بازتاب جهانی جشن پیروزی انقلاب

بازتاب جهانی جشن پیروزی انقلاب

سی و سومین سال‌روز انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و راهپیمایی میلیونی ایرانیان بازتاب متفاوتی در رسانه های مختلف جهان داشته است.
به گزارش گرداب، سی و سومین سالگرد پیروزی "انقلاب اسلامی ایران" و راهپیمایی میلیونی و شکوهمند ایرانیان امروز در صدر اخبار برخی از رسانه های منطقه و جهان قرار گرفت و در عین حال بسیاری از رسانه های عربی و غربی نیز در این باره همچنان سکوت اختیار کرده اند.

"خبرگزاری آلمان" به عنوان نخستین رسانه ای که به این امر مهم توجه نشان داده در این باره نوشت: راهپیمایی ایرانی ها در مناطق مختلف کشور به مناسبت سی و سومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی سال 1979 آغاز شده است.

این رسانه غربی در ادامه گزارش داد که پیش بینی می شود میلیون ها ایرانی در 850 شهر به طور هم زمان در راهپیمایی مشارکت داشته باشند و "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران نیز در میدان آزادی تهران سخنرانی کند.

"شبکه تلویزیونی المنار" با پخش مستقیم تصاویر و اخبار راهپیمایی عظیم 22 بهمن اعلام کرد که خیابان های منتهی به میدان آزادی مملو از جمعیت است و میلیون ها ایرانی برای تجدید میثاق با آرمان های امام خمینی و انقلاب اسلامی در این راهپیمایی مشارکت کرده اند.

المنار همچنین در پایگاه اینترنتی خود بخشی را تحت عنوان سی و سومین سالروز انقلاب اسلامی ایران برای پوشش اخبار لحظه به لحظه حماسه حضور ایرانیان در راهپیمایی 22 بهمن اختصاص داد.

این پایگاه خبری سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران را لحظه به لحظه به صورت خبر فوری پوشش داد.

این در حالی است که شبکه های تلویزیونی عرب زبان همچون "العربیه" که همواره درصدد جوسازی علیه ایران است و درباره کشورمان رویکرد غیر واقعی و توام با دروغ را سرلوحه کار خود قرار داده است. امروز در برابر برگزاری راهپیمایی میلیونی ایرانیان تاکنون سکوت اختیار کرده است.

"شبکه تلویزیونی الجزیره" نیز در این رابطه دنباله رو العربیه بود با این تفاوت که این شبکه به پوشش تصویری و خبری راهپیمایی 22 بهمن نپرداخت و تنها در خبری فوری اعلام کرد که احمدی نژاد به زودی از یک دستاورد هسته ای خبر خواهد داد.

"فرانس 24" نیز از جمله شبکه های تلویزیونی بود که هیچ تصویر و خبری از سی و سومین سال روز انقلاب اسلامی ایران ارائه نکرد.

"روزنامه الشرق الاوسط" چاپ لندن نیز که از جمله روزنامه های عربی مهم منطقه به شمار می رود و ستونی تحت عنوان اخبار ایران را در صفحه خود می گنجاند، امروز هیچ خبری از ایران را در خروجی خود قرار نداده است.

"القدس العربی" دیگر روزنامه مهم عربی منطقه نیز از جمله رسانه هایی است که سکوت محض را درباره حماسه حضور در پیش گرفته است.

"پایگاه خبری فلسطین الیوم" نیز سخنرانی "اسماعیل هنیه" نخست وزیر دولت منتخب فلسطین برای مردم ایران در سال روز پیروزی انقلاب اسلامی کشورمان را تیتر یک صفحه خود قرار داده است.

این پایگاه خبری در تیتری به نقل از هنیه و خطاب به مردم ایران نوشت: شما در پیروزی ما در برابر اشغالگران سهیم خواهید بود.

"خبرگزاری رسمی قطر (قنا)" نیز تنها پیام تبریک امیر قطر و نخست وزیر این کشور به دولت و ملت ایران به مناسبت پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را خبرهای نخست صفحه خود قرار داده است.

خبرگزاری رسمی کشورهای عربی همچون "خبرگزاری عربستان سعودی (واس)"، "خبرگزاری کویت" و "خبرگزاری امارات (وام)" تاکنون اخباری را درباره حماسه حضور ایرانیان در خروجی خود قرار نداده اند.

"یونایتدپرس اینترنشنال" در بخش عربی خود نوشت: امروز شنبه جشن‌های سی‌ و سومین سال روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ بر نظام شاه، با مشارکت میلیون‌ها ایرانی در شهرهای متعدد به خصوص در تهران برگزار شد.

این خبرگزاری در ادامه افزود: رسانه‌های ایرانی اعلام کردند که میلیون‌ها ایرانی در شهرهای مختلف این کشور برای مشارکت در راهپیمایی به خیابان‌ها آمدند و صدها هزار نفر در میدان آزادی در تهران برای شنیدن سخنرانی محمود احمد‌ی‌نژاد گرد هم آمدند.

"خبرگزاری رویترز" تا ظهر امروز هیچگونه پوششی از راهپیمایی گسترده مردم ایران به مناسبت سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران را مخابره نکرد و تنها به پوشش بخشی از سخنرانی "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران پرداخت.

این خبرگزاری که کوچکترین اعتراضات علیه ایران در فتنه ۸۸ را چندین بار روی تلکس خبری خود مخابره می کرد و در قالب خبر و تحلیل و گزارش روی خروجی خود قرار می داد تا کنون هیچ خبر و یا گزارشی در خصوص تظاهرات میلیونی مردم ایران در سی و سومین سال چشن پیروزی انقلاب منتشر نکرد.  

این خبرگزاری انگلیسی حتی بدون اشاره به میدان آزادی محل سخنرانی رئیس جمهور ایران و اجتماع گسترده مردم تهران در این میدان نوشت که محمود احمدی نژاد اعلام کرد که به زودی دستاوردهای بسیار مهمی در زمینه هسته ای اعلام می شود.

خبرگزاری رویترز نوشت که احمدی نژاد در سخنرانی که به طور مستقیم به وسیله تلویزیون پخش می شد، گفت: در روزهای آینده، جهان شاهد اعلام ایران در مورد دستاورهای هسته ای بسیاربزرگ و مهم خواهد بود.

"خبرگزاری چینی شینهوا" طی خبری نوشت که صدها هزار ایرانی با حمل پرچم ایران و نشان هایی در حمایت از نظام اسلامی، سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفتند.

شینهوا نوشت که تلویزیون ملی ایران مردم را در تهران پایتخت ایران و دیگر شهرها نشان می داد که مملو از جمعیت بودند و تصاویر بنیانگذار جمهوری اسلامی "آیت الله سید روح الله موسوی خمینی" و جانشین وی، "آیت الله سید علی خامنه ای" را در دست داشتند و جمعیت شعارهای ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی سر می دادند و مردم در سرتاسر میدان آزادی و مناطق اطراف آن دیده می شوند.

"خبرگزاری فرانسه" طی خبری نوشت که ایرانی ها روز شنبه که برخی از آن ها تابلوهایی در دست داشتند که بر روی آن نوشته بود "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 را با راهپیمایی گسترده و سخنرانی محمود احمدی نژاد بزرگ داشتند.

این خبرگزاری غربی نوشت که ده ها هزار نفر در شهرهای مختلف ایران در هوایی زمستانی به راهپیمایی پرداختند. نقطه مرکزی تظاهرات در تهران بود، جایی که احمدی نژاد برای مردمی که جمعیت آن ها حدود 30 هزار نفر بودند سخنرانی کرد.

این خبرگزاری ادامه داد: در اقدامی بر خلاف سال های گذشته، "اسماعیل هنیه" نخست وزیر مردمی در غره به ایراد سخنرانی پرداخت و طی این سخنرانی تاکید کرد که حماس هرگز اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد.

"جروزالم پست" در گزارشی نوشت: محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران امروز شنبه در مراسم سی و سومین سالگرد انقلاب اسلامی در میدان آزادی گفت ایران به زودی از پیشرفت های بسیار مهم در زمینه هسته ای خود خبر می دهد.

جروزالم پست در ادامه به حمل پرچم ها و تصاویری از آیت الله علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب از سوی تظاهرات کنندگان و شعار "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر آمریکا" در سراسر ایران پرداخت.  

"شبکه خبری دولتی انگلیس بی‌بی‌سی" در  خبری کوتاه در زمینه پوشش راهپیمایی ۲۲ بهمن اعلام کرد که تلویزیون دولتی ایران در حال پخش تصاویری از حضور ده‌ها هزار نفر از حامیان دولت ایران است که در سراسر این کشور به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب در اسلامی در ایران راهپیمایی کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، این شبکه خبری بدون اشاره به حضور میلیونی مردم در راهپیمایی سی‌و سومین سالگرد انقلاب اسلامی افزود که در این تصاویر ماکتی از هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در ابعاد واقعی دیده می‌شود که در میدان آزادی تهران به نمایش درآمده است. این هواپیما در ماه دسامبر گذشته در مرز با افغانستان به دست ایران افتاد.

"روزنامه صهیونیستی هاآرتص" در پوشش خبر راهپیمایی امروز مردم ایران به مناسبت سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران به پوشش بخش های از سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران پرداخت.

هاآرتص نوشت که احمدی نژاد اعلام کرده است که کشورش به زودی دستاوردهای بسیار مهمی را در زمینه هسته ای اعلام خواهد کرد.

بر اساس گزارش هاآرتص، تظاهرات کنندگان پرچم های ایران و تصاویر "آیت الله علی خامنه ای" رهبر ایران را حمل می کردند و فریاد "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر آمریکا" سر می دادند.

هاآرتص در ادامه به انتشار بخش هایی از سخنان رئیس جمهور ایران پرداخت و در پایان نوشت که تنش ها میان ایران و غرب درباره فعالیت های هسته ای در هفته های اخیر افزایش یافته است و آمریکا و متحدان غربی اش تحریم های جدیدی را علیه ایران تحمیل کرده تا این کشور را مجبور به بازگشت به میز مذاکرات کنند.

AFP در گزارشی به سفر روز گذشته "اسماعیل هنیه" نخست وزیر منتخب فلسطین به تهران و حضور وی در مراسم راهپیمایی سی و سومین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی پرداخت.

خبرگزاری فرانسه در ادامه نوشت: اسماعیل هنیه در جمع راهپیمایان حاضر در میدان آزادی به نمایندگی از مردم مبارز "فلسطین" که هم اکنون در "بیت المقدس" و اطراف بیت المقدس مبارزه می کنند، سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی داشت.

منبع: مشرق

الگو هاي بازي اصحاب فتنه در انتخابات

الگو هاي بازي اصحاب فتنه در انتخابات

انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در وضعيتي در حال برگزاري است كه بعد از فتنه 88، بخشي از افراد و جريان هاي سياسي كه پيش از آن در درون نظام اسلامي تعريف مي شدند، به دليل خيانت به ملت و بازي در جورچين دشمن و راه اندازي غائله فتنه 88، توسط ملت از دايره نيروهاي درون نظام اسلامي طرد شده و به اردوگاه ضدانقلاب خارج نشين پيوسته اند.
اين جريان در آستانه انتخابات، فعاليت خود را مجدداً آغاز كرده و با تمام توان وارد ميدان انتخابات شده است تا شايد با تداوم خيانت خود بتواند مانع از شكل گيري حماسه اي بزرگ در انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي شود. البته بازيگران و اصحاب اردوگاه فتنه اگرچه در هدف ضربه زدن به نظام اسلامي مشتركند؛ اما در شيوه مقابله و چگونگي مواجهه با جمهوري اسلامي دچار تفرق و اختلافند. از منظري ديگر مي توان گفت كه ترجيح مي دهند با سناريوهاي مختلف به مقابله با نظام اسلامي بپردازند.
سناريوي مشاركت با مهره سفيد
اولين سناريو، از سوي بخشي از اردوگاه فتنه كه هنوز خود را در درون نظام اسلامي تعريف مي كنند، طرح ريزي شده است. اين جريان معتقد است كه كناره گيري و تحريم انتخابات، نه تنها فايده اي براي اردوگاه فتنه ندارد، بلكه فرصت هاي پيش رو را نيز از اختيار اردوگاه فتنه سلب خواهد كرد.
اين تفكر در عمل، هرگونه كناره گيري و تحريم را به ضرر فتنه گران دانسته و نتيجه آن را ميدان داري نظام و جريان هاي وفادار به انقلاب اسلامي مي داند كه نتيجه آن به فراموشي رفتن جريان فتنه و ايده ها و آرمان ها و گفتمان آنهاست. طبق نظر اين بخش از اردوگاه فتنه گران، نظام اسلامي آنقدر توانمند است كه در نبود و غيبت ايشان نيز مي تواند فضا را براي مشاركت حداكثري ملت محقق سازد و بازي تحريم گران را ناكام گذارد. همان طور كه در طول سه دهه اخير نيز چنين بوده و خط تحريم ضدانقلاب نه تنها تأثيري بر ميزان مشاركت ملت نداشته، بلكه برعكس موجب جريحه دار شدن وجدان عمومي و ترغيب بيشتر براي آمدن به پاي صندوق هاي رأي شده است.
ضمن آنكه اين شرايط در انتخابات مجلس و شوراها نيز سخت تر مي شود و ميزان تأثيرگذاري خط تحريم به كمترين حالت مي رسد؛ چراكه اولاً دغدغه هاي محلي، فضا را براي مشاركت بالاي مردم فراهم مي آورد، ثانياً با ورود نامزدهاي مستقل، فضاي انتخابات به طور طبيعي رقابتي و كش دار خواهد شد.
لذا با توجه به اين ملاحظات بهتر است فرصت را از دست نداد و با مشاركت در انتخابات به موارد سه گانه زير دست يافت: 1- كسب تعدادي از كرسي هاي مجلس، هرچند قليل و كم اثر 2- بسط و ترويج گفتمان اردوگاه فتنه در سطح جامعه 3- حاشيه سازي و ايجاد التهاب و ناامني در انتخابات.
اين شيوه بازي با محوريت يافتن افراطيون در اردوگاه فتنه، هوادار محدودي يافت.
سياست تحريم منفعل (سياست عدم شركت)
«خط تحريم» الگوي رفتاري جبهه براندازي است كه امروز، اولويت مهم جريان فتنه قرار گرفته است. ادعاي اينكه «امروز گرم كردن تنور اين انتخابات به هر شكل و بأي نحو كان، كمك به استبداد و در تقابل با آرمان محوري استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي و نيز در تقابل با تحقق دموكراسي و تضمين حقوق بشر در كشور عزيزمان ايران است»، اوج رذالت و انحطاط ورشكستگان سياسي جديدي است كه امروز به طور رسمي به اردوگاه ضدانقلاب پيوسته اند. تحريم كنندگان كه هدفي جز ضربه زدن به نظام اسلامي ندارند، از اتخاذ خط تحريم حداقل به دنبال آنند كه:
1- وزن سياسي خود را عيان سازند و نشان دهند كه از بدنه اجتماعي قابل توجهي برخوردارند و نظام نمي تواند آنها را حذف كند، لذا بايد تسليم خواسته هاي زياده طلبانه اين افراد شد.
2- ادعاي دروغين خود در انتخابات 22خرداد 88 مبني بر تقلب در انتخابات را به اثبات رسانند.
3- با كساد كردن بازار انتخابات، از مشروعيت نظام بكاهند و آن را بدون پشتوانه نشان دهند. آنگاه بيش از پيش، نظام را تحت فشار قرار داده، اهداف براندازانه خود را دنبال كنند.
4- با تضعيف پشتوانه جمهوري اسلامي، زمينه را براي افزايش تهديدات بيگانگان عليه ما فراهم آورند. به عبارتي، با خيانت به ملت، دشمنان را در تهاجم عليه ايران تحريك كنند و ياري رسانند.
اين سياست توسط جريان هاي فتنه گر داخلي عنوان «عدم مشاركت» گرفته است، نه «تحريم»! چهره هاي ارشد فتنه گران در داخل، ايده عدم شركت در انتخابات را دنبال مي كنند، ولي خود را هوادار تحريم نمي دانند، چراكه نگران بي تفاوتي ملت و افزايش هزينه شكست اين سناريو هستند. به واقع، چهره هاي داخلي، بيشتر متوجه خطر ها و هزينه هاي احتمالي «تحريم انتخابات» هستند و ترجيح مي دهند كه دست كم در بازه زماني فعلي، صرفاً بر «عدم شركت در انتخابات» تأكيد كنند و سخني از «تحريم» به ميان نياورند.
سياست تحريم فعال
نوع ديگري از سياست تحريم را نيز مي توان در نظر گرفت كه از آن با عنوان «سياست تحريم فعال» ياد مي شود. در اين نمونه، تحريم كننده به صرف عدم معرفي نامزد و عدم حضور در پاي صندوق هاي رأي بسنده نكرده، بلكه با اتخاذ اقداماتي تكميلي وارد ميدان مبارزه عملي - تبليغي عليه نظام سياسي مي شود و تاكتيك هاي نافرماني مدني، را براي افزايش فشار به نظام اسلامي و كاستن هرچه بيشتر از آراي ملت در دستور كار قرار مي دهد.
محمد ملكي، ضدانقلاب فراري و ازجمله حاميان سياست تحريم فعال در انتخابات آتي در باب تفاوت سياست تحريم فعال و غيرفعال مي گويد: «تفاوت «تحريم فعال» و «غيرفعال» در اين است كه در تحريم فعال، تحريم كنندگان وارد صحنه مي شوند و از هزينه هاي آن ترسي به دل راه نمي دهند، ولي در تحريم غيرفعال تحريم كنندگان فقط سر صندوق ها حاضر نمي شوند و رأي نمي دهند. راهكارهاي عملياتي براي تحريم فعال بسيار است كه همراه با توزيع پوستر، نامه و انواع شيوه هاي تبليغاتي شروع مي شود و به موازات آن، تجمعات مردمي در پارك ها و ميادين شهرها با هدف روشنگري مردم تشكيل مي گردد. البته راه هاي فراوان ديگري وجود دارد كه مي تواند به وسيله همراهان و همفكران ارائه گردد.» (خبرگزاري جبهه ملي ايران، 11/10/90)
سياست تحريم فعال را مي توان ادامه حركت در سناريوي كودتاي مخملي و نافرماني مدني دانست كه بخش هايي از آن در انتخابات سال 88 نيز ظهور و بروز كرد. در اين انتخابات نيز ضدانقلاب بر آن است تا با همه توان از فضاي باز انتخابات استفاده كند و با اقدامات برنامه ريزي شده، نظام را در آستانه انتخابات، تحت فشار قرار دهد.
طرفداران اين سياست در تلاشند تا با نقد طرفداران ايده عدم مشاركت و تحريم انفعالي، آنان را متقاعد كنند تا با تغيير رويه، سياست انفعالي را رها كرده، با خروج از سكوت و انزوا به صف اغتشاش كنندگان بپيوندند. براي نمونه، نويسنده سايت جرس مي نويسد: «تحريم» واژه بي خاصيتي است بر وزن «تسليم». ما مي خواهيم در حاشيه اين حادثه سياسي- اجتماعي حي و حاضر باشيم تا از اين «فرصت ناب» استفاده كنيم. سياست ورزي در ايران عرصه همين فرصت هاست.»(6/10/90)
برخي از ترفندها و توطئه هاي اعلام شده از سوي طراحان اين سناريو را مي توان آشوب آفريني، راه اندازي تجمعات غيرقانوني، زيرسوال بردن سلامت انتخابات، تحريك قوميت ها، سياه نمايي و بحراني نشان دادن وضعيت كشور و بزرگنمايي و تشديد اختلاف جريان هاي اصولگرا ناميد.
شوراي موهوم «سبز اميد»، شاخه خارج نشين سازمان مجاهدين انقلاب، گروهك منحط منافقين، اتحاد جمهوريخواهان ايران، حزب دموكرات كردستان ايران، حزب دموكراتيك مردم ايران، حزب كومله كردستان ايران، جبهه ملي ايران ـ اروپا، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، سازمان فدائيان خلق ايران (اكثريت)، كميته هماهنگي ارتباطات شوراي موقت سوسياليست|هاي چپ ايران، شوراي هماهنگي جنبش جمهوريخواهان دموكرات و لائيك ايران، هيئت اجرايي اتحاد براي پيشبرد سكولار دموكراسي در ايران، از جمله حاميان خط تحريم فعالند كه با صدور بيانيه در اين زمينه اعلام نظر كرده اند.
البته اين جريان ها آنقدر در نزد ملت ايران منفورند كه اعلام نظرشان، نه تنها موجب همراهي ملت آگاه ايران اسلامي با آنان نخواهد شد، بلكه همانطور كه در سه دهه اخير شاهد آن بوده ايم، اين اقدام مي تواند زمينه حضور حداكثري ملت در پاي صندوق هاي رأي را فراهم آورد.

 منبع هفته نامه صبح صادق

بزرگترین حملات سایبری جهان

بزرگترین حملات سایبری جهان

در دنیای امروز اطلاعات، آمار و ارقام ارزش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده‌اند و دست یابی به آن‌ها می‌تواند برای بسیاری از افراد بسیار ارزشمند باشد.

 واحدهای مقابله با جرائم اینترنتی سال‌هاست که در کشورهای مختلف تشکیل شده است و بسیاری از هکرها از سوی این گروه‌ها شناسایی و دستگیر شده‌اند. در این متن قصد داریم تا شما را با تعدادی از برزگترین حملات سایبری در جهان آشنا کنیم.

حمله به ناسا (اکتبر 1989)
به احتمال فراوان اولین حمله اینترنتی ثبت شده مورد حمله کرم "WANK" به سیستم کامپیوتری سازمان فضایی آمریکا "ناسا" بود. این کرم اینترنتی باعث شد تا تصویری بر روی صفحه کامپیوترها ظاهر شود که به استفاده از راکت هایی با سوخت "پلوتونیمی" در طرح اکتشاف سیاره مشتری به وسیله ناسا اعتراض داشتند. مقابله و پاکسازی این کرم اینترنتی در آن زمان چیزی نزدیک به نیم میلیون دلار هزینه در برداشت. با این که تا به امروز هیچ شخص یا گروهی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است اما بسیاری انگشت اتهام را به سوی گروهی از هکرها در ملبورن استرالیا نشانه رفتند.

هک ماهواره وزارت دفاع انگلستان (فوریه 1999)
یک گروه کوچک از هکرها که در جنوب انگلستان حضور داشتند، در فوریه سال 1999 میلادی موفق شدند تا کنترل ماهواره "اسکای نت" وزارت دفاع انگلستان را به دست گرفته و سیگنال‌های اشتباهی مبنی بر شروع یک "جنگ اطلاعاتی" که در آن دشمن سعی در اخلال در سیستم های مخابراتی را دارد، ارسال کردند. علی‌رغم تلاش های صورت گرفته از سوی پلیس انگلستان و نیروی هوایی آمریکا شخصی بازداشت نشد.

افشای اطلاعات کارت های اعتباری (ژانویه 2000)
در ژانویه 2000 میلادی اطلاعات مربوط به کارت‌های اعتباری 300 هزار نفر از مشترکان سایت اینترنتی "CDUniverse.com " در فضای مجازی به وسیله شخصی که خود را "ماکسیم" معرفی می کرد، منتشر شد. او این اقدام را پس از رد شدن درخواستش برای 10 هزار دلار در ازای نابودی اطلاعات انجام داد. کارشناسان احتمال می دهند که ماکسیم از اهالی اروپای شرقی بوده است.

سرقت کدهای نظامی (دسامبر 2000)
یکی از مهمترین اطلاعاتی که دولت‌ها نمی خواهند در دست اشخاص نامطمئن بیفتد، اسرار نظامی است. در دسامبر سال 2000 میلادی گروهی از هکرها به شرکت های تولیدکننده نرم افزارهای مخصوص کنترل ماهواره ها و موشک های ارتش آمریکا در واشنگتن حمله کرده و نزدیک به دو سوم اطلاعات موجود را سرقت کردند. آمریکایی ها تعقیب را آغاز کردند و پس از ردیابی سرنخ ها به دانشگاه "کایزسلاترن" در آلمان رسیدند که به نظر بن بست تحقیقات بود. تا به امروز شخص یا گروهی برای این حمله مقصر شناخته نشده است.

هک سیستم مدیریت حقوق دیجیتال (اکتبر 2001)
در اکتبر سال 2001 میلادی گروهی از هکرها با نام "Beale Screame" موفق به هک و در اختیار گذاشتن برنامه ای برای گذر از قفل های اعمال شده بر روی فایل های صوتی و تصویری شدند. در حالی که شرکت مایکروسافت همچنان در تعقیب این گروه هکری است همچنان این مورد لاینحل باقی مانده است.

"دنیس کاکینیچ" در سی بی اس نیوز (اکتبر 2003)
در اکتبر 2003 و در جریان مبارزات انتخاباتی یک هکر توانست صفحه اول سایت خبرگزاری سی بی اس را هک کرده و یک لوگوی انتخاباتی در حمایت از کاکینیچ بر روی صفحه قرار دهد. پس از کلیک بروی این صفحه یک کلیپ 30 دقیقه ای در مورد او و نظراتش پخش می شد. ستاد انتخاباتی وی هرگونه دخالت در این ماجرا را تکذیب کرد و شخصی هم که این اقدام را انجام داد، هیچ گاه شناسایی نشد.

هک سیستم پذیرش مدارس تجاری ( مارس 2006)
در ماه مارس 2006 رمزهای مربوط به ورود به سیستم های پذیریش بسیاری از دانشکده های معتبر اقتصادی دنیا مثل هاروارد و استندفورد بر روی اینترنت قرار گرفت. به این صورت بسیاری از افراد توانستند با نحوه پذیرش و همچنین وضعیت درخواست های خود برای پذیرش در این دانشگاه ها آشنا شوند. این رمزها به سرعت از روی سایت‌های اینترنتی پاک شد و و به کاربرانی که از طریق این رمزها به به درخواست‌ها دسترسی پیدا کرده بودند اعلام شد که پذیرش نخواهند شد. جالب است بدانید هکری که این حرکت را انجام داده بود هیچ گاه شناسایی نشد.

حمله هکرها به 26 هزار سایت (زمستان 2008)
در زمستان سال 2008 گروهی از هکرها حمله وسیعی را به چیزی نزدیک به 26 هزار سایت آغاز کردند. آنها در این حمله به سرور سایت‌ها حمله برده و آن بخش را از کار انداخته و سایت را از دسترس خارج می کردند. سایت خبری "MSNBC" نیز از جمله قریانیان این حمله سایبری بود.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

 

چه كساني به فضاي ناسالم دامن مي زنند؟

چه كساني به فضاي ناسالم دامن مي زنند؟

«فضاي انتخابات را سالم نگه داريد» اين جمله مهم را رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نماز جمعه تهران خطاب به همگان بيان فرمودند تا انتخاباتي پرشور، سالم و رقابتي داشته باشيم.
بي شك يك طيف مهم از مخاطبان اين توصيه را احزاب و رسانه هاي شان تشكيل مي دهند كه از هم اكنون براي ايجاد فضاي ناسالم دست به كار شده اند. نگاهي به تيترهاي ريز و درشت برخي از روزنامه ها در هفته گذشته مويد اين ادعاست.
تخطئه شوراي نگهبان خطي بود كه بسياري از روزنامه ها با جمله «رد صلاحيت نمايندگان فعلي مجلس اشتباه بود» از قول علي لاريجاني آن را منعكس كردند.
روزنامه هايي مثل «مردم سالاري» و «آفتاب يزد» اين جمله را در نخستين روز هفته در لابه لاي تيترهاي خود گنجاندند و «فرهنگ آشتي» (10/ 11) در اين راستا «32 نماينده همچنان در ليست رد صلاحيت شدگان هستند» را به نقل از سخنگوي شوراي نگهبان تيتر كرد.
حمله به گروه هاي اصولگرا نيز به شكل پررنگي دنبال مي شد. «روزگار» (9/11) با طرح اين سوال كه «آيت الله مهدوي كني تاب مقاومت در برابر موتلفان تندرو را دارد؟» با حروف درشتي روي تصوير بزرگي از وي نوشت: «فشار رفيقان بر رئيس اصولگرايان»
«آفتاب يزد» نيز در همين راستا «تنش در همايش اصولگرايان» را در روز نخست هفته تيتر كرد و در گزارشي از يك جلسه سخنراني آقاي متكي در يكي از استان ها نوشت: «دومين همايش جبهه متحد اصولگرايان كهگيلويه و بوير احمد به تنش كشيده شد و سبب شد كه وزير سابق امور خارجه ايران اسلامي تا دقايقي از حاضران در اين همايش بخواهد به احترام اصولگرايي سكوت كنند.»
منتسب كردن جريان انحراف به اصولگرايان روش تخريبي ديگري است كه روزنامه اي چون «اعتماد» (9/10) دنبال كرده و روي تصويري تمام قد از باهنر نوشته است: «جريان انحرافي از دل اصولگرايان بيرون آمد.»
انتساب جريان انحراف به اصولگرايي در شرايطي صورت مي گيرد كه تخريب اصولگراها توسط جريان انحراف به عنوان يك خط تبليغي به شيوه هاي گوناگون پيگيري مي شود.
در اين رابطه روزنامه «ايران» (13/10) ذيل تيتر «كميته 7+6 در شرايط شكننده» مي نويسد: «وحدت اصولگرايان و مدعيان اصولگرايي و تمامي گروه هاي سياسي نزديك به جريان اصولگرا بر مبناي سهم خواهي، خيلي زود و سريع حالتي شكننده به خود گرفت و از اجماعي گسترده ميان گروه هاي مختلف به پاتوق چند گروه خاص تبديل شد.»
وصل كردن اصولگرايان اقدام تخريبي ديگر جريان انحراف است كه روزنامه هاي اصلاح طلب با چند هدف به پوشش خبري آن مي پردازند كه دامن زدن به اختلافات دروني اصولگراها و تخريب آنها از زبان خودشان از جمله اين اهداف مي باشد.
در اين رابطه «روزگار» در شماره (12/11) با اختصاص تصوير اول خود به مشايي از فاز دوم منازعه انتخاباتي احمدي نژادي ها خبر داده و با حروف درشتي مي نويسد: «حمله همزمان به هاشمي و اصولگرايان»
«اسرار» هم در اين رابطه زير تصوير بزرگي از باهنر نوشت: «برخي به دنبال احياي دعواي هاشمي : احمدي نژاد هستند.»
«هفت صبح» هم در تنور اختلافات ميان دو جبهه اصولگرايان دميد و در مطلبي با عنوان «بازار داغ منازعه و برچسب هاي انتخاباتي» نوشت: «در تازه ترين تحولات سياسي، ليست ها محل منازعه انتخاباتي شده اند، اين منازعه به ويژه بين دو جريان اصولگراي جبهه پايداري انقلاب اسلامي و جبهه متحد اصولگرايان شدت گرفته است.»
اين روزنامه با اشاره به انتشار ليست فرضي منتسب به جبهه متحد كه توسط هفته نامه «9 دي» منتشر كرده بود، واكنش هاي اين جبهه را منعكس و اظهار اميدواري كرد: «در مجموع فعلاً بازار اتهام و برچسب زدن گرم است و بايد منتظر ماند و كارت هاي تازه اي كه در اين بازي پرفراز و نشيب رو خواهد شد را رصد كرد، كارت هايي كه مي توانند آرايش كلي بازي را به هم بزنند.»
نكته تأسف بار اين است كه هفته نامه «9 دي» در شماره اخير خود به بخشي از اين تخريب هاي درون گروهي اصولگراها اشاره كرده و در مطلبي با عنوان «پايداري در برابر تخريب ها» مي نويسد: «جريان مدعي وحدت بايد پاسخ دهد كه اين حجم از تخريب هاي سازمان يافته عليه يك جبهه گفتماني تحت هدايت آيت الله مصباح آيا با رضايت گروه موسوم به 8+7 شكل مي گيرد يا خير و اگر پاسخ منفي است، آيا تاكنون به افرادي مانند آقاي قاليباف كه رسانه هاي منسوب به او جلودار اين بي اخلاقي ها هستند، تذكري داده شده است يا خير، اگر تذكري داده نشده است كه مغاير با داعيه وحدت و سخنان اخير آيت الله مهدوي كني است كه هفته گذشته تأكيد كردند، اگر هم رقابت مي كنيم، يكديگر را تخريب نكنيم و اگر تذكر داده شده نه تنها چنين تذكري به هيچ وجه جدي گرفته نشده است، بلكه حجم تخريب ها روبه افزايش است.»
اين نشريه همچنين در رابطه با ادعاي تهيه يك جزوه تخريبي عليه جبهه متحد و شخص آيت الله مهدوي كني در رد انتساب آن به جبهه پايداري، مدعيان را دروغگو خوانده و در مطلبي با عنوان «وقتي دروغ مصلحتي مباح مي شود» مي نويسد: «ريشه يابي اين حجم از تبليغات رسانه اي حاكي از اين است كه مع الاسف بيماري اي در ميان گروهي از اصولگرايان رو به شيوع است و آن هدف شدن وسيله اي است كه بدين ترتيب حتي براي رسيدن به اين هدف جعلي و ساختگي، مصلحت هاي ساختگي ديگري هم توليد شده و در اين بين، دروغ محرم شرعي به مباح و يا حتي واجبي ضروري الاتباع تبديل مي شود. اين مي شود كه حتي جزوه اي كه اساساً توهيني در آن نبوده كاملاً هتاكانه معرفي مي شود، در تيراژي ميليوني توزيع مي شود و قس علي هذا...»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

فتنه سبز به نقطه‌چین تبدیل شده است!

فتنه سبز به نقطه‌چین تبدیل شده است!

هوشمندي و تدبير حاكميت توانست جنبش سبز را زمين گير كند. حتي حصر موسوي و كروبي هم مشمول مرور زمان و فراموشي شد.
به گزارش گرداب، سه  تن از فتنه گران فراري مي گويند فتنه سبز از وضعيت جنبش به حالت نقطه چين تبديل شده و شوراي هماهنگي سبز نيز عمل اپوزيسيون را چند شقه كرده است.

راديو فرانسه در اين زمينه ميزگردي با حضور "رضا عليجاني" (گروهك ملي - مذهبي)، "محمدعلي توفيقي" (عضو مستعفي سازمان مجاهدين) و "محمدرضا يزدان پناه" (روزنامه نگار زنجيره اي) در پاريس ترتيب داد.

عليجاني در اين ميزگرد با اشاره به محدود شدن ارتباطات موسوي و كروبي، گفت: «اين اتفاق در مقطعي صورت گرفت كه جنبش به سمت حالت قفل شدگي پيش مي رفت. اينكه برخلاف ادعا، قيامتي نشد در قالب تحليل كلي تري است كه چرا جنبش به نتيجه نرسيد و از حالت خطي به نقطه چين تبديل شد؟»

وي ادامه داد: «به نظرم از يك منظر حتي محصور شدن كروبي و موسوي به نفع اين دو بود. در شرايطي كه جنبش رو به افول است، سران آن در حد يك فعال سياسي تقليل مي يابند و در چنين شرايطي زندان براي آنها بهتر از اين است كه آزادند اما كاري نمي توانند انجام دهند. در اين صورت سران به چهره سياسي (معمولي) تبديل مي شوند، يعني همان روندي كه خاتمي طي كرد.»

محمدعلي توفيقي نيز به راديو فرانسه گفت: «هوشمندي و تدبير حاكميت توانست جنبش سبز را زمين گير كند. حتي حصر موسوي و كروبي هم مشمول مرور زمان و فراموشي شد.»

وي با حمله به گروه موسوم به شوراي هماهنگي سبز (وابسته به اميرارجمند و مزروعي) گفت: «امروز بايد از آنهايي كه بيرون هستند و ادعاي رهبري جنبش را دارند پرسيد كه چه كرده اند؟ متاسفانه اين شورا از زماني كه به وجود آمده نه تعريف آن مشخص است و نه اعضاي آن و تشكيلاتي است كه از يك عملكرد شفاف برخوردار نيست، اما اگر بپرسيم توانسته اند گفتمان سران جنبش سبز را نمايندگي كنند يا خير؟ به نظرم بايد پاسخ داد خير! در سازماندهي تجمع ها هم ناموفق بوده اند.»

يزدان پناه هم در اين ميزگرد با اشاره به بي هدفي فتنه گران از اواسط آشوب هاي سال 88 مي گويد: «تجمع هاي خياباني به ويژه پس از روز قدس بي هدف بود و هيچ استراتژي مشخصي نداشت.»

وي اضافه كرد: «نهاد يا فردي كه حصر موسوي و كروبي را طراحي كرده بود از قرار معلوم مي دانست در نبود اين دو، افراد و گروه هايي ميدان دار مي شوند كه به شكل بالقوه و تاريخي توانايي دوشقه كردن جنبش سبز را داشتند. افرادي كه گفتمان جنبش اصلاح طلبي را نمايندگي مي كردند و اساسا عملكرد آنها كمترين هماهنگي و سنخيت را با كليت جنبش سبز و موضع و عملكرد كروبي و موسوي داشت. اين اتفاق در بلندمدت نه تنها توانست انرژي مخالفان را كاملا محدود كند بلكه در نهايت باعث شد در غياب كروبي و موسوي كساني به عنوان نمايندگان جنبش مطرح شوند كه از ابتدا سنخيتي با جنبش نداشتند.»

رضا عليجاني در ادامه اين ميزگرد به تمسخر موسوي پرداخت و گفت: «به تعبير يكي از فعالان سياسي كشور كه از نزديكان موسوي و كروبي است، آقاي موسوي مانند يك نقاش پست مدرن مي خواست عمل كند كه مي خواست رنگ را روي تابلو بپاشد و خودش رنگ بگيرد، خودش طرح بگيرد و نگاه پست مدرني به سياست داشت. در حالي كه جامعه ما يك جامعه در حال گذار بود. در جامعه اي كه نهاد حزبي و صنفي و اتحاديه هاي شغلي و كاري نداريم، بحث شبكه هاي افقي مانند بحث هاي پست مدرني است كه وارد جامعه اي مي شود كه به لحاظ تشكيلاتي عقب مانده و در حال گذار است. همين نقص به شوراي هماهنگي و كسان ديگري كه ادعاي رهبري جنبش را دارند منتقل شد.»

يادآور مي شود به علت متهم شدن مزروعي و اميرارجمند به اينكه پول هاي مفت آمريكا و اروپا را مي گيرند اما هيچ كاري انجام نمي دهند، اين دو نفر به اسم "شورا" بيانيه اي صادر و خواستار پياده روي سكوت شدند.
منبع: کیهان

فرقه‌‌ای که حتی در اسراییل هم اجازه تبلیغ ندارد

فرقه‌‌ای که حتی در اسراییل هم اجازه تبلیغ ندارد

 

یکی از راه‎های شناخت بطلان بهاییت بررسی هویت دوستان و دشمنان این فرقه است. اکثر قریب به اتفاق دوستان علی محمد باب شیرازی و میرزا حسین‌علی نوری، افراد فرو مایه و پستی هستند که غرق در شهوات و وابستگی به اجانب بوده‎اند.


 به گزارش راسخون به نقل از پایگاه خبری برهان ، فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت تنها منکر ضروریات دین مبین اسلام نیست بلکه به ‏واسطه‌ی قایل شدن مقام ربوبیت و الوهیت برای باب و بهاء و انکار معاد و عدل، مورد تنفر تمامی ادیان الهی است؛ به ‏نحوی که در کشور جعلی اسراییل نیز اجازه‌ی تبلیغ ندارند و صرفاً چون ضداسلام قیام کرده‌اند مورد حمایت و پشتیبانی یهودیان و اسراییل قرار گرفته‌اند.


مهم‌ترین دلایل بطلان بابی‌گری و بهایی‌گری

 

معمولاً مبلغین فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت برای اثبات حقانیت خود، به چهار دلیل زیر متوسل می‌شوند:

1- تقریر و ادعای رهبرانشان مبنی‏ بر این که «من عندالله» هستند.

2- نزول وحی و کتاب‌، به عنوان مثال باب در جلسه‌ی علمای تبریز می‌گوید من می‌توانم آیاتی نازل کنم و بافته‌های خود را دلیل حقانیت خود می‌داند‌.

3- استقامت‌، مبلغین بابی و بهایی؛ پافشاری، استقامت و جانبازی رهبران خود را دلیل حقانیت خود می‌دانند‌.

4- نفوذ مرام و مسلک بهاییت در کشورهای متعدد را نیز دلیل دیگری بر حقانیت خود اعلام نموده‌اند‌.

پر واضح است‌که ملاک حق و باطل، چهار مورد بالا نیست زیرا در طول تاریخ‌ افراد شیاد و منحرف بسیاری ادعای پیامبری نموده و تا پای جان هم روی ادعای باطل خود ایستاده‌اند و مانند «مانی» و «مزدک» کتاب جدید ارایه داده و عده‌ی زیادی را هم دور خود جمع کرده‌اند، بر عکس پیامبران بزرگی هم بوده‌اند که کتاب جدید نیاورده‌ و نفوذی هم نداشته‌اند، اما پیامبر خدا بوده و تا پای جان در راه خدا استقامت ‌کرده‌اند و هم‌چون «زکریا»‌، «یحیی و عیسی مسیح»(علیهم‌السلام) و ... با دل و جان به استقبال شهادت رفته‌اند. به‌ طور کلی تاریخ ننگین 170ساله‌ی این فرقه و آثار مکتوب باب و بهاء گواهی می‌دهد که رهبران فاسد و منافق ایشان از چهار ویژگی یاد شده، بی‌بهره بوده‌اند.

«علی‌محمد باب» چند بار توبه نامه امضا کرده‌ و «میرزا‌حسین‏علی نوری» و «عباس افندی» از ترس مأموران عثمانی عقاید خود را زیر پا نهاده و در نماز جمعه و جماعت‌ مسلمین حاضر می‏شدند و در ماه صیام، خود را به دروغ ‌روزه‏دار نشان می‌دادند. در خصوص دلیل نفوذ مرام و مسلک بهاییت در کشورهای دیگر، ذکر این نکته ضروری است که اگر ملاک حقانیت یک مکتب نفوذ و گستردگی و تعداد گروندگان باشد، تکلیف «پیامبران اولوالعزم» که تمام ادیان به نبوت آنان ایمان دارند یعنی نوح و ابراهیم(علیهما‌السلام) چه می‏شود.

این پیامبران بزرگ الهی که طبق تورات، انجیل‌، قرآن و حتی نوشته‌های خود فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت از اعاظم انبیای الهی می‌باشند در زمان خود کم‌ترین نفوذ را داشته‌اند. برعکس تعداد گروندگان به آیین بودا‌، برهما و کنفوسیوس که پیامبر نبوده‌اند، صدها میلیون نفر است و این نفوذ دلیل حقانیت و نبوت آنان نخواهد بود. از مردود بودن چهار دلیل آن‌ها که بگذریم ادله‌ی بسیاری بر بطلان با‌بیت و بهاییت وجود دارد که در زیر به مهم‌ترین‌ آن‌ها خواهیم پرداخت.‌

1- دیدگاه‌ها و مکتوبات ‌سران فرقه‌ی ضاله در مورد اسلام و امام زمان(عجل‌الله‌تعالی)

در کتاب‏های اولیه‌ی باب نظیر «صحیفه‌ی عدلیه»، «قیوم الاسماء» و «تفسیر سوره‌ی بقره» و حتی مکتوبات «حسین علی نوری» و «عبد البهاء» مطالب زیادی در خصوص کامل بودن اسلام و خاتمیت پیامبر اسلام و مشخصات امام زمان(عجل‌الله‌تعالی) و حتی نواب اربعه‌ی آن حضرت وجود دارد که با‌بیان و بهاییان هنوز آن کتاب‏ها را قبول دارند. به‏عنوان مثال علی محمد باب در صفحه‌ی 5 صحیفه‌ی ‌عدلیه می‏نویسد:

«‌شریعت مقدسه‌ی ‌اسلام نسخ نخواهد شد و حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه است.»

«شوقی افندی» رهبر سوم بهاییت در صفحه‌ی 147 «قرن بدیع» به بخش‏هایی از دو کتاب تفسیر سوره‌ی ‌یوسف و صحیفه‌ی عدلیه اشاره می‌کند و می‌نویسد: «فرازهای پر شور و هیجان این کتاب موجب جان‏فشانی بابیه در سه جنگ بابیه با دولت مرکزی گردید.» علی محمد باب در صفحه‌ی 27 صحیفه‌ی عدلیه آشکارا می‌گوید: «صاحب الزمان(عجل‌الله‌تعالی) فرزند امام حسن عسگری(علیه‌السلام) و هم نام رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.» او می‌گوید: «اگر کسی به نواب اربعه‏ی ‌آن حضرت نیز اعتقاد نداشته باشد، مؤمن واقعی نیست و اعتقاد به نواب خاص آن حضرت شرط کمال ایمان است.»

2- بلاتکلیفی دو رهبر اولیه‌ی فرقه به لحاظ شأن و جایگاه

در کتب باب و بهاء نقش این دو نفر مشخص نیست. گاهی خود را عبد ذلیل ‌و گاهی امام معرفی می‌کنند، گاهی پیامبر و شارع جدید و در آخر هم دم از ربوبیت و الوهیت می‌زنند، در حالی که تمام انبیای الهی و ائمه‌، بالاترین ‌افتخارشان عبودیت و بندگی باری‌ تعالی بوده است. مشخص نیست کدام‏ یک از رهبران این دو فرقه، پیامبر است چون هر دو کتاب دارند به‌علاوه «حسین‏علی نوری» که بعد از باب ادعای نبوت نمود، دو سال بزرگ‌تر از علی محمد باب رهبر اولی آنان است و معلوم نیست چرا خدا از ابتدا حسین‏علی را مبعوث نکرده است.

3- بی‏ریشه بودن و طرد آنان از طرف شیخیه

از آن‌جا که شیخیه ‌ریشه و اصل این انحراف بزرگ بوده و برای آنان نقش مادری دارد و باب و بهاء از «شیخ‏ احمد احسایی» و «سید‌کاظم رشتی» به نیکی یاد می‌کنند، اما شیخیه این فرقه‌ی ضاله را قبول ندارد و سران آنان را مورد لعن و نفرین قرار می‌دهد‌.

4- هم پیمانی با طواغیت و دولت‌های استعماری

در حالی که انبیا‌ و مصلحین واقعی با فرعون‌ها‌، قارون‌ها و طاغوت‌های زمان خود مبارزه کرده‌اند. سران این فرقه از بدو ظهور همواره سر درآخور روسیه و انگلیس و مهره‌های آنان یعنی «دالگورکی»‌، «منوچهرخان گرجی»، «میرزا ‌آقاخان نوری» و غیره داشته‏اند. شوقی افندی در توقیعات نوروز، صفحه‌ی 159 می‌نویسد:

«اسراییل همه گونه آزادی را به بهاییان داد و آنان را از مالیات معاف نمود و در ساختن ابنیه‌ی فرهنگی ما را یاری داد.»

هم‌چنین پس از مرگ شوقی همسر او «روحیه‌ی ماکسول» نیز می‌گوید:

«من ترجیح می‌دهم که جوان‌ترین ادیان در تازه‌ترین کشور جهان نشو و نما کند و آینده‌ی بهاییت و اسراییل چون حلقه‌های زنجیر به هم پیوسته است.»

عباس افندی در نامه‌ی خود به «علی‌اکبر شهمیرزادی» ضمن انتقاد از مشروطه خواهان آنان را با عنوان نو هوسان نادان و مظفرالدین‌شاه را با عنوان عدل مصور و عقل مجسم معرفی نموده و از بهاییان می‌خواهد ضمن مخالفت با سران مشروطه، دعاگوی شاه قاجار باشند. او در نامه‌ی 11 جمادی الاول سال 1325ه.ق. به «علی‌ اکبر ایادی» نوید استحکام سلطنت محمد‌علی‌شاه و شکست مشروطه خواهان را داده و به بهاییان اطاعت و انقیاد کامل از شاه مستبد قاجار را توصیه می‌کند.

5- فساد اخلاقی، مالی سران و مبلغین بهاییت

سران این فرقه به‏خصوص میرزا حسین‏علی نوری، برادر، فرزندان و اطرافیانش به همه‌ی مفاسد آلوده‏اند. حروف حی که 18‏یار و هسته‌ی مرکزی بابی‏گری بوده‏اند اکثراً‌ مانند ‌بهاء و قره‏العین‌دچار فحشا و منکر شده‏اند، در واقعه شرم‏آور بدشت که منجر ‌به کشف حجاب قره‏العین گردید.‌حسین‏علی‏ نوری این زن فاسد را بدون اجازه‏ی ‌شوهرش مدتی به روستای «تاکر» در ولایت نور برد و با وی که صاحب دو فرزند نیز بود و از خانه‌ی شوهر فرار کرده بود، به هوسرانی و فساد مشغول شد. اکثر محققین ‌معتقدند عباس افندی با اطلاع از فساد اخلاقی شوقی افندی او را پس از خود به رهبری بهاییت انتخاب کرد. شوقی در مدرسه‌ی آمریکایی‏ها در بیروت درس خوانده بود و خوی و خصلت مردانه نداشت. صبحی در کتاب خاطرات صبحی صفحه‌ی 144 می‏نویسد:

«من چند بار شاهد عمل شنیع لواط از شوقی بودم که یک‌بار وقتی او مورد تجاوز دکتر ضیاء بغدادی در عکا قرار گرفت به شوقی اعتراض کردم، شوقی با وقاحت مرا مسخره کرد.»

او می‏گوید:

«وقتی عبدالبها این عنصر فاسد را امام بهاییان قرار داد، بسیار تعجب کردم و دیگر نتوانستم‌ ننگ بهایی گری را تحمل کنم و مسلمان شدم.»

لازم به ‏ذکر است این فرقه اصلاً برای انهدام ‌عفت، اخلاق و مبانی اسلام عزیز اجیر شده بود. آنان زنا با محارم و لواط را به‏طور ضمنی اشاعه می‏دادند.

6- استفاده از وسایل نامشروع برای تأمین اهداف

پیروی از سیاست ماکیاولی درسی است که بهاییت از یهود آموخته ‌و آن را در سراسر جهان به اجرا گذاشته است. این فرقه‌ی منحوس کار خود را با ترور مخالفین شروع نمود. آنان به پشتوانه‌ی کمک‏های اربابان خارجی، سراغ علما و مسؤولین مملکتی نیز رفتند و افرادی نظیر «ملامحمد تقی»و «ناصرالدین شاه» را هم ترور کردند که البته ترور شاه نافرجام بود. بسیاری از مبلغین این فرقه دارای سوابق سوءِ مالی و اخلاقی بوده‏اند زیرا بهاییت هیچ محدودیتی برای استفاده از مفسدین در تبلیغ فرقه قائل نبود. به‏عنوان نمونه آن‏ها از «میرزا یحیی زنجانی» و «میرزا محمد پرتویی» که سابقه‌ی سرقت و الواطی داشتند به‏عنوان ‌مبلغ استفاده کرده‏اند.

7- تقابل و تضاد فرقه با مبانی اخلاقی و راه انبیای الهی

بهاییان به‏ عنوان نوکران قسم خورده‏ی استعمار، تحت عنوان حکمت، نفاق و دروغگویی را ترویج داده‏اند و حتی در کتاب «اقدس» آورده‏اند اگر بهاء به زمین، آسمان و به آسمان، زمین گوید، احدی حق چون ‏و چرا ندارد‌. بهاییت با ترویج رباخواری و خیانت در امانت، اموال مریدان خود را سرازیر بیت العدل نموده و با پوشش مبارزه با تعصب‌های مذهبی، جنسی و ملی، بی عفتی و فساد را گسترش داد. غرور، نخوت و تکبر در تمام ادیان و مکاتب نهی شده اما در بهاییت در حد اعلا به چشم می‌خورد.

بهاء در صفحه‏ی 145 بدیع می‏نویسد:

«اگر به زمین حکم آسمان و به آسمان حکم زمین را جاری کردیم احدی حق چون و چرا ندارد.»

وی ادامه می‏دهد:

«هیچ لذتی در امکان بزرگ‌تر از این خلق نشده که کسی آیات ما را بشنود و در حق کلمات آن لم و بم (چون‏وچرا) نگوید و به مقایسه با کلمات دیگر نپردازد.»

او در نهایت کبر و غرور در کتاب «گنج شایگان» صفحه‏های 18و 79 می‏نویسد:

«به خدا قسم هر کس فضل آشکار من را انکار کند و بغض من در دلش باشد در حلال‏زادگی خود شک کند و برود وضعیت خود را از مادرش بپرسد.»

یعنی مخالفین خود را حرام‏زاده می‏داند. جالب است سر دسته‏ی ‌مخالفین حسین‏علی نوری برادرش میرزایحیی نوری و خواهرش عزیه خانم است که یحیی او را مسموم نمود و خواهرش کتاب «تنبیه النائمین» را برضد بهاء نوشت، با این حساب بهاء باید، وضعیت برادر و خواهرش را از مادرش سؤال کند. میرزا حسین‏ علی نوری هنگامی کبر و غرور را به اوج رساند که مثل فرعون، نمرود و شداد ادعای خدایی کرد. او در لوح «ابن الذئب» خطاب به «آقا نجفی» می‏نویسد:

«همانا کسی که جهان را به خاطر خود آفریده اکنون در خراب‌ترین مکان زندانی شده است»

لازم به ‏ذکر است در این زمان بهاء در «عکا» زندانی بوده است.

8- وجود مطالب و دستورات‌غیر علمی، عقلی و خلاف فطرت انسانی

کتب این فرقه به پیروی از شیخیه مملو از سفسطه، اغراق و توهمات است. باب در نوشته‌های خود با توسل به علوم غریبه، رمل ‌و اسطرلاب، خواب و خیال دچار سفسطه شده و عقاید و احکامی را مطرح کرده است که هیچ سنخیتی با علم، عقل و استدلال ‌ندارد. هم‌چنین دعوی نبوت، الوهیت و نفی معاد و ارایه‌ی احکامی نظیر ازدواج با محارم، تساهل در اعمال شنیعی مثل زنا، سرقت، دستور تخریب تمامی مساجد و بقاع متبرکه‌ی انبیای سلف و ائمه و محو تمامی کتب از سوی باب، مهم‌ترین دلیل بر بطلان فرقه‌ی گمراه بهاییت است.

9- بی‏اعتقادی رهبران بابی و بهایی به دستورها و متون فرقه

اسناد معتبری وجود دارد که باب و بهاء و سایر رهبران آنان به مطالبی که خودشان وضع نموده‌اند نیز، اعتقادی نداشته و عمل نمی‏کرده‏اند. به‏عنوان نمونه بهاء در کتاب اقدس ازدواج با بیش از دو زن را جایز نمی‌داند ولی خودش چهار زن داشته است. نماز جماعت را حرام می‌داند ولی بهاء و عباس افندی منافقانه به نماز جمعه و جماعت حاضر می‌شدند.

در نوشته‌های خود از اخلاق دم می‌زنند، ولی به مخالفین خود حتی برادر و خواهرشان فحش‏های رکیک می‌دهند. آنان در تبلیغات خود از تحری حقیقت دم می‌زنند ولی اگر کسی از بهاییت به آیین دیگری بازگردد، مورد طرد روحانی و اداری قرار می‏گیرد و به خانواده و فامیل او تکلیف می‏شود که او را مورد تحریم قرار دهند و حتی با او حرف نزنند. بهاییان وحدت عالم انسانی را مطرح می‏کنند ولی خود به فرقه‏های متعدد مبدل شده و هم‌دیگر را طرد می‏کنند. بهاء، مؤسس بهاییت حتی حاضر نیست انسانیت برادر خود «یحیی صبح ازل» را به رسمیت بشناسد.

10- التقاط و عدم اصالت

با توجه به این که بهاییت مسلکی غیراصیل و بی‏ریشه است. دچار التقاط شده و از هر نحله و فرقه چیزی را اقتباس نموده و مسلکی متناقض و دروغین را ایجاد کرده است. در این مسلک عقاید و احکام اسلام دست‏کاری شده و با بخشی از عقاید و احکام تحریف شده‌ی یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان مخلوط شده است و برای این که تازه‌تر جلوه کند، با تفکرهای لیبرالیستی و سوسیالیستی غرب عجین گردیده و در قالب مسلک مضحک و سخیف بهاییت ظاهر شده است.

تطبیق عید صیام با عید نوروز و پذیرش بعضی عقاید زرتشتیان نیز، نمونه‌ی دیگری از التقاط و بطلان این فرقه است، هم‌چنین آن‏ها ضمن این که از انبیای صالح، ساده زیست و قانع تمجید می‏نمایند، احکامی برمبنای مصرف‏گرایی سرمایه‏داری غربی ارایه کرده‌اند که همین التقاط و تناقض از مهم‌ترین ادله در بطلان بهاییت است.


با توجه به این که بهاییت مسلکی غیراصیل و بی‏ریشه است. دچار التقاط شده و از هر نحله و فرقه چیزی را اقتباس نموده و مسلکی متناقض و دروغین را ایجاد کرده است. در این مسلک عقاید و احکام اسلام دست‏کاری شده و با بخشی از عقاید و احکام تحریف شده‌ی یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان مخلوط شده است و برای این که تازه‌تر جلوه کند.

11- قطع رحم و بی‏توجهی به بنیان خانواده

صله‌ی ‏رحم و تقویت بنیان خانواده، سرلوحه‌ی شعایر ادیان ابراهیمی و مصلحین واقعی است ولی بهاییت به علت رابطه‌ی باز جنسی و اباحی‏گری و ترویج فساد جنسی موجبات انهدام بنیان خانواده را فراهم نموده است. به استناد اسناد موجود در کتب تاریخ فرقه‌ی ضاله و خاطره‌های مبلغین تواب، بنیان خانواده در خانواده‌ی بهاء و سران بهاییت چنان سست و متزلزل بود که همیشه با برادران و خواهران خود در درگیری و کشمکش بودند چنانچه یحیی نوری پس از سال‏ها جدال، بهاء را مسموم نمود. رابطه‌ی عباس افندی با برادرش محمدعلی نیز بهتر از رابطه‌ی پدر و عمویش نبود. شوقی افندی نیز تمام اقوام را از دور خود رانده بود و حتی به مادرش رسیدگی نمی‌کرد.

در متون این فرقه از احسان به والدین و اقوام فقیر و تقویت و صیانت از خانواده نیز خبری نیست. یکی از مبلغین آزاد شده می‏نویسد: «برای بهاییان محرم و نامحرم معنایی ندارد و من در معاشرت‏ها، افراد زیادی را می‏شناسم که رابطه‏شان با زنان بهایی از حد دست دادن و روبوسی کردن گذشته و به روابط ناصحیح جنسی مبدل شده به ‏نحوی که پدر واقعی خانواده به اصالت نسب فرزندان خود مشکوک است.»

12- تنفر تمامی ادیان الهی و فرق اسلامی از بهاییت

فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت تنها منکر ضروریات دین مبین اسلام نیست بلکه به ‏واسطه‌ی قایل شدن مقام ربوبیت و الوهیت برای باب و بهاء و انکار معاد و عدل مورد تنفر تمامی ادیان الهی است به ‏نحوی که در کشور جعلی اسراییل نیز اجازه‌ی تبلیغ ندارند و صرفاً چون ضداسلام قیام کرده‌اند مورد حمایت و پشتیبانی یهودیان و اسراییل قرار گرفته‌اند، وگرنه علمای مستقل یهود که به توحید و معاد معتقدند از بهاییان متنفر و آنان را کافر می‏دانند. از نظر اسلام این فرقه‌ی منحرف نیز به ‏واسطه‌ی انکار بخشی از اصول دین و اصل خاتمیت و انکار سایر ضروریات اسلام، کافر و نجس می‏باشند.

«مجمع فقه اسلامی» که متشکل از فقهای جهان اسلام است و بیش‌تر از اهل تسنن تشکیل شده است، در ژوییه‌ی سال 1987 میلادی برابر با سال 1366 شمسی به اتفاق آرا بدون حتی یک رأی مخالف، فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت را کافر دانسته و وجود آنان را برای جهان اسلام خطری عظیم اعلام نموده‌اند. این مجمع در قطعنامه‌ی دیگری اعلام داشت، تمامی ادعاهای بهاء نتیجه‌ی انکار ضروریات اسلام است و طبق اجماع علمای مسلمین حکم کفار بر آنان منطبق است. امام خمینی(ره) افزون بر فتوای شرعی مبنی بر کفر و نجاست فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت، آنان را دنباله و اذناب کفار حربی یعنی اسراییل می‏دانست و آشکارا در یکی از سخنرانی‌های خود فرمودند:

«بهاییت یک مذهب نیست، یک حزب جاسوس مثل حزب توده است.»

آیت الله العظمی خامنه‏‏ای می‏فرمایند:

«جمیع افراد فرقه‌ی ضاله‌ی بهایی محکوم به کفر و نجاست هستند و از غذا و سایر چیزهایی که با رطوبت مسری در تماس با آن‏ها بوده است باید اجتناب کرد و بر مؤمنین واجب است که با حیله و فسادگری این فرقه گمراه، مقابله نمایند.»

آیت الله مکارم شیرازی نیز می‌فرمایند:

«اعضای فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت از زمره مسلمین خارج‌اند و هر گونه رابطه‌ای با آن‏ها حرام است مگر در مواردی که امید ارشاد و هدایت آنان باشد.»

13- پیش بینی‏های غلط و مشکل‏ساز باب، بهاء و عبد‏البهاء

بهاییت معتقد است باب و بهاء دارای علم لدنی بوده و عبد البهاء ‌نیز دارای کشف و کراماتی است که از غیب خبر داشته است ولی پیش‌گویی‏های غلط آنان ادعای دروغین و بطلان آنان را ثابت می‏کند که در زیر به مهم‏ترین آن‏ها اشاره می‏شود.

باب رهبری بابیه را به میرزا یحیی نوری برادر کوچک بهاء می‏سپارد ولی به علت بی‏کفایتی یحیی این امر محقق نمی‏شود و زمام امور علی‏رغم پیش‏بینی باب به حسین‏علی بهاء منتقل می‏شود. هم‌چنین ‌او پیش‏بینی کرده بود بابی‌گری بیش از هزار سال رسمیت خواهد داشت و سپس من یظهر الله خواهد آمد ولی به فاصله‌ی کم‌تر از 20 سال، کتاب «بیان» منسوخ و بهاییت جای بابی‌گری را گرفت.

میرزا ‌حسین‏علی نوری بهاء پیش‏بینی کرد که پس از او عباس افندی و سپس پسر دیگرش، محمدعلی رهبر بهاییان خواهد شد. ولی عباس افندی برادرش را کنار زد و نوه‏ی خود، شوقی را رهبر بهاییان قرار داد. عبدالبهاء در وصیت نامه‏ی خود فرزندان ذکور شوقی را نسل ‌به ‌نسل ولی امر و رهبر بهاییان قرار داد. ولی شوقی افندی مقطوع النسل از آب درآمد ‌و رهبری بهاییان به دست غربی‏ها افتاد و امروز با پیش‏بینی غلط عباس افندی، بهاییت بدون رهبر قانونی و شرعی باقی مانده و بیت‏العدل هم به علت عدم حضور ولی امر فاقد مشروعیت‌ رها شده است. به هر حال پیش‏بینی غلط رهبران اصلی بهاییت، افشا کننده‌ی عدم برخورداری آنان از علم لدنی و حتی درایت آنان و دلیل محکمی بر بطلان بهاییت است.

14- ضعف بهاییت در تربیت انسان‏های مستقل و شریف

معمولاً یکی از ملاک‏های حقانیت و مقبولیت یک مکتب، تربیت یافتگان آن مکتب می‏باشند، وقتی اسلام اهل بیت عصمت(علیهم‌السلام)، صحابی بزرگواری هم‌چون «سلمان، بلال، ابوذر، عمار، شهدای بدر و احد و نایبان خاص و عام امام» را در دامن خود پرورش می‏دهد، دلیل محکمی بر حقانیت این دین الهی است. اگر با همین نگاه به مرام و مسلک انحرافی بهاییت بنگریم رهبران و سران فرقه تماماً افرادی فاسد، بداخلاق و جاسوس یهود و نصاری بوده‏اند و در میان آنان یک انسان شریف یافت نمی‏شود.

