تازه هنوز علی علیه السلام را معرفی نکردند!!!

یاعلی اگر بیم آن را نداشتم که مسلمانان درباره تو آن کنند که مسیحی ها درباره حضرت عیسی علیه السلام نمودند، درباره تو چیزی می گفتم که به هر کجا گذر کنی از خاک کف پایت تبرک جویند (کافی.ج۸.ص۵۷.ح۱۸)



به گزارش گرداب، اغلب درمورد ایدههای مبتکرانهای که هکرها برای نفوذ به سیستمهای امنیتی از آن استفاده میکنند صحبت میکنیم اما خیلیکم اتفاق میافتد که بتوانیم روند انجام این کار را ببینیم. روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:
۱٫شهادت علی بن الحسن المثلث
در سال ۱۴۶ ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن ۴۵ سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.۱
۱٫ الوقایع و الحوادث :ج۴ص۲۸۷٫ منتهی الآمال :ج۲ ص۳۷٫مستدرک سفینة البحار:ج۵ ص۲۱۸٫


امام سجاد علیه السلام بر اثری بیماری در كربلا نتوانست به میدان رود و در ركاب پدرش با دشمن تا سر حد شهادت نبرد كند. ولی در مورد شجاعت و روحیه عالی ایشان روایاتی آمده است كه به ذكر آن میپردازیم.
هنگامی كه در روز عاشورا، امام حسین علیه السلام با شهادت یارانش از بنیهاشم و غیر بنیهاشم روبرو شد و تنها ماند، به هر سو نگاه كرد، یار و یاوری برای خود ندید، پس در این هنگام صدا زد:
“آیا كسی هست تا از حرم رسول خدا حمایت و دفاع كند؟”
....

شیخ ابوالحق نوشته است ، در آن حال که سر امام حسین (ع ) را در شام می گردانیدند ناگاه سر از بالای نیزه بیافتاد؛ دیواری خمیده شد و آن سر را نگاه داشت و نگذاشت که به زمین افتد. پس در آنجا مسجدی ساخته شد (175) که تا به حال موجود است .
....
امام حسين و عاشورااز ديــدگــاه اهــل سنـت
فصل سوم .وقايع بعد از شهادت امام حسين (ص ).

پيكر شهدا.
جـنـگ پايان گرفت اكنون هفتاد و دو پيكر پاك بر روى خاك هاى گرم آرميده بود سرهايشان از بـدن جدا شده و لباسهايشان به غارت رفته بود دشمن كينه توز اكنون به هر چه مى خواست دست يـافته بود,ولى شرارت همچنان شعله مى كشيد عمر بن سعد فرياد زد: چه كسى حاضر است اسب بـر بـدن حـسـيـن بـتـازد ده نـفر داوطلب پيش آمدند, سوار بر اسب بر پيكر پاك شهدا تاختند و استخوانهاى بهترين مردان خدا را زير سم اسبها خرد كردند ((139)) .
مسير خورشيد.
عـصـر روز عـاشـورا ابـن سـعـد سـر مـبارك سيد الشهدا را به خولى سپرد تا به عبيداللّه بن زياد برساند ((140)) .
آغاز پيام .
عـمـر بـن سعد تا روز يازدهم محرم يعنى يك روز پس از شهادت امام حسين (ص ) در كربلا ماند روزيـازدهم كشته هاى لشكر كوفه را جمع آورى كردند, بر آنها نماز خواندند و آنها را دفن كردند, ولـى جـنـازه حسين (ص ) و يارانش را در صحرا بدون غسل و كفن رها كردند و زنان و خواهران و دختران امام حسين (ص ) را با خود به طرف كوفه بردند ((141)) .
خطبه زينب كبرى در كوفه .
اهـل بـيـت رسـول خـدا(ص ) را هـمـانـنـد اسـيـران وارد كوفه كردند امام سجاد(ص ) از شدت بيمارى رنجور شده بود, ولى با اين حال او را در غل و زنجير كرده بودند.
مـردم كـوفـه با ديدن كاروان اسيران شيون و زارى سر دادند زينب كبرى دختر اميرالمؤمنين به مـردم اشـاره كـرد كـه خاموش باشيد, يكباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زينب زبان به سخن گشود:.
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاكش باد.
اى اهـل كـوفـه ! اى مـردم مكار حيله باز! آيا گريه مى كنيد؟
اشكتان خشك مباد, ناله هايتان آرام نـگـيردشما در مثل مانند زنى هستيد كه رشته خود را محكم تافته , سپس تارتار از هم مى گسلد سـوگـندهايتان رادست آويز فساد كرده ايد, آيا جز لاف و تكبر و فساد و چاپلوسى كنيزان و سخن چينى دشمنانه چيزى ديگرى در شما هست ؟
شما به سبزه خاكروبه و نقره بر قبر اندوده مى مانيد, براى خود توشه اى پيش فرستاديد كه خشم خدا را برانگيخت و در عذاب , جاودانه شديد آيا گريه و زارى مى كنيد؟
.
آرى ! بـه خدا شايسته گريه ايد بسيار بگرييد و كم بخنديد كه نصيبتان ننگ و عار شد, ننگى كه تا ابـدپـاك نشود چگونه مى توانيد اين ننگ را از دامن خود بشوييد كه فرزند خاتم انبيا, سيد جوانان بـهـشتى راكشته ايد, آنكه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود, آنكه دليل روشن و زبـان گـويـاى شـمـابـود چه بار گناهى را بر دوش گرفتيد دور باشيد از رحمت خدا و نابودى نـصـيـبـتـان بـاد سـعـيتان به نوميدى انجاميد, دست ها بريده شد, سوداى پرزيانى كرديد, خشم پروردگار را براى خود خريديد و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
.....
روز بیست وپنجم ماه ماه محرّم الحرام:
۱٫شهادت امام سجاد علیه السلام:
در سال ۹۴بنابر قول مشهور ۱یا ۹۵ ه ق ۲ ،امام زین العابدین علیه السلام در سن ۵۷ سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالی بود که ۳۴ یا ۳۵ سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادر ان و عمو وبستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ،گریان بودند.
امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومش حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء”سنة الفقهاء” گفتند.
...

حلبی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: سه چیز است که خداوند مؤمن را به سبب آنها مؤاخذه نمی کند: غذایی که می خورد و لباسی که کهنه می کند و همسر شایسته ای که او را یاری می کند و عفت او را نگه می دارد.
الخصال، ترجمه جعفری، ج 1، ص 127

محدث خبیر، مرحوم حاج شیخ عباس قمی (قدس سره ) از کامل بهائی (ج 2 ص 179) نقل می کند که : زنان خاندان نبوت در حالت اسیری حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته است باز می آید، تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکی بود چهار ساله ، شبی از خواب بیدار شد و گفت : پدر من حسین علیه السلام کجاست ؟ این ساعت او را به خواب دیدم . سخت پریشان بود. زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست . یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و از ماجرا سوال کرد. خبر بردند که ماجرا چنین است . آن لعین در حال گفت : بروند سر پدر را بیاورند و در کنار او نهند. پس آن سر مقدس را بیاوردند و درکنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسید این چیست ؟ گفتند: سر پدر توست . آن دختر بترسید و فریاد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.
در کتاب مبکی العیون آمده است : در شب شام غریبان ، حضرت زینب علیه السلام در زیر خیمه نیم سوخته ، اندکی خوابید. در عالم خواب مادرش حضرت فاطمه زهرا علیه السلام را دید. عرض کرد: مادر جان ، آیا از حال ما خبر داری ؟
حضرت فاطمه زهرا علیه السلام فرمود: تاب شنیدن ندارم . حضرت زینب علیه السلام عرض کرد: پس شکوه ام را به چه کسی بگویم ؟
حضرت فاطمه زهرا علیه السلام فرمود: (من خود هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین علیه السلام جدا می کردند، حاضر بودم . اکنون برخیز و رقیه علیه السلام را پیدا کن )
حضرت زینب علیه السلام برخاست . هر چه صدا زد، حضرت رقیه علیه السلام را نیافت . با خواهرش ام کلثوم علیه السلام در حالیکه گریه می کردند و ناله سر می دادند، از خیمه بیرون آمدند و به جستجو پرداختند، تا اینکه نزدیک قتلگاه صدای او را شنیدند. آمدند کنار بدنهای پاره پاره ، دیدند رقیه علیه السلام خود را روی پیکر مطهر پدر افکنده ، در حالیکه دستهایش را به سینه پدر چسبانیده است درد دل می کند.
حضرت زینب علیه السلام او را نوازش داد. در این وقت سکینه علیه السلام نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند. در مسیر راه ، سکینه علیه السلام از رقیه علیه السلام پرسید: چگونه پیکر پدر را جستی ؟ او پاسخ داد: آن قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم که فرمود: بیا اینجا، من در اینجا هستم
شجره خانوادگی حضرت رقیّه علیهاالسلام
از مقامات معروف و مشهور در دمشق ، مرقد حضرت رقیّه دختر خردسال حضرت ابی عبدالله الحسین است ، که در ششم صفرسال 61 هجری ، در خرابه شام ، از شدّت سوز و گداز در فراق پدر، جان به جان آفرین سپرد.
فرزندان امام حسین علیه السلام
با ملاحظه کتب و اقوال گوناگون ، مجموع فرزندانی که به آن امام مظلوم نسبت داده شده هشت دختر است ، که فاطمه کبری و فاطمه صغری و زبیده و زینب و سکینه و آن دختر که در خرابه وفات کرد (که بعضی نامش را زبیده و بعضی رقیّه گفته اند) و ام کلثوم و صفیه باشند.
و سیزده پسر: اول علی اکبر، دوم علی اوسط، سوم علی اصغر، چهارم محمّد، پنجم جعفر، ششم قاسم ، هفتم عبدالله ، هشتم محسن ، نهم ابراهیم ، دهم حمزه ، یازدهم عمر، دوازدهم زید، و سیزدهم عمران بن الحسین علیه السلام .
زیاده بر این نیز نسبت داده اند که قولی بسیار ضعیف است .
مرحوم آیه الله حاج میرزا حبیب الله کاشانی (ره ) پس از ذکر مطالب فوق می گوید: اعتقاد مؤ لّف آن است که بر تقدیر صحت ماءخذ، این تعدّد در اسم بوده نه در مسمّی ، زیرا که آن حضرت به قلّت اولاد معروف بوده است ، پس تواند بود که دو اسم یا زیادتر از اسامی مذکور، برای یک تن باشد و نیز محتمل است که بعضی از اینها نبیره های آن بزرگوار باشند. چنانکه محتمل است که بعضی از آنها منسوبان او از بنی هاشم باشند. چه ، آن مظلوم ، پدر یتیمان و متکفّل امر ایشان بود (269) آن دختری که در خرابه شام از دنیا رحلت فرموده و شاید اسم شریفش رقیّه علیه السلام بوده و از صبایای خود حضرت سیدالشهدا علیه السلام بوده چون مزاری که در خرابه شام است منسوب است به این مخدّره و معروف است به مزار ست رقیّه .(270)
269-تذکره الشهدا، ص 193 آیه الله ملا حبیب الله شریف کاشانی .
270-منتخب التواریخ ص 299

در کتاب بحر الغرائب ، جلد 2، قریب به این مضامین می نویسد: حارث که یکی از لشگریان یزید بود گفت : یزید دستور داد سه روز اهل بیت علیه السلام را در دم دروازه شام نگاه بدارند تا چراغانی شهر شام کامل شود. حارث می گوید: شب اول من به شکل خواب بودم ، دیدم دختری کوچک بلند و نگاهی کرد. دید لشگر از خستگی راه خوابیده اند و کسی بیدار نیست ، اما فورا از ترسش بازنشست و باز بلند شد و چند قدم آمد به طرف سر امام حسین علیه السلام که بر درختی که نزدیک خرابه دم دروازه شام آویزان بود. آری ، به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس برگشت ، تا چند مرتبه . آخر الامر زیر درخت ایستاد و به سر مقدس امام حسین علیه السلام پایین آمد و در مقابل نازدانه قرار گرفت و رقیه سلام الله علیها گفت : السلام علیک یا ابتاه و امصیبتاه بعد فراقک و اغربتاه بعد شهادتک
بعد دیدم سر مقدس با زبان فصیح فرمود: ای دختر من ، مصیبت تو و رجز و تازیانه و روی خار مغیلان دویدن تو تمام شد، و اسیریت به پایان رسید. ای نور دیده ، چند شب دیگر به نزد ما خواهی آمد آنچه بر شما وارد شده صبر کن که جز او مزد او شفاعت را در بردارد. حارث می گوید: من خانه ام نزدیک خرابه شام بود، از اینکه حضرت به او فرموده بود نزد ما خواهی آمد منتظر بودم کی از دنیا می رود، تا یک شبی شنیدم صدای ناله و فریاد از میان خرابه بلند است ، پرسیدم چه خبر است ؟ گفتند: حضرت رقیه علیه السلام از دنیا رفته است

به گزارش گرداب به نقل از ایسنا، شرکت اطلاعاتی تامسون رویترز در تازهترین گزارش خود فهرست ۱۰۰ شرکت برتر جهان را در حوزه نوآوری در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد. 
آثار و برکات نماز اول وقت در آیات و روایات:
1- برآورده شدن خواسته ها
2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی
3_ ورود به بهشت و دوری از جهنم
4 در امان بودن از بلاهای آسمانی
5- خشنودی خداوند
6_استجابت دعا و بالا رفتن اعمال
7 دوری شیطان و تلقین شهادتین
منبع: روزنامه قدس - علی اکبر طحانیان

اینهمه راه دویدم به سوی دلـــــــــدارم
به امیدی که در این دشــــت برادر دارم
تو دعا کن که کنار بدنت جان بدهـــــــم
فکر ِ همراهیِ با شمر دهـــــــــــد آزارم
یک عبا داشتی و خرج عــــلی اکبر شد
با چه از روی زمین جســــــم تورا بردارم
به وداع ِ من و تو خیره بُوَد چشــم ِ رباب
خواندم از طرز ِ نگاهش که منم دل دارم
خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرنـــــد
منکه از راهـیِ بازار شـــــــــــــدن بیزارم

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی
معمای ادب را با همین ابیات حل کردی
رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو
میان اهل عالم در وفا ضرب المثل کردی
فرستادی به قربانگاه اسماعیل هایت را
همان کاری که هاجر وعده کرد ، و تو عمل کردی
کشیدی با سر انگشتت به خاک مرده خطی چند
تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی
خودش را در کنار مادرش حس کرد بغضش ناگهان واشد
خدا را شکر بودی ، زینب خود را بغل کردی
چه شیری داده ای شیران خود را که شهادت را
درون کامشان شیرین تر از شهد و عسل کردی
رباعی تو بانو ! گر چه تقطیع هجایی شد ،
به تیغ اشک خود ، اعرابشان را بی محل کردی

به گزارش گرداب به نقل از سیمانتک، براساس پیش بینیهای انجام شده؛ تقابل بین ملتها، سازمانها و افراد، از جمله معضلات مهم دنیای سایبری در سال 2013 خواهد بود.
"گرنت براون"، کارشناس امنیتی شرکت سیمانتک میگوید: "از آنجاییکه سازمانها و مشتریانشان برای تعامل با یکدیگر؛ به طور روز افزون به سمت استفاده از سیستمهای عامل آنلاین رو میآورند، لذا خطر حملات مخرب همواره وجود دارد."
....

جوان آنلاین: تیم ستاد انتخاباتی مشایی فعالیت تبلیغاتی خود را از چندی پیش آغاز کرده است.
به گزارش خبرنگار سیاسی جوان آنلاین، از برنامه های جدید این تیم عضو گیری از درون شبکه های مجازی اجتماعی از جمله فیس بوک است، به صورتی که بیش از ۱۰ صفحه با عناوین مربوط به مشایی در فیس بوک در حال فعالیت هستند و پای ثابت این صفحات برخی اعضای تیم ستاد انتخاباتی مشایی هستند.
از جمله این صفحات می توان به حامیان مهندس اسفندیار رحیم مشایی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ ، مکتب مشاییسم، مشایی ها و .... اشاره کرد.
شنیده ها حاکی از این است که تیم انتخاباتی مشایی قصد دارند در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با تمرکز بر شبکه های اجتماعی وارد عرصه تبلیغاتی شوند و برای رسیدن به این هدف از شبکه های اجتماعی مجازی مانند فیس بوک برنامه خود را آغاز کرده اند.



حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود:
«لَیْسَ فِی الْبَدَنِ شَیءٌ اَقَلَّ شٌکراً مِنَ الْعَیْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلکُم عَنْ ذِکْرِ اللهِ عَزَّ وَجَل»
چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ چشمان با ارزش را این گونه توصیف می کند:
«کُلُّ عَیْنٍ باکِیَهٌ یَومَ القِیامَهِ اِلّا ثَلاًًثَهُ اَعیُنٍ: عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشیَهِ اللهِ وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ باتَت ساهِرَه فی سبیلِ الله»
...