علل ناكارآمدي تحريمها عليه ايران
علل ناكارآمدي تحريمها عليه ايران
تحريمهاي اقتصادي بهعنوان نهايت تلاش جبهه غرب براي مهار قدرت جمهوري اسلامي ايران، همواره همراه با اعمال فشارهاي سياسي آمريكا در برابر كشورمان بوده و به تناسب زمان، موقعيت ايران و وضعيت غرب و آمريكا فراز و نشيب داشته است. اين روزها با روندي رو به افزايش، به حوزه معاملات بانكي و انرژي و نفت نيز تعميم يافته است. اما بررسيها نشان ميدهد پس از 33 سال از انقلاب هيچكدام از آنها در برآوردن اهداف غرب قرين موفقيت نبوده است. عدم موفقيت و ناكارآمدي سياستهاي تحريم اقتصادي غرب بهويژه آمريكا داراي عوامل متعددي است كه مهمترين آنها عبارتند از:
1ـ توانمنديها و قدرت چالشسازي ايران؛ غرب از توان چالشسازي ايران بر سر صدور خون سياه به شريانهاي حياتي اقتصادي و صنعتي خود آگاه است و عليرغم گرفتن پرستيژ ظاهري بينالمللي دال بر بيتوجهي به تهديد ايران مبني بر بستن تنها معبر عبور امن نفت خليجفارس، حساب ويژهاي را براي هشدار مسئولان كشور مبني بر «اگر بنا باشد نفت ايران را تحريم كنند، يك قطره نفت از تنگه هرمز عبور نخواهد كرد» باز كرده است. نشانه آن را در اختلاف كشورهاي اروپايي با يكديگر درخصوص لزوم و عدم لزوم اعمال اين تحريمها بر نفت ايران ميتوان رصد كرد. ضمن اينكه ايران از توانمنديهاي بسياري براي خنثيسازي تحريمها و دور زدن آنها برخوردار است.
2- چندگانگي اهداف تحريم؛ اهداف تحريم اقتصادي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران چندگانه و بعضاً مبهم بودهاند. هدف اين تحريمها از يك سو مهار رژيم و جلوگيري از دستيابي به سلاحهاي كشتارجمعي و گسترش شبكههاي تروريستي و از سوي ديگر تغيير رفتار رژيم در زمينه سياست خارجي بهويژه مخالفت با رژيم صهيونيستي و صلح خاورميانه، آمريكاستيزي و حمايت از گروههاي تروريستي بينالمللي بوده است.
3ـ يكجانبه بودن تحريمها؛ يكجانبه بودن تحريم و ناتواني آمريكا در جلب حمايت ساير كشورها دليل پايهاي ديگر عدم موفقيت سياست تحريم اقتصادي آمريكا عليه جمهوري اسلامي است. اين خود بدان دليل است كه آمريكا، اتحاديه اروپا، ژاپن، چين و روسيه در برابر ايران داراي اهداف متفاوتي ميباشند و ارزيابي آنها از خطرات و منافع جمهوري اسلامي يكسان نيست.
4- موفقيت ايران در جايگزيني شركاي اقتصادي؛ جمهوري اسلامي ايران در يافتن جانشينهاي مناسب براي كالاها و خدمات مورد تحريم موفق عمل كرد.
5ـ عدم شناخت آمريكا از مردم و نظام اسلامي؛ آمريكاييها از وضعيت ساختار سياسي حاكم بر جمهوري اسلامي ايران اطلاعي ندارند و يا توجهي به آن نشان نميدهند، لذا از پيشبيني واكنش جريانهاي سياسي و مردم در مقابل اقدامات خود عاجز بوده و به دليل رويكرد مادي و دنيوي، قادر به درك روحيه معنوي، اسلامي و انقلابي مردم براي ايستادگي در برابر استيلاطلبي زورمدارانه خود نيستند.
6ـ تأثيرات سياست داخلي آمريكا؛ علت ديگر شكست سياست تحريم اقتصادي را ميبايست در سياست داخلي آمريكا جستوجو كرد. تحريمها به ابزاري در رقابت سياسي آمريكا تبديل شد. قدرت و حضور فعال گروه فشار و لابي صهيونيستي در صحنه سياست آمريكا اين روند را تقويت كرده است.
7- ناكارآمدي تحريم؛ روزنامه انگليسي «فايننشال تايمز» در زمينه ناكارآمدي تحريم نفتي مينويسد: «تحريم نفتي هم در صورت كارساز بودن و هم در صورت شكست خوردن ايده بدي است. اگر اين ايده كارساز باشد، متحدان آمريكا مجازات شده و برخي از كشورهاي به لحاظ اقتصادي آسيبپذير مانند يونان درست در شرايطي كه قادر به تهيه حداقل ميزان نفت هستند، از قطع آن صدمه خواهند ديد. اگر هم اين طرح پيروز شود و صادرات ايران واقعاً متوقف شود، قيمت نفت افزايش يافته و دنيا را غرق در ركود مجدد ميكند.»
بنابراين در جمعبندي مطلب بايد توجه داشت كه سياست تحريم اقتصادي هنگامي مطلوب است كه هزينه آن براي كشور تحت تحريم بسيار بيشتر از هزينه آن براي كشور تحريمكننده باشد، در حالي كه ارزيابيها حاكي از آن است كه تحريم اقتصادي آمريكا عليه ايران گرچه هزينههايي بر اقتصاد ايران تحميل كرده، اما اين هزينه آن چنان نبوده است كه اقتصاد ايران را از پاي درآورد.
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم