جايگاه رأي ملت
جايگاه رأي ملت
جمهوري اسلامي نظامي سياسي است كه مبتني بر آموزه هاي اسلامي و متكي بر اراده توده هاي ملت شكل گرفته است. نقش كليدي ملت در نظام اسلامي را مي توان در جلوه هاي مختلفي از نظام اسلامي مشاهده كرد. نقش مردم در شكل گيري انقلاب اسلامي، شكل گيري نظام سياسي جمهوري اسلامي، مكلف بودن مسئولان در برابر مردم ، بهره برداري از فكر و عمل مردم در اعتلاي كشور و نقش مردم در انتخاب مسئولان، نمادهاي تجلي جايگاه ملت در نظام اسلامي است.
در اين ميان، نقش ملت در انتخاب مسئولان، مهم ترين تجلي گاه مردم سالاري در جمهوري اسلامي است. در طي سه دهه گذشته، تقريباً هر سال يك انتخابات با حضور حداكثري ملت برگزار شده و صدها ميليون رأي به صندوق ها ريخته شده است و هيچ مسئولي نيست كه با انتخاب ملت به قدرت نرسيده باشد. اين حقيقتي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي بدان اينچنين اشاره مي كنند: «امروز در جمهوري اسلامي همه مقاماتي كه به نحوي در كار مردم دخالت دارند، مستقيم يا غيرمستقيم منتخب خود مردمند؛ حتي رهبري؛ يعني در نظام اسلامي، دارا بودن معيارها كافي نيست؛ بلكه انتخاب مردم هم شرط لازم است و بدون انتخاب مردم امكان ندارد.» (13/11/70)
در اين نگاه، همانطور كه در عبارت فوق آمد، رأي ملت حتي در مشروعيت بخشي مسئولان نظام اسلامي نيز نقش دارد و وجود صلاحيت ها، شرط لازم براي قرار گرفتن در مسند قدرت است، ولي شرط كافي نيست! به واقع صرف وجود صلاحيت، فرد را صاحب حق نمي كند؛ بلكه حق حاكميت وقتي جاري مي شود كه صاحب صلاحيت از طريقي مشروع به حكومت برسد و اين راه مشروع در نظام مردم سالاري عبور از مسير انتخاب و رضايت ملت است.
ايشان در عباراتي به صراحت اعلام مي دارند كه «در قانون اساسي، توزيع قدرت به نحو منطقي و صحيح وجود دارد و همه مراكز قدرت هم، مستقيم يا غيرمستقيم با آراي مردم ارتباط دارند و مردم، تعيين كننده و تصميم گيرنده هستند و اگر مردم حكومتي را نخواهند، اين حكومت در واقع پايه مشروعيت خودش را از دست داده است. نظر ما درباره مردم اين است.»(4/12/77)
ايشان در عباراتي در تبيين معناي «مردمي بودن» حكومت و جايگاه رفيع «رأي ملت» در آن چنين مي فرمايند: «مردمي بودن حكومت اسلامي به دو معناست؛ يكي اينكه مردم در اداره و تشكيل حكومت و تعيين حاكم و شايد در تعيين رژيم حكومتي و سياسي نقش دارند. ديگر آنكه حكومت اسلامي در خدمت مردم است، آنچه براي حاكم اسلامي مطرح است، منافع عامه مردم است، نه منافع اشخاص يا قشر و طبقه معين. اسلام به هر دو معنا داراي حكومت مردمي است؛ اما تا وقتي كه حكومت مردمي به معناي اول تأمين نشود و مردم در حكومت نقشي نداشته باشند، نمي شود گفت حكومت، مردمي و در خدمت مردم است. اين ادعا كه يك حكومت بدون آنكه با مردم خود ارتباط مستقيم داشته و به آراي مردم متكي باشد، خود را مردمي بشمارد، ادعاي پذيرفتني نيست. نمي توانند ثابت كنند كه مردمي اند، چون حكومت هاي تحميلي هم خود را مردمي قلمداد مي كنند.»
البته در اين نگاه، خاستگاه و اعتبار رأي ملت نه همچون نظام هاي سياسي غرب مبتني بر قرار اجتماعي، بلكه مبتني بر آموزه هاي اسلامي بنا نهاده شده است كه در مجالي ديگر بدان خواهيم پرداخت.
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم