منتظر واقعي در دوران غيبت كيست؟

انتظار در لغت به معناي چشم به راه بودن و نوعي اميد به آينده است. انتظار، تركيبي از دو حالت در شخص است؛ يكي بيگانگي با وضع موجود و ديگري تلاش براي وضع بهتر، اما معناي واقعي انتظار در اسلام به ويژه در تشيع عبارت از ايمان به امامت و ولايت حضرت ولي عصر(عج) و اميد به ظهور مبارك آن حضرت و آغاز حكومت صالحان است.
انتظار اجتماعي، همان انتظار در مقام عمل است. محصول انتظار اعتقادي، انتظار عملي است. در طول روز، هزاران مسافر در راه هستند؛ ولي با كمال اطمينان مي خوابيم و چشم به راه نيستيم. حال اگر يكي از آن مسافران از عزيزان ما باشد، بي تابي مي كنيم.
يكي از دلايل آن، عدم محبت به حضرت است و عدم محبت نيز به عدم معرفت به حضرت و حكومت ايشان مي انجامد. بايد نيكي هاي حضرت را پي در پي به ياد آورده و آن را بيان كنيم. آن گاه است كه محبت به ايشان در دل ما پديد مي آيد؛ زيرا انسان بنده احسان است و اگر احسان و نيكي شخصي را در حق خود ببيند، بنده او مي شود.
مهم ترين نيكي حضرت در حق ما اين است كه اجابت دعاي ما به سبب آن حضرت است.
رسول خدا(ص) به اميرمومنان (ع) فرمود: آنچه بر تو ديكته مي كنم، بنويس. حضرت علي (ع) فرمود: اي پيامبر(ص) خدا! مي ترسيد فراموش كنم؟ فرمود: نه. از خدا خواسته ام كه تو را حفظ كند و از يادت نبرد؛ ولي براي شريكانت بنويس. حضرت فرمود: اي رسول خدا! شريكان من چه كساني هستند؟ فرمود: امامان از فرزندان تو كه خداوند به سبب آنها بر امت باران مي فرستد و به وسيله آنان دعاي ايشان را مستجاب و به سبب آنان بلا را دور و به سبب آنان رحمت را از آسمان نازل مي كند (بصائر الدرجات: 167). خداوند در قرآن مي فرمايد: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» (الرحمن: 60) آيا پاداش نيكي غير از نيكي است؟ اما رسول خدا(ص) در روايتي مي فرمايد: «هر كس به شما نيكي كرد، به او پاداش دهيد و اگر نتوانستيد، او را دعا كنيد.» (معراج السعاده) پس دعا براي حضرت يكي از وظايف اصلي منتظران است.
انواع منتظران
منتظراني كه در انتظار حضرت هستند، متفاوتند ، عده اي براي رهايي از گرفتاري هاي خويش، آن حضرت را انتظار مي كشند؛ عده اي ديگر براي رفع گرفتاري همه مومنان به انتظار نشسته اند؛ عده اي براي نجات همه مستضعفان اعم از اهل ايمان و... منتظرند؛ زيرا قائل به اين هستند كه امام شان، منجي عالم بشريت است؛ چنانكه امام صادق (ع) در دعاي عهد مي فرمايد: «خداوندا! امام زمان(عج) را پناه بندگان ستمديده خود و ياور كساني قرار ده كه جز تو ياوري ندارند.»
عده اي هم براي رهايي همه مخلوقات اعم از انسان و غير انسان او را مي جويند؛ زيرا اعتقاد قطعي شيعه اين است كه ظهور امام زمان(عج) گشايش همه موجودات را در بر دارد؛ چنانكه امام علي (ع) مي فرمايد: «وقتي قائم ما اهل بيت(عليهم السلام) قيام كند، آسمان باران خود را به طور كامل فرو مي ريزد و زمين گياهانش را در سطح وسيع و فراگير مي روياند و حيوانات درنده و اهلي با يكديگر سازش مي كنند.» (بحارالانوار52: 316).
اما عده اي در بالاترين درجه انتظار به سر مي برند و آن، اين است كه فرج امام عصر(عج) را به دليل خود ايشان از خداوند طلب مي كنند و در انتظار رفع گرفتاري از خود امام هستند؛ زيرا رنج هاي امام(عج) در زمان غيبت براي رضاي خدا و براي مومنان از همه بيشتر است. ستمي كه به ايشان مي شود، از همه بيشتر است؛ در زيارت امير مومنان علي (ع) مي خوانيم:
«سلام بر تو اي ولي خدا! شهادت مي دهم كه تو اولين مظلوم و اولين كسي هستي كه حق او را غصب كرده اند.» (كامل الزيارات: باب11)
منزلت حضرت ولي عصر(عج) نزد خدا از همه بالاتر و برتر از همه مخلوقات است. بنابراين اگر كسي انتظار فرج ايشان را براي وجود ايشان داشته باشد، بالاترين درجه اين عبادت را انجام داده است.
قدرداني از صاحب زمان!
حال قصد آن داريم كه براي قدر داني از حضرت ولي عصر(عج) بر اساس روايت رسول خدا(ص) عمل كنيم كه فرمود: «اگر نمي توانيد در مقابل نيكي ديگران پاداش دهيد، دعايش كنيد.» (معراج السعاده)
نيكي هاي امام زمان (عج) را چگونه مي توان جبران كرد؟ او كه وجود همه عالم به بركت وجود اوست؛ او كه واسطه فيض بين فرشتگان و خدا است؛ او كه بارش باران نيز بي وجود نازنينش، قطرات زلالش را از زمين و زمينيان دريغ مي كند. حال كه چنين است، چگونه مي توان جبران خوبي هاي چنين نعمت بزرگي را بجا آورد؟ آيا مي شود پاداشي تصور كرد؟ به طور قطع نمي توان پاداش داد. پس ناچار بايد به قسمت دوم حديث شريف رسول خدا(ص) مراجعه كنيم كه فرمود: اگر نمي توانيد پاداش دهيد، به دعا در حق آن حضرت بپردازيد. حال كه اين دعا براي جبران نيكي هاي حضرت مطرح شده، شايسته است به بهترين شكل صورت گيرد، يعني در بهترين زمان ها و مكان ها باشد؛ همچنين در كنار آن بايد به اموري پرداخت كه به افزايش آثار دعا كمك مي كند.
خدمت به حضرت از وظايف منتظران شمرده شده است. فرشتگان و انبياي الهي خدمت به آن حضرت را افتخار خود مي دانند. پيامبر بزرگي همچون خضر(ع) در خدمت ايشان است. امام صادق (ع) نيز مي فرمايد: «اگر او را درك مي كردم، در تمام دوران زندگي ام به او خدمت مي كردم.» (بحارالانوار51: 148)
خدمت به ايشان، از راه خدمت به دوستان، پيروان و شيعيان آن حضرت به دست مي آيد. در حقيقت رفع نيازها و دفع مشكلات و حل و فصل امور آنها، خدمت به آن حضرت است؛ همچنين برپايي محافل ذكر نيز خدمت به آن حضرت شمرده مي شود.
هنگامي كه از امام موسي كاظم (ع) درباره تفسير آيه «و أسْبـغ عليْكـمْ نِعمهُ ظاهِرةً و باطِنةً» (لقمان:20) پرسيدند، حضرت فرمود: «نعمت ظاهر، امام ظاهر و نعمت باطن، امام غايب است.» پرسيده شد آيا در ميان شما كسي هست كه غايب شود، فرمود: «آري. او كسي است كه از ديدگان غايب مي شود، ولي يادش از دل هاي مومنان بيرون نمي رود. او دوازدهمين ماست. خداوند هر مشكلي را براي او آسان و هر گردنكشي را به دست او سركوب مي كند»؛ امام صادق (ع) در تفسير آيه «ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم» (تكاثر: 8) فرمود: «تمام نعمت هاي الهي كه به بندگان مي رسد، همه به بركت وجود امام است كه عظيم ترين نعمت الهي است. بارش باران و رويش گياهان همه و همه از بركت وجود حضرت ولي عصر(عج) است.»
پس خود حضرات معصوم(عليهم السلام) و حضرت صاحب نعمت هستند و شكر نعمت نيز امري واجب است. گاه شكر فقط زباني است و از آن تجاوز نمي كند؛ اما آن شكر داراي اهميت است كه در قالب عمل بروز و ظهور كند.
اهميت تهذيب نفس
براي شكر اين نعمت سزاوار است كه انسان منتظر، هدف حضرت را بداند و در آن جهت او را ياري دهد. هدف همه معصومان و انبياي الهي چيزي غير از اصلاح جامعه نبوده و نيست. بنابراين حضرت مهدي(ع) نيز براي اصلاح جامعه مي آيد و شايسته است كه در همين راه حضرت را ياري كنيم، اما پيش از اينكه جامعه را اصلاح كنيم، لازم است به اصلاح خود بپردازيم.
حضرت(عج) در توقيع شريفي كه به مرحوم شيخ مفيد نوشته است، بي توجهي به اين امر را از جمله اسباب يا تنها سبب طولاني شدن غيبت شمرده است. «فما يحْبِسُنا عنْهُمْ إِلا ما يتصِلُ بِنا مِما نكرهُهُ و لا نُوْثِرُهُ مِنْهُم»
پس تنها عاملي كه ما را از آنان (شيعيان) پوشيده مي دارد، همانا اعمال ناخوشايند است كه از ايشان به ما مي رسد و از آنان انتظار نمي رود.(بحارالأنوار 53: 177)
امام زمان (ع) براي اصلاح جامعه و گسترش عدالت مي آيد؛ بنابراين منتظر واقعي بايد در اين جهت حضرت را ياري دهد. كسي كه گناه مي كند، مقابل امام ايستاده است؛ زيرا امام براي برپايي عدالت مي آيد و مقابل عدالت، ستم است و گناه كردن، خود نوعي ستم به نفس است و كسي كه به خود ستم مي كند، چگونه انتظار مي رود كه به ديگران ستم نكند؟
بنابراين بايد در جهت ياري حضرت ولي عصر(عج)، پيش از اصلاح جامعه به اصلاح خود بپردازيم و تقواي الهي پيشه كنيم. يكي از اسباب ارتباط با امام زمان (عج) تقوا است؛ زيرا در دعاي ندبه مي خوانيم: «أين جام ع الكل مه علي التقوي» كجاست كسي كه همه سخنان را بر محور تقوا جمع كند.
تا حضرت در دل انسان ظهور نكند، ظهور خارجي معنايي ندارد. زباني كه مي خواهد ذكر حق بگويد، بايد پاك باشد و چشمي كه مي خواهد حضرت را ببيند، بايد قابليت ديدن داشته باشد و نيز گوشي كه بخواهد نداي انا بقيه الله را بشنود تا به سوي او حركت كند، نبايد آلوده باشد.
علامات محبت
اشتياق ملاقات از لوازم محبت است. پس از ايجاد محبت، انسان خواهان ديدار است و در تلاش است تا محبوب را ببيند. محب بايد شوق ديدار داشته باشد و از فراق دوست بسوزد.
اميرمومنان (ع) هنگامي كه درباره امام زمان (ع) سخن مي گفت، به اين جمله مي رسيد: «شوقا الي رويت ه ». اميرمومنان (ع) با اينكه جد امام زمان (ع) است، در فراق او آه مي كشد و اين، نشانه محبت است. (همان75: 73)
از نشانه هاي دوستي و اشتياق، اظهار اندوه فراق يار يا ندبه خواني و گريه است. امام صادق (ع) فرمود: مشتاق، نه به خوراكي ميل دارد و نه از نوشيدني لذت مي برد؛ ميل و استراحت از او برطرف مي شود؛ نه به دوست و همنشين انس مي گيرد؛ نه در آبادي سكنا مي گزيند و نه در آسايشگاه مي آرامد... (شرح مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه 2: 529)
انسان عاشق نه فقط با لفظ، بلكه با سوز و گداز دروني خود، دادخواهي و استغاثه مي كند و اين چنين از دوري مولايش ناله سر مي دهد... «عزيز علي ان اري الخلق و لا تري » بسيار سخت است بر من كه خلق را ببينم و تو را نبينم. (دعاي ندبه) پس از ايجاد محبت در دل و اظهار آن، سزاوار است حضرت را در ميان خلايق نيز محبوب كرد. چگونه بايد اين كار را انجام داد؟
امام موسي كاظم (ع) مي فرمايد: هيچ چيز بر ابليس و لشكريانش دشوارتر از اين نيست كه برادران ايماني با يكديگر ديدار كنند. همانا دو مومن هنگامي كه با يكديگر ديدار مي كنند، خدا را ياري مي كنند و پس از آن اگر فضايل ما را يادآوري كنند، در اين حال گوشت سالمي بر صورت ابليس باقي نمي ماند. تا جايي كه روح پليدش به التماس مي افتد و درد مي كشد. پس فرشتگان آسمان متوجه مي شوند و او را لعنت مي كنند تا اينكه هيچ فرشته مقربي باقي نمي ماند، مگر اينكه او را لعنت مي كند. پس ابليس به حالت زبون و حسرت مي افتد. (اصول كافي2: 988)
بايد فضايل اهل بيت ذكر شود تا محبت به آنها رشد كند. امام صادق (ع) مي فرمايد: «خداوند رحمت كند بنده اي را كه ما را نزد مردم محبوب مي كند و ما را در معرض دشمني آنان قرار نمي دهد. به خدا سوگند! اگر سخنان زيباي ما را براي مردم روايت كنند، به سبب آن عزيزتر مي شوند و هيچ كس نمي تواند بر آنان وصله اي بچسباند.» (مكيال المكارم2: 221)
شيوه ايجاد رابطه معنوي با حضرت
رابطه دو قسم است؛ جسمي، معنوي. بسياري در طول تاريخ با امام زمان خويش رابطه جسمي داشتند، اما سودي به حال آنان نبخشيد؛ براي مثال مردم زمان اميرمومنان (ع) اطراف حضرت را خالي كرده و در محراب عبادت، ايشان را به شهادت رساندند. اين رابطه نه تنها سودي به حال آنان نبخشيد، بلكه به ارتكاب بزرگ ترين جنايت تاريخ بشريت انجاميد. ولي آنچه مهم است، رابطه معنوي است؛ چنان كه اويس قرني با آنكه رابطه جسمي با رسول خدا(ص) نداشت، ولي هنگامي كه پيامبر(ص) به شهر رسيد، فرمود : بوي اويس به مشامم مي رسد.
گام نخست اين است كه بايد در ناراحتي هاي حضرت، ناراحت شد. بزرگ ترين مصيبتي كه بر حضرت وارد شده است و شب و روز برآن اشك مي ريزد، مصيبت جدش امام حسين (ع) است. آنجا كه در زيارت ناحيه مقدسه مي فرمايد: «آن قدر براي تو گريه مي كنم كه اگر اشك چشمانم تمام شود، خون گريه مي كنم.»
گام دوم، صله براي حضرت با مال و دارايي خود است. منظور از صله، عطا و بخششي است كه فرد براي جلب توجهات معنوي امام (ع) تقديم مي كند و اين همان هديه اي است كه فقط جهت خشنودي و شادي امام اهدا مي شود. شايسته است كه هركس به اندازه توانايي خودش، مقداري از مال و دارايي خود را به آن حضرت اختصاص دهد و به حضرت اهدا كند كه در زمان ظهور به خود حضرت تعلق مي گيرد؛ ولي در زمان غيبت، صله امام بايد در اموري كه رضايت آن حضرت است، به كار گرفته شود و نيت ما، حضرت باشد. امام موسي كاظم (ع) مي فرمايد: «اگر كسي نمي تواند با ما صله كند، پس با دوستان صالح ما صله كند كه ثواب صله براي او نوشته مي شود.»
گام سوم، گريه براي آن حضرت است. امام صادق (ع) مي فرمايد: «هركس ما را ياري كند و از چشم او به اندازه بال پشه اي اشك بيرون آيد، خداوند گناهان او را مي آمرزد؛ هرچند به اندازه كف درياها باشد.» (همان44: 278)
راوي مي گويد: «ديديم امام صادق (ع) همچون كسي كه فرزند از دست دهد، روي خاك نشسته است و گريه مي كند و با خود زمزمه مي كند اي آقاي من! غيبت تو خواب را از من گرفته و زمين را بر من تنگ كرده است. راوي گويد: از اين حالت حضرت ناراحت شديم و عرض كرديم: خداوند ديدگان شما را نگرياند، چه حالتي موجب شده است كه در ماتم باشيد؟ حضرت آهي كشيده و فرمودند: غيبت امام زمان(ع).» (كمال الدين2: 352)
براي اتصال به مقام قرب با امام زمان (عج) بايد رابطه فكري و معنوي برقرار كرد. براي ارتباط با حضرت به مقدماتي نياز است: يكي ترك گناه و ديگري، بردباري در برابر سختي ها. محبت وابسته به اطاعت است. اگر كسي ادعاي حب داشته باشد، زماني محبت وي به اثبات مي رسد كه تابع و مطيع باشد. محب بايد به دنبال رضايت محبوب باشد و بكوشد رضايت محبوب را به دست آورد.

حجت الاسلام مهران رهنما