هرچه زدند شوکتِ من کم نشد حسین/
در مجلس یزید، سرم خم نشد حسین/
با خطبه ای که من سرِ بازار خوانده ام/
آن نقشه ای که داشت، فراهم نشد حسین/
آنجا چنان شبیه پدر حرف می زدم/
یک مرد از آن قبیله حریفم نشد حسین/
اصلا محرّمت که جهان را به هم زده/
بی خطبه های من که محرّم نشد حسین!
آتش گرفت معجر من سوخت موی من/
اما حجاب از سر من کم نشد حسین/
هرچند قد و قامت من خم شده ولی/
"در مجلس یزید سرم خم نشد حسین" ...!

افسران -