روزه از نگاه علم و دين

روزه از نگاه علم و دين


ارتباط بين دين با علم، ارتباطي ناگسستني است، چرا كه خداوند متعال پديدآورنده آن مي باشد و با آفرينش كون و مكان، ظهور و بروز علم در كنار دين نيز ضروري مي نمايد. بنابراين هم دين و هم علم، دو حقيقتي هستند كه به ثبوت آفرينش منجر مي شوند. خداشناسي ديني كه از زبان اولياي الهي تبيين شده با خداشناسي طبيعي و كيهاني كه از زبان دانشمندان بيان شده است هر دو داراي مقبوليت و رواج مي باشد.
در اينجا به تقارن ديدگاه هاي ديني و علمي درخصوص علت و فلسفه وجود و وجوب روزه مي پردازيم.

روزه تعادل بخش روح و جسم
روزه و روزه داري نه تنها به خاطر تأمين سلامت و صحت بدن آدمي حائز اهميت مي باشد، بلكه موجب تأمين سلامتي روح و جان نيز هست. چرا كه انسان موجودي است دو بعدي، داراي بعد روح و جسم و هر دو بعد با يكديگر موجب معني يافتن انسان مي شود. به عبارت ديگر چنانچه عقل و لزوم سلامتي جسمي آدمي حكم كند، همان نيز به لزوم سلامتي روح حكم مي كند و انساني كه به دنبال سلامتي روح خويش در كنار جسمش نباشد نمي توان از او به عنوان انساني سالم و تكامل يافته ياد كرد. بنابراين در مورد روزه كه يكي از واجبات ديني است، مي توان گفت: «روزه داري عبارت است از اجراي يك برنامه مذهبي بهداشتي كامل جسمي و روحي.»
در اين مقاله، هدف اهميت روزه از نظر بهداشت روحي و جسمي است. پروفسور «الكسي سوفورين» مي گويد: « جسم به هنگام روزه به جاي غذا از مواد داخلي استفاده مي كند و آنها را مصرف مي كند و مواد كثيف و عفوني كه در جسم هست و ريشه و خميره بيماري است، از بين مي رود و بدين طريق روزه سبب بهبودي همه بيماري ها است. از اين رو جسم خود را به وسيله روزه از داخل نظيف و پاكيزه مي كند.»
بنابراين روزه داري باعث هضم چربي هاي ذخيره در بدن، دفع سموم فلزي و غير فلزي وارده از محيط اطراف، ايجاد اعتدال بيولوژيكي و شيميايي بدن و ... مي شود.
دكتر «اتوبوخنگر» در سخنراني خويش به سال 1965 در يك كنگره پزشكي در بغداد به بيان اهميت روزه پرداخته است. وي در اين سخنراني نتيجه مثبت چهل و پنج سال «روزه درماني» مريضان خود كه بالغ بر پنجاه هزار نفر بوده اند را ارائه كرده است و آنچه كه در اين سخنراني قابل توجه است، اينكه معمولاً روزه درماني وي چهارهفته طول مي كشيده است. يعني تطابق و تساوي زماني آن با يك ماه روزه داري. آنچه مهم و قابل توجه است اين همان زماني است كه در قرآن براي روزه داري از آن ياد شده است. يعني يك ماه تمام روزه داري براي تكامل روح و صحت جسم. بر اساس فرمايش حضرت رسول اكرم(ص): «المعده البيت الداء و الحميه هي الدواء»؛ معده آدمي كانون بيماري ها است و پرهيز و امساك نيز دارو و بهترين روش درمان بيماري ها است.
وي مي گويد: «بهترين درمان بيولوژيكي اين است كه به وسيله دفع مواد مضر و تجويز علاج طبيعي، نيروهاي درمان كننده يك ارگانيسم يا يك موجود زنده را طوري آزاد كنيم كه وقتي بسيج شدند، بيماري هاي مزمن و حاد را شكست بدهند. ما در روش درمان سعي مي كنيم سلامت پايدار و كامل را در همان زماني كه طبيعت براي اين گونه نوسازي لازم دارد بازگردانيم. درمان بيولوژيكي و مخصوصاً روزه، به بهترين وجه اين خواسته را برآورده مي سازد.»البته وقتي يك انسان موحد روزه مي گيرد، منظور و مقصود او جز طاعت امر الهي نيست كه از آن مي توان به ايمان وفاداري و ايمان فرمانبرداري ياد كرد، يعني صداقت و ثبات قدم در انجام واجبات الهي. همچنين شايد اين وهم در برخي حاصل شود كه چرا روزه داري؟
خداوند متعال با امر به بندگان خود، به روزه داري، مسرت روحي و فيزيكي را به آنها اعطا كرده است. اين امر هيچ گونه دخالت غير طبيعي و مصنوعي در كاركرد صحيح و مرتب بافت ها و اندام هاي بدن آدمي ندارد. بلكه روزه داري همان كمال مطلوب رسيدن به اعمال مرتب و صحيح تمام اجزا و اندام آدمي و نيز كمال روحاني او است.

تفاوت روزه داري با خودداري از تغذيه
بين روزه داري با خودداري از تغذيه، تفاوت است. روزه داري در معناي علمي آن رعايت كليه اصول اساسي مربوط به تغذيه صحيح در زماني خاص و پرهيز و دوري از خوردن و آشاميدن در يك فاصله زماني خاص ديگر مي باشد كه هيچ تأثيري بر كم شدن فهم و قواي شعوري انسان ندارد ولي خودداري از تغذيه يا به عبارتي گرسنگي در انسان، موجب پايين آوردن راندمان ذهني و عقلي او مي شود. چون گرسنگي و خودداري از تغذيه در ساعات شبانه روز به صورت نامنظم و غيراصولي ممكن است انجام پذيرد.
به عبارت ديگر، تفاوت بين گرسنگي با روزه داري عبارت است از اينكه: گرسنگي نوعي اجبار و اعتراض داخلي به وجود مي آورد كه موجب اختلال در سلسله اعصاب مركزي و وجود اختلال در عروق (جريان خوني و رگ ها) و ديگر اندام و بافت هاي شخص گرسنه مي شود ولي روزه دار چون با اختيار خود و اطاعت از اوامر الهي اقدام به امساك و پرهيز از خوردن و آشاميدن مي نمايد، بنابراين علم و آگاهي (وضع فكري) او به اين امر موجب هدايت كاركردي (اعمال متابوليك) تمام بدن وي مي شود.
پژوهش هاي وسيع يك كلينيك روزه گيري نشان مي دهد كه بيماري «پارادنتوز» به هنگام گرسنگي بسيار وخيم مي شود ولي در موقع روزه خوب مي شود. همچنين آسيب «ميوكارد» را مي توان در اثر افزايش جريان خون و منبع اكسيژن ماهيچه قلب تسكين داد. اين موضوع را مي توان با گرفتن نوار قلب به نحو آشكار نشان داد.
دكتر «اتوبوخنگر» درباره تفاوت بين گرسنگي با روزه داري معتقد است: در پايان (زمان) روزه درماني (روزه داري) افزايش تنوس (خاصيت انقباض عضلات) ميوكارد، در عكس برداري از قلب مشهود است. هنگام ضعف ناشي از گرسنگي، ورم «اودما» ايجاد و تشديد مي شود و موجب پديد آمدن ورم و رسوبات «ليپوفيل ديستروفي» و تراكم چربي در بافت ها مي شود. هنگام روزه گرفتن رسوبات چربي و ورم «اودما» كاهش مي يابد، يا به كلي از بين مي رود و گرفتن رژيم مناسب در پايان(زمان) روزه، اثر درماني روزه را افزايش مي دهد.
اما با توجه به تبيين تفاوت بين گرسنگي با روزه داري، آنچه كه در ادامه قابل بيان است، فوايد و مزاياي عمده روزه داري مي باشد.توليدات فاسد شونده بدن در سه يا چهار روز اول روزه داري، ممكن است بحران تازه اي با ايجاد تپش قلب، ضعف و سرگيجه هاي موقت در وضع مزاجي روزه دار پديد آورد. ولي اين حالات قابل تحمل است و جاي نگراني نيست. به بياني ديگر در روزه ابتدا گرسنگي و گاهي نوعي تحريك عصبي و بعد ضعفي احساس مي شود ولي در عين حال كيفيت هاي پوشيده اي كه اهميت زيادي دارند به فعاليت مي افتند. قند كبد به خون مي ريزد و چربي هايي كه زير پوست ذخيره شده اند و پروتئين هاي عضلات و غدد و ... سلول هاي كبدي آزاد مي شوند و به مصرف تغذيه بافت ها مي رسند.
بالاخره تمام اعضا مواد خاص خود را براي نگهداري تعادل محيط داخلي و قلب، قرباني مي كنند و به اين ترتيب روزه تمام بافت هاي بدني را مي شويد و آنها را عوض مي كند. دكتر «ژان فروموزان»، روش معالجه روزه اي را به شست وشوي احشا تعبير مي كند كه روزه دار در آغاز روزه، داراي زباني باردار است، عرق بدني زياد دارد، دهان بو مي گيرد ، گاه آب از بيني راه مي افتد و اين ها علامت شروع شست وشوي كامل بدن است. پس از 3 تا 4 روز بو برطرف مي شود، اسيد اوريك ادرار كاسته شده و شخص احساس سبكي و خوشي خارق العاده مي كند در اين حال اعضا هم استراحتي دارند.
و بالاخره اينكه، روزه همچون ساير اعمال عبادي است كه از سوي خداوند متعال بر بندگان خويش واجب شده و نيز مقدمه جهاد اكبر است كه در ميان تمام اديان و به طور كامل تر و جامع تر در بين مسلمين رايج مي باشد، بكوشيم تا در اين ماه شريف نهايت بهره و استفاده را از الطاف و عنايات حضرت حق تعالي ببريم و با طلب از درگاه ايزد منان رستگاري خويش و تمام بشريت را آرزو كنيم. «و ا ن تصوموا خير لكم ا ن كنتم تعلمون» «اگر روزه بگيريد به نفع شما است، چنانچه آن را درك كنيد» (سوره بقره، آيه 184)
منابع:
ماهنامه فرهنگي، قرآني تسنيم
كتاب نقش روزه در درمان بيماري ها
كتاب اهميت روزه از نظر علم روز

گذري بر جريان هاي انحرافي از صدر اسلام تا امروز

گذري بر جريان هاي انحرافي از صدر اسلام تا امروز


«الا ولا يحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر» تاريخ اسلام و تاريخ انقلاب اسلامي مملو است از جريانات و انحرافاتي است كه شناخت و مطالعه آنها كمك زيادي به ما مي كند تا انحرافات امروزي را بهتر و عميق تر تجزيه و تحليل كنيم. نكته اساسي در اين شناخت آن است كه تاريخ و حوادث تاريخي هميشه تكرار مي شوند و اين فقط مجريان و دست اندركاران وقايع تاريخي هستند كه تغيير مي كنند و البته روح و اصول كلي بر تمام اين جريانات ساري و جاري است. اگر روزي در تاريخ صدر اسلام جريان خوارج پيش آمد و يا در تاريخ انقلاب اسلامي جرياناتي همانند، منافقين، بني صدر ، منتظري و ... پيش مي آيند، امروز نيز جريانهايي با همان نگاه ها و ديدگاه ها در حال تكرار هستند و فقط مهره ها جاي خود را عوض كرده و مي كنند . اگر در جنگي به نام خندق، دشمن مشخص بود و در آن طرف خندق موضع داشت و اگر در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران، مرزهاي ما با دشمن مشخص و روشن بود اما اين مرز هاي مشخص را در جنگ هاي صفين و نهروان و فتنه هاي كنوني شاهد نيستيم.
مطالعه گروه خوارج، عبرت هاي زيادي را براي عبرت گيرندگان در پي دارد. خوارج از جمله جرياناتي بود كه پيامبر گرامي اسلام خبر مخالفت آنها با علي (ع) را از قبل وفات خود به ايشان رسانيده بودند. خوارج عده اي بودند كه هسته اصلي آنها را «قراء» تشكيل مي دادند؛ انسان هايي كه حافظان و قاريان برجسته قرآن بودند، به صورتي كه از كثرت و شدت سجده بر درگاه الهي، پيشاني شان پينه بسته و جاي مهر كاملاً در صورت شان مشخص بود. اما هنگامي كه در جنگ صفين ، قرآن بر سر نيزه كردن معاويه و عمرو عاص را ديدند، حاضر به ادامه جنگ نشدند و گفتند: يا علي ما با قرآن نمي جنگيم. آن حضرت(ع) در جواب اين عده فرياد زدند : آگاه باشيد از مكر دشمن. من كسي هستم كه جان خودم را براي قرآن مي دهم اما او(....) قرآن را سپر جان خود كرده است.
به هر حال، فريادهاي حضرت(ع) به جايي نرسيد و اين انحراف عقيدتي و عدم بصيرت آنها سرانجام كارشان را به مبارزه مسلحانه و رويارويي مستقيم با جانشين صالح رسول خدا رساند و البته در جنگ نهروان كه يك روز طول
كشيد، علي (ع) فتنه آنها را از بين برد. نقل است كه در شب قبل از جنگ نهروان، حضرت به همراه يكي از ياران خود از اردوگاه خوارج عبور كردند، در ميان شب و در آن اردوگاهي كه عمق وجودش را انحراف و فتنه شيطاني فراگرفته بود، فردي مشغول عبادت و راز و نياز بود و فرياد مي زد.«امن هو قانت اناء اليل» آن همراهي كه با حضرت بود با خودش گفت، كاش من هم مويي در بدن او بودم و به همراه او به بهشت مي رفتم. روز جنگ فرارسيد وسپاه اسلام بر لشكر نفاق پيروز شد. حضرت(ع) كه بر بالاي اجساد مردگان قدم مي زد، دستور داد كه جسدها را برگردانيد تا اينكه رسيدند به جسد مردي كه دستور دادند، او را نگه داريد. سپس روبه ياران خود كرده و گفتند كه آيا او را مي شناسيد؟ اين همان كسي است كه در خلوت شب گذشته مشغول راز و نياز بود، اما چون بصيرت نداشت، هرچه كرد برباد رفت و هيچ اجر و پاداشي براي خود نيندوخت. نكته اساسي در اين جريان، عدم شناخت، آگاهي و بصيرتي بود كه گريبانگير برخي انسان ها شد تا نتوانند در موقع نياز و ضرورت درست عمل كنند و بالاخره پس از يك انحراف، همانند كف روي آب كارشان به اتمام رسيد. مقام معظم رهبري در ضرورت كسب شناخت و بصيرت مثال ها و فرموده هاي بسيار جالبي دارند. به فرموده ايشان، در جنگ جمل و صفين ونهروان دشمن همان حرفهايي را مي زد كه دوست مي زد. از خدا و پيغمبر و عدل و جهاد و... دشمن همان نمازي را مي خواند كه در اين اردگاه نيز خوانده مي شد! حال شما حق را به كدام گروه مي دهيد؟ اگر بصيرت نباشد، انحراف را چطور مي شناسيد؟
در تاريخ صدر اسلام، شخصيتي داريم به نام «خزيمه بن ثابت» او فردي بود مشهور به ذوالشهادتين، يعني كسي كه شهادتش در نزد پيامبر به اندازه دو نفرمسلمان اعتبار داشت. او با علي (ع) به جنگ جمل آمد اما وقتي افراد مقابل را ديد ، گفت: يا علي(ع) من با اينها نمي جنگم! چرا؟ چون در لشكر مقابل افرادي را ديد كه روزي در ركاب پيامبر اسلام(ص) بودند و در زمان او مقام ها و مسئوليت هاي بزرگي داشتند. اما حالا چه شده بود كه «خزيمه » حاضر به جنگ با آنها نشد؟ آيا علي (ع) را بر حق نمي ديد؟ واقعيت اين است كه خزيمه ها نيز در دوران فتنه و انحراف دچار لغزش مي شوند و بصيرت و عقلانيت ديني وسياسي را كنار مي گذارند. پس ملاك سنجش و ترازوي افراد، بصيرت آنهاست، ولايتمداري آنهاست، نه نام و نشان شان. چرا مقام معظم رهبري مي فرمايند كه پرچمي كه بر دوش علي بود به مراتب سنگين تر از پرچمي بود كه پيغمبر(ص) بر دوش داشت؟ زيرا پيامبر با شرك و بت پرستي مي جنگيد كه جبهه مشخصي داشتند و همگان مي دانستند آنها مخالف دين او هستند و علي با نفاق و فتنه. با كساني كه روزي در ركاب پيغمبر جانبازي مي كردند، اما اينك در يك وادي ديگر مشغول بودند، همين سابقه آنها بهانه اي شده بود براي هركاري كه شايسته خود مي دانستند و صد البته پرچمي كه هم اكنون بر دوش مقام معظم رهبري است، هزاران بار سنگين تر از پرچمي است كه روزي بر دوش امام خميني(ره) بود. نداي «اين عمار» رهبر هم اكنون در رساترين و بالاترين حد خود است، اما آيا عماري هست كه بشنود؟!
در برخورد حضرت امام(ره) با جريانات انحرافي نمونه هاي زيادي وجود دارد كه يكي از آنها بر خورد با بني صدر است. بني صدر كسي بود كه امام (ره) مقام فرماندهي كل قوا را به او داده بودند و وقتي كه بني صدر داشت عليه نيروهاي مشغول جنگ خيانت مي كرد امام (ره) با نصيحت و تذكر سعي داشتند كه ايشان را به راه راست هدايت كنند، اما وقتي كه ديدند بني صدر قابل برگشت نيست و انحراف او جدي تر شده، دست به قلم برده و او را از مقام فرماندهي كل قوا عزل نمودند شود. حضرت امام(ره) هركجا مي ديد كه انحرافي گريبانگير جريان يا فردي شده با آن انحراف مقابله مي كرد و از اصول اساسي عدول نداشت. شيوه و منش مقام معظم رهبري هم همين طور است و هر تفكري و هر منصبي و هر دولتي تا جايي مورد حمايت رهبري و نيروهاي ارزشي خواهد بود كه از خط قرمزهاي نظام عبور نكند چرا كه ما با هيچ كسي بر سر اصول نظام و انقلاب عهد اخوت نبسته ايم.

منبع هفته نامه صبح صادق

روزه، ابزار تزكيه (گفتار و توصيه هاي اخلاقي امام خامنه اي (مدظله العالي)

گفتار و توصيه هاي اخلاقي امام خامنه اي (مدظله العالي)


روزه، ابزار تزكيه


خداي متعال بشر را طوري آفريده است كه به تربيت احتياج دارد. هم از بيرون بايد او را تربيت كنند، هم از درون، خودش بايد خودش را تربيت كند. در مقوله مسائل معنوي، اين تربيت، يكي تربيت فكر و قواي عقلاني اوست كه محل اين تربيت، تعليم است و يكي تربيت نفس و قواي روحي و قوه غضبيه و شهويه اوست كه نام اين تربيت، تزكيه است.

كيمياي نيت
روزه فقط اين نيست كه انسان نخورد و نياشامد. اين نخوردن و نياشاميدن، بايد از روي نيت باشد، والا اگر شما يك روز به خاطر گرفتاري و يا اشتغال به كار، دوازده ساعت، پانزده ساعت فرصت نكنيد چيزي بخوريد، هيچ ثوابي به شما نخواهند داد، اما همين امساك را وقتي با نيت انجام داديد - «اجعلنا ممن نوي فعمل»؛ نيت كند و به دنبال آن، عمل انجام دهد- اين همان گوهر درخشاني مي شود كه به شما ارزش مي بخشد و روح تان را قيمتي مي كند.
شرط روزه، نيت است. نيت يعني چه؟ يعني اين عمل را، اين حركت را، اين امساك و تمرين را جهت دادن براي خدا، در راه خدا، به خاطر انجام دستور الهي. اين است كه به هر كاري ارزش مي بخشد، لذا در دعاي شب اول ماه مبارك مي خوانيد كه: «اللهم اجعلنا ممن نوي فعمل ولا تجعلنا ممن شقي فكسل» كسالت، بي رغبتي و بي نشاطي براي كار - چه كار معنوي و چه كار مادي- شقاوت است.
روزه، يكي از بهترين كارهاست. چون شما نيت اين كار را داريد؛ لذا از هنگامي كه وارد صحنه روزه داري مي شويد - يعني از بعد از لحظه طلوع فجر- تا آخر روز به طور دائم به خاطر اين نيت، در حال عبادتيد. اگر هم بخوابيد، عبادت مي كنيد. همين طور راه برويد، عبادت مي كنيد. اين كه از قول نبي اكرم (عليه و علي آله الصلاه والسلام) نقل شده است كه فرمود: «أنفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عباده »؛ خوابيدن و نفس كشيدن شما عبادت است، خواب چطور عبادت مي شود؟ نفس كشيدن چطور «سبحان الله» گفتن مي شود؟ اين به خاطر آن است كه شما بي كار هم كه باشيد، هيچ اقدامي هم كه نكنيد، چون با اين نيت وارد اين وادي شده ايد، يكسره در حال عبادتيد. در روايت ديگر مي فرمايد: «نوم الصائم عباده و صمته تسبيح»؛ سكوت هم كه مي كنيد، مثل اين است كه «سبحان الله» مي گوييد. و «عمله متقبل و دعائه مستجاب»؛ عمل شما مقبول و دعاي تان مستجاب است.

افساري براي نفس
همه اين عبادت و ديگر عبادات، بر گرد اين محور مي گردد كه انسان با مشتهيات نفساني و با لذايذي كه انسان را به پستي مي كشانند و برده مي كنند، مبارزه كند. يك روايت از امام صادق (عليه الصلاه والسلام) است كه خطاب به «محمدبن مسلم» مي فرمايد: «يا محمد! ذا صمت فليصم سمعك و بصرك و لسانك و لحمك و دمك و جلدك و شعرك و بشرك» امام صادق(ع) به اين يار و شاگرد نزديك خودشان مي فرمايند كه وقتي روزه مي گيري، بايد شنوايي تو روزه گير باشد، بينايي تو روزه بگيرد، زبان تو روزه بگيرد، گوشت و خون و پوست و موي و بشره تو روزه دار باشد؛ دروغ نگويي، انسان هاي مومن را دچار بلا نكني، دل هاي ساده را اغوا نكني، براي برادران مسلمان و جامعه اسلامي توطئه درست نكني، بدخواهي نكني، بددلي نكني، تهمت نزني، كم فروشي نكني، امانتداري كني. انساني كه در ماه رمضان با كف نفس خود، از خوردن و آشاميدن و مشتهيات نفساني و جنسي روزه مي گيرد، بايد زبان خود، چشم خود، گوش خود و همه اعضا و جوارح خود را روزه دار بداند و خود را در محضر خداي متعال و دوري گزيده از گناهان بينگارد. دنباله روايت مي فرمايد: «و لايكون يوم صومك كيوم فطرك»؛ روز روزه تو، مثل روز فطر تو نباشد؛ مثل روزهاي عادي باشد. روز ماه رمضان هم همان گونه رفتار كني كه در روزهاي عادي رفتار كردي. بايد به تربيت نفس توجه كني و اين فرصت را مغتنم بشماري.
در يك روايتي ديگر مي فرمايد: «صوم النفس امساك الحواس الخمس عن سائر المأثم» از اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام) نقل شده است كه روزه نفس، غير از روزه جسم و روزه شكم است. روزه نفس انسان اين است كه همه حواس پنج گانه او از گناهان امساك كنند. «و خلو القلب من جميع اسباب الشر»؛ دل از همه موجبات و اسباب شر و فساد خالي شود. با خداي متعال و با بندگان خدا، دل را صاف و بي غل و غش كنيم. در اين جهت، روايات زيادي هست.
برادران و خواهران عزيز! از اين فرصت استفاده كنيم. ماه رمضان يك فرصت بسيار مغتنم است، براي اين كه خودمان را به خدا نزديك كنيم، به كمال نزديك كنيم، از مفاسد دور كنيم، از گناهان پاك كنيم. اين دعاهايي كه در اين ماه هست، اين استغفاري كه در اين ماه مستحب است، همه فرصت است؛ مبادا اين فرصت ها از دست برود. اين ماه رمضان به زودي تمام خواهد شد. اگر تا ماه رمضان ديگر زنده بمانيد، آن هم مثل برق و باد خواهد گذشت. اين فرصت هاي ذي قيمت از دست خواهد رفت؛ از هر روز و ساعتش بايد استفاده كنيد.

خطبه هاي اولين نماز جمعه ماه مبارك رمضان، (12/10/76)