رویدادهای 14 بهمن

رویدادهای 14 بهمن

 

14 بهمن 1357
* حضرت امام طي يك مصاحبه مطبوعاتي در مدرسه رفاه اعلام كردند: شوراي انقلاب حكومت موقت تعيين خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهيه كند. همچنين قانون اساسي كه تدوين شد، به آراء عمومي گذاشته مي‌شود. ايشان دولت بختيار را غيرقانوني اعلام كردند و گفتند: كاري نكنيد كه مردم را به جهاد دعوت كنم.
* در پي جلسه اعضاي شوراي انقلاب با حضور امام خميني، به پيشنهاد اعضا و موافقت امام، مهندس مهدي بازرگان براي نخست وزيري دولت موقت انتخاب شد.
* مهندس بازرگان درباره انتخابش به نخست وزيري دولت موقت اظهار داشت در پي تشكيل جلسه شوراي انقلاب در روز 14/11/57، آقاي (امام) خميني ما را مخاطب قرار داده پرسيدند براي نخست وزيري چه كسي را تعيين كنيم؟ ... نمي‌دانم آقاي مطهري بود يا يكي ديگر از روحانيون شوراي انقلاب كه مرا پيشنهاد كرد. در هر حال نظر عموم روي من رفت و اگر كسي موافقت نداشت، حرفي نزد. آيت‌الله خميني تبسم و اظهار خوشوقتي كرده، گفتند به اين ترتيب خيالم از دو طرف راحت شد. ظاهرا منظور ايشان از دو طرف، مليون و روحانيون بود.
تذكر: حضرت امام مدت‌ها پس از استعفاي بازرگان چندين بار در سخنراني‌هاي خود گفتند: كه انتخاب بازرگان اشتباه بود و من قلبا به اين امر راضي نبودم.
* مشتاقان زيارت امام خميني در مقابل محل اقامت ايشان تجمع كردند. يونايتد پرس جمعيت مشتاق را بالغ بر چهار و نيم ميليون برآورد كرد.
* خبرگزاري فرانسه: بختيار در مصاحبه با لوماتن گفت: بعضي اوقات صبر بهترين تاكتيك است و اگر آيت‌الله خميني بخواهد در شهر مقدس قم دولت پيشنهادي خود را به وجود آورد، به او اجازه خواهم داد تا دولتي شبيه به واتيكان تأسيس كند.
* دستور آزادي سيصد و پنجاه زنداني محاكم نظامي صادر شد.
* تظاهرات مردم در برخي از شهرستان‌ها بدون درگيري با مأموران انجام شد.
* دانشجويان ايراني با حمله به سفارتخانه‌هاي ايران در آمريكا، لبنان و استراليا، نسبت به رژيم سلطنتي ايران ابراز انزجار كردند.
* چهل تن ديگر از نمايندگان مجلس از مقام خود استعفا دادند.
* روزنامه الوطن العربي نوشت: يك ژنرال ارتش به ملاقات شاه در خارج از كشور رفت.
* از سوي ياسر عرفات، پيام تبريكي خطاب به حضرت امام ارسال شد.
* آسوشيتد پرس گزارش داد: واكنش كشورهاي اسلامي در مقابل بازگشت آيت‌الله خميني متفاوت بوده است. سادات در مصر گفت: او هيچ آيت‌اللهي در مصر نخواهد داشت. مطبوعات سعودي در اين مورد سكوت اختيار كرده‌اند و رژيم بغداد نيز تاكنون موضعي اتخاذ نكرده است تنها قذافي گفت:به محض درخواست كمك از بذل آنچه در امكان دارد، دريغ نخواهد كرد.
* به مناسبت ورود حضرت امام به ايران، مراسم جشني در كشور ليبي بر پا شد.
منبع:مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

نعمت انقلاب اسلامي

نعمت انقلاب اسلامي

نويسنده:حضرت آيت اللّه مصباح یزدی(دامت برکاته)

اشاره

به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در تاريخ 13/12/80 جمعي از خواهران دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز با حضرت آيت اللّه مصباح ديدار كردند. ايشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامي و مقايسه آن با پيش از انقلاب، علت مخالفت كشورهاي استكباري با آن، ضرورت هوشياري در حفاظت از آن و وظيفه نسل حاضر، بخصوص جوانان، نكات ارزشمندي مطرح كردند. حاصل اين سخنراني به محضر اهل معرفت تقديم مي گردد.

برقراري نظام مقتدر اسلامي; نعمتي بدون پيشينه

در اين ايّام، مناسبت‌هاي متعددي هست كه جا دارد درباره هر يك از آن‌ها در چنين محافلي بحث و گفتوگو شود. به نظر من، آنچه ضرورت بيشتري دارد كه همه به آن توجه داشته باشيم اين است كه خداي متعال به مردم ما، به اين ملت شريف و ولايتمدار ايران، در اين دوران نعمتي عطا كرده است كه نظيرش را به زحمت مي توان در تاريخ پيدا كرد و آن برقراري يك «نظام مقتدر اسلامي» است كه در رأس آن، جانشين امام زمان ـ صلوات اللّه عليه ـ قرار دارد و تمام اركان اين نظام بايد اعتبار و مشروعيت خود را از ايشان كسب كند. چنين شرايطي را ما در دوران تاريخ خودمان سراغ نداريم. دولت‌هاي شيعي از همان زمان خلفاي بني عبّاس هم در ايران تشكيل شده اند، ولي دولت هايي پراكنده، آن هم به عنوان «تشيّع»; يعني فقط به همين اندازه كه رئيس حكومت شيعه بود يا بعضي از اركان حكومت علاقه مند مذهب تشيّع و احكام اسلامي بودند; اما اينكه قدرتي مركزي و فراگير كه رسماً بر اساس دين حكومت كند، در دوران تاريخ خودمان سراغ نداريم و اين نعمت عظيمي است كه، آن طور كه بايد و شايد، به اهميت اين نعمت نينديشيده ايم.
انسان ارزش نعمتي را وقتي درك مي كند كه ضدّش را هم ديده باشد. انسان وقتي ارزش سلامتي را درك مي كند كه يك مريضي كشيده باشد; وقتي ارزش سيري را درك مي كند كه گرسنگي كشيده باشد; ارزش آب خنك را وقتي مي داند كه تشنه شده باشد، وگرنه انساني كه سيراب است و يك جا نشسته و هوا هم سرد است، بگويند يك ليوان آب سرد خنك چقدر خوب است، درك درستي از آن ندارد; چون هوا سرد است و احتياجي هم به آب سرد نيست. يا اگر ـ خداي نكرده ـ انسان بيماري پيدا كند آن وقت مي فهمد سلامتي چه نعمت ارزشمندي است!
شما ـ الحمدللّه ـ در دوران برقراري حكومت اسلامي زندگي مي كنيد و شايد همه يا بيشتر شما هم در همين دوران متولد شده باشيد. دوران قبلي را نديده ايد كه چه دوراني بود تا بدانيد خدا چه نعمتي به ما داده است. خوب است گاهي از ديگران بپرسيد كه در آن دوران چه بر متديّنان مي گذشت و خداي متعال به بركت پيروزي انقلاب اسلامي، چه نعمت عظيمي به مردم ما داد و در سايه برقراري اين نظام، چه به مسلمان‌هاي همه دنيا داد. اين‌ها دو تا مطلب بسيار مهم هستند كه هر قدر درباره شان بينديشيم كم است.
اجمالا عرض مي كنم: امروز در دانشگاه شما نماز خواندن، عبادت كردن، احكام ديني ياد گرفتن و حمايت از دين يك افتخار است; اما روزگاري بود كه اگر كسي در دانشگاه صحبت از دين مي كرد مسخره اش مي كردند; اگر مي خواست نماز ظهرش را در دانشگاه بخواند جرئت نمي كرد; چون ديگران به او مي خنديدند و مسخره اش مي كردند; مي گفتند: تو هنوز نماز مي خواني؟ اُمّي هستي! دهاتي هستي! و مسائل ديگري كه نه فرصت گفتنش هست و نه تاب شنيدنش. به هر حال، چنين دوراني بود.
از طرف ديگر، نه تنها در ايران اصلا اميدي نبود براي اينكه اسلام به عنوان يك قانون كشوري مطرح شود و كساني به نام «دين» حكومت كنند، در ساير كشورهاي اسلامي هم اصلا كسي خوابش را نمي ديد.

ايثارگري‌هاي مردم مسلمان ايران; افسانه سازي‌هاي تاريخي!

اما وقتي چنين نظامي در ايران برقرار شد و اين انقلاب به پيروزي رسيد، مسلمان‌هاي كشورهاي ديگر هم بيدار شدند و به خود آمدند; هم احساس عزّت و عظمت كردند و هم به فكر اين افتادند كه از ايران الگو بگيرند. علت اصلي مخالفت‌هاي آمريكا و كشورهاي استكباري ديگر با اين نظام هم همين ترسشان است كه اگر اين نظام در ايران پا بگيرد و رواج پيدا كند، كشورهاي اسلامي ديگر هم هوس مي كنند انقلاب كنند و منافع غرب، بكلي، به خطر مي افتد. اينكه مي خواهند اين نظام را ـ به اصطلاح ـ به بن بست بكشانند و بگويند اسلام نمي تواند كشور را اداره كند، براي همين است كه ديگران هوس نكنند انقلاب كنند. خوب، اين نعمت نصيب ما شد و حتماً هم ديده ايد و شنيده ايد گل هايي در سايه اين نظام پرورش يافتند; مردم چه فداكاري هايي كردند، چه ايثارهايي داشتند; در دوران انقلاب، پس از انقلاب، در دوران جنگ و دفاع مقدّس; چيزهايي كه واقعاً در طول تاريخ كشور ما ـ با آنچه از تاريخ خودمان كم و بيش خبر داريم ـ به صورت افسانه جلوه كرد.
من به عنوان نمونه، يك مورد كوچك را مي گويم: من وقتي طلبه شده بودم قدري با تاريخ اسلام آشنا بودم. يك داستان براي من بسيار شگفت انگيز بود و به صورت رؤيا جلوه مي كرد كه چنين چيزي چطور ممكن بوده است! و آن داستان حنظله غسيل الملائكه بود. ماجرا در جنگ «اُحد» اتفاق افتاد. جنگ اُحُد جنگي بود كه درست در دروازه شهر مدينه ـ اكنون احد جزو شهر شده است ـ رخ داد. ميدان جنگ مجاور شهر بود و چندان فاصله اي با آن نداشت. وقتي جنگ شروع شد مسلمان‌ها وارد صحنه شدند و سنگربندي كردند. جواني بود به نام حنظله; جوان نورسته اي كه از قراين برمي آيد تازه به استقلال رسيده بود، فرض كنيد حدود بيست سالش بود. اين جوان تازه عروسي كرده بود. شب عروسي اش عده اي از مسلمان‌ها براي جنگيدن به جبهه احد رفته بودند. او شب را در مدينه ماند، طبق رسم هايي كه بود ـ به هر حال ـ بايد عروس و داماد در شب زفافشان همديگر را ببينند. صبح با عجله به طرف ميدان جنگ احد آمد، در حالي كه فرصت نكرده بود غسل كند. در همان حال جنابت وارد ميدان شد و به جنگ رفت و به شهادت هم رسيد. پس از شهادت او، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) فرمودند: مي بينم فرشتگان آسمان را كه حنظله را از جنابت غسل مي دهند و به اين مناسبت، او را «غسيل الملائكه» ناميدند; يعني كسي كه فرشتگان او را غسل دادند.
اين داستان براي من عجيب بود كه جواني در آن زمان جواني اش، در شب عروسي هنوز غسل نكرده بيايد وارد ميدان جنگ شود. دست كم صبر مي كرد دو ساعت بعد; مثلا، صبحانه اي مي خورد، خودش را آماده مي كرد، بعد به جبهه مي رفت. اين چه اشتياقي بود كه هنوز غسل نكرده به ميدان جنگ رفت و شهيد شد؟ اين براي ما به صورت اسطوره جلوه مي كرد كه مگر مي شود انسان اين قدر به جهاد و شهادت اشتياق داشته باشد و سر از پا نشناسد، آن هم شب عروسي اش؟
در دوران طلبگي، هميشه اين داستان در ذهن من بود كه چقدر مسلمان‌هاي صدر اسلام فداكار بودند! چقدر از خودگذشته بودند! در مقابل وظيفه جهاد، لذت‌هاي دنيا برايشان ارزشي نداشت! تا اينكه ماجراي دفاع مقدّس اتفاق افتاد و كساني در اين دوران، در كشور ما پيدا شدند كه حنظله غسيل الملائكه به گرد پاي آن‌ها هم نمي رسد. اگر ما يك نفر در تاريخ اسلام به نام حنظله غسيل الملائكه داريم، در دوران دفاع مقدس، صدها و هزارها جوان هايي داريم كه حنظله بايد خدمتگزار آن‌ها باشد، از لحاظ ايثار و شهادت طلبي و داستان‌هاي عجيبي كه هر كدام آن‌ها درسي براي زندگي است، و اين‌ها به بركت انقلاب و به بركت نَفَس حضرت امام(قدس سره)كه به مردم خورد، روحشان را عوض كرد و آمادگي هرگونه فداكاري و شهادت طلبي پيدا كردند و عاشقانه به ميدان جنگ رفتند.

جوانان كشور اسلامي; مقايسه وضعيت دوران دفاع مقدّس و پس از آن

از اين نمونه‌ها زياد شنيده ايد. خوب است وقتي فرصتي پيدا مي كنيد اين داستان‌هاي شهادت طلبي و ايثارگري‌هاي جوان‌ها را در دوران دفاع مقدّس بخوانيد. اين فرصتي بود براي اينكه استعدادهاي نابي كه در جوان‌هاي ما وجود داشت شكفته شود و با سرعت اين‌ها رشد كنند. نمونه اش حسين فهميده بود كه امام(قدس سره)فرمودند: «رهبر ما آن نوجوان سيزده ساله است...»1اگر اين انقلاب واقع نشده بود، اين جريانات واقع نشده بود، فكر مي كنيد اين‌ها كجا بودند؟ اين جوان هايي كه در ميدان شهادت و ساير ميدان ها، در ميدان علم، تحقيق ـ الحمدللّه استعدادهاي گوناگوني در اين دوران شكوفا شد ـ و از جمله در ايثار و فداكاري و جهاد، اگر اين انقلاب واقع نشده بود، اين‌ها كجا بودند؟ اين‌ها از همين بچه هايي بودند كه امروز مي بينيد; جوان هايي كه به مواد مخدّر آلوده مي شوند، قاچاق فروش مي شوند، در كوچه‌ها و خيابان‌ها ول هستند، دنبال رفتارهاي ناهنجار هستند و چيزهايي كه متأسفانه كم و بيش در گوشه و كنار مملكت ديده مي شود، اين‌ها به خاطر اين است كه شرايط فرهنگي عوض شده، محيط فرهنگي عوض شده به جاي اينكه آن جور پرورش پيدا كنند و رشد كنند اين جور انحطاط پيدا مي كنند.
اين مقايسه آن دو حال: از يك طرف، عظمت اين نعمت را به ما نشان مي دهد كه نعمت انقلاب به وجود رهبري‌هاي حضرت امام(قدس سره) و آن حال و شور و هيجان و شوق و اشتياقي كه در مردم به وجود آمده بود چقدر ارزشمند بود و چه معجزه‌ها آفريد! و از يك طرف، وضعيت حال جواناني اين چنين! البته اين‌ها چيزهاي نادري است، ولي به هر حال، همين هم براي ملت شهيد داده و انقلاب كرده خسران است كه بعضي از جوان هايش را شما ببينيد به جاي اينكه به اوج شكوفايي معنوي و اخلاقي و روحي برسند در وادي ديگري وارد مي شوند. اين سير صعودي و نزولي ـ كه مي توانيد آن را به صورت يك منحني ترسيم كنيد ـ كم و بيش در همه جوامع وجود دارد.

صعود و نزول جوامع

بعضي جامعه شناسان چنين نظريه اي داده اند كه اصولا هر جامعه اي يك سير صعودي و يك سير نزولي دارد و در نهايت، به انحطاط آن جامعه منتهي مي شود تا از نو حركت جديدي در جامعه پديد بيايد و باز يك منحني جديد صعودي رسم شود. حال اين نظريه از نظر علمي صحيح است يا نه ـ به جاي خودش ـ ولي تجربه تاريخي كم و بيش در همه جوامع چنين چيزهايي را نشان مي دهد; يعني وقتي يك حركت معنوي و حركت تكاملي در جامعه پديد مي آيد، اول رشد مي كند و زود ترقّي مي كند و به اوج خودش مي رسد و پس از مدتي رو به انحطاط مي رود; مثل فواره اي كه بالا مي رود، بعد سرنگون مي شود.
در قرآن كريم هم مطلبي شبيه اين معنا داريم: در سوره حديد مي فرمايد: (أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِاللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ) (حديد: 16) ترجمه آيه اين است: آيا وقت آن فرا نرسيده است كه مؤمنان دل هايشان خشوع پيدا كند، نرم شود، در مقابل ياد خدا دل هايشان فرو بشكند، خشوع پيدا كند و مثل گذشتگان از اهل كتاب ـ منظور يهود و نصاراست ـ نباشند كه زمان طولاني بر آن‌ها گذشت و دل هايشان سخت شد (فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ) و قساوت پيدا كرد و بسياري از آن‌ها به فسق و فجور گراييدند؟ حال گذشتگان را ترسيم مي كند. كه از اين‌ها برمي آيد كه پيامبران آمدند آن‌ها را هدايت كردند و رشد معنوي دادند، ولي در اثر مرور زمان تغيير كردند. تعبير قرآن اين است كه (فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ)، زماني بر آن‌ها طولاني گذشت تا اينكه دل هايشان سخت شد. اين شبيه همان معناست، گويا يك منحني را ترسيم مي كند كه اين‌ها اول رشد كردند و به كمالي رسيدند و بعد زمان كه طولاني شد، آرام آرام دوباره رو به انحطاط برگشتند.

لزوم عبرت آموزي از تاريخ

البته اين به معناي جبر نيست كه بر انسان تحميل شود، اما جرياني عبرت آموز است. جا دارد انسان با توجه به جريانات گذشته، كه در اقوام سابق پيش آمده است مطالعه كند و از داستان‌هاي تاريخي عبرت بگيرد كه مبادا به انحرافات آن‌ها دچار شود، بخصوص با توجه به يك مطلبي كه در احاديث شريف آمده است: از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)شيعه و سنّي به سندهاي متعدد نقل كرده اند كه فرمودند: آنچه بر بني اسرائيل گذشت بر شما هم خواهد گذشت; يعني هر حادثه اي براي بني اسرائيل در تاريخشان پيش آمد براي شما هم پيش خواهد آمد. بعد اين جمله را اضافه كردند ـ جمله عجيبي است ـ اگر بني اسرائيل وارد لانه سوسماري هم شده باشند شما هم وارد خواهيد شد!2منظور اين است كه آن قدر جريانات تاريخي مشابه هم هستند كه جا دارد انسان از گذشتگان و تاريخ گذشته درس عبرت بگيرد و مواظب باشد به چالش هايي كه آن‌ها مبتلا شدند مبتلا نشود.
البته اين‌ها هيچ كدام جبرآور نيست و رفع تكليف هم از ما نمي كند، فقط براي اين است كه از گذشتگان عبرت بگيريم. اينكه خداي متعال وقتي به هر جامعه اي نعمت هايي مي دهد، اول قدرداني مي كنند، مثل مريضي است كه تازه از بستر بيماري در آمده، قدر سلامتي را مي داند. وقتي مريض است مدتي بايد پرهيز كند، درد و ناراحتي تحمّل كند، با خود شرط مي كند كه اگر سالم شد ديگر مواظب باشد ـ مثلا ـ بد خوراكي نكند تا مريض نشود، يا خوب مسواك بزند و مواظب باشد تا دندان هايش خراب نشود. ولي پس از مدتي يادش مي رود، چند وقتي كه مزه سلامتي را چشيد و كم كم به آن عادت كرد، با خود مي گويد: اگر امشب مسواك نزدم مهم نيست... بعد از چندي دوباره همان قضيه تكرار مي شود.
در مسائل اجتماعي هم چيزي از همين قبيل وجود دارد. كساني كه سختي‌هاي دوران پيش از انقلاب را كشيدند، اوايل انقلاب قدر اين نعمت را دانستند، حاضر شدند براي حفظ اين نظام، از همه چيزشان بگذرند. آن قدر مردم فداكاري كردند كه داستان هايش خواندني و شنيدني است. انقلاب كه پيروز نشده بود و شركت نفت در اعتصاب بود، نفت پيدا نمي شد و در سرماي زمستان، مردم بايد صف‌ها مي كشيدند; نفت را جيره بندي كرده بودند. اما بعضي جوان‌ها همان نفت خودشان را به خانه فقرا، پيرزن‌ها و افراد ناتوان مي بردند; خودشان سرما مي خوردند و يك گالن نفتي كه داشتند به همسايه ضعيفشان مي دادند كه او سرما نخورد. آن صحنه‌ها چقدر زيبا بود! يك ظرف نفت براي ما قيمت ندارد، اما تحمّل سرما و اينكه انسان ظرف نفتي را كه سهم خودش است به همسايه پيرزنش بدهد، خيلي زيباست!

سير صعودي ارزش‌ها و فرهنگ در كشور ما

از اين صحنه‌ها زياد بود. اوايل نهضت مردم قدر اين انقلاب را خوب مي دانستند، آن قدر مواظب بودند احكام شرعي درست رعايت شود كه نمي دانم چه چيزي براي شما نقل كنم. اگر توهّم مي شد كه كسي در خيابان مي خواهد يك رفتار ناهنجاري انجام دهد آن قدر چشم‌ها به او خيره مي شد كه خجالت مي كشيد. مردان حتي با خواهر خودشان در خيابان درست نمي توانستند صحبت كنند يا حرف بزنند يا بخندند; نكند كسي توهّم كند كه ـ مثلا ـ زن مقابل او اجنبي است! آن قدر ارزش‌ها در جامعه مطرح شده بود كه مواظب بودند ظواهر جامعه حفظ شود، ارزش‌ها محفوظ بمانند و تخلّفي از احكام شرع انجام نگيرد. اگر كسي با خانمش مي خواست به جايي برود در خيابان با هم صحبت نمي كردند يا اگر صحبت مي كردند خيلي مؤدبّانه، نه اينكه ـ مثلا ـ بخندند و با هم در خيابان شوخي كنند. اين‌ها اصلا ديده نمي شد. اين نشانه آن بود كه مردم قدر اين انقلاب را خوب مي دانند. اين قدر مواظب هستند كه مبادا ارزش‌ها كم رنگ شوند. اما به تدريج، مثل انساني كه وقتي سالم مي شود دوباره يادش مي رود سلامتي چه نعمت خوبي است و پرخوري مي كند، ناپرهيزي مي كند، كم كم راه براي فراموش كردن ارزش‌ها و دستاوردهاي انقلاب باز شد، كساني از بازارهاي سياه زمان جنگ استفاده كردند، وارد كردن اجناس قاچاق شروع شد و از زمان جنگومسائل معنوي هم به صورت ديگري سوء استفاده شد.
به هر حال، نمونه‌هاي زيادي هست، براي هر كسي متناسب با زندگي خودش. مرزها شكسته شد و كار به جايي رسيد كه از بودجه همين خانواده‌هاي شهدا ـ كه اين‌ها در واقع، وارثان اصلي اين كشور هستند ـ از بودجه متعلّق به ملتي كه اين همه شهيد داده است، جوايزي تهيه مي كنند به نام يك نهاد دولت اسلامي، هديه مي كنند به بعضي از اشخاصي كه سوابق فاسدي در دوران رژيم گذشته و الان دارند! بعضي اشخاصي كه سوابق فاسدي در دوران رژيم گذشته داشتند و الان هم در دوران انقلاب، در خارج از كشور يا در داخل، به كارهاي ضدّ اخلاقي مشغول هستند، وقتي مي آيند اين‌ها را احترام مي كنند و برايشان جشن مي گيرند.

وظيفه ما در دوران افول ارزش ها

اين يك سير نزولي است كه متأسفانه در زمينه ارزش‌ها و فرهنگ شروع شده است. اگر بخواهيم ادامه پيدا نكند اول بايد خودمان را بپاييم كه به اين آلودگي‌ها مبتلا نشويم، حواسمان را جمع كنيم; نگوييم «اين كار عيبي ندارد، مواظب آن كار باشيم!»، «بچه‌ها رفتند، ما هم نمي توانستيم نرويم; جلسه دوستانه اي بود!»، «همه فلان حركت را انجام دادند، ما هم نمي توانستيم انجام ندهيم; زشت بود، دعوتمان كردند به فلان پارتي شبانه يا روزانه، توقّع داشتند. اگر نمي رفتيم پشت سرمان حرف مي زدند!» اين‌ها آغاز كار است. قطعاً وقتي باب بعضي مجالس باز شد و بعضي حركت‌ها انجام گرفت، كم كم قبح گناه جلوي چشم آدم مي ريزد; اول گناهان كوچك و ـ خداي نكرده ـ بعد به گناهان بزرگ كشيده مي شود! اول خودمان را بپاييم كه آلوده نشويم، دوم سعي كنيم دست دوستانمان را بگيريم كه نلغزند. زمينه لغزش، بخصوص براي جوان، فراهم است، بيش از پيرمردها. پيرمردها اگر يك دوران چهل، پنجاه ساله عمرشان را با سلامت گذرانده باشند به زودي سقوط نمي كنند، ملكه شان شده است، عادت كرده اند به يك زندگي چهل، پنجاه ساله، زود تغيير مسير نمي دهند. اما جوان زندگي اش و روحياتش شكل ثابت نگرفته، دايم در حال نوسان است، امكان لغزش برايش خيلي بيشتر از سالمندهاست. اول بايد خودمان را مواظب باشيم كه نلغزيم، به آفت‌هاي انحرافي مبتلا نشويم، بعد هم سعي كنيم دست دوستانمان را بگيريم. هم در عمل و هم در گفتار، سفارش كنيم، يادآوري كنيم: (وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ)(عصر: 3) قرآن مي فرمايد: مؤمنان همديگر را سفارش مي كنند. فقط نبايد يك گروهي آن‌ها را موعظه كند و آن‌ها فقط گوش شنوا داشته باشند، بلكه بايد با همديگر «تواصي» داشته باشند; يعني طرفين به همديگر نصيحت كنند. اين نكته دوم: كساني كه هنوز نيفتاده اند مواظب باشيم نلغزند. سوم دست افتاده‌ها را بگيريم، بلند كنيم.
اول بنا شد مواظب باشيم خودمان نلغزيم; دوم دست دوستمان را بگيريم كه نلغزند; سوم دست كساني را كه لغزيده اند بگيريم، بلندشان كنيم.
از سوي ديگر، بايد سعي كنيم شرايط اجتماعي به گونه اي فراهم شود كه نتوانند كساني از اين شرايط سوء استفاده كنند و عليه ارزش‌هاي اسلامي قدم هايي بردارند. اين كاري عظيم است، وظيفه اي است بزرگ، ولي به هر حال، وظيفه واجبي است كه به گردن نسل جوان است. صرف اينكه بگوييم در همه جوامع اين جور چيزها پيش آمده است، اين مجوّزي نمي شود كه ما آن كارها را انجام بدهيم و در نتيجه، بلغزيم. درست است كه مثل يك سنّت تاريخي مي ماند كه در همه جوامع، اين سير نزولي و صعودي وجود داشته است، ولي به هر حال، هيچ وقت تكليف را از دوش كساني برنداشتيم. اين هشداري است كه ما توجه داشته باشيم و بترسيم از اينكه خودمان مبتلا بشويم! چون نظيرش براي ديگران پيش آمده است. مواظب باشيم ما مبتلا نشويم! هيچ وقت اين تجويز نمي كند كه چون ديگران شدند، پس ما هم مبتلا مي شويم.
قرآن اين همه داستان گذشتگان را كه نقل مي كند، مي فرمايد اين‌ها به عذاب‌ها و نكبت هايي مبتلا شدند: (وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ) (شعراء: 8) كساني كه مبتلا شدند براي اين بود كه بيشترشان ايمان به خدا نداشتند، به دستورات دين عمل نمي كردند. اين معنايش آن نيست كه شما مجاز هستيد مثل ما بشويد; معنايش اين است كه شما مثل آن‌ها نشويد.

وظيفه ويژه نسل جوان در عصر حاضر

حاصل عرايضم اين است: بركاتي در اثر اين انقلاب براي ما حاصل شد، اعم از بركات اخلاقي كه بخصوص جوان‌هاي ما رشد اخلاقي فوق العاده و ممتازي پيدا كردند و هم نظم و انضباطي كه در كشور واقع شد و امنيتي كه ايجاد شد و هم پيشرفت‌هاي علمي. وقتي جواني فكر سالم داشت و محيط آلوده نبود، او بهتر مي تواند درس بخواند، ولي وقتي بنا شد انواع و اقسام عواملي باشند كه او را به مجالس ناهنجار دعوت كنند طبعاً فرصت و انگيزه انسان براي درس خواندن كم مي شود. شايد يكي از دلايل اُفت تحصيلي در دوران‌هاي اخير هم همين باشد كه وسايل تفريح‌هاي ناسالم زياد شده است; جوان‌ها به آن‌ها مي پردازند يا حتي در خانه شان هم كه نشسته اند بعضي فيلم‌ها يا احياناً بعضي‌ها استفاده‌هاي نامناسب از اينترنت و چيزهاي ديگر باعث مي شود كه كمتر به درس بپردازند و پيشرفت درسي شان كم بشود.
همين طور در زمينه سياسي، ما به استقلالي رسيده ايم، به عزّتي رسيده ايم كه بيان آن داستان مفصّلي است. ما در نظر مردم دنيا چقدر پست بوديم، ما را به حساب نمي آوردند، نوكر آمريكا بوديم، هر چه او مي خواست مي شد. اما پس از انقلاب، كشور قدرتي در مقابل قدرت آمريكا شد. ايران چنان عزّتي پيدا كرد كه وقتي امام(قدس سره)سخنراني مي كرد رئيس جمهور آمريكا كارهايش را تعطيل مي كرد و گوش مي داد، ببيند امام چه مي گويد. در معادلات سياسي بين المللي، ايران جايگاه مهمي پيدا كرد. الحمدللّه هنوز هم تا حد زيادي اين عزت براي ما در سطح بين المللي محفوظ است. اين همه كه آمريكا با ايران دشمني مي كند، باز مي بينيد ما در روابط ديپلماتيكمان، حتي با كشورهاي اروپايي، موفقيت‌هاي بزرگي نصيبمان مي شود، به كوري چشم آمريكا! ولي به هر حال، اين‌ها در معرض خطر قرار دارند. اگر بخواهيم اين عزّت در سطح بين المللي، آرامش و اطمينان خاطر در سطح رواني جوانانمان، پيشرفت‌هاي اخلاقي، معنوي، و همين طور پيشرفت‌هاي اقتصادي، علمي، اختراعات و بسياري از چيزهايي كه در دوران پس از انقلاب نصيب مردم ما شد، اين‌ها هم محفوظ بماند و هم سير صعودي داشته باشد، ما بايد همّت كنيم. هيچ كس از خارج نمي آيد اين‌ها را براي ما تضمين كند. اين بستگي به نسل جوان ـ بخصوص ـ دارد كه در آينده همّت كند اين ارزش‌ها را حفظ كند و خودشان راه را ادامه دهند و در جهت ارتقائش و تعالي اش همّت بگمارند، زحمت بكشند و اين حركت تكاملي را ادامه دهند.
اما اگر روحيه راحت طلبي، تن آسايي و تنبلي در ما پيدا شد يا روحيه وازدگي، عدم استقلال، تقليد كوركورانه از ديگران و چيزهايي از اين قبيل، همه اين‌ها در معرض خطر قرار مي گيرد. خدا هيچ ضمانتي نكرده است نعمت هايي را كه به مردم مي دهد الي الابد حفظ كند. مادام كه خودشان در جهت حفظ آن نعمت‌ها فعاليت مي كنند، خدا هم كمك خواهد كرد. اما اگر خودشان نخواستند، خدا آن‌ها را برايشان حفظ نخواهد كرد.
ما از يك سو، بايد بركات اين انقلاب را هميشه به خاطر داشته باشيم و خدا را شكر كنيم كه در چنين زماني زندگي مي كنيم كه به بركت خون‌هاي شهدا، امنيت، آسايش و وسايل تكامل معنوي برايمان فراهم شده است، و از سوي ديگر، بايد نگران اين باشيم كه مبادا در اثر ناسپاسي‌ها و كفران نعمت، اين نعمت‌ها از دستمان برود! به هر حال، دغدغه انجام وظيفه داشته باشيم كه آيا تكليفي را كه به عهده ماست و خدا از ما مي خواهد، درست انجام مي دهيم، يا خداي نكرده ـ كوتاهي مي كنيم؟
اين ايام كه ايّام تجديد ميثاق با ولايت است، عيد ولايت، و پيروزي انقلاب اسلامي است، بايد براي ما هم عيد ميثاق جديدي باشد. خاطره اين حوادث وقتي تكرار مي شود، بزرگداشت خواطر گذشته كه به نام «عيد» يا به نام‌هاي ديگري در طول تاريخ مي ماند، براي اين است كه نظير آن حوادث را ما در زندگي خودمان داشته باشيم و از بركاتش استفاده كنيم.
جا دارد در ايّام پيروزي انقلاب اسلامي و در زماني كه ارزش‌ها و هنجارهاي ديني احيا گرديد، شكرگزار اين نعمت باشيم و با خداي خود پيمان ببنديم كه شكرگزار نعمت‌هاي الهي باشيم. در اين ايّام، باز تجديد ميثاق كنيم كه پيرو ولايت باشيم. اين خاطره را هميشه در ذهن خودمان تجديد كنيم. ما امروز بايد فرمان رهبرمان را به جاي فرمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از جان و دل گوش كنيم و سعي كنيم در راه دستاوردهاي انقلاب و ارزش‌هاي اسلامي و اطاعت از مقام رهبري از هيچ چيزي مضايقه نكنيم.

پی نوشت:

1ـ امام خميني، صحيفه نور، ج 14، ص 60، سخنراني 22 بهمن 1359.
2ـ محمّدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 60، ص 126، روايت 14، باب 32.

منبع: فصلنامه معرفت




 

 

 

جمهوری اسلامی از استقرار تا تثبیت

جمهوری اسلامی از استقرار تا تثبیت


 

 

چکیده: در روزهای دهم و یازدهم فروردین سال 1358 و در پی سقوط نظام شاهنشاهی در بهمن 57، مردم ایران از طریق همه پرسی، به استقرار نظام جمهوری اسلامی رأی دادند و روز 12 فروردین ماه که روز اعلام پذیرش جمهوری اسلامی از سوی ملت ایران بود، به عنوان روز جمهوری اسلامی نامگذاری شد.
در این رفراندوم علاوه بر گروه‌های مختلف اجتماعی، همه احزاب اسلامی به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و از میان گروه‌های لیبرال و مارکسیست نیز جبهه ملی و حزب توده در انتخابات شرکت جسته و به جمهوری اسلامی آری گفتند. اما گروه‌هایی چون چریک‌های فدایی خلق، پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و جبهه دموکراتیک ملی رفراندوم را تحریم کردند.1 البته با شرکت گسترده و رأی 2‌/‌98 درصدی مردم به جمهوری اسلامی روشن شد که این گروه‌ها وزن چندانی در صحنه سیاسی ایران ندارند.
پیش از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، نهادهای موقتی بوسیله امام خمینی شکل گرفته بودند که وظیفه‌شان اداره موقت کشور پس از سقوط دولت پهلوی و تشکیل نهادهای قانونی از طریق مراجعه به آرای عمومی بود. علاوه بر شورای موقت انقلاب اسلامی که در آذر 57 شکل گرفت و تقریبا به عنوان نهاد قانونگذاری موقت عمل می‌کرد، امام خمینی در 16 بهمن 57 مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر مأمور تشکیل دولت موقت کردند و چهار وظیفه مهم را بر عهده آن نهادند:
1. برگزاری رفراندوم تعیین نظام
2. تشکیل مجلس موسسان و تصویب قانون اساسی
3. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری
4. برگزاری انتخابات مجلس2
گذر از این مراحل که امام خمینی تأکید خاصی بر سرعت بخشیدن به آن داشتند، کار چندان ساده‌ای نبود. زیرا تنها اندکی پس از پیروزی انقلاب، حوادثی چون ترور چهره‌های نزدیک به رهبری انقلاب، بمب‌گذاری در نقاط مختلف کشور از سوی عناصر شناخته یا ناشناس با عناوین مجعول، جنگ داخلی در کردستان، گنبد و خرمشهر و آشوب‌های دامنه دار شهری که گروه‌های مسلح مانند مجاهدین و فدائیان پای ثابت آن بودند، کشور را در بحرانی عمیق فروبرد. اما آینده نشان داد که اگر نهادهای قانونی نظام با سرعت شکل نمی‌گرفتند، سیر حوادثی که در سال‌های 58 تا 60 روی داد، به گونه‌ای دیگر پیش می‌رفت و در نبود ساز و کار روشن و راهگشا برای برون رفت از بحران، ایران در شرایطی که با انواع توطئه‌های خارجی و یورش گسترده رژیم عراق روبرو بود، تا لبه پرتگاه پیش می‌رفت.
به هر روی، دولت موقت پس از انجام رفراندوم قانون اساسی، به تهیه پیش‌نویس قانون اساسی اقدام کرد تا در ابتدا در شورای انقلاب، بررسی و تصویب شود. سپس آن پیش‌نویس به رهبر انقلاب عرضه شد که با انجام اصلاحات جزیی توسط ایشان به تصویب رسید و آن‌گاه نوبت تشکیل مجلس مؤسسان رسید. در شورای انقلاب کسانی چون آیت‌الله محمود طالقانی، آیت‌الله موسوی اردبیلی، مهندس مهدی بازرگان و ابوالحسن بنی‌صدر بر تشکیل مجلس مؤسسان اصرار داشتند، اما پیشنهاد عده‌ای دیگر از جمله مهندس عزت‌الله سحابی تشکیل مجلس کوچک‌تری به نام مجلس خبرگان قانون اساسی بود و چون در این باره توافقی حاصل نشد، با مراجعه به نظر امام خمینی، نظر دوم یعنی تشکیل مجلس کوچک‌تر ملاک عمل قرار گرفت. با این حال، گروه‌های چپ مارکسیستی و مجاهدین خلق با تشکیل مجلس خبرگان به مخالفت پرداختند و خواستار تشکیل مجلس مؤسسان مرکب از نمایندگان همه گروه‌های قومی و مذهبی و طبقات اجتماعی شدند.3
با برگزاری انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در 12 مرداد ماه، 75 نفر انتخاب شدند که اکثریتشان از نامزدهای حزب جمهوری اسلامی بودند. نیروهایی که بعدا به ملی ـ مذهبی معروف شدند در رده دوم قرار می‌گرفتند. اما نامزدهای اختصاصی مجاهدین خلق از جمله مسعود رجوی هیچ کدام رأی لازم را کسب نکردند و از این رو مدعی تقلب در انتخابات شدند.4
مجلس خبرگان در 28 مردادماه با حضور 74 نفر از منتخبین مردم افتتاح شد. فرد غایب عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان بود که به دلیل شروع جنگ کردستان و غیرقانونی شدن حزب دموکرات در این مجلس شرکت نکرد. با توجه به اکثریت حزب جمهوری اسلامی در مجلس خبرگان و با تلاش کسانی چون آیت‌الله منتظری و شهید آیت‌الله بهشتی اصل ولایت فقیه به پیش‌نویس قانون اساسی افزوده شد و به رغم مخالفت جدی نیروهای لیبرال حاضر در مجلس، به تصویب رسید. با این اقدام، بار دیگر مجاهدین خلق و مارکسیست‌ها که نماینده‌ای در مجلس نداشتند، به مخالفت با قانون اساسی پرداختند.5 اما این قانون نهایتا با نظر اکثریت اعضای مجلس تصویب شد و به رغم تحریم رفراندوم آن از سوی مجاهدین خلق و گروه‌های مارکسیستی در 12 آذرماه 58 با مراجعه به آرای عمومی، مورد تأیید ملت ایران قرار گرفت.
با تصویب قانون اساسی، نوبت به انتخابات ریاست جمهوری رسید. اما پیش از آن در نیمه آبان ماه 58 و به دنبال تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، دولت موقت استعفا داده و وظایف آن از جمله برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بر عهده شورای انقلاب قرار گرفته بود. در مهلت تعیین شده برای ثبت نام نامزدها، بیش از 120 نفر داوطلب شدند. طبق قانون صلاحیت این افراد باید به تأیید مراجع صالحه (در اولین انتخابات ریاست جمهوری شخص رهبر انقلاب) می‌رسید، اما امام خمینی که بر شکل‌گیری سریع نهادهای قانونی اصرار داشتند، طی پیامی با استثنایی خواندن وضع کشور خاطر نشان ساختند که چون شناسایی بیش از یکصد نفر محتاج به زمانی طولانی است و تأخیر در این حال استثنایی به صلاح ملت و کشور نیست، به این جهت و جهات دیگر امر صلاحیت را اینجانب به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت کشور را تعیین نمایند.6
با شروع رقابت‌ها روشن شد که رقابت اصلی بین حزب جمهوری اسلامی و ابوالحسن بنی‌صدر است و مجاهدین خلق نیز با نامزدی مسعود رجوی سعی می‌کردند در انتخابات حضور فعالی داشته باشند. گروه‌های چپ نیز حول محور این سازمان دست به ائتلاف زده بودند. اما امام خمینی پیش از انتخابات اعلام کردند کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی نداده اند (و لاجرم نهادهای برآمده از این قانون را قبول ندارند) نباید برای انتخابات نامزد شوند. از این رو مسعود رجوی که چشم اندازی هم برای پیروزی اش وجود نداشت، کناره‌گیری کرد. در این بین، بنی صدر نیز در آخرین روزها با استناد به اصلیت غیر ایرانی، جلال‌الدین فارسی، نامزد حزب جمهوری اسلامی او را وادار به کناره‌گیری کرد و در شرایطی که حزب جمهوری اسلامی فرصت کافی برای معرفی و تبلیغ نامزد تازه خود (حسن حبیبی) نداشت، بنی صدر در انتخاباتی که دو سوم واجدین شرایط در آن شرکت کرده بودند، موفق به کسب اکثریت آرا شد و به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران معرفی گردید.(5 بهمن 1358) او البته پیش از انتخابات طی سخنانی به مخالفت با کناره‌گیری رجوی از انتخابات پرداخت و کوشید تا آرای هواداران او را به نفع خود جلب کند. 7
پس از آن نوبت به انتخابات مجلس شورای اسلامی رسید. این بار نیز گروه‌های مخالف با محوریت مجاهدین خلق عزم جزم کردند تا هر طور شده عده‌ای از عناصر خود بویژه مسعود رجوی را به مجلس راه دهند. انتخابات مجلس شورای اسلامی با تصویب شورای انقلاب دو مرحله‌ای شد. در مرحله اول انتخابات که 24 اسفند 58 برگزار شد، حزب جمهوری اسلامی اکثریت را بدست آورد و تعداد زیادی از نامزدهایش به دور دوم راه یافتند. از نهضت آزادی و جبهه ملی نیز چند نفری انتخاب شدند. اما از نامزدهای مارکسیست حتی یک نفر نیز به مجلس راه نیافت و حتی کسی هم به دور دوم نرفت. از مجاهدین خلق فقط مسعود رجوی به دور دوم رفت.
در مرحله دوم مهندس مهدی بازرگان که در این زمان عضو شورای انقلاب بود، طی نامه‌ای خطاب به مردم از آن‌ها خواست تا به مسعود رجوی رأی بدهند.8 استدلال او این بود که تمامی گروه‌ها و به طور خاص مجاهدین خلق که مهم ترین گروه سیاسی خارج از حاکمیت بودند، در مجلس حضور داشته باشند تا مجلس برآیند جامعه و محور وفاق ملی باشد.9 با این حال، در این مرحله که روز 19اردیبهشت 59 برگزار شد، پیروزی حزب جمهوری اسلامی چشمگیرتر از مرحله اول بود و مسعود رجوی نیز به رغم پشتیبانی همه نیروهای مخالف از او، حایز آرای لازم نشد.
بدین ترتیب مجلس شورای اسلامی به عنوان حلقه مهمی از ساختار جمهوری اسلامی در هفتم خرداد سال 59 افتتاح شد. پس از تأیید اعتبارنامه‌ها، نخستین جلسه رسمی مجلس با حضور اعضای شورای نگهبان که پیشتر با ترتیبات قانونی انتخاب شده بودند، تشکیل و در آن اکبر هاشمی‌رفسنجانی به ریاست مجلس برگزیده شد. قبل از این تحولات امام خمینی طبق قانون اساسی شهید آیت‌الله بهشتی را به سمت رئیس دیوان عالی کشور که در آن زمان بالاترین مقام قضایی بود انتخاب کرده و یکی دیگر از قوای سه گانه کشور را شکل داده بودند.
بدین ترتیب، تنها معرفی نخست وزیر به مجلس از سوی رئیس‌جمهور و اظهار تمایل مجلس به وی و تشکیل هیأت وزیران باقی مانده بود که آن نیز در ماه‌های بعد و به رغم اختلافات دامنه‌دار مجلس و رئیس‌جمهور بر سر نامزد نخست وزیری به انجام رسید و شهید محمدعلی رجایی به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران معرفی شد. در همین اثنا در آخر شهریور 59 یورش همه جانبه رژیم عراق به مرزهای جنوبی و غربی کشور آغاز شد. در این شرایط اگر شکل‌گیری نهادهای قانونی نظام و تثبیت جمهوری اسلامی با تدبیر امام خمینی به سرعت طی نشده بود، بی‌شک نظام در رویارویی با بحران‌های داخلی و توطئه‌های خارجی با دشواری‌های بسیاری مواجه می‌شد.
منابع
1. بهروز، مازیار: شورشیان آرمان‌خواه، انتشارات ققنوس، تهران، 1384، ص184
2. دولت‌های ایران از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله تا میرحسین موسوی، اداره کل آرشیو، اسناد و موزه ریاست جمهوری، تهران، 1378، ص 441
3. نشریه مجاهد، 1‌/‌5‌/‌58 ، ص1
4. همان منبع، 22‌/‌5‌/‌58 ، ص 2ـ1
5. نشریه راه کارگر، 27‌/‌12‌/‌58 ، ص 13 و نشریه مجاهد، 30‌/‌7‌/‌58 ، ص 2ـ1
6. صحیفه نور،
7. مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، ص 470
8. روزنامه کیهان، 16‌/‌2‌/‌59، ص 3
9. مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ص 478
یاد ایام، شماره 55، پنجشنبه 26 فروردین 1389
/ع

 

 

رویدادهای 13 بهمن

رویدادهای 13 بهمن

 

13 بهمن 1357

·  امام خميني در جمع روحانيون بيانات مبسوطي رشا ايراد كردند. ايشان در قسمتي از اين بيانات فرمودند: رژيم سلطنتي از اول خلاف عقل بود ... هر ملتي بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند.

·  آسوشيتد پرس: بختيار گفت: طرفداران آيت‌الله خميني مي‌توانند فرياد بزنند، غوغا كنند، توهين كنند، اين كار چيزي را ثابت نمي‌كند، اما اينكه چندين ميليون نفر براي استقبال از آيت‌الله به تهران آمدند، مبالغه‌آميز است. وي افزود: همچنان مشتاق ملاقات با ايشان است. * آسوشيتد پرس گزارش داد: امراي ارتش گفته‌اند كه اگر آيت‌الله خميني بر خلاف قانون اساسي اقدامي كند، ‌آنها دست به اقدام خواهند زد.

·  راديو مسكو: دانشجويان ايراني مقيم آمريكا عليه مداخله آمريكائي‌ها در امور داخلي ايران، در برابر كاخ سفيد تظاهرات كردند.

·  در چند شهر كشور، ازجمله سمنان و تربت جام، در پي تظاهرات مردم چند نفر به شهادت رسيدند.

·  يك ساواكي در تهران ترور شد. وي سرهنگ معتمدي نام داشت و يكي از اعضاي بلند پايه ساواك بود.

·  راديو بي.بي.سي . گفت: آيت‌الله شريعتمداري گفته است در تبديل رژيم سلطنتي به جمهوري بايد جانب احتياط رعايت شود و تهيه مقدمات فراواني لازم است.
تذكر: نامبرده از قانون اساسي كه اساس آن موجب بقاي رژيم سلطنتي است، حمايت مي‌كند.

·  دکتر سنجابی خواستار استعفای بختيار شد. وي همچنين گفت: جبهه ملي به امام خميني وفادار است.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

آغاز امامت حضرت ولی عصر، امام مهدی(عج) بر همه شیعیان مبارک باد

آغاز امامت امام زمان (ع)


 

آغاز امامت امام زمان (ع) ، روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 265 ه. ق است ؛ يعني روز شهادت امام يازدهم (ع) آغاز امامت امام زمان (ع) است . جالب است بدانيم که ولادت امام زمان در روز جمعه بوده و اولين روز امامتش روز جمعه و نيز بنا بر نقلي که از نظر شيعه ، بسيار مشهور است ، ظهور امام هم روز جمعه است و همچنين يکي از اسامي آن حضرت نيز جمعه است .
يکي از افراد مورد وثوق و اعتماد ائمه معصومين و خاصه امام عسکري و امام زمان (عليهما الاسلام) فردي به نام ابوسهل بود . ابوسهل اسماعيل بن علي نوبختي مي گويد : پس از آن که معتمد ، امام عسکري (ع) را به زهر مسموم کرد ، من به خدمت امام عسکري شرفياب شدم ، لحظه اي بود که فرزند امام عسکري (ع) هم بر پدر وارد شده بود . امام حالش منقلب بود و شديدا ضعيف شده بودند به گونه اي که وقتي ظرف آب را براي نوشيدن به امام عسکري (ع) دادند ، قدرت نگهداري ظرف آب را نداشت و مي لرزيد و دندانهاي امام عسکري که به کاسه نزديک شده بود مي خورد و من صدايش را مي شنيدم . در اين لحظه وقتي که امام زمان (ع) وارد شد ، به محض اين که چشم امام عسکري به امام زمان افتاد ، بسيار خوشحال شد اما لحظه اي گريست و بعد او را به عنوان آخرين وصي رسول الله و آخرين امام مؤمنين و به عنوان حجت بر حق خدا معرفي کرد و وصيت و سفارش خود را به امام زمان نمود . در اين لحظه گويي احساس شد لحظه آغاز قبول مسؤوليت امامت امام زمان بود . بعد امام عسکري رو به امام زمان کرد و فرمود :« يا سيد أهل بيته ! اسقني بالماء فإني ذاهب إلي ربي ؛ (1) اي بزرگ خاندان خودت ! آبي به من بنوشان ؛ زيرا من به زودي به سوي پروردگارم خواهم شتافت ».
امام زمان (ع) هم آب را به دست پدرش داد و بعد به پدرش کمک کردند تا او وضو بسازد . صحبت هايي هم بين امام عسکري و امام زمان (عليهما الاسلام) صورت گرفت آن گاه امام عسکري (ع) به درجه رفيع شهادت نايل گشتند .
البته اين مسائلي بود که درباره ي امام زمان و آغاز امامتشان است ، ولي چيزي که بايد به عنوان حجت براي مردم باشد اين است که براي اثبات حجت بودن امام زمان و امامت ايشان طبيعي است که شيعيان او هم دلايل قانع کننده اي که باعث اطمينان خاطر بشود نياز دارند .
ابوالاديان يکي از خدمتگزاران و يکي از دوستان نزديک امام عسکري (ع) بود . ابن بابويه (ع) به نقل از ابوالاديان مي گويد : امام عسکري (ع) به من مأموريتي داد که به مدائن بروم و نامه هايي را به آنجا برسانم . امام عسکري (ع) به من فرمود : ابوالاديان ! وقتي بعد از پانزده روز از مدائن برگشتي ، شهر سامرا را پر از شيون و غوغا خواهي يافت ، زيرا که من به شهادت خواهم رسيد . من نگران شدم و از امام راجع به جانشين شان پرسيدم : وقتي شما به شهادت رسيديد ، چه کسي بايد امامت امت را به عهده بگيرد ؟ امام عسکري در جواب به من سه نشانه داد ؛ نشانه اول : آن کسي که بر بدن من نماز بگزارد . دوم : آن کسي که جواب نامه ها را از تو طلب کند و نشانه ي سوم : کسي که بگويد در هميان و کيسه ها چه چيزي وجود دارد . حيا مانع شد که راجع به کيسه از آقا بپرسم ، نپرسيدم و با نگراني سفرم را آغاز کردم و به مدائن رفتم . مأموريت را انجام دادم و وقتي برگشتم همان گونه که امام عسکري گفته بود ، ايشان به شهادت رسيدند . آن گاه چيزي که براي من مهم بود اين بود که بدانم چه کسي جانشين امام يازدهم و به عنوان امام دوازدهم و حجت بر حق خداست . وارد بيت امام عسگري شدم ،ديدم برادرش جعفر بر جايگاهي نشسته است و همه ي واردين به اوتسليت مي گويند . گويي اين گونه وانمود مي شود که او به عنوان جانشين امام عسکري است ، در حالي که من او را مي شناختم و مي دانستم انساني است بد سابقه و بد عمل که مرتکب محرمات مي شد . مطمئن بودم که او لياقت امامت را ندارد اما الان در چنين جايگاهي قرار گرفته ؛ چرا که دستگاه بني عباس تلاش مي کرد او را به عنوان جانشين امام عسکري به مردم معرفي کند . در همين حال خبر آوردند که او بيايد و بر پيکر امام عسکري (ع) نماز بگزارد .
او از جاي خود حرکت کرده ، به سمت پيکر مطهر امام عسکري رفت تا نماز بگزارد ، ديدم نوجواني با جميع شيوه ها و شمايل زيبايي که دلربا بود آمد و دامن عمويش را گرفت و گفت : اي عمو ! کنار برو که من بر نماز گزاردن بر پيکر بابايم شايسته ترم .
او را کنار زد و بر پيکر امام عسکري نماز گزارد . با اين صحنه مطمئن شدم که يکي از نشانه هايي که امام عسکري داده بود تحقق يافت و اين شخص بر بدن امام عسکري نماز گزارد . منتظر بودم که نشانه هاي ديگر هم تحقق پيدا کند . در اين حالت بود که وقتي نماز تمام شد به من اشاره کرد که جواب نامه ها را بده . اين هم نشانه دوم ؛ چون نامه اي که امام عسکري به من سپرده بود و آن را به مدائن بردم ، به دوستاني که بايد مي دادم سپردم و جواب نامه هاي آن ها را به همراه بيت المال و سهم امامي که داده بودند با خودم آورده و منتقل کرده بودم . منتظر بودم نشانه ي سوم هم تحقق پيدا کند ، در همين حال جمعي از مؤمنين قم آمدند و در ميان جمعيت عزادار قرار گرفتند و گفتند : جانشين امام عسکري کيست ؟ آن ها را به سمت جعفر هدايت کردند . آن ها وقتي پيش جعفر رفتند ، پرسيدند : شما جانشين امام عسکري هستيد ؟ پاسخ داد : آري . گفتند : بگوييد که ما حامل چه چيزي هستيم و نامه اي که با ماست چه کسي و براي چه کسي نوشته است و چيزي که به همراه ماست آن متاع چيست و چقدر است ؟
جعفر با کمال عصبانيت گفت : عجب ! مردم را ببينيد که از من چه چيزي را در خواست مي کنند ، علم غيب از من طلب مي کنند ؟ من فهميدم که او امام نيست و جمعيتي که از قم آمده بودند هم با اين پاسخ او مطمئن شدند که او امام نيست و جانشين امام عسکري شخص ديگري است . در همين حال فرستاده اي از درون خانه آمد و گفت که حجت خدا ( امام زمان ) فرمودند : نامه هايي که شما اهل قم از فلان شخص و فلان شخص براي امام عسکري آورده ايد ، آن نامه ها را بياوريد و به همراه شما همياني است که هزار اشرفي در آن قرار دارد که از ميان هزار اشرفي که به عنوان سهم امام است ، ده اشرفي قلابي است که روکش طلا شده و اصل نيست .
آن ها باز کردند و ديدند هزار اشرفي سفيد هست و آن ده اشرفي را هم شناسايي کردند . ابوالاديان مي گويد : من دقيقا به همان نشانه هايي که امام حسن عسکري به من داده بود رسيدم و يقين کردم که او امام امت اسلامي و آخرين وصي پيغمبر اکرم (ص) است و آن پيامي که فرستاده شده از ناحيه امام زمان است و آن فردي که نماز بر پيکر امام عسکري گزارد امام زمان و آخرين امام شيعيان است . (2)

پی نوشت:

1. منتهي الامال ، ص 427.
2. منتهي الامال : 496/2.

منبع:کتاب ذکر نور در حضور مشتاقان ظهور

اطلاعيه‌ تبريك‌ دهه‌ فجر

اطلاعيه‌ تبريك‌ دهه‌ فجر
در تاريخ 09/11/1364


بسم الله الرحمن الرحيم‏
«والفجر و ليال‌ عشر . . .»



ديو گريخته‌ بود و آنك‌ قلبها در عشق‌ وصال‌ دوست‌ مي‌تپيد و امت‌ بي‌ قرار و بي‌صبرانه‌ در انتظار زمان‌ موعود لحظه‌ شماري‌ مي‌كرد، سرانجام‌ زمان‌ انتظار به‌ سر آمد و فرشته‌ نجات‌ بر قلب‌ ايران‌ زمين‌ اسلامي‌ فرو نشست‌. آن‌ روز 12 بهمن‌ بود، امام‌ پس‌ از سالها دوري‌ و تبعيد با ورود پيروزمندانه‌ خود اولين‌ طليعة‌ فجر را به‌ ارمغان‌ آورده‌ بود ...

در پرتو مكتب‌ پربار و غني‌ اسلام‌ و هماهنگي‌ دو عنصر اصيل‌ و زير بنايي‌ جامعه‌ اسلامي‌ (رهبري‌ روحانيت‌ اصيل‌ و پيشتاز به‌ ويژه‌ رهبريهاي‌ امام‌ امت‌ حضرت‌ امام‌ خميني‌ مد ظله‌ العالي‌ و وحدت‌ امت‌ فداكار و خستگي‌ناپذير) بساط‌ حكومت‌ 2500 ساله‌ شاهنشاهي‌ براي‌ هميشه‌ فروريخت‌ و بدينسان‌ بذر آرمان‌هاي‌ مترقي‌ و متعالي‌ اسلامي‌ كه‌ نسل‌ در نسل‌ از بدو نفوذ اسلام‌ بر دلهاي‌ آحاد مردم‌ ايران‌ كاشته‌ شده‌ بود در خجسته‌ روز 22 بهمن‌، با پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ شكوفايي‌ نشست‌.

اينك‌ امت‌ دلير و سلحشور ايران‌ بر آن‌ است‌ كه‌ با حفظ‌ و حراست‌ از سنگرهاي‌ مكتبي‌ و انسجام‌ بي‌ وقفه‌ و پيگير و عمل‌ و اجراي‌ فرامين‌ كانون‌ راستين‌ امامت‌ (ولايت‌ فقيه‌) شهد ثمره‌هاي‌ شيرين‌ و شاداب‌ دستاوردهاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را نيز به‌ كام‌ جهانيان‌ بچشاند.

جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌، ايام‌ الله دهه‌ فجر و هشتمين‌ سال‌ آغاز استقرار پربركت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ را همراه‌ با ثبات‌ سياسي‌ و تثبيت‌ پايه‌هاي‌ اقتصادي‌، نظامي‌، ... به‌ محضر مبارك‌ امام‌ امت‌، امت‌ اسلام‌ و مستضعفين‌ جهان‌ تبريك‌ و تهنيت‌ عرض‌ نموده‌ و در شرايط‌ موجود پرغوغا و آشوبزايي‌ كه‌ سران‌ كفر و استكبار جهاني‌ و صهيونيزم‌ بين‌ المللي‌ جهت‌ قلع‌ و قمع‌ ريشه‌هاي‌ تنومند شجره‌ طيبه‌ اسلام‌ و غارت‌ بيش‌ از پيش‌ ثروتهاي‌ سرشار و تصاحب‌ مناطق‌ فراوان‌ استراتژيك‌ ملل‌ تحت‌ ستم‌ كمر همت‌ بسته‌اند، اعلام‌ مي‌دارد. اينك‌ با الگوقرار دادن‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌، روزنه‌هاي‌ اميد را به‌ روي‌ خود بگشايند، تا از اين‌ رهگذر در زمره‌ فاتحان‌ افقهاي‌ عزت‌ و سيادت‌ در بستر پايدار تاريخ‌ جاودانه‌ بمانند.

جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌
بخش‌ سياسي‌ ـ 9/11/64

وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه کلی

وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه کلی

 

10فروردین 1340 (پنج شنبه)

ـ وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) مي‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تكمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت كرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

16 مهر 1340 (یك شنبه)

ـ تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

رژیم پهلوی بعد از وفات آیت‌الله بروجردی زمینه را برای پاك كردن اسلام از متن فعالیت‌های مردم ایران مناسب دید و به این دلیل قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب دولت و مجلس وقت رساند و آن را در مطبوعات اعلام كرد. در این قانون قسم به قرآن و شرط مسلمان بودن برای نمایندگان مجلس حذف شده بود و همین باعث اعتراض علمای اسلام و مردم مسلمان گردید.

8 آذر 1341 (جمعه)

ـ لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

با اعتراض علمای اسلام از جمله آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله حائری و دیگر علما و حضور گسترده مردم در پشتیبانی از علمای اسلام پس از مكاتبات و تظاهرات و اعتراضات ، دولت خائن ا سدالله علم قانون فوق را ملغی اعلام كرد.

19 دی 1341 (چهارشنبه)

ـ اعلام انقلاب سفید

رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواستهای استعمارگرانه امریكا و همچنین تغییر فكر مردم ایران دستورالعمل دیكته شده استكبار را كه در كشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت.

 

2بهمن 1341 (‌سه شنبه)

ـ تظاهرات مردم در تهران

با تحریم رفراندم از طرف امام خمینی بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع كردند و گروهی به منزل آیت‌الله خوانساری و آیت‌آلله بهبهانی رفتند.

1 فروردین 1342 (پنج شنبه)

ـ اعلام عزای عمومی در عید نوروز

امام خمینی برا ی جوابگویی به اقدامات شاه و اطرافیانش عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام كرد مردم مسلمان ایران با برافراشتن پارچه سیاه به ندای او لبیك گفتند و روحانیون از خطرات دولت برای اسلام صحبت كردند.

2 فروردین 1342 (جمعه)

ـ تهاجم رژیم پهلوی به مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه

عصر این روز مراسم عزاداری در مدرسه فیضیه قم برپا بود كه سربازان مسلح و مأمورین امنیتی محل را محاصره نمودند و سپس گروهی از آنها با لباس مبدل به درون مدرسه رفتند و در میان سخنرانی یكی از گویندگان به او حمله كردند. سپس به طلاب مدرسه فیضیه حمله نمودند و آنها را از حجره‌هایشان به بیرون پرتا ب كردند و با به شهادت رساندن گروهی از آنان در تاریكی شب محل را ترك كردند.

13 خرداد 1342 (دوشنبه)

ـ دستگیری حضرت امام خمینی

بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای 1342 ش كه در آن رژپم پهلوی و ایادی آن را محكوم نمود نیمه شب كامیونهایی از سربازان و مأموران امنیتی خانه ایشان را محاصره كرده و ایشان را بازداشت نموده و به تهران منتقل كردند، مأمورین حضرت امام خمینی را یك روز در باشگاه افسران و بعد در زندان قصر به مدت 19 روز و پس از آن در پادگان عشرت‌آباد محبوس ساختند.

15 خرداد 1342 (چهارشنبه)

ـ قیام ملت ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی

پس از اعلام خبر دستگیری امام خمینی ، مردم مسلمان قم جلوی خانه آیت‌الله گلپایگانی و صحن مطهر حضرت معصومه (س) تجمع نموده و پس از صدور بیانیه‌ای به تظاهرات پرداختند و با شعار یا مرگ یا خمینی از حرم بیرون آمدند ولی فاصله‌ای را طی نكرده كه با رگبار مسلسل مواجه شدند و درگیری بسیار شدیدی بین مردم و مأمورین به وجود آمد، مأمورین مردم را محاصره كرده و به تیراندازی پرداختند. در این هنگام حاج مصطفی خمینی پسر امام از مردم خواست به خانه‌هایشان بروند. در شهرهای دیگر هم درگیری بین مردم و مأمورین رژیم پهلوی باعث به شهادت رسیدن عده زیادی از مردم گشت و رژیم خون‌آشام پهلوی توانست با اعلام حكومت نظامی و ایجاد وحشت و كشتار وسیع انقلاب مردم را برای مدتی مهار نماید.

11 مرداد 1342 (جمعه)

ـ آزادی از زندان و بازداشت خانگی امام خمینی

پس از تظاهرات 15 خرداد رژیم كه از عواقب بازداشت امام خمینی هراس داشت ایشان را از زندان پادگان عشرت‌آباد به منزلی مربوط به ساواك در داودیه تهران منتقل نمودند و آنجا را تحت نظر كامل قرارداد ولی ساعتی بعد سیل جمعیت به سوی داودیه سرازیر شد. در این منزل بود كه روحانیون وقایع 15 خرداد را برای امام تشریح كردند و اطلاع مردم از قیام مردم ایشان را به سختی منقلب نمود تا آنجا كه فرمود: «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است …. واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غیرتمندی را مي‌شكند.»

17 فروردین 1343 (دوشنبه)

ـ آزادی امام خمینی از بازداشت خانگی

امام خمینی پس از 9 ماه بازداشت خانگی ساواك، آزاد گشته و روز 18 فروردین 1343 (سه‌شنبه) به منزل شخصی خود در قم مراجعت نمودند.

3 مرداد 1343 (شنبه)

ـ تصویب قانون كاپیتولاسیون

طبق این قانون، مأمورین سیاسی و مستشاران خارجی در ایران از تقعیب قانون و جزایی مصون هستند و در صورت ارتكاب جرم یا عمل خلاف قانون به كشورشان جهت بررسی یا محاكمه عودت داده خواهند شد. رژیم پهلوی از ترس عكس‌العمل مردم خبر تصویب این قانون را تا مدتی اعلام نكرد.

4 آبان 1343 (دوشنبه)

ـ پایداری امام خمینی در برابر كاپیتولاسیون

بعد از انتشار خبر تصویب قانون كاپیتولاسیون و پایمال كردن حقوق ملت ایران در برابر یك عده افراد خارجی، حضرت امام خمینی در این روز طی یك سخنرانی مشروح این قانون را برای مردم با عبارت ساده و قابل فهم عرضه مي‌نماید و مردم را به قیام برای كسب استقلال و حقوق خود فرا مي‌خوانند.

13 آبان 1343 (چهارشنبه)

ـ‌ تبعید حضرت امام خمینی به تركیه

پس از سخنرانی امام خمینی در رابطه با قانون كاپیتولاسیون و هراس حكومت از تكرار حماسه پانزده خرداد رژیم تصمیم بر تبعید ایشان مي‌گیرد و در شب 13 آبان خانه ایشان را با صدها كماندو و چترباز مسلح محاصره نموده و پس از دستگیری ایشان را به تهران منتقل مي‌نماید و مستقیما به فرودگاه مهرآباد مي‌برند و از آنجا با هواپیما به تركیه منتقل نمودند و ایشان را به محلی به نام بورسا تبعید كردند. رژیم برای جلوگیری از قیام مردم شهرهای مهم ایران را به اشغال قوای نظامی درآورد و به هیچ كس اجازه خروج از خانه را نمي‌دهد و بدین شكل رژیم توانست از خروش مردم در امان بماند.

1 بهمن 1343 (پنج شنبه)

ـ اعلام انقلابی حسنعلی منصور

حسنعلی منصور كه نخست وزیر شاه بود توسط برادران بخارایی و مرتضی نیك نژاد از هیأتهای مؤتلفه اسلامی اعدام گردید.

21 فروردین 1344 (شنبه)

حمله به محمدرضا پهلوی در كاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی

26 خرداد 1344 (چهارشنبه)

چهارتن از جانبازان هیأتهای مؤتلفه اسلامی (بخارایی ـ امانی ـ ‌هرندي‌ ـ‌ نیك نژاد) به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.

13 مهر 1344 (سه شنبه)

ـ تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف

رژیم كه از حركت‌های انتقامی علیه خودش به واسطه تبعید حضرت امام وحشت داشت تصمیم گرفت به حالت تبعید امام خمینی پایان دهد بدون اینكه ایشان را به كشور بازگرداند. به همین دلیل با دولت عراق مذاكراتی به عمل آورد و موافقت این دولت را جلب نمود و امام خمینی و فرزندش حاج مصطفی را به عراق و شهر نجف اشرف انتقال داد.

17 دی 1346 (یك شنبه)

جهان پهلوان غلامرضا تختی به دست ساواك رژیم پهلوی به شهادت رسید.

20خرداد 1349 (چهارشنبه)

آیت‌الله محمدرضا سعیدی در زندان و شكنجه‌گاههای رژیم پهلوی به دلیل طرفداری از آیت‌الله خمینی توسط ساواك به شهادت رسید.

8 اردیبهشت 1350 (چهارشنبه)

كارگران كارخانه جهان چیت كرج كه برای احقاق حق خود قیام كرده بودند توسط ارتش قتل عام شدند.

7 دی 1353 (شنبه)

آیت‌الله حسین غفاری در زندان رژیم پهلوی به شهادت رسیدند .

29 خرداد 1356 (یك شنبه)

دكتر علی شریعتی در خارج از كشور به وسیله ساواك رژیم پهلوی به شهادت رسید.

15 خرداد 1356 (شنبه)

امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله رژیم پهلوی به دلیل فساد و عدم كارآیی دولتش استعفا نمود و جمشید آموزگار به عنوان نخست وزیر منصوب گردید.

1 آبان 1356 (یك شنبه)

ـ شهادت فرزند امام

حاج سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی در عراق به دست عوامل و مأمورین امنیتی ساواك رژیم پهلوی با همكاری رژیم بعث عراق به شهادت رسید.

17 دی 1356 (شنبه)

ـ مقاله روزنامه اطلاعات و توهین به امام خمینی

به مناسبت سالروز سیاه كشف حجاب مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید كه در آن به روحانیت به ویژه آیت‌الله العظمی امام خمینی اهانت شده بود و نویسنده با وقاحت تمام ایشان را كه تمام وجودش در خدمت اسلام و مردم بود مستقیما مورد اهانت قرار داده بود.

18 دی 1356 (یك شنبه)

ـ عكس‌العمل مردم برابر مقاله اطلاعات

موجی از خشم و نفرت سرتاسر ایران را فرا گرفت ولی در قم بلافاصله نتایج آن ظاهر گشت مدارس علمیه، منابر و نماز جماعت تعطیل گردید. مردم به طرف منزل آیات عظام حركت كردند تا صدای اعتراض خود را وسعت بخشند. تعدادی از نسخ روزنامه اطلاعات پاره شد و تظاهرات اوج گرفت كه با حمله پلیس به زد و خورد تبدیل شد و پس از مدتی پایان گرفت.

19 دی 1356 (دوشنبه)

ـ قیام خونین مردم قم

طبق قرار طلاب همگی جلوی مدرسه علمیه خان و میدان آستانه جمع شدند و به سوی منزل علمای اسلام حركت كردند و تا ظهر این برنامه و حضور گسترده مردم ادامه داشت تا اینكه مأمورین جلوی مردم قرار گرفتند و به دستور ساواك آنها را به گلوله بستند و تعداد زیادی از مردم بي‌گناه را به خاطر حفظ احترام مرجع تقلیدشان كه خواسته آنها بود به شهادت رساندند.

29 بهمن 1356 (شنبه)

ـ قیام مردم تبریز

به مناسبت چهلم شهدای قم مردم تبریز به پا خاستند و حركت آغاز شده را تداوم بخشیدند در این روز در تبریز عزای عمومی اعلام شد و علمای تبریز مجلس ختم برگزار نمودند. پلیس اطراف مسجد را محاصره نمود و از ورود جمعیت ممانعت كرد و اجتماع مردم متراكم شد و پلیس برای ارعاب و متفرق نمودن شروع به تیراندازی هوایی كرد و مردم به مأمورین حمله نمودند و با شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه راه‌پیمایی بزرگی را آ‎غاز كردند و پلیس كه قدرت مقاومت را از دست داده بود از ارتش كمك خواست و تظاهرات مردم به خاك و خون كشیده شد.

10 فروردین 1357 (پنج شنبه)

ـ قیام مردم یزد

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد به تبعیت از رهبر انقلاب عید را تحریم كردند و برای بزرگداشت شهدای تبریز، خود را مهیا ساختند. در روز چهارشنبه 9 فروردین مردم بعد از مراسم به خیابان ریختند و با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر شاه به راه‌پیمایی پرداختند و روز پنج شنبه 10 فروردین به دعوت آیت‌الله صدوقی تعطیل عمومی اعلام گشت و مردم در مساجد گرد آمدند و بازگشت امام خمینی و آزادی زندانیان سیاسی و نابودی رژیم پهلوی را خواستار شدند و در خاتمه جلسه به خیابان آمدند اما با تمركز قوای پلیس و ارتش مواجه شدند. تیراندازی آغاز شد و گروهی به شهادت رسیدند و عده زیادی مجروح گردیدند.

25 اردیبهشت 1357 (دوشنبه)

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

15 خرداد 1357 (دوشنبه)

به مناسبت سالگرد 15 خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

30 تیر 1357 (جمعه)

ـ تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)

مردم ایران برای نشان دادن نفرت خویش از رژیم پهلوی مراسم چراغانی و جشن شادی در این روز خجسته را تحریم كردند.

31 تیر 1357 (شنبه)

حجت‌الاسلام شیخ احمد كافی خطیب مشهور در اثر تصادف كشته شد.

21 مرداد 1357 (شنبه)

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حكومت نظامی در این شهر كه توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

25 مرداد 1357 (چهارشنبه)

ـ اعلام حكومت نظامی توسط دولت آموزگار

دولت برای كنترل اوضاع در سطح كشور بخصوص در استانهایی كه افراد خارجی در آن حضور بیشتری دارند در چند شهر اعلام حكومت نظامی نمود.

28 مرداد 1357 (شنبه)

ـ فاجعه سینما ركس آبادان

رژیم پهلوی برای ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم دستور به آتش كشیدن سینما ركس آبادان را داد در حالی كه مردم بي‌خبر و بي‌گناه مشغول تماشای فیلم بودند. این فاجعه باعث مرگ 400 الی 60 انسان بي‌گناه گردید.

5 شهریور 1357 (یك شنبه)

ـ سقوط دولت جمشید آموزگار

در پی رسوایی فاجعه سینما ركس آبادان و عدم توفیق دولت آموزگار در سركوب مردم و ایجاد اصلاحات در جهت تحكیم رژیم پهلوي‌، آموزگار را از مقام خود استعفا داد.

ـ تشكیل دولت شریف امامی

در پی سقوط دولت آموزگار، شریف امامی استاد اعظم لژ فراماسونری در ایران مأمور تشكیل دولت گردید.

13 شهریور 1357 (دوشنبه)

ـ راه‌پیمایی عید فطر

نماز عید فطر با حضور میلیونها نفر از مردم با ایمان تهران برگزار شد و بعد از نماز عید مردم به راه‌پیمایی پرداختند و خواستار لغو حكومت شاهنشاهی شدند.

17 شهریور 1357 (جمعه)

ـ جمعه سیاه

پس از راه‌پیمایی عید فطر و عدم دخالت قوای انتظامی مردم امیدوار شدند كه قوای انتظامی به راه‌پیمایي‌های آرام كاری نخواهند داشت. جمعه 17 شهریور مردم صبح زود به حركت در آمدند. در همین هنگام دولت ساعت 6 صبح در تهران و 12 شهر بزرگ دیگر حكومت نظامی اعلام كرد و مردم كه از این امر اطلاع نداشتند دسته دسته به طرف محل تجمع كه میدان ژاله (شهدا) بود حركت كردند و در میدان با سربازان سر تا پا مسلح مواجه شدند. آنها مردم را محاصره نمودند و سپس شلیك كردند و به قصد كشتن آنها را هدف قرار دادند. در این فاجعه هزاران نفر در سراسر كشور و از جمله میدان شهدا (ژاله سابق) تهران به شهادت رسیدند.

25 شهریور 1357 (شنبه)

ـ زلزله طبس

زلزله در استان خراسان باعث ویرانی كامل شهر طبس و صدها روستای این استان گردید. در این فاجعه هزاران نفر در زیر آوار كشته دشند.

2 مهر 1357 (یك شنبه)

منزل امام خمینی در عراق توسط پلیس این كشور محاصره گردید .

3 مهر 1357 (دوشنبه)

حزب رستاخیز كه توسط رژیم پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

10 مهر 1357 (دوشنبه)

ـ هجرت امام خمینی از عراق به كویت

با افزایش فشارها و جلوگیری دولت عراق از فعالیت‌های سیاسی حضرت امام خمینی ایشان تصمیم به خروج از این كشور گرفتند. به همین دلیل به طرف كویت حركت كردند. امام دولت كویت به ایشان مجوز ورود به كویت را ندادند.

13 مهر 1357 (پنج شنبه)

- هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

در پی عدم ورود امام خمینی به كویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت ایشان به نجف اشرف، امام خمینی تصمیم مي‌‌‌‌‌‌گیرند برای ادامه مبارزه به فرانسه مهاجرت نمایند.

17 مهر 1357 (دوشنبه)

ـ تغییر مكان امام خمینی از پاریس به دهكده نوفل لوشاتو

ـ دولت فرانسه از فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خمینی جلوگیری مي‌نماید.

19 مهر 1357 (چهارشنبه)

اعتصاب كاركنان مطبوعات در سراسر كشور آ‎غاز گردید.

24 مهر 1357 (دوشنبه)

ـ رژیم پهلوی مسجد جامع كرمان را به آتش كشید.

ـ به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور عزای عمومی اعلام شد.

29 مهر 1357 (شنبه)

ـ اعتصاب كاركنان صنعت نفت

با اعتصاب همگانی كاركنان و كارمندان صنعت نفت پالایشگاههای سراسر كشور در خطر تعطیل شدن قرار گرفت.

8 آبان 1357 (دوشنبه)

آیت‌الله طالقانی از بند رژیم پهلوی آزاد شدند.

10 آبان 1357 (چهارشنبه)

ارتش كنترل تأسیسات نفتی كشور را در دست گرفت.

13 آبان 1357 (شنبه)

ـ تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خاك و خون كشیده شد.

ـ آیت‌الله مفتح از زندان آزاد گردید.

15 آبان 1357 (دوشنبه)

ـ استعفا و سقوط كابینه شریف امامی در پی حوادث خونین 13 آبان اعلام گردید.

ـ تشكیل دولت نظامی به نخست وزیری ژنرال ازهاری اعلام گشت.

10 آذر 1357 (جمعه)

فریاد الله‌اكبر بر فراز بامها،‌ سراسر كشور را فرا گرفت.

11 دی 1357 (دوشنبه)

ـ روزهای خونین در مشهد مقدس

با اوج‌گیری تظاهرات مردم مشهد سربازان و مأمورین امنیتی در روزهای 9 ،‌ 10 و 11 دی ماه با حمله به حرم مطهر امام رضا (ع) و مردم در خیابانها و بیمارستانها عده زیادی را به شهادت رساندند و گروهی را مجروح نمودند.

16 دی 1357 (شنبه)

ـ دولت نظامی ازهاری سقوط كرد.

ـ‌ شاهپور بختیار از اعضای جبهه ملی ایران مأمور تشكیل كابینه از طرف محمدرضا پهلوی گردید و به سمت نخست وزیر منصوب شد.

23 دی 1357 (شنبه)

به دستور امام خمینی شورای انقلاب تشكیل گردید.

26 دی 1357 (سه شنبه)

ـ شاه رفت

ایران امروز غرق در نور و گل و شیرینی بود و مردم فرار محمدرضا پهلوی را جشن گرفتند. شاه كه برای فرار خود معالجعه بیماری را دست‌آویز قرار داده بود در حقیقت برای انجام كودتایی دیگر به سبك 28 مرداد 1332 آماده مي‌شد.

29 دی 1357 (جمعه)

اصول جمهوری اسلامی در راه‌پیمایی میلیونی مردم ایران اعلام گردید.

3 بهمن 1357 (سه شنبه)

شورای سلطنت كه برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشكیل شده بود منحل گردید.

4 بهمن 1357 (چهارشنبه)

برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.

5 بهمن 1357 (پنج شنبه)

دولت بختیار 3 روز فرودگاههای كشور را بست.

7 بهمن 1357 (شنبه)

ـ‌ تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد.

ـ راه‌پیمایی میلیونی مردم در تهران به مناسبت 28 صفر برگزار گردید.

9 بهمن 1357 (دوشنبه)

ـ فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد

در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم كه خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج كرد.

11 بهمن 1357 (چهارشنبه)

ـ مأمور ارتش در خیابانهای تهران

دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حكومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه كودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.

12 بهمن 1357 (پنج شنبه)

ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاك ایران گذاشتند.

ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام كرد.

ـ‌ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع كردند.

17 بهمن 1357 (سه شنبه)

ـ ‌بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.

ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشكیل گردید.

19 بهمن 1357 (سه شنبه)

ـ‌ راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.

ـ‌ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت كردند.

ـ‌ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.

20 بهمن 1357 (جمعه)

ـ‌ طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودي‌) دست به تظاهرات زدند.

ـ‌ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند.

ـ‌ مردم برا ی كمك به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.

21 بهمن 1357 (شنبه)

ـ دولت بختیار زمان حكومت نظامی را افزایش داده و حكومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

ـ حضرت امام خمینی دستور شكستن زمان حكومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

22 بهمن 1357 (دوشنبه)

ـ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

ـ با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

 

آشنایی با یازدهمین اختر تابناک امامت

آشنایی با یازدهمین اختر تابناک امامت
 

 
اشاره
هشتم ربیع الاول، سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام است. در این روز، یکی دیگر از گل‏های سرسبز باغ علوی پژمرده شد و آفتاب عمر با سعادت او غروب کرد. آسمانیان و زمینیان در غم فقدان او محزون شدند و گل‏های بوستان احمدی در خزان یکی دیگر از شاخه‏های طوبای خود، به ماتم نشستند. ما نیز با فرزند برومند آن امام همام، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم‏ناله شده و در عزای آن سفیر هدایت و کشتی نجات به سوگ می‏نشینیم.
طلوع یک ستاره
روز جمعه، هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 ق، در تاریخ پرافتخار مسلمانان، روزی به یاد ماندنی است. هنوز بیست بهار از عمر شریف امام هادی علیه‏السلام نگذشته بود که شهر مدینه، شاهد ظهور و تولد ستاره‏ای فروزان از ستارگان حریم نبوی گردید. مدینه، با شکوفه زدن گلی دیگر از گلستان امامت و ولایت نورباران شد و باردیگر، شور و شعفْ بوستان علوی را فرا گرفته، خانه کوچک و با صفای امام هادی علیه‏السلام به نور فرزند پاک و مطهر خود روشن گردید.
حرکت به عراق
با تولد امام حسن عسکری علیه‏السلام در سال 232ق، شور و نشاطْ ساکنان شهر مدینه و خانه با صفای امام هادی علیه‏السلام را فرا گرفت. بنی‏هاشم از این تولد مبارک، مسرور شده و سجده شکر به جای آوردند. متأسفانه این شور و شادی، بعد از مدتی به حزن و اندوه خاندان علوی تبدیل شد. خلیفه عباسی و درباریان فاسد که نفوذ علمی و معنوی امام هادی علیه‏السلام را در شهر مدینه می‏دیدند، به وحشت افتاده و برای حفظ قدرت ظاهری خود، دستور حرکت امام علیه‏السلام را به دیار غربت عراق صادر کردند. امام هادی علیه‏السلام به همراه فرزند عزیزش امام عسکری در سال 233 ق از شهر مدینه حرکت و به شهر سامراء، مرکز حکومت خلیفه عباسی وارد شد. امام حسن عسکری علیه‏السلام به همراه پدر بزرگوار خود، در یکی از محله‏های سامراء ساکن شده و تا آخر عمر مبارک خود در آن جا اقامت داشت.
زندان بی‏حصار
در تمام سال‏هایی که امام حسن عسکری علیه‏السلام در شهر سامراء می‏زیست، به جز چند نوبتی که در زندان دستگاه فاسد بنی عباس بود، در صورت ظاهر، همانند شهروندی عادی زندگی می‏کرد، ولی تمام رفتار و حرکات حضرت، به طور محتاطانه‏ای زیر نظر حکومت وقت قرار داشت. وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدت‏ها قبل شکل گرفته بود، نگرانی و وحشت خلفای عباسی را فراهم کرده و باعث می‏شد تمام رفتار امام و شیعیان حضرت، به نحوی کنترل شود. به همین دلیل، از امام خواسته بودند تا همواره حضور خود را در سامراء، به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که براساس نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضر شده و خود را به دربار معرفی کند. در حقیقت، شهر سامراء به زندان بی‏حصاری برای امام تبدیل شده بود که تمام آرامش و آسایش را از حضرت می‏گرفت.
در سوگ برادر
امام حسن عسکری علیه‏السلام سه برادر داشت که عبارت اند از: حسین، جعفر و محمد. حسین، یکی از عابدان و زاهدان زمان خود بود و به امامت امام عسکری علیه‏السلام ایمان داشت. جعفر، برادر ناصالح حضرت بود که به جعفر کذّاب مشهور است. محمد، فرزند بزرگ امام هادی علیه‏السلام بود. او در سال 252 ق (دو سال قبل از شهادت امام هادی علیه‏السلام ) از دنیا رفت. امام عسکری علیه‏السلام در وفات برادر، گریبان چاک کرد و عزادار برادر خود گشت. قبر شریف ایشان در نزدیکی سامراء است و به امامزاده سید محمد شهرت دارد.
ازدواج امام عسکری علیه‏السلام
امام حسن عسکری علیه‏السلام ، در کنار پدر بزرگوار خود، مراحل رشد و شکوفایی را گذراند، و از دریای معارف و فضیلت‏های پدر بهره‏مند شد. آن حضرت، مدتی قبل از شهادت پدر مهربانش، با یک دختر شایسته رومی به نام نرجس، که از نوادگان حضرت شمعون، وصی حضرت عیسی بود، ازدواج کرد.
نرجس، در یکی از جنگ‏های مسلمانان با سپاه روم، به اسارت مسلمانان درآمده بود که توسط امام هادی علیه‏السلام خریداری و به امام حسن عسکری علیه‏السلام تزویج شد. او یکی از زنان پاکدامن و بزرگواری بود که دین مبین اسلام را اختیار و افتخار همسری امام را پیدا کرد. با ازدواج امام عسکری علیه‏السلام و نرجس، بارقه امید در دل‏های مؤمنان و شیفتگان و منتظران امام زمان روشن شد. اگرچه تاریخ دقیق ازدواج امام عسکری علیه‏السلام مشخص نیست، ولی به طور قطع ازدواج ایشان در زمان حیات امام هادی علیه‏السلام صورت گرفته است.
شهادت پدر
اگرچه امام عسکری روزهای سختی را در شهر سامراء می‏گذراند، ولی وجود پدری معصوم و مهربان، باعث آرامش خاطر حضرت می‏شد. در اوایل ماه رجب سال 254ق، دوران خوشی و آرامش حضرت به پایان رسید و آن حضرت در غم از دست دادن پدر مهربان خود، به سوگ نشست و برای همیشه عزادار پدر بزرگوار خود شد. خلیفه عباسی، وقتی موقعیت خلافت خود را در خطر دید، دستور داد امام هادی علیه‏السلام را مسموم کنند و به شهادت رسانند. با شهادت آن حضرت، غربت و تنهایی امام عسکری علیه‏السلام در شهر سامرا فزونی یافت. این دوران، از سخت‏ترین و طاقت‏فرساترین دوران زندگی کوتاه امام عسکری علیه‏السلام است. بعد از شهادت امام هادی علیه‏السلام ، دوران ولایت و امامت شش ساله امام عسکری علیه‏السلام شروع شد و خط سبز و اصیل معارف الهی، به پرتوافشانی خود ادامه داد.
جود و بخشش
نگاه خاندان رسالت به مسایل مادی، به گونه‏ای بود که بتوانند به وسیله آن، رضایت و خشنودی پروردگار عالم را به دست آورده، گرهی از مشکلات زندگی مردم باز کنند. امام عسکری علیه‏السلام با تمام وجود از یاران خاص و نزدیک و نیازمندان شیعه حمایت و پشتیبانی مالی می‏کرد. این اقدام، مانع از آن می‏شد که شیعیان، زیر فشار مالی، جذب دستگاه عباسی شوند. ابوهاشم جعفری می‏گوید: از نظر مالی در مضیقه بودم. خواستم وضع خود را طی نامه‏ای به امام عسکری علیه‏السلام بنویسم، ولی خجالت کشیدم و صرف نظر کردم. روزی هنگامی که وارد منزل شدم، دیدم که امام علیه‏السلام صد دینار برای من فرستاده و طی نامه‏ای نوشته است: «هر وقت احتیاج داشتی، خجالت نکش و پروا نکن و از ما بخواه که به خواست خدا به مقصود خود می‏رسی».
جایگاه اجتماعی امام
امام حسن عسکری علیه‏السلام اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی، اخلاقی و خانوادگی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتماد بی‏شائبه آنان به حضرت و احترام بی‏چون و چرای مردم، شهرت فراوانی پیداکرده بود. به همین دلیل، حاکمان عباسی نیز به جز در مواردی، در ظاهر، رفتاراحترام‏آمیزی از خود به امام عسکری علیه‏السلام نشان می‏دادند. خادم آن امام می‏گوید: روزهایی که امام عسکری علیه‏السلام به مقر خلافت می‏رفت، شور و شعف عجیبی در مردم پیدا می‏شد. خیابان‏های مسیر آن حضرت، پر از جمعیتی بود که بر مرکب‏های خود سوار بودند. هنگامی که امام مشرف می‏شدند، هیاهو یکباره خاموش می‏شد و حضرت از میان جمعیت گذشته، وارد مجلس می‏شد.
شاگردان
امام حسن عسکری علیه‏السلام در مدت شش ساله امامت خود، شاگردان زیادی را تربیت کرد و آن‏ها را به سر منزل کمال رساند که به عنوان نمونه، به چند نفر از آنان اشاره می‏کنیم:
1. احمدبن اسحاق اشعری قمی، که نماینده و فرستاده مردم قم و از یاران خاص حضرت بود. او از جمله کسانی است که حضرت مهدی(عج) را زیارت کرده است.
2. سید عبدالعظیم حسنی، که از نوادگان حضرت مجتبی علیه‏السلام است. او از عالمان، فقیهان و پارسایان برجسته زمان خود بود و ائمه اطهار، شیعیان را به مراجعه به او دستور داده‏اند. قبر مطهر ایشان در شهر ری است.
3. فضل بن شاذان که یکی از پرکارترین دانشمندان شیعه است. او خراسانی بود و از مکتب پربرکت امام عسکری علیه‏السلام کسب فیض می‏نمود. آن حضرت در مورد او می‏فرماید: «باید اهل خراسان به جایگاه فضل بن شاذان و بودن او در میانشان برخود ببالند».
سفیران هدایت
با توجه به ایجاد محدودیت و پراکنده بودن شیعیان در مناطق مختلف، امام حسن عسکری علیه‏السلام برای ارتباط با آنان، از شیوه انتخاب وکیل استفاده می‏کردند. وکلای حضرت موظف بودند تا در زمینه احکام شرعی و مسایل مالی و خمس و دیگر موارد، به عنوان رابط بین امام و مردم عمل کرده و مشکلات مردم را حل کنند. بعضی از وکلای حضرت عبارت‏اند از:
1. عثمان بن سعید عمری که از بزرگان شیعه است و از شغل روغن فروشی، به عنوان پوششی برای فعالیت‏های خود استفاده می‏کرد.
2. ابراهیم بن عبده، که نماینده و وکیل امام در شهر تاریخی و مذهبی نیشابور بود.
3. احمدبن اسحاق قمی اشعری که از یاران خاص امام و از شخصیت‏های بزرگ شیعی و وکیل و نماینده امام در موقوفات قم بود. او استاد شیخ صدوق بوده و پس از شهادت امام عسکری علیه‏السلام ، وکالت امام زمان(عج) را هم برعهده داشت.
4. ابراهیم بن مهزیار اهوازی.
تألیفات
وجود منبع علوم آل‏محمد علیه‏السلام و فیض ربوبی در شهر سامراء، باعث شد تا دانشمندان و بزرگان جهان اسلام، از نقاط مختلف، برای کسب فیض از حضور امام حسن عسکری علیه‏السلام ، به سامراء رفته و از علوم ایشان بهره‏مند شوند. هر چند عمر حضرت کوتاه بود، ولی در همین مدت اندک، توانست آثار مهمی اعم از تفسیر قرآن و نشر احکام اسلامی و گسترش مسایل فقهی، از خود به یادگار بگذارد. حضرت تألیفاتی داشته‏اند که عبارت است از:
1. تفسیر العسکری: امام حسن عسکری علیه‏السلام یکی از بزرگ‏ترین مفسران قرآن کریم به شمار می‏آمد که قرآن را به صورتی ساده و روشن، برای شیعیان خود تفسیر می‏کرد. این کتاب، یکی از یادگاری‏های علمی امام حسن عسکری علیه‏السلام در زمینه تفسیر قرآن است .
2. المُقْنِعه: این کتاب مشتمل بر علم حلال و حرام بوده که به حضرت عسکری علیه‏السلام منسوب است.
نامه‏های امام
امام حسن عسکری علیه‏السلام در طول مدت امامت خود، نامه‏های زیادی به شخصیت‏ها، شهرها و کشورهای مهم اسلامی نوشته که تعدادی از آن‏ها برای کشور ولایت مدار و بزرگ اسلامی ایران بوده است. امام عسکری علیه‏السلام در یکی از نامه‏های خود به علی بن حسین بابویه قمی، پدر شیخ صدوق که یکی از فقهای بزرگ شیعه بوده، می‏فرماید: «ای بزرگ مرد و مورد اعتماد و فقیه من، صبر کن و شیعیان مرا به صبر فرمان بده». امام در یکی دیگر از نامه‏های خود به اسحاق بن اسماعیل و شیعیان نیشابور، پس از توضیح نقش امامت در هدایت امت اسلامی می‏فرماید: «ابراهیم بن عَبده، نامه مرا برای همه بخواند تا جای سؤال و ابهامی باقی نماند». امام حسن عسکری علیه‏السلام نامه دیگری هم به مردم شریف قم و آوه، واقع در 45 کیلومتری قم نوشته‏اند.
خلفای معاصر
امام حسن عسکری علیه‏السلام در دوران زندگی کوتاه خود، با شش تن از خلفای عباسی هم عصر بود که هر کدام از آن‏ها، از دیگری فاسدتر و ستمگرتر بودند. سه تن از اینان، در زمان حیات امام هادی علیه‏السلام به خلافت رسیدند که عبارت اند از متوکل عباسی، فرزند هارون الرشید، منتصر عباسی و مستعین.
اما سه تن از خلفای عباسی، در دوران شش ساله امامت امام عسکری علیه‏السلام بر تخت خلافت نشستند و از ناحیه آنان، ستم‏های زیادی بر حضرت وارد شد. این انسان‏های پلید عبارت‏اند از: معتزّ که از سال 252 تا 255 حکومت کرد. مهتدی که از سال 255 تا 256 خلیفه عباسی بود و معتمد عباسی که آن حضرت را به شهادت رساند. خلفای عباسی که روز نخست به نام طرفداری از علویان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بنی امیه قیام کردند، مانند خلفای بنی امیه و بلکه بدتر از آنان، به ستمگری و خودکامگی‏های خود ادامه دادند.
قیام‏ها
در عصر امامت امام عسکری علیه‏السلام قیام‏های فراوانی از سوی علویان بر ضد دستگاه عباسی شکل گرفت. علت این انقلاب‏ها و قیام‏ها، ظلم و فساد بی‏پایان خلفای عباسی به مردم و علویان بود. افزون بر این که آنان معتقد بودند رهبری جامعه اسلامی، حق علویان است و عباسیان، غاصبان خلافت اند. برخی از این قیام‏ها عبارت است از:
1. قیام علی بن زید بن الحسین: او از نوادگان امام سجاد علیه‏السلام بود که در کوفه قیام کرد و در این راه، فداکاری‏های بسیاری از خود نشان داد و بارها با نیروهای خلیفه عباسی درگیر شد.
2. قیام احمدبن محمدبن عبداللّه‏: او نیز از علویان عصر امام عسکری علیه‏السلام بود که بر ضد معتمد عباسی قیام کرد، ولی به قتل رسید و سرش را نزد آن حاکم ستمگر فرستادند.
اوضاع سیاسی
خلفای عباسی، از هر گونه اعمال فشار و محدودیت به امامان شیعه دریغ نکرده و فضای غبارآلودی را در اطراف آنان به وجود آورده بودند. این فشارها، در عصر امام حسن عسکری علیه‏السلام به اوج خود رسید. درباره علت این فشارها و محدودیت‏ها، به دو مطلب عمده می‏توان اشاره کرد: نخست این که در زمان امام عسکری علیه‏السلام ، شیعه به صورت قدرتی عظیم در عراق درآمده بود و همه مردم می‏دانستند که این گروه، به خلفای وقت معترض بوده و حکومت عباسیان را مشروع و قانونی نمی‏داند؛ دوم این‏که، خاندان عباسی و پیروان آن‏ها می‏دانستند مهدی موعود(عج) که نابود کننده حکومت‏های خودکامه است، از نسل حضرت عسکری علیه‏السلام خواهد بود. به همین دلیل، پیوسته مراقب اوضاع زندگی او بودند تا بتوانند فرزند حضرت را به چنگ آورده و ایشان را از سر راه خود بردارند.
فعالیت‏های امام در دوران امامت
الف) کوشش‏های علمی
امام عسکری علیه‏السلام به رغم شرایط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسی برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح جامعه نشد، ولی شاگردانی تربیت کرد که هر کدام از آن‏ها، سهم به سزایی در نشر و گسترش معارف اسلام و دفع شبهه‏های دشمنان داشتند. مرحوم شیخ طوسی رحمه‏الله ، تعداد شاگردان حضرت را بیش از یکصد نفر ثبت کرده که در میان آنان، مهره‏های روشن، شخصیت‏های برجسته و مردان وارسته‏ای به چشم می‏خورد. امام حسن عسکری علیه‏السلام افزون بر تربیت شاگردان، مشکلات و تنگناهای پیش آمده برای مسلمانان و امت اسلامی را در پرتو علم امامت حل می‏کرد.
ب) استفاده از آگاهی غیبی
امامان معصوم در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهی غیبی برخوردار بوده و در مواردی که اساس حقانیت اسلام یا مصالح عالی امت اسلامی در خطر می‏افتاد، از این آگاهی به صورت «ابزار» استفاده می‏کردند. امام حسن عسکری علیه‏السلام نیز از این قاعده بیرون نبود. شرایط نامساعد و جوّ پراختناق آن عصر و شک و تردید و تزلزل گروهی از شیعیان در مورد امام هادی علیه‏السلام و امام عسکری علیه‏السلام ، باعث می‏شد که امام عسکری علیه‏السلام پرده‏های حجاب را کنار زده و از آن سوی جهان ظاهر خبر دهد که این کار، از مؤثرترین شیوه‏های جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود. مرحوم علامه مجلسی رحمه‏الله در کتاب شریف بحارالانوار، 81 مورد از کرامات و گزارش‏های غیبی آن حضرت را ثبت کرده است. ابوهاشم جعفری نیز در این‏باره می‏گوید: هر زمان که به حضور امام عسکری علیه‏السلام می‏رسیدم، برهان و نشانه تازه‏ای بر امامت حضرت مشاهده می‏کردم.
ج) آماده سازی برای دوران غیبت
از آن جا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیت، حادثه‏ای غیرطبیعی و نامأنوس است و تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار می‏باشد، پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان پیشین، به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته و افکار ایشان را برای پذیرش آن آماده می‏کردند. این تلاش، در عصر امام عسکری علیه‏السلام به صورت روشن‏تری به چشم می‏خورد و جلوه بیشتری پیدا می‏کند؛ زیرا آن حضرت، از یک طرف حضرت مهدی(عج) را تنها به شیعیان خاص و بسیار نزدیک خود نشان می‏داد و از طرف دیگر، تماس مستقیم شیعیان با خود حضرت عسکری علیه‏السلام نیز روز به روز محدودتر و کمتر می‏شد، به طوری که حتی در خود شهر سامراء، به مراجعات و مسایل شیعیان به وسیله نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می‏دادند. آن حضرت با این شیوه، به شیعیان فهماندند که امام زمان می‏تواند زنده بوده، ولی از نظر و چشم مردمان پنهان باشد.
د) ایجاد شبکه ارتباطی
در زمان امام حسن عسکری علیه‏السلام ، شیعیانْ در مناطق مختلف و شهرهای متعددی مانند کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آوه( در 45 کیلومتری قم)، مدائن، خراسان، شهرری و... گسترش یافته و در آن‏ها سکونت داشتند. گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می‏کرد تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت و با یکدیگر برقرار سازد و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری کند. امام حسن عسکری علیه‏السلام برای این هدف بلند، نمایندگانی از میان برجستگان علمی و معنوی شیعیان برگزیده و در مناطق متعدد منصوب کرد و ازاین راه، پیروان خود را در همه مناطق زیر نظر داشت. افزون بر شبکه ارتباطی وکالت، آن حضرت به وسیله اعزام پیک‏ها و نامه‏ها نیز، با شیعیان و پیروان خود در ارتباط بود و مشکلات آنان را برطرف می‏نمود.
ه) فعالیت‏های سرّی سیاسی
امام حسن عسکری علیه‏السلام ، به رغم تمامی محدودیت‏ها و کنترل‏هایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل می‏آمد، یک سلسله فعالیت‏های سری سیاسی را رهبری می‏کرد و با گزینش شیوه‏های بسیار ظریف پنهانکاری، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار عباسی به دور می‏مانْد. عثمان بن سعید که از نزدیک‏ترین و صمیمی‏ترین یاران امام بود، زیر پوشش روغن‏فروشی فعالیت می‏کرد و اموال و وجوهی را که باید به امام‏می‏رسید، در ظرف‏ها و مشک‏های روغن قرار داده و به امام می‏رسانْد. آن حضرت در اقدامی کاملاً سری، اسناد، نامه‏ها و نوشته‏های سری را در میان چوب جاسازی کرده و برای نماینده خود می‏فرستاد. امام این کار را برعهده مأمور حمام خود گذاشته بود که سوءظن کسی را جلب نکند.
بازداشت امام
متوکل عباسی، دستور جلب امام هادی علیه‏السلام را به همراه امام عسکری علیه‏السلام به منظور کنترل بیشتر آن‏ها و شیعیان صادر کرد و آن دو امام بزرگوار را به شهری نظامی وارد نمود که تفاوتی با زندان نداشت. در عین حال، خلیفه عباسی در بازداشت امام هادی و عسکری علیهماالسلام سخت‏گیری بیشتری می‏کرد و در هنگام پیدایش جریان‏های خاصی که نوعی تهدید بر ضد حاکمیت به شمار می‏آمد، شخص امام و یاران نزدیک حضرت را به زندان می‏انداخت. اگر چه مدت زمان زندانی شدن امام حسن عسکری علیه‏السلام به طور دقیق مشخص نیست، از روایات چنین بر می‏آید که آن حضرت در زمان خلافت هر سه نفر خلیفه معاصر، به زندان افتاده است. امام عسکری علیه‏السلام در زمان معتز به همراه برادرش جعفر به زندان افتاد. حضرت در دوران مهتدی هم به زندان افتاد که مقارن با کشته شدن خلیفه بود. آن حضرت در سال 259 ق، هم‏زمان با حکومت معتمد عباسی نیزدر بازداشت او به سر می‏برد.
نقشه شوم
معتز، خلیفه جوان و مغرور عباسی، در سال 252 قمری به خلافت رسید و در سال 255 قمری، کشته شد. او برای حفظ قدرت و حکومت خود، دست به هر جنایتی زد و از هیچ عمل وحشیانه‏ای فروگذار نکرد. معتز در دوران سه ساله حکومت خودکامه خود، مسلمانان راستین و بزرگان شیعه را تحت فشار قرار داد. شیعیان و سادات علوی در دوران حکومت او، با شدیدترین شکنجه‏ها در زندان‏ها به سر می‏بردند. او برای از بین بردن موانع حکومت خود، دستور قتل امام حسن عسکری علیه‏السلام را صادر کرد و به یکی از درباریان خود به نام سعید حاجب دستور داد تا امام را به طرف کوفه روانه کرده و حضرت را در بین راه به شهادت برساند، ولی با کشته شدن خلیفه توسط گروهی از ترکان دربار، نقشه شوم او عملی نشد و آن حضرت از این حادثه جان سالم به در برد.
شمع پروانگان
امام حسن عسکری علیه‏السلام مدتی در زندان دژخیم زمان خود به نام «نحریر» گرفتار بود. همسر نحریر به او اعتراض کرد و او را از عاقبت بدرفتاری با آن حضرت برحذر داشت، ولی او برعکس توصیه‏های زن خود عمل کرده و دستور داد تا حضرت را در قفس درندگان و شیران بیندازند. دستور نحریر به اجرا در آمد. او بعد از مدتی برای بازدید چگونگی قتل امام و فرستادن گزارش، نزدیک قفس آمد و با صحنه بی‏نظیری مواجه شد؛ امام علیه‏السلام در میان درندگان در حال عبادت بود و آن‏ها در گرد آن حضرت حلقه زده و زانوی ادب و احترام در مقابل حضرت به زمین زده بودند، نحریر بعد از دیدن این منظره، امام عسکری علیه‏السلام را آزاد کرد.
شب حادثه
امام حسن عسکری علیه‏السلام ، در شب شهادت خود، نامه‏های زیادی نوشت و آن‏ها را به نامه رسان خود داد تا به شهر مدینه برساند. حضرت در آخرین لحظات عمر مبارک خود، آب خواست و فرمود: «می‏خواهم نماز بخوانم». خادم حضرت، سجاده را برای امام آماده کرد. حضرت وضو گرفت و نماز صبح را در بستر به جا آورد. بعد کاسه آب را از خادم خود گرفت تا مقداری از آن را بنوشد که دست حضرت لرزید و ظرف آب به دندان‏های حضرت برخورد می‏کرد. حضرت به خادم خود فرمود تا فرزندش امام زمان را حاضر کند. در این هنگام، نرجس خاتون، مادر امام زمان علیه‏السلام به همراه آن حضرت وارد اتاق شد همین که چشم حضرت به امام زمان افتاد، گریه کرد و فرمود:«ای سید اهل بیت، مقداری به من آب بده که من به سوی پروردگار خود رهسپارم». امام زمان پدر بزرگوار خود را سیراب نمود و حضرت جان به جان آفرین تسلیم کرد. امام عسکری علیه‏السلام ، در روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 قمری، بعد از نماز صبح در 28سالگی به شهادت رسید.
دسیسه‏ای دیگر
معتمد عباسی همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام حسن عسکری علیه‏السلام در جامعه نگران بود. هنگامی که مشاهده کرد توجه مردم به امام عسکری علیه‏السلام روز به روز بیشتر می‏شود و زندان و اختناق و محدودیت و مراقبت، تأثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه ناجوانمردانه دیرینه اجداد خود متوسل شد و آن حضرت را پنهانی مسموم کرد. او تلاش زیادی کرد تا شهادت امام عسکری علیه‏السلام را عادی جلوه داده و مرگ حضرت را طبیعی بنمایاند. معتمد به ابوعیسی، فرزند متوکل و از درباریان عباسی دستور داد تا در تشییع جنازه حضرت حاضر شد و کفن را از روی مبارک حضرت کنار بزند و برای رفع تهمت، بزرگان علویان و هاشمیان، وزیران، نویسندگان، قاضیان و اشراف و اعیان را به نزدیک خود بطلبد و با صدای بلند فریاد زند: «ای مردم، بیایید و خوب نگاه کنید، این حسن به علی فرزندزاده امام رضا است که به مرگ طبیعی فوت شده و کسی به او آسیبی نرسانده است».
تلاش جعفرکذاب
با شهادت امام حسن عسکری علیه‏السلام ، تلاش‏های مذبوحانه جعفر کذاب برادر آن حضرت، ابعاد تازه‏ای به خود گرفت. او ادعای امامت امت اسلامی را داشت و برای رسیدن به این هدف، از هیچ کوششی فرو گذار نکرد. جعفر برای دست‏یابی به این مقام، حاضر شد تا سالانه مبلغ بیست هزار دینار به یکی از موالیان دربار عباسی پرداخت کند تا امامت امت را به او واگذار کنند. او برای فریب شیعیان و جلب نظر آنان، بر سر جنازه حضرت عسکری علیه‏السلام حاضر شد تا بر آن حضرت نماز بخواند. وقتی جعفر کذاب آماده تکبیر شد، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: «عمو، کنار برو، من باید بر پدرم نماز بخوانم». جعفر با چهره‏ای دگرگون، کنار رفت و امام زمان علیه‏السلام بر پدر خود نماز خواند. پس از اقامه نماز، حضرت عسکری علیه‏السلام را در کنار قبر پدرش امام هادی علیه‏السلام دفن کردند.
در جستجوی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
پس از شهادت امام حسن عسکری علیه‏السلام ، معتمد عباسی دستور داد تا وارد منزل حضرت شده، اثاثیه حضرت را بازرسی و مهر و موم کنند. از طرف دیگر، چون شنیده بود که از آن حضرت، فرزندی باقی مانده است، در صدد یافتن او بر آمد و دستور داد تا عده‏ای از قابله‏ها، زنان و کنیزان آن حضرت را معاینه نمایند و در صورتی که آثار حمل در آنان بود، گزارش دهند. بعد از ناامیدی از یافتن امام زمان(عج)، معتمد عباسی، برای تلقین و وانمود کردن این مطلب که از امام عسکری علیه‏السلام فرزندی باقی نمانده است و شیعیان از وجود امام بعدی نا امید گردند، دستور داد تا میراث آن حضرت، میان مادر و برادرش جعفر کذاب تقسیم شود.
زیارت امام عسکری علیه‏السلام
ابوهاشم جعفری، از امام حسن عسکری علیه‏السلام نقل می‏کند که حضرت به من فرمود: «قبر من در سامراء، برای اهل هر دو جانب، از بلاها و عذاب الاهی، مایه امان و آسایش است». علامه مجلسی، اهل دو جانب را به شیعه و سنی معنا کرده و فرموده است که برکت وجودی آن حضرت، همه را در برمی‏گیرد. در قسمتی از زیارتنامه این امام همام چنین می‏خوانیم: «سلام بر تو ای مولای من، ای ابامحمد حسن بن علی، هدایتگر مردمان و هدایت یافته به حق. سلام بر تو ای فرزند امیرمؤمنان و ای فرزند زهرا. سلام بر تو ای گشایش قلب اندوهناکان. سلام بر تو ای گنجینه علم وصی رسول خدا. سلام بر تو ای کشتی حلم و سلام بر تو ای پدر بزرگوار امام منتظر. گواهی می‏دهم که تو نماز و دیگر ارکان دین را به پاداشتی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی. از خدا درخواست می‏کنم که به واسطه شما، دعایم را مستجاب کرده و مرا از یاران و پیروان حق و از دوستان و محبانتان قرار بدهد».
آتش سوزی حرم
در سال 1106 هجری قمری، حادثه ناگوار و فتنه بزرگی در مرقد مطهر و مقدس امام حسن عسکری علیه‏السلام به وقوع پیوست که قلب همه دوستداران حضرتش را اندوهناک کرد. دوران غلبه پادشاهان عثمانی و اوباش عرب بر سامراء، یکی از دوران‏های سخت روزگار دوستداران اهل بیت بود. ظلم و ستم حکومت عثمانی، سبب شد تا سادات و بزرگان شیعه، از سامراء هجرت کرده و مرقد مقدس امام عسکری علیه‏السلام ، مورد بی‏اعتنایی و بی‏حرمتی آنان قرار گیرد. در یکی از شب‏ها، چراغ داخل مرقد شریف را در جای نامناسبی می‏گذارند. مقداری از آتش چراغ بر فرش حرم افتاده و فرش‏ها و صندوق‏هایی که بر قبرهای مبارک بوده، آتش گرفته و مرقد مطهر امام عسکری علیه‏السلام در آتش می‏سوزد. وقتی این خبر به یکی از پادشاهان صفوی رسید، دستور تعمیر و ترمیم آن را صادر کرد.
پیام رستگاری
امام حسن عسکری علیه‏السلام ، در یکی از مجالس خود، به شیعیان و دوستداران اهل بیت فرمودند: «شما را به تقوا و ترس از خدا و ورع در دین خود سفارش می‏کنم. در راه خدا کوشش کرده و راستگویی و امانت داری را پیشه خود سازید؛ زیرا هر کس در دین خود پارسا، راستگو و امانتدار باشد و با مردم خوش‏رفتاری کند من از آن شادمان می‏شوم. بسیار به یاد خدا و مرگ باشید، قرآن بخوانید و صلوات بر پیغمبر فرستید؛ زیرا صلوات بر رسول خدا، ده حسنه دارد. آن چه را به شما سفارش کردم، حفظ کنید. شما را به خدا می‏سپارم و درود خدا بر شما باد».
امام در نگاه دیگران
با تمام دشمنی‏ها و کینه‏توزی‏هایی که درباریان عباسی به امام حسن عسکری علیه‏السلام داشتند، عظمت معنوی و فروغ کمالات او، به قدری آنان را تحت تأثیر قرار می‏داد که ناگزیر در برابر آن حضرت، سرتعظیم فرود می‏آوردند و زبان به مدح و ستایش ایشان می‏گشودند. احمد بن عبیداللّه‏ بن خاقان که متصدی اراضی قم، و مأمور اخذ مالیات این شهر بود می‏گوید: «در سامراء هیچ یک از علویان را مانند حسن بن علی بن محمد ندیدم و نام کسی را بهتر از او نشنیدم. خاندان او و تمام بنی هاشم، او را بر سالخوردگان خود مقدم می‏کردند. او همواره بر امیران و وزیران و نویسندگان و قاضیان و فقیهان مقدم بود. او جایگاه رفیعی در میان مردم داشت و همه مردم در باره او به نیکی یاد می‏کردند». عبیداللّه‏ بن خاقان، یکی از سران دربار عباسی نیز می‏گوید: «اگر خلافت از خاندان بنی عباس بیرون رود، هیچ کس جز حسن عسکری سزاوار خلافت نیست؛ زیرا فضل، دانش، پارسایی، زهد، عبادت و اخلاق پسندیده او فراوان است».
اعتراف خلیفه
مستنصر، یکی از خلفای عباسی به سامراء رفت و قبر مطهر امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام را زیارت کرد و به زیارت قبور خلفای آل عباس و اهل‏بیت خود رفت. آن‏ها در قبه‏ای دفن شده بودند که رو به ویرانی بود و باران داخل آن سرازیر می‏گشت و کثافات زیادی، اطراف قبرها را پوشانده بود. یکی از حاضران رو به مستنصر کرد و گفت: «ای خلیفه، شما خلفای روی زمین و پادشاهان دنیا می‏باشید و تمام قدرت و ثروت در دستان شماست. با این حال، قبر پدران شما به این حال است که نه کسی زیارت می‏کند و نه کسی به نظافت آن‏ها مشغول است ولی مزار علویان، سرشار از پرده‏ها و قندیل‏ها و فرش‏های گران قیمت است و خادمانْ همیشه مشغول نظافت آن هستند». مستنصر رو به حاضران کرد و گفت: «این امر آسمانی و از جانب پروردگار است و با تلاش و کوشش ما حاصل نمی‏شود. اگر ما مردم را بر این کار مجبور کنیم، قبول نمی‏کنند و زور و سعی ما در این باره بی‏فایده است».
در زلال کلام امام عسکری(علیه السلام)
* یکی از بلاها و مصیبت‏هایی که کمر انسان را می‏شکند، همسایه‏ای است که کار خوب همسایه را مخفی داشته و کار بد او را در نزد دیگران فاش سازد
* با دیگران جدال مکن؛ زیرا باعث از بین رفتن خوبی و حُسن تو می‏شود. با دیگران شوخی مکن، که جرئت پیدا کرده و بر تو دلیر می‏شوند.
*رزقی را که خدا ضمانت کرده است، تو را از عملی که بر تو واجب شده، بازنداشته و مشغول نکند.
*کسی که برادر خود را در پنهانی نصیحت کند، او را آراسته است و هر کس او را در آشکارا نصیحت نماید، او را معیوب می‏کند.
*خشم، کلید هر بدی است.
*شادمانی کردن در نزد غمزده و مصیبت دیده، بی‏ادبی است.
*پارساترین مردم کسی است که در مورد شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات خود را انجام دهد، و زاهدترین انسان‏ها شخصی است که حرام را ترک کند.
*زاهدترین مردم کسی است که مرتکب حرام نشود.
*عابدترین مردم کسی است که واجبات را به درستی انجام دهد.
*فروتنی نعمتی است که کسی بر آن حسد نمی‏برد.
*کینه‏توز، ناآرام‏ترین مردمان است
*تمام پلیدی‏ها در خانه‏ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است
*اظهار شادی نزد غم‏دیده از بی‏ادبی است
*صورت نیکو، زیبایی ظاهری است و عقل نیکو، زیبایی باطنی است
*دو خصلت است که بهتر و بالاتر از آنها چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران
كتاب‏شناسى امام حسن عسكرى عليه السلام
از آنجا كه امر «پژوهش» نيازمند «منابع» مى‏باشد، در پایان اين نوشتار سعى شده كتاب‏هاى مربوط به زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، فهرست‏وار، به پيشگاه خوانند و محقّقان گرامى تقديم گردد.*
1. آخرين خورشيد پيدا؛ نگرش كوتاه بر زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران، 1375، رقعى، 96 ص.
2. آشنايى با معصومين؛ معصوم سيزدهم امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مهدى آيت اللهى، تهران، جهان‏آرا، 1370، خشتى، 24 ص.
3. آشنايى با معصومين؛ معصوم سيزدهم حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مهدى آيت اللهى، (به زبان تاجيكى)، قم، انصاريان، 1375، وزيرى، 28 ص.
4. آفتاب در زندان، سعيد آل رسول، تهران، بنياد بعثت، 1375، رقعى، 36 ص.
5. امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، كاظم ارفع، تهران، فيض كاشانى، 1379، رقعى، 48 ص.
6. امام حسن عسكرى عليه‏السلام (امام يازدهم)، عباس قديانى، تهران، فردا به، 1378، رقعى، 28 ص.
7. الامام الحادى عشر الامام الحسن بن على العسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، ترجمه محمد عبدالمنعم خاقانى، قم، مؤسّسه در راه حق، 1370، رقعى،38ص.
8. الامام الحادى عشر الحسن العسكرى عليه‏السلام ، شيخ محمد حسن قبيسى عاملى، بيروت، 1403 ق. وزيرى، 82 ص.
9. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام (مصوّر)، سيد مهدى آيت اللهى، ترجمه كمال السّيد، قم، انصاريان، 1374، وزيرى، 22 ص.
10. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام (مصوّر)، ميرابوالفتح دعوتى، بيروت، الدّارالاسلاميّه، 1410 ق، وزيرى، 21 ص.
11. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، على محمد على دُخَيِّل، بيروت، دارالتّوجيه الاسلامى، 1394 ق، رقعى، 84 ص.
12. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، مؤسّسة الامام الحسين عليه‏السلام ، 1413 ق، رقعى، 21 ص.
13. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، گروه نويسندگان، تهران، مؤسّسة البلاغ، 1410 ق، جيبى، 71 ص.
14. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، عبدالودود امين، كويت، دارالتّوجيه الاسلامى، 1400 ق.
15. الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام من المهد الى اللحد، سيد محمد كاظم حائرى قزوينى، قم، كتابفروشى بصيرتى، 1413 ق، وزيرى، 342 ص.
16. الامام العسكرى عليه‏السلام ، گروه نويسندگان، بيروت، دارالزّهراء، 1413 ق.
17. الامام العسكرى عليه‏السلام ، شيخ محمد رضا حكيمى حائرى، مؤسّسة الأعلمى، 1412 ق، وزيرى، 223 ص.
18. الامام العسكرى عليه‏السلام ، قدوة و اسوة، سيد محمدتقى مدرّسى، تهران، رابطة الاخوة الاسلامية، 1404 ق، رقعى، 82 ص.
19. اعلام الهداية، الامام الحسن بن على العسكرى عليه‏السلام ، مجمع جهانى اهل‏بيت، قم، مركز چاپ و نشر مجمع جهانى اهل‏بيت، 1422 ق؛ وزيرى، 242 ص.
20. با خورشيد سامرّا؛ تحليلى از زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد طبسى حائرى، ترجمه عباس جلالى، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1379، وزيرى، 344 ص.
21. برگزيدگان؛ حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبداللّه طاهر خانى، تهران، بنياد بعثت، 1373، رقعى، 131 ص.
22. تاريخ سامرّا، ذبيح اللّه محلاّتى، ج 3، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1388 ق، وزيرى، 034/1 ص.
23. تحليلى از زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، باقرشريف قرشى، مشهد، كنگره جهانى حضرت رضا عليه‏السلام ، 1371، وزيرى، 357 ص.
24. ترجمه جلد دوازدهم بحارالانوار، زندگانى حضرت امام محمدتقى و امام على‏النّقى و امام حسن عسكرى عليهم‏السلام ، محمدباقر مجلسى، ترجمه موسى خسروى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1379 ق، وزيرى، 308 ص.* 1
25. تحليلى از زندگى و زمان امام عسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، قم، مؤسّسه احياء و نشر ميراث اسلامى، 1357، 149 ص.
26. تفسير فاتحة‏الكتاب، از امام حسن عسكرى عليه‏السلام و پژوهشى پيرامون آن، عبدالحسين امينى، ترجمه قدرت‏اللّه حسينى شاهمرادى، تهران، حديث، 1376، وزيرى، 72 ص.
27. التفسير المنسوب الى الامام ابى‏محمد الحسن بن على العسكرى عليه‏السلام ، سيد محمد باقر موحد ابطحى، قم، مدرسة‏الامام المهدى عليه‏السلام ، وزيرى، 1409 ق.
28. چهل حديث سيره عسكريّين، امام على‏النقى و امام حسن عسكرى عليهماالسلام ، سيد حسين زينالى تيلى، قم، نشر معروف، 1378، جيبى، 80 ص.
29. چهل داستان و چهل حديث از امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبداللّه صالحى نجف آبادى، قم، مهدى‏يار، 1381، رقعى، 136 ص.
30. جزاء اعداء الامام العسكرى عليه‏السلام فى‏الدّنيا، سيد هاشم ناجى موسوى جزائرى، قم، چاپخانه دانش، 1419 ق، وزيرى، 127 ص.
31. حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام دن قيرخ حديث، يازان قورولو، ترجمه حسين سرخابلى، تهران، بنياد بعثت، 1371، رقعى، 17 ص.
32. حياة الامام العسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد طبسى، قم، بوستان كتاب، 1382، وزيرى، 391 ص.
33. دعاى عاشقان، شيخ عباس قمى، به اهتمام حسين نورائى، تهران، هيراد بشارت، 1380، جيبى، 64 ص.
34. داستان زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، اميرمهدى مراد حاصل، تهران، كانون انتشارات پيام نور، 1378، رقعى، 32ص.
35. داستانهايى از امام هادى و امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، قاسم ميرخلف‏زاده، قم، مهدى‏يار، 1380، رقعى، 184 ص.
36. در آستانه غيبت؛ زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمد دشتى و مهدى صادقى، تهران، فيض كاشانى، 1377، وزيرى، 308 ص.
37. ديدار شيرين؛ گزيده‏اى از زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مسلم ناصرى، تهران، پيام آزادى، 1381، رقعى، 96 ص.
38. ذكرى مولد الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، گروهى از نويسندگان، نجف، مطبعة الغرى، 1386 ق، رقعى، 36 ص.
39. راز بزرگ؛ مهدى رحيمى، تهران، بنياد بعثت، 1375، خشتى، 24 ص.
40. زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، منصور كريميان، تهران، اشرفى، 1379، رقعى، 40 ص.
41. زندگانى حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، گروهى از علماى لبنان، ترجمه حميد رضا كفّاش، تهران، عابد، 1379، رقعى، 64 ص.
42. زندگانى حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام رضا استادى، قم، دفتر نشر برگزيده، 1380، رقعى، 40 ص.
43. زندگى و سيماى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدتقى مدرّسى، ترجمه محمد صادق شريعت، تهران، انصارالحسين عليه‏السلام ، 1372، وزيرى، 91 ص.
44. زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبدالرحيم عقيقى بخشايشى، قم، نسل جوان، 1356، رقعى، 140 ص.
45. زندگانى عسكريّين و تاريخچه سامرّا، ابوالقاسم سحاب، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1375 ق، 113 ص.
46. زندگانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، باقرشريف قرشى، ترجمه سيد حسن اسلامى، قم، انتشارات جامعه مدرّسين، 1374، وزيرى، 284 ص.
47. سخنان گهربار امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، منصور كريميان، تهران، اشرفى، 1380، جيبى، 28 ص.
48. ستارگان درخشان؛ سرگذشت حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد نجفى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1381، جيبى، 238 ص.
49. سيماى سامرّا؛ سيناى سه موسى، محمد صحّتى سردرودى، تهران، 1374، 176 ص.
50. سرگذشت حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمدجواد نجفى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، جيبى، 236 ص.
51. شهر بى‏حصار؛ داستان زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، رضا شيرازى، تهران، پيام آزادى، 1374، 119 ص.
52. غريب تنها؛ زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، مهدى شمس الدّين، قم، نورنگار، 1377، پالتويى، 48 ص.
53. عجائب و معجزات شگفت‏انگيزى از امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، قم، گل ياس، 1379، رقعى، 130 ص.
54. كرامات و مقامات عرفانى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، على حسينى قمى، قم، نبوغ، 1381، رقعى، 72 ص.
55. مجلس عروسى حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، عبدالحسين معين قمى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1369، رقعى، 98 ص.
56. مسند الامام العسكرى ابو محمد الحسن بن على عليهماالسلام ، عزيزاللّه عُطاردى، مشهد، كنگره جهانى حضرت رضا عليه‏السلام ، 1410 ق، وزيرى، 371 ص.
57. منهاج التّحرّك عند الامام العسكرى عليه‏السلام ، عبدالكريم آل نجف، تهران، 1402 ق، وزيرى، 135 ص.
58. وفات الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، شيخ حسن بن شيخ محمد عصفورى درازى بحرانى، نجف، مطبعة‏الحيدريه، 1372 ق، رقعى، 56 ص.
59. ولادة الامام الحسن العسكرى عليه‏السلام ، سيد محمدحسين طالقانى، نجف، مطبعة‏الحيدريه، 1378 ق، رقعى، 44 ص.
60. نگاهى بر زندگى امام حسن عسكرى عليه‏السلام ، محمد محمدى اشتهاردى، تهران، نشر مطهّر، 1374، 144 ص.

پى‏نوشت:
* ـ در اين مقاله فقط براى سال‏هاى قمرى، علامت (ق) نهاده شده است.
1. شايان توجّه اينكه: زندگانى امام عسكرى(ع) در جلد 50 بحارالانوار مؤسسة الوفاء بيروت نيز آمده است.

منابع:
ماهنامه گلبرگ، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، شماره 61
ماهنامه کوثر، شماره60

رویدادهای 12 بهمن

رویدادهای 12 بهمن

 

12 بهمن 1357

·  امام خميني پس از سال‌ها دوري و تبعيد به كشور بازگشت. ايران اسلامي شاهد بزرگترين و تاريخي‌ترين استقبال بود. حضور ميليوني مردم كه صف مستقبلين را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود، حاكي از عشق و علاقه بي‌نظير آنها به رهبر خويش بود.

·  حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند.

·  امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.

·  با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشك‌هاي مشتاقان را بر گونه‌هايشان جاري كردند.

·  حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر مي‌كنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نمي‌توانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشه‌هاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

·  حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده‌اند مي‌افتد، سنگيني‌اي در دوشم پيدا مي‌شود كه نمي‌توانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستان‌هاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين مي‌کنم، من توي دهن دولت مي‌زنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌كنم. من به ارتش يك نصيحت مي‌كنم و يك تشكر ..... [ما] مي‌خواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نمي‌خواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نمي‌خواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر مي‌كنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت.

·  با وجود سرماي زمستان، ديشب هزاران مشتاق زيارت حضرت امام، در مسير حركت ايشان خوابيدند.

·  شهرهاي كشور در شادي ورود امام، غرق نور و گل و فرياد بود.

·  از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاريس، تراكم سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و پيام‌هاي ايشان در اين مدت كوتاه يعني (118 روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجيه و تأمل است. به طور يكه ايشان در برخي از روزها به سؤالات چندين رسانه خبري و تبليغاتي پاسخ داده‌اند. مثلا در تاريخ نوزدهم دي سال جاري، ايشان در ده مصاحبه جداگانه شركت كردند و كثرت مصاحبه‌ها، حكايت از علاقه خبرنگاران و اشتياق امام براي رساندن پيام خود به دنياست. آمار اين مجموعه عظيم از اين قرار است:
سخنراني‌ها 59 عدد
مصاحبه‌ها 108 عدد
پيام‌ها 36 عدد
نامه‌ها و تلگراف‌ها و فرمان‌ها 6 عدد
جمع 209 عدد

·  در حالي كه مراسم ورود حضرت امام به طور مستقيم از تلويزيون پخش مي‌شد، نظاميان با يورش به اين سازمان از ادامه پخش آن ممانعت كردند.

·  عده‌اي از مردم با قطع جريان پخش مستقيم ورود حضرت امام از تلويزيون به علت هجوم مأمورين نظامي، از عصبانيت تلويزيون‌هاي خود را به خيابان پرت كردند.

·  امام خميني در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طي سخناني با اعضاي كميته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تأكيد نمودند.

·  روحانيون متحصن در دانشگاه، با انتشار آخرين اعلاميه خود، به تحصن پايان دادند.

·  آيت‌الله شريعتمداري طي تلگرافي ورود حضرت امام خميني را تبريك گفت.

·  در پي درخواست مجدد بختيار براي ملاقات با حضرت امام خميني، ايشان گفتند: ملاقات با بختيار را در صورت استعفاي وي مي‌پذيرم.

·  شاپور بختيار در آستانه ورود امام خميني پيامي انتشار داد. وي در پيام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهديد كرد.

·  دكتر علي آبادي ، عضو شوراي سلطنت، از عضويت اين شورا كناره‌گيري كرد.

·  دانشجويان ايراني در مقابل سفارت ايران در آمريكا تظاهرات كردند.

·  خبرگزاري فرانسه: سخنگوي كاخ سفيد اعلام كرد سخنان ضد آمريكايي آيت‌الله خميني، تغييري در موضع ايالات متحده در قبال ايران به وجود نياورده است.

·  آمريكا مقداري از دستگاه‌هاي الکترونيكي محرمانه خود را از ايران خارج كرد.
نيروي هوايي سيستم‌هاي محرمانه جنگنده‌هاي اف چهارده را مخفي كرد. گفتني است كه يكي از وظايف هايزر در ايران، انجام همين مأموريت بوده است.

·  بانك‌هاي سوئيس گفتند كه پول‌هاي ايران را پس نمي‌دهند.

·  مطبوعات و يونايتد پرس: قراردادهاي خريد اسلحه ايران از انگليس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو اين خريدها، انگليس معادل چهار ميليارد دلار بابت عدم فروش و بيكار شدن بيست هزار نفر، زيان خواهد ديد.

·  در ليبي به حمايت از انقلاب اسلامي مردم مسلمان ايران، يك راهپيمايي ترتيب يافت.

·  يك سخنگوي جنبش پوليساريو در الجزيره اعلام كرد كه امام خميني قبل از عزيمت به ايران در فرانسه، هيأت نمايندگي پوليساريو را به حضور پذيرفته‌اند.

·  رايدو كويت: وزير انرژي آمريكا اعلام كرد در صورت ادامه عدم صدور نفت ايران، كشورش مجبور به جيره‌بندي نفت خواهد بود. اوضاع ايران باعث شديدترين بحران نفتي از زمان تحريم نفت توسط كشورهاي عربي از سال 1352 تاكنون شده است.

·  سازمان چريك‌هاي فدايي خلق ورود حضرت امام را تبريك گفت.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دوازدهم بهمن؛سالروز بازگشت حضرت امام خميني به میهن و آغاز دهه فجر  

 دوازدهم بهمن؛سالروز بازگشت حضرت امام خميني به میهن و آغاز دهه فجر

 

 با گسترش قيام مردم و خروج شاه از ايران، شاپور بختيار به عنوان آخرين و تنها اميد رژيم پهلوي و سردمداران غربي پشتيبان این رژیم، به عنوان نخست وزير باقي مانده بود. در طرف مقابل تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر مي‌شد و شعار استقلال،‌ آزادي، جمهوري اسلامي بعنوان اصلي ترين خواسته مردم در نهضت انقلابي به رهبري امام خميني مطرح مي‌شد. امام خميني که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دي 1357، تصميم به بازگشت گرفتند. قرار بود اين رجعت تاريخي در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گيرد اما بختيار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام اين امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگين به خيابان ها ريخته و با تحصن و شعارهاي کوبنده، دولت بختيار را تحت فشار شديدي قرار دادند. در همين زمان رييس شوراي سلطنت، سيد جلال تهراني،‌ در پاريس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شوراي سلطنت غير قانوني است. سرانجام، تحصن‌ها و تظاهرات عظيم مردم بختيار را مجبور کرد،‌ فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابي تلويزيون اعلام کردند براي ضبط و پخش مستقيم مراسم آماده‌اند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود. روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترين استقبال تاريخي رقم خورد و هواپيماي ايرفرانس در حوالي ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبي آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک ميهن اسلامي گذاشتند. صدها خبرنگار و عکاس و فيلمبردار به ثبت اين رويداد تاريخي پرداختند. جمعيت استقبال کننده در طول 33 کيلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا که مقصد بعدي امام بود. بين 4 تا 8 ميليون نفر تخمين زده مي‌شد. امام از فرودگاه مستقيما به بهشت زهرا رفتند و ضمن اداي احترام به شهداي انقلاب اسلامي، سخنراني تاريخي خود را در آنجا ايراد کردند. در اين سخنراني امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: «من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌کنم.»‌ بدين ترتيب از ورود امام ده روز تاريخي که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپري شد تا طومار رژيم پهلوي و 2500 سال استبداد شاهنشاهي براي هميشه در هم تنيده شود.
         
          منبع: پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دورنمايى از عصر امام عسكرى(علیه السلام)

دورنمايى از عصر امام عسكرى(علیه السلام)


 


 
يكى از راههاى پى بردن به شخصيت واقعى انسانها، آگاهى از زمان آنهاست. با توجه بدين حقيقت، برآنيم تا نگاهى گذرا به عصر امام عسكرى(علیه السلام)بيفكنيم تابخشى از عظمت‏شخصيت تابناك آن امام معصوم را دريابيم.
دوران كودكى
امام عسكرى(علیه السلام)در دوران كودكى شاهد اهانتهاى متوكل عباسى به اهل‏بيت عصمت(عليهم السلام)، به ويژه پدر بزرگوارش امام هادى(علیه السلام)، بود. او مى‏ديددشمن زيارت جدش امام حسين(علیه السلام)را ممنوع و حتى مزار مقدسش را با خاك يكسان‏كرده است.
متوكل به خاطر احساس ترس از گرايش مردم به اهل بيت (عليهم السلام)فرمان داد امام هادى(علیه السلام)و خاندانش را دستگير و از مدينه به سامرا منتقل‏كنند.
امام عسكرى(علیه السلام)يورشهاى ناجوانمردانه و دور از ادب ماموران حكومت‏به‏خانه پدرش را مشاهده كرد و سرانجام در شهادت مظلومانه پدر ارجمندش به سوگ‏نشست.
فرمانروايان آن روزگار
بنى‏عباس، كه پس از بنى‏اميه با زور و تزوير به‏حكومت دست‏يافتند، براى مردم چيزى جز وحشت، اختناق و ستم به ارمغان‏نياوردند. آنها جنگيدند، غارت كردند و مردم را در بيچارگى، فقر و اندوه فروبردند. امويان كافرانه و آشكارا به اسلام ضربه مى‏زدند، ولى عباسيان منافقانه‏و پنهانى. فرزندان عباس در پى آن بودند كه با رنگ دين به نظام سياسى خويش‏تقدس بخشند، اما تفكر اهل بيت‏سدى استوار در برابر هواهاى نفسانى‏شان پديدآورده بود.
آنها در ظاهر خويش را جانشينان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) معرفى مى‏كردند، باعوام‏فريبى به نام دين از مردم بهره مى‏كشيدند و اهداف خود را پيش مى‏بردند. ستمگران بنى‏عباس، در سايه زور و تزوير، از كيسه بيت‏المال كاخهاى باشكوه‏مى‏ساختند، ماموران و چاپلوسان را ثروتمند مى‏ساختند و بى‏خبر از وضعيت دشوارزندگى مردم به خوشگذرانى مى‏پرداختند. فاصله طبقات فقير و غنى هر روز بيشتر مى‏شد. و سرنيزه‏هاى حكومت‏براى خاموش‏ساختن فرياد اعتراض مردم تيزتر.
خلفاى دوران امام
خلفايى كه همزمان با امامت‏حضرت عسكرى(علیه السلام)قدرت را در دست‏داشتند، عبارتند از: 1- متوكل بيش از چهارده سال; (232- 247) 2- منتصر (فرزند متوكل)9 ماه;(247- 248) 3- مستعين (فرزند متوكل) سه سال و اندى; (248- 252) 4- معتز (فرزند متوكل) حدود چهار سال; (252- 255) 5- مهتدى 11 ماه; (255- 256) 6- معتمد (فرزند متوكل)23 سال; (256- 279)
در زمان اين جنايتكاران مظلوميت‏شيعه فزونى يافت و بسيارى از شيعيان به طرز فجيعى به شهادت رسيدند. شدت ستم‏چنان بود كه خودكامگان گاه پيكرهاى پاك شهيدان را نيز آماج بى‏حرمتيهاى خودقرار مى‏دادند. در اين زمان كانون تفكرات ناب شيعى حضرت امام حسن عسكرى(علیه السلام)نيز پيوسته مورد آزار و اهانت قرار مى‏گرفت. هر چند آن بزرگوار نيز چون پدرگرانقدرش به رعايت احتياط و تقيه پاى مى‏فشرد; ولى شمار جاسوسان به اندازه‏اى‏بود كه گاه مراعات همه جوانب احتياط نيز سودمند واقع نمى‏شد. سبب اصلى اين‏فشارها و سختگيريها علاقه شديد مردم به اهل بيت (عليهم السلام) و نيز روايتهاى‏متواتر در باره قائم بودن فرزند امام عسكرى(علیه السلام)بود.
شورشها
در روزگار امام افراد و گروههايى، كه برخى از آنها مورد تاييد حضرت‏نيز بودند، آشكارا عليه حكومت فاسد شوريدند. مسعودى، مورخ مشهور، در تاريخ خويش به قيامهاى آن عصر چنين اشاره مى‏كند: 1- قيام كوفه به رهبرى يحيى بن‏عمر طالبى (ازنوادگان جعفر طيار(ع‏» كه در سال‏248 روى داد و سرانجام با شهادت يحيى فروكش كرد; 2- انقلاب حسن بن‏زيد علوى(از نوادگان امام على(ع‏» در طبرستان; (گرگان و مازندران) حسن بن‏زيد، پس ازنبردى شديد، حكومت منطقه را به دست گرفت و در سال 270 وفات يافت; 3- قيام رى‏به رهبرى محمد بن‏جعفر كه در سال 250 تحقق يافت. محمد سرانجام دستگير شد; 4- قيام قزوين كه در سال 250 به رهبرى حسن بن‏اسماعيل كركى به وقوع پيوست; 5- قيام سال 251 كوفه به رهبرى ابن‏حمزه; 6- قيام بصره به رهبرى صاحب زنج كه درسال 255 شروع شد و 15 سال ادامه يافت; 7- قيام يعقوب ليث صفار در سيستان كه‏در 262 آغاز شد.
انديشه‏هاى پليد خلفا در باره امام
شيخ حر عاملى، ازدانشوران قرن دوازدهم، مى‏نويسد: سيد بن‏طاوس در كتاب مهج‏الدعوات گفته است: درعصر امام عسكرى(علیه السلام)سه تن از خلفا(مستعين، معتز و مهتدى) انديشه قتل حضرت رادر سر مى‏پروراندند; چون شنيده بودند كه امام مهدى(علیه السلام)از نسل اوست. آنهاچندين بار امام را به زندان افكندند. حضرت برخى از آنها را نفرين كرد و آن‏ستمگران به زودى هلاك شدند.
شيخ طوسى در كتاب غيبت مى‏نويسد: معتز اراده كرد حضرت را به قتل برساند; ولى سه روز بعد، از خلافت‏بركنار شد. البته حضرت، پيش از بركنارى خليفه، يارانش را از اين امر آگاه كرده بود. على‏بن‏محمد بن‏زياد صيمرى در كتاب «اوصياء» چنين مى‏نويسد: مهتدى مى‏خواست‏حضرت‏را به شهادت برساند; امام به يارانش فرمودند: تا پنج روز ديگر مى‏ميرد.
البته چنان شد كه حضرت فرمودنده بود. با پايان يافتن پنج روز مهتدى به قتل رسيد.
شيخ حر عاملى مى‏گويد: از عمر بن‏محمد بن‏زياد صيمرى نقل شده است كه گفت: به‏منزل عبدالله بن‏طاهر وارد شدم. در برابرش نامه‏اى از امام عسكرى(علیه السلام)يافتم كه در آن نوشته بود: «من براى اين‏سركش از خداوند مرگ خواسته‏ام; تا سه روز ديگر خداوند او را نابود مى‏كند.» روز سوم مستعين از خلافت‏بركنار شد، در دام بلاها گرفتار آمد و سرانجام به‏هلاكت رسيد.
شيخ همچنين از احمد بن‏حسين بن‏عمر چنين نقل مى‏كند: هنگامى كه معتزفرمان داد حضرت را به سعيد حاجب بسپارند تا به كوفه برده، در قصر ابن‏هبيره‏به قتل رساند .... ابوالهيثم بن‏سبانه براى حضرت نوشت: خداى مرا فدايتان‏سازد، خبرى به ما رسيده و ما را اندوهگين و مضطرب ساخته است! حضرت در پاسخ‏نوشت: پس از سه روز، براى شما گشايش پديد مى‏آيد. روز سوم معتز بركنار شد.
شيخ طوسى در كتاب ارشاد مى‏نويسد: احمد بن‏محمد مى‏گويد: هنگامى كه مهتدى عباسى كشتن شيعيان را آغاز كرد، به‏امام عسكرى(علیه السلام)نوشتم: خداى را سپاس كه وى را از آزارها منصرف ساخته است،زيرا به من خبر رسيده كه شما را تهديد مى‏كند و مى‏گويد: «به خدا سوگند،اينها [آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)] را از روى زمين برمى‏اندازم.» حضرت به خط خويش چنين پاسخ‏داد: «اين عمرش [از آنكه بتواند به مرادش دست‏يابد] زودتر به پايان مى‏رسد. از امروز تا پنج روز بشمار، روز ششم با خوارى به هلاكت‏خواهد رسيد.» چنان شدكه حضرت نوشته بود.
تقيه شديد امام
عملكرد حضرت در عصر خويش نيز فضاى خفقان آن روزگار را نشان‏مى‏دهد. مسعودى از محمد بن‏عبدالعزيز بلخى چنين نقل مى‏كند: روزى صبحگاهان در خيابان‏غنم نشسته بودم، امام عسكرى(علیه السلام)از خانه بيرون آمده، مى‏خواست‏به «باب‏العامه‏» برود. با خود گفتم: اگر فرياد كشم و بگويم: «اى مردم اين حجت‏خدابر شماست، او را بشناسيد.» مرا خواهند كشت. وقتى نزديك من رسيد، با انگشت‏سبابه به من اشاره فرمودند و سپس بر دهانش قرار داد; يعنى خاموش باش. من پيش‏شتافتم و بر پايش بوسه زدم، فرمودند:
اگر آشكارا بگويى، كشته مى‏شوى.
همان شب خدمتش رسيدم، فرمودند: [دو راه بيشتر نيست] يا كتمان يا مرگ; پس خودرا حفظ كنيد.
داود بن‏اسود يكى از خادمان امام عسكرى(علیه السلام)كه وظيفه هيزم كشى را بر عهده‏داشت، مى‏گويد: روزى حضرت تكه چوبى مدور، بلند و كلفت‏به من داد و فرمودند: اين‏را به عثمان بن‏سعيد عمرى برسان. در كوچه استر سقايى راه را بر من بست. سقااز من خواست‏حيوان را كنار بزنم. من با همان تكه چوب بر پشت استر زدم تاكنار برود; ولى ناگهان چوب شكست و نامه‏هاى حضرت، كه در ميان آن بود، آشكارشد. شتابان آنها را در آستين پنهان كردم و سقا نيز بد گفتن به من و حضرت راآغاز كرد. وقتى خدمت‏حضرت رسيدم، فرمودند: چرا با چوب به استر زدى.
آنگاه سفارش كرد: اگر كسى به ما اهانت كرد اعتنا نكن ... ما در ديار بدى‏مى‏باشيم، تو تنها به كار خويش بپرداز و بدان كه گزارش كردارت به ما مى‏رسد.
امام و زندانهاى خلفا
امام عسكرى(علیه السلام)بخشى از دوران امامتش را در زندانهاى‏طاغوتيان عباسى به سر برد. مدتى نيز، كه در ظاهر خارج از زندان بود، تحت‏مراقبت‏شديد قرار داشت. شيخ مفيد مى‏نويسد:
امام عسكرى(علیه السلام)را به نحرير، يكى از غلامان مخصوص خليفه و مسوول نگهدارى ازحيوانات درنده و شكارى دربار، سپردند; نحرير بسيار بر او سخت مى‏گرفت و آزارش‏مى‏داد. همسرش گفت: واى بر تو، از خدا بترس; مگر نمى‏دانى چه شخصيتى به خانه‏ات‏گام نهاده؟
آنگاه گوشه‏اى از فضايل حضرت را بازگو كرد و گفت: من در مورد او و رفتارى كه‏با وى مى‏كنى، بر تو بيمناكم.
نحرير گفت: به خدا سوگند، او را در ميان درندگان خواهم افكند و چنين نيزكرد. پس از مدتى، وقتى به جايگاه درندگان مراجعه كرد تا دريابد چه بر سرامام آمده، ديد حضرت ميان درندگان به نماز ايستاده است.
احمد بن‏حارث قزوينى مى‏گويد: با پدرم در سر من راى (سامرا) بوديم. پدرم دراصطبل امام عسكرى(علیه السلام)كار مى‏كرد.
مستعين عباسى استرى داشت كه از نظر زيبايى و زرنگى بى‏نظير بود، ولى وحشى‏مى‏نمود و سوارى نمى‏داد. وقتى تلاش مسوولان براى رام ساختنش بى‏نتيجه ماند، يكى‏از نديمان خليفه گفت: چرا اين كار را به حسن(علیه السلام)واگذار نمى‏كنى تا بيايد ياسوار استر شود و رامش سازد يا استر او را هلاك كند و تو آسوده‏خاطر شوى. خليفه‏در پى حضرت فرستاد. پدرم نيز همراه حضرت رفت. پدرم گفت: وقتى وارد شديم،امام نگاهى به استر، كه در حياط ايستاده بود، افكند، پيش رفت و بر كفلش دست‏نهاد. در اين لحظه عرق از پيكر استر سرازير شد. سپس حضرت نزد مستعين رفت. مستعين او را پيش خويش نشاند و گفت: ابومحمد، اين‏استر را مهار كن!
حضرت به پدرم فرمودند: غلام، استر را مهار كن.
مستعين گفت: خودت مهار كن.
حضرت پوستين بر زمين نهاد، برخاست، بر استر دهنه زد و به جاى خويش بازگشت.
مستعين گفت: ابومحمد، استر را زين كن.
حضرت فرمودند: غلام، زينش كن.
اما خليفه گفت: خودت زينش كن. پس امام برخاست; استر را زين كرد و بازگشت.
مستعين گفت: آيا صلاح مى‏دانى كه سوارش شوى؟ حضرت فرمودند: آرى.
آنگاه سوارش شد، آن را دوانيد .... سپس برگشت و پايين آمد. مستعين گفت: ابومحمد، استر را چگونه ديدى؟ فرمودند: استرى به اين خوبى و چالاكى نديده بودم; جز براى خليفه شايسته نيست. مستعين‏گفت: خليفه آن را به شما واگذار كرد. حضرت به پدرم فرمودند: غلام، استر را بگير. پدرم گرفت و برد.
على بن‏عبدالغفار مى‏گويد: وقتى صالح بن‏وصيف امام عسكرى(علیه السلام)را زندان كرده بود،گروهى از عباسيان و منحرفان نزد صالح آمده، شكوه كردند كه چرا بر امام سخت‏نمى‏گيرى؟ او گفت: چه مى‏توانم انجام دهم؟ دو نفر از بدترين كسانى كه به آنهادسترسى داشتم، بر او گماشتم; اما اينان اهل نماز و روزه شدند. وقتى علت راپرسيدم، گفتند: چه مى‏گويى در باره مردى كه روزها روزه مى‏گيرد و شبها نمازمى‏خواند و وقتى كه به وى مى‏نگريم، بدن ما مى‏لرزد چنانكه گويا از خود بى‏خودمى‏شويم. وقتى عباسيان و منحرفان اين سخنان را شنيدند، نوميد از سراى وصيف‏بيرون رفتند.
محمد بن‏اسماعيل علوى مى‏گويد: امام عسكرى(علیه السلام)را نزد يكى از سرسخت‏ترين دشمنان‏آل ابوطالب زندانى ساختند و سفارش كردند كه چنين و چنان آزارش ده. هنوز بيش از يك روز از در بند بودن امام نگذشته بود كه زندانبان پيرو امام‏شد. او چنان نزد امام خاضع بود كه برايش به خاك مى‏افتاد و جز براى بزرگداشت‏به چهره حضرت نمى‏گريست. وقتى حضرت از زندان آزاد شد، اين مرد بصيرتش از همه‏مردم به امام بيشتر بود ...
شهادت امام
معتمد، كه امام عسكرى(علیه السلام)را در برابر دستگاه ستم‏پيشه عباسيان سدى‏نفوذناپذير مى‏ديد، بر آن شد آخرين ضربه را بر حضرت وارد آورد و راه را براى‏تحقق آرمانهاى پليدش هموار كند. او امام را با زهر مسموم ساخت و چنان‏نماياند كه حضرت به مرگ طبيعى از دنيا رفته است; ولى اين توطئه نيز ناكام‏ماند و چهره واقعى وى بر همگان آشكار شد.
احمد بن‏عبيدالله بن‏خاقان مى‏گويد: ...چون خبر وفات آن حضرت در شهر سامره پخش شد، رستاخيزى در شهر پديد آمد و ازهمه مردم صداى ناله و شيون برخاست. خليفه در پى فرزند نيكبخت آن حضرت برآمد و گروهى از ماموران را به خانه‏امام گسيل داشت تا وى را بيابند. خليفه حتى زنان قابله را فرستاد تا ازباردارى احتمالى كنيزان حضرت آگاه شوند ...
آرى، دشمنان نمى‏دانستند كه پروردگار نور خود را كامل كرده است و گوهر تابناك‏الهى حضرت حجه بن‏الحسن المهدى(علیه السلام)پنج‏سال پيش بدين جهان گام نهاده، اينك پس‏از شهادت پدر گرامى‏اش بر جايگاه والاى امامت تكيه زده است.
در پايان بجاست مانند حضرت امام حسن عسكرى(علیه السلام)، كه هنگام خروج از زندان معتمدآيه «يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو كره الكافرون‏»را نگاشت، ما نيز آيه شريفه را به خاطر آوريم و براى سلامتى و ظهور كامل‏كننده‏نهايى نور هدايت‏حضرت مهدى(علیه السلام)دعا كنيم.


منبع: ماهنامه كوثر شماره 17


شهادت امام حسن عسکری (ع) بر همه شیعیان و قلب داغدار امام زمان (ع) تسلیت باد

امام چگونه به شهادت رسید؟

امام حسن عسكری

‏معتمد عباسى كه همواره از محبوبیت و نفوذ معنوى امام در جامعه نگران بود، چون دید توجه مردم به امام روز بروز بیشتر مى‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معكوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانى مسموم ساخت.

دانشمند نامدار جهان تشیع، «طبرسى‏» ، مى‏نویسد:

بسیارى از دانشمندان ما گفته‏اند: امام عسكرى-علیه السلام-بر اثر مسمومیت‏به شهادت رسید، چنانكه پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنیا رفته‏اند. (1)

 «كفعمى‏»، دانشمند معروف شیعه، مى‏گوید:

 او را «معتمد» مسموم ساخت (2) و «محمد بن جریر بن رستم‏» ، از دانشمندان شیعى در قرن چهارم، معتقد است كه: امام عسكرى-علیه السلام-در اثر مسمومیت‏به درجه شهادت رسید. (3)

یكى از نشانه‏هاى شهادت امام توسط دربار عباسى، تحركها و تلاشهاى فوق العاده‏اى بود كه معتمد عباسى در روزهاى مسمومیت و شهادت امام، براى عادى جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.

«ابن صباغ مالكى‏» ، یكى از دانشمندان اهل سنت، از قول «عبید الله بن خاقان‏» ، یكى از درباریان عباسى (كه از احترام او نسبت‏به امام یاد كردیم) مى‏نویسد:

«... هنگام در گذشت ابو محمد حسن بن على عسكرى-علیه السلام-معتمد، خلیفه عباسى حال مخصوصى پیدا كرد كه ما از آن‏شگفت زده شدیم و فكر نمى‏كردیم چنین حالى در او (كه خلیفه وقت‏بود و قدرت را در دست داشت) دیده شود. وقتى «ابو محمد» (امام عسكرى) رنجور شد، پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه كه همه از فقیهان دربارى بودند، به خانه او گسیل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابو محمد بمانند و هر چه روى مى‏دهد به او گزارش كنند، نیز عده‏اى را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنین به «قاضى بن بختیار» فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب كند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابو محمد سخت‏تر شده و بعید است‏بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزى رحلت فرمود. وقتى خبر درگذشت آن حضرت پخش شد، سامراء به حركت در آمد و سراپا فریاد و ناله گردید و بازارها تعطیل و مغازه‏ها بسته شد. بنى هاشم، دیوانیان، امراى لشكر، قاضیان شهر، شعرا، شهود و گواهان و سایر مردم براى شركت در مراسم تشییع حركت كردند، سامراء در آن روز یادآور صحنه یامت‏بود!

و روز هشتم ربیع الاوّل سال 260 هجرى، روز درد آلودى در شهرسامراء بود خبر شهادت امام عسكرى‏علیه السلام در عنفوان شباب همه جا را فراگرفت. بازارها تعطیل شدند و مردم شتابان و گریان به سوى خانه امام رفتند. مورخان این روز غمبار را به روز قیامت تشبیه كرده‏اند، چرا؟ چون‏توده‏هاى محرومى كه مهر و محبت خود را نسبت به امام، از ترس‏سركوب نظام همیشه در خود نهان مى‏داشتند، آنروز عنان عواطف‏خروشان خویش را از كف دادند. آه كه اهل بیت نبوّت در راه تحكیم شالوده‏هاى دین و نشر ارزشهاى‏توحید چه رنجها كه متحمّل نشدند. چه خونها كه از آنان نریختند و چه حرمتها كه ندریدند و حقوق‏وقرابت آنان را به رسول خدا رعایت نكردند.

براستى محنت اولیاى خدا در طول اعصار چه بى شمار بوده و پایگاه‏وپاداش آنان در پیشگاه پروردگار چه بزرگ است! این امام بزرگوارى كه اینك از دنیاى آنان رخت بر مى‏بندد در حالى كه‏هنوز از عمر مباركش 28 سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم‏كرد، از عهد متوكّل ستمكار و فرو مایه كه دشمنى علیه اهل بیت رسالت ‏را سر لوحه كار خویش قرار داد و مزار ابى عبد اللَّه الحسین‏علیه السلام را ویران‏كرد تا دوران مستعین كه به خاطر كینه ورزیدن به خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله آن‏حضرت را نزد یكى از سر سخت ترین مردانش زندانى كرد. ( این مرد اوتاش نام داشت كه بعداً پس از دیدن پاره‏اى از كرامتهاى امام، به امامت‏آن حضرت ایمان آورد ).

همین خلیفه، در دوران خویش نزدیك بود امام‏را بكشد امّا خداوند او را فرصت نداد و وى از خلافت بر كنار شد. همچنین معتز در روزگار خویش مى‏كوشید امام را دربند كند لیكن آن‏حضرت به درگاه خداوند تضرّع كرد تا آنكه معتز نیز از دنیا رفت. حتّى در روزگار مهتدى امام از آزار وى در امان نبود، او مى‏كوشیدامام را در تنگنا قرار دهد تا آنجا كه زندانى‏اش كرد و قصد كشتنش رانمود. لیكن امام به یكى از اصحابش به نام ابو هاشم اطلاع داد كه: "ابو هاشم! این ستمگر، قصد كرده مرا امشب بكشد، امّا خداوندعمر او را كوتاه گرداند. مرا فرزندى نیست و خداوند بزودى مرا فرزندى‏عطا خواهد فرمود".(4) بالاخره آنكه آن حضرت در دوره معتمد همواره تحت آزار و اذیت‏قرار داشت تا آنكه به دست وى به زندان افتاد.

آرى امام عسكرى‏علیه السلام بیشتر مدّت رهبرى خویش را در دشوارى‏وسختى گذارند و اكنون زمان وفات آن حضرت رسیده است: آیا امام به‏مرگ طبیعى وفات یافت؟ یا آنكه توسط زهر به شهادت رسید؟ زهر یكى از مشهورترین ابزارهاى ترور در نزد زمامداران آن عهد بوده‏ و ترس آنان نسبت به وجود رهبران دینى محبوبی مثل امام آنها را وامى‏داشته كه با اتخاذ این روش ایشان را تصفیه كنند. دلیل دیگر ما بر اتخاذ این شیوه از سوى خلیفه، طرز بر خورد آنان باامام به هنگام بیمارى‏اش مى‏باشد. خلیفه به پنج تن از افراد مورد و ثوق‏خویش گفته بود كه در طول مدّت بیمارى حضرت، همواره با او باشند. وى همچنین عدّه‏اى پزشك به خاطر آن حضرت طلبیده بود تا وى را شبانه ‏روز همراه باشند.(5)

امام حسن عسكری

علّت این امر چه بود؟ دو علّت مى‏توان براى چنین رفتار شگفت آورى‏پیدا كرد: نخست: برائت جستن از مسئولیت ترور امام در برابر توده‏ها برحسب ضرب المثلى كه در میان سیاستمداران معروف است: او را بكش‏وزیر جنازه‏اش گریه كن. دوم: همه مردم و بویژه زمامداران مى‏دانستند كه ائمه اهل بیت‏علیهم السلام‏همواره از احترام بسیار توده‏هاى مردم بر خوردارند و شیعه بر این باوراست كه امامت در میان آنان یكى پس از دیگرى منتقل مى‏شود.

و اینك ‏این امام یازدهم است كه مى‏خواهد از دنیا رخت بربندد. بنابر این باید حتماً او را جانشینى باشد، امّا این جانشین چه كسى است؟ خلفاى عبّاسى پیوسته مى‏كوشیدند به هنگام شهادت یكى از ائمه پى‏ببرند كه جانشین او كیست؟ به همین علّت ائمه‏علیهم السلام نیز به هنگام احساس‏خطر بر جانشین خود او را پنهان مى‏كردند تا وقتى كه خطر از بین برود.

از دیگر سو احادیثى كه در باره حضرت مهدى (عج) وارد شده، ازخاور تا باختر را فرا گرفته است و دانشمندان مى‏دانند كه مهدى ‏دوازدهمین جانشین است و اگر بگوییم كه زمامداران عبّاسى چیزى از این‏احادیث نمى‏دانستند، نا معقول مى‏نماید. از همین روست كه مى‏بینیم‏آنان پیوسته و با هر وسیله‏اى مى‏كوشند تا نور الهى را فرو نشانند امّاهیهات. به این دلیل است كه معتمد عبّاسى، به هنگام شدت گرفتن بیمارى امام‏تدابیرى استثنایى مى‏اندیشد. پس از آنكه امام چشم از جهان فرو مى‏بندد، معتمد دستور مى‏دهدخانه او را بازرسى كنند و كنیزانش را زیر نظر بگیرند. او نمى‏دانست‏ خداوند خود رساننده فرمان و كار خویش است و امام منتظر بیشتر از پنج‏سال است كه به دنیا آمده و از دید جاسوسان مخفى شده است و برگزیدگان‏شیعه با وى بیعت كرده‏ اند.بدین گونه امام بواسطه زهر معتمد شهید شد.(6)

پس از وفات و غسل و تكفین آن حضرت، ابو عیسى بن متوكّل ازجانب حكومت و به نیابت از خلیفه بر آن حضرت نماز گزارد و پس ازفراغت از نماز، صورت امام را نمایان ساخت و آن را بویژه به هاشمیهاوعلویها و مسئولان بلند مرتبه و قاضیان و پزشكان نشان داد و گفت: این‏حسن پسر على پسر محمّد پسر رضاست كه به مرگ طبیعى، در بسترخویش مرده است و به هنگام رحلتش فلانى و فلانى از خادمان ومحرمان‏امیر المؤمنین و فلانى و فلانى از قاضیان وفلانى از پزشكان بر بالین اوحضور داشته‏اند آنگاه چهره مبارك آن حضرت را پوشاند.(7) این اقدامات براى این بود كه مبادا پاى حكومت در قتل امام به میان‏آید، و همین امر نشانگر آن است كه حكومت از جانب مردم متّهم به‏كشتن امام بوده است.بدینسان امام عسكرى‏علیه السلام رحلت كرد و از پس خویش راهى درخشان‏بر جاى نهاد تا نسلها از روشنى آن هدایت گردند.

آن حضرت را در همان اقامتگاه شریفش در شهر سامراء، در كنار مزارپدر بزرگوارش، به خاك سپردند كه تا امروز نیز زیارتگاه مسلمانان‏است. درود خدا بر او باد روزى كه زاده شد و روزى كه به شهادت رسیدوروزى كه زنده بر انگیخته خواهد شد. و درود خدا بر هواخواهان‏ و پیروان او تا روز رستاخیز.

 

آخرین وصیت:‏

آفتاب امامت غروب مى‏كرد زیرا خداوند این گونه مقدّر كرده بود كه‏این آفتاب از پس پرده غیبت صغرا و سپس غیبت كبرا پرتو افشانى كند. ازاین رو امام حسن عسكرى ‏علیه السلام بر دو بینش بسیار مهم تأكید كرد: نخست: تأكید بر شناخت غیبت و گرفتن بیعت براى ولى اللَّه اعظم ‏امام منتظر (عج). دوم: تحكیم شالوده‏ هاى مرجعیت دینى.

الف - گرفتن بیعت براى امام منتظر احادیث فراوانى در باره امام حجّت منتظرعلیه السلام وجود دارد كه ازپیامبر وتمام ائمه‏علیهم السلام صادر شده امّا تأكید امام عسكرى بر این امر تأثیررساترى داشت. چون آن حضرت، شخصاً امام را براى خواص از یاران‏خویش مشخص كرد. همچنین روایتهاى فراوانى در این باره وارد شده كه‏به ذكر یكى از آنها اكتفا مى‏ورزیم.

احمد بن اسحاق بن سعید اشعرى روایت كرده است كه: بر امام حسن‏عسكرى وارد شدم و خواستم در باره جانشینش از وى بپرسم. امّا آن‏حضرت خود بدون مقدّمه فرمود: "احمد بن اسحاق! خداوند تبارك و تعالى از زمانى كه آدم را آفریدزمین را از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته و تا روز قیامت هم خالى‏نخواهد گذارد به بركت وجود او است كه بلا از مردم زمین دور مى‏شودوباران فرو مى‏بارد وبركات زمین برون مى‏آیند". گفتم: فرزند رسول خدا! پس از تو امام و خلیفه كیست؟ پس شتابان وارد اتاق شد. سپس بیرون آمد و بچّه‏اى روى دوش گرفته‏بود صورتش گویى ماه شب چهارده بود و سه سال از عمرش مى‏گذشت. سپس امام فرمود: "احمد! اگر كرامت تو بر خداى عزّ و جل و بر حجّتهایش نمى‏بود، این‏كودكم را به تو نشان نمى‏دادم. او همنام و هم كنیه رسول خدا و كسى است‏كه زمین را از عدل و داد پر مى‏كند پس از آنكه ستم و بیداد پر شده باشد. احمد! حكایت او در این امّت همچون حكایت خضر و همانندداستان ذو القرنین است. به خدا سوگند چنان غیبت درازى كند كه هیچ‏كس از هلاكت در آن رهایى نیابد مگر آنكه خداوند او را بر اعتقاد به‏امامتش استوار كرده و در طول این مدّت با دعا براى تعجیل فرجش‏همراهى نموده باشد".(8)

ب - مرجعیت خردمندانه دینى‏ براى این امامت كه امتداد رسالت الهى است باید كیان و موجودیت‏اجتماعى در جهان وجود داشته باشد. این كیان شیعیان مخلص وفداكارند.

از طرفى اینان نیز باید از نظامى اجتماعى و استوارى بر خوردار شوند تابتوانند در برابر رخدادها و مبارزه‏ جوئیها توانا باشند. این نظام در رهبرى‏مرجعیت تبلور مى‏یابد. بدین معنى كه شیعیان به گرد محور عالمان الهى‏واُمَناى وى بر حلال وحرام، جمع شوند. از این رو در دوران امام‏عسكرى‏ علیه السلام شالوده نظام مرجعیت تحكیم یافت و نقش دانشمندان‏شیعه، بدین اعتبار كه آنان وكلا ونوّاب و سفیران امام معصوم‏علیه السلام‏هستند، برجستگى ویژه‏اى پیدا كرد وروایتهاى فراوانى از امام‏عسكرى‏علیه السلام در باره نقش علماى دینى در بین مردم منتشر شد كه یكى ازآنها همان روایت معروفى است كه امام عسكرى‏علیه السلام از جدّ خویش امام‏صادق‏علیه السلام روایت كرده است و در آن آمده: "آن كه از فقیهان خویشتندار است و دین خویش را پاسدار و با هوا وهوس‏خود ستیزه كار و امر مولاى خویش را فرمانبردار، پس بر عوام است كه از اوتقلید كنند". از همین رو دانشمندان هدایت یافته، به نور اهل بیت‏علیهم السلام امور امّت‏را در دوران امام عهده دار شدند و با امام در باره مسائل مشكلّى كه با آنهابر خورد مى‏كردند، نامه مى‏نگاشتند و امام هم پاسخهاى به آنها مى‏نوشت‏و نامه‏ ها را به امضاى (توقیع) خویش مهر مى‏كرد. این نامه‏ها پیش علمابه تواقیع معروف شد و برخى از آنها از سوى امام عسكرى‏علیه السلام شهرت‏ خاصّى كسب كردند.

-------------------------------------------------------------------------------

1) اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دار الكتب الاسلامیة، ص 367.

2) حاج شیخ عباس قمى، الانوار البهیة، مشهد، كتابفروشى جعفرى، ص 162.

3) دلائل الامامة، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1383 ه. ق، ص 223.

4) حیاة الامام العسكرى، ص‏254، به نقل از مهج الدعوات، ص‏274.

5) حیاة الامام العسكرى، ص‏267 به نقل از ارشاد، شیخ مفید، ص‏383.

6) حیاة الامام العسكرى، ص‏267 به نقل از ارشاد ص‏383.

7) همان مأخذ، ص‏268 به نقل از ارشاد همان مأخذ صفحه.

8) حیاة الامام العسكرى، ص‏263.

 

منبع:

سیره پیشوایان، مهدى پیشوائى، ص656  

دهه فجر انقلاب اسلامی بر فجر آفرینان گرامی و مبارکباد

دهه فجر انقلاب اسلامی بر فجر آفرینان گرامی و مبارکباد
پیروزی انقلاب اسلامی ایران (دهه مبارک فجر)
روزهای فراموش ناشدنی

این روزها ، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست ، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است ؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ ، یعنی امام امت ، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن ، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود ، که در آن عده ای قلیل ، با اعتقادی وسیع و راسخ ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند.
با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک ، به سوی افلاک ، پر گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند.یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی همیشه سبز باد.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَأْ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ / 24 : شوري
... و خداوند باطل‌ را محو و حق‌ را با كلمات‌ خويش‌ پا بر جا مي ‌سازد. همانا او به‌ آنچه‌ درون‌ سينه‌ هاست‌ آگاه‌ است‌.      
رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: «... این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی داشت...» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».
قیام لله ، عامل پیروزی انقلاب اسلامی
مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است. حضرت امام(ره) در این باره چنین می فرمایند: «رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما تنها سیاسی نبود. فقط برای نفت نبود. [دارای[ جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتکال به قرآن، و شیوه مقدس شهادت است. در عین حال که با تانک ها و مسلسل ها روبرو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانک غلبه کرد.
شما رمز پیروزی را حفظ کنید».

عناوین ایام‌الله دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی سال 1390 جهاد اقتصادی

عناوین ایام‌الله دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی

 

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی در آستانۀ فرارسیدن سی و سومین سالگرد عید بزرگ و ولادت انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای مشترک؛ عناوین ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی را در سال1390 اعلام کردند.
به گزارش کمیتۀ ارتباطات و اطلاع رسانی ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی در این اطلاعیه آمده است :
دگر بار عطر روحبخش ماه بهار انقلاب اسلامی، ماه پرخاطرۀ بهمن 1357 ، در فصل خزان و سرما به مشام تمام وفاداران انقلاب اسلامی می‌رسد و تمامی مردم انقلابی و مبارز ایران اسلامی را سرشار از شور و حماسه‌ی حضور می‌سازد . و اینک در سومین سال از دهه عدالت و پیشرفت ، و در سی و سومین سالگرد بهار پیروزی انقلاب اسلامی و آستانه‌ی ایام‌الله دهه مبارک فجر سال 1390 به پاس فداکاری‌ها و ایثار تمامی رزمندگان و مردم غیور و شهیدپرور ایران اسلامی نام، یاد و خاطره آن عزیزان گلگون کفن را گرامی داشته و با ادای احترام به مقام شامخ و رفیع آن شهیدان و رزمندگان ، طنین پیام سرخ حسینی شهدای انقلاب اسلامی را در گوش جهان فریاد می کنیم .
 شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی با توجه به شرایط و مقتضیات سال جاری در داخل کشور و انتشار امواج خروشان بیداری اسلامی در اقصی نقاط جهان و برپایی خیزش ها و قیام های مردمی در کشورهای تحت نظام های سلطه حکام دیکتاتور ودست نشاندۀ غربی و با هدف ترویج و تعمیق آرمان های والای انقلاب اسلامی ، حفاظت و حراست و اعتلای هویت ملی اسلامی - ایرانی در عرصه های پیش روی داخلی و بین المللی ، افزایش امید و نشاط و پویایی و تجدید قوای نیروهای انقلاب اسلامی و گسترش مشارکت عمومی اقشار مختلف مردم و تقویت همبستگی عمومی ، وحدت و وفاق ملی به نامگذاری ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی به شرح زیر اقدام کرد .
         
          عناوین ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی ـ 1390
          چهارشنبه - 12/11/1390 ـ شهادت امام حسن عسگری(ع) ـ بازگشت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی انقلاب اسلامی،امامت حضرت ولی عصر(عج)، امام خمینی(ره)،ولایت و رهبری
         
          پنج‌شنبه - 13/11/1390 - انقلاب اسلامی، ایمان، جهاد ، شهادت
         
          جمعه - 14/11/1390 - روز فناوری فضایی - انقلاب اسلامی، انتظار فرج ، حاکمیت جهانی اسلام و استکبارستیزی
         
          شنبه- 15/11/1390 - انقلاب اسلامی، جهاد اقتصادی، فرهنگ و احیای ارزشهای اسلامی
         
          یکشنبه - 16/11/1390- آغاز هفته وحدت - انقلاب اسلامی، قرآن، بصیرت دینی و وحدت امت اسلامی
         
          دوشنبه - 17/11/1390- انقلاب اسلامی، رسالت و منزلت زن مسلمان
         
          سه‌شنبه - 18/11/1390- انقلاب اسلامی، جوانان، خودباوری و نهضت علمی
         
          چهارشنبه - 19/11/1390- روز نیروی هوایی انقلاب اسلامی، آمادگی دفاعی، بسیج و اقتدار ملی
         
          پنج‌شنبه - 20/11/1390 - انقلاب اسلامی، عدالت گستری، مردم سالاری دینی و حمایت از مستضعفان
         
          جمعه - 21/11/1390ـ روز احسان و مهرورزی ـ میلاد حضرت محمد(ص) - میلاد حضرت امام جعفر صادق(ع) - انقلاب جهانی اسلام، پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله وسلم) و بیداری اسلامی
         
          شنبه - 22/11/1390- پیروزی انقلاب اسلامی - انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
         

 

استراتژی جدید پنتاگون در فضای سایبر مشخص شد + سند

استراتژی جدید پنتاگون در فضای سایبر مشخص شد + سند

پنتاگون از هزینه‌های درمانی و حقوق بازنشستگی سربازان آمریکایی کاسته و به تجهیزات دفاعی و سایبری خود می افزاید.

به گزارش گرداب، طرح‌های حقوق بازنشستگی و خدمات درمانی نیروهای آمریکا به شدت تحت تأثیر بودجه جدید ارائه‌شده از سوی باراک اوباما قرار گرفته و کاهش می‌یابد.

در حالی که آمریکا سعی دارد تا از وسعت عملیات‌های خارجی خود در افغانستان و عراق بکاهد، دولت اوباما نیاز کمتری به حضور نیروهایی خواهد داشت که در طول یک دهه گذشته در میادین نبرد در عراق و افغانستان برای ارتش آمریکا خدمت کرده‌اند.

 

به منظور کاهش هزینه‌ها، این بودجه جدید برخی سمت‌های موجود در نیروهای نظامی آمریکا را حذف کرده و تغییراتی را نیز در حقوق بازنشستگی و خدمات درمانی سربازان آمریکا به وجود می‌آورد.

این تغییرات به ایجاد تعادل در بودجه وزارت دفاع آمریکا کمک خواهد کرد چرا که پنتاگون اخیراً فاش کرده است که به سرمایه‌گذاری میلیاردی خود در بخش سلاح‌های پیشرفته و قابلیت‌های فضای سایبری ادامه خواهد داد.

رئیس‌جمهور آمریکا هفته گذشته اعلام کرده بود که آمریکا باید به گونه‌ای دست به تدوین استراتژی جدید خود بزند تا همچنان بتواند در جنگ‌های آتی نیز عملکرد موفقی داشته باشد. اوباما بیان داشت: «جهان باید بداند که برتری نظامی ما همچنان حفظ خواهد شد.»

در همین راستا وزیر دفاع آمریکا، "لئون پانتا" نیز اعلام کرد که برتری نظامی آمریکا در آینده به گونه‌ای خواهد بود که در زمان جنگ ارتش آمریکا به جای اینکه به شهروندان آمریکایی متکی باشد، به ماشین‌های کشنده بی‌باک، به ویژه هواپیماهای بدون سرنشین، متکی خواهد بود.

پانتا تصریح کرد: «هرچند ما بودجه کلی دفاعی خود را کاهش می‌دهیم، اما در برخی موارد به ویژه در بخش نیروهای عملیات‌های ویژه در فناوری‌های جدی و سامانه‌های بدون سرنشین، در فضا و به ویژه در فضای سایبری، با افزایش بودجه مواجه خواهیم بود.»

بر اساس گزارش راشا تودی، به رغم خبرهای موجود مبنی بر اینکه آمریکا دکترین نظامی و دفاعی خود را به گونه‌ای تغییر خواهد داد تا بتواند به جای تمرکز بر روی یک جنگ، هم‌زمان به مبارزه در چندین جنگ مختلف بپردازد، اما پانتا تاکید کرده است که آمریکا هنوز هم آماده مقابله با دشمنان در چند جبهه مختلف را دارد.

پانتا اظهار کرده است که این طرح جدید، نیروهای آمریکا را در مناطق مختلف جهان قرار می‌دهد تا ارتش آمریکا آمادگی استقرار نیروهای خود در هر کشوری و در هر زمانی را داشته باشد.

 

سند

 

منبع: مشرق

 

آمریکا چگونه جنگجوی سایبری تربیت می‌کند؟

آمریکا چگونه جنگجوی سایبری تربیت می‌کند؟

از سایبر کامند (Cyber Command) چه می دانیم؟ در دوران آغاز عصر جنگ‌های سایبری آرایش رزمی نیروهای آمریکا چگونه شکل گرفته است؟ تهاجم سایبری به سایر ملت‌های دنیا چگونه آغاز شد؟

گرداب- هم‌‌اکنون بخش اعظمی از جنگ‌هایی که به صورت روزمره شاهدیم شامل یک نیروی نظامی پیشرفته و نیروهای شبه‌نظامی بوده و بیشتر جنبه جنگ سخت را دارند، یعنی در آن‌ها اغلب نیروهای متعارف طرف پیشرفته سعی می‌کنند که با عملیات‌های ایذایی، انتحاری و چریکی شبه‌نظامی‌ها مقابله کنند.

در عراق، افغانستان، فلسطین اشغالی و یا در کلمبیا شاهد چنین جنگ‌هایی هستیم. اما آیا این امر بدین معناست که دیگر جنگ بین نیروهای متعارف ملی به اتمام رسیده یا اینکه به دلیل قدرت زیاد و مخرب ارتش‌های پیشرفته دیگر هیچ جنگی بین آن‌ها رخ نخوهد داد؟ آیا بازداندگی متعارف یا هسته‌ای باعث شده بین کشورهای بزرگ صلحی دائمی پدید آید؟ اگرچه دیگر شاهد بروز جنگ‌های جنبشی بین کشورها نیستیم اما در حقیقت می‌توان گفت که میدان جنگ بین این قدرت‌ها ماهیت خود را تغییر داده و به صورت فزاینده‌ای وارد فضای قدرت نرم و مجازی شده است. به گزارش وزارت دفاع آمریکا روزانه چندین هزار حمله به شبکه‌های مجازی وابسته به این وزارت صورت می‌پذیرد.

غیر‌منطقی نخواهد بود اگر بگوییم که یقینا در ورای بخش اعظمی از این حملات دولت‌هایی نهفته‌اند که می‌خواهند به زیرساخت‌های سایبری رقیب برای آسیب‌زدن یا جمع‌آوری اطلاعات نفوذ نمایند. البته در چند دهه اخیر این آمریکا بوده که سردمداری معرفی جنگ‌های نوین را بر عهده داشته و قطعا این کشور حملات بی‌شماری را علیه زیرساخت‌های مجازی کشورهای رقیب به مانند چین، روسیه و ایران طراحی و اجرا می‌کند.

حملات سایبری می‌توانند زیر ساخت‌های اقتصادی، مدیریتی و نظامی کشورها را هدف قرار دهند


یکی از مهمترین سازمان‌های جنگ سایبری آمریکا قرارگاه "فرماندهی سایبری" است که به منظور طراحی، هماهنگی و اجرای برنامه‌های دفاعی و تهاجمی ارتش آمریکا در حوزه سایبری تأسیس شده است. در گزارش حاضر سعی گردیده تا به صورت اجمالی ساختار و اهداف این سازمان مورد بررسی قرار گیرند.


قرارگاه فرماندهی سایبری چگونه بوجود آمد
قرارگاه فرمانده‌ای سایبری آمریکا (USCYBERCOM) یکی از قرارگاه‌های فرعی نیروهای نظامی آمریکا است که زیر نظر "قرارگاه فرماندهی استراتژیک آمریکا" (USSCOM) فعالیت می‌کند. در 23 ژوئن 2009، "رابرت گیتس" (Robert Gates)، وزیر دفاع وقت، به فرمانده قرارگاه استراتژیک آمریکا دستور تأسیس قرارگاه سایبری را داد .

این قرارگاه در مجموعه "فورت‌مید" (Fort Meade) مریلند واقع شده و فرماندهی آن بر عهده ژنرال "کیث بی. الکساندر" (Keith B. Alexander) است. قابل ذکر است که این قرارگاه در ساختمان "آژانس امنیت ملی آمریکا" (NSA) قرار داشته و فرمانده آن به‌طور همزمان ریاست آژانس امنیت ملی را نیز برعهده دارد. ژنرال الکساندر از سال 2005 ریاست آژانس و از سال 2010 نیز به عنوان فرمانده قرارگاه سایبری منصوب گشت. قرارگاه سایبری فرماندهی عملیات‌های فضای مجازی را متمرکز کرده، منابع سایبری موجود را سازماندهی نموده، دفاع از شبکه‌های نظامی آمریکا و نیز تهاجم به شبکه‌ها کشورهای دیگر را هماهنگ می‌کند.

ژنرال کیث بی. الکساندر، فرمانده آژانس امنیت ملی و قرارگاه سایبری


بودجه و پرسنل قرارگاه فرماندهی سایبری
بنا بر گزارشات منتشره، این سازمان در زمان تأسیس دارای 1000 نفر نیروی متخصص و بودجه‌ای بالغ بر 120 میلیون دلار برای سال 2010 بود. بودجه این سازمان در سال 2011، 150 میلیون دلار برآورد گردید.

"وزارت دفاع آمریکا" در بودجه درخواستی خود برای سال 2012، 2/3 میلیارد دلار را به بهبود توانمندی‌های سایبری اختصاص داده است. این مبالغ قرار است صرف تقویت قرارگاه فرماندهی سایبری، شامل بودجه لازم برای طراحی و ایجاد "مرکز عملیات‌های مشترک" (Joint Operations Center) برای قرارگاه فرماندهی در فورت‌مید است.

مبلغ 500 میلیون دلار برای تکنولوژی‌های سایبری اختصاص خواهد یافت و نیز مبالغی نیز صرف آموزش و بهبود آگاهی‌های موضعی خواهد شد.

   

مقر قرارگاه فرماندهی سایبری و آژانس امنیت ملی آمریکا در پادگان فورت‌مید مریلند


مأموریت قرارگاه
بر اساس بیانیه مطبوعاتی وزارت دفاع آمریکا "قرارگاه سایبری فعالیت‌ها را برنامه‌ریزی، هماهنگ، ادغام و اجرا می‌کند تا عملیات‌ها و دفاع از شبکه‌های اطلاعاتی وزارت دفاع را هدایت نموده؛ عملیات‌های نظامی فضای سایبری را تهیه کرده و در صورت درخواست آنها را اجرایی کند تا توان اجرای اقدامات را در تمام حوزه‌ها فراهم آورده و آزادی عمل نیروهای آمریکایی/ائتلاف را در فضای سایبری تضمین نموده و همین آزادی عمل را از دشمنان بگیرد."

عبارت "9ec4c12949a4f31474f299058ce2b22a" که در حلقه طلایی موجود بر آرم این سازمان نقش بسته است، ترجمه این مأموریت به زبان رمز است.

لوگوی قرارگاه فرماندهی سایبری ارتش آمریکا


در ادامه بیانیه مطبوعاتی وزارت دفاعی می‌خوانیم: "این قرارگاه وظیفه دارد که منابع موجود فضای سایبری را گرد هم آورد، اقدامات هماهنگ و جمعی را به منظور دفاع از محیط امنیتی اطلاعاتی، پدید آورد. قرارگاه مأموریت دارد فرماندهی عملیات‌های فضای سایبری را متمرکز ساخته، توانمندی‌های فضای سایبری وزارت دفاع را تقویت کرده و تخصص سایبری وزارت دفاع را یکپارچه ساخته و ارتقا بخشد."


سازمان‌های زیر نظر قرارگاه فرماندهی سایبری
قرارگاه فرماندهی سایبری آمریکا متشکل از چندین سازمان و واحد نظامی است که خدمات مشترکی را به قرارگاه ارائه می‌کنند. این سازمان‌ها عبارتند از:

· قرارگاه فرماندهی سایبری نیروی زمینی / سپاه دوم (نیروی زمینی)

              · قرارگاه فرماندهی تکنولوژی تأسیسات شبکه‌ای نیروی زمینی (NETCOM) / فرماندهی نهم سیگنال نیروی زمینی

              · بخش‌هایی از فرماندهی یکم عملیات‌های اطلاعاتی (زمینی) (LIWA/IDC)

              · قرارگاه فرماندهی اطلاعات و امنیت ارتش آمریکا (INSCOM)

· فرماندهی سایبری ناوگان / ناوگان دهم (نیروی دریایی)

              · فرماندهی جنگ شبکه‌ای نیروی دریایی (NETWARCOM)

              · فرماندهی عملیات‌های دفاع سایبری نیروی دریایی

              · نیروهای ویژه مرکب

· فرماندهی فضایی نیروی هوایی / بیست و چهارم نیروی هوایی (نیروی هوایی) (AFCYBER)

              · تیپ هوایی 68 جنگ شبکه‌ای (67 NWW)

              · تیپ هوایی 688 عملیات‌های اطلاعاتی

              · تیپ هوایی 689 ارتباطات جنگ (AFCYBER)

· فرماندهی فضای سایبری تفنگداران دریایی (تفنگداران دریایی)

نمایی داخلی از قرارگاه فرماندهی سایبری آمریکا



قرارگاه فرماندهی سایبری نیروی زمینی آمریکا
"قرارگاه فرماندهی سایبری نیروی زمینی" یکی از قرارگاه‌هایی است که از قرارگاه فرماندهی سایبری پشتیبانی می‌کند. این قرارگاه در 1 اکتبر 2010 تأسیس شده و فرماندهی آن بر عهده ژنرال "رت ای. هرناندز" (Rhett A. Hernandez) است. این قرارگاه زیر نظر سپاه دوم نیروی زمینی ارتش آمریکا فعالیت می‌کند. این قرارگاه مسئول برقراری ارتباط با دیگر سازمان‌ها در حوزه عملیات‌های فضای سایبری و اطلاعات است. این قرارگاه وظیفه دارد که عملیات‌های نیروی زمینی را در فضای سایبری برنامه‌ریزی، هماهنگی، هدایت و اجرا کند.

لوگوی فرماندهی سایبری نیروی زمینی آمریکا



ناوگان فرماندهی سایبری / ناوگان دهم (نیروی دریایی)
ناوگان دهم مسئول برنامه‌های جنگ سایبری نیروی دریایی آمریکا است. ناوگان مذکور ابتدا در جنگ جهانی دوم و طی نبرد آتلانتیک برای نبرد علیه زیردریایی‌ها تأسیس گردید و هم‌اکنون به عنوان قرارگاه فرماندهی سایبری ناوگان نیروی دریایی آمریکا تجدید سازمان شده است. ناوگان دهم در 29 ژانویه 2010 به عنوان ناوگان فرماندهی سایبری بار دیگر فعال گردید. اولین فرمانده این قرارگاه، دریادار "برنارد جی مک‌کولاو" (Bernard J. McCullough) بود. ناوگان فرماندهی سایبری، بازوی دریایی قرارگاه فرماندهی سایبری آمریکا است. این ناوگان پشتیبانی عملیاتی از قرارگاه‌های دریایی آمریکا در سراسر جهان را بر عهده داشته و از جنگ‌های اطلاعاتی، کامپیوتری و الکترونیکی و نیز عملیات‌های فضایی پشتیبانی می‌نماید. این ناوگان کنترل عملیاتی نیروهای اطلاعاتی، کامپیوتری، رمز‌نگاری و فضایی نیروی دریایی را بر عهده دارد.

لوگوی ناوگان فرماندهی سایبری / ناوگان دهم (نیروی دریایی)



فرماندهی فضایی نیروی هوایی / بیست و چهارم نیروی هوایی (نیروی هوایی) (AFCYBER)
فرماندهی فضایی نیروی هوایی / بیست و چهارم نیروی هوایی (نیروی هوایی) یکی از بخش‌های نیروی‌هوایی آمریکا است. نیروی هوایی نیروهای پشتیبانی و نبرد فضای سایبری را در بیست و چهارم نیروی هوایی یکپارچه نمود. بیست و چهارم نیروی هوایی بخش هوایی قرارگاه فرماندهی سایبری را تشکیل می‌دهد. فرماندهی این سازمان بر عهده ژنرال "سوزانی ام. واترینات" (Suzanne M. Vautrinot) است که در 29 آوریل 2011 به این سمت برگزیده شد.
   

لوگوی فرماندهی فضایی نیروی هوایی / بیست و چهارم نیروی هوایی (نیروی هوایی) (AFCYBER)


این سازمان که مقر آن در پایگاه "لاکلند" (Lackland Air Force Base) تگزاس قرار دارد، فعالیت رسمی خود را از 18 آگوست 2009 آغاز نمود. بیست و چهارم نیروی هوایی دارای 14/000 نیرو است که بسیاری از ان‌ها در دیگر سازمان‌ها مشغول به خدمت هستند و البته واحد‌های نیروی هوایی نیز پذیرای متخصصین سایبری از سایر سازمان‌ها می‌‌باشند.


قرارگاه فرماندهی تفنگداران دریایی آمریکا
قرارگاه فرماندهی تفنگداران دریایی آمریکا یکی از سازمان‌های تفنگداران دریایی آمریکا است که وظیفه آن حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی در جنگ‌های سایبری است. این سازمان از یک بخش فرماندهی و کنترل با عنوان "مرکز امنیت عملیات‌‌های شبکه‌ای تفنگداران دریایی" (Marine Corps Network Operations Security Center) و گروهانی از هنگ پشتیبانی رمزنگاری تفنگداران دریایی است و در حدود 800 نظامی در این قرارگاه مشغول به خدمت هستند.

تفنگداران دریایی آمریکا اینبار به جای تسلیحات مرگبار خود پشت میزهای کامپیوتر به جنگ خواهند رفت



درخواست رسمی قرارگاه سایبری برای انجام عملیات‌های تهاجمی
ژنرال کیث الکساندر (Keith Alexander) فرمانده قرارگاه سایبری آمریکا در حضور بیش از 1000 نفر شرکت کننده در کنفرانس فضا و سایبر فرماندهی راهبردی گفت: «ما باید برای دفاع از خودمان در فضای سایبری اختیارات و قدرت بیشتری داشته باشیم.»

این اظهارات نشان می‌دهند که پنتاگون قصد دارد به صورت رسمی حق اجرای عملیات‌های سایبری تهاجمی را داشته باشد. دولت آمریکا تاکنون قرارگاه سایبری را مرکزی دفاعی و جنگ سایبری را نیز جنگی دفاعی معرفی می‌کرد که برای دفاع از زیرساخت‌های اقتصادی و نظامی آمریکا در فضای سایبری پدید آمده‌اند اما هم‌اکنون به صورت علنی اعلام کرده که قصد دارد اینترنت را تبدیل به پایگاهی برای حمله به دیگر ملت‌ها گرداند.

الکساندر خواهان کسب مجوز رسمی برای انجام حملات سایبری
ژنرال "مایکل باسلا" (Michael Basla)، قائم مقام فرمانده قرارگاه فضایی نیروی هوایی، پس از سخنرانی الکساندر در کنفرانس گفت: «ما همچنین تصمیم به ایجاد توانمندی تهاجمی سایبری داریم.» قرارگاه فضایی مسئول جنگ سایبری نیروی هوایی است.

این نوع اظهارات در بیانیه "رجینا دوگان" (Regina Dugan)، رئیس "آژانس پروژه‌های پیشرفته تحقیقاتی دفاعی" (DARPA) – افرادی که اینترنت را اختراع کردند – نیز مورد اشاره قرار گرفته بود مبنی بر اینکه آن‌ها توانمندی‌های سایبری تهاجمی ایجاد خواهند کرد و اینکه آمریکا تهاجمات سایبری را با اقدامات به اصطلاح جنبشی در هم خواهد آمیخت. اقدامات تهاجمی در ادبیات نظامی به معنای استفاده از تجهیزات انفجاری، گلوله‌ها یا کلاهک برای انهدام چیزی است.

تربيت جنگجويان سايبري آمريكا با آموزش علوم پایه و ریاضی
با توجه به ضعف آمريكايي‌ها در رياضيات و علوم مهندسي، فرماندهي قرارگاه سايبري آمريكا نگران تربيت جنگجويان سايبري خود از نسل بعد است و برنامه‌اي را براي آموزش علوم پايه براي آن‌ها تدوين نموده است. وب‌سايت وزارت دفاع آمريكا در اين باره نوشت: از جنگجوی بزرگ سایبری آمریکا بپرسید چگونه می‌توان تضمین نمود که نسل آتی آمریکایی‌ها قادر است با چالش‌های آتی امنیتی مواجه شود و وی به شما خواهد گفت: در حوزه‌ ریاضی، علوم و تکنولوژی‌ آموزش‌های بیشتری به آن‌ها بدهید.

ژنرال الکساندر، دستور داد برنامه‌ای برای افزایش آموزش علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات در سطح کشور آمريكا آغاز گردد. وی آمار درصد کسانی را که در کشورهای مختلف جهان دارای مدرک "علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی" هستند چنین اعلام کرد: چین 47 درصد؛ کره جنوبی 38 درصد؛ و آلمان 28 درصد. در آمریکا تنها 4 درصد از فارغ‌التحصیلان دارای مدرک "علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی" هستند. وی در کنفرانس "مجمع امنیتی سیستم‌های بین‌المللی" (International Systems Security Association) چنین گفت: آمریکا در ایجاد این قابلیت‌ها در سطح پایین‌تری نسبت به بسیاری کشورهای دیگر قرار دارد. این توانمندی‌ها در چهارچوب امنیت ملی آتی نقش برجسته‌ای دارند.


آمریکا در تلاش است تا هر کودک را تبدیل به یک جنگجوی سایبری نماید


الکساندر در ادامه سخنان خود گفت: «ما باید این فرآیند را اصلاح کنیم. با توجه به اینکه فارغ‌التحصیلان امروز و فردا، نیروی امنیت ملی آتی آمریکا را تشکیل خواهند داد، آژانس امنیت ملی نیز در برنامه ملی آموزش علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی شرکت دارد.»

در سال 1998، آژانش امنیت ملی مراکزی را تأسیس نمود تا دانشگاه‌هایی که برنامه‌های برجسته‌ای در حوزه بیمه اطلاعاتی ارائه می‌کنند، شناسایی شوند. امروزه، آژانس امنیت ملی و وزارت امنیت میهنی به صورت مشترک حمایت مالی از "مراکز ملی برتر در آموزش بیمه اطلاعات" و برنامه‌های "تحقیقات مهندسی با کمک کامپیوتر" را بر عهده دارند.

به گفته الکساندر، این برنامه، که در آن 18 دانشکده و دانشگاه فعالیت دارند، قصد دارد تا آموزش‌های عالی و تحقیقات را در این حوزه‌ها ارتقا داده و افرادی خبره با تخصص بیمه اطلاعاتی پرورش دهد.

هدف نهایی این برنامه کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت اطلاعات ملی آمریکا است. الکساندر در ادامه افزود که اگرچه اجرای این نوع برنامه‌ها گامی بزرگ در مسیری درست است اما کافی نیستند. وی در ادامه افزود، ما نیاز به برنامه‌های علمی اصلی و بنیادینی داریم که در مدارس ابتدایی اعمال گردند تا در نهایت اطمینان حاصل شود که امنیت بلند مدت کشور تضمین می‌گردد.

.

هدف قرارگاه سایبری دستیابی به ارتشی است که سلاحش صفحه کلید رایانه است



چه باید کرد؟
کشور ما نیز به مانند سایر کشورهای جهان به صورت فزاینده‌ای به شبکه‌های مجازی وابسته می‌شود. با توجه به سرعت بسیار شتابان پیشرفت‌های تکنولوژیکی می‌توان پیش‌بینی نمود که طی سال‌ها و دهه‌های آتی کارکرد زیرساخت‌های مجازی در نهادهای اقتصادی و نظامی ما نیز افزایش چشمگیری خواهد یافت، افزایشی که با توجه به روندهای تکنولوژیکی اجتناب‌ناپذیر است. بهره‌وری از فضای سایبری در عین اینکه می‌تواند باعث افزایش ظرفیت‌های قدرت ملی شوند اما در عین حال آسیب‌پذیری‌های زیرساختی کشور را افزایش خواهند داد و در آینده یقینا تبدیل به یکی از مسائل عمده امنیت ملی خواهند شد، فرآیندی که از قبل آغاز شده است.

با توجه بدین امر جای دارد که سیاستگذاران ایران مسئله جنگ سایبری را جز اولویت‌های کاری خود قرار داده و کشور را برای ورود به میدان‌های جنگی مجازی آماده سازند. پرورش متخصصین نخبه، ارائه آموزش‌های همگانی، تقویت نرم‌افزاری و سخت‌افزاری زیرساخت‌های سایبری و رصد دائمی نیروهای سایبری سایر کشورها می‌توانند از اهمیتی کلیدی در رویکرد سایبری کشور برخوردار باشند.

منبع: مشرق

 

ويژگي‌های جنگ‌سایبری در آینده

رئیس بخش مملکت‌داری سایبری شورای آتلانتیک آمریکا؛

ويژگي‌های جنگ‌سایبری در آینده

جیسون هیلی پنج ویژگی بالقوه جنگ‌های سایبری در میان‌مدت را عبارت می‌داند از: وضع موجود، دامنه، بالکانیزاسیون، آرماگدون سایبری، و بهشت سایبری.

گرداب- از ظهور کلمه فضای سايبري نزدیک به سی سال می‌گذرد و در طول اين مدت، دانشگاهیان، نظریه‌پردازان و استراتژیست‌ها بر چگونگی بروز درگیری در این حوزه جدید متمركز بوده‌اند. با اين حال هنوز هم در مورد ویژگی‌های متفاوت آن، كه در آينده بايد انتظار آن‌ها را داشته باشيم، مطالب چنداني منتشر نشده است. برای پرداختن به این شکاف، "جیسون هيلي" ــ رئیس بخش مملکت‌داری سایبری شورای آتلانتیک آمریکا ــ در خلاصه موضوعات شورای آتلانتیک، پنج ويژگي بالقوه جنگ‌های سايبري در ميان‌مدت را توضيح می‌دهد: وضع موجود، دامنه، بالکانیزاسیون، آرماگدون سایبری و بهشت سایبری.

