روز مبارزه با تروریسم

 

تعریف ترور

در فرهنگ سیاسی، ترور از ریشه لاتین terror به معنای ترس و وحشت گرفته شده و به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق می شود که از راه ایجاد ترس، وحشت و استفاده از زور می خواهد به هدف سیاسی خود برسد. در زبان فارسی هم ترور به معنای ترس زیاد، بیم و هراس و خوف و وحشت است و تروریست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم کش یا کسی که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیرانه بکشد یا ایجاد وحشت و هراس کند، گفته می شود.

عمر تروریسم

عمر ترور و تروریسم به قدمت بشریت است. تروریسم به همه اعصار، همه قاره ها و همه آیین ها تعلق دارد و نمی توان پدیده آشکار اضطراب و حس ناامنی در برابر دشمن نامرئی را که بر همه جا چنگ انداخته نادیده گرفت؛ گرچه می توان پیشینه تروریسم را به دوران جنگ سرد و رقابت میان دو ابرقدرت شرق و غرب برای ضربه زدن به دیگری نسبت داد.

تعریف تروریسم

تروریسم، به مفهوم به کارگیری خشونت و تهدید با انگیزه سیاسی است و با ترس، ارعاب و تهدید همراه است. ازدیدگاه تروریست ها، همه هدف هستند و کسی در امان نیست، اهداف بدون تبعیض انتخاب می شوند و همیشه استفاده از قتل، جرم، تهدید و...، برای رسیدن به هدفی انقلابی صورت می گیرد. همچنین اقدامات خشونت آمیز و غیرقانونی حکومت ها برای سرکوب مخالفان خود و ترساندن آنان نیز، در ردیف مفهوم تروریسم است که از آن به عنوان «تروریسم دولتی» یاد می شود.

روز مبارزه با تروریسم

پدیده تروریسم، موضوعی است که برای ما ایرانیان که از قربانیان آن هستیم، آشناست. آمریکایی ها به مدت دو دهه، سازمان تروریستی منافقین را زیر چتر حمایت مالی، سیاسی و تبلیغی خود درآوردند و همه گونه امکانات در اختیارشان قرار دادند و از جنایات تروریستی آنان بر ضد مردم یا مسئولان نظام جمهوری اسلامی حمایت کردند. این گروهک شیطان صفت با شیوه قهرآمیز و ترورهای فراوان، درصدد حذف فیزیکی عناصر کار آمد و طراحان نظام بر آمد تا با ایجاد خلأهای جدی در ارکان حساس کشور، ضربه ای اساسی به جمهوی اسلامی ایران وارد آورد. ترور شهدای محراب، شهدای هفتم تیر و شهدای هشتم شهریور، برخی از مهم ترین این ترورها به شمار می آید. در این راستا، هشتم شهریور، سالروز شهادت مظلومانه شهیدان باهنر و رجایی، «روز مبارزه با تروریسم» نام گذاری شده است.

جمهوری اسلامی ایران و اتهام تروریست

جمهوری اسلامی ایران، خود همواره آماج حملات تروریستی آمریکاییان قرار گرفته و هرگز جزو تروریست ها نبوده است. گرچه استکبار جهانی برای رسیدن به اهداف شوم خود، نام تروریست را بر ایران گذاشته، ولی این اتهام از سوی دولت آمریکا، کار تازه ای نیست. انگشت اتهام آمریکا به سوی ایران و کشورهای مخالف منافع خود، برای پرده پوشی بر چهره زشت و استکباری خودشان است. یکی از بزرگ ترین جنایت های تاریخ و اعمال تروریستی آمریکا، منهدم کردن هواپیمای غیرنظامی ایرباس، با حدود سیصد مسافر آن در آسمان خلیج فارس است که با وقاحت و بی شرمی تمام، به عامل آن جنایت هولناک و نابخشودنی مدال لیاقت نیز دادند. این جنایت، تنها حلقه ای از سلسله جنایت های بی شماری است که موجودیت آمریکا به آن وابسته است. حال چنین جنایت کاری، نام تروریسم را از خود سلب می کند و اتهام آن را به کشور ایران و دیگر کشورها می دهد.

اتهام تروریسم، حربه ای استعماری

ملت ایران، همیشه در راستای ایجاد صلح، دوستی و امنیت در جهان تلاش کرده و معتقد است آزادی، صلح و امنیت حق هر انسانی است و باید ریشه تروریسم را خشکاند. امروز دولت آمریکا و سلطه گران، واژه تروریسم را به بازی گرفته اند و در راستای اهداف بی سرانجام خود از آن استفاده می کنند. آنها هرگاه ملت و کشوری را برخلاف میل و نظرخود ببینند، برچسب تروریست به او می زنند و تحریم هایی بر ضد آن ملت در نظر می گیرند. امروز تروریست های واقعی، عوام فریبی را پیشه خود ساخته اند و تلاش گسترده ای برای معکوس نشان دادن واقعیت به کار می برند.

مسلمانان، قربانیان تروریسم

آمریکا و رژیم صهیونیستی، برای متهم کردن اسلام و مسلمانان به تروریسم، همیشه از اتهامات لفظی استفاده کرده و در عمل نیز اقدام به ترور کرده اند، ولی واقعیت این است که مسلمانان خود بزرگ ترین قربانیان تروریسم هستند. ائمه اطهار علیهم السلام همگی به دست حکومت های ظالم ترور شدند و شربت شهادت نوشیدند. اسلام اگر چه مبارزه بر ضد طاغوت های زمان، ستمگری، استبداد، استعمار و بی عدالتی را حتمی می داند و دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت های سلطه گر را جهاد و واجب بر می شمارد؛ در نقطه مقابل، کشتن یک فرد بی گناه را به منزله کشتن تمام انسان ها و انسانیت قلمداد می کند.

نهی امام صادق علیه السلام از ترور

پایه های اسلام ناب در رحمت، مهربانی، پرهیز از سنگدلی، بخشایش و گذشت است و این دین الهی، هرگز قتل پنهانی و بدون محاکمه و حکم قضایی را تأیید نمی کند. در واقع اسلام با کشتن انسان ها به غیر از حق سرناسازگاری دارد و با آن مخالف است. ابوصباح کنانی به امام جعفر صادق علیه السلام گفت: یکی از همسایه هایم که از قبیله همدان است، به علی علیه السلام دشنام می دهد، آیا اجازه می دهی او را بکشم؟ امام فرمود: اسلام ترور را منع کرده است. او را رها کن؛ زیرا به زودی فرد دیگری این کار را انجام می دهد. ابوصباح می گوید: به سوی کوفه رفته و در مسجد مشغول نماز صبح شدم. دراین حال، گوینده ای از به قتل رسیدن همسایه ام سخن می گفت که مانند مرده ای که باد کرده در رختخوابش پیدا شده است. سپس گروهی آمدند و او را به خاک سپردند.

يكي از اين جنايت ها و ترورها كه به سركردگي استبداد غرب و استعمار شرق به دست منافقان دل مرده انجام گرفت، انفجار دفتر نخست وزيري جمهوري اسلامي ايران در سال 1360 ه . ش بود. شوراي عالي انقلاب فرهنگي، انفجار دفتر نخست وزيري را به دست منافقان و شهادت مظلومانه شهيدان رجايي و باهنر، روز مبارزه با تروريسم ناميده است.

واژه ترور
مرحوم دهخدا، در توضيح كلمه ترور چنين آورده است: «واژه ترور، از فرانسه گرفته شده، و به معناي قتل سياسي به وسيله اسلحه بوده و در فارسي رواج پيدا كرده است. اين كلمه در فرانسه به معناي وحشت و خوف هم آمده است. تروريست به شخصي اطلاق مي شود كه با اسلحه مرتكب قتل سياسي شود. تروريسم در زبان فارسي به اصلي گفته مي شود كه در آن، از قتل هاي سياسي و ترور دفاع گردد».

تاريخچه مفهوم ترور
شكل گيري مفهوم ترور را مي توان هم زمان با تشكيل حكومت و دولت در تاريخ دانست، ولي شكل آن در مسير طبيعي تاريخ در زمان هاي مختلف تغيير پيدا كرده است. تروريسم در شكل سنتي، بيش تر فردي بوده است؛ يعني فرد به منظور ارضاي نياز و براي دست يابي به مقاصدش، دست به ترور مي زده است. از زمان شكل گيري دولت ها و ملت ها در اروپا، يعني از عصر رنسانس و از قرن شانزدهم به بعد، ترور تا حد زيادي در مجموعه واژگان سياسي شكل گرفت و از حالت فردي خارج گرديد و شكل گروهي به خود گرفت. اين شكل گيري، باعث شد كه ترور به عنوان يك ايدئولوژي و جهان بيني مطرح شود و افراد و گروه ها براي رسيدن به مقاصد سياسي، اقدام به ترور كنند.

قرن تروريسم
در قرن بيستم، جهان شاهد مرحله جديدي از شكل گيري تروريسم بود كه از آن به «تروريسم دولتي» ياد مي شود. تروريسم دولتي، تروريسمي است كه در آن، دولت هدايت ترور را به عهده گرفته، براي آن سازمان در نظر مي گيرد. هزينه هايش را پرداخته، به افرادْ آموزش هاي نظامي مي دهد و آن ها را در درون و بيرون جامعه هدايت مي كند.

نمونه بارز كنوني اين امر، استفاده يك دولت از قدرت اقتصادي، سياسي و نظامي است كه فضايي از رعب و وحشت ايجاد مي كند و بدين شيوه، بر كشورها يا سازمان هاي مورد نظر فشار وارد آورده، آن ها را بر انجام كاري يا جلوگيري از آن وادار مي سازد.

تعريف تروريسم
در فرهنگ علوم سياسي، ترور به معناي وحشت و ترس زياد است و در اصطلاح، به حالت وحشت فوق العاده اي اطلاق مي شود كه ناشي از دست زدن به خشونت و قتل و خون ريزي است و از سوي يك گروه، حزب يا دولت، به منظور نيل به هدف هاي سياسي، كسب يا حفظ قدرت انجام مي گيرد.

فرهنگ روابط بين الملل نيز تروريسم را اين گونه تعريف مي كند: «تروريسم، فعاليت هاي عاملان دولتي يا غيردولتي است كه در كوشش هاي خود براي دست يابي به اهداف سياسي، از روش ها و وسايل خشونت آميز استفاده مي كنند». به طور كلي مي توان گفت وجه مشترك همه تعريف ها، استفاده از ترور به منظور رسيدن به هدف سياسي است.

روز مبارزه با تروريسم
سال هاي نخستين پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، دست هاي شيطاني منافقان و دشمنان انقلاب، از آستين بد خط و خال جنايت و ظلم بيرون آمد و پي درپي گل هاي نوشكفته انقلاب را پرپر مي كرد. يكي از اين جنايت ها و ترورها كه به سركردگي استبداد غرب و استعمار شرق به دست منافقان دل مرده انجام گرفت، انفجار دفتر نخست وزيري جمهوري اسلامي ايران در سال 1360 ه . ش بود. شوراي عالي انقلاب فرهنگي، انفجار دفتر نخست وزيري را به دست منافقان و شهادت مظلومانه شهيدان رجايي و باهنر، روز مبارزه با تروريسم ناميده است.

تروريسم در قانون اساسي
در قوانين جزايي جمهوري اسلامي ايران، تروريسم به عنوان يك جرم مستقل تعريف نشده است. يكي از صاحب نظران، تروريسم را اين گونه تعريف كرده است:

تروريسم، نام جرم خاصي نيست، ولي به هر نوع رفتار فردي يا گروهي اطلاق مي شود كه هدف آن، ايجاد اخلال مهم و جدي در نظم عمومي، با ايجاد ترس و وحشت براي نيل به درخواست هاي سياسي، مالي، ملي و مذهبي، آزادي و غيره، يا ايجاد ناامني و ترس در مردم است.

تروريسم در قانون بين الملل
نخستين كنوانسيون بين المللي درباره تروريسم، در سال 1937 يعني قبل از جنگ جهاني دوم به امضا رسيد. تعريفي كه اين كنوانسيون از تروريسم كرد، بيش تر حقوقي است: «تروريسم، اقدامات جنايي بر ضد يك دولت، با هدف ايجاد رعب و وحشت در شخصيت هاي خاصي، گروهي از اشخاص يا عموم مردم است».

در سال 1984 نيز مجمع عمومي سازمان ملل، در قطعنامه اي تروريسم را اين گونه تعريف كرده است: «فعاليت هاي مجرمانه و خشونت آميزي كه گروه هاي سازمان يافته براي ايجاد رعب و وحشت انجام مي دهند تا به اين ترتيب، نيل به اهدافِ به اصطلاح سياسي را ميسر سازند».

اسلام و تروريسم
اسلام همواره در جست و جوي امنيت و سعادت بشر بوده است. از اين رو، يكي از وظايف مهم يك حكومت اسلامي را برقراري امنيت و حفظ جان و مال مسلمانان و غير مسلماناني مي داند كه در پناه حكومت اسلامي بر اساس قرارداد ذمه يا امان زندگي مي كنند.

حضرت علي عليه السلام از اين كه حكومت اسلامي نتوانسته امنيت يك شهر دور افتاده مرز نشين را تأمين كند و سپاهيان معاويه، توانسته اند خلخالي را از پاي زن يهودي به سرقت ببرند، به شدت ناراحت و متأسف مي شود و مي فرمايد:

به من خبر رسيده يكي از آنان(لشكريان معاويه) به خانه زن مسلمان و زن غير مسلماني كه در پناه اسلام، جان و مالش محفوظ بوده وارده شده و خلخال، دستبند، گردنبند و گوشواره از تن آن ها بيرون آورده اند، در حالي كه هيچ وسيله اي جز گريه و التماس نداشته اند.... اگر براي اين حادثه، مسلماني از روي تأسف بميرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و به جاست.

ابزار قدرت
استكبار جهاني و قدرت هاي برتر، براي دست يابي و سركوب ملت هاي ضعيف و آزاده جهان، به ابزارهاي متعددي دست مي زنند. يكي از اين ابزار، متهم كردن ملت هاي مظلوم، به تروريسم يا حمايت از اقدامات تروريستي است. آن ها مي كوشند با اين تبليغات، به منافع سياسي، اقتصادي و ملي خود دست پيدا كنند.

تروريسم اسراييل
تروريسم شارون، از مصداق هاي تروريسم دولتي است كه به صراحت از ترور مخالفان فلسطيني خود دم مي زند. تروري كه زن و مرد، كوچك و بزرگ، نظامي و غير نظامي، و پير و جوان نمي شناسد، تا آن جا كه سقف خانه ها را بر سر آنان فرو مي ريزد و نسل كشي به راه مي اندازد. جامعه جهاني در خواب زمستاني است و قدرت هاي استكباري نيز از نطق بي منطق اسراييل دفاع مي كنند. امروز، بزرگ ترين ترور سياسي جهان در فلسطين انجام مي گيرد و حذف ملت هاي مسلمان در محاسبات سياسي قدرتمندان نيز، روشن ترين اهانتي است كه آمريكا و رژيم صهيونيستي به مسلمانان و دولت هاي اسلامي وارد مي آورند.

ايران، قرباني تروريسم
يكي از كشورهايي كه خود قرباني ترورهاي بسياري بوده و شمار زيادي از انديشمندان و فرهيختگانش را در راه آرمان هاي ديني و ملي خود از دست داده، جمهوري اسلامي ايران است. جاي بسي شگفتي است كه چنين كشوري از سوي تروريسم هاي واقعي، آمريكا و هم پيمانانش، به حمايت از تروريسم، متهم مي شود و هر روزه با اين اتهام در ميان ساير ملت ها معرفي مي گردد.

مبارزه با تروريسم در ايران
جمهوري اسلامي ايران كه هيچ گاه از ضربه هاي جبران ناپذير تروريسم در امان نبوده، از سال هاي نخست طلوع خورشيد انقلاب تا كنون، هميشه با ترور و تروريست مخالف بوده و به مبارزه با آن پرداخته است. دولت جمهوري اسلامي ايران در 28 آبان 1382 لايحه مبارزه با تروريسم را تصويب كرد. بر اساس اين لايحه، تهديد به ارتكاب يا جرايم و اقدامات خشونت آميز از راه به وحشت افكندن مردم، براي تأثيرگذاري بر خط مشي، تصميمات و اقدامات جمهوري اسلامي ايران، ساير كشورها و سازمان هاي بين الدولي، جرم تروريستي محسوب مي شود. در اين لايحه، هم چنين مقرر شده كه براي پي گيري اجراي اين قانون و هماهنگي هاي لازم ميان دستگاه هاي ذي ربط، كميته ملي ضد تروريسم با شركت دستگاه هاي مربوط تشكيل شود.

فلسفه ترور
اقدام به ترور، نشان از اوج احساس ضعف و نابرابري فرد يا دولت است. كسي كه هيچ شانسي براي خود قايل نيست و توان خود را در رويارويي و رو در رويي علني با رقيب نمي بيند، به غافل گيري رقيب مي پردازد. كشتن افرادِ بي ارتباط با رقيب، به ويژه زنان و كودكاني كه هيچ نقشي در اين موازنه قدرت ندارند، نهايت زبوني ترور كننده و به بن بست رسيدن او را مي رساند. در اين خصوص، هر چه دامنه بي ارتباطي ترورشدگان با جريان ترور و اهداف بيش تر باشد، ضعف بيش تر تروريست را نشان مي دهد.

ترور كرامت انسان
شيوه هاي رفتاري تروريست ها نشان مي دهد كه اصولاً اعتقادي به كرامت ذاتي انسان ندارند. از نظر آنان، اين فكر و ايدئولوژي ايشان است كه قدر و قيمت افراد را معيّن مي كند. از اين منظر، بعضي آدم ها خوب، پاك، مظلوم، عدالتجو و منزه اند، و برخي بد و زشت و پليد؛ برخي دولت ها هم صالح و بعضي ناصالح اند. اين تقسيم بندي انحرافي، تروريست را به سويي مي كشاند كه به خود اجازه مي دهد عده اي زن و كودك و پير و جوان را كه هيچ ارتباطي منطقي با قدرتمندان رقيب ندارند، در كمال قساوت و بي رحمي قرباني كند.