فتنه گران در بندند، نه فتنه؟!


هوشياري تدريجي ملت ها در دهه هاي اخير و آگاه شدن از اينكه چگونه مستكبران ثروت هاي آنها را تاراج مي كنند، آنها را به سمت مقاومت و مقابله سوق داد و كار را بر مستكبران سخت كرد و آنها را به چاره جويي واداشت. تكاپوي چندساله آنها در نهايت منجر به وضع تئوري هاي جديد و در رأس آنها جنگ نرم شد. جنگ نرم كه مبناي براندازي نظام هاي سياسي تسليم ناپذير و يا متمرد و نامطلوب! تعيين گرديد، اين قابليت را دارد كه به اشكال مختلف ظهور و عمل كند. ظاهراً انقلاب هاي (كودتاها) مخملي موفق ترين ظهور و عمل جنگ نرم است كه عملكرد آن در كشورهايي از اروپاي شرقي ديده شد. مانند: يوگسلاوي سابق، اوكراين، گرجستان.... نتيجه و تجربه ناشي از اين روش براندازي، آمريكايي ها را بسيار خرسند كرد؛ زيرا به گمان خود توانسته بودند جايگزيني به مراتب با ارزش تر از روش هاي پرخطر و پرهزينه گذشته، پيدا كنند. موفقيت هاي زنجيره اي براندازي با روش انقلاب مخملي، آنها را مشتاقانه و گستاخانه با اميد وافر به نتيجه گيري دلخواه به سوي مداخله در انتخابات رياست جمهوري دهم ايران سوق داد و شد، آنچه شد.
بنا بر جدول انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي، كساني كه مايل به نامزدي براي اين انتخابات بودند، از ابتداي هفته جاري مجاز به ثبت نام شدند. آغاز ثبت نام نامزدها به اين معناست كه نظام رسماً شروع فرايند انتخابات نهم مجلس را كليد زده است. اعلام اين خبر دو طرف را هوشيار مي كند. يك طرف دشمنان و مخالفان نظام در هر مكان و با هر اسم و رسم، ديگري هم طرفداران نظام كه در كل مي توان نام مردم و مسئولان را بر آنها نهاد. دشمنان با ابراز نظرهاي گاه و بيگاه پيش تر هوشياري خود را اعلام كرده اند؛ اما حساب شده و دقيق، با اين ويژگي كه فعلاً كارگردانان صلاح ديده اند هيچ نمودي نداشته باشند و ردي بر جاي نگذارند. در حال حاضر آنها به همين ميزان و شكل كه عوامل شان در داخل و خارج به مسائل انتخاباتي مي پردازند، راضي به نظر مي رسند. آنها احتمالاً به اين وضعيت ادامه مي دهند تا مرحله اعلام احراز و عدم احراز صلاحيت ها فرا برسد. در آن زمان است كه آنها ناچارند پرده اي از پرده هاي طرح پنهان شان را آشكار كنند.
در طرف مقابل، يعني جمع مسئولان و مردم، مانند بيشتر مواقع حساس، هوشياري مكتوم وجود دارد كه با آغاز رسمي ثبت نام نامزدها و فعاليت هاي دشمنان لازم است، اندك اندك آثار اين هوشياري مشاهده شود. ضرورت اين مسئله در حال حاضر براي مسئولان به ويژه در بررسي صلاحيت نامزدها بيشتر احساس مي شود. اين مهم، فراتر از علت ذاتي، علت ديگري هم دارد كه عبارت است از نگاه دشمن به مسئله انتخابات پيش رو. روزنامه واشنگتن پست چند روز پيش با درج مطلبي كه بخشي از آن درباره ايران بود، نوشت: «تنها گزينه، تغيير رژيم ايران است. هر چند جنبش سبز در سال 2009 نابود شد، ولي هنوز نشانه هايي از زنده بودن احزاب مخالف وجود دارد.» پرسش اول درباره اين نوشته اين است كه آيا اين مطلب تنها نظر نويسنده و روزنامه است، يا مسئولان آمريكايي هم فارغ از سلايق در يك جمع بندي كلي همين نظر را دارند؟ چنانچه نظر نويسنده و روزنامه باشد، اهميت چنداني ندارد؛ اما اگر نظر مقامات آمريكايي باشد، بايد بسيار مهم تلقي شود. شواهد بسياري وجود دارد كه مقامات آمريكايي هم همين نظر را دارند، البته با طرح و برنامه. اينجا دو نكته وجود دارد كه لازم است با دقت زياد بررسي شود:
1- صحت سنجي باور منعكس شده در عبارت فوق، يعني نابود شدن فتنه سبز و زنده بودن احزاب مخالف.
2- وزن و تواني كه آمريكايي ها براي مخالفان و يا همان احزاب زنده قائلند و انتظاري كه از آنها دارند.
به صدا درآمدن زنگ آغاز ثبت نام نامزدهاي نمايندگي مجلس، براي اهل فن اين حسن را دارد كه با وسواس بيشتري به موضوع نزديك شوند و بدانند و ديگران را نيز آگاه كنند كه «فتنه گران در بندند، نه فتنه؟!» پس بايد همه جانبه مراقب بود.

منبع هفته نامه صبح صادق