مهم‌ترین ويژگي اين درگیری‌ها دامنه آن‌ها می‌باشد، مسيري كه به نظر می‌رسد در حال حاضر در آن قرار گرفته‌ایم. در اینجا، فضای مجازی دامنه اين درگیری‌ها می‌باشد مانند هوا، زمین، دریا یا فضا که در آن انواع مختلفي از درگیری‌های سایبري بزرگ و کوچک هميشه وجود دارد. تهاجم سایبري همچنان بسیار ساده‌تر از دفاع در مقابل آن می‌باشد. با این حال، ویژگی‌های دیگري نيز محتمل می‌باشد.

در آرماگدون سایبری، تهاجم بسیار آسان‌تر از دفاع، که اساساً تاكنون هیچ اقدام مفیدي در زمينه آن در فضای سايبري صورت نپذيرفته است، می‌باشد. در بهشت سایبری​​، در نهایت باید "جغرافیاي" فضای مجازی را به نفع خود تغییر داد، كه به نوبه خود دفاع را بسيار دشوارتر از تهاجم خواهد نمود. ويژگي وضعیت موجود دقیقاً مشابه وضعيت فعلي خواهد بود: هیچ كدام از اين اقدامات فجيع در مقیاس بزرگ و به صورت بلندمدت نبوده، اما جرم و جاسوسی سايبري از لحاظ كمي بسيار فراوان خواهد بود. در مرحله بالکانیزاسیون (که می‌تواند با یکی دیگر از اين ویژگی‌ها توأم باشد) دیگر يك اینترنت در سطح جهاني وجود نداشته، بلكه اینترنت‌های کوچک‌تر ملی، مانند بسیاری از سیستم‌های تلفن ملی، به وجود خواهند آمد.

منافع بلندمدت ایالات متحده و دیگر کشورهای هم‌فکر در تعقيب ويژگي بهشت ​​در فضای سايبري است، که از يك ثبات بلندمدت برخوردار بوده و قادر است بخش اعظمي از تهاجم‌های زيركانه و هدفمند را خنثی نمايد. گام‌های لازم براي رسيدن به مرحله بهشت​​ در کمیسیون‌ها و مطالعات بی‌شماری در طول اين ساليان بر شمرده شده‌اند ــ تنها كاري كه باید انجام شود پياده‌سازي آنهاست. خوشبختانه، شناسايي اين ویژگی‌های بالقوه حركت در يك مسير ايمن براي دست‌یابی به موقعيت مورد نظر را نسبت به موقعيتي که فعلاً مستحق آن هستيم، امكان‌پذيرتر خواهد نمود.

منبع: مشرق

 

مشكل اصلي غرب با ايران چیست؟

اندیشکده آمریکن اینترپرایز منتشر کرد؛

مشكل اصلي غرب با ايران چیست؟

بزرگترين مشكل آمريكا اين نيست كه ايران به سلاح هسته اي دست يابد و آن را آزمايش نمايد، بلكه اين است كه ايران به سلاح هسته اي دست يابد و از آن استفاده نكند.

به گزارش گرداب، انديشكده "آمريكن اينترپرايز" در گزارشي تحليلي اعلام كرد كه مشكل غرب از بابت برنامه هسته اي ايران، احتمال حمله نظامي اين كشور به اسرائيل نيست، بلكه تغيير تعادل قدرت در منطقه است.


در اين مقاله كه به قلم "روزنبرگ" نوشته شده، آمده است: ديگر نجات اسرائيل از نابودي به وسیله سلاح هاي هسته اي دليل درگيري بر سر جلوگيري از برنامه هسته اي ايران نيست و بحثها به يكباره و ناگهاني تغيير كرده است. حاميان جنگ با ايران پس از حدود يك دهه ايجاد رعب در مورد ظهور مجدد آلمان نازي، اكنون به دلايل ديگري خواستار نابودي ايران هستند و نجات زندگي مردم اسرائيل ممكن است در ميان اين دلايل نباشد. ناگهان نومحافظه كاران به مفهوم راستگويي پي بردند، اگرچه بدون شك اين تغيير موقت خواهد بود.


در ادامه اين مطلب آمده است؛  بزرگترين مشكل آمريكا اين نيست كه ايران به سلاح هسته اي دست يابد و آن را آزمايش نمايد، بلكه اين است كه ايران به سلاح هسته اي دست يابد و از آن استفاده نكند، زيرا هرگاه ايران به اين قدرت دست يابد و استفاده نادرستي از آن نكند، تمام افراد منفي باف خواهند گفت: ببينيد، به شما گفته بوديم كه ايران قدرتي مسئول است. گفته بوديم ايران به دنبال سلاح هسته اي نيست تا بلافاصله از آن استفاده كند و در آخر به اين نتيجه خواهند رسيد كه ايران داراي سلاح هسته اي مشكلي محسوب نمي شود.


"بزرگترين مشكل" دستيابي ايران به سلاح هسته اي اين نيست كه از اين سلاح استفاده خواهند كرد، بلكه استفاده نكردن از سلاح و رفتار مانند "يك قدرت مسئول" بزرگترين مشكل به شمار مي آيد.


براساس اين گزارش، "توماس دانلي" كه براي هفته نامه "استاندارد" مي نويسد توضيح مي دهد كه ما مشكل ايران را كاملا اشتباه متوجه شده ايم و نياز است كه "ماهيت اين تضاد"را متوجه شويم. و ادامه مي دهد: «ما روي برنامه هسته اي ايران متمركز شده ايم، در حالي كه حكومت ايران به دنبال هدف واقعي است؛ تعادل قدرت در خليج فارس و فراتر از آن يعني خاورميانه.»


پذيرش اين مطلب كه مشكل ايران هسته اي احتمال حمله به اسرائيل نيست، بلكه تغيير تعادل قدرت در منطقه است از اهميت خاصي برخوردار است.

 

انديشكده "مريكن اينترپرايز"مانند "امنتري" "يپابليكن جوئيش كوليشن"يا موسسه "يفنس آو دموكراسيز" نيست كه از قدرت نفوذ فكري برخوردار نباشد.

 

 

بازي جديد آمريكا با مهره منافقين؟!

بازي جديد آمريكا با مهره منافقين؟!


در ماه هاي اخير خبرهاي بسياري منتشر شد كه حاكي از وضعيت آشفته و به هم ريخته سازمان منافقين است. اخبار منتشره، آينده حيات سياسي - تروريستي اين سازمان جنايت پيشه را با علامت سوال بسيار بزرگي مواجه كرده است. از يك سو در حوزه روانشناسي فردي و سازماني، وضعيت روحي و رواني منهدم كننده اي بر اعضا و سركردگان اين سازمان تروريستي حاكم مي باشد. اين وضعيت فرسايشي و خردكننده به گونه اي است كه سران خائن آن از بيم جدا شدن اعضا، به زور و فريب متوسل شده و حتي افراد بريده از اين سازمان را در صورت اعتراض به فرامين به اصطلاح رهبري سازمان، تهديد به اعدام مي كنند.
از سوي ديگر، پس از اولتيماتوم دولت بغداد مبني بر خروج اين فرقه تروريستي از خاك اين كشور و عدم پذيرش آنها از سوي دوستان بي وفاي غربي و اروپايي، سازمان پلاسيده منافقين كه هنوز اميدهايي به غرب و آمريكا داشت با انتشار گزارش جديد وزارت امور خارجه آمريكا مبني بر عدم وجود حمايت مردمي از سازمان منافقين در داخل و خارج ايران، تنها كورسوي اميد آنان را خاموش كرد. در اين گزارش قيد شده است كه «ايرانيان در صورت لزوم، احتمالاً به جاي حمايت از اين سازمان، به مقابله با آن قيام كنند» و بر اساس آن نتيجه گرفته اند كه «هرگونه حمايت آمريكا از مجاهدين خلق[منافقين] به شدت به سابقه آمريكا در بين ايرانيان لطمه زده و احساسات ضدآمريكايي ايرانيان را بر خواهد انگيخت».
اما اين سوال جدي مطرح است كه اين رفتار آمريكا چه مفهومي دارد؟ آيا تاريخ مصرف سازمان منافقين براي دشمنان انقلاب اسلامي به پايان رسيده است؟
در پاسخ به اين سوال دو تحليل وجود دارد؛
1- مروري بر سير حركت تحولي اين سازمان از بدو تشكيل تا سقوط آنها به حضيض ذلت، حاكي از اين است كه سازمان تروريستي منافقين در زندان افكار عمومي ملت ها به دليل عملكرد سبعانه اش در ترور بيش از 12 هزار نفر از شهروندان ايراني و هزاران نفر از مردم عراق (براي خوش خدمتي به صدام) محبوس و چنان منفور است كه حتي حاميان ديروز اين سازمان چون آمريكا، اروپا، رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي عربي منطقه هم حاضر نيستند خود را بيش از اين، به بدنامي حمايت از آنها هزينه كنند، چرا كه اين سازمان با تغيير جهتي بسيار حيرت انگيز از منتهي اليه چپ ماركسيستي به منتهي اليه راست ليبراليستي و سرمايه داري، نشان داد كه هيچ هويت مستقلي از خود ندارد و تنها با دريوزگي از آمريكا و اروپا در صدد حفظ حيات نيم بند خود به بهاي فروختن هويت و خيانت به ملت ايران است، لذا به مرور و با روشن شدن عمق خيانت آنها در دفاع مقدس، مزدوري غرب با دادن اسناد و اطلاعات فناوري هسته اي، بي مبالاتي و بي ديني درون سازماني و بي آبرويي اين سازمان حتي در بين ضدانقلاب خارج نشين، منافقين را به گونه اي در باتلاقي خود ساخته فروبرده است كه بوي تعفن شان مشام غرب را هم آزار مي دهد. از سوي ديگر، با رهيافت هزينه- فايده آمريكايي ها، هزينه كردن براي گروهكي كه ظرفيت خدماتي اش براي غرب پايان يافته، به مثابه بذرافكندن در سرزميني شوره زار است كه محصولي جز نفرت در افكار عمومي ايران و عراق و تمام آسيب ديدگان از سازمان تروريستي نفاق ندارد.
2-تحليل دوم با ملاحظاتي از سوي غرب همراه است، يعني غرب و آمريكا، با كمي احتياط حكم به اتمام حمايت غرب از اين گروهك مي دهند. به نظر مي ر سد آمريكايي ها هنوز هم معتقدند كه بايستي ولو به صورت پنهاني، از اين سازمان كه نه به دين اعتقاد دارد و نه به خلق ، حمايت و استفاده ابزاري كنند. آزادي عمل منافقين در سفر به اروپا و آمريكا به رغم اعلام اسامي آنها در ليست سياه اين كشورها و حمايت بي دريغ رسانه اي و مالي و ... از آنان، كدهايي هستند كه باور ادعاي جديد را براي اين دسته از تحليلگران با دشواري مواجه كرده است. از اين رو، بايد منتظر و مترصد زمان بود تا ببينيم در عرصه هايي كه پيش مي آيد، غرب چگونه عمل خواهد كرد.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

دشمن براي انتخابات ايران سرمايه گذاري كرده است

نماينده ولي فقيه در سپاه


دشمن براي انتخابات ايران سرمايه گذاري كرده است


حجت الاسلام والمسلمين سعيدي نماينده ولي فقيه در سپاه در اين همايش، سخنانش را بر حساسيت انتخابات اين دوره از مجلس و سرمايه گذاري دشمن بر روي آن قرار داد كه مشروح آن بدين شرح است: امروز دشمن با بحران هاي متعدد دروني و بيروني مواجه است و براي عبور از اين شرايط، براي انتخابات آينده ايران سرمايه گذاري كرده است، دليل اين امر هم اين است كه مجلس، نقش سازنده اي در افزايش اقتدار نظام اسلامي دارد و خوب مي تواند در عرصه ايجاد قدرت در نظام اسلامي ايفاي نقش كند و زمينه اقتدار حاكميت ديني را فراهم كند.
مقايسه مجلس ششم با مجلس هاي هفتم و هشتم نشان مي دهد، مجلس ششم كه در دست عناصر ساختارشكن بود، نقش تضعيف كننده اي در امنيت كشور داشت كه طرح سه فوريتي براي تعطيلي چرخه سوخت و پذيرش پروتكل الحاقي از مهم ترين آنها بود. هر چند هنوز با مجلس اصولگراي واقعي فاصله داريم، ولي ايستادگي در مقابل جريان انحراف و در مقابل توطئه هاي انگليس از دستاوردهاي مجلس هشتم است.
امروزه استراتژي دشمن بر اين قرار گرفته است كه جابه جايي قدرت را در بستر دموكراسي به انجام برساند و براي همين منظور، به دنبال آن است كه الگوي انقلاب مخملي را كه در كشورهاي ديگر آزموده است در ايران نيز به اجرا بگذارد. يكي از دلايل روي آوردن دشمن به الگوي انقلاب هاي مخملي، ناتواني آنان در براندازي در حوزه سخت است.
از ديگر دلايل استفاده دشمن از الگوي انقلاب مخملي در ايران، مي توان؛ بحران هاي دروني جبهه استكبار، بيداري اسلامي، طمع به نيروهاي ضدانقلاب داخلي، تلاقي منافع نيروهاي معارض با دشمن و ... را برشمرد.
علي رغم اينكه برخي به خاطر توطئه اي كه در سر دارند به دنبال انتخابات كم رونق هستند، مقام معظم رهبري برضرورت مشاركت حداكثري تأكيد دارند.
يكي از نگراني هاي مقام معظم رهبري، امنيتي شدن انتخابات است كه براي ما بسيار مهم است كه نگذاريم انتخابات امنيتي شود.
اولين ويژگي مجلس آتي و مجلس تراز انقلاب، همسو بودن آن با مقام معظم رهبري است.
مگر مي شود كه قوه مقننه و مجريه هماهنگ با رهبري نباشد، در حالي كه مشروعيت سه قوه منوط به نظر رهبري است. عدم احساس تكليف در انتخاب كانديداي مطلوب، باعث روي كارآمدن مجلسي مشابه مجلس ششم مي شود كه در اين صورت، تهديدات امنيتي از ناحيه دشمن افزايش مي يابد و به حاكميت دو گانه در نظام دامن مي زند.
كانديداي تراز انقلاب بايستي اين ويژگي ها را داشته باشد: 1- تقوا، تعهد و وارستگي و برخورداري از روحيه تعبد در برابر خداوند 2- اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه 3- عدم تأثيرپذيري از انديشه ها و گرايشات انحرافي 4- برخورداري از روحيه استكبارستيزي 5- حساسيت لازم نسبت به حراست از بيت المال و حقوق عمومي 6- موضع گيري در قبال جريان فتنه و انحراف.
البته بيگانگان به دنبال بسترسازي براي ايجاد فتنه هستند و ممكن است از برخي از بقاياي فتنه براي شكل گيري اين توطئه استفاده كنند، لذا برگزاري اين جلسات مشترك بين نيروهاي مسلح، باعث ايجاد همبستگي و اشتراك در دانش سياسي، بينش سياسي و گرايش سياسي آن مي شود. خانواده هاي نيروهاي مسلح بايد بصيرت داشته باشند و در مسير فعاليت سياسي و اجتماعي خود به توليد قدرت براي ولايت بپردازند.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

ميزان؛ رأي ملت!

ميزان؛ رأي ملت!


با پيروزي انقلاب اسلامي، مردم به خانه هاي خود باز نگشتند و زمام امور را به نخبگان و سياسيون نسپردند تا براي شان تصميم سازي كنند و آنها تنها در وضعيتي انفعالي نظاره گر مسائل باشند. اين جهت گيري برخاسته از نگاهي رهبري الهي بود كه در رأس اين نهضت قرار داشت و او با تمام وجود به ملت خويش باور داشت. به همين خاطر از روز اول پيروزي نهضت، كار را به مردم سپرد و از ايشان خواست تا در گام به گام فرايند شكل گيري نظام، رأي خود را اعلام كنند. همه پرسي «جمهوري اسلامي»، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، همه پرسي قانون اساسي، انتخابات مجلس شوراي اسلامي، انتخابات رياست جمهوري، انتخاباتي بود كه در دو سال ابتدايي شكل گيري اين نظام سياسي با حضور پرشكوه مردم برگزار شد و نظام سياسي مبتني بر خواست و رأي ملت قانوني شد.
حضرت امام(ره) در آستانه شكل گيري مجلس خبرگان قانون اساسي با صراحت اعلام مي دارد كه اعضاي مجلس خبرگان تنها وكيل ملت بوده و قانون تدوين شده بايد به تأييد ملت برسد، چرا كه «ميزان رأي ملت است، ملت يك وقت خودش رأي مي دهد، اين اساس، يك وقت يك عده اي را تعيين مي كند كه آنها رأي بدهند، آن در مرتبه دوم صحيح است، والا مرتبه اول، حق مال خود ملت است.» (25/3/58)
حضرت امام(ره) با صراحت ضمن مذمت هرگونه رفتار استبدادي و تأكيد بر اينكه «اسلام به ما اجازه نداده است كه ديكتاتوري بكنيم» اعلام مي دارند: «ما تابع آراي ملت هستيم. ملت ما هر طوري رأي داد، ما هم از آنها تبعيت مي كنيم. ما حق نداريم، خداي تبارك و تعالي به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام(ص) به ما حق نداده است كه ما به ملت مان يك چيزي را تحميل بكنيم، بله ممكن است گاهي وقت ها ما يك تقاضايي از آنها بكنيم؛ تقاضايي كه خادم يك ملت از ملت مي كند، لكن اساس اين است كه مسئله دست من و امثال من نيست و دست ملت است.»(19/8/58)
در كنار اين اعتماد كامل حضرت امام(ره) به ملت، مي توان نوعي مخالفت و بي اعتمادي ايشان را نسبت به جريان ها و گروه هاي سياسي اي مشاهده كرد كه تنها ادعاي مردمي بودن را داشته و در عمل به ملت نگاهي ابزاري براي تحقق منافع قدرت طلبانه خود داشتند. اين حقيقتي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي و شاگرد خلف حضرت روح الله، بدان اين چنين اشاره مي كنند:
«امام به معناي واقعي كلمه معتقد به آراي مردم بود، يعني آنچه را كه مردم مي خواهند و آراي شان بر آن متمركز مي شود. البته در اين كارها هيچ وقت سررشته كار را هم به دست سياست بازان نمي داد. مردم غير از سياست بازهايند، غير از مدعيان سياستند، غير از مدعيان طرفداري مردمند. امام به مردم اعتماد داشت. خيلي از گروه ها و احزاب و داعيه داران و سياست بازها و حزب بازها و امثال اينها بودند، امام به اينها كاري نداشت، ميدان هم به اينها نمي داد كه بيايند زياده طلبي كنند، به نام مردم حرف بزنند و عوض مردم تصميم بگيرند، ليكن به آراي مردم احترام مي گذاشت.» (14/3/78)

 

منبع هفته نامه صبح صادق

اقدام نظامی علیه ایران؛ تهدیدی علیه امنیت ملی روسیه

هشدار سفیر روسیه در ناتو:

اقدام نظامی علیه ایران؛ تهدیدی علیه امنیت ملی روسیه

ایران همسایه ماست و اگر ایران به هر شکلی درگیر اقدام نظامی شود، تهدیدی مستقیم علیه امنیت ما خواهد بود.

به گزارش فارس به نقل از رویترز، "دیمیتری روگوزین" سفیر روسیه در ناتو در یک کنفرانس خبری در بروکسل گفت: «ایران همسایه ماست و اگر ایران به هر شکلی درگیر اقدام نظامی شود، تهدیدی مستقیم علیه امنیت ما خواهد بود.»

این سخنان در حالی است که به تازگی "نیکولا پاتروشف"، رئیس شورای امنیت روسیه، ابراز نگرانی کرد که اسرائیل، سرانجام آمریکا را به جنگ با ایران بکشاند. رئیس شورای امنیت روسیه و از چهره‌های نزدیک به "ولادیمیر پوتین" گفت: «این احتمال وجود دارد که این مناقشه به یک درگیری نظامی بیانجامد؛ درگیری‌ای که اسرائیل آمریکایی‌ها را به سوی آن سوق می‌دهد.»

دیمیتری روگوزین، سفیر روسیه در بخش دیگری از کنفرانس خبری خود با اشاره به مناقشه هسته‌ای ایران گفت: «ما به طور قطع در منع گسترش سلاح‌های کشتار جمعی ذی‌نفع هستیم، اما در عین حال هر کشوری و از جمله ایران از این حق برخوردار است که هرچیزی که آسایش خاطرش را تامین می‌کند، داشته باشد.»

روز جمعه "گنادی گاتیلوف"، معاون وزیر امور خارجه روسیه، نیز نسبت به هرگونه تحریم یک‌جانبه و حمله احتمالی به ایران هشدار داد و گفت: «تحریم‌های یک‌جانبه غربی‌ها که فراتر از تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل است، بر مردم و اقتصاد ایران تاثیر منفی خواهد گذاشت. این اقدامات تلاش‌های بین‌المللی برای حل‌وفصل برنامه اتمی ایران را خدشه‌دار خواهد کرد. همه این اقدامات فراتر از محدوده قطعنامه‌های سازمان ملل است و دخلی به گسترش سلاح اتمی ندارد.»

اظهارات مقام‌های عالی‌رتبه روسیه در حالی است که حلقه تحریم‌های ایران روز به روز تنگ‌تر می‌شود و در روزهای اخیر اظهارات تهدیدآمیزی میان تهران و واشنگتن رد و بدل شده است. ترور یکی دیگر از دانشمندان هسته‌ای ایران، نیز یکی از آخرین تحولات مناقشه هسته‌ای ایران در روزهای اخیر بوده است.

 

منبع: فارس

 

جايگاه رأي ملت

جايگاه رأي ملت


جمهوري اسلامي نظامي سياسي است كه مبتني بر آموزه هاي اسلامي و متكي بر اراده توده هاي ملت شكل گرفته است. نقش كليدي ملت در نظام اسلامي را مي توان در جلوه هاي مختلفي از نظام اسلامي مشاهده كرد. نقش مردم در شكل گيري انقلاب اسلامي، شكل گيري نظام سياسي جمهوري اسلامي، مكلف بودن مسئولان در برابر مردم ، بهره برداري از فكر و عمل مردم در اعتلاي كشور و نقش مردم در انتخاب مسئولان، نمادهاي تجلي جايگاه ملت در نظام اسلامي است.
در اين ميان، نقش ملت در انتخاب مسئولان، مهم ترين تجلي گاه مردم سالاري در جمهوري اسلامي است. در طي سه دهه گذشته، تقريباً هر سال يك انتخابات با حضور حداكثري ملت برگزار شده و صدها ميليون رأي به صندوق ها ريخته شده است و هيچ مسئولي نيست كه با انتخاب ملت به قدرت نرسيده باشد. اين حقيقتي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي بدان اينچنين اشاره مي كنند: «امروز در جمهوري اسلامي همه مقاماتي كه به نحوي در كار مردم دخالت دارند، مستقيم يا غيرمستقيم منتخب خود مردمند؛ حتي رهبري؛ يعني در نظام اسلامي، دارا بودن معيارها كافي نيست؛ بلكه انتخاب مردم هم شرط لازم است و بدون انتخاب مردم امكان ندارد.» (13/11/70)
در اين نگاه، همانطور كه در عبارت فوق آمد، رأي ملت حتي در مشروعيت بخشي مسئولان نظام اسلامي نيز نقش دارد و وجود صلاحيت ها، شرط لازم براي قرار گرفتن در مسند قدرت است، ولي شرط كافي نيست! به واقع صرف وجود صلاحيت، فرد را صاحب حق نمي كند؛ بلكه حق حاكميت وقتي جاري مي شود كه صاحب صلاحيت از طريقي مشروع به حكومت برسد و اين راه مشروع در نظام مردم سالاري عبور از مسير انتخاب و رضايت ملت است.
ايشان در عباراتي به صراحت اعلام مي دارند كه «در قانون اساسي، توزيع قدرت به نحو منطقي و صحيح وجود دارد و همه مراكز قدرت هم، مستقيم يا غيرمستقيم با آراي مردم ارتباط دارند و مردم، تعيين كننده و تصميم گيرنده هستند و اگر مردم حكومتي را نخواهند، اين حكومت در واقع پايه مشروعيت خودش را از دست داده است. نظر ما درباره مردم اين است.»(4/12/77)
ايشان در عباراتي در تبيين معناي «مردمي بودن» حكومت و جايگاه رفيع «رأي ملت» در آن چنين مي فرمايند: «مردمي بودن حكومت اسلامي به دو معناست؛ يكي اينكه مردم در اداره و تشكيل حكومت و تعيين حاكم و شايد در تعيين رژيم حكومتي و سياسي نقش دارند. ديگر آنكه حكومت اسلامي در خدمت مردم است، آنچه براي حاكم اسلامي مطرح است، منافع عامه مردم است، نه منافع اشخاص يا قشر و طبقه معين. اسلام به هر دو معنا داراي حكومت مردمي است؛ اما تا وقتي كه حكومت مردمي به معناي اول تأمين نشود و مردم در حكومت نقشي نداشته باشند، نمي شود گفت حكومت، مردمي و در خدمت مردم است. اين ادعا كه يك حكومت بدون آنكه با مردم خود ارتباط مستقيم داشته و به آراي مردم متكي باشد، خود را مردمي بشمارد، ادعاي پذيرفتني نيست. نمي توانند ثابت كنند كه مردمي اند، چون حكومت هاي تحميلي هم خود را مردمي قلمداد مي كنند.»
البته در اين نگاه، خاستگاه و اعتبار رأي ملت نه همچون نظام هاي سياسي غرب مبتني بر قرار اجتماعي، بلكه مبتني بر آموزه هاي اسلامي بنا نهاده شده است كه در مجالي ديگر بدان خواهيم پرداخت.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

شاخص ها و معیارهای تشخیص حق از باطل

شاخص ها و معیارهای تشخیص حق از باطل

 

کمال گرایی و نقص گریزی امری فطری و طبیعی است. تنها بیماردلان و کسانی که از فطرت سالم بیرون رفته اند و پرده بر قلب و گوش و چشم و دیگر منابع شناختی آنان افکنده شده، از کمال گریزان هستند و یا نقص را کمال می بینند و از باب اشتباه در تطبیق به سوی نقص می روند.     

                  

کمال گرایی و نقص گریزی امری فطری و طبیعی است. تنها بیماردلان و کسانی که از فطرت سالم بیرون رفته اند و پرده بر قلب و گوش و چشم و دیگر منابع شناختی آنان افکنده شده، از کمال گریزان هستند و یا نقص را کمال می بینند و از باب اشتباه در تطبیق به سوی نقص می روند.

حق، کمالی است که هر انسان سالمی به سوی آن گرایش دارد و از نقیض آن یعنی باطل می گریزد. با این همه، مردم بسیاری را می بینیم که به سوی باطل می روند و گرایشی به حق ندارند. پرسش این است که چرا این افراد این گونه عمل می کنند؟ چه چیزی ایشان را از گرایش به امر کمالی و حق بازمی دارد؟ چگونه می توان در جهانی که آمیخته از حق و باطل است و شناخت حق دشوار و گاه ناشدنی می نماید، حق را شناخت و به سوی آن رفت؟

 

به خصوص آنکه باطل و طرفداران آن نیز خود را حق نشان می دهند و خود را برحق می دانند. در چنین حالتی امر بر بیننده مشتبه می شود و خود را در برابر دو به ظاهر حق می یابد و نمی داند که کدام طرف واقعاً حق است و آن دیگری باطل، از این رو لازم است معیارهایی قرآنی دراختیار او گذاشته شود تا به کمک آنها بتواند به راحتی حق را بشناسد و باطل حق نما را نیز تمیز دهد.

 

مقاله حاضر درصدد است تا این معیارها را دراختیار خواننده قرار دهد که با هم آن را ازنظر می گذرانیم.

 

● کمال گرایی و حق جویی انسان

انسان موجودی کمال گراست. به سبب همین کمال گرایی است که انسان به سوی حق گرایش می یابد و به سمت آن می رود، زیرا انسان به این باور رسیده که نقیض حق، یعنی باطل، نه تنها نقص است بلکه اصولاً پوچ و هیچ است. از این رو در میزان اعمال در رستاخیز، چنین انسانی، وزنی ندارد. خداوند در قرآن در گزارشی از وضعیت اهل باطل در رستاخیز آورده است کسانی که از حق گریخته و بدان نپیوسته اند، در قیامت سبک وزن می باشند؛ زیرا اهل باطل را چیزی بارشان نیست؛ چون آن چه از هستی، بهره می برد همان حق است اما آنان در فرصت عمر خویش از آن بهره ای نبرده و آن را در خود نیاورده اند.

 

کمال گرایی انسان موجب می شود تا انسان موجودی حق جو و باطل گریز باشد. اما این که چرا برخی از مردم بلکه بیشتر آنان به سوی باطل می روند؟ می تواند علل و عوامل چندی داشته باشد که قرآن به تحلیل آن پرداخته و همه آن ها را تبیین نموده است.

 

در تحلیل قرآنی، گرایش به باطل از سوی انسان هامی تواند علل و عوامل چندی داشته باشد که یکی از آن ها اشتباه در تطبیق است که بسیاری از مردم گرفتار آن هستند. به این معنا که شخص به سوی حق گرایش دارد، ولی به عللی، باطل را حق می یابد و آن را به قصد این که حق است می جوید و گرایش به آن پیدا می کند.

 

اشتباه در تطبیق نیز علل و عواملی دارد که ازجمله آن ها می توان به نقصان در منابع و ابزارهای شناختی شخص اشاره کرد. به این معنا که شخص یک یا چند ابزار شناختی چون بینایی و شنوایی را ازدست داده است. چنان که ممکن است شخص با ازدست قوه درک و تحلیل یعنی قلب، ناتوان از تشخیص حق از باطل شود و باطل را حق بپندارد و به سمت و سوی آن گرایش یابد.

 

البته قرآن بیان می کند که همه مردم در حالت استوا و اعتدال کامل آفریده شده اند و از ابزارهای شناخت و قوای آن بهره مند می باشند. حتی کسانی که فاقد برخی از ابزارهای شناختی مانند چشم و گوش هستند، ابزارهای دیگر به یاری آنان می آید و به آنها کمک می کند تا قدرت شناخت حق از باطل را پیدا کنند.

 

به هر حال، هر انسانی به طور طبیعی و فطری از ابزارها و منابع شناختی و تشخیص حق از باطل برخوردار است، به ویژه آن که فطرت و غریزه آدمی به طور طبیعی و خودکار گرایش به حق داشته و از باطل گریزان است؛ زیرا گرایش به کمال و نقص گریزی، طبیعی آدمی است و از آن جایی که حق، امری کمالی است بدان گرایش طبیعی دارد.

 

از دیگر علل مخالفت با حق و موافقت با باطل، تغییر در فطرت و طبیعت آدمی است. به این معنا که شخص به علل درونی و یا بیرونی، از فطرت سالم و شخصیت متعادل بیرون می رود و نسبت به حق و کمال بیزاری می جوید و به سوی باطل و نقص گرایش می یابد. چنین اشخاصی با پیروی از هواهای نفسانی درونی و وسوسه هایس شیطانی بیرونی، فطرت خویش را تغییر می دهند و نه تنها راه های شناخت حق از باطل را بر خود می بندند بلکه به سوی باطل و نقص به عنوان کمال گرایش می یابند. این گونه است که در شر و بدی، کمال خود را می جویند و در ظلم و ستم، حق را می خواهند. خداوند در آیات قرآنی گزارش می دهد که بسیاری از گمراهان و کافران و مشرکان کسانی هستند که با پیروی از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی، پرده بر چشم و گوش و قلب خویش افکنده اند و گوش هایشان چنان سنگین شده که صدای سهمگین فرو غلتیدن در چاه ویل باطل را نمی شنوند و زبانه های فروزان آتش جهل و ضلالت و گمراهی را نمی بینند و ناتوان از درک و تحلیل درست وقایع هستند و در درون فتنه ها، دست و پا می زنند و نمی توانند راه را از چاه تشخیص دهند.

 

در تحلیل قرآنی، این امور و مانند آن آدمی را از تشخیص حق از باطل و کمال از نقص باز می دارد و اجازه نمی دهد تا حق را بشناسد و به سمت و سوی آن برود و از نقص و باطل گریزان شود.

 

● شاخصه های شناخت حق از باطل

چنان که گفته شد، انسان ها به طور طبیعی و فطری به کمال از جمله حق گرایش دارند و از نقص از جمله باطل گریزان هستند مگر آن که در تطبیق حق از باطل اشتباه کنند یا آن که قوای تحلیلی و منابع شناختی خویش را از دست دهند و یا آن را از میان ببرند.

 

با این همه، در بسیاری از موارد دیده می شود کسانی که در ظاهر، سالم و بر فطرت خدادادی هستند، در تشخیص حق از باطل اشتباه می کنند و یا در انتخاب آن به بیراهه می روند. این مسئله برای توده های مردم بسیار اتفاق می افتد، زیرا توده های مردم از نظر علمی و مقامی به جایگاهی نرسیده اند که اهل بصیرت باشند و توانایی شناخت و تحلیل جامع و کامل امور را داشته باشند و حقیقت را از پس حق نماهای باطل ببینند.

 

مشکل، زمانی دوچندان می شود که بدانیم از نظر قرآن، دنیا به گونه ای آفریده شده که حق و باطل درهم آمیخته است. این آمیختگی به گونه ای است که تشخیص آن را از هم دشوار و گاه ناشدنی می سازد؛ زیرا آمیختگی آن ها همانند آبی است که خش و خاشاک و کف در آن آمیخته است. (رعد آیه ۱۷ و آل عمران آیه ۷۱) از این رو، زندگی انسان نیز همواره به گونه ای است که حق و باطل در آن آمیخته است و انسان به سادگی نمی تواند حق را تشخیص دهد و به سوی آن برود هر چند که به طور طبیعی و فطری به سوی حق به عنوان کمال گرایش دارد.

