الهام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به طلبه فقیر
شب
امیرالمؤمنین را در خواب مىبیند که آن حضرت به او مىفرماید: اگر مى
خواهى در نجف باشى اینجا همین نان و ماست طلبگى است و اگر زندگى مادّى قابل
توجّهى مىخواهى باید در شهر حیدرآباد به خانه فلان کس مراجعه کنى، چون
صاحبخانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.
رویای صادقه طلبه فقیر او را از نجف راهی
دیار هند کرد تا به واسطه لطف امیرالمومنین داماد ثروتمندترین تاجر شهر
شود.
یکى از طلبههاى حوزه با عظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و
دشوارى غیر قابل تحملّى بود. روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح
مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)عرضه مىدارد: شما این لوسترهاى
قیمتى و قندیلهاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذاردهاید در حالى که
من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم؟!

شب امیرالمؤمنین
(علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى
خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است
، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر
حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه
در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.
.....