تحولات خاورميانه و شمال آفريقا لزوم تغيير در ساختار سازمان ملل
تحولات خاورميانه و شمال آفريقا لزوم تغيير در ساختار سازمان ملل
تحولات در خاورميانه و شمال آفريقا در كنار دگرگوني در ساختار دروني كشورها، داراي ابعاد بين المللي نيز بوده است. نوع مواضع كشورها و نيز نهادهاي بين المللي در مقابل اين تحولات از نكات مهم در روند اين تحولات است كه بعضاً بر سرنوشت كشورها تأثير بسياري داشته است. از جمله اين مولفه ها، عملكردهاي سازمان ملل به عنوان عالي ترين نهاد جهاني است كه با مواضع و عملكردهايش بر روند اين تحولات سايه افكنده كه نمود آن را در ليبي مي توان مشاهده كرد. شايد اگر دخالت هاي سازمان ملل نبود و امور به مردم ليبي واگذار مي شد امروز اين كشور در آستانه تجزيه و سلطه طلبي غرب قرار نمي گرفت.
در فرايند تحولاتي شمال آفريقا و خاورميانه رفتارهاي سازمان ملل در ابعاد مختلفي قابل پردازش است.
در حوزه سياسي مشاهده مي شود كه اين سازمان نگاهي دوگانه را اجرا كرده است، به گونه اي كه در برابر برخي كشورها راه سكوت در پيش گرفته و در برابر برخي نيز تمام ابزارهايش را به كار گماشته است.
در باب كشورهايي مانند مصر، يمن، بحرين، اردن، تونس، كويت، عربستان و امارات سازمان ملل راه سكوت در پيش گرفت و مواضع چنداني در برابر جنايات صورت گرفته توسط حاكمان اين كشورها عليه مردم صورت نداد. جالب توجه آنكه شوراي حقوق بشر كه زيرمجموعه سازمان ملل است اين رويه را اجرا كرده است. سكوت مرگبار سازمان ملل در برابر جنايات آل سعود و آل خليفه نمودي عيني از رفتارهاي ابهام برانگيز سازمان ملل است كه با سكوت خود عملاً در اين كشتارها مشاركت داشته است. نكته قابل تأمل آنكه همين سازمان ملل در قبال ليبي چنان رفتار كرد كه در نهايت طرح غرب براي اقدام نظامي در اين كشور فراهم شد. اكنون نيز در قبال سوريه، رفتار سازمان ملل را مي توان مشاهده كرد كه با عدم صداقت رفتاري و عدم گرايش به طرح هاي سازنده مانند طرح هاي ارائه شده از سوي ايران و روسيه، به مانعي براي پايان تحركات غرب در سوريه مبدل شده است. بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند كه اگر سازمان ملل روند كاري خود را تغيير دهد، مي تواند نقش مثبتي در سوريه داشته باشد.
نوع ديگر عملكرد غير سازنده سازمان ملل را در عملكردهاي اين سازمان در قبال روند صلح خاورميانه مي توان مشاهده كرد. اين سازمان تاكنون اقدامي براي تحقق ملت فلسطين صورت نداده و حتي قطعنامه هاي اين سازمان را زير پا گذاشته است. حتي طرح عضويت فلسطين در سازمان ملل نيز به دليل كم كاري اين سازمان همچنان در ابهام مانده است. اين رفتارها در حالي است كه سازمان ملل صرفاً بر اصل روند سازش تأكيد دارد و حتي حاضر به محكوم سازي جنايات صهيونيست ها نيست.
در حوزه نظامي نيز سازمان ملل از حوزه رفتاري خود خارج شده است. بررسي كارنامه سازمان ملل نشان مي دهد كه اين سازمان ديگر بر اساس توان نظامي خود اقدام صلح طلبانه صورت نمي دهد، بلكه محور آن را ناتو و يا كشورهاي وابسته به غرب تشكيل مي دهد. نمود اين رفتارها را در فرايند تحولات ليبي و اكنون سوريه مي توان مشاهده كرد. سازمان ملل در حالي ادعاي حمايت از مردم را سر مي دهد كه محور اقدام نظامي آن را نيروهاي غربي و ناتو تشكيل مي دهد و كشور مستقلي در آن مشاهده نمي شود.
در مجموع رفتاري سازمان ملل مي توان گفت كه اين سازمان در روند تحولات خاورميانه و شمال آفريقا نشان داد كه در حوزه سياسي و نظامي به جاي آنكه بر اساس اساسنامه و منشور سازمان ملل رفتار كند، بر يك اصل اساسي رفتار كرده و آن تأمين خواست كشورهاي غربي بوده است. سازمان ملل دسته بندي كشورها را بر اساس منافع غرب چينش كرده است، چنانكه در قبال تحولات بحرين، اردن، عربستان راه سكوت در پيش گرفته در حالي كه محور تحركات خود را بر سوريه استوار كرده است.
هر چند كه تحولات سوريه از مسائل مهم در صحنه بين الملل است، اما رفتار سازمان ملل چندان مناسب با وظايف اين سازمان نمي باشد، چنانكه به رغم برخي گرايشات به راه حل هاي كشورهاي مهمي نظير ايران، روسيه، عراق و چين در حل مسئله سوريه، همچنان در بازي غربي ايفاي نقش مي كند و حاضر به كنار نهادن غرب است. بسياري تأكيد دارند اگر سازمان ملل به مقابله با رفتارهاي منفي غرب در سوريه و حتي ساير تحولات منطقه روي آورد، عملاً صلح و ثبات را در منطقه محقق ساخته است.
با توجه به اين فراينده لازم است تا اول اينكه ساختار سياسي حاكم بر سازمان ملل تغيير كرده و سلطه غرب بر آن پايان يابد. اين امر با حذف شوراي امنيت و واگذاري امور به مجمع عمومي با محوريت هر كشور يك رأي مي تواند اجرايي شود. دوم آنكه سازمان ملل همكاري با ناتو را متوقف و نيروهاي حافظ صلح را با محوريت كشورهاي مستقل و ضدامپرياليسم استوار سازد. غربي ها همواره از سازمان ملل براي اشغالگري تحت نام حافظان صلح استفاده كرده اند، چنانكه اكنون در قبال سوريه به دنبال اجراي آن هستند. با اين شرايط تشكيل نيروهاي حافظ صلح مستقل از جمله تشكيل نيروهاي برآمده از كشورهاي اسلامي مي تواند سدي در برابر اين روند باشد.
به هر تقدير مي توان گفت كه روند تحولات در شمال آفريقا و خاورميانه نشان داد كه سازمان ملل بازيگري مستقل و كارآمد نمي باشد و بايد با تغييرات اساسي همراه شود، چرا كه استمرار روند كنوني در كنار استمرار و تشديد بحران در منطقه به انزواي بيشتر سازمان ملل منجر مي شود. سازمان ملل با تغيير در رفتار خود با محوريت تمركز بيشتر بر بحرين و عربستان جهت مقابله با جنايات آل خليفه و آل سعود و پايان دادن به مداخلات غرب در سوريه مي تواند اولين گام را براي تحقق اين مهم بردارد.
منبع هفته نامه صبح صادق
من علی هستم فرزند انقلابم ودر رشته حقوق تحصیل می کنم