى (ع)
 

نام: حسن بن علي.

كنيه: ابومحمد.

القاب: عسكرى، زكى، خالص، صامت، سراج، تقى و خاص (به امام حسن عسكرى(ع)، امام على النقى(ع) و امام محمد تقى(ع)، ابن الرضا نيز گفته مى‏شد.)

منصب: معصوم سيزدهم و امام يازدهم شيعيان.

تاريخ ولادت: هشتم ربيع الثانى سال 232هجرى.

همچنين چهارم و دهم ربيع الثانى نيز نقل شده است. در مورد سال تولد ايشان نيز برخى گفته‏اند كه 231 هجرى بوده است.

محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: ابوالحسن، على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: حُديث، كه او را جدّه مى‏گفتند.

برخى نام او را سليل و برخى ديگر، سوسن نقل كرده‏اند. اين بانوى پاكيزه، كه در عصر خويش از بهترين زنان عالم بوده و مفتخر به همسرى ذريه پيامبر اكرم(ص) است، در ولايت خويش پادشاه زاده بود. امام هادى(ع) در شأن او فرمود: سليل، دور از هر آفت، پليدى و آلودگى است.

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، حضرت امام هادى(ع)، در سال 254 تا سال 260هجرى، نزديك به شش سال.

تاريخ و سبب شهادت: هشتم ربيع الاول سال 260 هجرى، در سن 28 (يا 29) سالگى، به وسيله زهرى كه معتمد عباسى به آن حضرت خورانيد.

محل‏دفن: سامرا (درسرزمين عراق‏كنونى)، در جوار مرقد پدرش، امام‏هادى(ع).

همسر: نرجس (صيقل).

فرزند : ابوالقاسم، محمد بن حسن، صاحب الزمان(ع).

امام زمان(ع) تنها فرزند امام حسن عسكرى(ع) هستند. امام عسكرى(ع) تولد و زندگىِ تنها فرزندش را بر بيگانگان پنهان نگه مى‏داشت تا از سوى دشمنان اهل‏بيت(ع) و مزدوران خليفه‏آسيبى به وى نرسد. 

اصحاب و ياران:

1. احمد بن اسحاق اشعرى.
2. احمد بن محمد بن مطهر.
3. اسماعيل بن على نوبختى.
4. محمد بن صالح همدانى.
5. عثمان بن سعيد عمروى.
6. محمد بن عثمان عمروى.
7. حفص بن عمرو عمروى.
8. ابوهاشم، داود بن قاسم جعفرى.
9. احمد بن ابراهيم بن اسماعيل.
10. احمد بن ادريس قمى.

در برخى منابع، تعداد اصحاب و ياران امام حسن عسكرى(ع) بيش از صد نفر ذكر شده است. 

خلفاى معاصر حضرت

امام عسكرى - عليه السلام - در مدت كوتاه امامت خويش با سه نفر از خلفاى عباسى كه هر يك از ديگرى ستمگرتر بودند، معاصر بود، اين سه تن عبارتند از:

1 - المعتزّ بالله (252 - 255)

2 - المهتدى الله(255 - 256)

3 - المعتمد بالله(256 - 279)

خلفاى عباسى كه روز نخست به نام طرفدارى از علويان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بنى اميه قيام كردند، آنچه را كه قبلاً به مردم وعده داده بودند، ناديده گرفته و مانند خلفاى بنى اميه و بلكه بدتر از آنان ستمگرى و خود كامگى را آغاز كردند.

براى ارائه كارنامه سياه خلفاى عباسى كه با امام عسكرى - عليه السلام - معاصر بودند، ذيلاً به حوادث دوران حكومت‏و چگونگى زمامدارى آنان را به صورت فشرده اشاره مى‏كنيم:

 

1 - معتزّ

وى فرزند متوكل عباسى است كه پس از بركنارى مستعين در سال 252 زمام امور را به دست گرفت و راه پيشينيان را تعقيب كرد.

پس از قتل متوكل، تركان بر امور كشور مسلط شدند و به جاى اينكه خليفه فرمانده آنان باشد، خليفه را به زير فرمان خود در آوردند، به گونه‏اى كه اگر خليفه به خواسته‏هاى آنان تن نمى‏داد، نقشه بركنارى يا قتل او را مى‏كشيدند. داستانى كه ذيلاً يادآور مى‏شويم گواه اين معنا است:

روزى «معتز» گروهى از همفكران و محرمان اسرار خود را در مجلسى گرد آورد سپس ستاره‏شناسى را احضار كردند تا مدت خلافت وى را تعيين كند. در اين موقع ظريفى كه در مجلس بود، گفت: من بيش از ستاره شناس، از مدت خلافت و عمر او آگاهم. آنگاه نظريه خود رإ؛ ّّل چنين بيان كرد: تا روزى كه تركان هوادار خليفه هستند و دوام حكومت او را بخواهند، او بر مسند خلافت مستقر خواهد بود و روزى كه مورد خشم آنان قرار گيرد و علاقه آنان از او قطع شود، آن روز پايان حكومت او خواهد بود!(8)

 

قتل معتزّ

بر اثر نفوذ و تسلط تركان در دربار خلافت، وضع به گونه‏اى بود كه خليفه يك مقام تشريفاتى بيش نبود ورتق وفتق امور عملاً در دست تركان قرار داشت.

روزى گروهى از تركان وارد قصر معتز شدند و او را كشان كشان به اتاقى بردند، آنگاه او را با چوب و چماق كتك زده و پيراهنش را سوزاندند و او را در حياط قصر زير آفتاب نگه داشتند. آفتاب آن روز به قدرى گرم بود كه زمين مانند تنور داغ بود و هيچ كس نمى‏توانست دو پاى خود را بر روز زمين بگذارد و ناچار بود به اصطلاح پا بپا شود. در اين موقع تركان او را از مقام خلافت خلع كردند و گروهى را بر اين خلع گوه گرفتند. سپس به منظور قتل خليفه معزول تصميم گرفتند او را به يك نفر بسپارند تا در اثر گرسنگى و تشنگى و شكنجه‏هاى فراوان به زندگى او خاتمه دهد. بدين گونه خليفه را در حالى كه نيمه جانى در بدن داشت، در سردابى جا دادند و درب سرداب را با خشت و گچ مسدود كردند و معتز به همان حالت زنده به گور شد!(9)

 

2- مهتدى

«مهتدى»، دومين خليفه معاصر امام يازدهم، و چهاردهمين خليفه عباسى بود كه پس از قتل برادرش «معتز» در سال 255 ه' بر مسند خلافت تكيه زد.

مهتدى نيز بسان برادر، استقلالى در كارها نداشت و پيوسته بازيچه دست تركان دربار عباسى بود. مهتدى، در قياس با ديگر خلفاى عباسى، فردى معتدل بود، و از نظر اخلاق و رفتار بى شباهت به «عمر بن عبدالعزيز» در ميان خلفاى بنى اميه نبود. او گاهى مى‏گفت: در ميان خلفاى اموى حداقل يك فرد پاكدامن (عمر بن عبدالعزيز) وجود داشت، براى ما بسيار شرم آور است كه در ميان خلفاى عباسى كسى شبيه و مانند او نباشد؛ ازينرو او نيز همچون عمر بن عبدالعزيز تا حدودى به شكايات مردم رسيدگى مى‏كرد و در غذا و لباس و امور اقتصادى ميانه روى را رعايت مى‏نمود. او پس از رسيدن به خلافت، دربار را از مظاهر تشريفات و اشرافيگرى پاكسازى و بساط ميگسارى را جمع كرد. مورخان در اين زمينه داد سخن داده او را به اين مناسبت ستوده‏اند (10).

البته به نظر مى‏رسد كه انگيزه مهتدى در اين حركت، ملاحظات اجتماعى و سياسى بوده است. او اين معنا را درك مى‏كرد كه در جامعه اسلامى افرادى به مراتب از او بهتر و آگاهتر و شايسته‏تر وجود دارند و با وجود چنين شخصيتهايى او بايد زمام كار مسلمانان را به آنان بسپارد و خود از صحنه سياست و زمامدارى كنار برود و با اين ژستها مى‏خواست پايگاه مردمى پيدا كند، وگرنه شخصى كه به قول برخى از مورخان، روزها روزه مى‏گرفت و با نان و سركه و نمك افطار مى‏كرد (11)، بايد آنچنان هوسهاى نفسانى خويش را سركوب كرده باشد كه خلافت را به چيزى نخرد، در صورتى كه مى‏بينيم او تا آخرين لحظه عمر و تا روزى كه مانندبرادر خود معتز كشته شد، بر مسند خلافت تكيه زده بود. تاريخ از اين زمامداران زياد ديده و بسيار بعيد است كه اين نوع كارها انگيزه الهى داشته باشد. روشنترين گواه بر دنياطلبى و طغيانگرى مهتدى اين است كه وى امام عسكرى را به زندان فرستاد و در دوران حكومت او تا شبى كه كشته شد امام در زندان به سر مى‏برد و حتى تصميم داشت امام را به قتل برساند. (12)

 

3 - معتمد

سومين خليفه معاصر امام عسكرى - عليه السلام - معتمد عباسى است. چهار سال از دوران امامت حضرت عسكرى - عليه السلام - در دوران حكومت او سپرى شده است.

معتمد در سال 229 متولد شد و در سال 256 به وسيله تركان به خلافت رسيد و در سال 279 در گذشت.

اگر مورخان درباره مهتدى (پسر عموى معتمد) (13) مطالبى تمجيدآميز نوشته و تا حدى او را ستوده‏اند، در مقابل، در بيان فساد اخلاق معتمد داد سخن داده‏اند و اتفاق نظر دارند كه او شيفته عياشى و خوشگذرانى بود و آنچه براى او مطرح نبود كار و گرفتاريهاى مردم بود. از اين جهت مردم نيز از او روى گردان بودند و چشم اميد به برادر او «موفق» (طلحه) دوخته بودند زيرا به علت آنكه او بشدت در فساد اخلاق و شهوات غوطه ور شده بود(14)، برادرش «موفق» زمام امور را به دست گرفته بود.

مورخان در باب اقتدار «موفق» در عصر معتمد مى‏نويسند: گرچه زمام خلافت بظاهر در دست «معتمد» بود، اما در واقع گرداننده خلافت «موفق» بود و براى معتمد از خلافت نامى بيش نبود. (15)

 

اوضاع سياسى، اجتماعى عصر امام عسكرى (ع)

چنانكه ديديم، خلفاى عباسى از هر گونه اِعمال فشار و محدوديت نسبت به امامان دريغ نمى‏كردند و اين فشارها در عصر امام جواد و امام هادى و امام عسكرى در سامّرأ به اوج خود رسيد. شدّت اين فشارها به قدرى بود كه سه پيشواى بزرگ شيعه كه در مركز حكومت آنها (سامّرأ) مى‏زيستند، با عمر كوتاهى جام شهادت نوشيدند: امام جواد در سن 25 سالگى، امام هادى در سن 41 سالگى و امام عسكرى در سن 28 سالگى كه جمعاً 92 سال مى‏شود؛ و اين حاكى از شدّت فشارها و صدمات رسيده بر آنها مى‏باشد. ولى در اين ميان، فشارها و محدوديتهاى زمان امام حسن عسكرى، به دو علّت، از دو پيشواى ديگر بيشتر بود:

1 - در زمان امام عسكرى - عليه السلام - شيعه به صورت يك قدرت عظيم در عراق درآمده بود و همه مردم مى‏دانستند كه اين گروه به خلفاى وقت معترض بوده و حكومت هيچ يك از عباسيان را مشروع و قانونى نمى‏داند، بلكه معتقد است امامت الهى در فرزندان على - عليه السلام - باقى است، و در آن زمان شخصيت ممتاز اين خانواده امام حسن عسكرى - عليه السلام - بود. گواه قدرت شيعيان، اعتراف «عبيد اùََ»، وزير «معتمد» عباسى، به اين موضوع است. توضيح اينكه پس از شهادت حضرت عسكرى، برادرش جعفر «كذّاب» نزد عبيد الله رفت و گفت: منصب برادرم را به واگذار، من در برابر آن ساليانه بيست هزار دينار به تو مى‏دهم. وزير به او پرخاش كرد و گفت: احمق! خليفه آن قدر به روى كسانى كه پدر و برادر تو را امام مى‏دانند، شمشير كشيد تا بلكه بتواند آنان را از اين عقيده برگرداند، ولى نتوانست، و با تمام كوششهايى كه كرد توفيقى به دست نياورد، اينك اگر تو در نظر شيعيان امام باشى نيازى به خليفه و غير خليفه ندارى واگر در نظر آنان چنين مقامى نداشته باشى، كوشش ما، در اين راه كوچكترين فايده‏اى نخواهد داشت. (16)

2 - خاندان عباسى و پيروان آنان، طبق روايات و اخبار متواتر، مى‏دانستند مهدى موعود كه تار و مار كننده كليه حكومتهاى خود كامه است، از نسل حضرت عسكرى - عليه السلام - خواهد بود، به همين جهت پيوسته مراقب وضع زندگى او بودند تا بلكه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند (همچون تلاش بيهوده فرعونيان براى نابودى موسى!) چنانكه در جريان شهادت امام توضيح خواهيم داد.

به دلائل ياد شده در بالا، فشار و اختناق در مورد پيشواى يازدهم فوق العاده شديد بود و از هر طرف او را تحت كنترل و نظارت داشتند. حكومت عباسى به قدرى از نفوذ و موقعيت مهم اجتماعى امام نگران بود كه امام را ناگزير كرده بود هر هفته روزهاى دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود.(17)(18)

دربار عباسى به قدرى وحشت داشت كه به اين مقدار كفايت نكرد، بلكه «معتز» امام را بازداشت و زندانى كرد (19) و حتى به «سعيد حاجب» دستور داد امام را به سمت كوفه حركت داده و در راه او را به قتل برساند، ولى پس از سه روز، تركان، خودِ او را به هلاكت رساندند(20)/

پس از او «مهتدى» نيز امام را بازداشت و زندانى كرد و تصميم به قتل حضرت داشت كه خداوند مهلت نداد و تركان بر ضدّ او شوريدند و وى را به قتل رساندند (21).

 

تدابير امنيتى امام عسكرى (ع)

علاوه بر آنچه گفتيم، اسناد و شواهد ديگرى در دست است كه از يك سو عمق شيطنت و وسعت نقشه‏هاى خائنانه دربار عباسى در مورد امام و يارانش را نشان مى‏دهد، و از سوى ديگر هشيارى و تدابير امنيتى امام را بخوبى جلوه گر مى‏سازد كه از آن جمله چند مورد ياد شده در زير را مى‏تون نام برد:

1 - «ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى» (22) مى‏گويد: ما چند نفر در زندان بوديم كه «امام عسكرى» و برادرش «جعفر» را وارد زندان كردند. براى عرض ادب و خدمت، به سوى حضرت شتافتيم و گرد ايشان جمع شديم. در زندان، مردى «جمحى» (خ ل: عجمى) بود و ادعا مى‏كرد كه از علويان است. امام متوجه حضور وى شد و گفت: اگر در جمع شما فردى كه از شما نيست نمى‏بود، مى‏گفتم كى آزاد مى‏شويد. آنگاه به مرد «جمحى» اشاره كرد كه بيرون رود، و او بيرون رفت. سپس فرمود: اين مرد از شما نيست، از او بر حذر باشيد، او گزارشى از آنچه گفته‏ايد براى خليفه تهيه كرده كه هم اكنون در ميان لباسهاى اوست. يكى از حاضران او تفتيش كرد و گزارش را كه در لاى لباس پنهان كرده بود، كشف كرد، مطالب مهم و خطرناكى درباره ما نوشته بود.(23)

اين حادثه نشان مى‏دهد كه حتى در زندان هم براى كنترل امام و شيعيان، مأمور مخفى گماشته بودند.

2 - يكى از ياران امام بنام «احمد بن اسحاق» مى‏گويد: به حضور امام رسيدم و از او درخواست كردم كه چيزى بنويسد و من خط او ببينم تا اگر نامه‏اى از او رسيد، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند بنام امام نامه جعل كند) امام فرمود: خط من، گاهى با قلم باريك و گاهى با قلم پهن است، اگر چنين تفاوتى مشاهده كردى نگران نباش...(24)

3 - يكى از ياران امام مى‏گويد: ما گروهى بوديم كه وارد سامرّأ شديم و مترصد روزى بوديم كه امام از منزل خارج شود تا بتوانيم او را در كوچه و خيابان ببينيم. در اين هنگام نامه‏اى به اين مضمون از طرف امام به ما رسيد: هيچ كدام بر من سلام نكنيد، هيچ كس از شما به سوى من اشاره نكند، زيرا براى شما خطر جانى دارد! (25)

4 - «عبدالعزيز بلخى» مى‏گويد: روزى در خيابان منتهى به بازار گوسفند فروشها نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسكرى را ديدم كه به سوى دروازه شهر حركت مى‏كرد. در دلم گفتم: خوب است فرياد كنم كه: مردم! اين حجت خدا است، او را بشناسيد. ولى با خود گفتم در اين صورت مرا مى‏كشند! امام وقتى به كنار من رسيد و من به او نگريستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره كرد كه سكوت! من بسرعت پيش رفتم و بوسه بر پاهاى او زدم. فرمود: مواظب باش، اگر فاش كنى، هلاك مى‏شوى! شب آن روز به حضور امام رسيدم. فرمود: بايد رازدارى كنيد وگرنه كشته مى‏شويد، خود را به خطر نيندازيد. (26)

5 - در زمان امام عسكرى - عليه السلام - شخصى از علويان به عزم كسب و كار از سامرّأ بيرون آمده و به سوى بلاد جبل (قسمتهاى كوهستانى غرب ايران تا همدان و قزوين) رفت. شخصى از دوستداران امام از مردم «حلوان» (پل ذهاب) به او برخورد كرد و پرسيد:

- از كجا آمده‏اى؟

- از سامرّأ.

- آيا فلان محله و فلان كوچه را مى‏شناسى؟

- آرى.

- از حسن بن على خبرى دارى؟

- نه.

- براى چه به جبل آمده‏اى؟

- براى كسب و كار.

- من پنجاه دينار دارم، آن را بگير و با هم به سامرّأ برويم و مرا به خانه حسن بن على (عسكرى) برسان. علوى پذيرفت و او را به خانه امام برد...(27)

اين ماجرا بخوبى نشان مى‏دهد كه به واسطه كنترل بسيار شديد حكومت، دسترسى به امام تا چه حدّ دشوار بوده است.

از طرف ديگر، مبلغى كه مرد حلوانى - در برابر راهنمايى او به خانه حضرت - به شخص علوى پرداخت، نشانه اهميّت ديدار با امام در آن روزگا است ،زيرا پنجاه دينار در آن زمان مبلغ قابل توجهى بوده است، چه، ارزش يك دينار در آن زمان را برخى از دانشمندان، معادل يك شتر دانسته‏اند (28)، بنابر اين پنجاه دينار از نظر قدرت خريد در آن زمان، مثل اين بوده است كه كسى در زمان ما، قيمت پنجاه شتر را بپردازد!

 

ابعاد هفتگانه فعاليت امام عسكرى (ع)

امام عسكرى، با وجود همه اين فشارها و كنترلها و مراقبتهاى بى وقفه حكومت عباسى، يك سلسله فعاليتهاى سياسى و اجتماعى و علمى در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افكار ضد اسلامى انجام مى‏داد كه مى‏توان آنها را بدين گونه خلاصه كرد:

1 - كوششهاى علمى در دفاع از آيين اسلام و ردّ اشكالها و شبهات مخالفان، و نيز تبيين انديشه صحيح اسلامى،

2 - ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان مناطق مختلف از طريق نمايندگان و اعزام پيكها و ارسال پيامها،

3 - فعاليتهاى سرّى سياسى بر رغم تمامى كنترلها و مراقبتهاى حكومت عباسى،

4 - حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، بويژه ياران خاص خود،

5 - تقويت و توجيه سياسى رجال و عناصر مهم شيعه در برابر مشكلات،

6 - استفاده گسترده از آگاهى غيبى براى جلب منكران امامت و دلگرمى شيعيان،

7 - آماده سازى شيعيان براى دوران غيبت فرزند خود امام دوازدهم/

اينك هر كدام از اين فعاليتها، را جداگانه توضيح مى‏دهيم:

 

1 - كوششهاى علمى‏

گرچه امام عسكرى به حكم شرائط نامساعد و محدوديت بسيار شديدى كه حكومت عباسى برقرار كرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح كل جامعه نشد، اما در عين حال، با همان فشار و خفقان شاگردانى تربيت كرد كه هر كدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثرى داشتند/

«شيخ طوسى» - ره - تعداد شاگردان حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت كرده است(29) كه در ميان آنان چهره‏هاى روشن، شخيتهاى برجسته و مردان وارسته‏اى مانند: احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، عبدالله بن جعفر حميرى، ابو عمرو عثمان بن سعيد عَمرى، على بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم مى‏خورند كه شرح خدمات و كوشهاى آنان در اين كتاب نمى‏گنجد و زندگينامه پر افتخار و آموزنده آنان را مى‏توان در كتب رجال خواند/

علاوه بر تربيت اين شاگردان، گاهى چنان مشكلات و تنگناهايى براى مسلمانان پيش مى‏آمد كه جز حضرت عسكرى كسى از عهده حل آنها بر نمى‏آمد. امام در اين گونه مواقع، در پرتو علم امامت، با يك تدبير فوق العاده، بن بست را مى‏شكست و مشكل را حل مى‏كرد. براى اين مطلب مى‏توان دو نمونه ذكر كرد:

 

الف - اشتباه فيلسوف!

«ابن شهر آشوب» مى‏نويسد: «اسحاق كِندى» كه از فلاسفه اسلام و عرب به شمار مى‏رفت و در عراق اقامت داشت(30)، كتابى تأليف نمود به نام «تناقضهاى قرآن»! او مدتهاى زيادى در منزل نشسته و گوشه نشينى اختيار كرده و خود را به نگارش آن كتاب مشغول ساخته بود. روزى يكى از شاگردان او به محضر امام عسكرى - عليه السلام شرفياب شد. هنگامى كه چشم حضرت به او افتاد، فرمود:

آيا در ميان شما مردى رشيد وجود ندارد كه گفته‏هاى استادتان «كندى» را پاسخ گويد؟ شاگرد عرض كرد: ما همگى از شاگردان او هستيم و نمى‏توانيم به اشتباه استاد اعتراض كنيم. امام فرمود: اگر مطالبى به شما تلقين و تفهيم شود مى‏توانيد آن را براى استاد نقل كنيد؟

شاگرد گفت: آرى، امام فرمود:

از اينجا كه برگشتى به حضور استاد برو و با او به گرمى و محبت رفتار نما و سعى كن با او انس و الفت پيدا كنى. هنگامى كه كاملاً انس و آشنايى به عمل آمد، به او بگو: مسئله‏اى براى من پيش آمده است كه غير از شما كسى شايستگى پاسخ آن را ندارد و آن مسئله اين است كه: آيا ممكن است گوينده قرآن از گفتار خود معانى اى غير از آنچه شما حدس مى‏زنيد اراده كرده باشد؟

او در پاسخ خواهد گفت: بلى، ممكن است چنين منظورى داشته باشد. در اين هنگام بگو شما چه مى‏دانيد، شايد گوينده قرآن معانى ديگرى غير از آنچه شما حدس مى‏زنيد، اراده كرده باشد و شما الفاظ او را در غير معناى خود به كار برده‏ايد؟ امام در اينجا اضافه كرد: او آدم باهوشى است، طرح اين نكته كافى است كه او را متوجه اشتباه خود كند/

شاگرد به حضور استاد رسيد و طبق دستور امام رفتار نمود تا آنكه زمينه براى طرح مطلب مساعد گرديد. سپس سؤال امام را به اين نحو مطرح ساخت:

آيا ممكن است گوينده‏اى سخنى بگويد و از آن مطلبى اراده كند كه به ذهن خواننده نيايد؟ و به ديگر سخن: مقصود گوينده چيزى باشد مغاير با آنچه در ذهن مخاطب است؟ فيلسوف عراقى با كمال دقت به سؤال شاگرد گوش داد و گفت: سؤال خود را تكرار كن. شاگرد سؤال را تكرار نمود. استاد تأملى كرد و گفت: آرى، هيچ بعيد نيست امكان دارد كه چيزى در ذهن گوينده سخن باشد كه به ذهن مخاطب نيايد و شنونده از ظاهر كلام گوينده چيزى بفهمد كه وى خلاف آن را اراده كرده باشد/

استاد كه مى‏دانست شاگرد او چنين سؤالى را از پيش خود نمى‏تواند مطرح نمايد و در حدّ انديشه او نيست، رو به شاگرد كرد و گفت: تو را قسم مى‏دهم كه حقيقت را به من بگويى، چنين سؤالى از كجا به فكر تو خطور كرد؟

شاگرد: چه ايرادى دارد كه چنين سؤالى به ذهن خود من آمده باشد؟استاد: نه، تو هنوز زود است كه به چنين مسائلى رسيده باشى، به من بگو اين سؤال را از كجا ياد گرفته‏اى؟

شاگرد: حقيقت اين است كه، «ابو محمد» (امام حسن عسكرى - عليه السلام -) مرا با اين سؤال آشنا نمود/

استاد: اكنون واقع امر را گفتى. سپس افزود: چنين سؤالهايى تنها زيبنده اين خاندان است (آنان هستند كه مى‏توانند حقيقت را آشكار سازند)(31)/

آنگاه استاد با درك واقعيت و توجه به اشتباه خود، دستور داد آتشى روشن كردند و آنچه را كه به عقيده خود درباره «تناقضهاى قرآن» نوشته بود تماماً سوزاند!(32)

 

ب - مشت راهب باز مى‏شود!

يك سال در سامرّأ قحطى سختى پيش آمد. «معتمد»، خليفه وقت، فرمان داد مردم به نماز استسقأ (طلب باران‏9 بروند. مردم سه روز پى در پى براى نماز به مصلاّ رفتند و دست به دعا بر داشتند، ولى باران نيامد. روز چهارم «جاثِليق»، بزرگ اسقفان مسيحى، همراه مسيحيان و راهبان به صحرا رفت. يكى از راهبان هر وقت دست خود را به سوى آسمان بلند مى‏كرد بارانى درشت فرو مى‏باريد. روز بعد نيز جاثليق همان كار را كرد و آنقدر باران آمد كه ديگر مردم تقاضاى باران نداشتند، و همين امر موجب شگفت مردم و نيز شك و ترديد و تمايل به مسيحيت در ميان بسيارى از مسلمانان شد. اين وضع بر خليفه ناگوار آمد و ناگزير امام را كه زندانى بود، به دربار خواست و گفت: امت جدت را درياب كه گمراه شدند!

امام فرمود: از جاثليق و راهبان بخواه كه فردا سه شنبه به صحرا بروند/

خليفه گفت: مردم ديگر باران نمى‏خواهند، چون به قدر كافى باران آمده است، بنابراين به صحرا رفتن چه فايده‏اى دارد؟

امام فرمود: براى آنكه ان شأ الله تعالى شك و شبهه را برطرف سازم/

خليفه فرمان داد پيشواى مسيحيان همراه راهبان سه شنبه به صحرا رفتند. امام عسكرى - عليه السلام - نيز در ميان جمعيت عظيمى از مردم به صحرا آمد. آنگاه مسيحيان و راهبان براى طلب باران دست به سوى آسمان برداشتند. آسمان ابرى شد و باران آمد. امام فرمان دست راهب معينى را بگيرند و آنچه در ميان انگشتان اوست بيرون آوردند. در ميان انگشتان او استخوان سياه فامى از استخوانهاى آدمى يافتند. امام استخوان را گرفت، در پارچه‏اى پيچيد و به راهب فرمود: اينك طلب باران كن! راهب اين بار نيز دست به آسمان برداشت، اما بعكس ابر كنار رفت و خوشيد نمايان شد! مردم شگفت زده شدند. خليفه از امام پرسيد:

اين استخوان چيست ؟

امام فرمود: اين استخوان پيامبرى از پيامبران الهى است كه از قبور برخى پيامبران برداشته‏اند و استخوان هيچ پيامبرى ظاهر نمى‏گردد جز آنكه باران نازل مى‏شود. خليفه امام را تحسين كرد. استخوان را آزمودند، ديدند همان طور است كه امام مى‏فرمايد/

اين حادثه باعث شد كه امام از زندان آزاد شود و احترام او در افكار عمومى بالا رود. در اين هنگام امام از فرصت استفاده كرده و آزادى ياران خود را كه با آن حضرت در زندان بودند، از خليفه خواست و او نيز خواسته حضرت را به جا آورد(33)/

2 - ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان‏

در زمان امام عسكرى - عليه السلام - تشيع در مناطق مختلف و شهرهاى متعددى گسترش و شيعيان در نقاط فراوانى تمركز يافته بودند. شهرها و مناطقى مانند: كوفه، بغداد، نيشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، يمن رى آذربايجان، سامّرأ، جرجان و بصره از پايگاههاى شيعيان به شمار مى‏رفتند. در ميان اين مناطق، به دلائلى، سامرّأ، كوفه بغداد قم و نيشابور از اهميت ويژهاى برخوردار بود(34)/

گستردگى و پراكندگى مراكز تجمع شيعيان، وجود سازمان ارتباطى منظمى را ايجاب مى‏كرد تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يك سو، و ارتباط آنان را با همديگر از سوى دوم برقرار سازد، و از اين رهگذر، آنان را از نظر دينى و سياسى رهبرى و سازماندهى كند/

اين نياز، از زمان امام نهم احساس مى‏شد و چنانكه در سيره آن حضرت و امام دهم توضيح داديم، شبكه ارتباطى وكالت و نصب نمايندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقرارى چنين سيستمى، از آن زمان به مورد اجرا گذاشته مى‏شد/

اين برنامه در زمان امام عسكرى - عليه السلام - نيز تعقيب گرديد: به گواهى اسناد و شواهد تاريخى، امام عسكرى - عليه السلام - نمايندگانى از ميان چهره‏هاى درخشان و شخصيتهاى برجسته شيعيان، برگزيده، در مناطق متعدد منصوب كرده و با آنان در ارتباط بود و از اين طريق پيروان تشيع را در همه مناطق زير نظر داشت. از ميان اين نمايندگان، مى‏توان از «ابراهيم بن عبده»، نماينده امام در «نيشابور»، ياد كرد/

امام طى نامه مفصلى خطاب به «اسحاق بن اسماعيل» و شيعيان نيشابور، پس از توضيح نقش امامت در هدايت امت اسلامى، تشريح ضرورت و اهميت پيروى از امامان و هشدار از سرپيچى از فرمان امام نوشت:

«... اى اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهيم بن عبده هستى تا وى به آنچه من در نامه‏اى كه توسط محمد موسى نيشابورى فرستاده‏ام عمل كند. تو و همه كسانى كه در شهر تو هستند موظفيد بر اساس نامه مزبور عمل كنيد/

ابراهيم بن عبده اين نامه مرا براى همه بخواند تا جاى سؤال و ابهامى باقى نماند... درود و رحمت فراوان خدا بر ابراهيم بن عبده و بر تو و همه پيروان ما باد! همه كسانى كه از پيروان من و از مردم شهر تواند و اين نامه را بخوانند و كسانى كه در آن ناحيه از حق منحرف نشده‏اند، بايد حقوق مالى ما را به ابراهيم بن عبده بپردازند و او نيز بايد آن را به «رازى»(35) يا به كسى كه وى معرفى مى‏كند، تحويل بدهد، و اين دستور من است..»(36)/

از اين نامه، علاوه بر موضوع جمع آورى وجوه مالى شيعيان كه اهميت بسزايى در تقويت و تحكيم وضع اقتصادى جبهه تشيع داشت، استفاده مى‏شود كه نمايندگان امام داراى سلسله مراتبى بودند و حوزه فعاليت هر كدام از آنان مشخص بود و وجوه جمع آورى شده مى‏بايست در نهايت به دست وكيل اصلى برسد و او به امام برساند/

امام، گويا براى تقويت و تثبيت موقعيت ابراهيم بن عبده و نيز براى روشن ساختن شعاع حوزه فعاليت او، طى نامه‏اى به «عبدالله بن حَمدِويه بيهقى» چنين نوشت:

«من ابراهيم بن عبده را براى دريافت حقوق مالى آن سامان و ناحيه شما منصوب كردم و او را وكيل امين و مورد اعتماد خويش نزد پيروان خود قرار دادم. تقوا در پيش گيريد و مراقب باشيد و وجوه مالى واجب را بپردازيد كه هيچ كس در ترك يا تأخير پرداخت آن معذور نيست...»(37)

گويا برخى از شيعيان در مورد اصالت خط و نامه امام درباره ابراهيم ايجاد شبهه و ترديد كرده احتمال داده بودند كه مجعول باشد، از اينرو امام طى نامه جداگانه‏اى نوشت:

«نامه اى كه درباره وكالت ابراهيم از ناحيه من - جهت دريافت حقوق مالى مربوط به من از شيعيان آن منطقه - رسيده، به خط خود من است...»(38)

يكى ديگر از نمايندگان امام «احمد بن اسحاق بن عبدالله قمى اشعرى»، از ياران خاص امام و از شخصيتهاى بزرگ شيعى در قم، بود/

بعضى از دانشمندان علم رجال، از او به عنوان رابط بين قميها و امام و از جمله اصحاب خاص آن حضرت ياد كرده‏اند(39). اما دانشمندان ديگر، او را وكيل و نماينده امام دانسته‏اند(40). از روايتى در «بحار الأنوار» استفاده مى‏شود كه او نماينده امام در موقوفات قم بوده است(41)/

«محمد بن جرير طبرى» مى‏نويسد: احمد بن اسحاق قمى اشعرى، استاد شيخ صدوق، نماينده امام ابو محمد عسكرى بود. وقتى كه آن حضرت درگذشت، وكالت حضرت صاحب الزمان را به عهده گرفت. از طرف حضرت نامه هايى خطاب به او صادر مى‏شد، و او وجوه و حقوق مالى قم و اطراف آن را گرد آورى نموده و به امام مى‏رساند(42). احمد بن اسحاق صدو شصت كيسه طلا و نقره را كه از شيعيان قم گرفته بود، به امام تسليم كرد(43) و اين، حجم چشمگير و جوه جمع آورى شده را نشان مى‏دهد/

«ابراهيم بن مهزيار» اهوازى، يكى ديگر از وكلاى امام بود. اموالى از بيت المال نزد او جمع آورى شده بود و موفق نشده بود به حضرت عسكرى تحويل دهد. پس از شهادت امام، هنگامى كه ابراهيم بيمار شد، به فرزندش محمد وصيت كرد كه آن اموال را به محضر حضرت صاحب الزمان برساند. او نيز اين مأموريت را انجام داد و به جاى پدرش به نمايندگى امام دوازدهم منصوب گرديد(44)/

در رأس سلسله مراتب وكلاى امام، «محمد بن عثمان عَمرى» قرار داشت كه وكلاى ديگر، به وسيله او با امام در ارتباط بودند. آنان نوعاً اموال و وجوه جمع آورى شده را به وى تحويل مى‏دادند و او به محضر امام مى‏رساند(45)

 

پيكها و نامه ها

علاوه بر شبكه ارتباطى وكالت، امام از طريق اعزام پيكها نيز با شيعيان و پيروان خود ارتباط برقرار مى‏ساخت و از اين رهگذر مشكلات آنان را برطرف مى‏كرد. در اين زمينه، به عنوان نمونه، مى‏توان از فعاليتهاى «ابوالأديان»، يكى از نزديكترين ياران امام ياد كرد(46). او نامه‏ها و پيامهاى امام را به پيروان آن حضرت مى‏رساند، و متقابلاً نامه‏ها، و سؤالها، مشكلات، خمس و ديگر وجوه ارسالى شيعيان را دريافت نموده و در سامرّأ به محضرامام عسكرى مى‏رساند. آخرين مأموريت او را كه در روزهاى آخر حيات امام عسكرى رخ داد، در بخش جريان شهادت آن حضرت توضيح خواهيم داد/

گذشته از پيكها، امام از طريق مكاتبه نيز باشيعيان ارتباط برقرار مى‏ساخت و از اين رهگذر آنان را زير چتر هدايت خويش قرار مى‏داد. نامه‏اى كه امام به «ابن بابويه» نوشته - و در بخش تقويت و توجيه سياسى عناصر مهم شيعه از آن ياد خواهيم كرد - نمونه‏اى از اين نامه‏ها است(47). از اين گذشته، امام دو نامه به شيعيان قم و آبه (آوه) نوشته است كه متن آنها در كتابهاى ما مضبوط است(48).

نامه‏هاى ديكرى نيز به مناسبتهاى ديگر از امام در دست است(49) بر اساس روايتى، امام عسكرى بامداد روز هشتم ربيع الأول سال 260 ه'، اندكى پيش از رحلت، نامه‏هاى فراوانى به مردم مدينه نوشت(50)

 

3 - فعاليتهاى سرّى سياسى‏

امام عسكرى - عليه السلام - بررغم تمامى محدوديتهاى و كنترلهايى كه از طرف دستگاه خلافت به عمل مى‏آمد، يك سلسله فعاليتهاى سرّى سياسى را رهبرى مى‏كرد كه با گزينش شيوه‏هاى بسيار ظريف پنهانگارى، از چشم بيدار و مراقب جاسوسان دربار، بدور مى‏ماند. در اين زمينه نمونه‏هاى فراوانى به چشم مى‏خورد كه ذيلاً دو مورد آن را از نظر خونندگان محترم مى‏گذرانيم:

1 - «عثمان بن سعيد عَمرى» كه از نزديكترين و صميمى‏ترين ياران امام بود(51)،زير پوشش روغن فروشى فعاليت مى‏كرد. شيعيان و پيروان حضرت عسكرى - عليه السلام - اموال و وجوهى را كه مى‏خواستند به امام تحويل دهند، به او مى‏رساندند و او آنها را در ظرفها و مشكهاى روغن قرار داده و به حضور امام مى‏رساند(52)/

2 - «داود بن اسود»، خدمتگزار امام كه مأمور هيزم كشى و گرم كردن حمام خانه حضرت عسكرى بود، مى‏گويد: اين چوب را بگير و نزد «عثمان بن سعيد» ببر و به او بده. من چوب را گرفته روانه شدم. در راه به يك نفر سقّا برخوردم. قاطر او راه مرا بست. سقا از من خواست حيوان را كنار بزنم. من چوب را بلند كردم وبه قاطر زدم. چوب شكست و من وقتى محل شكستگى آن را نگاه كردم، چشمم به نامه هايى افتاد كه در داخل چوب بوده است! بسرعت چوب را زير بغل گرفته و برگشتم و سقا مرا به باد فحش و ناسزا گرفت///

وقتى به در خانه امام رسيدم، «عيسى» خدمتگزار امام كنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت مى‏گويد: چرا قاطر را زدى و چوب را شكستى؟ گفتم: نمى‏دانستم داخل چوب چيست؟ امام فرمود: چرا كارى مى‏كنى كه مجبور به عذر خواهى شوى؟ مبادا بعد از اين چنين كارى كنى، اگر شنيدى كسى به ما ناسزا (هم) مى‏گويد، راه خود را بگير و برو و با او مشاجره نكن. ما، در شهر بد و ديار بدى به سر مى‏بريم، تو فقط كار خود را بكن و بدان گزارش كارهايت به ما مى‏رسد(53)/

اين قضيه نشان مى‏دهد كه امام، اسناد، نامه‏ها و نوشته هايى را كه سرّى بوده، در ميان چوب، جاسازى كرده و براى «عثمان بن سعيد» كه شخص بسيار مورد اعتماد و رازدارى بوده، فرستاده بوده و اين كار را به عهده مأمور حمام كه كارش هيزم آوردن و چوب شكستن و امثال اينها بوده - و طبعاً سؤ ظن كسى را جلب نمى‏كرده واگذار كرده بوده است، ولى بر اثر بى احتياطى او، نزديك بوده اين راز فاش شود!

 

4 - حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان‏

يكى ديگر از موضعگيريهاى امام عسكرى - عليه السلام - حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، بويژه از ياران خاص و نزديك آن حضرت، بود. با يك مطالعه در زندگانى آن حضرت، اين مطلب به خوبى آشكار مى‏شود كه گاهى برخى از ياران امام، از تنگناى مالى، در محضر امام شكوه مى‏كردند و حضرت، گرفتارى مالى آنان را برطرف مى‏ساخت و گاه حتى پيش از آنكه اظهار كنند، امام مشكل آنان را برطرف مى‏كرد. اين اقدام امام مانع از آن مى‏شد كه آنان زير فشار مالى، جذب دستگاه حكومت عباسى شوند. در اين زمينه مى‏توان براى نمونه چند مورد زير را ياد كرد:

1 - «ابو هاشم جعفرى»(54) مى‏گويد: از نظر مالى در مضيقه بودم. خواستم وضع خود را طى نامه‏اى به امامعسكرى - عليه السلام - بنويسم، ولى خجالت كشيدم و صرفنظر كردم. وقتى كه وارد منزل شدم، امام صد دينار براى من فرستاد و طى نامه‏اى نوشت: هر وقت احتياج داشتى، خجالت نكش، و پروا مكن، و از ما بخواه كه بخواست خغا به مقصود خود مى‏رسى(55)/

2 - «على بن زيد علوى» مى‏گويد: امام عسكرى - عليه السلام - مبلغى پول به من داد و فرمود: با اين پول كنيزى بخر، زيرا كنيز تو مرده است. وقتى كه به منزل برگشتم، ديدم كنيز مرده است!(56)

3 - «ابو هاشم جعفرى» مى‏گويد: نياز مالى خود را به اطلاع امام رساندم، امام كيسه‏اى حاوى پانصد دينار به من داد و فرمود: ابو هاشم! اين را بگير و اگر كم است عذر ما را بپذير!(57)

4 - «ابو طاهر بن بلال» يك سال به حج مشرف شد و در مراسم حج مشاهده كرد كه «على بن جعفر»(58) مبالغ هنگفتى انفاق كرد. وقتى كه از حج بازگشت، جريان را به امام گزارش كرد. امام در پاسخ نوشت: «قبلاً دستور داده بوديم صد هزار دينار به وى بدهند، سپس مجدداً بالغ بر همين مبلغ براى او حواله كرديم ولى او براى رعايت حال ما نپذيرفت». بعد از اين جريان «على بن جعفر» به حضور امام شرفياب شد، به دستور حضرت سى هزار دينار به وى پرداخت گرديد.(59)

اين روايت نشان مى‏دهد كه «على بن جعفر» مبالغ درشتى در حجاز توزيع مى‏كرده است، و اگر چه مورد مصرف آنها در روايت معين نشده ولى حجم بزرگ پولها نشان مى‏دهد كه اين، يك برنامه وسيع و طراحى شده بوده و طبعاً شيعيان نيازمند وشخصيتهاى بزرگ و مبارز شيعه از آن برخوردار مى‏شده‏اند و اين برنامه با آگاهى و هدايت و حمايت مالى امام اجرا مى‏شده است/

البته پرداخبت چنين مبلغهايى با توجه به محدوديت امام، نبايد موجب ترديد يا انكار گردد زيرا بررغم آنكه فعاليتهاى اجتماعى و سياسى امام بشدّت تحت كنترل حكومت عباسى بود، رقمهاى قابل توجهى از شيعيان مناطق مختلف، توسط نمايندگان امام به آن حضرت مى‏رسيد. مثلاً تاريخ مى‏گويد: شخصى از «جرجان» به محضر امام رسيد و اموالى را كه شيعيان آن منطقه فرستاده بودند به پيشكار امام به نام«مبارك» تسليم كرد(60)، يا شخصى كه از جبل (قسمتهاى كوهستانى ايران تا قزوين و همدان) با راهنمايى يك نفر علوى به حضور امام رسيده بود، چهار هزار دينار به امام تقديم كرد(61)، يا چنانكه قبلاً گفتيم، نماينده امام در قم (احمد بن اسحق) صد و شصت كيسه طلا نقره كه از شيعيان آن شهر تحويل گرفته بود، به امام تسليم كرد(62). غير از اينها اموال و وجوه قابل توجهى نيز توسط نمايندگان امام عسكرى - عليه السلام - جمع آورى شده بود كه تحويل آنها تا زمان شهادت حضرت به تأخير افتاد و طبعاً به پيشگاه حضرت ولى عصر تقديم شد كه مى‏توان به عنوان نمونه از اموال فراوانى ياد كرد كه در اختيار «ابراهيم بن مهزيار» بوده و پس از مرگ او پسرش «محمد» به نماينده امام عصر تحويل داد(63)/

همچنين مى‏توان از هفتصد دينارى كه نزد يكى از اهالى جبل بوده(64)، و نيز از پانصد دينارى كه در اختيار يكى ديگر از شيعيان بنام «عمران همدان» بوده(65)، نام برد/

 

5 - تقويت و توجيه سياسى رجال و عناصر مهمّ شيعه‏

از جالبترين فعاليتهاى سياسى امام عسكرى - عليه السلام - تقويت و توجيه سياسى رجال مهم شيعه در برابر فشارها و سختيهاى مبارزات سياسى، در جهت حمايت از آرمانهاى بلند تشيع بود. از آنجا كه شخصيتهاى بزرگ شيعه در فشار بيشترى بودند، امام به تناسب مورد، هر يك از آنان را به نحوى دلگرم و راهنمايى مى‏كرد و روحيه آنان را بالا مى‏برد تا ميزان تحمل و صبر و آگاهى آنان در برابر فشارها، تنگناها و فقر و تنگدستيها فزونى يابد و بتوانند مسئوليت بزرگ اجتماعى و سياسى و وظايف دينى خود را بخوبى انجام دهند.

«محمد بن حسن بن ميمون» مى‏گويد: نامه‏اى به امام عسكرى - عليه السلام - نوشتم و از فقر و تنگدستى شكوه كردم، ولى بعداً پيش خود گفتم: مگر امام صادق - عليه السلام - نفرموده كه: فقرا با ما بهتر از توانگرى با ديگران است، و كشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.

امام در پاسخ نوشت:

هرگاه گناهان دوستان ما زياد شود، خداوند آنها را به فقر گرفتار مى‏كند و گاهى از بسيارى از گناهان آنان در مى‏گذرد. همچنان كه پيش خود گفته‏اى، فقر با ما بهتر از توانگرى با ديگران است. ما براى كسانى كه به ما پناهنده شوند، پناهگاهيم، و براى كسانى كه از ما هدايت بجويند، نوريم. ما نگهدار كسانى هستيم كه (براى نجات از گمراهى) به ما متوسل مى‏شوند. هر كس ما را دوست بدارد، در رتبه بلند (تقرّب به خدا) با ماست، و كسى كه پيرو راه ما نباشد، به سوى آتش خواهد رفت (66).

نمونه ديگر در اين زمينه نامه‏اى كه امام عسكرى - عليه السلام - به «على بن حسين بن بابويه قمى»، يكى از فقهاى بزرگ شيعه، نوشته است. امام در اين نامه پس از ذكر يك سلسله توصيه‏ها و رهنمودهاى لازم، چنين ياد آورى مى‏كند: صبر كن و منتظر فرج باش كه پيامبر فرموده است: برترين اعمال امت من انتظار فرج است.

شيعيان ما پيوسته در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم (امام دوازدهم) ظاهر شود؛ همان كسى كه پيامبر بشارت داده كه زمين را از قسط و عدل پر خواهد ساخت، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.

اى بزرگمرد و مورد اعتماد و فقيه من! صبر كن و شيعيان مرا به صبر فرمان بده! زمين از آن خداست و هر كسى از بندگانش را كه بخواهد، وارث (حاكم) آن قرار مى‏دهد. فرجام نيكو، تنها از آنِ پرهيزگاران است. سلام و رحمت خدا و بركات او بر تو و بر همه شيعيان باد! (67)

 

6 - استفاده گسترده از آگاهى غيبى

مى‏دانيم كه امامان، در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهى غيبى برخوردار بودند و در مواردى كه اساس حقانيت اسلام يا مصالح عالى امت اسلامى (همچون مشروعيت امامت آنان) در معرض خطر قرار مى‏گرفت، از اين آگاهى به صورت «ابزار» هدايت استفاده مى‏كردند. پيشگوييها و گزارشهاى غيبى امامان، بخش مهمى از زندگينامه آنان را تشكيل مى‏دهد، اما با يك مطالعه در زندگى امام عسكرى چنين به نظر مى‏رسد كه: آن حضرت بيش از امامان ديگر آگاهى غيبى خود را آشكار مى‏ساخته است.

بر اساس تحقيق يكى از دانشمندان معاصر، از كرامات و گزارشهاى غيبى و اقدامات خارق العاده امام عسكرى - عليه السلام -، «قطب راوندى» در كتاب «خرائج» جمعاً چهل مورد، «سيد بحرانى» در «مدينة المعاجز» صد و سى و چهار مورد، «شيخ حر عاملى» در «اثبات الهداة» صد و سى و شش مورد، و «علامه مجلسى» در «بحار الأنوار» هشتاد و يك مورد را ثبت كرده‏اند (68) و اين، بخوبى روشنگر فزونى بروز كرامات و گزارشهاى غيبى از ناحيه آن حضرت مى‏باشد.

به نظر مى‏رسد علت اين امر شرائط نامساعد و جوّ پر اختناقى بود كه امام يازدهم و پدرش امام هادى در آن زندگى مى‏كردند؛ زيرا از وقتى كه امام هادى از سر اجبار به سامّرأ منتقل گرديد - به شرحى كه در سيره آن حضرت گفتيم - بشدّت تحت مراقبت و كنترل بود، ازينرو امكان معرفى فرزندش «حسن» به عموم شيعيان به عنوان امام بعدى وجود نداشت و اصولاً اين كار، حيات او را از ناحيه حكومت وقت در معرض خطر جدى قرار مى‏داد. به همين جهت كار معرفى امام عسكرى - عليه السلام - به شيعيان و گواه گرفتن آنان در اين باب، در ماههاى پايانى عمر امام هادى - عليه السلام - صورت گرفت، (69) به طورى كه هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسيارى از شيعيان ازامامت حضرت «حسن عسكرى» آگاهى نداشتند (70).

گويا عامل ديگرى نيز در اين زمينه بى تأثير نبوده و آن اعتقاد گروهى از شيعيان به امامت «محمد بن على»، برادر حضرت عسكرى، در زمان حيات امام هادى بوده است. اين گروه بر اساس همين پندار او را در محضر امام هادى احترام مى‏كردند، ولى حضرت با اين پندار مبارزه مى‏كرد و آنان را به امامت فرزندش حسن راهنمايى مى‏نمود.

پس از شهادت حضرت هادى گروهى از خيانتكاران و نادانان، همچون «ابن ماهويه»، اين پندار را دستاويز قرار داده و به اغواى مردم و منحرف ساختن افكار از امامت حضرت عسكرى پرداختند.

اين عوامل دست به دست هم داده و موجب شك و ترديد گروهى از شيعيان در امامت آن حضرت در آغاز كار گرديده بود، چنانكه برخى از آنان در صدد آزمايش امام بر مى‏آمدند (71) و برخى ديگر در اين زمينه با امام مكاتبه مى‏كردند (72). اين تزلزلها و ترديدها به حدّى بود كه امام در پاسخ گروهى از شيعيان در اين زمينه با آزردگى و رنجش فراوانى نوشت:

«هيچ يك از پدرانم، مانند من، گرفتار شك و تزلزل شيعيان در امر امامت نشده‏اند...»(73)

امام عسكرى براى زدودن زنگار اين شكها و ترديدها، و نيز گاه براى حفظ ياران خود از خطر، و يا دلگرمى آنان، و يا هدايت گمراهان، ناگزير مى‏شد پرده‏هاى حجاب را كنار زده، از آن سوى جهان ظاهر، خبر دهد، و اين، از مؤثرترين شيوه‏هاى جلب مخالفان و تقويت ايمان شيعيان بود.

«ابوهاشم جعفرى» كه قبلاً گفتيم يكى از نزديكترين ياران امام بود، مى‏گويد: هر وقت به حضور امام عسكرى - عليه السلام - مى‏رسيدم، برهان و نشانه تازه‏اى بر امامت او مشاهده مى‏كردم (74).

اينك كه انگيزه‏هاى امام در اين زمينه روشن گرديد، چند نمونه از پيشگوييهاى غيبى امام عسكرى - عليه السلام - را از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرانيم:

1 - «محمد بن على سمرى» كه يكى از نزديكترين و صميمى‏ترين ياران امام بود، مى‏گويد: حضرت عسكرى - عليه السلام - طى نامه‏اى به من نوشت: «فتنه‏اى براى شما پيش خواهد آمد، آماده باشيد».

بعد از سه روز در ميان افراد بنى هاشم اختلافى روى داد. به امام نوشتم: آيا اين همان فتنه است؟ حضرت پاسخ داد: «اين، آن نيست! مواظب باشيد!». چند روز بعد «معتز» كشته شد!(75)

2 - امام حدود بيست روز پيش از قتل «معتزّ» به «اسحاق بن جعفر زبيرى» نوشت: در خانه خود بمان، حادثه مهمى اتفاق خواهد افتاد! وى مى‏گويد: پس از آنكه «بريحه» كشته شد، به محضر امام نوشتم: حادثه‏اى كه گفته بوديد، رخ داد، اينك چه كار كنم؟ امام پاسخ داد: حادثه‏اى كه گفتم، حادثه ديگرى است! طولى نكشيد «معتز» كشته شد! (76)

3 - «محمد بن حمزه سروى» مى‏گويد: توسط «ابو هاشم جعفرى» كه از نزديكترين ياران حضرت عسكرى - عليه السلام - بود، نامه‏اى به آن حضرت نوشتم و در خواست كردم دعائى در حق من بكند تا توانگر شوم. امام به خط خود جواب داد: مژده باد بر تو! خداوند به اين زودى تو را بى نياز گردانيد. پسر عموى تو «يحيى بن حمزه» درگذشت و وارثى ندارد، دارايى او كه صد هزار درهم است بزودى به دست تو خواهد رسيد. (77)

4 - «ابو هاشم جعفرى» مى‏گويد: زندانى بودم. از فشار زندان و سنگينى غل و زنجير به حضرت شكايت كردم. امام در پاسخ نوشت: امروز نماز ظهر را در منزل خود خواهى خواند. طولى نكشيد از زندان خلاص شدم و نماز را در منزل خواندم! (78)

5 - «احمد بن محمد» مى‏گويد: موقعى كه «مهتدى»، خليفه عباسى، شروع به كشتار «موالى» كرد، طى نامه‏اى به حضرت عسكرى - عليه السلام - نوشتم: شكر خدا كه خليفه گرفتارى پيدا كرده و فرصت مزاحمت به شما را ندارد، شنيده‏ام شما را تهديد مى‏كرده و مى‏گفته: «بايد اينها را از روى زمين بردارم».

امام در پاسخ با خط خود نوشت: عمر او كوتاهتر از آن خواهد بود كه اين تهديها را عملى كند. از امروز بشمار، در روز ششم با خوارى و خفت كشته خواهد شد. شش روز بعد، همان گونه كه امام پيشگويى كرده بود، مهتدى به قتل رسيد. (79)

6 - «جعفر بن محمد قلانسى» مى‏گويد: برادرم محمد كه همسرش آبستن بود، نامه‏اى به حضرت عسكرى - عليه السلام - نوشت و خواهش كرد كه حضرت دعا كند زايمان همسرش بى خطر، و نوزاد او پسر باشد. امام در پاسخ نوشت: خداوند فرزند پسر به تو عنايت مى‏كند، و «محمد» و «عبد الرحمن» دو اسم خوبى هستند. آن زن پسر آنهم دو قلو زاييد، يكى را محمد و ديگرى را عبدالرحمن نانم نهادند (80).

7 - «محمد بن عياش» مى‏گويد: چند نفر بوديم كه در مورد كرامات امام عسكرى - عليه السلام - با هم گفتگو مى‏كرديم. فردى ناصبى (دشمن اهل بيت) گفت: من نوشته‏اى بدون مركّب براى او مى‏نويسم، اگر آن را پاسخ داد، مى‏پذيرم كه او بر حق است.

ما مسائل خود را نوشتيم. ناصبى نيز بدون مركّب روى برگه‏اى مطلب خود را نوشت و آن را با نامه‏ها به خدمت امام فرستاديم. حضرت پاسخ سؤالهاى ما را مرقوم فرمود و روى برگه مربوط به ناصبى، اسم او و اسم پدرش را نوشت!. ناصبى چون آن را ديد از هوش رفت، و چون به هوش آمد، حقانيت حضرت را تصديق كرد و در زمره شيعيان قرار گرفت. (81)

8 - «اسماعيل بن محمد» مى‏گويد: بر درِ خانه امام عسكرى - عليه السلام - نشستم. وقتى امام بيرون آمد، جلو رفتم و از فقر و نيازمندى خويش شكوه كردم و سوگند خوردم كه حتى يك درهم ندارم!

اما فرمود: سوگند ياد مى‏كنى، درصورتى كه دويست دينار در خاك پنهان كرده‏اى؟! آنگاه افزود: اين را براى آن نگفتم كه به تو عطائى نكنم، و آنگاه رو به غلام خود كرد و فرمود: آنچه همراه دارى به او بده. غلام صد دينار به من داد. خداى متعال را سپاس گفتم و باز گشتم.

حضرت فرمود: مى‏ترسم آن دويست دينار را، در وقتى كه بسيار نيازمند آن هستى، از دست بدهى. من سراغ دينارها رفتم و آنها را در جاى خود يافتم. جايشان را عوض كردم و طورى پنهان ساختم كه هيچ كس مطلع نشود. از اين قضيه مدتى گذشت. به دينارها نيازمند شدم. سراغ آنها رفتم چيزى نيافتم و اين امر بر من بسيار گران آمد. بعداً فهميدم پسرم جاى آنها را يافته و دينارها را برداشته و برده است! در نتيجه چيزى از آنها به دست من نرسيد و همان طور شد كه امام فرموده بود! (82)

9 - شخصى بنام «حلبى» مى‏گويد: در سامرّأ گرد آمده بوديم و منتظر خروج ابو محمد (امام عسكرى - عليه السلام -) از خانه بوديم تا او را از نزديك ببينيم. در اين هنگام نامه‏اى از حضرت دريافت كرديم كه در آن نوشته بود: «هشدار كه هيچ كس بر من سلام نكند و كسى با دست، به سوى من اشاره نكند، در غير اين صورت جانتان به خطر خواهد افتاد!» در كنار من جوانى ايستاده بود، به او گفتم: از كجايى؟ گفت: از مدينه. گفتم: اينجا چه مى‏كنى؟ گفت: درباره امامت «ابو محمد» - عليه السلام - اختلافى پيش آمده است، آمده‏ام تا او را ببينم و سخنى از او بشنوم يا نشانه‏اى ببينم تا دلم آرام گيرد، من از نوادگان «ابوذر غِفارى» (83) هستم. در اين هنگام امام حسن - عليه السلام - همراه خادمش بيرون آمد. وقتى كه روبروى ما رسيد، به جوانى كه در كنار من بود، نگريست و فرمود: آيا تو غِفارى هستى؟ جوان پاسخ داد: آرى. امام فرمود: مادرت «حمدويه» چه مى‏كند؟ چوان پاسخ داد: خوب است. امام پس از اين سخنان كوتاه از كنار ما گذشت. رو به جوان كردم و گفتم: آيا او را قبلاً ديده بودى؟ پاسخ داد: خير. گفتم: آيا همين تو را كافى است؟ گفت: كمتر از اين نيز كافى بود!(84)

10 - جعفر بن محمد مى‏گويد: امام عسكرى - عليه السلام - در راه حركت مى‏كرد و ما در ركاب او بوديم. من آرزو داشتم كه داراى فرزندى شوم، در دلم گفتم: اى ابا محمد (عسكرى) آيا من صاحب فرزندى خواهم شد؟ در اين هنگام امام نگاهى به من كرد و با سر اشاره كرد كه: آرى. در دلم گفتم: پسر خواهد شد؟ حضرت با سر اشاره كرد كه: نه! چندى بعد خدا فرزند دخترى به ما داد! (85)

11 - على بن محمد بن زياد مى‏گويد: نامه‏اى از طرف حضرت به من رسيد كه: خطرى تو را تهديد مى‏كند، از خانه خارج نشو. در آن روزها يك گرفتارى براى من پيش آمد كه از آن وحشت كردم، نامه‏اى به امام نوشتم و پرسيدم كه: اين همان خطر است؟ امام در پاسخ نوشت: خطرى كه گفتيم از اين بدتر خواهد بود. طولى نكشيد بخاطر «جعفر بن محمود» تحت تعقيب قرار گرفتم، و از طرف حكومت براى دستگير كننده من صد هزار درهم جايزه اعلام گرديد! (86)

 

7 - آماده سازى شيعيان براى دوران غيبت

از آنجا كه غائب شدن امام و رهبر هر جمعيتى، يك حادثه غير طبيعى و نامأنوس است و باور كردن آن و نيز تحمل مشكلات ناشى از آن براى نوع مردم دشوار مى‏باشد، پيامبر اسلام و امامان پيشين بتدريج مردم را با اين موضوع آشنا ساخته و افكار را براى پذيرش آن آماده مى‏كردند.

اين تلاش در عصر امام هادى - عليه السلام - و امام عسكرى - عليه السلام - كه زمان غيبت نزديك مى‏شد، به صورت محسوسترى به چشم مى‏خورد. چنانكه در زندگانى امام هادى ديديم، آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمايندگان انجام مى‏داد و كمتر شخصاً با افراد تماس مى‏گرفت.

اين معنا در زمان اما عسكرى - عليه السلام - جلوه بيشترى يافت ؛ زيرا امام از يك طرف، با وجود تأكيد بر تولد حضرت مهدى - عليه السلام - او را تنها به شيعيان خاصّ و بسيار نزديك نشان مى‏داد و از طرف ديگر تماس مستقيم شيعيان با خود آن حضرت روز برزو محدودتر و كمتر مى‏شد، به طورى كه حتى در خود شهر سامرّأ به مراجعات و مسائل شيعيان از طريق نامه يا توسط نمايندگان خويش پاسخ مى‏داد و بدين ترتيب آنان را براى تحمل اوضاع و شرائط و تكاليف عصر غيبت و ارتباط غير مستقيم با امام آمده مى‏ساخت، و چنانكه خواهيم ديد اين همان روشى است كه بعداً امام دوازدهم در زمان غيبت صغرى در پيش گرفت و شيعيان را بتدريج براى دوران غيبت كبرى آماده ساخت.

اشاره كرديم كه گاهى برخى از شيعيان خاص، موفق به ديدار حضرت مهدى - عليه السلام - مى‏شدند، اينك در اينجا به عنوان نمونه يك مورد از اين ديدارها را مى‏آوريم:

 

پيشگويى غيبت مهدى (عج)

«احمد بن اسحاق»، يكى از ياران خاص و گرانقدر امام عسكرى - عليه السلام -، مى‏گويد: به حضور امام عسكرى - عليه السلام - رسيدم مى‏خواستم درباره امام بعد از او بپرسم، حضرت پيش از سؤال من فرمود:

اى «احمد بن اسحاق»! خداوند از زمانى كه آدم را آفريده تا روز رستاخيز، هرگز زمين را از «حجت» خالى نگذاشته و نمى‏گذارد. خداوند از بركت وجود «حجت» خود در زمين، بلا را از مردم جهان دفع مى‏كند و باران مى‏فرستد و بركات نهفته در دل زمين را آشكار مى‏سازد.

عرض كردم: پيشوا و امام بعد از شما كيست؟ حضرت بسرعت برخاست و به اطاق ديگر رفت و طولى نكشيد كه برگشت، در حالى كه پسر بچه‏اى را كه حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده مى‏درخشيد به دوش گرفته بود.

فرمود: «احمد بن اسحاق»! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودى، اين پسرم را به تو نشان نمى‏دادم، او همنام و هم كنيه رسول خداست، زمين را پر از عدل و داد مى‏كند چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد. او در ميان اين امت (از نظر طول غيبت) همچون «خضر» و «ذوالقرنين» است، او غيبتى خواهد داشت كه (در اثر طولانى بودن آن) بسيارى به شك خواهند افتاد و تنها كسانى كه خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته و توفيق دعا جهت تعجيل قيام و ظهور او مى‏بخشد، از گمراهى نجات مى‏يابند... (87).

 

جلوه درخشان حقيقت

با تمام دشمنيها و كينه توزيهايى كه درباريان عباسى نسبت به امام عسكرى - عليه السلام - داشتند، عظمت معنوى و فروغ كمالات او گاه آنان را چنان تحت تأثير قرار مى‏داد كه ناگزير در برابر آن حضرت سر تعظيم فرود مى‏آوردند و زبان به مدح و ستايش آن بزرگوار مى‏گشودند.

«عبيد الله بن خاقان» از درباريان و رجال مهمّ حكومت عباسى بود و پسرش «احمد» متصدى اراضى «قم» و مأمور اخذ ماليات اين شهر و از ناصبيان (دشمنان امامان) شمرده مى‏شد. حسن بن محمد اشعرى و محمد بن يحيى و ديگران آورده‏اند كه روزى در مجلس او سخن از علويان و عقايدشان به ميان آمد. «احمد» گفت:

من در «سامرّأ» كسى از علويان را از نظر روش و وقار و عفت و نجابت و فضيلت و عظمت در ميان خانواده خويش و تمامى بنى هاشم مانند حسن بن على بن محمد (امام عسكرى) نديدم. خاندانش او را بر بزرگسالان و سران خود مقدم مى‏داشتند. در نزد سران سپاه و وزيران و عموم مردم نيز همين وضع را داشت. به ياد دارم روزى نزد پدرم بودم، دربانان خبر آوردند: ابو محمد، ابن الرضا (88) (امام حسن عسكرى - عليه السلام -) مى‏خواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: بگذاريد وارد شود. من از اينكه در بانان نزد پدرم از او با كنيه و با احترام ياد كردند، شگفت زده شدم، زيرا نزد پدرم جز خليفه يا وليعهد يا كسى را كه خليفه دستور داده بود او را به كنيه (89) ياد كنند، اين گونه ياد نمى‏كردند. آنگاه مردى گندم گون، خوش قامت، خوشرو، نيكو اندام، جوان و داراى هيبت و جلالت وارد شد. چون چشم پدرم به او افتاد، از جا برخاست و چند گام به استقبال او رفت. به ياد نداشتم پدرم نسبت به كسى از بنى هاشم يا فرماندهان سپاه چنين احترامى ابراز كرده باشد. پدرم دست در گردن او انداخت و صورت و سينه او را بوسيد و دست او را گرفت و بر جاى نماز خود كه در آنجا نشسته بود، نشانيد، و خود، رو بروى او نشست و با او به صحبت پرداخت، و در ضمن صحبت، به او «فدايت شوم» مى‏گفت. من از آنچه مى‏ديدم در شگفت بودم. ناگاه دربانى آمد و گفت «موفق» عباسى (برادر خليفه) آمده است و مى‏خواهد وارد شود. معمول اين بود كه هرگاه «موفق» مى‏آمد، پيش از او دربانانان و نيز فرماندهان ويژه سپاه او مى‏آمدند و در فاصله در ورودى قصر تا مجلس پدرم در دو صف مى‏ايستادند و به همى حال مى‏ماندند و «موفق» از ميان آنها عبود مى‏كرد.

بارى، پدرم پيوسته متوجه «ابو محمد» (امام عسكرى - عليه السلام) بود و با او گفتگو مى‏كرد تا آنگاه كه چشمش به غلامان مخصوص «موفق» افتاد، در اين موقع به او گفت: فدايت شوم اگر مايليد، تشريف ببريد، و به دربانان خود دستور داد او را از پشت صف ببرند تا «موفق» او را نبيند. ابومحمد برخاست و پدرم نيز برخاست و دست در گردن او انداخت و با او خداحافظى كرد و او بيرون رفت.

من به دربانان و غلامان پدرم گفتم: وه! اين چه كسى بود كه او را در حضور پدرم به كنيه ياد كرديد و پدرم نيز با او چنين رفتار كرد؟!.

گفتند: او يكى از علويان است كه به او «حسن بن على - عليهما السلام -» مى‏گويند و به «ابن الرضا» معروف است. تعجب من بيشتر شد و آن روز همه‏اش در فكر او و رفتار پدرم با او بودم تا شب شد. عادت پدرم اين بود كه پس از نماز عشأ مى‏نشست و گزارشها و امورى را كه لازم بود به اطلاع خليفه برساند، بررسى مى‏كرد. وقتى نماز خواند و نشست، من آمدم و نزد او نشستم. كسى پيش او نبود. پرسيد: احمد! كارى دارى؟

گفتم: آرى پدر، اگر اجازه مى‏دهى بگويم.

گفت: اجازه دارى.

گفتم، پدر! اين مرد كه صبح او را ديدم چه كسى بود كه نسبت به او چنين تواضع و احترام نمودى و در سخنانت، به او «فدايت شوم» مى‏گفتى و خود و پدر و مادرت را فداى او مى‏ساختى؟! گفت: پسرم! او امام «رافضيان» (90)، «حسن بن على» معروف به «ابن الرضا» است.

آنگاه اندكى سكوت كرد. من نيز ساكت ماندم. سپس گفت: پسرم! اگر خلافت از دست خلفاى بنى عباس بيرون رود، كسى از بنى هاشم جز او سزاوار آن نيست، و اين به خاطر فضيلت و عفت و زهد و عبادت و اخلاق نيكو و شايستگى اوست، پدر او نيز مردى بزرگوار و با فضيلت بود.

با اين سخنان انديشه و نگرانى ام بيشتر و خشمم نسبت به پدر فزونتر شد. ديگر هم و غمى جز اين نداشتم كه درباره ابن الرّضا پرس و جو كنم و پيرامون اوكاوش و بررسى نمايم. از هيچ يك از بنى هاشم و سران سپاه و نويسندگان و قاضيان و فقيهان و ديگر افراد درباره او سؤال نكردم مگر آنكه او را در نظر آنان در نهايت بزرگى و ارجمندى و والايى يافتم، همه از او به نيكى ياد مى‏كردند و او را بر تمامى خاندان و بزرگان خويش مقدم مى‏شمردند. (بدين گونه) مقام او در نظرم بالا رفت، زيرا هيچ دوست و دشمنى را نديدم مگر آنكه در مورد او به نيكى سخن مى‏گفت و او را مى‏ستود...(91).

 

شهادت امام، و توطئه‏هاى بى ثمر

معتمد عباسى كه همواره از محبوبيت و نفوذ معنوى امام در جامعه نگران بود، چون ديد توجه مردم به امام روز بروز بيشتر مى‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تأثير معكوس دارد، سرانجام به همان شيوه مزورانه ديرينه متوسل شد و امام را پنهانى مسموم ساخت.

دانشمند نامدار جهان تشيع، «طبرسى»، مى‏نويسد: بسيارى از دانشمندان ما گفته‏اند: امام عسكرى - عليه السلام - بر اثر مسوميت به شهادت رسيد، چنانكه پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنيا رفته‏اند. (92) «كفعمى»، دانشمند معروف شيعه، مى‏گويد: او را «معتمد» مسموم ساخت (93) و «محمدبن جرير بن رستم»، از دانشمندان شيعى در قرن چهارم، معتقد است كه: امام عسكرى - عليه السلام - در اثر مسموميت به درجه شهادت رسيد. (94)

يكى از نشانه‏هاى شهادت امام توسط دربار عباسى، تحرّكها و تلاشهاى فوق العاده‏اى بود كه معتمد عباسى در روزهاى مسموميت و شهادت امام، براى عادى جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.

«ابن صبّاغ مالكى»، يكى از دانشمندان اهل سنت، از قول «عبيد الله بن خاقان»، يكى از درباريان عباسى (كه از احترام او نسبت به امام ياد كرديم) مى‏نويسد:

«... هنگام در گذشت ابو محمد حسن بن على عسكرى - عليه السلام - معتمد، خليفه عباسى حال مخصوصى پيدا كرد كه ما از آن شگفت زده شديم و فكر نمى‏كرديم چنين حالى در او (كه خليفه وقت بود و قدرت را در دست داشت) ديده شود. وقتى «ابو محمد» (امام عسكرى) رنجور شد، پنج نفر از اطرافيان خاص خليفه كه همه از فقيهان دربارى بودند، به خانه او گسيل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابو محمد بمانند و هرچه روى مى‏دهد به او گزارش كنند، نيز عده‏اى را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنين به «قاضى بن بختيار» فرمان داد ده نفر از معتمدين را انتخاب كند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زير نظر بگيرند. دو يا سه روز بعد به خليفه خبر دادند حال ابو محمد سخت‏تر شده و بعيد است بهتر شود. خليفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پيوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزى رحلت فرمود. وقتى خبر درگذشت آن حضرت پخش شد، سامرّأ به حركت در آمد و سراپا فرياد و ناله گرديد و بازارها تعطيل و مغازه‏ها بسته شد. بنى هاشم، ديوانيان، امراى لشكر، قاضيان شهر، شعرا، شهود و گواهان و ساير مردم براى شركت در مراسم تشييع حركت كردند، سامرّأ در آن روز ياد آور صحنه قيامت بود!

وقتى جنازه آماده دفن شد، خليفه برادر خود، «عيسى بن متوكل»، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامى كه جنازه را براى نماز روى زمين گذاشتند، عيسى نزديك رفت و صورت آن حضرت را باز كرد. و به علويان و عباسيان و قاضيان و نويسندگان و شهود نشان داد و گفت: اين «ابو محمد عسكرى» است كه به مرگ طبيعى درگذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خليفه نيز شاهد بوده‏اند!! بعد روى جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند، و فرمان داد براى دفن ببرند...»(95)

البته اين نماز جنبه تشريفاتى داشت و طرحى بود كه رژيم حاكم براى لوث كردن ماجراى شهادت امام ريخته بود و چنانكه در ميان دانشمندان شيعه مشهور است، حضرت مهدى - عج - به طور خصوصى بر جنازه پدر بزرگوارش، امام عسكرى - عليه السلام - نماز گزارد (96).

 

تلاش مذبوحانه جعفر كذّاب

«ابوالأديان» مى‏گويد: من از خدمتگزاران امام عسكرى - عليه السلام - بودم و نامه‏ها آن حضرت را به شهرها مى‏بردم. در مرضى كه امام با آن از دنيا رفت، به خدمتش رسيدم. حضرت نامه‏هايى نوشت و فرمود: اينها را به «مدائن» مى‏برى، پانزده روز در سامرّأ نخواهى بود، روز پانزدهم كه داخل شهر شدى، خواهى ديد كه از خانه من ناله و شيون بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشته‏اند.

گفتم: سرور من! اگر چنين شود، امام بعد از شما كيست؟ فرمود هر كس به جنازه من نماز گزارد، قائم بعد از من او است. گفتم: نشانه ديگرى بفرماييد. فرمود: هر كس از آنچه در ميان هميان (كمر بند) است خبر دهد، او امام بعد از من است. هيبت و عظمت امام مانع شد كه بپرسم: مقصود از آنچه در هميان است چيست؟

من نامه‏هاى آن حضرت را به «مدائن» بردم و جواب آنها را گرفته و روز پانزدهم وارد سامرّأ شدم، ديدم همان طور كه امام فرموده بود، از خانه امام صداى ناله بلند است. نيز ديدم برادرش «جعفر» (كذّاب) در كنار خانه آن حضرت نشسته و گروهى از شيعيان، اطراف او را گرفته به وى تسليت، و به امامتش تبريك مى‏گويند (!!)

من از اين جريان يكّه خوردم و با خود گفتم: اگر جعفر امام باشد، پس وضع امامت عوض شده است، زيرا من با چشم خود ديده بودم كه جعفر شراب مى‏خورد و قمار بازى مى‏كرد و اهل تار و طنبور بود. من هم جلو رفته و رحلت برادرش را تسليت و امامتش را تبريك گفتم، ولى از من چيزى نپرسيد!

در اين هنگام «عقيد»، خادم خانه امام، بيرون آمد و به جعفر گفت: جنازه برادرت را كفن كردند، بياييد نماز بخوانيد. جعفر وارد خانه شد. شيعيان در اطراف او بودند. «سمّان» (97) و «حسن بن على» معروف به «سلمه» پيشاپيش آنها قرار داشتند.

وقتى كه به حياط خانه وارد شديم، جنازه «امام عسكرى - عليه السلام -» را كفن كرده و در تابوت گذاشته بودند. جعفر پيش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد. وقتى كه خواست تكبير نماز را بگويد، ناگاه كودكى گندمگون و سياه موى كه دندانهاى پيشينش قدرى با هم فاصله داشت، بيرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را كنار كشيد و گفت: عمو! كنار برو، من بايد بر پدرم نماز بخوانم. جعفر، در حالى كه قيافه‏اش دگرگون شده بود، كنار رفت. آن كودك بر جنازه امام نماز خواند و حضرت را در خانه خود در كنار قبر پدرش امام هادى دفن كردند.

بعد همان كودك رو به من كرد و گفت: اى مرد بصرى! جواب نامه را كه همراه تو است بده! جواب نامه‏ها را به وى دادم و با خود گفتم: اين دو نشانه (:نماز بر جنازه، و خواستن جواب نامه‏ها)، حالا فقط هميان مانده. آنگاه پيش جعفر آمدم و ديدم سر و صدايش بلند است. «حاجز وشأ» كه حاضر بود به جعفر گفت: آن كودك كى بود؟!! او مى‏خواست با اين سؤال جعفر را (كه بيخود ادعاى امامت مى‏كرد) محكوم كند. جعفر گفت: والله تا به حال او را نديده‏ام و نمى‏شناسم!

در آنجا نشسته بوديم كه گروهى از اهل «قم» آمدند و از امام حسن عسكرى - عليه السلام - پرسيدند، و چون دانستند كه امام رحلت فرموده است، گفتند: جانشين امام كيست؟ حاضران جعفر را نشان دادند. آنها به جعفر سلام كرده تسليت و تهنيت گفتند و اظهار داشتند: نامه‏ها و پولهايى آورده‏ايم، بفرماييد: نامه‏ها را چه كسانى نوشته‏اند و پولها چقدر است؟ جعفر از اين سؤال بر آشفت و برخاست و در حاليكه گرد جامه‏هاى خود را پاك مى‏كرد، گفت: اينها از ما انتظار دارند علم غيب بدانيم!! در اين ميان خادمى از خانه بيرون آمد و گفت: نامه‏ها از فلان كس و فلان كس است و در هميان هزار دينار است كه ده تا از آنها را آب طلا داده‏اند.

نمايندگام مردم قم نامه‏ها و هميان را تحويل داده و به خادم گفتند: هر كس تو را براى گرفتن هميان فرستاده، او امام است...(98)

 

تلاشهاى بى ثمر

«معتمد» عباسى كه با شهادت امام عسكرى - عليه السلام - به خيال خام خويش، به مقصد و مرادخود رسيده بود، تصور مى‏كرد ديگر خطرى سر راه حكومت خودكامه وى وجود ندارد، ولى براى اطمينان خاطر خود دست به اعمال ديگرى زد كه نشانه جاه‏طلبى و عمق نگرانى او از ناحيه فرزند امام بود. او به عده‏اى مأموريت داد كه وارد منزل امام شوند و اثاثيه حضرت را كاملاً بازرسى كرده آنها را مهر و موم نمايند.

از طرف ديگر، چون شنيده بود كه از حضرت عسكرى - عليه السلام - فرزندى باقى مانده، در صدد يافتن او بر آمد و دستو داد عده‏اى از قابله‏ها، زنان و كنيزان آن حضرت را معاينه نمايند و اگر آثار حملى در آنان مشاهده شد، گزارش كنند. نقل شده است كه يكى از قابله‏ها به كنيزى ظنين شد و از طرف خليفه دستور داده شد كه آن كنيز را در محليل تحت نظر قرار بدهند و «نحرير» (يكى از درباريان، و پيشكار مخصوص خليفه) همراه عده‏اى از زنان مراقب حالاو باشند تا صدق و كذب گزارش معلو گردد. (99) مدّت دو سال آن كنيز تحت نظر بود ولى سر انجام اثرى از حمل ظاهر نشد و كذب گزارش روشن گشت! (100)

در اين هنگام معتمد براى آنكه وانمود كند كه از امام عسكرى - عليه السلام - فرزندى باقى نمانده، و شيعيان از وجود امام بعدى نوميد گردند، دستور داد ميراث آن حضرت ميان مادر و برادرش جعفر تقسيم شود (101)، ولى شيعيان همچنان عقيده داشتند كه از امام فرزندى باقى مانده است كه امامت را به عهده دارد (102)، زيرا تعدادى از آنان فرزند خردسال امام را قبلاً ديده بودند (چنانكه نمونه آن را قبلاً گفتيم).

در هر حال فشار و اختناق و انواع محدوديتها در مورد خاندان امام براى يافتن امام دوازدهم همچنان ادامه داشت تا آنكه قيام «يعقوب بن ليث صفارى» در «خراسان»، و مرگ ناگهانى «عبد الله بن يحيى بن خاقان» و آشوب و فتنه «صاحب الزنج» در «بصره» پيش آمد و دربار عباسى تمام نيروى خود را براى مقابله با اين حركتهابسيج كرد و ديگر مجال تعرّض و سختگيرى در مورد خاندان امام باقى نماند! (103)(104)

 


پی نوشت ها

1- كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص 503 - شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 335 - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 422 - طبرسى،اعلام الورى، الطبعة الثالثة، تهران، دارالكتب الاسلامية، ص .367 مسعودى و على بن عيسىاربلى تولد حضرت را در سال 231 دانسته‏اند.
2- شيخ مفيد، همان كتاب، ص 335 - طبرسى، همان كتاب، ص .366
3- كلينى، همان كتاب، ص 503 - على بن عيسى اربلى، كشف الغمّة، تبريز مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ص .192
4- وكانت من العارفات الصالحات وكفى فى فضلها انّها كانت مفزع الشيعة بعد وفاة أبى محمد (حاج شيخ عباس قمى، الأنوار البهية، مشهد، كتابفروشى جعفرى، ص 151).
5- صدوق، علل الشرايع، قم، مكتبة الطباطبائى، ج 1، باب 176، ص 230 - نيز صدوق، معانى الأخبار، تهران، مكتبة الصدوق - مؤسسة دار العلم، 1379 ه'. ق، ص .65
6- ابو جعفر محمد بن جرير الطبرى، دلائل الامامة، الطبعة الثالثة، قم، منشورات الرضى،، 1363 ه'. ش، ص .223
7- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 345 - شيخ عبد الله الشبراوى، الاتحاف بحبّ الأشراف، ط 2، قم، منشورات الرضى،، 1363 ه'. ش، ص 178 - .179
8- ابن طقطقا، الفخرى، بيروت، دار صادر، 1386 ه'. ق، ص .243
9- ابن طقطقا، همان كتاب، ص 243 - ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دار صادر، ج 7، ص 195 - .196 كيفيت كشته شدن معتز به گونه‏هاى ديگر نيز نقل شده است، ر.ك به: سيوطى، تاريخ الخلفأ، الطبعة الثالثة، بغداد، مكتبة المثنى، 1383 ه'. ق، ص 360 - مسعودى، مروج الذهب، بيروت، دار الأندلس، ج 4، ص .97
10- دكتر ابراهيم حسن، تاريخ سياسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، چاپ چهارم، تهران، انتشارات جاويدان، 1360 ه' ش، ج 3، ص 377 - مسعودى، مروج الذهب، بيروت، دار الأندلس، ج 4، ص 96 و 103 - ابن طقطقا، الفخرى، بيروت، دار صادر، 1386 ه'. ق، ص 246 - ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دار صادر، ج 7، ص 233 و 234 - سيوطى، تاريخ الخلفأ، ص .362
11- ابن اثير، همان كتاب، ص 234 - ابن طقطقا، همان كتاب، ص 246 - دكتر ابراهيم حسن، همان كتاب، ص .377
12- مجلسى، بحار الأنوار، الطبعة الثانية، تهران، 1395 ه'. ق، ج 50، ص 313 - مسعودى، اثبات الوصية، الطبعة الرابعة، نجف، المطبعة الحيدرية، 1374 ه'. ق، ص .245
13- مهتدى فرزند «وافق بن معتصم» و «معتمد» فرزند متوكل بن معتصم» بود.
14- سيوطى، تاريخ الخلفأ، الطبعة الثالثة، بغداد، مكتبة المثنى، ص 363 و 367 - مسعودى، مروج الذهب، بيروت، دار الأندلس، ج 4، ص 123 و .131
15- ابن طقطقا، الفخرى، بيروت، دار صادر، 1386 ه'. ق، ص 250 - دكتر ابراهيم حسن، تاريخ سياسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ج 4، انتشارات جاويدان، 1360 ه'. ش، ج 2، ص .378
16- على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ج 3، ص 197 - ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 422 - كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص 503 - شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 338 - طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلامية، ص 376 - فتّال نيشابورى ،روضة الواعظين، ط 1، بيروت، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، 1406 ه'. ق، ص 274 - سيد محسن امين، اعيان الشيعة، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403 ه'. ق، ج 2، ص .43
17- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 434 - محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ط 3، قم، منشورات الرضى،، 1363 ه'. ش، ص 226 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .251 البته، بر رغم نيت پليد خليفه، هر بار امام رفت و آمد مى‏كرد، هزاران نفر جمعيت مشتاق، در مسير حركت امام اجتماع مى‏كردند، و آن چنان غلغله شادى به راه افكنده و ابراز احساسات مى‏كردند كه از كثرت جمعيت، راهها بند مى‏آمد و عبور و مرور قطع مى‏شد، و به محض آنكه حضرت را مشاهده مى‏كردند كه از كثرت جمعيت، راهها بند مى‏آمد و عبور و مرور قطع مى‏شد، و به محض آنكه حضرت را مشاهده مى‏كردند سر و صدا خاموش مى‏شد و براى حضرت راه باز مى‏كردند، و پس از عبور امام، وضع به حال طبيعى بر مى‏گشت (ر.ك به: سه مأخذ ياد شده و نيز غيبة شيخ طوسى، تهران، مكتبة نينوى الحديثة، ص 29).
18- اينجا ممكن است اين سؤال پيش آيد كه با وجود ضعف و تزلزل دستگاه خلافت، و تسلط تركان و موالى بر امور مملكت، چگونه فشار و اختناق در مورد امام به همان شدّت ادامه داشت؟
در پاسخ بايد گفت: اگر نگرانى از ناحيه قدرت معنوى امام، منحصر به شخص خليفه يا اطرافيان او بود، كار سهل بود و امام مى‏توانست از راههاى گوناگون، به فعاليت سرّى بپردازد، ولى اين بيم و نگرانى بر يك طيف وسيع سياسى سايه افكنده بود كه خليفه هم جزئى از آن بود، و اين طيف بقيه سردمداران و همه كسانى را نيز كه به نحوى با حكومت، منافع مشترك داشتند، شامل مى‏شد، به همين جهت مخالفت و اعمال فشار و محدوديت در مورد امام، ويژگى اصلى خط حاكم بر كشور محسوب مى‏شد و حتى با قتل خليفه‏اى، و جايگزينى خليفه‏اى ديگر تغيير نمى‏يافت!
19- مجلسى، بحار الأنوار، ج 50، ص .311
20- مجلسى، همان مأخذ، ص .313
21- شيخ طوسى، كتاب الغيبة، تهران، مكتبة نينوى الحديثة، ص .134
22- ابوهاشم جعفرى از نسل جعفر طيّار (سمعانى، الأنساب، ج 1، ص 67) و اهل بغداد بود و از چهره‏هاى بسيار درخشان و گرانمايه شيعه و از ياران بسيار صميمى امام جواد و امام هادى و امام عسكرى - عليهم السلام - به شمار مى‏رفت و نز د آنان مقام ومنزلت والايى داشت (محمد تقى شوشترى، قاموس الرجال، ج 4، ص 255 - 258) او كه مردى آزاده و شجاع و بى باك بود، در سال 252 ه' در بغداد بازداشت، و به زندان سامرّأ منتقل گرديد (خطيب، تاريخ بغداد، ج 8، ص 369 - سمعانى، الأنساب، ج 2، ص 67).
به گفته شيخ طوسى، زندانى شدن او و همراهانش، با قتل «عبد الله بن محمد عباسى» مرتبط بوده است (الغيبة، تهران،
مكتبة نينوى الحديثة، ص 136). طبرسى مى‏گويد: او در سال 258 ه'. ق با امام عسكرى و گروهى از علويان در زندان بوده است (اعلام الورى، ص 373). خطيب بغدادى و سمعانى، در گذشت او را در سال 251 نوشته‏اند.
23- ابن صباغ مالكى، الفصول المهمة، ط قديم، ص 304 - شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسينى، ص 166 - على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ج 3، ص 222 - طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلامية، ص 373 - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص .437
24- ابن شهر آشوب، همان كتاب، ج 4، ص .433
25- مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .269
)26 مسعودى، اثبات الوصية، الطبعة الرابعة، نجف، المكتبة الحيدرية، ص .243
27- على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ص .216
28- شريف القرشى، باقر، حياة الامام الحسن العسكرى،، بيروت، دار الكتاب الاسلامى،، 1409 ه'. ق، ص .181
29- رجال، ط1، نجف، المكتبة الحيدرية، 1381 ه'.ق، ص 427به بعد/
30- فيلسوفى كه چنين كتابى نوشته بوده، پسر اسحاق كندى بنام «يعقوب» بوده است و نه خود اسحاق، و بنا به نوشته «محمد لطفى جمعه»، «اسحاق» حاكم كوفه در زمان سه نفر از خلفاى عباسى يعنى مهدى و هادى و هارون بوده است (تاريخ فلاسفة الاسلام فى المشرق و المغرب، المكتبة العلمية، ص 1). گويا نام پدر و پسر با هم اشتباه شده و يا در موقع نقل و استنساخ، نام پسر از قلم افتاده است/
31- الأن جئت بالحق و ما كان ليخرج مثل هذا الامن ذلك البيت/
32-اين قضيه را ابن شهر آشوب در كتاب «مناقب» (ج‏4، ص 424) از كتاب «التبديل» نوشته ابوالقاسم كوفى نقل كرده است برخى از دانشمندان معاصر، در صحت اين قضيه ابراز ترديد نموده و نوشته‏اند: اين قضيه نشان مى‏دهد كه كندى در يك بى ثباتى فكرى به سر مى‏برده و به اسلام عقيده نداشته است، و اين موضوع گرچه امكان‏پذير است، اما چون تنها در كتاب ابوالقاسم كوفى آن هم به صورت مرسل (بدون سند) آمده و ابن شهر اشوب نيز از او نقل كرده است، نمى‏توان براى اثبات قضيه تاريخى به آن اكتفا كرد (محمد الصدر، تاريخ الغيبة الصغرى، ص‏196)/
اما با توجه به گوشه هايى از تفكر كندى كه در كتب مربوط به تاريخ فلاسفه اسلامى آمده، چنين قضيه‏اى بعيد به نظر نمى‏رسد. چنانكه «حنا الفاخورى» و «خليل الجر» ضمن تحليل مبانى فكرى و فلسفى وى نوشته‏اند:«...اما گاه شود كه ميان تعليمات فلسفه و آيات قرآن تناقضى مشهود شود، و اين تناقض است كه پاره‏اى را به مخالفت با فلسفه واداشته است. كندى حل اين مشكل را در تأويل آيات يافته است. او مى‏گويد: كلمات عربى را يك معناى حقيقى است و يك معناى مجازى، و بدين طريق متفكر مى‏تواند از منطوق برخى آيات، معانى مجازى آنها را از راه تأويل دريابد...» (تاريخ فلسفه در جهان اسلامى، ترجمه عبد المحمد آيتى، تهران، چاپ دوم، كتاب زمان، 1358 ه'.ش، ج‏2، ص‏380)/
33- شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسينى، ص .167 و نيز ر.ك به: ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج‏4، ص 425 - على بن عيس الاربلى، كشف العمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'.ق، ج‏3، ص 219- ابن حجر الهيتمى، الصواعق المحرقة، قاهره‘ مكتبة القاهرة، ص 207 - ابن صبّاغ المالكى، الفصول المهمة، ط قديم، ص 304 - 305/
34- طبسى، شيخ محمد جواد، حياة الامام العسكرى، ط 1، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1371 ه'.ش، س 223 - .226 و نيز ر. ك به: الشيخ محمد حسين المظفر تاريخ الشيعة، قم، مكتبة بصيرتى، صفحات: 62، 78، 102/
35- ظاهراً مقصود، احمد بن اسحاق رازى، يكى از بزرگان شيعيان اهل رى، و يكى ديگر از نمايندگان امام عسكرى است. (ر. ك به: حياة الامام العسكرى، شيخ محمد جواد طبسى، 332)/
36- طوسى، اختيار معرفة الرجال (معروف به رجال كشّى)، مشهد، دانشگاه مشهد، ص 575 - 580، حديث 1088 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، 1395 ه'.ق، ج 50، ص 219 - .323 اين نامه به اختصار در تحف العقول (ص 484) نيز آمده است/
37- طوسى، همان كتاب، ص 580، حديث 1089/
38- طوسى، همان كتاب، ص 580، حديث 1089/
39- نجاشى، فهرست اسمأ مصنفى الشيعة، قم، مكتبد الداورى، ص 66 - شيخ طوسى، الفهرست، مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامى، 1351 ه'.ش، ص 23/
40- طبسى، حياة الامام العسكرى، ص 333/
41- ج‏50، ص 323/
42- دلائل الامامة، الطبعة الثالثة، قم منشورات الرضى، 1363 ه'.ش، ص 272/
43- طبرسى، الاحتجاج، نجف، المطبعة المرتضوية، 1350، ص 257/
44- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 351 - طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، تهران، دار الكتب الاسلامية، ص 445 - تسترى، شيخ محمد تقى، قاموس الرجال، الطبعة الثانية، قم، مؤسسةالنشر الاسلامى التابعة لجامعة المدرسين، ج‏1، ص 316 - كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'.ق، ج‏1، ص 518/
45 طوسى، اختيار معرفة الرجال، مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامى، 1348 ه'.ش، ص 532، حديث 1015 - تسترى، همان كتاب، ج 1، ص .315 عَمرى بعدها به وكالت از طرف حضرت صاحب الزمان - عج - منصوب گرديد و ما به خواست خدا در بخش آينده پيرامون عظمت و فضيلت او سخن خواهيم گفت/
46- ابو الأديان على بصرى، در اواخر قرن سوم هجرى در گذشته و كنيه او در اصل «ابوالحسن» بوده است، نامبرده به اين جهت به ابوالأديان شهرت يافته بود كه با پيروان تمام دينها مناظره مى‏كرد و مخالفين را مجاب مى‏نمود (مدرس تبريزى، محمد على، ريحانة الأدب، چاپ سوم، تهران، كتابفروشى خيام، 1347 ه'.ش، ج‏7، ص‏570)/
انتخاب ابوالأديان براى انجام اين مأموريت، نشان مى‏دهد كه حضرت افراد ويژه‏اى را به اين كار مى‏گمارده است/
47- ابن شهر اشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج‏4، ص 425 - مجلسى، بحار الأنوار، ج‏50، ص 317 - فيض كاشانى، معادن الحكمة فى مكاتيب الأئمة، قم مؤسسة النشر الاسلامى التابعة لجماعة المدرسين، ط 2، 1409 ه'.ق، ج‏2، ص 265/
48-فيض كاشانى، همان كتاب ص 264 - مجلسى، همان كتاب، ص .317
49-حسن بن على بن شعبة، تحف بالعقول، ط 2، قم مؤسسة بالنشر الاسلامى التابعة لجماعة المدرسين، 1363 ه'.ش، ص 486/
50-مجلسى، همان كتاب، ص 331/
51-عثمان بن سعيد بعدها به افتخار نمايندگى امام دوازدهم در غيبت صغرى نائل گرديد و ما به خواست خدا در بخش نمايندگان امام دوازدهم شرح حال او را خواهيم نوشت/
h2>- شيخ طوسى، الغيبة، تهران، مكتبة نينوى الحديثة، ص 214 - حاج شيخ عباس قمى، سفينة البحار، تهران، كتابخانه سنائى، ج‏2، ص 158/
53- ابن شهر آشوب، مناقب، قم كتابفروشى مصطفوى، ج‏4، ص 427/
54- درباره شخصيت و فضيلت ابو هاشم جعفرى در چند صفحه پيش، توضيح داديم/
55- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 343 - ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفرشى مصطفوى، ج‏4، ص 439- مسعودى، اثبات الوصية، نجف، المطبعة الحيدرية، 1373 ه'.ق، ص 242 - سيد محسن امين، اعيان الشيعة، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403 ه'.ق، ص 40 - طبرسى، اعلام الورى، ط3، دار الكتب الاسلامية، ص 372 - كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'.ق، ج‏1، ص 508/
56- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مطصفوى، ج‏4، ص 431 - على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'.ق، ج‏3، ص 218/
57- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مطصفوى، ج‏4، ص 431 - على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'.ق، ج‏3، ص 218/
58على بن جعفر از دوستداران صميمى و ياران ويژه و بسيار مورد اعتماد امام هادى و امام عسكرى - عليهما السلام - و از كارگزاران آن دو بزرگوار بوده است. او به جرم نمايندگى از طرف امام هادى، توسط متوكل عباسى مدتى زندانى گرديد و پس از آزادى، به امر امام، به مكه رفت و در آنجا مقيم گرديد. گويا او همچنان در مكه بوده كه انفاق او را ابوطاهر ديده است.ر.ك به: شريف القرشى، باقر، حياة الامام العسكرى، دار الكتاب الاسلامى، ص 155 - 156 - شيخ طوسى، مأخذ گذشته، ص 212 - ما مقانى، تنقيح المقال، تهران انتشارات جهان، ج‏2، ص 271 - 272 - شيخ طوسى، اختيار معرفة الرجال (معروف به رجال كشّى)، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 ه'.ش، ص 523 و 607/
59- طوسى، الغيبة، تهران، مكتبة نينوى الحديثة، ص .212 اين روايت با مقدارى تفاوت، در كتاب «مناقب» اين شهر اشوب نيز نقل شده است، ولى به نظر نگارنده آنچه در غيبت شيخ طوسى نقل شده به صحت نزديكتر است/
60-على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'.ق، ج 3، ص 217/
61- على بن عيسى، همان كتاب، ص 216/
62- طبرسى، احتجاج، نجف المطبعة المرتضوية، 1350، ص 257/
63- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 351 - اعلام الورى، ط3، دار الكتب الاسلامية، ص 445/
64- طبرسى، اعلام الورى، ص 448 و 449/
65- طبرسى، اعلام الورى، ص 448 و 449/
66- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 435 - على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ج 3، .211
67- ابن شهر آشوب، همان كتاب، ج 4، ص 425 - حاج شيخ عباس قمى، الأنوار البهية، مشهد، كتابفروشى جعفرى، ص 161 - تتمة المنتهى، چاپ دوم، تهران، كتابفروشى مركزى، 1333 ه'. ق، ص 299 با اندكى اختلاف در الفاظ.
با توجه به اين كه شهادت امام عسكرى - عليه السلام - در سال 260 و در گذشت على بن حسين بابويه در سال 329 يعنى 69 سال پس از شهادت حضرت عسكرى رخ داده، برخى، نگارش چنين نامه‏اى را با عناوينى مانند: بزرگمرد و فقيه و مورد اعتماد من، از طرف امام به وى كه در آن زمان جوانى بيست ساله بوده، بعيد شمرده‏اند، مگر آنكه بگوييم: وى در عين جوانى از نظر فضيلت و شخصيت معنوى در چنان رتبه والايى قرار داشته كه شايسته ذكر چنين القابى بوده است (تاريخ الغيبة الصغرى، محمد صدر، الطبعة الأولى، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1392 ه'. ق، ص 196).
68- طبسى، شيخ محمد جواد، حياة الامام العسكرى، الطبعة الأولى، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1413 ه'. ق، ص .121
69- طبسى، همان كتاب، ص .217
70- مسعودى، اثبات الوصيّة، الطبعة الرابعة، نجف، المطبعةةة الحيدرية، 1374 ه'. ق، ص .234
71- مسعودى، همان كتاب، ص .246
72- مسعودى، همان كتاب، ص .238
73- حسن بن على بن شعبة، تحف العقول، الطبعة الثانية، 1363 ه'. ش، قم، مؤسسة النشر الاسلامى (التابعة) لجماعة المدرسين بقم المشرّفة، ص .487
74-طبرسى،، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دار الكتب الأسلامية ص .375
75- على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ج 3، ص 207 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .298
76- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 340 - ابن شهر اشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص 436 - مجلسى، همان كتاب، ص 277 - كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص .506
77- على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ص 214 - شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسينى، ص 168 - ابن صبّاغ مالكى، الفصول المهمة، ط قديم، ص .303
78- طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلامية، ص 372 - ابن شهر آشوب، همان كتاب، ص 432 - مسعودى، اثبات الوصية، نجف، المطبعة الحيدرية، 1374 ه'.ق، ص .241
79- طبرسى، اعلام الورى، ط 3، دار الكتب الاسلامية، ص 375 - مسعودى، همان كتاب، ص 242 - كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'.ق، ج 1، ص 510 - شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى ص 344 - على بن عيسى الاربلى، همان كتاب، ج 3، ص .204
80- مسعودى، همان كتاب، ص .241
81- ابن شهر اشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، كتابفروشى مصطفوى، ج 4، ص .440
82- ابن صبّاغ مالكى، الفصول المهمة، ط قديم، ص 303 - ابن شهر آشوب، همان كتاب، ص 432 - شبلنجى،، نور الأبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسينى،، ص 167 (با اندكى تفاوت).
83- غِفار نام قبيله ابوذر بود.
84- مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .269
85- طبسى، شيخ محمد جواد، حياة الامام العسكرى،، ط 1، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1317 ه'. ش، ص 136، به نقل از كتاب الهداية الكبرى تأليف حسين بن حمدان حضينى، ص .386
86- على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، ج 3، ص 207 - مجلسى، بحار الأنوار، ج 50، ص .297
87- صدوق، كمال الدين، قم، مؤسسة النشر الاسلامى (التابعة) لجماعة المدرسين، 1405 ه'. ق، ج 2، ص 384 (باب 38).
88- پس از امام رضا - عليه السلام - در جامعه آن روز و نيز در دربار حكومت عباسيان، امامان بعدى يعنى امام جواد و امام هادى و امام عسكرى - عليهم السلام - را به احترام انتساب به امام رضا - عليه السلام - «ابن الرضا» (فرزند رضا) مى‏ناميدند.
89- در بين عرب، مرسوم است كه براى اداى احترام، افراد را با كنيه مورد خطاب قرار مى‏دهند.
90-دشمنان شيعيان، آنان را به طعنه «رافضى» مى‏ناميدند.
91-شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص 338 - فتّال نيشابورى، روضة الواعظين، بيروت، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، ص 273 - 275 - طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، تهران، دار الكتب الاسلامية، ص 376 - 377 - كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص 503 - على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ج 3، ص 197 - پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - نشريه مؤسسه در راه حق، ص 13 - .17
92-اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دار الكتب الاسلامية، ص .367
93-حاج شيخ عباس قمى، الانوار البهية، مشهد، كتابفروشى جعفرى، ص .162
94-دلائل الامامة، نجف، منشورات المكتبة الحيدرية، 1383 ه'. ق، ص .223
95-الفصول المهّمة، چاپ قديم، ص 307 - .308 اين قضيه را مرحوم شيخ مفيد در ارشاد و فتّال نيشابورى در روضه الواعظين و طبرسى در اعلام الورى و على بن عيسى الاربلى از قول احمد پسر عبد الله بن خاقان نقل كرده‏اند. اين گزارش نشان مى‏دهد كه امام در جامعه چه موقعيتى داشته و حكومت عباسى چرا نگران بوده است و نيز روشن مى‏كند كه خليفه از برملا شدن مسموميت و قتل امام تا چه حد وحشت داشته است و لذا با زمينه سازى قبلى كوشيده است شهادت امام را مرگ طبيعى قلمداد كند!
96-صدوق، كمال الدين، قم، مؤسسه النشر الاسلامى،، (التابعة) لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1405 ه'. ق، باب 43، ص 475 - مجلسى، بحار الأنوار، الطبعة الثانية، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص 332 - .333
97-مقصود، عثمان بن سعيد عَمرى از ياران نزديك امام عسكرى - عليه السلام - است كه به مناسبت شغلش كه روغن فروشى بود، به سمّان (= روغن فروش) معروف شده بود.
98-صدوق، كمال الدين، قم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعة) لجماعة المدرسين بقم، 1405 ه'. ق، ص .475
99-كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص 505 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .329
100-كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص 505 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .329
101-كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه'. ق، ج 1، ص 505 - مجلسى، بحار الأنوار، ط 2، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه'. ق، ج 50، ص .329
102-على بن عيسى الاربلى، كشف الغمة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه'. ق، ج 3، ص 199 - فتّال نيشابورى، روضة الواعظين، ط 1 بيروت، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، 1406 ه'. ق، ص .276
103-مجلسى، بحار الأنوار، ط 3، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه' .ق، ج 50 ص 331 - محمد بن جرير بن رستم طبرى، ط 3، قم، منشورات الرضى،، 1363 ه'. ش، ص 224 - صدوق، كمال الدين، قم، مؤسسة النشر الاسلامى (التابعة) لجماعة المدرسين، 1405 ه'. ق، ص .475
#) در تنظيم و نگارش اين بخش از كتاب، علاوه بر مآخذى كه در پاورقيها آمده، از منابع ياد شده در زير استفاده شده است كه لازم مى‏دانم در اينجا از نويسندگان آنها سپاسگزارى كنم: پيشواى يازدهم حضرت اما حسن عسكرى (نشريه مؤسسه در راه حق). دورنمايى از زندگانى پيشوايان اسلام تأليف استاد آيت الله جعفر سبحانى - خاندان وحى، تأليف حجة الاسلام و المسلمين سيد على اكبر فزشى.
 

سيره پيشوايان، مهدى پيشوايى، ص 615 - 662

به چه كسي رأي دهيم؟

به چه كسي رأي دهيم؟


روز مشاركت در تعيين سرنوشت اجتماعي، يعني روز دوازدهم اسفند در پيش است. مجلس شوراي اسلامي، خانه ملت و در رأس امور است. در اين انتخابات شركت مي كنيم، چون از يك طرف شركت در انتخابات براي تعيين مسئولان و نمايندگان، حق هر شهروند ايراني بوده و از طرف ديگر براي استفاده از اين حق داراي تكليف هستيم و نمي توانيم در قبال آن بي تفاوت باشيم. حال كه بايد از اين حق براساس تكليف استفاده كنيم، بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين تكليف و وظيفه را بايد درست انجام دهيم. يك انسان مسلمان كه همواره بر اساس تكليف عمل مي كند، در قبال آنچه انجام مي دهد مسئوليت دارد. بنابراين بايد در انتخابات با بررسي، به افراد داراي شرايط رأي دهيم كه تكليف خودمان را به خوبي انجام داده باشيم. اين افراد را بر اساس چه ملاك ها و معيارهايي انتخاب كنيم؟
براي پاسخ به اين سوال بايد توجه كنيم كه در مقطع كنوني به چه مجلسي نياز داريم؟ مجلس نهم، بايد مجلس تراز نظام اسلامي در دهه چهارم انقلاب، يعني دهه پيشرفت و عدالت باشد. مجلس نهم بايد مجلس كارآمد و پيش برنده انقلاب و نظام اسلامي باشد. مجلس نهم بايد با درك درست از شرايط كشور، تحولات منطقه و به ويژه بيداري اسلامي و همچنين مسائل جهاني و بين المللي، به وظايف و نقش هاي خود به عنوان قوه مقننه، واقف باشد و به صورت صحيح و بهنگام عمل كند. مجلس نهم بايد با حساسيت به توطئه هاي استكبار نگريسته و براي مقابله و خنثي سازي اين توطئه ها اقدامات لازم را به عمل آورد. مجلس نهم بايد براي حل مشكلات مردم در حوزه هاي گوناگون نسبت به وضع قوانين لازم يا اصلاح قوانين موجود با سرعت اقدام كرده و بر حسن اجراي اين قوانين بر اساس شأن نظارتي مجلس، نظارت كند. مجلس نهم بايد در قبال توطئه ها و فتنه انگيزي هاي فتنه گران و منحرفان داخلي، اقدام انقلابي كند. براي داشتن چنين مجلسي بايد با دقت بالا، از ميان تمام كساني كه داوطلب امر نمايندگي شده و در مورد تأييد شوراي محترم نگهبان قرار گرفته اند، به افرادي رأي دهيم كه بر اساس ملاك ها و معيارهاي زير بهترين ها باشند. بديهي است كه اين انتخاب را مي توان همان انتخاب اصلح دانست؛ انتخابي كه نمايندگانش:
1- مردمي باشند، مجلس خانه مردم است و بايد نمايندگان مردم از جنس مردم باشند. كساني كه خود را از توده هاي مردم جدا مي دانند و داراي روحيه خودبرتربيني، كاخ نشيني و اشرافي گري هستند، نمي توانند به فكر مردم باشند.
2- انقلابي باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد پيش برنده انقلاب و نظام اسلامي باشد. نماينده مجلس بايد داراي روحيه انقلابي بوده و به انقلاب اسلامي و آرمان هاي الهي امام راحل(ره) و اهداف والاي جمهوري اسلامي معتقد باشد. كساني كه داراي روحيه محافظه كاري باشند، نمي توانند انقلابي عمل كنند.
3- ولايتمدار باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد تقويت كننده جبهه ولايت باشد. نماينده بايد معتقد به ولايت مطلقه فقيه و تابع ولي فقيه زمان حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي (مدظله العالي) باشد. كساني كه كلام رهبري را فصل الخطاب ندانند نمي توانند ولايتمدار باشند.
4- استكبارستيز باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد تقويت كننده جبهه انقلاب و نظام اسلامي در برابر استكبار جهاني و نظام سلطه باشد. نماينده بايد داراي روحيه ضداستكباري باشد و همواره خود را در صحنه و خط مقدم مبارزه با آمريكا، رژيم صهيونيستي و ديگر كشورهاي سلطه گري ببيند كه با انقلاب و جمهوري اسلامي در ستيزند.
5- متقي و پرهيزكار باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد نماد تقواي جمعي باشد. نماينده مجلس بايد متقي و پرهيزكار بوده و در گفتار و رفتار پايبند به اخلاق اسلامي باشد. از دروغ، تهمت و افترا پرهيز كند و در همه كارها خدا را در نظر بگيرد.
6- مقابل فتنه و منحرفان باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد نسبت به فتنه و انحراف موضعي قاطع و شفاف داشته باشد. نماينده مجلس بايد در قبال جريان فتنه گر و عوامل اصلي فتنه از يك سو و در قبال باند انحرافي و افراد آن از سوي ديگر، داراي موضعي شفاف، صريح و قاطع باشد.
7- وابسته به كانون هاي قدرت و ثروت نباشند. مجلس شوراي اسلامي بايد در قبال فسادهاي گوناگون موضعي قاطع داشته باشد و پرچمدار مبارزه با مفاسد باشد. نماينده مجلس نبايد به كانون هاي قدرت و ثروت وابسته باشد. وابستگي نماينده به كانون هاي قدرت و ثروت، دست و پاي او را در مبارزه با مفاسد مي بندد.
8- بصير و آگاه باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد با اشراف بر مسائل ايران و جهان در هر مسئله بهنگام عمل كند. نماينده بايد آگاه بر همه مسائلي باشد كه با امور نمايندگي ارتباط دارد. نماينده بي بصيرت نمي تواند به وظايف خود به خوبي عمل كند.
9- كارآمد باشند. مجلس شوراي اسلامي بايد كارآمد، پيش برنده انقلاب و كشور باشد. نماينده بايد در امري از امور نمايندگي داراي تخصص، توانمندي و تجربه باشد.
10- مرعوب دشمن نباشند. مجلس شوراي اسلامي نبايد مرعوب دشمنان و در برابر تهديدات آنان متزلزل شود. نماينده بايد همانند مرحوم مدرس شجاع و نترس باشد و هيچ گاه مرعوب دشمن نشود.
اگر تلاش شود و با بررسي و شناخت از ميان كانديداها، افرادي را با ويژگي هاي ذكر شده انتخاب كنيم، به طور قطع به تكليف خود در انتخاب اصلح عمل كرده ايم. البته لازم به ذكر است كه بايد با نگاهي واقع بينانه، از ميان افراد با ويژگي هاي مورد اشاره به كساني رأي دهيم كه از مقبوليت برخوردار بوده و امكان رأي آوري نيز داشته باشند.

 

منبع هفته نامه صبح صادق


بازي دو سر باخت آمريكا

بازي دو سر باخت آمريكا


چگونگي تعامل و تقابل ميان جمهوري اسلامي ايران و آمريكا از نكات مهم در تحولات صحنه بين الملل است به گونه اي كه بسياري از تحولات جهاني به اين امر گره خورده است. در كنار اقدامات تهديدآميز و اعمال سياست نخ نما شده تحريم، محافل رسانه اي و سياسي گزارش هايي را از رويكرد آمريكا به مذاكره با ايران منتشر كرده و حتي اخباري مبني بر ارسال نامه مقامات آمريكايي براي مقامات جمهوري اسلامي ايران انتشار يافته است.
در همين حال باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا نيز در مواضع جديد خود، در كنار تكرار ادعاي تحريم، اذعان كرده است كه هر گونه اقدام نظامي عليه ايران كل منطقه را به آتش خواهد كشيد و قيمت نفت را به شدت افزايش خواهد داد كه هزينه هاي بسياري براي آمريكا به همراه دارد. وي تأكيد كرده كه محور اقدامات آمريكا را مذاكره با ايران تشكيل مي دهد.
اين رويكرد مقامات آمريكايي كه همواره مدعي برتري جهاني بوده و حاضر به پذيرش نقش ساير كشورها در معادلات جهاني نبوده اند، از دو منظر قابل توجه است.
سناريوي نخست آن است كه با توجه به توان دفاعي و نيز جايگاه سياسي ايران در منطقه و با توجه به اين حقيقت كه جهان و حتي آمريكايي ها توان انكار اقتدار ايران را ندارند، مي توان گفت كه رويكرد آمريكا به اصل گفت وگو با ايران برگرفته از پذيرش اين حقايق از سوي آنها است، چنانكه نخبگان سياسي و نظامي آمريكا بارها به دولتمردان اين كشور تأكيد كرده اند كه آمريكا توان اقدام نظامي و حتي اعمال تحريم هاي بيشتر عليه ايران را ندارد و تنها گزينه، پذيرش جايگاه ايران و رويكرد به مذاكره مي باشد.
در صورتي كه اين اصل در رفتار كنوني آمريكايي ها لحاظ شده باشد! به صراحت مي توان آن را اذعان به برتري ايران و به نوعي شكست آمريكا در برابر آن دانست. به عبارتي ديگر، بر اساس اين نگرش، آمريكا از روي ضعف و نه اقتدار به مذاكره با ايران روي آورده است.
سناريوي دوم آن است كه آمريكا با هدف فريب افكار عمومي و با اين هدف نهايي كه با ادعاي رويكرد به مذاكره و لزوم اعمال فشار بر ايران براي پذيرش اين مذاكرات خواستار اعمال فشارهاي بيشتر به ايران شود، به مذاكره روي آورده است. به عبارتي ديگر آمريكا تلاش دارد از اهرم چماق و هويج و ادعاي ديپلماسي، جهان را به سوي اعمال فشار بيشتر بر ايران هدايت تند. آمريتا در اين ساختار خواستار سه اصل تعليق فعاليت هاي هسته اي، دوري از جبهه مقاومت و عدم مقابله با رژيم صهيونيستي از ايران است.
در اين سناريو چنان عنوان مي شود كه آمريكا به دنبال برقراري آرامش در منطقه است، ولي اين ايران است كه در اين مسير حركت نمي كند تا در نهايت به عنوان عامل بحران منطقه تحت فشار بيشتر آمريكا و جهان قرار گيرد. در صورتي كه هدف آمريكا از رويكرد به مذاكره نيز اين سناريو باشد باز هم مي توان گفت كه تحرك آمريكا نه از روي قدرت، بلكه از روي ضعف است، چرا كه در هفته هاي اخير آمريكا حتي متحدان اصلي خود در اروپا و شرق آسيا را نيز نتوانسته عليه ايران تحريك كند.
بر اين اساس رويكرد كنوني آمريكا هر چند ابعاد خصمانه گذشته را حفظ كرده اما در نهايت بر گرفته از ناكامي هاي ديگر آمريكا است كه موجب شده تا اين كشور طرح هاي فريبكارانه جديدي را در دستور كار قرار دهد.
بر اين اساس آمريكا با هر نگرشي كه به سوي ادعاي مذاكره پيش رفته باشد، بازنده اين عرصه است، چرا كه رويكرد آن، نه از روي قدرت، بلكه برگرفته از ضعف ها و ناتواني هاي آن بوده است كه مي رود تا به رسوايي جهاني براي اين كشور مبدل شود هر چند كه واشنگتن با فضاسازي هاي گسترده به دنبال سرپوش نهادن بر اين حقيقت است.

 

منبع هفته نامه صبح صادق