تقریباً اکثر رهبران فرقه و افراد ذی نفوذ آنان در دوره‌ی قاجاریه و پهلوی افرادی جاسوس، وطن فروش و فاسد و رباخوار بوده‌اند. سردمداران بابی‏گری و بهایی‌گری با ترور، شرارت و دریوزگی اجانب، کار خود را شروع کردند و امروز هم افتخارشان نوکری و جاسوسی برای صهیونیسم است.

به ‏طور کلی در طول حیات ننگین این مسلک در سراسر جهان، در میان بهاییان، هیچ انسان فرهیخته، مستقل و شریفی تربیت نشده است و محصولی جز انسان‌های مزدور فاسد نظیر «عبدالکریم ایادی» و شکنجه‏گران ساواک و غارت‌گران اموال عمومی، تحویل جامعه نداده و این محکم‏ترین دلیل بر بطلان این فرقه‌ی دست‌ساز استعمار می‌باشد.


معمولاً یکی از ملاک‏های حقانیت و مقبولیت یک مکتب، تربیت یافتگان آن مکتب می‏باشند، وقتی اسلام اهل بیت عصمت(علیهم‌السلام)، صحابی بزرگواری هم‌چون «سلمان، بلال، ابوذر، عمار، شهدای بدر و احد و نایبان خاص و عام امام» را در دامن خود پرورش می‏دهد، دلیل محکمی بر حقانیت این دین الهی است. اگر با همین نگاه به مرام و مسلک انحرافی بهاییت بنگریم رهبران و سران فرقه تماماً افرادی فاسد، بداخلاق و جاسوس یهود و نصاری بوده‏اند و در میان آنان یک انسان شریف یافت نمی‏شود.

15- تغییر ادعا و تکامل متون

از جمله دلایل بطلان بابیت و بهاییت، تغییر ادعا، تکامل و تصحیح متون این فرقه است. در حالی ‎که از حضرت آدم تا خاتم‏ النبیین هیچ پیامبری قبل از بعثت برای خود مقام خاصی قایل نبوده و مثل مردم عادی در میان توده‌ی مردم زندگی می‎کرده اند. ولی این دو مدعی شیاد از میان کمپانی ساسون یهودی و جاسوسان روس و انگلیس و وابستگان دربار قاجار ظاهر شده و مرتب دعاوی خود را ترقی داده و مقام بالاتری برای خود قایل شده‎اند.

در خصوص متون بابیت و بهاییت نیز برخلاف متون ادیان به مرور زمان تصحیح و تکمیل شده است و هنوز جرأت و جسارت ترجمه و تجدید چاپ آخرین کتاب خود، یعنی اقدس را ندارند در حالی‎ که اگر به قرآن نگاه کنیم، فرقی میان سوره‎های اول بعثت با سوره‎های مقارن رحلت پیامبر نمی‌بینیم. همان صلابت و استحکامی که سوره‌ی «نصر» در آخر عمر مبارک پیامبر اسلام دارد در سوره‌ی «علق» در ابتدای بعثت مشاهده می‎شود و این را می‌رساند که وحی کلام بشری نیست و چون از جانب علم مطلق و خداوند علی اعلی است به مرور زمان متکامل نمی‌شود ولی متون این فرقه منحرف مکرر تصحیح و تکمیل شده و هنوز هم مهمل و مزخرف است. برای مثال در «ایقان» حدود 150 آیه‌ی قرآن و حدیث تحریف شده و 400 مورد غلط‎های آن شمارش و تصحیح شده است. اقدس نیز که ام‌الکتاب بهاییت است به طور مکرر تکمیل و تصحیح شده است.

16- دوستان و دشمنان بهاییت

یکی از راه‎های شناخت بطلان بهاییت بررسی هویت دوستان و دشمنان این فرقه است. اکثر قریب به اتفاق دوستان علی محمد باب شیرازی و میرزا حسین‌علی نوری، افراد فرو مایه و پستی هستند که غرق در شهوات و وابستگی به اجانب بوده‎اند. به عنوان مثال علی محمد باب از دوستی و حمایت دالگورکی، منوچهر خان گرجی و سایر جاسوسان روس و انگلیس برخوردار است و یا حسین‌علی نوری از کمک و دوستی «میرزا آقاخان نوری»- جاسوس روس و انگلیس- و بعضی شاهزادگان فاسد، هوسران و جاسوسانی نظیر «کنت دوگوبینو»، «نیکلا»، «لرد کروزن»، «ادوارد براون» و غیره بهره‏مند است ولی در نقطه‌ی مقابل دشمنان سران بابیه و فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت انسان‎های فرهیخته و دانشمند و رجال سیاسی مستقل و وطن‏دوست نظیر امیرکبیر و یاران او بوده‏اند.

مرد بزرگی که مکرر از لسان دشمنان غربی نظیر «کلنل شیل»، «کلنل فرانت انگلیسی» و «دوگوبینوی» فرانسوی و غیره مورد تحسین قرار گرفته است. از نظر عباس افندی، شوقی افندی و مبلغین بهاییت مورد لعن، طعن، خشم و غضب قرار می‌گیرند. هم‌چنان‎که امیرکبیر دشمن شماره‌ی یک باب و بهاء و مسلک انحرافی آنان بود. سران بهاییت نیز در دشمنی با امیرکبیر سنگ تمام گذاشتند. میرزا حسین‌علی و سران بابیه با کمک میرزا آقاخان نوری در سال دوم صدارت امیرکبیر نقشه‌ی قتل امیرکبیر را طراحی نمودند اما هنگام اجرا دستگیر و 7 نفر از توطئه‏گران اعدام شدند.
امیرکبیر به‎رغم التزام جدی به رعایت حقوق اقلیت‌های ادیان شناخته شده در مقابل دین سازان شیاد و فرقه‎های وابسته به روس و انگلیس بسیار سخت‎گیر بود.

شخصیتی که مرتب به حاکمان خوزستان و یزد سفارش صائبیان و زرتشتیان را می‏کرد به راحتی با دین‏سازان وحدت شکن و مزدور استعمار وارد جنگ و قتال شد. به جز امیرکبیر، دوستان امیر نظیر «آیت الله شیخ عبدالحسین تهرانی»(شیخ العراقین)، «میراز سعیدخان مؤتمن الملک انصاری» (وزیر خارجه‌ی دوران ناصرالدین شاه)، «عزیز خان مکری»، «سلطان مراد میرزا حسام السلطنه»، «سلیمان خان افشار»، «چراغعلی خان زنگنه»، «میرزا محمد هاشم طباطبایی»، «امیر نظام گروسی» و «محمد مهدی ملک التجار» نیز که همگی انسان های دانشمند و مستقلی بودند به شدت مورد غضب بابیان و بهاییان بودند و این مردان بزرگ در مقابله با بابیت و بهاییت پر تلاش و کوشا بودند.

17 - مبلغینی که به اسلام برگشتند و برضد بهاییت قلم زدند

یکی دیگر از دلایل بطلان بهاییت، بازگشت بعضی از دانشمندان و مبلغین ورزیده از بهاییت و تبلیغ برضد این فرقه است.تعداد زیادی از مبلغین بهاییت دست از عضویت از این حزب ضد انسانی و ضد اسلامی کشیدند که در زیر به معرفی چند نفر از آن‎ها خواهیم پرداخت.

1- عبدالحسین آیتی تفتی

او ادیبی فاضل در کسوت روحانیت بود که در سال 1319ه.ق. در میان‎سالی به بهاییت گروید و عباس افندی به او لقب آواره داد. کتاب «کواکب الدریه» که از مشهورترین کتب تاریخی بهاییان است، نوشته‌ی اوست. او پس از مسلمان شدن، کتاب یاد شده را فاقد اعتبار علمی دانست و نگارش آن را تحت فشار حزب بهایی و مغرضانه دانست. آیتی پس از بازگشت به اسلام کتاب «کشف ‏الحیل» را برضد بهاییت نوشت و در سال 1307 شمسی منتشر کرد. او لقب آواره را نیز از اسم خود حذف نمود و در سال 1332 شمسی درگذشت.

2- حاج میرزا حسن نیکو

وی مقارن توبه‌ی آیتی از حزب بهایی جدا شد و با نوشتن کتاب «فلسفه‌ی نیکو» بی‎ریشه بودن حزب بهایی و فساد و تباهی سران فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت را برملا کرد. «نیکو»، در 4 جلد کتاب فلسفه‌ی نیکو، به طور مفصل تاریخ بابی‏گری و بهاییت و متون این فرقه را مورد نقد منطقی قرار داده است. این 4 جلد، ردیه برضد بهاییت از سال 1306 تا 1325 شمسی چاپ و منتشر شده است.

3- فضل‎الله صبحی

«فضل‎الله مهتدی» مشهور به صبحی در یک خانواده‌ی بهایی به دنیا آمد و به واسطه‌ی خویشاوندی دوری که با بهاء داشت، محرم اسرار این فرقه و حدود 10 سال آخر عمر عباس افندی، کاتب وی شد و در «حیفا» اقامت داشت. او در حیفا پی به نفاق و فساد رهبران این فرقه برد و به واسطه‌ی فساد اخلاقی شدیدی که در «شوقی افندی» مشاهده کرد، نتوانست ریاست او را تحمل کند از این‎ رو به دامن اسلام برگشت و از سال 1307 شمسی مسلمان شد و 34 سال پایان عمرش را صرف افشاگری برضد فساد شوقی افندی و خدمات فرهنگی نمود و او در سال 1312 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در همین سال کتاب «خاطرات صبحی» و در سال 1335 کتاب «پیام پدر» را برضد بهاییت به رشته‌ی تحریر درآورد. صبحی در این دو کتاب پرده از چهره‌ی مکار سران این حزب استعماری برداشت. او به دنبال نوشتن این کتاب‎ها مورد آزار و اذیت بهاییان قرار گرفت.

4- غلام‌علی گودرزی معروف به ادیب مسعودی

وی شاعری توانا و ادیبی فاضل است که مدتی شاگرد آیت‎الله «بروجردی» بوده است. او پس از 12 سال تبلیغ اسلام در لباس روحانیت به بهاییان پیوست و از 35 سالگی به تبلیغ فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت پرداخت. ولی از سال 1338 در اثر ارتباط با پدر مؤمن و با صفای خویش نسبت به بهاییت دلسرد شد. کشته شدن دو پسر و یک دختر او به دستور ساواک، بازگشت او به اسلام را تسریع نمود. بیت ‎العدل حیفا در سال 1355 طرد روحانی او را اعلام کرد. «مسعودی» پس از مسلمان شدن اشعار شیوا و نغزی در مدح ائمه‌ی معصومین(علیهم‌السلام) و امام زمان(عجل‌الله‌تعالی) و ارتحال امام خمینی(ره) سروده است.

5- میرزا صالح اقتصاد مراغه‎ای

او پس از جدایی از بهاییت، کتاب «ایقاظ» یا بیداری را در افشای خیانت‎های ضد اسلامی و ضد ملی بهاییان نوشت. «میرزا صالح اقتصاد» که مبلغ و منشی بهاییان در مراغه بود، کتاب بیداری در کشف خیانات دینی و وطنی بهاییان را در سال 1307 شمسی در تهران چاپ و منتشر نمود. گفتنی است در گذشته نیز پس از مطرح شدن ادعای نبوت از سوی «علی محمد باب» جمع کثیری از بابیه‌ی مراغه در آن زمان، به اسلام برگشتند.

6- مسیح‏الله رحمانی

وی مدتی در استان خراسان به تبلیغ بهاییت پرداخت و پس از پی بردن به ماهیت واقعی حزب استعماری بهاییت، مخالفت خود را با نوشتن کتاب «راه راست در بطلان اساس بهاییت و افشای خیانت‎ها و مفاسد سران آن» علنی نمود.

7- خانم قدس ایران

وی در خانواده‏ای بهایی بزرگ شد و پدرش «عبدالکریم خیاط» در عکا خدمتکار بهاء بود و وی از پدر، مادر و همسرش «رحمت‏الله علایی» فاصله گرفت و به اسلام بازگشت و کتاب «بارقه‌ی رحمت» را برضد این فرقه نوشت.

8- امان شفاء

وی نیز پس از جدایی از فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت کتاب «نامه‎ای از سن پالو» را در افشای چهره‌ی واقعی فرقه نوشت.

9- خانم مهناز رئوفی(رها)

وی که در خانواده‎ای بهایی در سنندج متولد شده بود در اثر تماس با مسلمانان و تحقیقات مفصل، پی به بطلان بهاییت برد و از طرف فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت مورد طرد اداری و روحانی قرار گرفت و برخلاف علاقه‌ی شدیدی که به پدر و مادرش داشت از آن‎ها به ناچار جدا شد و تاکنون چند جلد کتاب برضد فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت نوشته که مهم‏ترین آن‏ها کتاب «سایه شوم» چاپ مؤسسه‌ی «کیهان» است که تاکنون ده‏بار تجدید چاپ شده است. این کتاب اولین بار در سال 1385 چاپ شد و چاپ دهم آن در سال 1389 منتشر شده است.

در پایان این بحث لازم است به این نکته توجه شود که عده‌ی زیادی از مبلغین بهایی پس از مواجهه با علما و دانشمندان مسلمان متوجه بطلان فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت شده‏اند، ولی به واسطه‌ی مطامع دنیوی و یا ترس از برخورد تشکیلات بهاییت توبه‌ی خود را اظهار نکرده‎اند که می‌توان به اسامی و شرح حال آنان در نوشته‏های «آیتی، نیکو، صبحی و ...» مراجعه نمود.

 

روز جمهوری اسلامی

روز جمهوری اسلامی

 

در روزهای21و22بهمن 1357 آخرین بقایای استحكامات نظام شاهنشاهی فرو ریخت و مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفتند. با فروپاشی رژیم خودخواه و مستبد پهلوی، بساط استبداد داخلی و استعمار خارجی در ایران فرو ریخت. و زمینه پیدایش جامعه‌ای عاری از استبداد و استعمار در منظر ملت مسلمان ایران آشكار گشت. پنجاه روز پس از فروپاشی رژیم پهلوی، نخستین همه پرسی رسمی در روز دهم و یازدهم فروردین ماه 1358 برگزار شد و ملت مسلمان ایران با اكثریت قریب به اتفاق یعنی 2/98 درصد به نظام «جمهوری اسلامی، رأی مثبت دادند. این روز پرافتخار در تاریخ ملت مسلمان ایران "روز جمهوری اسلامی" نامیده شد.
روز هفدهم بهمن ماه 1357 یعنی پنج روز پس از ورود حضرت امام (ره) به ایران، مهندس بازرگان طی فرمانی از طرف رهبر انقلاب اسلامی ایران، مأمور تشكیل دولت موقت گردید.[1]یكی از وظایف دولت موقت پس از پیروزی انقلاب اسلامی برگزاری رفراندوم به منظور تثبیت نظام جمهوری اسلامی بود. حضرت امام خمینی (ره) قائل بود كه باید همه پرسی برگزار شود تا جریان انقلاب اسلامی و پذیرش حكومت اسلامی توسط مردم با عدد و ارقام مشخص شود.[2] مرحوم دوانی می‌نویسد:
«از طرف دولت موقت و شورای انقلاب، روز دهم و یازدهم فروردین برای رفراندومِ تعیین رژیم آینده كشور ایران اعلام گردید.»[3]
در آن زمان، یكی از اختلافات موجود بین دولت موقت و جریان اسلامی، در جریان تصمیم گیری برای نوع حكومت ایران پیش آمد. جریان اسلامی حكومتِ«جمهوری اسلامی»می‌خواست،نهضت آزادی «جمهوری دموكراتیك اسلامی»، عده‌ای «جمهوری خلق اسلامی» و گروهی دیگر كه از جبهه ملی بودند «جمهوری ایران» را خواستار بودند.[4] ابتدا همه آن‌ها دغدغه این را داشتند كه نوع و شیوه حكومت آینده بتواند فضای سیاسی گسترده‌ای را در نظام سیاسی خود پوشش دهد و گروه‌های زیادی را جذب كند كه حضرت امام (ره) طی سخنانی حرف آخر را زدند و فرمودند:
من از ملت ایران انتظار دارم كه به جمهوری اسلامی رأی دهند كه تنها این مسیر انقلاب اسلامی است.»[5]
در بخشی از پیامی كه حضرت امام (ره) به مناسبت رفراندوم 11 و 12 فروردین صادر فرمودند، آمده است:
«این رفراندوم چیزی است كه همه ملت ما باید در آن شركت كنند. من توصیه می‌كنم كه همه ملت در این رفراندوم كه سرنوشت ما، ملت ما و كشور و مذهب ما را تعیین می‌كند شركت كنند...»[6]
حضرت امام (ره) در این پیام فرمودند:
«عموم مردم در انتخابات آزادند در اینكه به جمهوری اسلامی رأی "نه" یا "آری" بدهند.»[7]
سرانجام روز 10 و 11 فروردین سر رسید. مردم با كمال نظم و آزادی رأی خود را به صندوق انداختند و 2/98 درصد مردم، معادل بیست میلیون نفر كه واجد شرایط بودند به جمهوری اسلامی رأی دادند و بدینگونه رژیم "جمهوری اسلامی" به جای رژیم پوسیده شاهنشاهی ایجاد شد.[8]
پس از خاتمه كار از طرف امام خمینی (ره) رهبر انقلاب، 12 فروردین به عنوان "روز جمهوری اسلامی" اعلام و تعطیل عمومی شد. كه هر ساله نیز چنین خواهد شد.[9]
حضرت امام خمینی (ره) در پیامی كه به مناسبت این حادثه تاریخی و حماسه جاودان ملت ایران صادر نمود، چنین آورده اند؛
صبحگاه 12 فروردین كه روز نخستین حكومت «الله» است، از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی كه كنگره‌های قصر 2500 ساله حكومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بر بست و حكومت مستضعفین كه حكومت خداست به جای آن نشست. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استكبار را با دست توانای خود كه قدرت عظیم مستضعفین است، در هم پیچیده و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملت‌های مستضعف نمود و با برقراری «جمهوری اسلامی» «وراثت حقه» را به آنان ارزانی داشت.

پي نوشت :

[1]- عميد زنجاني، عباسعلي؛ انقلاب اسلامي و ريشه‌هاي آن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1368 ص 531.
[2]- شادلو، عباس؛ انقلاب اسلامي از پيروزي تا تحكيم، تهران، نشر مؤلف، 1386، ص 59.
[3]- دواني، علي؛ نهضت روحانيون ايران، بي‌جا، بنياد فرهنگي امام رضا (ع)، ج10، ص 296-295.
[4]- شادلو، عباس؛ پيشين، ص 58.
[5]- همان به نقل از كيهان 9/12/57.
[6]- دواني، علي؛ پيشين، ص 300 به نقل از روزنامه اطلاعات، 11 فروردين.
[7]- همان.
[8]- همان، ص 296.
[9]- همان.

چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟

چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟

درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریم‌هایی را علیه ما اعمال كرده‌اند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیده‌ایم؛ یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است.

رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را این‌چنین توصیف كردند: «یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ اقتصادى مسلمانها، آنها را از پا بیاندازند، اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال می‌كنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.»1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی‌طالب چه تفاوت‌هایی دارد؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین "مهدی طائب"، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت‌ها پرداخته است.

محاصره‌ شعب ابی‌طالب یكی از نقاط حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است. لطفاً درباره‌ چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.
خدای متعال در قرآن به مسلمانانی كه در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند -دشمنی كه می‌كوشید مؤمنین را مأیوس كند و آنها را به این باور برساند كه راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمی‌شان بی‌اثر است- می‌فرماید «و اذكُرُوا»؛ به‌یاد آورید كه «إذ أنتُم قلیلٌ» شما كم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»2، مشركان شما را مثل دانه از زمین برمی‌داشتند، زیر پا لگدمال می‌كردند و اگر بادی می‌آمد، مانند همان دانه‌ بی‌ارزش، در هوا این طرف و آن طرف می‌شدید. به یاد بیاورید كه خداوند متعال شما را زیاد كرد تا این‌كه به نیرویی تبدیل شده‌اید كه دیگر دشمن روی شما حساب می‌كند. پس معلوم می‌شود، مؤمنینی كه كنار رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوس‌كننده‌ای را سپری كردند كه اگر خدای متعال در معادله‌ آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.

اوج آن «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» هنگامی بوده است كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله‌ در مكه بودند و همان تعداد اندك مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیت‌ها و تعرضا‌ت مشركین، به حبشه مهاجرت كرده بودند. آنهایی هم كه در مكه مانده بودند، یا امكان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هسته‌ دینی حاضر در مكه، صلاح نبود كه مهاجرت كنند. در مكه به دلیل حضور بنی‌هاشم، مشركین اجازه نمی‌یافتند به شخص پیامبر تعرضی كنند، چون ابوطالب كه ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیله‌ قریش و طایفه‌ بنی‌هاشم، با آداب و سنن و تعصب‌های قومی از پیامبر صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله محافظت می‌كرد. البته به غیر از این، مشركین می‌توانستند سایر محدودیت‌ها را علیه مسلمانان اعمال كنند.

مشركین در این مقطع یك محاصره‌ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همه‌جانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامه‌ تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شده‌ بودند، تقریباً سه سال از دارایی‌های خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونه‌ای كه در اواخر دوران شِعب ابی‌طالب، حتی برای بچه‌هایشان هم غذایی یافت نمی‌شد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمی‌شد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند.

البته موضوع این‌ تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیكی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید كه دیگر هیچ كاری از دست پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله برنمی‌آمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم كم شد؛ یعنی اینهایی كه پیرامون هستند، وقتی می‌دیدند ورود به اسلام هزینه‌ خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمی‌دادند. البته بعضی‌ها هم ممكن بود بگویند كه دیگر رها كنیم و برویم. پس برای یك مكتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست كه ریزشش بالا برود و رویشش كم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین «یتَخَطَّفَكُم» را به حد اعلا رسانده بودند كه خداوند متعال خودش وارد میدان ‌شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه كرد.

چرا مشركین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصره‌ شعب را پایان دهند؟
در آن زمان آیه‌ای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد می‌كشید، آنها هم مثل شما درد می‌كشند و البته یك تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ»3 شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند.

در آن وضعیت سخت، یكی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها و اموالش بود. مشركین برای تكمیل محاصره‌شان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها را قطع كردند تا هیچ كس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند كه اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن این‌كه مشركین برای جلوگیری از داد و ستد اجناس كاروانهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گران‌تر بخرند. وقتی اجناس را گران می‌خریدند، دیگر در مكه كسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مكه خارج شد.

بنابراین مشركین احساس كردند ادامه‌ این سیاست، مكه را هم دچار فقر می‌كند و تجار مكه هم از بین می‌روند؛ یعنی همان‌طور كه مسلمین در شعب زیان می‌دیدند، تجار مكه هم زیان شدیدی را تحمل می‌كردند، منتها آنهایی كه داخل شعب بودند، می‌گفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی كه بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند؛ لذا شعب و بیرون شعب مانند دو كُشتی‌گیر در حال مسابقه، نفس‌هایشان رو به اتمام بود و كسی برنده بود كه یك قدم بیشتر مقاومت می‌كرد؛ بنابراین وقتی موریانه آن كاغذ را خورد، یك‌باره راهی برای مشركین هم پیدا شد كه خودشان را نجات دهند.

اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یك بهانه‌ اقتصادی داشت و آن هم مسدود كردن راه كاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه می‌كنند كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تمامی كاروانهای مكه را می‌بستند. نظر شما در این باره چیست؟

نه، این یك اشتباه تاریخی است كه برخی گمان كرده‌اند پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تجاری مردم مكه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل كه وقتی حضرت از جنگ احد برمی‌گشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد كه برو و ابوسفیان را تعقیب كن و فقط هم با كسانی برو كه دیروز در جنگ فرار نكردند. همه‌ آنهایی كه مانده بودند، به‌ غیر از زخمی‌ها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت كه از مدینه حركت كردند، در راه با كاروان تجاری "نائب بن مسعود اشجعی" ملاقات كردند كه از شام راهی مكه بود. نایب بن مسعود مشرك بود، اما پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را دوست داشت. به ایشان عرض كرد: «من از این وضعیتی كه برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا كمكی از دست من برمی‌آید؟» پیامبر فرمودند: «در این مسیر اگر دیدی كه ابوسفیان با لشکرش به سوی ما می‌آید كاری كن كه برگردد و نیاید.» سؤال این است كه  نایب بن مسعود عازم كجا بود؟ مكه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم راه تجاری اهل مكه‌ را بسته بود، پس این كاروان چطور از مكه به شام رفت و آمد كرده بود؟

دلیل دوم نقض ادعای فوق این است ‌كه وقتی نعیم به ابوسفیان گفت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با یك سپاه فراوان به تعقیب تو آمده است، ابوسفیان برای این‌كه ایشان را از ادامه‌ حركت بازدارد، به یك كاروان تجاری دیگر كه از مكه راهی شام بود و بار آذوقه داشت گفت: «شما وقتی پیامبر را دیدید، بگویید كه ابوسفیان با یك لشكر به سمت شما می‌آید.» به آنها گفت وقتی برگشتید مكه، من بار گندم به شما می‌دهم. پس اگر پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه تمام كاروان‌های مكه را ‌بسته بود، این كاروان چگونه می‌خواسته عبور كند؟ بنابراین ایشان راه كاروانی را ‌بست كه اموال مشركین تجهیزكننده‌ جنگ علیه مسلمانان در آن بود.

اما تفاوت این بستن راه چه بود؟ مشركین در شعب ابی‌طالب، حضرت و مسلمانان را محاصره كردند، اما این محاصره برای خودشان هم ضرر مالی داشت. در حالی كه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله راه كاروان تجهیزی مشركین را بست، اما اولاً ضرر مالی برای مسلمانان نداشت، چون این كاروانی نبود كه بخواهد با مدینه معامله‌ تجاری داشته باشد. ثانیاً خود كاروان برای مدینه سود بود. ثالثاً زمین‌گیر كردن دشمن باعث ارتقای توان عملیاتی مسلمانان بود.

در شُرُف وقوع عملیات بدر، برخی مسلمان‌ها در برابری دو نیروی متقابل تردید داشتند. یعنی برخی از آنها گمان می‌كردند كه ما بنا بود برویم و كاروان را مصادره كنیم، اما به جای كاروان با رؤسا و مالكین كاروان روبه‌رو هستیم. قوت نظامی آنها هم به گونه‌ای است كه ما توان مقابله نداریم؛ پس ما باید برای تجدید قوا عقب‌نشینی كنیم. این عده چرا به چنین جمع‌بندی رسیدند؟ زیرا ظاهر توانمند مشركان را می‌دیدند و این‌ ظاهربینی، نتیجه‌‌ غفلت از همراهی خدا بود. اما پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند اگر شما ایستادگی كنید، با این‌كه عدد شما با آنها برابر نیست، ولی از نظر عملیاتی هم موفق می‌شوید. یعنی اگر آنها سه برابر شما نیرو و تجهیزات دارند، شما هم مؤید به نصرت خداوند هستید. «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ»4 اصلاً پیروزی دست خداوند است.


موقعیت مسلمانان در جنگ خیبر چگونه بود و چه تفاوتی با موقعیت آنان در جنگ بدر داشت؟
در غزوه‌ خیبر، آن جبهه‌ یهودی كه طراح اصلی و مغز متفكر مشركین بود، خود را علنی كرد و همه‌ دار و ندارش را در منطقه‌ خیبر جمع كرد تا با پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله مقابله كند. در این هنگام مؤمنین كه تا پیش از این نفسشان به شماره افتاده بود و به هیچ عنوان در مدینه و حومه با یهودیان درگیر نمی‌شدند، در موقعیتی قرار گرفتند كه توانستند استحكامات یهودیان را دویست كیلومتر دورتر از مدینه محاصره كنند و این یعنی تفاوت موقعیت؛ یك روزی درون شهرشان محاصره می‌شدند، اما حالا دشمن را در منطقه‌ خودش محاصره كرده بودند.

وقتی دشمنان در خیبر شكست خوردند، دو ضربه‌ اساسی به آنها وارد آمد؛ اول این‌كه متفكرهایشان مثل "علی بن أخطب" ضربه خوردند. دوم این‌كه ثروت عظیمی در اختیار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم قرار گرفت، به گونه‌ای كه پس از آن، اوضاع مادی مدینه كاملاً تغییر كرد؛ اصحاب صُفّه دارای خانه و امكانات شدند، سپاه پیامبر اكرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله دارای زره و اسب و امكانات شدند و مدینه از آن فقر پیشین درآمد.

پس یكی از ویژگی‌های دو نبرد بدر و خیبر این بود كه معادله‌ میان مسلمین و مشركین را معكوس كرد. تا قبل از عملیات بدر و خیبر، معادله به نفع مشركین و دشمنان بود و آنها از حربه‌های "ضربه زدن"، "مصادره‌ اموال" و "تنگنای اقتصادی" استفاده می‌كردند، اما بدر و خیبر معادله را برعكس كرد و این حربه‌ها را از دست آنها بیرون آورد.
 
امروزه چگونه می‌توان موقعیت جمهوری اسلامی ایران را با وضعیت پس از غزوات خیبر و بدر مقایسه كرد؟
درست است كه دشمنان ما طی سی سال گذشته تحریم‌هایی را علیه ما اعمال كرده‌اند، اما امروز ما به موقعیتی مانند شرایط پس از خیبر رسیده‌ایم؛ یعنی موقعیت ما در برابر دشمن معكوس شده است. ما دیگر در درون خودمان از نظر امكانات نیازمند آمریكایی‌ها نیستیم و اگرچه در مقاطعی اذیت می‌شویم، اما چرخ‌ ما نسبت به 30 سال قبل به بهترین وجه می‌چرخد. هم‌اكنون ما اگر سختی داریم، نسبت به ایده‌آل‌ها سختی داریم و نه نسبت به دوران ستم‌شاهی. آن موقع نه پزشك داشتیم، نه مهندس داشتیم، نه جاده داشتیم؛ «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» بودیم، اماداستان امروز ما داستان پس از خیبر است.

در اثر مقاومت ایران در برابر سی سال اعمال فشارهای دشمنان، چشمان مردم منطقه باز شده است. اكنون دیگر مسلمانان منطقه بیدار شده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند كه آمریكا نمی‌تواند كاری بكند؛ بنابراین هم‌اكنون جهان اسلام در موقعیت پس از خیبر است. مثلاً گاز اسرائیل از مصر تأمین می‌شد و وقتی حركت بیداری اسلامی در مصر به پیروزی رسید، مردم مصر ‌گفتند ما می‌خواهیم با اسرائیل قطع رابطه كنیم. گاز مصر كه از تنگه‌ هرمز عبور نمی‌كند كه ما جلویش را بگیریم! اما چون در مصر بیداری اسلامی رخ داده، انگار تنگه‌ هرمز آن‌جا هم بسته شده است. مردم مصر مصمم می‌گویند كه ما دیگر به اسرائیل گاز نمی‌دهیم؛ بنابراین اگر در زمان رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله خیبر شكسته شد، حالا هم این خیبر بزرگ در حال شكستن است. ما در زمان فرو ریختن خیبر صهیونیسم جهانی هستیم و طنین رسای این پیروزی ما و شكست آنان در همه‌ جهان پیچیده است.
 
پی‌نوشت‌ها:
1. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم، 90/10/19
2. سوره‌ مباركه‌ انفال، آیه‌ 36؛ «وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَیدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّیباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ و به یاد آورید زمانی را كه گروهی اندك و ضعیف‌ شده در زمین بودید و می‌ترسیدید كه مردم شما را بربایند و خدا با نصرت خود شما را یاری و تأیید نمود و ازپاكیزه‌ها شما را روزی داد تا شاید شكر بگزارید.
3. سوره‌ مباركه‌ نساء، آیه‌ 104؛ «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا»؛ و در تعقیب كفار سستى نكنید، چون اگر شما رنج مى‌برید، آنان نیز مانند شما رنج مى‌برند؛ با این تفاوت كه شما از خدا امید پاداش دارید و آنان ندارند و همانا خداوند دانا و حكیم است.
4. سوره‌ مباركه‌ آل‌عمران، آیه‌ 126؛ «وَ مَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ»؛ و خدا آن را جز مژده‌اى براى شما قرار نداد تا دل‌هاى شما به آن آرامش یابد، و یارى جز از جانب خداوند تواناى حكیم نیست.

 

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای

 

200هزار موشک در انتظار رژیم صهیونیستی

۲۰۰هزار موشک در انتظار رژیم صهیونیستی

دشمنان ما با 200 هزار موشك آماده به شليك در نهايت آمادگي قرار دارند و در صورت هرگونه جنگ احتمالي در آينده قادرند مراكز حساس اسرائيل را نشانه روند.
به گزارش گرداب، "افيف كو خافي"، رئيس هيئت استخبارات ارتش رژيم اشغالگر قدس اعلام كرد كه بيش از 200 هزار موشك با بردهاي مختلف اسرائيل را نشانه رفته است.

کو خافی كه در كنفرانس امنيتي هرتزليا سخن مي‌گفت با اعلام مطلب فوق افزود: «اين موشك ها قادرند به هر هدفي در عمق اسرائيل اصابت كنند.»

وي مدعي شد كه اين موشك ها در سوريه، لبنان و فلسطين قرار دارند و در مناطق مختلف پنهان شده اند.

رئيس هيئت استخبارات ارتش رژيم صهيونيستي همچنين گفت": «دشمنان ما با 200 هزار موشك آماده به شليك در نهايت آمادگي قرار دارند و در صورت هرگونه جنگ احتمالي در آينده قادرند مراكز حساس اسرائيل را نشانه روند.»

اين كنفرانس هر ساله با هدف بررسي چالش هاي پيش روي رژیم صهیونیستی برگزار مي شود.

منبع: قدس

رویدادهای 22 بهمن

رویدادهای 22 بهمن

 

22 بهمن 1357

·  با تلاش برخي از دوستان بختيار و نيز نزديكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌اي با حضور بازرگان، بختيار و قره‌باغي تشكيل گردد. عباس اميرانتظام درباره اين جلسه مي‌گويد: قبل از جلسه، بختيار به من تلفن زد و گفت استعفاي خود را در جلسه تسليم خواهد كرد. ليكن بختيار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را براي جلسه فرستاد.

·  واحدهاي نظامي چند شهر، از جمله لشگر زرهي قزوين، به سوي تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگيري از ورود واحدهاي نظامي، مسدود كردند.

·  نبرد شديد مردم با نيروي گارد در خيابان‌هاي تهران شدت بيشتري پيدا كرد.

·  در پي درگيري‌هاي اخير، پزشكی قانوني مملو از شهدايي است كه در چند روز اخير كشته و شناسايي نشده‌اند.

·  تسليحات ارتش، زندان اوين، ساواك سلطنت آباد، مجلسين سنا و شورا،‌ راديو و تلويزيون، نخست وزيري، ژاندارمري و شهرباني، به دست مردم تصرف شد.

·  نصيري، رييس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحيمي، توسط مردم بازداشت شدند. همچنين سپهبد بدره‌اي، فرمانده نيروي زميني، محمد امين و بيگلري، جانشين فرماندگان گارد، به هلاكت رسيدند.

·  فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خميني، استعفاي خود را تقدم كردند.

·  با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌هاي مسلح پشتيباني خود را از امام اعلام كردند.

·  حضرت امام به دنبال سقوط نهادهاي اصلي رژيم و عقب‌نشيني ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند.

·  رييس ستاد كل ارتش از جمله مواردي كه موجب شد ارتش اعلام بي‌طرفي كند، اينها بود: رييس ستاد شهرباني به كلانتري‌ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حاليكه اين خلاف دستور بود. اعزام نيروهاي زبده كمكي براي افسران محاصره شده در مسلسل‌سازي به جهت تمرد آنها بي‌نتيجه ماند. سربازان به طور دسته جمعي فرار مي‌كردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌مي گشتند. نيروهاي زرهي به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تير خوردن سرلشكر رياحي، موفق به كار نشدند. نيروي هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بي‌نظمي عمومي، نافرماني و اعلام همبستگي افسران عالي رتبه با كميته امام خميني همه گير شده بود.

·  انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.

·  امام خميني طي پيام ديگري خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره‌مند است و توطئه‌ها در كمين است. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمان‌هاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه‌ها را نقش بر آب مي‌سازد ... با دولت موقت اسلامي همكاري نماييد تا با حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

·  مهندس بازرگان طي يك نطق تلويزيوني، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بيطرفي ارتش در مسائل سياسي گفت: تيمسار قره‌باغي در ملاقات حضوري، همكاري خود را با دولت موقت اينجانب اظهار نموده است.

·  از سوي حضرات آيات مرعشي نجفي و شيرازي، اعلاميه‌هاي جداگانه‌اي خطاب به ملت ايران منتشر گرديد و پيروزي انقلاب اسلامي تبريك گفته شد.

·  پس از سقوط رژيم سلطنتي، همافران نيروي هوايي كه در حركت نظام يمردم نقش مهمي داشتند‌، از همكاري و مدد رساني به موقع مردم تشكر كردند.

·  به مناسبت سقوط رژيم شاه، از سوي ياسر عرفات پيام تبريكي خطاب به حضرت امام فرستاده شد.

·  خسرو قشقايي ضمن ملاقات با حضرت امام، از دولت بازرگان پشتيباني كرد.

·  آيت‌الله خويي با ارسال تلگرافي براي حضرت امام، ورود ايشان را به ايران تبريك گفت.

·  حمايت گسترده از دولت بازرگان در شهرهاي مختلف كشور ادامه دارد و در همه شهرها و بخش‌هاي كشور، مردم با رهبري روحانيان مبارز محلي، مراكز اداري و دولتي مانند شهرباني، ساواك، استانداري‌، فرمانداري و غيره را به تصرف خود در مي‌آورند و كميته‌هاي مسلح انقلابي تشكيل مي‌دهند.

·  وقايع انقلاب آن قدر سريع بود كه حتي مقامات آمريكايي در آخرين روزها نمي‌دانستند انقلاب پيروز شده است. اتاق عمليات كاخ سفيد از طرف برژينسكي، تلفني از ساليوان مي‌پرسيد: آيا هنوز اماكن كودتا وجود دارد؟
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران