گفتاري از آيت الله مهدوي كني-در مقامات معنوي قله را ببينيد!
گفتاري از آيت الله مهدوي كني
در مقامات معنوي قله را ببينيد!
ماه رجب، ماه رحمت، عبادت و تقرب به خداوند متعال است؛ ماهي كه «رجب الاصب» ناميده شده است، ماهي كه در آن رحمت خدا بيش از ماه هاي ديگر ريزان است. از احاديث درمي يابيم كه ماه رجب، دروازه ماه شعبان و رمضان است. از اين ماه، بندگان خدا به پيشواز ماه خدا مي روند.
اقتدا به اسوه حسنه
مقاماتي كه اولياي خدا دارند دو مرتبه يا دو نوع است: يك مرتبه از مقامات اوليا، موهبتي است كه قابل تأسي و اكتساب نيست؛ يعني آنچه خداوند به اولياي خودش عنايت كرده و با رياضت و عبادت به دست نيامده است. اين لطف الهي بوده كه براي هدايت مردم، بندگان شايسته، فرهيخته و برگزيده اي داشته باشد تا ديگران به آنها تأسي كنند و به دنبال آنها بروند. كيفيت افعال، وجود، تولد و دوران كودكي اين بندگان، نوعي خاص و غير اكتسابي است؛ مثلاً مولود كعبه بودن اختصاص به اميرالمومنين(ع) دارد؛ و ايشان اين را از خود ندارند، بلكه موهبتي خدادادي است.
از ديگر خصوصيات اميرالمومنين(ع) اين است كه از سن كودكي در دامان پيامبر اكرم(ص) بزرگ شده است. اميرالمومنين(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: من كسي هستم كه وقتي كودك شيرخوار بودم و نمي توانستم غذا بخورم پيامبر نان را برايم طوري آماده مي كرد كه من بتوانم آن را بخورم. همين مسئله از موهبت هاي الهي است و ديگران نمي توانند بگويند ما در دامان پيغمبر(ص) پرورش يافته و بزرگ شده ايم. البته بعضي از مقامات و فضايل، اكتسابي است و به تدريج با اراده و اختيار به دست آمده است. ما بايد تأسي كنيم و اينها را به دست بياوريم. آيه مبارك «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجو الله و اليوم الاخر» مربوط به رفتارهاي قابل تأسي و ممكن الوصول است؛ گر چه قسمتي از رفتار و مقامات رسول خدا(ص) هم با وجود اينكه رفتار است و موهبتي نيست، ممكن الوصول نمي باشد. به نقل از سني و شيعه پيامبراكرم(ص) فرموده اند: «صلوا كما رأيتموني اصلي» اين عبارت، علاوه بر مسئله فقهي، نكته اي دارد. پيامبر(ص) فرمود: همان گونه كه مي بينيد من نماز مي خوانم، شما هم نماز بخوانيد. آن حضرت اگر مي فرمود: «صلوا كما أصلي» يعني آن طور كه من محمد مصطفي خاتم الانبيا(ص) نماز مي خوانم شما هم نماز بخوانيد، قابل پيروي نبود؛ زيرا ما چطور مي توانستيم همانند او كه به مقام «قاب قوسين او ادني» رسيده و نمازش به مثابه معراج است، نماز بخوانيم. پس فرمود: آن طور كه به حسب ظاهر، افعال و گفتار مرا مي بينيد، نماز بخوانيد، ولي آنچه مربوط به باطن و حقيقت نماز است شما را توان آن نيست كه آن گونه نماز بخوانيد. قرآن درباره پيامبر(ص) مي فرمايد: «ثم دني فتدلي فكان قاب قوسين او ادني» كسي كه چنان به خدا يا جبرئيل نزديك شد كه هيچ كس به آن جا راه نيافت، او بالاترين مقامي كه يك بشر مي تواند طي بكند، در اين مسير طي كرده است. بنابراين من از اين جمله مي خواستم اين را استفاده كنم كه قسمتي از رفتار و اعمال اولياي خدا و پيامبر(ص) و اهل بيت(عليهم السلام) قابل تأسي نيست، اما مي توان در قسمتي ديگر دنباله رو آنها بود.
حضرت علي(ع) به «عثمان بن حنيف» مي نويسد كه؛ «شما نمي توانيد مثل من رفتار كنيد.» براي ما امكان ندارد كه مثل آنها باشيم زيرا آنها داراي مقاماتي هستند كه منشأ اين رفتار است و ما اين مقامات را نداريم. ما بايد در قسمت هاي ممكن به دنبال آنها حركت كنيم.
ما در مسائل مادي هميشه بايد به زيردستان مان نگاه كنيم؛ زيرا عالم، عالم تزاحم است و امكان ندارد همه به يك جا برسند. نبايد خود را گرفتار حرص و آز كنيد و تمام هم و غم تان صرف مسائل مادي شود. اگر شما خانه تان كوچك است، كساني هستند كه خانه اي كوچك تر و حتي استيجاري دارند. اگر شما خانه ملكي نداريد، بسياري هستند كه خانه استيجاري هم ندارند. لذا در مسائل مادي گفته اند كه خيلي پرواز نكنيد، اوج نگيريد كه اين موجب ناراحتي براي خودتان و ديگران خواهد شد. بسياري از جنگ ها و نزاع ها به دليل بلند پروازي هاي مردم دنياست.
اما در مسائل معنوي بايستي اوج بگيريد و بالا برويد كه قله را فتح كنيد. قرآن مي فرمايد: بالاترين مقامي كه يك بشر مي تواند به آن برسد، نزديكي به خداست و نيز «و ان الي ربك المنتهي» منتهي خداست؛ انسان هيچ وقت نمي تواند به منتهي برسد، ولي مي تواند به آن نزديك شود. خداوند به پيامبر(ص) فرمود: «انك لعلي خلق عظيم» نفرمود: انك لذو خلق عظيم، يعني صاحب اخلاق عظيم هستي و اين تعبير با تعبير «انك لعلي خلق عظيم» خيلي تفاوت دارد. در سوره يس كه قلب قرآن است مي فرمايد: «انك لمن المرسلين علي صراط مستقيم» تو بر فراز صراط مستقيم هستي. اگر ما در راهي پر پيچ و خم رانندگي كنيم، سر پيچ ها و گردنه ها را نمي بينيم و با خطرات زياد مواجه مي شويم ولي اگر در هلي كوپتر بنشينيم و پرواز كنيم، گرفتار اين مشكلات نمي شويم چون همه چيز را از بالا مي بينيم.
قرآن مي گويد كه انسان كامل، انساني است كه در بالاي قله قرار گرفته و بقيه مردم بايد پيرو آن انسان كامل باشند و هميشه به بالا نگاه كنند. نگوييد ما نمره هجده گرفته ايم و ديگران هفده گرفته اند. نگاه كنيد چه كسي بيست گرفته است و توانسته دانشجوي ممتاز شود، حتي اگر در دانشگاه هاي ديگر باشد. گر چه نمي توانيد مثل اميرالمومنين(ع) و رسول الله(ص) باشيد، اما جهت گيري تان بايد به سوي بي نهايت باشد. هيچ وقت متوقف نشويد. بعضي مي گويند براي يك مادر همين اندازه كافي است كه خانهدار خوبي باشد و فرزنداني شايسته تربيت كند. خير! خانم هاي ديگري هستند و بوده اند كه علاوه بر خانه داري، شوهرداري، عبادت و تربيت فرزندان خوب، كارهاي خوب ديگري نيز انجام داده اند؛ مثلاً حافظ قرآن و مفسر قرآن بوده و علوم مختلف را آموخته اند و به مقام هاي عالي علمي و عملي رسيده اند.
ما دو راه بيشتر نداريم، راه خوب و راه خوبتر، راه بد كه از موضوع بحث خارج است. اميرالمومنين(ع) به ما دستور مي دهد كه شما هميشه كار خوبتر و راه بهتر را انتخاب كنيد! چون دامنه زندگي و ساعات عمر محدود است و انسان در اين محدوده بايد بهترين بهره را برداشت كند.
عثمان بن حنيف به ميهماني دعوت شد و در آن شركت كرد. معمولاً آدمي تا پست و مقام ندارد به او احترام نمي گذارند، به ميهماني ها دعوتش نمي كنند، برايش هدايا نمي آورند، ولي همين كه به مقامي رسيد، دعوت نامه ها و هدايا سرازير مي شود. وقتي اميرالمومنين(ع) خليفه شدند، براي شان هديه آوردند، حضرت فرمود: اين چيست؟ زكات است؟ رشوه است؟ صدقه است؟ ما اهل اين چيزها نيستيم. عرض كردند يا اميرالمومنين(ع) اين هديه اي است براي شما! حضرت فرمودند: اين هديه را چرا پيشتر براي ما نمي آوردي؟ چرا وقتي ما خليفه نبوديم، هديه اي از شام براي ما نمي آمد؟ حال كه به مقامي رسيده ايم اين هدايا سرازير شده است؟ عثمان بن حنيف نيز كه فرماندار شد، ثروتمندان شهر بصره مجلس باشكوهي ترتيب دادند و ثروتمندان و اغنيا را در اين ميهماني باشكوه دعوت كردند، بوي غذاهاي متنوع از خانه بيرون مي رفت و همسايگان و فقرا هم استشمام مي كردند، اما رنگ اين غذاها را نمي ديدند. خبر به اميرالمومنين(ع) رسيد. اميرالمومنين به عثمان چنين نوشتند كه: «استاندار من نبايد در چنين مجلسي شركت كند!» كارگزاران ما بايد از اين نامه اميرالمومنين درس بگيرند.
اگر كسي در مسائل كوچك احتياط كند، وقتي دستش به مال هاي زيادي برسد، ديگر دچار خطا نخواهد شد. حضرت(ع) مي فرمايد: «الا و ان لكل ماموم اماما يقتدي به و يستضيء بنور علمه» شيعيان من! هر مأمومي امام و رهبري دارد كه به او اقتدا مي كند و از نور علمش روشني مي گيرد و راهش را مي شناسد، سپس مي فرمايد: «الا و انكم لا تقدرون علي ذلك و لكن اعينوني بورع و اجتهاد و عفه وسداد» آري شما نمي توانيد مثل من زندگي كنيد، ولي با تقوا و پرهيزكاري و كوشش در راه خدا و پاكدامني و درستي مرا ياري دهيد.
¤ برگرفته از مجله مشكات النور، فروردين 1381، شماره 18، صفحه 4
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم