گفتاري از حجت الاسلام والمسلمين علي سعيدي


سبب سازان ظهور

آنچه در ادامه مي آيد مشروح سخنان نماينده ولي فقيه در سپاه، حجت الاسلام والمسلمين علي سعيدي در مراسم توديع و معارفه معاون تربيت و آموزش عقيدتي- سياسي سپاه است. وي در اين گفتار به بايسته ها و الزامات ظهور حضرت مهدي(عج) و نقش بسيج در زمينه سازي آن مي پردازد.

سه مقطع تاريخي
شرايطي كه ما در آن قرار داريم شرايط بسيار حساس و طلايي براي ملت ايران، رهبري عظيم الشأن انقلاب و شما مديران عالي بسيج است. درك درست اين زمان توان ما را چند برابر مي كند. به نظر مي رسد كه براي بسيج بايد ايده هايي فراتر از ايده هاي موجود مطرح كرد. ايده هاي حقيقي و واقعي، عقلاني، منطقي و استدلالي كه نشاط، شوق، اشتياق و جذبه را به مراتب بيشتر و فراتر از آنچه كه موجود است، كند، نه ايده هاي ساختگي عاطفي و احساسي.
با بررسي تاريخ گذشته و تاريخ مياني و حال به نظر مي رسد كه سه مقطع از تاريخ اراده ذات باري تعالي در برابر اراده بندگان عصيانگرش به طور همه جانبه در تقابل قرار گرفته است. اگر چه هميشه حق و باطل مقابل هم بوده اند ولي در سه مقطع تاريخ خداوند منان اراده اش را محقق كرد.
دوره اول عصر فرعونيان است. از دهه هاي پيش به فرعون خبر دادند كه بناست يك چهره انقلابي به عرصه وجود بيايد و بساط اين حكومت ظالمانه را برچيند. آنها با بررسي هاي همه جانبه به اين قطعيت رسيدند كه اين واقعيت در آينده محقق مي شود، به همين دليل تمام توان خود را گذاشتند كه جلوي اراده خدا را بگيرند. در كتب تاريخي قيد شده تا صد هزار نوزاد پسر را نابود كردند كه جلوي تحقق اراده ذات باري تعالي را بگيرند. ولي اراده ذات باري تعالي توسط سه زن محقق شد؛ مادر موسي، خواهر او و آسيه. يعني خداوند اراده اش را با اسباب و وسايلي محقق مي سازد. شهيد مطهري مي فرمايد كه اين سه زن نقش بسيار مهمي در تكوين و تكامل و رشد و باروري يكي از بزرگ ترين رهبران الهي داشته اند.
مقطع دوم عصر عباسيان است. از دهه هاي پيش وعده داده شده بود منجي و مصلحي به وجود خواهد آمد و بساط ظلم و جور را برخواهد انداخت. به خصوص از عصر امام حسين(ع) كه نطفه اين انقلاب و جريان بسته شد و رواياتي كه مي گفت آن موعود از نسل امام حسين(ع) و نهمين فرزند ايشان است. تلاش ها يكي پس از ديگري روي ائمه(عليهم السلام) متمركز شد كه جلوي تحقق اراده ذات باري تعالي را بگيرند. تمام توان را بسيج كردند، حتي با شبيه سازي و بدل سازي. «فوكوياما» در مورد پديده آخرالزمان مي گويد، شما بدل سازي كنيد. آخرالزمان، مصلح، منجي و همه اينها را بدل سازي كنيد، كه اين كار را كردند. حتي نام يكي از خلفا را المهدي گذاردند كه بگويند او همين مصداق روايات است. يعني همه شيوه ها را به كار گرفتند كه بتوانند جلوي اراده ذات باري تعالي را بگيرند. ولي اراده ذات باري تعالي محقق شد. امام عسكري(ع)، ام حميده و نرجس خاتون در تحقق اراده ذات باري تعالي موثر بودند. عمه امام عسكري(ع) مي گويد: «شب نيمه شعبان گفتم بروم از پسر برادرم احوال پرسي كنم. حضرت(ع) فرمود عمه جان امشب بمان كه آن وعده خدا محقق مي شود. من تعجب كردم چرا كه هيچ آثار حملي در نرجس خاتون نمي ديدم، ولي چون امام(ع) فرمود، ايستادم. نيمه هاي شب در خواب و خيال بودم كه يعني چه؟ اتفاقي نيفتاد؟ امام(ع) ذهن مرا خواند و گفت: عمه جان عجله نكن. داستان فرزند من، داستان موسي بن عمران است. همان طور كه او در آن شرايط خفقان به دنيا آمد، اين مولود هم در اين شرايط به دنيا مي آيد. نزديك اذان صبح شد. نرجس خاتون نافله شب را خواند و نماز صبح را هم خواند. ناگهان عرق بر چهره اش ظاهر شد، به امام(ع) خبر دادند و امام(ع) فرمودند: سوره زلزال را بخوان و نرجس هم خواند و دقايقي بعد وعده خدا محقق شد و حضرت مهدي(عج) پا به عرصه وجود گذاشتند.»
اين بار دوم بود. تقابل دو اراده و غالب آمدن اراده ذات باري تعالي بر اراده هاي ديگر. مقطع سوم هم الآن است. مقطعي كه دقيق بايد صحنه را ترسيم كنيم. يعني تقابل دو اراده؛ اراده ذات باري تعالي در يك طرف و اراده استكبار از سوي ديگر در تقابل همه جانبه با هم. اينجا هم خداوند بنا است اراده اش را محقق كند، اما ابزاري كه بناست اراده خدا را محقق كند، كجاست؟
دوستان! روايات ما در مورد ظهور دو نوع است. برخي علائم ظهور را بيان مي كنند و مي گويند: در دوره اي از تاريخ اتفاقي مي افتد. از هزار سال پيش علائم ظهور شروع شده. نزديك به 1200 مورد علائم ظهور در مقاطع مختلف اتفاق افتاده. اين حوادث ربطي به ظهور ندارد، فقط نشانه اين است كه هنوز ظهور اتفاق نيفتاده، اما يك دسته روايات ديگر لحن متفاوتي دارد.
جمعيتي از مشرق قيام مي كنند و بستر سلطنت حضرت(عج) را فراهم مي آورند. اين روايات يكي دو تا نيست. رواياتي كه لحنش به بيان علائم سبب ساز مي پردازد. عواملي سبب ظهور مي شوند و بستر آن را فراهم مي كنند.
روايتي از حضرت باقر(ع) است كه مي فرمايند: من مي بينم جمعيتي را كه قيام از مشرق مي كنند و دنبال حق مي گردند... تا اينكه قيام مي كنند و قدرت حق را به دست مي آورند. اين جمعيت اين قدرت را به كس ديگري غيراز صاحب امر واگذار نمي كنند. كشته هاي آنها جزء شهدا هستند و اگر آن زمان را من درك مي كردم، خودم را آماده مي كردم براي آن صاحب امر(عج).

وسيله تحقق اراده ذات باري تعالي چيست؟
از مجموعه روايات استفاده مي شود كه يكي از مصاديق اوليه، اصلي و زيربنايي سبب ساز انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) رهبري ايران و ملت ايران است. هم صحبت از امام(ع) در روايات مطرح شده و هم صحبت از مردم ايران. روايات خيلي زياد است كه از حوصله بحث خارج است. مي خواهيم بگوييم كه براي ظهور آقا امام زمان(عج) چه كار بايد كرد؟ چه آمادگي هايي لازم است؟ من بسيج مرحله آمادگي را عرض مي كنم. هم عقلاني و هم منطقي. واقعيت است.
اولين آمادگي، آمادگي فردي است. فرد آدم خوبي باشد. آمادگي كه سبب ساز ظهور شود. در ظهور موثر باشد. چه عواملي در ظهور موثر است. بايد علت غيبت را بدانيم. قطعاً از روايات و كلمات بزرگان اين گونه برمي آيد كه فلسفه غيبت، غيبت مردم است. يعني اگر در همان موقع مردم در صحنه ظهور داشتند، امام زمان(عج) غيبت نمي كردند. مردم غائب شدند و سه نتيجه حاصل شد. يا امام كشته شد، يا امام منزوي شد و يا امام غايب مي شود. از اين سه حالت بيرون نيست. علت غيبت امام زمان(عج) غيبت مردم است. علت شهادت امام حسين(ع) غيبت مردم است. اگر مردم روز عاشورا ظهور داشتند كه امام شهيد نمي شد. چه كساني مردم را غائب كردند؟
سقيفه زمينه غيبت مردم را فراهم كرد. اول امام را از صحنه خارج كردند، بعد دين را. امام در 250سال يا منزوي مي شود، يا كشته مي شود و يا غائب مي شود. فلسفه ظهور، ظهور مردم است. هر موقع مردم ظاهر شدند، امام زمان(عج) هم ظاهر مي شوند.

ما منتظر امام زمانيم يا امام زمان منتظر ماست؟
به طور حتم او منتظر ما است. جامعه آماده نيست، شرايط فراهم نيست. اين شرايط را چه كسي بايد فراهم كند؟ آمادگي دو نوع است:
1- آمادگي سبب ساز براي ظهور.
2- آمادگي غيرمرتبط با ظهور.
چه كساني در خط مقدم آماده سبب سازي ظهور هستند؟ آمادگي غيرمرتبط با ظهور را چه كساني دارند؟ چه كساني هيچ نقشي را در ظهور امام زمان(عج) ندارند؟ آدم هاي خوبي هستند، روحانيون خوبي هستند. نافله شب مي خوانند. ولي كوچك ترين نقش براي ظهور امام زمان(عج) طي اين هزار سال نداشتند.
آمادگي سبب ساز براي ظهور خودش چهار نوع است؛ اول جهاد و مبارزه براي تحقق بخشيدن شرايط. چه كساني در طول هزار سال، چه در عرصه قلمي و چه در عرصه بذل جان و مال جهاد مي كردند؟ دوم آمادگي سيستمي است. پيش از ظهور آقا قطعاً بايد يك نمونه كوچك از حكومت امام زمان(عج) شكل بگيرد. مگر مي شود به دنيا بفهمانيد كه مدلي است نه شرقي، نه غربي و ... بدون نمود عيني آن. آن مصداق كجاست؟ شبيه ترين نمونه از حكومت اسلامي كجاست؟ غير از ايران امكان تحقق دارد؟ حكومتي كه اكثريت مردم مسلمان و شيعه هستند و متكي به فقه اهل بيت(عليهم السلام). مصداق قطعي آن حكومت ولايت مطلقه فقيه است. كساني كه در طول هزار سال گذشته در شكل گيري حكومت ديني نقش داشتند آنها سبب سازان ظهور هستند.
آدم هايي هستند كه دعاي ندبه مي خوانند، يك رأي هم به اين نظام نداده اند. هيچ نقشي ندارند. براي ظهور امام زمان چه كرديم؟ چه نقشي داشتيم؟
اولين نقش ايجاد جمهوري اسلامي ايران است در محور ولايت فقيه و دوم پاسداري و تقويت اين نظام است. ذره ذره وقتي كه مي گذاريم براي نظام اين ذرات كمك به ظهور است.
با حكومت شاه كه نمي توان زمينه سازي ظهور امام زمان(عج) را داشت.
بايد هم دعاي ندبه خواند، هم شاه را سرنگون كرد و هم زمينه حكومت ولايت فقيه را فراهم كرد.
سوم آمادگي منطقه اي است. بايد زمينه تحول در غرب آسيا را فراهم كنيم. با صدام، با حسني مبارك، با بن علي و ... نمي شود. امام(عج) تا صد ميليون بسيجي جان بر كف در دنياي اسلام نداشته باشند، ظهور نمي كنند. كمر همت را ببنديد. اين تحول را بايد به وجود آوريم. نقش بسيج در اين زمينه چيست؟
آمادگي چهارم، آمادگي بين المللي است. با همين جنبش وال استريت و بيداري جهان غرب بفهمند كه سازمان ملل، شوراي امنيت هيچ كاري نمي توانند بكنند و مردم بايد از عقل بشرگرايي به سمت دين گرايي، گرايش پيدا كنند، آن موقع است كه منجي حقيقي را مي خواهند.

¤ تهيه و تنظيم: عليرضا جلاليان