چرا ميزان رأي ملت است؟
چرا ميزان رأي ملت است؟
مروري بر جايگاه مردم در نظام مردم سالاري ديني
با تشكيل نظام مقدس جمهوري اسلامي، جايگاه توده هاي ملت در نظام تصميم گيري كشور جايگاهي ويژه يافت و در تمام سطوح اداره كشور بسط و گسترش يافت. پيش از آن عالي ترين نماد حضور ملت انتخاب نمايندگان مجلس بود كه آن نيز به دليل صوري بودن و انتصاب نمايندگان توسط شاه! با عدم اقبال ملت مواجه بود.
حضرت امام(ره) بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، امور كار كشور را به مردم سپرد و با برگزاري انتخابات متعدد از ايشان خواست تا در ساختن كشور سهيم باشد. اوج اين نگاه «مردم سالار» را مي توان در اظهارات ايشان خطاب به مخالفين در آستانه شكل گيري مجلس خبرگان قانون اساسي مشاهده كرد كه با صراحت اعلام مي دارد كه اعضاي مجلس خبرگان تنها وكيل ملت بوده و قانون تدوين شده بايد به تأييد ملت برسد:
«مجلس موسسان اگر اعتبار دارد براي اين است كه مجلس مبعوث از ملت است. خود ملت، حق ندارد رأي بدهد، لكن وكيل ملت حق دارد؟! اين چه غلطي است. خود من حق ندارم تصرف بكنم در مالم، وكيل من حق دارد؟! خود شما حق نداريد رأي بدهيد، وكيل شما حق دارد؟! وكلا براي اين حق دارند كه وكيل شما هستند والا چه حقي دارند، يك نفر چه حقي دارد براي 35 ميليوني جمعيت رأي بدهد؟ اين حق براي اين است كه شما مي خواهيد رأي بدهيد، رأي شماست، ميزان رأي ملت است، ملت يك وقت خودش رأي مي دهد، اين اساس، يك وقت يك عده اي را تعيين مي كند كه آنها رأي بدهند، آن در مرتبه دوم صحيح است، والا مرتبه اول، حق مال خود ملت است.» (صحيفه نور، ج 7، ص122، 25/3/58)
از همين اظهارات بود كه گزاره «ميزان رأي ملت است» بر سر زبان ها افتاد و به عنوان يكي از آموزه هاي اساسي مكتب سياسي حضرت امام(ره) مورد توجه قرار گرفت. گزاره فوق را مي توان جوهر نظام سياسي اسلام كه همانا «نظام مردم سالاري ديني» است راهنمايي مي كند.
تبيين مردم سالاري ديني
مردم سالاري ديني، نظام سياسي است كه مبتني بر هدايت الهي و اراده مردمي شكل گرفته و به پيش مي رود. در اين نظام، رأي و خواست مردم از جايگاه ويژه اي برخوردار است كه توجه به آن مي تواند رمز فهم چرايي ميزان بودن رأي ملت باشد. براي فهم صحيح اين جايگاه به رهنمودهاي حكيم فرزانه انقلاب اسلامي رجوع مي كنيم كه به تفضيل در باب جايگاه رأي و خواست مردم در نظام اسلامي سخن گفته اند.
در اين مدل انتخاب تمامي مسئولان با رأي و اراده مردم معنا مي يابد. مردم در نظام مردم سالار اسلامي به عنوان تكيه گاه اصلي مورد توجه اند. در اين نگرش به مردم، حكومت بدون اراده و اختيار مردم مسلمان شكل نمي گيرد و بدون پشتوانه ايشان كارهايش را به پيش نخواهد برد. آيت الله خامنه اي در پاسخ به سوالي با اين مضمون كه «مردم در ذهن شما كجا هستند؟» به تشريح اين موضوع پرداخته و خواست و اراده و ايمان مردم، حتي بالاتر از اين، عواطف آنها، را پايه اصلي حكومت معرفي مي كند.
اعتبار رأي مردم بر اساس كرامت انسان
سوال اساسي در اين زمينه اين است كه اين اعتبار رأي و خواست ملت از كجا حاصل شده است؟ در اين زمينه بايد به مباني انسان شناسي نظام مردم سالار ديني و جايگاه انسان در اسلام توجه نمود. با مروري بر متون ديني به اين نكته خواهيم رسيد كه آموزه هاي اسلامي مبتني بر «كرامت انسان» و توجه و محوريت آدمي شكل گرفته است و محور توجه دين سعادت و كرامت انسان است. پيامبران الهي و اديان آسماني همگي براي هدايت انسان و نجات انسان از انحراف آمده اند و لذا بي شك عالي ترين توجه به انسان را در آموزه هاي ديني بايد مشاهده نكرد.
همين مقدمه منجر بدان شده كه در بررسي نظام سياسي اسلام با جايگاه رفيع مردم در تصميم گيري ها مواجه شويم. در اين ميان يكي از مهم ترين مولفه هايي كه مردم سالاري ديني را از ديگر نظرات رقيب جدا مي سازد، احترام و اعتباري است كه اين نظريه براي رأي ملت قائل است. مبتني بر اين نظر رأي مردم بر اساس كرامت انسان پيش خداي متعال معتبر است و به عبارتي خداوند به نحوي به مردم اعتماد دارد. در نتيجه در نظريه سياسي اسلام اساس مردم سالاري ديني برخاسته از خود اسلام است و مشروعيت آن را از دين مي گيرد.
جوهر كلام مردم سالاري ديني را بايد در اين گفتار آيت الله خامنه اي جست وجو كرد آنجا كه به خاستگاه اعتبار رأي ملت اينگونه اشاره مي كنند: «در مردم سالاري ديني و در شريعت الهي اين موضوع مطرح است كه مردم بايد حاكم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد كه حكومت كند. اي كسي كه مسلماني، چرا رأي مردم معتبر است؟ مي گويد چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأي مردم بر اساس كرامت انسان پيش خداي متعال معتبر است. در اسلام هيچ ولايت و حاكميتي بر انسان ها مقبول نيست، مگر اينكه خداي متعال مشخص كند. ما هرجا كه در مسائل فراوان فقهي كه به ولايت حاكم، ولايت قاضي يا به ولايت مومن - كه انواع و اقسام ولايات وجود دارد - ارتباط پيدا مي كند، شك كنيم كه آيا دليل شرعي بر تجويز اين ولايت قائم هست يا نه، مي گوييم نه؛ چرا؟ چون اصل عدم ولايت است؛ اين منطق اسلام است. آن وقتي اين ولايت مورد قبول است كه شارع آن را تنفيذ كرده باشد و تنفيذ شارع به اين است كه آن كسي كه ولايت را به او مي دهيم - در هر مرتبه اي از ولايت - بايد اهليت و صلاحيت يعني عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند؛ اين منطق مردم سالاري ديني است كه بسيار مستحكم و عميق است و يك مومن مي تواند با اعتقاد كامل اين منطق را بپذيرد و به آن عمل كند؛ جاي شبهه و وسوسه ندارد.»(26/9/82)
نمايندگان وكيل ملت
نگاه قابل توجهي كه از مبحث پيشين حاصل مي شود، آن است كه در نظام مردم سالار ديني، نمايندگان مجلس وكيل مردمند و به نمايندگي از ايشان در جايگاه تصميمي گيري قرار دارند و بدون خواست و انتخاب آنها اعتباري ندارند، لذا در واقع اين مردمند كه در امور تصميم گير بوده و اين اعتبار و جايگاه را در فرايندي به نمايندگان شان در مجلس واگذار كرده اند.
حضرت امام(ره) در همان سال ابتدايي شكل گيري نظام اسلامي خطاب به نمايندگان مجلس خبرگان قانون اساسي كه وظيفه خطير تصويب اولين قانون اساسي جمهوري اسلامي را برعهده داشتند به صراحت اعلام مي دارد: «همان مسيري كه ملت داشتند، همين چيزي كه اگر مي خواهيد مطابق به قول خودتان دموكراسي عمل بكنيد، دموكراسي اين است كه آراي اكثريت و آن هم اين طور اكثريت معتبر است، اكثريت هرچه گفتند آراي شان معتبر است ولو به ضرر خود خودشان باشد. شما ولي آنها نيستيد كه بگويند كه اين به ضرر شماست، ما مي خواهيم بكنيم. شما وكيل آنها هستيد، ولي آنها نيستيد. برطبق، آن طوري كه خود ملت مسيرش است. خواهش مي كنم از اشخاصي كه ممكن است يك وقتي يك چيزي را طرح بكنند كه اين طرح برخلاف مسير ملت است، طرحش نكنند. از اول، لازم نيست، لازم نيست هر مطلب صحيحي را اينجا گفتن. شما آن مسائلي كه مربوط به وكالت تان است و آن مسيري كه ملت دارد، روي آن مسير راه برويد ولو عقيده تان اين است كه ملت رفته، خلاف صلاحش است. خوب باشد، ملت مي خواهد اين طور بكند، به من و شما چكار دارد؟ خلاف صلاحش را مي خواهد انجام بدهد. ملت رأي داده و رأيي كه داد، متبع است.»(صحيفه امام، ج 8، ص 247، 27/5/58)
در گفتمان آيت الله خامنه اي نيز مسئولان به واسطه انتصاب شان به مردم و صاحب حق بودن مردم، اعتبار دارند، و در اصل خدمتگزاران ملتند و اين مردمند كه كارگزاران به اعتبار ايشان جايگاه يافته اند: «در نظام اسلامي حكومت عامل مردم است؛ دست مردم است؛ نماينده و خادم و كارگزار مردم است؛ صاحب حق، مردم اند.»(7/4/83)
نقد نظريه رقيب: نظريه نخبه سالاري ديني
نظريه مخالفي كه در برابر نظريه مردم سالاري ديني قرار گرفته و رأي و رضايت مردم را در نظام اسلامي كم ارزش مي بيند، مي توان مسامحتاً «نخبه سالاري اسلامي» ناميد. در اين نگاه همه امور جامعه اسلامي بايد به نخبگان كه همان خبرگان امور اسلامي باشند سپرده شود و مردم تنها بايد به عنوان پشتيبان، نظر ايشان در صحنه حضور داشته و ايشان را در تصميمات اتخاذ شده همراهي نمايند، چرا كه بدون همراهي ملت، تصميمات نخبگان كارآيي لازم را نخواهد داشت و عملي نمي گردد!
