امام خامنه اي در رمضان 1370

مظلوميت مسلمانان ميانمار خواب را از چشم مي پراند
رهبر معظم انقلاب اسلامي سال ها پيش در واكنش به نسل كشي مسلمانان ميانمار و سكوت مجامع بين المللي در قبال آن تصريح كردند: نمايندگان ما به آنجا رفتند و آمدند و خبرهايي به ما دادند كه واقعاً خواب از چشم انسان مي پرد.
امام خامنه اي در سال 1370 طليعه ايام پربركت ماه مبارك رمضان و در جمع ائمه جماعات و روحانيون مساجدفرمودند: امروز جريان ظلم در دنيا، حقيقتاً يك جريان بي سابقه است. امروز اين قدرت هاي بزرگ با وسايل تبليغاتي همه گير و با امكاناتي كه حق را به صورت باطل و باطل را به صورت حق جلوه مي دهد، در دنيا مسلطند؛ قدرت هايي كه براي ارزش هاي انساني و الهي ذره اي ارزش قائل نيستند و به آن اعتنايي ندارند؛ چه كسي مي خواهد در مقابل اينها بايستد و مطلب حق را بيان كند؟ ببينيد امروز در دنيا چه مي كنند و چقدر ملت ها : به خصوص ملت هاي مسلمان - مظلوم واقع مي شوند؛ آن وقت آقايان مي نشينند و دم از طرفداري از حقوق بشر مي زنند و شرم هم نمي كنند! اين وضع مردم مظلوم فلسطين است با آن فشارهايي كه حكومت غاصب صهيونيستي بر آنها وارد مي كند؛ كه در خانه خودشان هم نمي توانند به راحتي زندگي كنند و آزادانه رفت و آمد نمايند. اين وضع مردم لبنان است؛ اين وضع مسلمانان كشمير است؛ اين وضع مسلمانان مستضعف بيچاره ميانماري است كه ده ها هزار نفر از آنها امروز با بدترين وضع در بنگلادش زندگي مي كنند. نمايندگان ما به آنجا رفتند و آمدند و خبرهايي به ما دادند كه واقعاً خواب از چشم انسان مي پرد! چقدر امروز دنيا نسبت به حقوق بشر - به معناي واقعي - بي اعتناست! مگر در دنيا صدايي از كسي بلند شد؟! يك مشت چكمه پوش، ده ها هزار مسلمان ميانماري را با فجيع ترين وضع از خانه خودشان بيرون كردند؛ بچه ها و زنان و مردان شان را كشتند؛ اموال شان را غارت كردند؛ هركس توانسته جان خودش را بردارد، فرار كرده؛ در دنيا هم كسي به كسي نيست؛ نه سازمان ملل حرفي مي زند، نه كميته حقوق بشر فريادي مي كشد، نه صليب سرخ جهاني احساس مسئوليتي مي كند، نه اين كنفرانس ها و موسسه هاي دروغي دفاع از حقوق بشر و دفاع از صلح و غيره حرفي مي زنند؛ كأنه اينها انسان نيستند! اين، دشمني دنيا را با اسلام و مفاهيم و ارزش هاي اسلامي نشان مي دهد؛ اين نشان مي دهد كه چقدر نسبت به انسان بي اهتمام و بي اعتنايند و آنچه كه درباره حقوق بشر و اين گونه تعبيرات مي گويند، حربه اي سياسي است براي اينكه كسي را در جايي بكوبند؛ كسي را بزرگ كنند؛ دولتي را تضعيف كنند و مردمي را از صحنه خارج نمايند.
متأسفانه اين حرف ها به گوش افكار عمومي اروپا و آمريكا نمي رسد تا بفهمند كه زمامداران شان در دنيا چه دارند مي كنند. مردم ما اين حقايق را مي دانند؛ مي دانند كه اينها در بيان ادعاهاي بشردوستانه و طرفداري از حقوق بشر، چقدر دروغگو هستند. آن ساده لوح هايي كه به اين حرف ها دل خوش كرده اند، آنها بايد اين مطالب را بشنوند. اگر اينها طرفدار حقوق بشر بودند، در مقابل شهادت اين شهيد عزيز - مرحوم سيدعباس موسوي - كه همراه با زن و بچه اش توسط موشك اسرائيلي ها در داخل خاك لبنان به شهادت رسيد، يك كلمه اعتراض مي كردند؛ اما اعتراضي نكردند! بعضي ها آن قدر بي شرمي به خرج دادند كه حتي اين حركت را تأييد كردند! اينها تجاوز اسرائيل به لبنان را محكوم نمي كنند؛ تجاوز اسرائيل به مردم مسلمان صاحب فلسطين را محكوم نمي كنند؛ قضاياي كشمير را به زبان نمي آورند؛ مسائل مسلمانان ميانماري را اصلاً به كلي كأن لم يكن فرض مي كنند؛ چرا؟! مگر جرم اينها چيست؟! جرم اينها اين است كه مسلمانند. آنها با اسلام دشمنند و از اسلام مي ترسند. امروز كار به جايي رسيده است كه مبارزه با اسلام، زير پوشش انجام نمي گيرد! در الجزاير تصريح مي كنند كه ما با گرايش هاي اسلامي مبارزه مي كنيم! الجزاير يك كشور اسلامي است؛ وقتي در آنجا اين طور بگويند، شما از دولت هاي غيراسلامي و ضداسلامي، ديگر چه انتظاري داريد؟!
تنها دريچه اميدي هم كه براي ملت هاي مسلمان باقي مانده، جمهوري اسلامي است؛ آيا ما اين دريچه را ببنديم و اميد ملت ها را كور كنيم؟ آيا ما هم سكوت كنيم؟ آيا ما هم در مقابل فشار قلدرمآبانه قدرت هاي بزرگ تسليم بشويم؟ آيا حكم خدا اين است؟ آيا خدا به اين راضي است؟ آيا سنت جهاد در مقابل ظلم، و امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، اجازه چنين فكري را به ما مي دهد؟ حاشا و كلا. اينجا پرچم مبارزه با ظلم را حفظ خواهد كرد. ما در مقابل هر قدرت سلطه طلب و ستمگري كه در برابر ملت ها به سرنيزه خود تكيه مي كند، مي ايستيم؛ هركس مي خواهد، باشد. آمريكا كه هيچ؛ اگر قدرت و دولتي قدرتمندتر از آمريكا هم باشد، در مقابلش مي ايستيم؛ كمااينكه ايستاديم. ما يك روز در مقابل قدرت متحد آمريكا و شوروي عليه خودمان ايستاديم. آمريكا و شوروي دو ابرقدرت بودند كه مجموعاً قدرت شان از آمريكاي فعلي به مراتب بيشتر بود و هر دو عليه ما همدست و متحد بودند؛ ولي ما در مقابل آنها ايستاديم و باز هم مي ايستيم؛ اما اين ايستادگي، به عميق تر شدن و پررونق شدن ايمان مردم احتياج دارد؛ و اين از جمله در دست شما علماست كه بايد با قول و عمل خودتان آن را محقق كنيد. عمل هم در كنار قول است. ما بايستي با عمل مان، با تقواي مان، با پارسايي مان، با بي اعتنايي مان به دنيا، با وابسته نشدن مان به اين زخارف ظاهري دنيوي - كه اهل دنيا را به خود مجذوب مي كند و گول مي زند - و با فكر كردن و با سخن سنجيده مان و نيز ارشاد و هدايت مردم، به اين ايمان عمق بدهيم.
ملت بحمدالها ايستاده اند. ملت ما، ملت خوب و قوي و مقاوم و شجاع و فداكاري هستند. اين بچه بسيجي ها، اين جوانان فداكار، اين پدران و مادران فداكار، اين خانواده هاي شهدا، اين قشرهايي كه در دوران سيزده ساله گذشته اين همه امتحان دادند، باز هم هستند. اگر كسي خيال كند كه اينها مأيوس شده اند يا رو برگردانده اند، خطاست؛ به هيچ وجه اين طور نيست. شما در بيست ودوم بهمن و در همه مراسم ديديد و هرجا هم لازم باشد، خواهيد ديد كه اين ملت ايستاده اند. روحانيت هم بايستي وظيفه خودش را بداند كه در ميدان هاي كار و تلاش و به خصوص خطر، پيشاپيش مردم باشد؛ اميدواريم كه خداوند به همه ما اين توفيق را عنايت كند.

 

منبع هفته نامه صبح صادق