 

تلازم حق و باطل در زندگی بشر (رعد آیه ۱۷) زمانی مسئله تشخیص حق از باطل را دشوار می سازد که بدانیم اصولا باطل همانند بسیاری از انگل ها به حقیقت می چسبد. به این معنا که باطل از خود حیات و بقایی ندارد و این حیات و زندگی را از پیوستگی و آمیختگی با حق به دست می آورد. از سویی باطل خود را به چهره حق نشان می دهد و هرگز در چهره باطل خودنمایی نمی کند؛ زیرا اگر به شکل واقعی خود نمایان شود جز پوچی نیست و کسی به سویش گرایش نمی یابد.

 

از این رو باطل همواره در چهره حق خود را نشان می دهد و امکان تشخیص ساده و آسان حق از باطل را از مردم می گیرد. باطل از آن جایی که باطل است می کوشد تا با دروغ های بزرگ تر به گونه ای خود را نشان دهد که آدمی گمان برد که اصولا حق همین باطل است؛ زیرا در جلوه گری و آراستن خویش خیلی ماهرتر و فریبنده تر عمل می کند. این گونه است که باطل حق نما، همواره برجسته تر به چشم می آید و زودتر دیده می شود و آسان تر به دست می آید و راحت تر با طبیعت آدمی هماهنگ می شود؛ زیرا باطل حق نما، با طبیعت آدمی در دنیا سازگارتر و با هواهای نفسانی، مرتبط تر و هماهنگ تر است.

 

بخش بزرگی از آیات قرآنی به مسئله حق و باطل پرداخته است و معیارها و شاخصه هایی برای شناخت و تشخیص آن ارائه داده است. این شاخصه ها گاه با بیان اموری است که حق را به آدمی می شناساند و گاه از طریق اموری است که باطل را از پس هزاران افسانه و گریم و رنگ، شفاف وعریان به نمایش می گذارد و چهره زشت و کریه باطل را آشکار می سازد.

 

در این جا به برخی از معیارهای شناخت حق از باطل اشاره می شود؛ این شاخص ها از جمله مهم ترین آن هاست که انسان با بهره گیری از آن به سادگی می تواند راه خویش را بیابد و از دام هزار چهره باطل بگریزد.

 

۱) سودمندی: یکی از مهم ترین شاخصه هایی که قرآن برای تشخیص حق از باطل ارائه می دهد، سودمندی حق است. به این معنا که حق اصولا برای آدمی و هدف او سودمند می باشد. اگر انسان نسبت به فلسفه آفرینش و هدف زندگی آگاهی و شناخت داشته باشد، می داند که هدف زندگی برتر و والاتر از خواسته های زودگذر دنیایی و پاسخ گویی به نیازهای قوای نفسانی است از این رو، هر چیزی که تنها به همین خواسته های زودگذر پاسخ دهد و برای آن فراهم آمده باشد، نمی تواند حق باشد، مگر آن که این پاسخ گویی در راستای همان هدف کلی و اصلی آفرینش باشد. به عنوان نمونه اگر پاسخ گویی به شهوت غذایی و یا جنسی، به قصد پاسخ گویی به یک نیاز طبیعی و بهره گیری از آن برای افزایش فرصت و توان پاسخ گویی به نیاز اصلی بشر یعنی سعادت و خوشبختی ابدی باشد، می تواند این بخش از پاسخ گویی به نیازهای قوای طبیعی و غریزی پاسخ گویی حقانی باشد، ولی اگر این پاسخ گویی اصالت پیدا کند و همه سرمایه وجودی انسان را به خود اختصاص دهد و اجازه ندهد تا انسان از آن برای اهداف اصلی و کلان سود برد، چنین پاسخ گویی باطل خواهد بود، زیرا وی را سرگرم جزئیات ناپایدار کرده و از هدف اصلی بازداشته است. در حقیقت شخص از این پاسخ گویی، سود واقعی برنگرفته هر چند که گمان سودی زودگذر از ناحیه پاسخ گویی به این نیاز طبیعی به دست آورده باشد.

 

خداوند در آیات سوره عصر به این نکته تأکید می کند که بسیاری از مردم گمان می کنند که سود می برند در حالی که از سرمایه وجودی خویش همواره زیان می دهند؛ زیرا فرصت عمر با سرگرمی به پاسخ گویی به نیازهای جزیی از دست می رود و شخص سود اصلی را فراموش می کند بنابراین سرگرم شدن به هواهای نفسانی و پاسخ گویی به آن چه سودمندی واقعی نیست بلکه خسران و زیان واقعی است، به عنوان باطل قلمداد شده است.

 

۲) ماندگاری: دومین معیاری که قرآن برای شناخت حق از باطل به ویژه در دنیای تلازم حق و باطل و آمیختگی آن ها ارائه می دهد، ماندگاری حق است. به این معنا که حق از خصوصیت پایداری و مانایی برخوردار است درحالی که باطل از چنین ویژگی محروم می باشد. خداوند در آیات ۱۷ سوره رعد و ۱۸ سوره انبیاء به ماندگاری و پایانی حق به عنوان یک شاخص و معیار اصلی و جامع توجه داده است. در آیه ۱۷ سوره رعد با آوردن تمثیلی زیبا باطل را به کف آبی همانند کرده که از پایداری برخوردار نمی باشد درحالی که آب نه تنها پایدار و ماناست بلکه با باقی ماندن در زمین به انسان و دیگر موجودات زمین سود می رساند. خداوند می فرماید: انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه أو متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فیدهب جفاء و أما ما ینفع الناس فیمکث فی الأرض کذلک یضرب الله الأمثال؛ از آسمان آب فرستادو هر رودخانه به اندازه خویش جاری شد، و آب روان، کف، برسرآورد و از آنچه بر آتش می گدازند تا زیور و متاعی سازند نیز کفی بر سرآید، خدا برای حق و باطل چنین مثل زند؛ اما کف به کناری افتد و نابود شود و آنچه برای مردم سودمند است در زمین پایدار بماند.خدا این چنین مثل می زند.

 

از نظر قرآن آمیختگی حق و باطل در دنیا همانند آمیختن گوهرهای گرانبها با سنگ است که به سادگی وآسانی نمی توان آن ها را جدا کرد، بلکه این آتش فتنه است که سره را از ناسره جدا می کند و موجب می شود تا زر وسیم گرانبها از درون سنگ های عظیم بیرون آید، درحالی که سنگ بزرگ است و بیشتر به چشم می آید و تنها ریشه ها و رشته ها و دانه هایی از زر به چشم می آید، ولی وقتی این سنگ در آتش فتنه قرار گیرد، زر آن جدا می شود و حقیقت آن آشکار می گردد. در آتش فتنه، زر سرخ حق، روشن و درخشان بیرون می آید و از مانایی و پایداری بیشتری برخوردار می باشد. حقیقتی که در زندگی میان باطل ها نهان شده و آمیزه حق و باطل همواره در پیش دیدگان ما قرار دارد، در زمان آتش فتنه آشکار می شود و به سبب آن که حق است می ماند و باطل در درون آتش فتنه ها ذوب می شود و از میان می رود.

 

۳) مطابقت با فطرت: از دیگر ویژگی های حق آن است که همواره مطابق با فطرت و طبیعت سالم بشر است. از این رو حتی کودکان که بر فطرت و طبیعت سالم الهی هستند، آن را می شناسند و می پذیرند. تنها انسان هایی که فطرت و طبیعت سالم خود را ازدست داده اند، به سوی حق گرایش ندارند و از آن گریزانند.

 

خداوند در آیاتی که داستان گاو بنی اسرائیل را تعریف می کند به علت حق گریزی این دسته از یهودیان که از اشراف یهود بودند اشاره می کند. در این داستان که در آیات ۷۶ تا ۴۷ سوره بقره بیان شده، به این نکته اشاره شده که علت مخالفت اشراف یهود با اجرای حدود خداوندی که حکم حق بود، قساوت قلب ایشان بوده است. دل های اشراف یهودی به سبب پیروی از وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی به گونه ای درآمده بود که خداوند آن را چون سنگ بلکه سخت تر از آن دانسته است. از این رو سخن حق را نمی پذیرفتند و با آن مخالفت می ورزیدند. به هرحال، از نظر خداوند قلوبی که بر فطرت و سلامت آن باقی باشد، گرایش به حق دارد. لذا با استفاده از این شاخصه می توان دریافت که آن چه انسان سالم به آن گرایش دارد، حق می باشد. (انبیاء آیه ۵۵)

 

۴) عقلانیت: از دیگر شاخصه هایی که قرآن بیان می کند، عقلانیت است. به این معنا که حق، مطابق عقل می باشد و عقل بشری به سادگی حق را می شناسد و بدان گرایش پیدا می کند. البته می توان گفت که فطرت و عقلانیت، شاخصه های درونی بشر است. به این معنا که فطرت سالم و عقل مستقل، حکم می کند که ظلم قبیح است و عدالت حسن می باشد. چنین قضاوت و داوری عقل و فطرت سالم، در حقیقت بیانگر حق بودن عدالت و باطل بودن ظلم است. انسان ها اگر بر فطرت سالم، تربیت و پرورش یابند و محیط اجتماعی آنان آلوده نباشد، به طور طبیعی به حق گرایش خواهند داشت و عقل ایشان حق را تشخیص و تأیید کرده و فطرت سالم به سوی آن گرایش می یابد. البته قرآن گزارش می کند که برخی از جوامع به سبب آن که آلوده شده اند این فرصت را از مردم می گیرند که بر پایه فطرت سالم رشد پیدا کنند و لذا عقل ایشان به عوامل بیرونی بسته می شود و توانایی درک درست و تحلیل صحیح نخواهد داشت. از جمله این اقوام می توان به قوم نوح اشاره کرد که قرآن می فرماید آنان جامعه را چنان ساخته بودند که کودکان، بیرون از فطرت، زاده و رشد می یافتند و کفر و فجور به جای توحید و عدالت و اعتدال، فطرت ایشان شده بود. (نوح آیه ۷۲)

 

۵) اعتدال و تعادل: از دیگر شاخصه های حق آن است که همواره بر پایه عدالت، اعتدال و تعادل است. به این معنا که هرگز به سوی افراط و تفریط گرایش نداشته و ظلم دو سویه را برنمی تابد. حق، اصولا مبتنی بر اعتدال و عدالت است. از این رو هرگونه افراط و تفریطی چون اسراف، فجور، ظلم و تجاوز به معنای باطل می باشد و اگر به مواردی که قرآن به عنوان امور باطل از آن تعبیر کرده توجه شود، به آسانی می توان دریافت که شاخص اصلی حق همان استواری آن بر عدالت و اعتدال و تعادل می باشد.

 

۶) مطابقت با وحی: همان گونه که حق، مطابق با فطرت و عقل سالم است، مطابق و سازگار با وحی نیز می باشد. خداوند در آیاتی چون ۱۸۵ سوره بقره و نیز ۳ و ۴ سوره آل عمران و آیه نخست سوره فرقان به این شاخصه حق توجه می دهد و می فرماید که اصولا حق نمی تواند مخالف با آموزه های وحیانی باشد و هر جایی دیده شود که امری مخالف آموزه های وحیانی است می توان یقین کرد که آن چیز باطل می باشد و هیچ بهره ای از حق نبرده، هر چند خود را به حق آراسته و در جامه حق، خودنمایی کند.

 

۷) بصیرت زایی: اصولا حق به سبب ویژگی که دارد، بصیرت زاست و باطل در مقابل، بصیرت زداست. به این معنا که حق، پرده های سنگین و سهمگین را کنار می زند و موجب می شود تا انسان باطل امور و پیامدهای طبیعی آن را درک کند؛ در حالی که باطل می کوشد تا بصیرت را از آدمی بردارد و چشمانش را بر پیامدها و آثاری که بر آن بار می شود ببندد؛ زیرا با آشکار شدن پیامدها و آثار، به سادگی دانسته می شود که آن امر، چیزی جز باطل نبوده است. این گونه است که باطل همواره بر هیاهو، غوغاسالاری و تیره کردن امور مبتنی است و از شفافیت و روشنی واقعی امور هراس دارد، زیرا به سادگی چهره باطلش آشکار می شود و رسوا می گردد. اهل باطل همواره بر عمل گرایی تأکید می کنند و به پیامدها به ویژه در بلندمدت کم تر توجه می دهند و یا اصولا آن را می پوشانند تا آشکار نشود. در مقابل، حق، خواهان شفافیت امور، آشکار ساختن پیامدهای کوتاه و بلند می باشد و حتی به آخرت امر در قیامت و رستاخیز نیز توجه می دهد.

 

۸) وحدت زایی: حق، گرایش به وحدت دارد، زیرا ریشه در توحید و یکتایی آفریدگار و پروردگار دارد. از این رو همواره حق موجب وحدت و اتحاد مردم می شود چنان که قرآن و اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) این گونه بودند؛ زیرا حق هرگز به تفرقه و اختلاف دعوت نمی کند و حتی با آن مبارزه و مخالفت می ورزد. آیاتی چند از قرآن به این شاخصه توجه داده که از جمله می توان به آیه ۲۱۳ سوره بقره اشاره کرد که در آن جا شاخصه باطل را تفرقه گرایی و ایجاد اختلاف در میان مردم می داند.

 

۹) ایمان زایی: حق، اصولا مخالف کفر و شرک و نفاق است و مهم ترین عامل ایمان در بشر می باشد. از این رو خداوند در آیه ۳۴ سوره سبا، کفر را نتیجه طبیعی باطل گرایی دانسته و به مردم هشدار داده است که یکی از راه های شناخت باطل از حق آن است که آن چیز آیا آدمی را به سوی ایمان سوق می دهد یا به سوی کفر و شرک می برد.

 

۱۰) نیک فرجامی: اصولا پایان حق به فرجام نیک ختم می شود. بنابراین هر چیزی که فرجام بدی داشته باشد نمی تواند حق باشد. از این رو خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره محمد از شاخصه های مهم حق، نیک فرجامی آن دانسته است. انسانی که دارای فطرت سالم و عقلانیت کامل و سالم باشد، در می یابد امری که به آن گرایش دارد آیا از اموری است که فرجام نیکی دارد یا ندارد؟ اگر امری دارای فرجام بدی باشد نمی تواند حق باشد و چیزی جز باطل نیست. به عنوان نمونه اگر حضور مستکبران در جامعه ای، مورد علاقه گروه ها و افرادی باشد، بی گمان نمی توان آن را گرایش به حق دانست، زیرا اصولا حضور مستکبران جز تباهی و فساد و ظلم چیزی به دنبال نخواهد داشت. براین اساس اگر کسی از استکبار فرد و یا گروهی آگاه باشد و خواهان حضور آنان گردد بی گمان خواهان حضور باطل است؛ زیرا این حضور، چیزی جز بدبختی و بدفرجامی نصیب جامعه نخواهد کرد.

 

۱۱) اصلاح سازی: از دیگر شاخصه های شناخت حق از باطل آن است که به تبعات و پیامدهای چیزی توجه شود. در حقیقت یکی از راه های شناخت توجه به پیامدهای آن است. اگر امری، انسان را به سوی هنجارها سوق دهد و یا رفتارهای خوب و نیک را در آدمی پدید آورد، آن امر می بایست امر حقی باشد، زیرا اصولا باطل نمی تواند پیامدهای خوب و نیکی به همراه داشته باشد و در نهایت آدمی را به سوی رفتارهای زشت سوق می دهد.

 

اصولا گرایش به حسادت (بقره آیه ۱۰۹)، تعصبات بیجا (سباء آیه ۳۴) اسراف و تبذیر و مانند آن نمی تواند ریشه در امور حقانی داشته باشد، بلکه امور حقانی اموری هستند که آدمی را به سوی کارهای نیک و صالح می کشاند و رفتارهای وی را اصلاح می کند. براین اساس باید گفت که حق اصولا اصلاح ساز است و رفتارها و کردارهای آدمی را اصلاح کرده و از فساد و افساد باز می دارد. (مائده آیه ۲۸)

 

۱۲) رهایی از سرگردانی: از دیگر شاخصه های حق آن است که آدمی را از سرگردانی و تردید رهایی می بخشد. نوساناتی که در آدمی وجود دارد به سبب آن است که حق را از باطل نشناخته ولی هرگاه انسان حقی را یافت، از ویژگی های حق آن است که دل آدمی را آرام می کند و اطمینان خاصی را به آدمی می بخشد. از این رو قرآن، ایمان به خداوند و گرایش به توحید و عمل براساس آموزه های قرآنی و انجام کارهای عادلانه و صالح و مانند آن را که حق می باشند، عامل مهمی در آرامش و اطمینان افراد معرفی می کند. به هرحال حق، از چنین ویژگی ای برخوردار است باشد که آدمی بر پایه آن از سرگردانی رهایی می یابد (ق آیه ۰۵) و تردید و شک بردار نمی باشد. (بقره آیه ۲ و آیات دیگر)

 

این ها برخی از شاخص ها و معیارهای قرآن برای تشخیص حق از باطل است که می توان با بهره گیری از آن دریافت که امری که اکنون در زندگی با آن مواجه است حق می باشد یا باطل؟ به عنوان نمونه حق هرگز دروغ را برنمی تابد و هرجا دروغ آمد حق از آن جا رخت برمی بندد، زیرا دروغ چیزی جز باطل نیست و حق نمی تواند در کنار نقیض خود بماند.همه اموری که بر پایه دروغ شکل می گیرند، امور باطل هستند و از مانایی و پایایی سود نمی برند و برای انسان نیز سودمند نیستند. هرچند که در کوتاه مدت به ظاهر سودی به شخص می رسد که گاه در بلند مدت زیان آن چندین برابر از آن است. اگر انسان حق را ببیند و بشناسد و در مسیر آن گام برندارد، باید بداند که اگر حق را انتخاب نکرده به یقین باطل را برگزیده است، زیرا نسبت میان حق و باطل، سلب و ایجاب یعنی نقیضین است. پس هرجا یکی آمد دیگری رفت؛ چنان که حافظ شیرین سخن می فرماید: «دیو چو بیرون رود فرشته در آید».

 

روزنامه کیهان

جنگ جهانی در فضای سایبر، اولویت اول آمریکا

راهبرد جدید نظامی آمریکا منتشر شد؛

جنگ جهانی در فضای سایبر، اولویت اول آمریکا

سند جدید راهبرد نظامی آمریکا بالاترين اولويت را حفظ برتري جهاني آمريكا از طريق اقدامات تهاجمي در فضاي مجازي برمي‌شمارد.

به گزارش گرداب، سایت "گلوبال ریسرچ" در گزارشی به قلم  پرفسور "ايگور پانارين" نوشت: آمريكا پس از جنگ ستارگان به دنبال كسب هژموني در جنگ سايبري است.

این گزارش می افزاید: قرارگاه سايبري آمريكا موسوم به سايبركام (CYBERCOM) قصد دارد تا از جنگ سايبري به جاي اهداف عمليات نظامي زميني، دريايي و هوايي استفاده كند.

 

رئيس‌جمهور اوباما و وزارت دفاع آمريكا در روز 5 ژانويه 2012 دستورالعمل راهبرد دفاعي را با عنوان "حفظ برتري جهاني آمريكا: اولويت‌هايي براي دفاع قرن بيست‌ويكم" منتشر ساختند.


 اين سند بالاترين اولويت راهبردي آمريكا را حفظ برتري جهاني آمريكا از طريق اقدامات تهاجمي در فضاي مجازي برمي‌شمارد. كاخ سفيد و پنتاگون صراحتاً هدف خود را ارتقاي موقعيت جهاني آمريكا با حفظ برتري در فضاي مجازي از طريق جريان اطلاعات و تاكتيك‌هاي جنگ سايبري اعلام مي‌دارند.

از اين‌رو، دولت اوباما پروژه ‌جاه‌طلبانه برتري جهاني خود را در دستور كار دارد كه در واقع جايگزيني براي پروژه "جنگ ستارگان" رونالد ريگان و "جنگ عليه تروريسم" جرج بوش پسر خواهد بود؛ يعني "جنگ جهاني در فضاي مجازي".

باراك اوباما رئيس‌جمهور آمريكا 5 ژانويه امسال در پنتاگون نطق عمومي ايراد كرد و بحث "بازنگري راهبرد دفاعي" را مطرح ساخت. ايگور پانارين نويسنده و تحليل‌گر مسائل سياسي معتقد است كه دكترين نظامي جديد واشنگتن بر كسب برتري آمريكا در فضاي مجازي تمركز دارد.

آمريكا اولين كشوري بود كه علاوه بر ساير ميادين جنگ نظامي از جمله زمين، دريا، هوا و فضا به فضاي مجازي نيز به مثابه محيط جديدي براي عمليات نظامي نزديك شد. اين مفهوم به سال 1998 برمي‌گردد، اما پس از وقوع جنگ اوت 2008 در اوستياي جنوبي به يك طرح واقعي تبديل شد كه البته لازم به ذكر است نتوانست نقش خود را براي آمريكا و متحد واشنگتن در منطقه؛ يعني گرجستان به خوبي ايفا كند.

اواخر ماه مه سال 2009 ، باراك اوباما پست هماهنگ‌كننده فضاي مجازي را در دولت نهادينه كرد كه ايشان همواره بايد در جلسات شوراي امنيت ملي و شوراي اقتصاد ملي حضور مي‌يافت. در همان ماه، قرارگاه سايبري آمريكا نيز پا به عرصه وجود گذاشت كه مقر آن در "فورت ميد" مريلند بود و رياست آن را ژنرال "كيت الكساندر" (Keith Alexander) از نيروي زميني آمريكا برعهده داشت. لازم به ذكر است الكساندر با حفظ سمت همزمان رئيس سازمان امنيت ملي، قدرتمندترين سازمان اطلاعاتي آمريكا نيز بود.

آژانس امنيت ملي/ سرويس امنيت مركزي (NSA/CSS) مهم‌ترين سازمان اطلاعاتي آمريكاست. اين سازمان در 4 نوامبر 1952رسماً فعاليت خود را آغاز كرده و مسئوليت جمع‌آوري اطلاعات نشانه‌اي و ارتباطات خارجي، به‌كارگيري سيستم استراق‌سمع پلكاني به عنوان تجهيزات فني اصلي را برعهده دارد. سازمان امنيت ملي (NSA) با استفاده از عوامل رده پايين خود در نروژ، قبرس، قرقيزستان و كشورهاي حوزه بالتيك به صورت مخفيانه ارتباطات الكترونيكي روسيه را تحت نظر دارد.

قرارگاه سايبري آمريكا موسوم به سايبركام (CYBERCOM) قصد دارد تا از جنگ سايبري به جاي اهداف عمليات نظامي زميني، دريايي و هوايي استفاده كند.

 

واحدهاي اطلاعات ويژه و جنگ سايبري و نيز ساختارهاي فرماندهي در درون نيروهاي مسلح آمريكا تشكيل شده‌اند از جمله قرارگاه سايبري نيروي زميني/ ارتش دوم.

 

جنگ سايبري دريايي از طريق قرارگاه سايبري نيروي دريايي مستقر در ناوگان دهم آمريكا كنترل مي‌شود كه البته قبلاً منحل شده بود اما دوباره تشكيل گرديد.

 

قرارگاه سايبري نيروي هوايي همان نيروي هوايي بيست‌وچهارم موسوم به سايبر نيروي هوايي است. تفنگداران نيروي دريايي آمريكا نيز قرارگاه سايبري خاص خود را دارند.

 

بخش تحقيقات فني وزارت دفاع آمريكا موسوم به آژانس پروژه‌هاي تحقيقاتي پيشرفته دفاعي (DAPRA) هم‌اكنون در حال تكميل پروژه ميدان سايبري ملي است: "ماكت اينترنتي براي شبيه‌سازي جنگ و اطلاعات سايبري". پروژه ميدان سايبري با هدف آزمايش تاكتيك‌ها و تكنيك‌هاي جديد از طريق بازيهاي جنگ سايبري و نيز آموزش نيروهاي سايبري طراحي شده است.

 

ضمناً، راهبرد جديد مستلزم توسعه سلاح‌ها و ابزارهاي سايبري جديد از قبيل ويروس‌هاي غيرفعال‌، برجهاي ديده‌باني سايبري و غيره است.

قانون‌گذاران آمريكا قانون جديدي را تنظيم كرده‌اند تا از طريق آن دولت و فعاليت‌هاي نظامي را با هدف حفظ برتري آمريكا در فضاي مجازي كنترل كنند.

يكي از مهم‌ترين روندها در حال حاضر ساده‌سازي روند تصميم‌گيري براي عمليات‌ها و اقدامات تهاجمي جنگ سايبري است. در گذشته، آغاز يك حمله سايبري منوط به كسب اجازه سلسله‌مراتب از رئيس ستاد مشترك ارتش گرفته تا وزير دفاع و شخص رئيس‌جمهور بود. اما طبق قوانين جديد، براي انجام چنين عملياتي روند تصميم‌گيري هم‌اكنون بيش از 10 دقيقه زمان نمي‌برد. اين قانون عمدتاً عمليات‌هاي رواني را مورد توجه قرار مي‌دهد كه مخاطبان خاصي از كاربران اينترنتي را هدف مي‌گيرد.

قرارگاه سايبري اوايل دسامبر 2011 تمرين شبيه‌سازي را پياده كرد كه در نهايت نيز مورد تعريف و تمجيد ژنرال الكساندر قرار گرفت. در اين تمرين بالغ بر 300 كارشناس حوزه سايبري حضور داشتند كه به عنوان نيروي قرارگاه سايبري و عوامل "دشمن" انتخاب شده بودند و تاكتيك‌هاي دفاعي و تهاجمي و نيز برنامه‌هاي هماهنگ‌سازي را تمرين مي‌كردند. عمليات دفاع سايبري شبيه‌سازي شده آمريكا در مركز تمرين و آموزش نيروي هوايي در منطقه "نليس"(Nellis) ايالت نوادا برگزار شد و اين در حالي است كه عوامل دشمن فرضي قصد داشتند تا از مراكز دوردست به شبكه سايبري آمريكا نفوذ نمايند.

در اندكي بيش از يك هفته، طرفين تلاش كردند تا پيروز اين ميدان باشند و طرح‌ها و نقشه‌هاي يكديگر را خنثي كنند. ضمن اينكه، بازيگران با برگزاري جلسات توجيهي روزانه پيشرفت و عملكرد خود را ارزيابي مي‌كردند. هدف از اين تمرين، اجراي سناريوهاي مختلف در كوتاهترين زمان ممكن براساس اقدامات و ضداقدامات احتمالي دشمن فرضي بود. مقامات وزارت دفاع اين تمرين را كاملاً موفقيت‌آميز دانسته و به كارشناسان قرارگاه سايبري به خاطر مهارت و كار تيمي عالي تبريك گفتند.

عجيب اينكه، تمرين قرارگاه سايبري در همان زماني اتفاق افتاد كه روسيه موج بي‌سابقه‌اي از اعتراضات خياباتي را از پس از برگزاري انتخابات پارلماني ماه دسامبر گذشته تجربه كرد. به نظر مي‌رسد بتوان گفت اين اعتراضات كه هزاران نفر را در اغلب شهرهاي اصلي روسيه به خيابانها كشاند تا حدود زيادي سازمان‌يافته بود و از طريق شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي همچون فيس‌بوك واقعيت يافت.

 

منبع:‌ مشرق

 

 

15 برنامه دشمن برای ضربه ‌زدن به انتخابات

وزیر اطلاعات تشريح كرد؛

15 برنامه دشمن برای ضربه ‌زدن به انتخابات

جنگ روانی و اقدامات دشمن علیه ایران اسلامی در ابعاد گوناگون و از مسیرهای مختلف انجام می‌شود، اما دستگاه اطلاعاتی کشور به بیشتر برنامه‌های دشمن اشراف دارد.

به گزارش گرداب، حجت‌الاسلام والمسلمین "حیدر مصلحی" دوشنبه شب در جمع مردم و بسیجیان اصفهان در مسجد سید اظهار داشت: «استکبار برای ضربه زدن به انتخابات برنامه‌های فراوانی دارد.»


وی در ادامه با اشاره به اینکه دشمن برای بستر انتخابات برنامه‌ریزی دارد، افزود: «دستگاه اطلاعاتی کشور اشراف کاملی بر برنامه‌های دشمن دارد.»


وزیر اطلاعات اضافه کرد: «جنگ روانی و اقدامات دشمن علیه ایران اسلامی در ابعاد گوناگون و از مسیرهای مختلف انجام می‌شود اما دستگاه اطلاعاتی کشور به بیشتر برنامه‌های دشمن اشراف دارد.»


وی با اشاره به اینکه دشمن حدود 15 برنامه را برای ضربه ‌زدن به انتخابات طراحی کرده است، ادامه داد: «نخستین اقدام دشمن، دامن زدن به اختلافات داخلی به ویژه ایجاد اختلاف و دودستگی بین جریان‌های ارزش‌مدار و دل‌داده‌های انقلاب است.»


مصلحی بیان داشت: «ملتهب ساختن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات دومین برنامه دشمن است که در برنامه برخی از افراد و جریان‌های مختلف وجود دارد.»


وی زیر سئوال بردن سلامت انتخابات را سومین طراحی دشمن دانست و تاکید کرد: «عوامل فتنه هم با خطی که از استکبار می‌گیرند به شدت به دنبال این هستند تا سلامت انتخابات مجلس را زیر سئوال ببرند.»


وزیر اطلاعات اضافه کرد: «بنده به عنوان یک خبر و اطلاع عرض می‌کنم که ارتباط جریان فتنه با دشمنان این نظام و ملت ثابت شده است و اسناد فراوانی وجود دارد.»


وی تلاش برای کشاندن منازعات انتخاباتی و سیاسی به سطح خیابان‌ها را اقدام بعدی دشمن عنوان کرد و گفت: «در انتخابات‌های گذشته مجلس، اختلافاتی میان برخی شهرها و قبایل داشتیم و استکبار به دنبال این است تا از این‌گونه موارد به عنوان حرکتی در راستای مقابله با نظام استفاده کند.»


مصلحی جنگ نیمه سخت سیاسی و اطلاعاتی را برنامه دیگر دشمن برای انتخابات دانست و اظهار داشت: «دشمن روی این موضوع از چندین جهت سرمایه‌گذاری کرده است.»


وی دامن زدن به اغتشاشات اجتماعی را ششمین برنامه دشمن برای ضربه به انتخابات عنوان کرد و گفت: «به هر حال ضعف‌هایی در کشور وجود دارد و دشمن به دنبال آن است تا از آن برای زیر سئوال بردن انتخابات استفاده کند.»


وزیر اطلاعات در ادامه با اشاره به اینکه ترویج روحیه عدم اعتماد به نظام نیز برنامه بعدی دشمن برای مخدوش کردن انتخابات است، ادامه داد: «دشمن درصدد است تا ضعف‌ها و یا عملکردهای نامطلوب برخی دستگاه‌ها و عوامل اجرایی کشور را به کل نظام تعمیم دهد.»


وی کشاندن موج بی‌ثباتی منطقه به داخل مرزهای کشور را دیگر برنامه دشمن در این راستا دانست و بیان داشت: «می‌دانید که در اطراف کشور ما چه وضعی است و استکبار به شدت دنبال این موضوع است تا بی‌ثباتی کشورهای منطقه را به داخل ایران بکشاند.»


مصلحی راه‌اندازی جنگ تبلیغاتی برای تأثیر منفی بر مشارکت عمومی را دیگر برنامه طراحی شده دشمن برای خدشه وارد کردن به انتخابات عنوان کرد.


وی با اشاره به اینکه رهبر معظم انقلاب در این زمینه هشدار داده‌اند، ادامه داد: «مردم باید حواسشان را جمع کنند، چرا که این انتخابات مشارکت گسترده می‌خواهد.»


وزیر اطلاعات برنامه‌ریزی برای سوءاستفاده از اختلافات قومی و قبیله‌ای را نیز جزء این 15 برنامه مهم دشمن دانست و تاکید کرد: «استکبار در مناطقی که روابط قومی و قبیله‌ای وجود دارد سرمایه‌گذاری گسترده‌ای کرده است.»


وی با بیان اینکه تشدید تحریم‌های اقتصادی برنامه بعدی استکبار است، اضافه کرد: «تحریم‌ها برای ما فرصت بوده و برکات فراوانی برای ایران داشته است، دیگر وضعیت اقتصادی جهان به گونه‌ای نیست که گروه‌هایی بنشینند و با مصوبه‌ای کشوری را از هستی ساقط کنند.»


مصلحی فضاسازی‌ها و جنگ‌های رسانه‌ای برای ترساندن ملت ایران را اقدام دیگر دشمن برای ضربه وارد کردن به انتخابات عنوان کرد و یادآور شد: «ملت ایران 8 سال، تمام‌قد در مقابل استکبار ایستاد و اصفهان جزء استان‌هایی است که این موضوع را به خوبی نشان داد.»


وی در پایان رمز موفقیت ملت ایران را بصیرت و هوشیاری آگاهانه در همه صحنه‌ها دانست و تاکید کرد: «به فضل الهی ملت ما مقاوم‌تر و مستحکم‌تر از همیشه در انتخابات اخیر نیز سرافراز بیرون خواهد آمد.»

 

منبع: فارس