در اين نظريه با نوعي بي اعتمادي به مردم در تشخيص مسائل مواجه ايم، به نحوي كه همه اختيارات تنها در اختيار نخبگان قرار دارند و مردم از هرگونه تشخيصي ناتوانند! و كار را بايد به كارشناس سپرد! اين نظر تا آنجا پيش مي رود كه مدعي مي گردد: «اگر در انتخابات رياست جمهوري و نيز تمام انتخابات ديگر، چنين روشي [روش دو مرحله اي] پياده شود به نظر ما اصلح است و اگر بتوانيم يك نظام انتخاباتي پياده كنيم كه بتدريج متخصصان شناسايي شوند و اصلح شان انتخاب شود، بسيار مناسب است.»
اين نظر كه تلاش دارد تنها به «بهترين وضعيت» بسنده كنند، به بهانه «اجراي ايده آل» همه انتخابها و اتخاذ «بهترين تصميمات»، علاقه مند است كه به تدريج همه امور را برعهده كارشناسان و نخبگان جامعه سپرده و مردم عوام- كه اتفاقاً ركن اصلي مردم سالاري ديني را تشكيل مي دهند - در كناري منتظر تصميم نخبگان بمانند تا تصميم اتخاذ شده را مورد تأكيد قرار دهند. در اين رويكرد به تدريج نخبگان - كه در نظام مردم سالار ديني از جايگاه رفيعي به عنوان «مشاور» مردم برخوردارند - به جاي مردم قرار گرفته و نوعي ولايت بر آنان مي يابند به نحوي كه مي توانند به جاي آنها تصميم بگيرند!
بر اين قرائت از نسبت ميان مردم و نخبگان، نقدهاي متعددي وارد است كه به برخي از آنها به طور خلاصه اشاره مي كنيم. مبتني بر اين نگاه، افراد جامعه هيچ گاه به رشد و اختيار نرسيده و هماره در سيطره نخبه ها و خبره ها باقي خواهند ماند. همچنين در اين نگاه نخبه سالار كه به صراحت تمام در برابر مردم سالاري قرار مي گيرد، تمام زواياي زندگي آدمي در اختيار متخصصان خواهد بود و آنها براي شما تعيين تكليف خواهند كرد! غافل از اينكه خداوند اراده كرده است كه آدميان با اراده و اختيار خود گام برداشته و در مسائل مختلف تصميم بگيرند و در مسير همين تلاش براي تصميم گيري است كه زمينه براي رشد و كمال فراهم مي آيد و مبناي پاداش و جزا نيز برخاسته از همين اختيار و انتخاب است و البته اين «اراده محوري» منظور نظر، منافاتي با مشورت گيري از كارشناسان نخواهد داشت؛ مشورتي كه نافي اختيار فرد نبوده و «مشاور در جاي قيم» قرار نمي گيرد.
حضرت آيت الله خامنه اي در عباراتي به صراحت انتخابات مختلف را از اختيارات و حقوق مردم دانسته و تأكيد مي دارد كه فرض و احتمال خطا و اشتباه موجب آن نمي شود كه مردم را صاحب صلاحيت ندانسته و اين حق را در اختيار نخبگان قرار دهيم: «اين جا هيچ كس - نه رهبري، نه دولت، نه متنفذين حزبي - به مردم ما امر و نهي نمي كند؛ مردم به قدر سعه اطلاعات خودشان تحقيق و مطالعه و مشورت مي كنند و فرد مورد نظرشان را برمي گزينند. ممكن است آنچه آخر سر به نظرشان مي رسد، درست هم نباشد - اشتباه باشد - اما خودشان هستند كه تصميم مي گيرند؛ و اگر اين كار را براي خدا و حاكميت ارزش هاي الهي بكنند، اجر وافري هم پيش خداي متعال دارند؛ اين خيلي اهميت دارد.»(25/3/84)
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم