آينده اسرائيل غاصب

 


در سال 1948 رژيم صهيونيستي در سرزمين هاي اشغالي فلسطين با حمايت اروپايي ها و آمريكا در حالي اعلان موجوديت كرد كه ترديدي براي در اختيار گرفتن جغرافياي نيل تا فرات نداشت. بر همين اساس صهيونيست ها با سلاح هاي اهدايي غربي ها، بي رحمانه به قتل عام فلسطيني هاي مظلوم پرداخته و براي توسعه ارضي و برداشتن موانع از سر راه براي رسيدن به حكومت از نيل تا فرات، به هر جنايتي دست زدند. قدرت نمايي اشغالگران قدس از يك طرف و حمايت هاي قدرت هاي غربي از صهيونيست ها از طرف ديگر، موجب شد كه دولت هاي عربي و برخي از گروه هاي فلسطيني، با مرعوب شدن در برابر اين قدرت شيطاني در مسير سازش گام برداشته و موجوديت اشغالگران قدس شريف را به رسميت بشناسند. با پيروزي انقلاب اسلامي و بيان استراتژي «محو اسرائيل از صفحه روزگار» از سوي رهبر كبير انقلاب اسلامي، ورق برگشت و فصل جديدي براي مبارزه با صهيونيست ها با هدف رهايي قدس شريف از چنگال اشغالگران آغاز شد. در آن زمان كه حضرت امام خميني(ره) فرمودند، اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود، بسياري آن را شعاري پنداشتند كه هرگز لباس واقعيت بر تن نخواهد كرد. اينك با تحولات در سه دهه گذشته و به وقوع پيوستن بيداري اسلامي و شكل گيري جبهه قدرتمند مقاومت در برابر دو جبهه صهيونيست ها وخط سازش درجهان عرب، قضاوت ها متفاوت شده است. انقلاب اسلامي راه جديدي را پيش روي مبارزان قدس شريف قرار داد و با مجموعه اي از حمايت ها و كمك ها در حوزه هاي گوناگون، بر انديشه ها و باورهاي شكل گرفته مبتني بر شكست ناپذيري صهيونيست ها خط بطلان كشيد. تحليل جنگ هاي 33 روزه، 22 روزه و 8 روزه، به خوبي نشان مي دهد كه با پيروزي انقلاب اسلامي چگونه معادلات در منطقه تغيير كرده و موازنه قدرت به ضرر صهيونيست بر هم خورده است. صهيونيست از بدو شكل دادن به حكومت جعلي و بي ريشه خود در سرزمين هاي اشغالي، فلسفه وجودي خود را بر پايه قدرت نظامي تعريف كرد. بر اساس همين قدرت نظامي بود كه اعراب را تحقير و مرعوب خويش ساخته و در نهايت مصر را به عنوان بزرگ ترين و قدرتمندترين كشور عربي به پاي ميز مذاكره در كمپ ديويد بردند. صهيونيست ها در استراتژي نظامي خود، با تعيين محدوده استراتژي، به هيچ تهديدي اجازه ابراز نمي دادند. بر اساس اين نظريه، در محدوده هايي كه تهديدي براي صهيونيست از نظر نظامي متصور باشد، بايد اين رژيم با افزايش توان نظامي و قدرت دفاعي خود، بتواند موازنه قدرت را همواره براي خود حفظ كند. نگراني هاي سال اخير سردمداران رژيم اشغالگر قدس به همين موضوع برمي گردد. هسته اي شدن ايران و افزايش توان و قدرت موشكي جمهوري اسلامي، تهديدي را براي رژيم صهيونيستي پديدار ساخت كه موازنه قدرت در غرب آسيا را به ضرر آنها تغيير داد. اكنون رژيم صهيونيستي، نه تنها خود را ناتوان از حمله به ايران و كاهش تهديد جمهوري اسلامي مي بيند، بلكه خود را در برابر گروه هاي مقاومت فلسطيني و حزب الله لبنان نيز از نظر نظامي ناتوان يافته است. صهيونيست ها در گذشته، هرگز تصور نمي كردند كه روزي فرا رسد و آنها تهديد عليه امنيت و موجوديت خود را در بيخ گوششان احساس كنند. سردمداران رژيم اشغالگر قدس به حزب الله با اين تصور حمله كردند كه مي توانند كمتر از يك هفته، حزب الله را نابود كنند. اما پس از 33 روز جنگ و با تحمل خسارت هاي جبران ناپذير، شكست را پذيرا شدند و براي اولين بار برستون هاي قدرت آنان ترك هايي پديدار شد. نظاميان اسرائيلي با اين پندار كه تهاجم سنگين به غزه وتحقق تمامي اهداف آنان، مي تواند تا حدودي ضايعات وارده بر اين رژيم در جنگ 33 روزه را ترميم كند.
جنگ 22 روزه را آغاز كردند، اما در جنگ 22 روزه نيز با پذيرش خسارت هاي سنگين، شكست دوم را پذيرا شدند و ترك هاي بزرگتري بر ستون هاي قدرت آنان پديدار شد. صهيونيست ها در حالي كه دم از حمله به ايران مي زدند و طرفداران حمله به ايران در درون سرزمين هاي اشغالي و در خارج به ويژه در آمريكا، با مخالفت هاي جدي روبه رو بودند، اينگونه پنداشتند كه با يك حمله برق آسا به غزه و نمايش قدرت نظامي خود، مخالفان حمله به ايران را تحقير كرده و آنان را با خود همراه مي كنند. لكن در عمل اتفاق ديگري رخ داد. رژيم صهيونيستي با شروع جنگ، براي اولين بار در تل آويو وحشت شهروندان خود را كه ناشي از اصابت موشك هاي فجر پنج، بود به نظاره نشست. در فضاي غزه، هواپيماهاي با خلبان و بدون خلبانش شكار شده و ساقط شدند. تعدادي از ناوچه ها و ناوهاي جنگي اين رژيم مورد هجوم قرار گرفتند. آتش مقاومت چنان وحشتي را در ميان سردمداران اين رژيم بي ريشه به وجود آورد كه براي توقف جنگ و برقراري آتش بس به اين و آن متوسل شده و در نهايت با پذيرش شروط مقاومت، جنگ هشت روزه پايان يافت. ناكارآمدي گنبد آهنين آشكار شد و صهيونيست ها با تمام وجود دريافتند كه دوران برتري نظامي آنان در منطقه پايان يافته است. اينك قدرت نظامي صهيونيست ها كه فلسفه وجودي و عامل بقاي آنان بوده، ناكارآمد شده و بر همين اساس است كه افرادي چون كسينجر با صراحت مي گويند: «در 10 سال آينده ديگر اسرائيلي وجود ندارد!» بر همين اساس است كه برژينسكي مي گويد: «تعهدي نداريم كه آمريكا براي هميشه همانند يك قاطر ابله دنباله رو اسرائيل باشد!» آري رژيم صهيونيستي آينده اش همان است كه پير جماران فرمودند: «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.»

منبع هفته نامه صبح صادق