بازي جديد آمريكا با مهره منافقين؟!
بازي جديد آمريكا با مهره منافقين؟!
در ماه هاي اخير خبرهاي بسياري منتشر شد كه حاكي از وضعيت آشفته و به هم ريخته سازمان منافقين است. اخبار منتشره، آينده حيات سياسي - تروريستي اين سازمان جنايت پيشه را با علامت سوال بسيار بزرگي مواجه كرده است. از يك سو در حوزه روانشناسي فردي و سازماني، وضعيت روحي و رواني منهدم كننده اي بر اعضا و سركردگان اين سازمان تروريستي حاكم مي باشد. اين وضعيت فرسايشي و خردكننده به گونه اي است كه سران خائن آن از بيم جدا شدن اعضا، به زور و فريب متوسل شده و حتي افراد بريده از اين سازمان را در صورت اعتراض به فرامين به اصطلاح رهبري سازمان، تهديد به اعدام مي كنند.
از سوي ديگر، پس از اولتيماتوم دولت بغداد مبني بر خروج اين فرقه تروريستي از خاك اين كشور و عدم پذيرش آنها از سوي دوستان بي وفاي غربي و اروپايي، سازمان پلاسيده منافقين كه هنوز اميدهايي به غرب و آمريكا داشت با انتشار گزارش جديد وزارت امور خارجه آمريكا مبني بر عدم وجود حمايت مردمي از سازمان منافقين در داخل و خارج ايران، تنها كورسوي اميد آنان را خاموش كرد. در اين گزارش قيد شده است كه «ايرانيان در صورت لزوم، احتمالاً به جاي حمايت از اين سازمان، به مقابله با آن قيام كنند» و بر اساس آن نتيجه گرفته اند كه «هرگونه حمايت آمريكا از مجاهدين خلق[منافقين] به شدت به سابقه آمريكا در بين ايرانيان لطمه زده و احساسات ضدآمريكايي ايرانيان را بر خواهد انگيخت».
اما اين سوال جدي مطرح است كه اين رفتار آمريكا چه مفهومي دارد؟ آيا تاريخ مصرف سازمان منافقين براي دشمنان انقلاب اسلامي به پايان رسيده است؟
در پاسخ به اين سوال دو تحليل وجود دارد؛
1- مروري بر سير حركت تحولي اين سازمان از بدو تشكيل تا سقوط آنها به حضيض ذلت، حاكي از اين است كه سازمان تروريستي منافقين در زندان افكار عمومي ملت ها به دليل عملكرد سبعانه اش در ترور بيش از 12 هزار نفر از شهروندان ايراني و هزاران نفر از مردم عراق (براي خوش خدمتي به صدام) محبوس و چنان منفور است كه حتي حاميان ديروز اين سازمان چون آمريكا، اروپا، رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي عربي منطقه هم حاضر نيستند خود را بيش از اين، به بدنامي حمايت از آنها هزينه كنند، چرا كه اين سازمان با تغيير جهتي بسيار حيرت انگيز از منتهي اليه چپ ماركسيستي به منتهي اليه راست ليبراليستي و سرمايه داري، نشان داد كه هيچ هويت مستقلي از خود ندارد و تنها با دريوزگي از آمريكا و اروپا در صدد حفظ حيات نيم بند خود به بهاي فروختن هويت و خيانت به ملت ايران است، لذا به مرور و با روشن شدن عمق خيانت آنها در دفاع مقدس، مزدوري غرب با دادن اسناد و اطلاعات فناوري هسته اي، بي مبالاتي و بي ديني درون سازماني و بي آبرويي اين سازمان حتي در بين ضدانقلاب خارج نشين، منافقين را به گونه اي در باتلاقي خود ساخته فروبرده است كه بوي تعفن شان مشام غرب را هم آزار مي دهد. از سوي ديگر، با رهيافت هزينه- فايده آمريكايي ها، هزينه كردن براي گروهكي كه ظرفيت خدماتي اش براي غرب پايان يافته، به مثابه بذرافكندن در سرزميني شوره زار است كه محصولي جز نفرت در افكار عمومي ايران و عراق و تمام آسيب ديدگان از سازمان تروريستي نفاق ندارد.
2-تحليل دوم با ملاحظاتي از سوي غرب همراه است، يعني غرب و آمريكا، با كمي احتياط حكم به اتمام حمايت غرب از اين گروهك مي دهند. به نظر مي ر سد آمريكايي ها هنوز هم معتقدند كه بايستي ولو به صورت پنهاني، از اين سازمان كه نه به دين اعتقاد دارد و نه به خلق ، حمايت و استفاده ابزاري كنند. آزادي عمل منافقين در سفر به اروپا و آمريكا به رغم اعلام اسامي آنها در ليست سياه اين كشورها و حمايت بي دريغ رسانه اي و مالي و ... از آنان، كدهايي هستند كه باور ادعاي جديد را براي اين دسته از تحليلگران با دشواري مواجه كرده است. از اين رو، بايد منتظر و مترصد زمان بود تا ببينيم در عرصه هايي كه پيش مي آيد، غرب چگونه عمل خواهد كرد.
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم