دروغ، انسان را لاابالي بار مي آورد
حضرت آيت الله شيخ ناصر مكارم شيرازي
دروغ، انسان را لاابالي بار مي آورد
دروغ، سرچشمه انواع گناهان!
در اخبار متعددي به اين حقيقت اشاره شده كه صدق و راستي موجب «پاكي عمل» و دروغ كليد «انواع گناهان» است.
ممكن است درك اين حقيقت براي بعضي مشكل باشد كه راستي و دروغ چه اثري در ساير اعمال و كردار انسان مي تواند بگذارد، لذا لازم است اين نكته را مشروح تر بيان كرده نخست به پاره اي از اخباري كه از اهل بيت(عليهم السلام) در اين زمينه رسيده اشاره كنيم و سپس به تجزيه و تحليل آن بپردازيم.
علي(ع) مي فرمايد: «الصدق يهدي الي البر والبر يدعو الي الجنه ؛ راستگويي، مردم را به نيكي هدايت مي كند و نيكي دعوت به بهشت.» (مشكوه الانوار: 157)
امام صادق(ع) مي فرمايد: «اذا صدق العبد قال الله: صدق و بر، واذا كذب قال الله كذب وفجر؛ هنگامي كه بنده خدا راست بگويد، خداوند مي گويد او راست گفت و كار نيك كرد و هنگامي كه دروغ بگويد، مي فرمايد دروغ گفت و كار زشت انجام داد.» (همان: 156)
امام عسكري(ع) مي فرمايد: «جعلت الخبائث كلها في بيت وجعل مفتاحها الكذب؛ تمام پليدي ها در اتاقي قرار داده شده و كليد آن دروغ است.» (بحارالانوار72: 263)
از اين حديث به خوبي برمي آيد كه دروغ كليد تمام پليدي ها و زشتي ها است.
اكنون تأثير راستگويي و دروغ را در اعمال انسان بررسي مي كنيم:
- دروغ سرچشمه نفاق است، زيرا صدق، هماهنگي زبان و دل و دروغ ناهماهنگي اين دو است و از اينجا تفاوت ميان ظاهر و باطن انسان شروع مي شود و دروغگو تدريجاً به سوي نفاق كامل پيش مي رود.
قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره كرده، مي فرمايد: «فاعقبهم نفاقاً في قلوبهم الي يوم يلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه و بما كانوا يكذبون؛ اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزي كه خدا را ملاقات كنند، در دل هاي شان برقرار ساخت. اين به دليل آن است كه از پيمان الهي تخلف جستند و براي آن است كه دروغ مي گفتند.» (توبه: 77)
- ابزار بسياري از گناهان، دروغ است؛ افراد متقلب و مزور، دزد و خائن، كم فروش و محتكر، شياد و پيمان شكن بدون دروغ دست و پاي شان بسته مي شود و كارشان به بن بست مي كشد.
- آدم حسود براي اعمال حسد، آدم متكبر براي خودنمايي و خودفروشي، آدم متملق و چاپلوس براي رسيدن به هدف خود، افراد طماع و دنياپرست براي نيل به مقصد خويش معمولاً متوسل به دروغ مي شوند. با دروغ، محسود را در انظار مردم كوچك مي كنند؛ با دروغ، خود را بزرگ جلوه مي دهند؛ با دروغ، هزار گونه تملق مي گويند و براي اشباع روح طماع خود به هر دري مي زنند و به دروغ متوسل مي شوند.
- كسي كه مقيد به راستگويي است خود را در برابر بسياري از گناهان محدود مي سازد، زيرا فكر مي كند اگر توضيحي درباره آن عمل از او بخواهند بايد راست بگويد و اگر راست بگويد مايه رسوايي است، پس چه بهتر كه از آن اعمال به كلي چشم بپوشد. بنابراين تقيد به همين صفت او را در مقابل بسياري از گناهان بيمه مي كند.
- بسياري از دروغ ها خود منشأ دروغ ها يا گناهان ديگري است، زيرا زياد ديده شده افراد دروغگو براي توجيه مطالب خلاف خود ده ها دروغ ديگر مي گويند و يا براي جلوگيري از فاش شدن دروغ خود دست به اعمال خلاف ديگري مي زنند.
انسان اگر حقيقتاً مقيد به صدق و راستي باشد ناچار است بيشتر گناهان را ترك كند، زيرا هركدام به نحوي از انحا از دروغ مايه مي گيرد و بدون آن رونقي ندارند، چه اينكه دروغ كليد آنهاست و راه وصول به آنها و شخص راستگو خواه ناخواه بايد از گناه فاصله بگيرد.
دروغ با ايمان سازگار نيست
از احاديث مختلفي بر مي آيد كه دروغگويي نشانه بي ايماني است. اين احاديث همه از قرآن مجيد الهام مي گيرد آنجا كه مي فرمايد: «انما يفتري الكذب الذين لا يومنون بآيات الله و اولئك هم الكاذبون؛ تنها كساني دروغ مي بندند كه به آيات خدا ايمان ندارند؛ (آري) دروغگويان واقعي آنها هستند.» (نحل:105) ممكن است مراد از «يفتري الكذب» تعمد در كذب بوده باشد.
و اينك قسمتي از اخبار:
1- «سئل رسول الله(ص): يكون المومن جباناً؟ قال: نعم. قيل: و يكون بخيلا؟ قال: نعم. قيل: و يكون كذاباً؟ قال: لا؛ از پيامبر پرسيدند: آيا آدم با ايمان ممكن است ترسو باشد؟ فرمود: آري. پرسيدند: آيا ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: آري. پرسيدند: آيا ممكن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه!» (بحارالانوار،72: 262)
2- «قال اميرالمومنين (عليه السلام): لايجد عبد طعم الايمان حتي يترك الكذب هزله وجده؛ انسان طعم ايمان را نمي چشد تا دروغ را - اعم از جدي و شوخي- ترك كند.» (همان: 249)
3- «عنه (عليه السلام): جانبوا الكذب فانه مجانب الايمان؛ از دروغ دوري كنيد كه با ايمان سازگار نيست.» (همان، 78: 9)
از اين اخبار به خوبي بر مي آيد كه افراد با ايمان از دروغ اجتناب مي كنند و ايمان و دروغ يك جا جمع نمي شود.
بعيد نيست نكته مطلب علاوه بر تيرگي خاصي كه دروغ در قلب انسان ايجاد مي كند اين باشد كه افراد دروغگو روي حساب «مقايسه» به خود، دعوت انبيا را به آساني باور نمي كنند، آنها چون خودشان در مسائل كوچك زندگي دروغ مي گويند، نمي توانند باور كنند كه پيامبران در چنان مسائل مهمي حقيقتاً راست مي گويند، ممكن است چنين كساني در صف افراد با ايمان باشند ولي اگر اعماق قلب آنها را جست وجو و كاوش كنيم خواهيم ديد خالي از شك و ترديد نيست، البته اين درباره افرادي است كه دروغ بر وجود آنها سايه افكنده و به تعبير حديث «كذاب» مي باشند.
عكس اين مطلب نيز صادق است، يعني افراد راستگو غالباً زودباور هستند چون خودشان اهل صدق و راستي مي باشند و هر سخني را مي شنوند به طبع اولي خود باور مي كنند و به اصطلاح «اذن» هستند مگر اينكه به آنها تذكر داده شود.
افراد دروغگو بدبيني و سوء ظن خاصي نسبت به همه كس و همه چيز دارند، همه چيز را قلابي، نادرست، يا لااقل مشكوك مي پندارند، چنين افرادي چگونه ممكن است ايمان محكم و خالي از هرگونه شك و ترديد به آن همه گفته هاي انبيا پيدا كنند، لذا در تاريخ مي بينيم كه افراد منافق و منحرف و كذاب غالباً به پيغمبران خدا نسبت دروغگويي مي دادند.
موضوع مقايسه به خود يكي از حالات رواني انسان است كه مي تواند كليد حل بسياري از مشكلات شود، بسيار ديده شده كه افراد جاني يا دزد و خائن با حركات غير عادي خود ديگران را با خبر مي سازند. چون خودشان از وضع خود باخبرند درباره ديگران نيز چنين فكر مي كنند و لذا مي كوشند خود را مخفي نمايند و با همين حركات غيرعادي نظر ديگران را به خود جلب مي كنند.
شخص دروغگو تصور مي كند اگر وظايف مختلف خود را انجام ندهد، مي تواند با اعذار دروغي، تخلف خود را توجيه كند، براي چنين كسي پايبند نبودن به عهد و پيمان، عدم رعايت وقت، عدم انجام تكاليف محول شده و امثال اينها آسان است، زيرا با يك سلسله عذرهاي ساختگي موضوع را به اصطلاح ماست مالي كرده و خود را از زير بار مواخذه رها مي سازد.
ولي به عكس كسي كه مقيد به رعايت اصل «صدق و راستي» باشد تمام اين امور را رعايت مي كند و لذا نمي تواند لاابالي باشد.
دروغگو به خودش هم اطمينان ندارد!
افرادي كه دروغ مي گويند نه تنها به ديگران اطمينان ندارند چون آنها را هم مانند خودشان فرض مي كنند؛ بلكه به خودشان هم اطمينان ندارند، چون به واقعيت همه چيز، حتي به ميزان توانايي قدرت خويش در برابر مشكلات و حوادث مختلف زندگي، به عزم و اراده خود در مورد انجام كارها، ظنين هستند.
در كلمات قصار (شماره38) امير مومنان علي(ع) مي خوانيم: «اياك ومصادقه الكذاب فانه كالسراب! يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب؛ از دوستي با دروغگو برحذر باش، چرا كه او مانند سراب است، دور را در نظر تو نزديك و نزديك را دور مي سازد.»
گرچه اين موضوع يعني دگرگون ساختن چهره واقعيت ها، نسبت به معاشرين دروغگو گفته شده ولي اين حالت بر اثر عادت به دروغ، در خود شخص دروغگو نيز پيدا مي شود و نسبت به واقعيت ها و حقايق مربوط به خود و ديگران متزلزل و ظنين مي شود و اين يكي از دردناك ترين حالاتي است كه براي انسان در زندگي پيدا مي شود.
منبع: زندگي در پرتو اخلاق اثر معظم له
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم