درس هاي جنگ احزاب براي امروز
درس هاي جنگ احزاب براي امروز
حجت الاسلام سيدكميل باقرزاده
در نبرد احزاب؛ نبردي كه تمام كفر و
شرك و نفاق براي در هم كوبيدن بنيان تازه پاي حكومت اسلامي مدينه النبي گرد هم
آمدند تا به خيال خويش طومار اسلام و حكومت ديني را در هم بپيچند، ايمان هاي
استوار مسلمانان به پشتوانه نصرت و امداد خداي متعال و فداكاري بي نظير اميرمومنان
امام علي (ع)، سرنوشتي ديگر براي جنگ احزاب رقم زد تا ضمن متلاشي شدن اتحاد
پوشالين جبهه كفر و شرك و نفاق، زمينه براي توسعه هرچه بيشتر و عميق تر اسلام در
گيتي فراهم شده و پيام توحيد و معنويت به گوش دورترين ملل هم برسد و بشريت را
بيدار كند. اما درس هاي جنگ احزاب براي امروز امت اسلامي و ايران اسلامي به عنوان
پيشگام عرصه بيداري ملت هاي مسلمان چيست؟ چه وجوه تشابهي ميان شرايط امروز ما با
شرايط نبرد احزاب وجود دارد؟
الف- صف آرايي ابرقدرت ها در برابر نظام اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل نظام مردم سالار اسلامي
در ايران، تمام دشمنان اسلام، اعم از شرق و غرب و منافقين و طرفداران اسلام
آمريكايي، عليه اين نظام نوپا صف آرايي گسترده اي را شكل داده و هجمه همه جانبه اي
را طرح ريزي كردند. اين حملات كه از روزهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي شروع شده
است، همچنان ادامه دارد و در مقاطع مختلف تاريخي، به اشكال گوناگون سياسي، نظامي،
فرهنگي و اقتصادي استمرار داشته و دارد.
به تعبير رهبر فرزانه انقلاب: «امروز جبهه عظيمي در
مقابل اسلام گسترده شده است؛ ... چرا بعضي اين جبهه عظيم را نمي بينند؟ مثل جنگ
احزاب است. ف رق مختلف ضداسلامي، ضدمعنويت، ضدحقيقت، در مقابل اسلام دست به دست هم
دادند؛ موشكافي مي كنند تا نقطه ضعف ها را پيدا كنند، از آن نقطه ضعف ها استفاده كنند؛
نقاط نفوذ را پيدا كنند، از آن نقاط نفوذ به ما ضربه بزنند.»
البته بايد توجه داشت كه چنين هجومي اصلاً دور از انتظار
نبوده و نيست؛ بلكه نتيجه طبيعي مواضع اصولي اين نظام متكي بر اسلام است كه سبب
برآشفتگي قدرت هاي مادي در مقابل شعارها و آرمان هاي انساني و الهي نظام و انقلاب مي
شود.
ب- عكس العمل داخلي نسبت به اجتماع دشمنان در برابر نظام
اسلامي
وقتي مردم مدينه النبي اجتماع عظيم دشمنان حكومت اسلامي
در اطراف شهر را مشاهده كردند و خبر محاصره شدن شهر توسط دشمن در شهر پيچيد، مطابق
آيات كريمه قرآن، مردم به دو گروه تقسيم شدند؛ گروهي كه به صدق وعده هاي الهي ايمان
داشتند و كساني كه در دل هاي شان مرض بود و صدق وعده الهي را باور نداشتند.
مقام معظم رهبري در تبيين عكس العمل اين دو گروه مي
فرمايند: «آنهايي كه در دل شان مرض بود، مي گفتند: «ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا»؛
ما فريب خورديم، اسلام نتوانست به ما عزت و امنيت دهد و ما را نجات بخشد. ببينيد؛
اطراف مومنين را محاصره كرده بودند. اين حزب ها و گروه هاي دشمن، شرقي اش، غربي
اش، همسايه اش، دور دستش، همه دست به دست هم داده بودند، سر به هم آورده بودند و
به دولت اسلامي حمله كرده بودند؛ اما مومنين مي گفتند: «هذا ما وعدنا الله و
رسوله»؛ ما تعجب نمي كنيم. اين همان چيزي است كه خدا و پيامبر(ص) به ما وعده كرده
بودند.»
امروز هم كه دشمنان با تمام قوا و تجهيزات خود پشت
مرزهاي سياسي و عقيدتي و فرهنگي و اقتصادي ايران اسلامي اردو زده اند، همين دو نوع
واكنش را در داخل مرزهاي مان شاهديم؛ گروهي كه البته در اقليت كامل هستند، همچون
هميشه به غرزدن و متهم كردن نظام مشغولند و معتقدند نظام براي خودش دشمن تراشي
كرده است! اما از سوي ديگر، اكثريت ملت ثابت و استوار، پشت سر رهبر الهي خود، با
عزمي چون كوه و اراده هايي پولادين، با يقيني كامل به صدق وعده الهي، آماده نبردي
سرنوشت ساز با جبهه كفر و نفاق و استكبار هستند و با پيشرفت هاي خيره كننده خود در
ميدان نبرد، دشمن را به سقوط نهايي نزديك مي كنند. اين ها همان گروه از مومنان هستند كه
به تعبير قرآن چون صدق وعده الهي را مي بينند، ايمان شان قوي تر هم مي شود: «قالوا
هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ايمانا و تسليما»
ج- شكنندگي جبهه دشمن در پي استقامت جبهه خودي
واقعيت آن است كه جبهه دشمنان گرچه به حسب ظاهر از نظم،
اقتدار، اتحاد و اراده كاملي براي مقابله با جبهه حق برخوردار است، در حقيقت بسيار
شكننده تر و ضعيف تر از چيزي است كه نشان مي دهد، اما دستيابي به اين پيروزي، مستلزم
ايمان هايي استوار و استقامت و پايداري جبهه حق است. مقام معظم رهبري پس از تبيين
شرايط نبرد احزاب مي فرمايند: «اگر مبارزه كرديد، اگر ايستاديد، اگر صبر و ثبات
خودتان را از دست نداديد، شما پيروزيد؛ اما اگر رها كرديد، احساس ضعف كرديد، احساس
نوميدي كرديد، عقبگرد كرديد، نه. پس، حضور دشمن و حمله دشمن، مايه تعجب نيست؛ «هذا
ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ايمانا و تسليما»
بنابراين، وعده الهي مسلم است؛ يعني هم در صورت مبارزه، در صورت صبر و در صورت
ايستادگي، پيروزي به دست مي آيد.»
آنچه مسلم است، پيروزي در برابر جبهه به هم فشرده دشمنان
سرسخت اسلام و جامعه اسلامي، نيازمند استقامت و ايمان قوي و ارتباطي عميق و مستمر
با خداي تعالي و استمداد از ذات اقدس احديت و منشأ حقيقي قدرت است. بنابراين، در
چنين شرايطي بيش از هر زمان ديگر بايد به خدا تكيه و از او استعانت كرد. چنانكه
مقام معظم رهبري در توصيف حالات پيامبر اكرم (ص) در گرماگرم نبرد احزاب مي فرمايند: «در
جنگ احزاب ، ... پيامبر اكرم(ص) در كنار آرايش نظامي، در كنار تدابير بسيار
هوشمندانه اي كه در آنجا به كار برد، در كنار تحريض مردم بر مقاومت، در مقابل چشم
مردم بر زمين زانو گذارد! بارها اين كار تكرار شد كه در كتاب هاي سيره هست.
پيامبر(ص) دستش را بلند مي كرد، تضرع مي كرد، اشك مي ريخت و مي گفت: پروردگارا! به
ما كمك كن و نصرتت را به ما برسان و به ما توفيق بده.»
د- استحكام و صلابت در مقابل دشمن
امروز نظام مقتدر جمهوري اسلامي، با وجود تمام فشارها و
حصارهاي دشمن، ابتكار عمل را در عرصه هاي مختلف در دست دارد و در مقابل خود بن
بستي مشاهده نمي كند. امروز جمهوري اسلامي با اقتداري كامل و از موضع قدرت و قوت
با دشمن مستكبر خود سخن مي گويد و حتي آنجا كه دشمن را مشفقانه نصيحت مي كند، ذره
اي تزلزل و نرمش در لحن او مشاهده نمي شود.
مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند: «قرآن مي
فرمايد: «محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم» اشداء بر كفار
معنايش اين نيست كه با كفار دائم در حال جنگند. اشداء، شدت، يعني استحكام،
استواري. استحكام يك وقت در ميدان جنگ است، يك جور بروز مي كند؛ يك وقت در ميدان
گفت وگوي با دشمن است، يك جور بروز مي كند. شما ببينيد پيغمبر(ص) در جنگ هاي خود، آنجايي
كه لازم بود با طرف خود و دشمن خود حرف بزند، چه جوري حرف مي زند. سرتاپاي نقشه
پيغمبر(ص) استحكام است؛ استوار، يك ذره خلل نيست. در جنگ احزاب پيغمبر(ص) با طرف
هاي مقابل وارد گفت وگو شد، اما چه گفت وگويي! تاريخ را بخوانيد. اگر جنگ است، با
شدت؛ اگر گفت وگو است، با شدت؛ اگر تعامل است، با شدت؛ با استحكام. اين معناي
اشداء علي الكفار است.»
چه بسا امروز با تمسك به تعبير رهبر معظم انقلاب بتوانيم
بگوييم ما نه تنها در شرايط شعب ابي طالب نيستيم، بلكه به يك معنا شرايط جنگ احزاب
را نيز پشت سر گذاشته ايم و از حالت تدافعي به سمت تهاجمي گسترده عليه عمق استراتژيك
دشمن و جبهه استكبار پيشروي كرده ايم، چنانكه معظم له مي فرمايند: «وضعيت بدر و
خيبر يعني تهديد هست، چالش هست، اما بن بست نيست. در بدر امكانات كم بود، اما غلبه حاصل
شد. امكانات طرف مقابل، چندين برابر؛ شايد در بعضي بخش ها، غيرقابل مقايسه با امكانات
جبهه اسلام بود. در خيبر سختي وجود داشت؛ رفتند مدت ها آنجا ماندند؛ مقاومت
دشمن شديد بود؛ اما غلبه پيدا كردند. چالش هست؛ اما در قبال چالش، توان و قدرت و
استعداد و ظرفيت هم وجود دارد. اين، معناي وضعيت بدر و خيبر است. اگر اين ظرفيت را
به ميدان آورديم، اگر نقاط ضعف را كم كرديم، پيشرفت خواهيم كرد.»
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم