پيامك نوروز

پيامك نوروز


با تبريك فرا رسيدن سال نو، چند قطعه شعر با موضوع عيد نورز سروده استاد عبدالمجيد فرائي جهت استفاده در ايام عيد سعيد نوروز به شما خوانندگان عزيز تقديم مي شود:
عيد روزي است در آن روز گناهي نشود
روشني جلوه گر و هيچ سياهي نشود
عيد روزي است، خدا را نبريم از خاطر
«خاطر آزرده» ز ما، قلب الهي نشود
¤¤¤
روزي كه خدا، از همه پيمان بگرفت
از آدم مسئول، گريبان بگرفت
انسان به خلايق دگر، فخر فروخت
برخاسته و دامن ايمان بگرفت
¤¤¤
عيد روزي است كه انسان به خدا نزديك است
مطمئن باش، سزاوارترين تبريك است
¤¤¤
عيدتان، عيد عاشقان باشد / جان تان جان عارفان باشد
جسم تان، چون گل هميشه بهار / عمرتان عمر جاودان باشد
كاشكي، در نظام اين عالم/ بخت تان تا ابد جوان باشد
¤¤¤
تا خداوند به يك غمزه اشارت فرمود
با همان نيمه نگه بود، امارت فرمود
گل شكوفا شد و بلبل به ترنم آمد
صد دهن وا شد و نوروز بشارت فرمود
¤¤¤
عيد شد، ديده دل مست تماشا گرديد
بيد مجنون، به نسيم سحري مي خنديد
عيد آغاز بهار است، تماشاي نگار
گل به آهنگ نهان، عشوه كنان مي رقصيد

 

منبع هفته نامه صبح صادق

مروري بر چگونگي تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت

روزهاي پاياني سال 1329

مروري بر چگونگي تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت

بعد از انتخابات مجلس شانزدهم در پاييز 1328 و بهار 1329، با تشكيل فراكسيون اقليت «مليون » به رهبري دكتر محمد مصدق ، فرصت مناسبي براي طرح مطالبه ديرين خلع يد استعمار پير انگليس از ثروت ملي نفت و اوج گيري مبارزات استقلال خواهانه و ضداستعماري ملت ايران فراهم آمد. سال 1329در پي بازگشت آيت الله كاشاني از تبعيد لبنان و استقبال پرشكوه مردم و گروه هاي سياسي ملي و تقويت پايگاه اجتماعي جبهه ملي ، قيام عمومي عليه شركت نفت انگليس گسترش يافت . آيت الله كاشاني كه در بهمن 1327در سن70 سالگي با خشونت و ضرب و شتم ، دستگير و پس از مدتي حبس در قلعه فلك الافلاك خرم آباد به لبنان تبعيد شده بود، در اول بهمن 1327 طي اعلاميه شديداللحني خواستار «لغو امتياز» نفت شده بود. وي در بيانيه اي از تبعيدگاه خود، علت واقعي بازداشت و تبعيد خود را همين موضوع و اقدام عليه سياست استعماري انگليس ذكر كرد. جبهه ملي از بدو تأسيس با همكاري و حمايت نيروهاي مذهبي از جمله فداييان اسلام به سخنگوي اكثريت مردم تبديل شد. به تعبير غلامرضا نجاتي ، در تمام مبارزات سياسي ـ ملي سال هاي 1327 و 1328 و 1329 «جمعيت فداييان اسلام » شركت فعال داشت و «نيروي عامل و متحرك جبهه ملي را تشكيل داد.»
آيت الله كاشاني و «جبهه ملي » به رهبري دكتر مصدق در مجلس شورا و مطبوعات و اجتماعات مردمي ، خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند و اين خواسته مورد حمايت گروه هاي كثير مردم و تني چند از علماي برجسته نظير آيت الله العظمي خوانساري (از مراجع ثلاث قم )، آيت الله بهاءالدين محلاتي ، آيت الله عباسعلي شاهرودي ، آيت الله سيدحسن چهارسوقي ، آيت الله شيخ باقر رسولي ، آيت الله سيدمحمود روحاني قمي ، آيت الله شيخ محمدرضا كلباسي ، آيت الله حاج شيخ مهدي نجفي ، آيت الله فقيه سبزواري و گروه كثيري از روحانيون فعال و مبارز مانند حاج سيدحسين خادمي و حاج شيخ مرتضي مدرسي اردكاني ، حاج سيدمصطفي سيدالعراقين و ... قرار گرفت و شوري عجيب در سراسر ايران پديدار شد. آيت الله العظمي بروجردي نيز از نهضت نفت «ضمني ولي آشكارا» حمايت مي كرد و به علماي تهران نامه نوشت كه نبايد با اين حركت مخالفت كنند. رزم آرا، نخست وزير، اين كار را غيرعملي خوانده مردم را از خطرات آن ترساند و در 13 اسفند 1329 مخالفتش را با ملي شدن صنعت نفت ، در جلسه كميسيون نفت مجلس ، تكرار كرد، تا آنجا كه به دليل اقتدار و موقعيت ويژه اش به بزرگ ترين مانع تحقق خواسته ملي مبدل شد. وي سرانجام سه روز بعد، در مسجد شاه ، به ضرب گلوله يك عضو «فداييان اسلام » به قتل رسيد.
پس از دستگيري خليل طهماسبي به اتهام قتل رزم آرا، يك اعلاميه از طرف نواب صفوي (رهبر فداييان اسلام ) صادر شد كه در بالاي آن «هوالعزيز» نوشته شده بود. اين اعلاميه خطاب به شاه صادر شده بود و قاطعانه به شاه دستور مي داد كه بايد فرمان آزادي قاتل رزم آرا را صادر كند و براي هرگونه آزاري كه وي در زمان بازجويي توسط پليس ديده است ، از او عذرخواهي نمايد. آيت الله كاشاني در مصاحبه اي نظرش را چنين ابراز داشت : «اين عمل به نفع ملت ايران بود و اين گلوله و ضربه عالي ترين و مفيدترين ضربه اي بود كه به پيكر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد. قاتل رزم آرا بايد آزاد شود؛ زيرا اين اقدام او در راه خدمت به ملت ايران و برادران مسلمانش بوده است .» بنا به خاطرات سيدمحمد واحدي از اعضاي برجسته فداييان اسلام و حاج مهدي عراقي ، رهبران جبهه ملي براي جلوگيري از اقدامات رزم آرا و حتي احتمال كودتا توسط وي ، از فداييان اسلام درخواست مي كنند كه رزم آرا از سر راه نهضت ملي برداشته شود. در جلسه اي با حضور نواب صفوي ، بقايي ، فاطمي ، نريمان ، آزاد، حائري زاده ، سنجابي ، شايگان و مكي از طرف جبهه ملي حضور پيدا مي كنند و دكتر فاطمي تأكيد مي كند كه من اصالتاً از طرف خودم هستم و وكالتاً از طرف مصدق (چون كسالت داشت ) و ايشان گفته اند هر تصميمي كه در اين جلسه گرفته شود «براي خود من هم لازم الاجرا است .» نواب صفوي طي دو جلسه طولاني به شرط اجراي احكام اسلام در صورت به قدرت رسيدن جبهه ملي ، پيشنهاد اعدام انقلابي رزم آرا را پذيرفت و جبهه ملي نيز متعهد شد كه در صورت موفقيت ، خواسته هاي فداييان اسلام را عملي تند.
همچنين نواب صفوي در اين مورد با آيت الله كاشاني نيز ملاقات و گفت وگو كرد و آيت الله كاشاني هم قول داد كه «بگذار مرحله اول رزم آرا برود، بقيه كارها درست مي شود.» در سندي كه متن بازجويي از خليل طهماسبي در سال 1334 را نشان مي دهد، وي صريحاً به جلسات مزبور با رهبران جبهه ملي و آيت الله كاشاني اعتراف كرده است ولي از اشخاص فقط نام بقايي و مكي و كاشاني و فاطمي را ذكر كرده است و نسبت به بقيه با عنوان «وكلاء اقليت كه نام شان در خاطرم نيست » پاسخ داده است . در دادنامه دادستان ارتش مورخ (18/10/1334)عليه فداييان اسلام پس از بازداشت گسترده به دليل سوءقصد ناموفق به حسين علاء، به سابقه ترور رزم آرا با معاونت «بعضي از نمايندگان اقليت در دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي » اشاره شده است و پاي آيت الله كاشاني ، بقايي ، حائري زاده ، مصدق و شايگان نيز به ميان كشيده شد ولي با اعدام نواب صفوي ، خليل طهماسبي و چند تن از فداييان اسلام پرونده بسته شد و در مورد ديگران هم موضوع پيگيري نشد.
«هيكل» روزنامه نگار شهير مصري مي نويسد: «بعداً شوهر اشرف (پهلوي) به من گفت وقتي كه خبر ترور رزم آرا را به شاه دادند، گيج شد. او نمي توانست باور كند كه نخست وزيرش بدين طريق از صحنه محو شده باشد.» شاه بعد از شنيدن خبر گفت : «نمي توانم باور كنم ، نمي دانم چه كار بكنم »؛ و سپس ادامه داد: «من كاملاً تنها هستم ، هيچ كس مشكلات مرا درك نمي كند. هر كسي عليه من در حال توطئه چيني است، بعضي از آنها سنجيده اين كار را مي كنند و بعضي ناآگاهانه . اما اين من هستم كه ناچارم تاوان پس بدهم .»
فرداي قتل رزم آرا، روز 17 اسفند 1329، كميسيون نفت پيشنهاد ملي كردن صنعت نفت را تصويب و اعلام كرد.
«در همان روزي كه رزم آرا به قتل رسيد، امير اسدالله علم شتابزده به سفارت انگليس رفت و از جانب شاه با مقامات سفارت راجع به دولت آينده مشورت كرد: دولت آينده آيا بايد قوي باشد يا بي آزار»؟!انگليسي ها، به رغم ميل شان به سيد ضياءالدين طباطبايي ، رضايت دادند كه دولتي روي كار بيايد كه نقشي بينابيني بازي كند. شاه و مشاورانش ، حسين علاء را كه به گفته آبراهاميان ، «مورد قبول جبهه ملي بود»، و «وزيرانش را به توصيه مصدق انتخاب مي كرد»، به عنوان محلل برگزيدند تا مخالفت كمتري برانگيخته باشند.
سرانجام در روز 24 اسفند 1329، در پي تظاهرات عظيم مردم در خيابان ها، مجلس شوراي ملي به اتفاق آرا، اصل ملي شدن صنعت نفت را تصويب كرد. مجلس سنا نيز در 29 اسفند ـ به اتفاق آرا ـ اصل مذكور را تأييد ترد. در روز پنجم ارديبهشت 1330 كميسيون نفت قانون 9 ماده اي شيوه اجراي ملي شدن صنعت نفت را به اتفاق آرا تصويب كرد و مجلسين نيز در روزهاي بعد آن را تأييد تردند؛ حسين علاء نيز از نخست وزيري استعفا كرد و سمت سابقش ، وزارت دربار، را مجدداً بر عهده گرفت . در محافل سياسي آن زمان شايع شده بود كه سيدضيا به نخست وزيري خواهد رسيد؛ كه ناگهان جمال امامي ، از نمايندگان مخالف مصدق و واسطه دربار پيشنهاد كرد مصدق نخست وزير شود. «از 90 نفر عده حاضر در جلسه خصوصي (مجلس شورا) 79 نفر به دكتر مصدق رأي تمايل دادند.» مصدق خود در مورد پذيرش پيشنهاد نخست وزيري ، در تقريرات زندانش ، چنين مي نويسد: «كابينه (علاء) جنبه محلل داشت و زمينه را براي نخست وزيري سيدضياءالدين طباطبايي مهيا مي كرد تا بيايد و مسئله ملي شدن نفت را به سبك خود منتفي سازد. به همين دليل متوليان مجلس به اين اميد كه من - نظير دوره چهاردهم -نخست وزيري را نخواهم پذيرفت ، در جلسه خصوصي ، به زمامداري من ابراز تمايل كردند، در حالي كه در همان موقع سيدضياءالدين در دربار منتظر بود تا فرمان به نامش صادر شود، اما من كه نهضت را در خطر مي ديدم ، رأي تمايل را بلافاصله با شرط تصويب قانون طرح اجراي ملي شدن صنعت نفت پذيرفتم .»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

سيطره اسلام راستين در آخرالزمان

سيطره اسلام راستين در آخرالزمان

مرحوم على ابوالحسنى (منذر)

اشاره: «علي ابوالحسني»، با نام مستعار «منذر»، فرزند شيخ محمد، در 22 آذر ماه سال 1334 شمسي در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي، به تحصيل در رشته «ماشين افزار» پرداخت و سپس در اداره مخابرات استخدام شد و به طور همزمان، شب ها در هنرستان شماره سه تهران در همان رشته ادامه تحصيل داد تا اينكه چندي بعد به اتهام بحث هاي سياسي در محيط كار و مدرسه، مجبور به استعفا شد. خرداد 54 به أخذ ديپلم فني نائل گشت و همان سال در كنكور سراسري دانشگاه تهران شركت جست و با رتبه عالي قبول شد و در رشته مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت تهران (دانشكده سابق) ثبت نام كرد. دوران دانشجويي وي سه ماه بيشتر نپاييد و با تشويق پدرش از دانشگاه انصراف داد و جهت تحصيل علوم ديني روانه حوزه علميه قم شد. در مدرسه حقاني كه در آن زمان تحت مديريت شهيد آيت الله قدوسي قرار داشت، به تحصيل مشغول شد. او در قم از محضر اساتيد بنامي بهره برد، استاداني چون حضرات عظام: مدرس افغاني، اعتمادي، خزعلي، جعفر سبحاني، مصباح يزدي، شيخ حسين مظاهري، حاج شيخ جواد تبريزي، وحيد خراساني. وي از محضر سيدمرتضي عسكري در تاريخ اسلام و مسائل مربوط به سقيفه؛ سيدمحمد كاظم قزويني در معارف اسلامي و ولايت؛ دكتر سيداحمد فرديد و دكتر رضا داوري اردكاني در غرب شناسي، استفاده كرد.
او در همين سال ها به صورت پيگير به تأليف كتاب و تنظيم مقاله در حوزه هاي مختلف فرهنگ اسلامي و تاريخ ايران و جهان پرداخت و از همان ابتدا با انجام اين چند فعاليت نشان داد كه در تحقيق و پژوهش نگاهي دقيق و منحصر به فرد دارد. در كارنامه علمي و حرفه اي او نيز سوابق ارزشمندي به چشم مي خورد: عضو هيئت علمي انتشارات اسوه (وابسته به اوقاف)، استاد موسسه امام خميني(ره)، رئيس شوراي علمي گروه تاريخ و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، عضو هيئت تحريريه ماهنامه زمانه و فصل نامه تاريخ معاصر ايران.نگاهي به اصل ولايت فقيه، ميعاد با استاد مطهري؛ شهيد راه تطهير سيماي فرهنگ اسلامي از زنگار غرب زدگي و شرق زدگي، تحليلي از نقش سه گانه شهيد شيخ فضل الله نوري در نهضت تحريم تنباكو، تراز سياست؛ جلوه هايي از سياست و مديريت شيخ انصاري، سياه پوشي در سوگ ائمه(عليهم السلام)،ريشه هاي تاريخي و مباني فقهي از جمله آثار به جاي مانده از اين محقق و نويسنده است.
حجت الاسلام علي ابوالحسني معروف به «منذر» از جمله تاريخ نگاراني است كه با تحقيقات ارزنده خود تلاش كرد تاريخ معاصر ايران را بازنويسي و آن را بر شالوده اي جديد بنا كند. وي در ششم اسفندماه سال جاري در سن 56 سالگي بر اثر سكته قلبي درگذشت.روحش شاد


«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون؛ او كسي است كه رسول خويش را با هدايت (دلايل روشنگر) و دين حق (درست و استوار) فرو فرستاد تا اين دين را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هر چند كه مشركان نخواهند.» (توبه: 33)
در آيات قبل سوره توبه (32-27) نخست فرمان داده مي شود كه بايستي بت پرستان فتنه جو و آتش افروز حجاز به عنوان عناصري پليد از حريم كعبه طرد شوند. سپس به دو گروه مشرك اشاره مي شود: يهود و مسيحيت كه برخلاف تعاليم انبيا به خداي يكتا شرك مي ورزند، پيامبران الهي را فرزند خدا مي انگارند و خاخام ها و راهبان را رب و اله خويش مي گيرند، در حالي كه امر شده اند جز خداي يگانه، معبودي را نپرستند و مع الاسف مي كوشند نور الهي (اسلام) را نيز خاموش سازند، حال آنكه اراده قطعي خداي متعال بر اين تعلق گرفته است كه نور خويش را كامل سازد.
آنگاه در ادامه، با لحني صريح و قاطع، مي فرمايد: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي...». آيه مزبور با حواشي اي از همين دست، در سوره صف، آيه 9 و همچنين با اندكي اختلاف در سوره فتح، آيه 28 نيز تكرار شده است.
از اين آيات، به روشني بر مي آيد كه دين اسلام، بنا به خواست قاطع الهي، سرانجام بر تمام اديان غلبه و استعلا خواهد يافت و مخالفان و منكران اين دين كه تابش آفتاب آن را بر جهان برنمي تابند همگي منكوب خواهند شد.
واژه كليد در آيه فوق، «ليظهره علي الدين كله » است كه ضمير در «ليظهره » به «دين الحق » بر مي گردد. چنان كه سنخيت «غالب » و «مغلوب » نيز مقتضي غلبه «دين » بر «اديان » است (نه في المثل، غلبه «شخص » بر «اديان »). بنابراين، معناي «ليظهره علي الدين كله » آن است كه اسلام، سرانجام بر تمامي اديان غلبه و تفوق خواهد يافت.
«ليظهره » ، از ماده (ظ- ه- ر) مي باشد كه در اصل لغت، به معني «قوه » و «بروز» است. ظهور، به معني انكشاف و بروز و نيز قدرت و استيلاست (مقائيس اللغه ) و وقتي كه با حرف اضافه «علي » همراه مي شود معناي چيرگي و استعلا مي دهد.
گذشته از فرهنگ لغات، در قرآن كريم نيز ماده ظهور و اظهار، خصوصاً آنجا كه با حرف «علي » همراه است، نوعاً به معني آشكار شدن چيزي از موضع قدرت و به تعبير ديگر، غلبه آشكار و چشمگير بر چيزي است. آنگونه غلبه و چيرگي كه در و ديوار، آينه سان، حاكي از آن است. بنگريد: «حتي جاء الحق و ظهر امر الله و هم كارهون » (توبه: 48)
«ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس » (روم: 14) و يا آيات (غافر: 29) و(صف: 14) و همچنين (توبه: 8) و (كهف: 20)
از تأمل در شواهد لغوي و قرآني واژه هاي ظهور و اظهار (آنجا كه با حرف «علي » همراهند) برمي آيد كه آيه مزبور نويدبخش پيروزي و سيطره چشمگير و تمام عيار اسلام در آينده بر تمامي اديان است. آينده اي كه هنوز نيامده و طبق روايات بسيار كه از طريق شيعه و سني نقل شده، به دست بزرگمردي از تبار پيامبر(ص) يعني حجه بن الحسن العسكري(عج) تحقق خواهد يافت.
آيه 55 سوره نور، ضمن تأكيد بر اين پيروزي، ابعاد مختلف و هدف غايي از آن را به گونه اي روشن تر و مفصل تر بيان مي دارد: «وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا...؛ خداوند به مومنان شايسته كردار از شمايان، وعده داده است كه قطعاً آنان را وارث و جانشين مكنت ها و قدرت هاي جهان قرار خواهد داد و دين شان را كه خود براي آنان پسنديده است (بر جهان) قادر و مسلط خواهد گرداند و قطعاً خوف و ترس شان را بدل به امنيت و آرامش خواهد ساخت، تا بدون هيچ گونه شركي، فقط و فقط او را پرستش كنند...»
در اين آيه نيز واژه كليدي ديگري وجود دارد كه دقيقاً هم مضمون و مويد «ليظهره علي الدين كله » است و آن: «ليمكنن لهم دينهم...» مي باشد.
«ليمكنن » از ماده تمكين به معني پا برجا ساختن و قادر و توانا گردانيدن است (لسان العرب و تاج العروس) خداي متعال در دومين بند از وعده هاي سه گانه خويش به مومنان شايسته كردار، تصريح مي كند كه دين مورد رضايت خويش را كه پيروي از آن را براي آنان پسنديده است قطعاً در آخرالزمان بر جهان سيطره خواهد بخشيد.
يك سوال اساسي: پيداست ديني كه نازل كننده قرآن، وعده پيروزي قاطع آن را در آينده مي دهد، ديني جز دين اسلام نيست. اما سوالي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه: با توجه به اين كه دين اسلام عملاً در طول تاريخ به مذاهب گوناگون بلكه متضادي تقسيم شده و پيروان هر يك از اين مذاهب تنها خود را بر حق مي دانند و منطقاً نيز بايد گفت كه از ميان اين همه مذاهب و فرق متضاد، تنها يكي شان مصداق اسلام واقعي و دين مورد رضايت الهي بوده به راستي كدام يك از مذاهب موجود اسلامي، همان دين مورد رضايت الهي بوده و در نتيجه، طبق وعده حتمي الهي، در آينده بر تمامي جهان سيطره خواهد يافت؟
در پاسخ بايد گفت: همه مذاهب و فرق اسلامي، با دلايلي كه مي آورند، طبعاً خود را يگانه دين بر حق، يا به تعبير ديگر، اسلام حقيقي و راستين مي انگارند و اگر قرار بر پذيرفتن ادعا بدون سنجش و محك صحت آن باشد بايستي همه اين فرق و مذاهب را (با وجود تضادهايي كه در «تفسير» اصول مشترك و «تفصيل » فروع مختلف دارند) داراي انديشه درست و عمل صالح انگاشت! بي گمان اين گونه داوري كاري خطا و ناصواب است، زيرا حقيقت، در هر جا، يك چيز بيش نيست (في المثل، ذات باري تعالي، به چشم سر، يا قابل رويت است و يا نيست و نمي شود كه هم سخن قائلان به امكان رويت خداوند با چشم سر درست باشد و هم سخن منكران رويت!) و از مجموعه بي نهايت خطوطي كه دو نقطه را به هم متصل مي سازند، تنها و تنها يك خط، مي تواند مستقيم باشد و اسلام راستين نيز (كه همان دين مورد رضايت الهي است) صراط مستقيمي است كه از مو باريك تر و از شمشير تيزتر است، نه پهنه درندشت و بي در و دروازه اي كه صدها راه و بيراهه، راست و كج و ضد و نقيض، در آن مي لولند... !
بايد ديد كه قرآن كتاب آسماني دين اسلام كه همه مسلمانان به آن احترام مي گذارند و آن را حجت قول و فعل خويش مي شمرند خود كدام يك از اين مذاهب و فرق را مصداق «دين مورد رضايت الهي » شناخته و به عنوان «دين حق » بر آن صحه مي گذارد؟
خوشبختانه آيه 3 سوره مائده، به اين سوال اساسي پاسخي روشنگر مي دهد: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا؛ امروز دين تان را براي شما كامل كردم و نعمت (هدايت) ام را بر شما تمام ساختم و راضي شدم كه اين اسلام (كامل شده) دين شما باشد.» (مائده: 3)
اليوم (امروز)، اشاره به روز خاصي دارد كه در آن، دين اسلام كامل شده و خداي متعال پسنديده است كه اين دين تكميل يافته، آيين جاويد مسلمانان باشد. به راستي در اين روز خاص، چه حادثه اي رخ داده و چه حكمي از سوي پروردگار ابلاغ شده كه با ابلاغ آن، دين اسلام و نعمت هدايت الهي كامل گشته است؟
با شناخت اين روز خاص، تبعاً هم حادثه و حكم مزبور را كه مايه تكميل رسالت پيامبر(ص) شده خواهيم شناخت و هم ويژگي خاص «دين مرضي الهي » را. اليوم، كليد شناسايي «دين پسنديده الهي » و از آن طريق، كليد شناسايي مذهبي است كه طبق آيات 33 توبه و 55 نور، در آينده بر جهان سيطره خواهد يافت.
شيعيان عموماً معتقدند كه آيه «اليوم اكملت لكم...» در روز 18 ذي حجه سال 10 هجري (مشهور به روز غدير) و به مناسبت اعلام ولايت و سروري علي بن ابي طالب(ع) از سوي پيامبر(ص) در غدير خم نازل شده است. علاوه بر شيعيان، جمع كثيري از محدثان و مورخان بزرگ اهل سنت نيز در آثار خويش به احاديثي دال بر اين امر اشاره كرده اند:
1- حافظ ابوجعفر محمدبن جرير طبري (متوفي 310ق) در كتاب «الولايه في طرق حديث الغدير»، به نقل از زيدبن ارقم.
2- حافظ ابوبكربن مردويه اصفهاني (م 410) به نقل از ابوسعيد خدري.
3- حافظ ابونعيم اصفهاني (م 430) در كتاب «ما نزل من القرآن في علي»، به نقل از ابوسعيد خدري.
4- حافظ ابوبكر خطيب بغدادي (م 463) در تاريخش، به نقل از ابوهريره.
5- حافظ ابوسعيد سجستاني (م 477) دركتاب «الولايه »، به نقل از ابوسعيد خدري.
6- ابوالحسن بن مغازلي شافعي (م 483) در كتاب «مناقب»، به نقل از ابو هريره.
7- حافظ ابوالقاسم حسكاني، به نقل از ابوسعيد خدري.
8- خطيب خوارزمي (م 568) در كتاب «مناقب»، به نقل از ابوسعيد خدري.
9- حافظ ابن عساكر شافعي دمشقي (م 571) به نقل از ابن مردويه.
10- ابوالفتح نطنزي در كتاب «الخصائص العلويه »، به نقل از ابوسعيد خدري و جابربن عبدالله انصاري.
11- سبط بن جوزي حنفي بغدادي (م 654) در «تذكره الخواص»، به نقل از ابوهريره.
12- شيخ الاسلام حمويني (م 722) در «فرائد السمطين»، به نقل از ابوسعيد خدري.
13- عمادالدين بن كثير دمشقي شافعي (م 774) در «تاريخ خويش»، به نقل از ابوهريره.
14- جلال الدين سيوطي شافعي (م 911) در الدرالمنثور، به نقل از ابن مردويه و نيز در الاتقان، در بخش آيات سفريه قرآن، ذيل «اليوم اكملت لكم » به نقل از عمر و با تصريح به صحت و اعتبار سند روايت.
از ملاحظه مجموع روايات فوق كه پاره اي از آنها از حيث سلسله سند در كمال اتقان و اعتبارند، بر مي آيد كه آيه 3 مائده، در روز غدير و به مناسبت اعلام «ولايت و امارت علي بن ابي طالب بر كافه مسلمانان پس از پيامبر» نازل شده است. بنابراين، اسلام، با ابلاغ ولايت و خلافت بلافصل علي(ع) كامل شده و ديني را كه خداوند آن را براي مسلمانان برگزيده و در آخرالزمان نيز (به تصريح آيه 55 نور) همان را بر جهان چيره خواهد ساخت، همين دين كامل شده به ولايت آن حضرت است.
با توجه به آنچه گفته شد و نيز با توجه به اين كه در آيات (توبه: 33)، (صف: 9) و (فتح: 28)، بر ديني كه در پايان جهان بر جميع اديان چيره خواهد شد اطلاق «دين الحق » شده معلوم مي شود يگانه مذهبي كه از ميان مذاهب گوناگون اسلامي، شايسته احراز عنوان «دين مورد پسند الهي » (مائده: 3) و «دين حق » (توبه: 33) بوده و آينده جهان بدون ترديد قلمرو تابش اوست، اسلام تشيع است و اين همان حقيقتي است كه در احاديث معتبر ديگر نيز توسط شيعه و سني، با تعابير والفاظ ديگر، از زبان پيامبر(ص) تكرار و تأييد شده است، نظير حديث سفينه و حديث ثقلين:
«مثل اهل بيتي كمثل سفينه نوح من ركب فيها نجي و من تخلف عنها غرق»
«اني تارك فيكم الثقلين؛ كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»
¤منبع: مجله كلام اسلامي 1377، شماره 28 با اندكي تصرف و تلخيص

 

رد پاي جنگ نرم در سيماي خرافات

رد پاي جنگ نرم در سيماي خرافات

امروزه يكي از بحران ها و نكات ژرف و قابل تأمل در حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي، مسئله جنگ نرم و يا به عبارتي تهديد نرم است. جنگ نرم، يك اقدام پيچيده و پنهان متشكل از عمليات هاي فرهنگي، اطلاعاتي و سياسي توسط قدرت هاي بزرگ براي ايجاد تغييرات دلخواه و مطلوب در كشور هاي هدف است. در جنگ نرم قرار است روي انتخاب ها، فرايند تصميم گيري و الگوهاي رفتاري فرد تأثير گذاشته شود و در نهايت هويت فرهنگي سلب شود و البته اين مسئله يك آغاز و مقدمه براي فروپاشي سياسي و امنيتي به صورت غيرمستقيم و به تدريج محسوب مي شود.
يكي از مصاديق و شيوه هاي جنگ نرم براي غرق كردن انسان و جامعه در مرداب پندارها و انديشه هاي باطل و جاهلي و البته آغازي براي نفي اصالت فرهنگي جامعه، خرافات است كه مي تواند تأثيرات منفي و نابهنجاري چون عقب ماندگي از جهات مختلف، ركود، بي هويتي، انحرافات اخلاقي و عقيدتي، شرك، غفلت و ... را به همراه داشته باشد.
از آنجا كه جنگ نرم افكار عمومي و آرمان ها و باورهاي عمومي را نشانه رفته است و يكي از لوازمات اصلي در تأثيرگذاري بر افكار عمومي، رسانه هاي جمعي است؛ بنابراين موضوع خرافات و باورهاي نادرست در همنشيني با رسانه هاي جمعي از اهميت خاصي برخوردار مي شود.
خرافات چيست؟
در يك تعريف لغوي، خرافات به سخنان بيهوده، پريشان و نامربوط(1) و هر نوع عقيده نامعقول و بي اساس گفته مي شود.
از بعد هستي شناسي، خرافات يعني محصور شدن در حصار هاي پوچ گرايي و ماديت. محدود شدن هستي تنها در عالم ماده و زميني و به دست موجود انساني. در واقع در جهان خرافات، از سرچشمه خداپرستي و نور و قدرت الهي دور مي شويم و باورها و انديشه هاي خرافي و باطل و بي اساس و زميني را جانشين معارف و احكام و هنجارهاي الهي مي سازيم و به اين شكل، به تدريج پايه ها و نمادهاي هويت و فرهنگ ديني و قدرت حسابگري و عالم بودن خداوند را نيز زير سوال مي بريم. گويا فراموش كرده ايم اين ماييم كه در قرآن كليد هاي غيب را تنها نزد خداوند مي دانيم و بيان مي داريم كه هيچ برگي از درخت نمي افتد مگر اينكه خداوند از آن آگاه است. (2)
از لحاظ انسان شناسي نيز انسان خرافي، با واقعيت و حقيقت متعالي بيگانه است. بسيار سطحي و ساده و بدون دليل و منطق و علت و معلول مي انديشد و از روي غفلت، سرنوشت خود را به دست مخلوق ناتوان زميني و توهماتي مي سپارد كه خود مخلوق موجودي برتر و قدرتمند است و در نتيجه، روحيه اميد، پويايي ، تحرك، خلاقيت و تلاش نيز از او سلب مي شود و به اين شتل ناخواسته به يكي از اهداف اصلي جنگ نرم، يعني روحيه زدايي و از بين بردن عزم و اراده نزديك مي شود.
علت شكل گيري خرافات
علت اصلي رواج خرافات و باورهاي باطل، جهل و ناداني و كمبود اطلاعات است. البته سودجويي و منفعت طلبي و تقليد هاي كوركورانه نيز مي تواند به عاملي جهت ترويج خرافات تبديل شود، اما باز هم ريشه اصلي همه اين موارد، به عدم آگاهي و ناآشنايي با عقايد اصيل اسلامي و ديني برمي گردد.
مصاديق خرافات
1- با توجه به آنچه در چيستي خرافه توضيح داده شد، يكي از مصاديق اصلي و قابل توجه خرافه مي تواند شرك باشد كه باعث مي شود گوهر گرانبهاي توحيد از انسان ها ربوده شود. شرك باعث عدم توجه و عقيده به معاد مي شود و وجود بت ها در اداره عالم موثر و نافع در زندگي قلمداد مي شوند. عبادت بت ها نيز به منظور جلب نفع و دفع ضرر دنيوي انجام مي شود.(3) يعني همان هستي شناسي خرافات.
اما در جاهليت مدرن امروز، خرافه شرك و بت پرستي، تحت عناوين عرفان هاي كاذب و معنويات نوپديد به منصه ظهور مي رسد.
2- فال گيري، بخت و طالع بيني، رمالي، نحس خواندن بعضي روزها يا ستاره ها، عطسه كردن و ... كه ترجمان تطير در اصطلاح قرآن است، يعني فال بد زدن در مقابل تفال (فال نيك) كه غالباً موجب اميدواري و پويش و حركت مي شود. فال بد همانطور كه پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند(4) نوعي شرك به خداوند محسوب مي شود؛ چرا كه آن را موثر در سرنوشت آدمي مي دانند.
3- تحقير و پست شمردن زنان و دختران يكي ديگر از نمونه هاي ملموس و غيرقابل انكار خرافات است. در گذشته و عصر جاهلي اين مسئله با زنده به گور كردن دختران، بي توجهي و خوار و ذليل شمردن آنان و ... قابل مشاهده و دريافت است كه نشانه ها و وصف آن در تاريخ، اندك و قابل چشم پوشي نيست، اما شكل امروزي تحقير زنان و دختران، برخورد و رفتار با آنان به شكل يك كالا و نه يك انسان است. امروز هويت زنانه از آن رو اهميت پيدا مي كند كه تنها مي تواند يك وسيله و ابزار دم دستي براي استفاده ظاهري از جاذبه هاي زن باشد.
بايد هاي رسانه اي براي مبارزه با خرافات
يكي از راهكارهاي اصلي براي از بين بردن خرافات جاهلي، ارسال فرستادگاني از سوي خداوند بوده است. خداوند پيامبران را مبعوث كرده و به آنها مأموريت داده است تا در مقابل خرافات و مروجان آن بايستند و مردم را نسبت به باورهاي غلطي كه مبناي عقلي و علمي و ديني نداشته، هوشيار و آگاه سازند و جامعه را به علل و عوامل اصلي حوادث و با معارف الهي آشنا سازند. «ما در هر امتي رسولي برانگيختيم كه خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.»(5)
با عنايت به اين مسئله اكنون نيز رسالت رسانه ها بايد در امتداد رسالت انبيا و اولياي الهي شكل بگيرد. «لاسول» يكي از برجسته ترين محققان رسانه، سه كاركرد براي رسانه ها ذكر مي كند كه عملكرد صحيح آنها خواهد توانست به عنوان يك ابزار موثر در مقابل جنگ نرم باشد: 1- نظارت بر محيط 2- همبستگي 3- انتقال فرهنگ
در نظارت بر محيط، رسانه وظيفه نظارت، مراقبت و رساندن اخبار را بر عهده دارد؛ در انتقال فرهنگ، در حكم انتقال دهنده فرهنگ براي انتقال ارزش ها و هنجارها از يك نسل به نسل ديگر قلمداد مي شود و در مرحله همبستگي به انتخاب و تفسير اطلاعات دست مي زند و باعث كنترل افكار عمومي شده و به ثبات اجتماعي كمك مي كند.
اما نكته مهم اينجاست كه كاركردهاي ذكر شده شامل كژكاركرد هم مي باشند. نتايجي كه مطلوب جامعه و اعضاي آن نيست و در نهايت علاوه بر اينكه نخواهد توانست به مبارزه و مقابله با باورهاي باطلي بپردازد، بلكه به آن دامن نيز خواهد زد كه در ادامه، آنها را در بستر رسانه هاي صوتي و تصويري مورد بررسي و تشريح قرار خواهيم داد.
اگر از بحث سانسور و ارائه اخبار و اطلاعات بر اساس ايدئولوژي سازمان رسانه اي چشم بپوشيم، شايد بتوان در يك نگاه كلي، اطلاع رساني و شيوه آگاهي بخشي رسانه ها را پذيرفت، اما آنچه در اينجا مهم تلقي مي شود، بي اثر شدن نظام امنيت اطلاعات به علت وجود منطق موزاييكي(6) در رسانه است.
«جان كندري» و «نيل پستمن» بر اين باورند كه آنچه رسانه ارائه مي كند غالباً منقطع، مشخص و مجزا است، چون از ساعت فرمان مي گيرد و وقت و زمان را بر حسب ثانيه و دقيقه مي فروشد و معمولاً فكر و احساسي كه از برنامه قبل حاصل شده به برنامه آينده منتقل نمي شود و به علت اين عدم پيوستگي و انفكاك، انتظار هيچ گونه چارچوب فكري و عملي را از آن نمي توان داشت.(7)
همچنين عدم وجود يك نگرش و تصوير منسجم و مشترك باعث ناديده گرفتن تناقضات مي شود و نتيجه اين مي شود كه هر چيزي را مي توان به مخاطب خوراند و نگران فكر در هم ريخته او نبود !
به عنوان مثال، در اخبار از دستگيري رمالات صحبت مي شود و كارشناسان رسانه اي پيرامون بي پايه و اساس و بي مبنا بودن مسئله خرافات صحبت مي كنند، ولي در مدتي زماني بعد به آساني اين سخنان نقض مي شود و سريالي با عنوان «خانه شماره 13» ساخته مي شود و به صورت ضمني به يك نحوست خرافي پرداخته مي شود و يا حتي روز سيزدهم فروردين در اخبار و گزارش ها آنقدر تكرار مي شود كه اين تصور براي مخاطب به وجود مي آيد كه حتماً عدد سيزده نحس است كه رسانه به اين اندازه آن را تكرار مي كند و بايد اين روز را در خانه نباشد و يا فيلمي ساخته مي شود كه افراد به يك وسيله و يا يك مكان متوسل مي شوند تا مثلاً دروغگويي يك نفر روشن شود و دروغگو رسوا شود و يا حتي فيلم هايي ساخته مي شود كه قهرمان اصلي فيلم، خانمي فالگير است و از اين راه مسائلي چون چگونگي وصال و جدايي و ... را مطرح مي كند و جالب اينجاست كه اين كار به منبع درآمد خوبي براي فرد تبديل مي شود و همچنين است بزرگ نمايي و برجسته ساختن و گراميداشت شب يلدا حتماً با خوردن هندوانه و آجيل و ميوه وشيريني و فال حافظ، خريد شب عيد و پريدن از روي آتش به عنوان نمونه سالم و بي خطر بزرگداشت چهارشنبه سوري !
و البته مهم تر و قابل تأمل تر زماني است كه افكار زمان جاهليت مورد نكوهش قرار داده مي شود و گذشتگان به علت زنده به گور كردن دختران و تحقير زنان در برنامه هاي معارفي و ديني و تاريخي به نقد كشيده و مذمت مي شوند، اما غافل از اينكه خواسته يا ناخواسته همين موضوع در زمان حال تكرار مي شود با تبديل كردن زن به يك ابزار و تالاي جنسي با جلوه هاي بصري و حتي صوتي در فيلم ها و پيام هاي بازرگاني يا به صورت مجري و گوينده در راديو و تلويزيون كه تمام ابعاد و توانمندي هايش در جلوه هاي زنانه اش هضم شده و حضورش تنها براي اين است تا بار دراماتيك برنامه بالا رود و وسيله اي براي جذب مخاطب شود !
البته پيرامون توضيحات مطرح شده ذكر چند نكته لازم است:
1- هميشه لازم نيست كه طرح مسئله خرافات در مصاديق مختلف آن به صورت خواسته و برجسته به شكل پررنگ مطرح شود؛ بلكه بازنمايي خرافات مي تواند شكل ناخواسته نيز داشته باشد و اين مسئله هنگامي اتفاق مي افتد كه باورهاي باطل تنها مطرح مي شود و بدون تحليل و بررسي و با سكوت از كنار آن گذشته مي شود. در نتيجه، موضوع ناخواسته به نفع دفاع از انديشه هاي جاهلي و باطل خاتمه پيدا مي كند.
2- در برخي مسائل مطرح شده، آنچه اهميت پيدا مي كند، مسئله جهت گيري در طرح موضوعات است مانند؛ شب يلدا، عيد نوروز، خريد شب عيد و ...
در اين گونه موارد بهتر است به جاي تمركز و توجه به جنبه هاي صرفاً مادي و باستاني، جهت گيري هاي ديني صورت بگيرد و به اين شكل، افكار عمومي مديريت شود. رسانه بايد اهتمام خود را بر روي اين موضوع قرار دهد و كاركرد همبستگي خود را به اين شكل هدايت كند كه جهت گيري هاي توده مردم براي واكنش نسبت به حوادث بر اساس آموزه هاي ديني و مباني اسلامي شكل بگيرد، مثلاً طرح بحث صله رحم، احترام به والدين و نيكي كردن در شب يلدا، طرح روايات موجود در باب عيد نوروز، آداب و مناسك مربوط به اين عيد و ... .
اما راه حل چيست؟ وظيفه رسانه براي رسيدن به اين اهداف و مبارزه با خرافات چيست، به طوري كه با موضع گيري مخاطب و پس زده شدن پيام ها از سوي او روبه رو نشود؟
همانطور كه گفته شد، يكي از كاركردهاي رسانه، همبستگي است يعني، گزينش و تفسير اطلاعات كه باعث ايجاد ثبات اجتماعي و تقويت عادات و ارزش هاي اجتماعي و افشاي انحرافات مي شود. حال اين كاركرد زماني به كژكاركرد تبديل مي شود و نمي تواند وظايف اصلي خود را انجام دهد كه «نقد» به حداقل برسد. بنابراين راه حل رسانه نيز افزايش نقد و بيان علت و ريشه اصلي وقوع حوادث است و فرارفتن از علل مادي و زميني و رسيدن به علت آسماني براي وقوع يك رويداد به صورت منطقي و عيني و ملموس. همان طور كه خداوند نيز در چندين مورد در قرآن كريم انسان ها را به تعقل و انديشه در امور توجه داده است.(8)
سخن آخر
سال ها است كه بر طبل تشكيل رسانه ديني كوبيده مي شود و به لحاظ فني شبكه هاي مختلف راديويي و تلويزيوني براي مبارزه در يك جنگ نرم رسانه اي تأسيس مي شود، اما متأسفانه محتواها و پيام هايي عرضه مي شود كه نتيجه آن جدايي و حتي تضاد با باورهاي ديني و بعضاً ايراني است.
فراموش نكنيم براي تشكيل رسانه ديني، بايد مباني و اجزا بر اساس هدف اصلي شكل بگيرد و به آنها جهت داده شود تا بتوان به آرمان بزرگ تر دست پيدا كرد و البته در طي اين مسير بايد محكم و استوار و دقيق گام برداشت. براي انجام اين كار بايد با سياست گذاري هاي هماهنگ و همه جانبه روبه رو شد تا بتوان از معضل منطق موزاييكي و تضاد ميان پيام ها در قالب هاي مختلف جلوگيري كرد. در ضمن، به اين نكته دقت شود كه رسانه براي دست يابي به هدف همواره علاوه بر وظايف اثباتي و بايدها، وظايف سلبي و نبايدهايي هم بر عهده دارد، يعني دوري از دروغ، تحريف حقايق، دوري از پخش منكرات، خرافات و ... . همانطور كه قرآن نيز اين مسئله را هشدار داده و فرموده است: «بايد از ميان شما جمعي دعوت به نيكي و امر به معروف و نهي از منكر كنند و آنها همان رستگارانند.»(9)
¤ پي نوشت ها در دفتر هفته نامه موجود است.

 

منبع هفته نامه صبح صادق

نتانیاهو: ایران نوار غزه را کنترل می‌کند

نتانیاهو: ایران نوار غزه را کنترل می‌کند

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی طی سخنانی مدعی شد که ایران از طریق جنبش حماس کنترل نوار غزه را در دست دارد.
به گزارش گرداب، روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" نوشت: "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل روز چهارشنبه طی سخنرانی در کنست گفت که اسرائیل نمی‌تواند اجازه دهد که گروه‌های تروریستی به وسیله ایران هسته‌ای حمایت شوند.

وی در ادامه گفت: «آنهایی که می‌گویند درباره جدی بودن تهدید ایران اغراق می‌شود، همان هایی هستند که اجازه دادند ایران نوار غزه را تصاحب کند.»

نخست وزیر رژیم صهیونیستی این سخنان را بعد از درگیری‌های شدید چند روز پیش میان ارتش رژیم صهیونیستی و نیروهای مقاومت فلسطینی مطرح کرد.

وی در ادامه گفت که ایران از طریق حماس کنترل نوار غزه را در دست دارد و عناصر حاکمی که رویدادها در نوار غزه را به پیش می‌برند، فلسطینی‌ها نیستند بلکه ایران است.

بنیامین نتانیاهو گفت: «غزه خط مقدم ایران است.»

نخست وزیر رژیم صهیونیستی اضافه کرد: «ایران هسته‌ای تهدیدی وجودی برای اسرائیل و امنیت تمام جهان به شمار می‌آید.»

رژیم صهیونیستی تنها دارنده تسلیحات اتمی در خاورمیانه به شمار می‌آید و این رژیم هم‌چنان از امضای پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی امتناع می‌ورزد.

ایران این پیمان را امضا کرده است و تمامی تاسیسات این کشور تحت نظارت و بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد.

منبع: فارس

از تحريم انتخابات ضربه سختي خورديم

از تحريم انتخابات ضربه سختي خورديم

هر چه حاكميت جمهوري اسلامي از تحريم انتخابات سود برد، اپوزيسيون بدون دستاورد و با سردرگمي از عرصه انتخابات عبور كرد.

 شبكه "بالاترين" با انتشار تحلیلی نوشت: انتخابات مجلس با وجود تبليغ گسترده تحريم برگزار شد. ائتلاف نانوشته و بي سابقه اي در اين زمينه ميان تحريم كنندگان سنتي و سابقه دار انتخابات و طيف نوظهور سابقا قائل به انتخابات صورت گرفت، اما آنچه براي تحريم كنندگان مهم است بررسي دستاوردهاي اين كار است.

جنبش سبز در دام تناقض خودساخته افتاد. هر چه حاكميت جمهوري اسلامي از تحريم انتخابات سود برد، اپوزيسيون بدون دستاورد و با سردرگمي از عرصه انتخابات عبور كرد.

صرف تحريم انتخابات، دستاوردي براي حاكميت بود كه همواره تلاش داشته اپوزيسيون را ناديده بيانگارد. صرف تحريم و خانه نشين كردن بي هزينه مخالفان، دستاوردسازي براي حاكميت بود. حاكميت اين را مشتاقانه انتظار مي كشيد. آنچه در انتخابات اخير و به ويژه پس از انتخابات پر دغدغه رياست جمهوري در خرداد 88 براي حاكميت مهم بود عبور آرام از انتخابات، نشان دادن قدرت كنترل و مديريت مخالفان و ورق زدن صفحه همچنان باز انتخابات 88 با برگزاري يك انتخابات ديگر بوده است. از اين جهت انتخابات، كاملا هدف آنها را محقق كرده است.

نويسنده تصريح مي كند: اما تحريم كنندگان چه دستاوردي داشته اند؟ ابتدا بايد پرسيد در تحليل هاي ايشان چه دستاوردي انتظار مي رفت و اميد به اين دستاورد چقدر منطقي بود؟ جست و جوها نشان مي دهد كه خط مشخصي براي رسيدن به دستاورد ملموسي وجود نداشته است. گام بعد از تحريم تعريف نشده است و اتكا به عبارات كلي مشروعيت زدايي از جمهوري اسلامي و عباراتي مثل اين امكان پذير نيست. آنها به وادي تحريم منفعل، بي برنامه و بي اثر انتخابات كشانده شدند كه نتيجه آن بي اعتنايي به انتخابات - و نه تحريم فعال و چالش برانگيز- و برد حاكميت در ميداني بود كه رقيب 6 ماه پيش خالي بودن آن را جار زده بود و دست حاكميت را براي تكميل كردن برنامه درازمدت اش بازگذاشته بود.

بالاترين نوشت: اما اين اقدام معناي ديگري هم داشت كه البته تناقض حاصل از آن حل ناشده باقي خواهد ماند. آيا اين شكل از مواجهه با انتخابات به اين معناست كه نيروهاي سياسي معارض جمهوري اسلامي تا زماني كه جمهوري اسلامي بر سر كار است از حضور در رقابت براي كسب قدرت سياسي و نيز هرگونه مذاكره با حاكميت امتناع خواهند كرد؟ آيا انتخابات رياست جمهوري دوره بعد، انتخابات شوراها و انتخابات مجلس شوراي اسلامي را هم وامي نهد؟ به عبارت ديگر مي پذيرند كه حاكميت را از مزاحمت انتخاباتي خود آسوده كنند.

بالاترين مي افزايد: خاتمي با شركت در انتخابات بسياري از هواداران خود را در بهت فرو برده است. او چند ماه پيش تر نيز وقتي شروطي را براي مشاركت در انتخابات طرح كرد هواداران خود را مبهوت كرده بود. شروط او كه مي توانست راهي براي حضور مجدد طيفي از اصلاح طلبان درعرصه قدرت سياسي باشد البته نه از سوي حاكميت پذيرفته شد و نه از سوي بدنه اصلي معترضان. كوتاه زماني پس از طرح اين شروط گروه هاي سياسي موضع خود را به عنوان تحريم انتخابات عرضه كردند و مواضع آنها با شوق تمام از سوي معترضان يا به عبارت بهتر "جلوه اينترنتي (مجازي) معترضان" پذيرفته شد بدون اينكه سوال اساسي طرح شود که "گام بعد از تحريم چيست؟" خاتمي به معناي واقعي كلمه تنها ماند. او در سال هاي پايان رياست جمهوري اش نيز در اين وضعيت قرار گرفت از جمله در ميان مشاركتي هايي كه در روزنامه شان نوشتند او را از گوشه اي پرت در كتابخانه ملي پيدا كرده و به رياست جمهوري رسانده اند.

منبع: کیهان

 

12 اسفند رابطه دل هاي امت با امام شان را نشان داد

12 اسفند رابطه دل هاي امت با امام شان را نشان داد

حماسه افتخارآفرين ملت بصير ايران اسلامي در يوم الله 12 اسفند همگان را به تحسين واداشت. اين تحسين نه از آن رو بود كه سابقه چنين شوري از مردم را نديده بودند كه 20 روز پيش از آن در 22 بهمن اقدام مشابه ملت را ديده بودند، اما آنچه مايه تعجب شد حركت ملت بر اساس بصيرتي بود كه رابطه دل هاي يك امت و امام شان را نشان مي داد و همه تحليل ها و پيشگويي ها، تحريم ها و تهديدها را يكجا باطل مي ساخت.
ذوق اصحاب قلم در وصف اين حماسه بزرگ بيانگر تحسين مردمي است كه همه را شگفت زده كرده بودند. نگاهي به صفحه اول روزنامه ها در فرداي انتخابات بيانگر شوق مطبوعاتي ها براي انعكاس اين حماسه بود.
روزنامه «جوان» «سيلي سخت تر نواخته شد» را با حروف بسيار درشتي تيتر اول خود كرد و در انعكاس حماسه ملت ايران نوشت: «سونامي ملت ايران، استكبار را در هم شكست.»
روزنامه «خراسان» هم از حماسه 12 اسفند به عنوان «سيلي سخت بر چهره استكبار» ياد كرد و در كنار تصاوير زيبايي از حضور مردم در صحن باصفاي امام هشتم(ع) نوشت:«ديروز مردم آمدند، تمام قد هم آمدند، با دستاني پر وضو كه به اقتدار نواختن سيلي بر گونه دشمن مفتخر شده بود. ديروز مردم آمدند، چنان پر شكوه و پر قدرت كه چشم جهانيان خيره ماند.»
«همبستگي» هم با اختصاص تصوير و تيتر نخست خود به اين حماسه مردم ايران با حروف درشتي نوشت: «حضور گسترده مردم ايران اسلامي در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي».
«اسرار» در كنار حضور مردم از حضور مسئولان در انتخابات خبر داد و در تيتر اول خود نوشت: «حضور گسترده مردم و مسئولان در انتخابات».
«مردم سالاري» هم در تصاوير خود به حضور مسئولان در انتخابات توجه كرد و در تيتر اول خود از «افزايش بيش از 10 درصدي مشاركت مردم در انتخابات مجلس نهم» خبر داد.
روزنامه «ايران» اما عنصر ايرانيت را مورد تأكيد قرار داد و در بالاي تصاويري از حضور مردم و مسئولان نوشت: «حماسه 30 ميليوني ايرانيان»
«قدسي» ها كه كلمات را ناتوان براي انعكاس اين حماسه يافته بودند، نيم تاي صفحه اول خود را يكپارچه مزين به تصاويري از خلق حماسه افتخارآفرين ملت كردند و به ذكر همين جمله اكتفا كردند: «شور انتخابات شيرين شد.»
«سياست روز» هم سياست مشابهي اتخاذ كرد و روي تصاوير زيبايي از حضور مردم نوشت: «بر چشم دشمنان تير از اين كمان توان زد.»
«كيهان» با درشت ترين حروف «حضور تاريخي ملت در حساس ترين پيچ تاريخ» را روي تصاويري گويا از اين حضور قرار داد و نوشت: «شركت بي نظير مردم در انتخابات دشمن را مات كرد.»
اين روزنامه از سرمقاله خود هم براي منعكس كردن حضور پرشور ملت كمك گرفت و تحت عنوان «مجلس نهم برآمده از حماسه اي بزرگ» نوشت: «حضور مردم ايران در انتخابات به يك «پديده» تبديل شده است، كمااينكه انتخابات ديروز هم كه با حضور ده ها ميليون نفر از شهروندان برگزار شد، پديده بود، اما نه از آن رو كه حضور ميليون ها انسان در پاي صندوق رأي موضوعي تازه در دنيا باشد. آنچه به اين حضور گسترده در ايران تازگي مي بخشد، معناي اين انتخابات است. هم خود ما اين را گفته ايم كه حضور مردم در پاي صندوق أخذ رأي اولاً براي اعلام پشتيباني از سياست هاي نظام جمهوري اسلامي است و ثانياً براي انتخاب يك يا چند نفر به عنوان نماينده و هم مخالفان جمهوري اسلامي اعلام كرده اند كه ميزان مقبوليت اجتماعي نظام سياسي ايران روز 12 اسفند رقم مي خورد. اين معنا در انتخابات ساير كشورها- معمولاً- نيست و ميزان مشاركت با ميزان مقبوليت يك نظام سياسي گره نخورده است. بنابراين وقتي مردم ايران به شكل بسيار گسترده در انتخابات شركت مي كنند اين حتماً يك «پديده» است؛ پديده اي كه به تعبير رهبر معظم انقلاب براي كشور و نظام مصونيت آور مي باشد.»
زيباترين تيتر اول هم متعلق به روزنامه «رسالت» بود كه از اين حماسه به عنوان «لبيك ملت به نداي رهبر معظم انقلاب» تعبير كرد و چند يادداشت خود را به حضور مردم اختصاص داد.
«صلابت ملي و سيلي سخت» عنوان سرمقاله اين روزنامه در اين روز بود كه در آن آمده است: «ديروز با هر رأي، خون تازه اي به رگ هاي حيات «مردم سالاري» ديني در ايران تزريق شد. ديروز ميليون ها ايراني با شوق و اشتياق به پاي صندوق هاي رأي آمدند تا روح تازه اي به كالبد انقلاب اسلامي در دهه چهارم حيات جمهوري اسلامي بدمند. مردم آمدند تا با رأي خود پاسخي قاطع به «تحريم»ها و «تهديد»ها بدهند. ديروز حماسه سازان بدر و خيبر آمده بودند تا بگويند ما در«شعب ابي طالب» نيستيم و هر رأي يك مشت بر دهان صهيونيست هاي شرور در منطقه و جهان است. صداي ميليون ها رأي دهنده ايراني ديروز به گوش استكبار جهاني رسيد. مردم ديروز آمدند تا به «حق» خود در شكل گيري مجلس نهم و در تصميم گيري ها و تصميم سازي ها در سطح ملي برسند. مردم ديروز آمدند تا به تكليف خود در صيانت از جمهوريت نظام عمل كنند و اراده دشمنان نظام در مقابله با جمهوريت نظام را زير پا خرد كنند. مشاركت گسترده مردم سيلي سخت به استكبار جهاني و نشانه اي از عزم ملي و صلابت دشمن شكن آنان بود.»
«تهران امروز» هم تيتر زيباي «لبيك مردم به دعوت رهبري» را روي تصويري از حضور مردم قرار داد و در سرمقاله خود مشاركت مردم را بيانگر اعتماد ملي توصيف كرد و نوشت: «ملت ايران بار ديگر حماسه آفريد و در انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي حضور باشكوه و تاريخ سازي داشت. مشاركت بالاي مردم در اين انتخابات بسيار بارز بود. مهم ترين علت اين مشاركت و حضور گسترده نيز براي مشت محكم زدن به استكبار جهاني و پاسخ به دعوت مقام معظم رهبري بوده است. البته اين حضور، حضوري است كه اعتماد ملي را نيز نشان مي دهد؛ حضوري كه استواري جايگاه نظام را در داخل كشور به دنبال خواهد داشت.»

 

منبع هفته نامه صبح صادق

شكست خوردگان 12 اسفند

شكست خوردگان 12 اسفند


بررسي فضاي سياسي شكل گيري انتخابات 12 اسفند نشان مي دهد كه آنچه در اين روز با حضور 64 درصدي واجدان شرايط توسط ملت بزرگ ايران زمين خلق شد، پيروزي باشكوهي است كه كمتر روزي را در تاريخ اين سرزمين مي توان با آن مقايسه كرد.
فشارهاي همه جانبه استكبار جهاني از تهديد به حمله نظامي تا تحريم عملي در حوزه هاي مختلف اقتصادي، بحران آفريني باندهاي مافيايي در حوزه اقتصاد و ايجاد گراني، شكل گيري جبهه متحد ضدانقلاب عليه انتخابات با پيش گرفتن سناريوي «خط تحريم» و عدم مشاركت، بخشي از اقدامات طرح ريزي شده اي بود كه با هدف كاستن از آراي ملت به وقوع پيوست؛ اما حماسه ملت، همه نقشه ها را نقش بر آب كرد و ضدانقلاب را به جان هم انداخت و آنان را به دروغ پردازي هاي جديد وادار كرد.
اولين دروغ پردازي در مقابله با اقدام ملت، تلاش براي نمايشي خواندن و زير سوال بردن نتايج اعلامي بود. اين جريان تلاش كرد تا با كوبيدن بر طبل توخالي تقلب و جعلي بودن آمار اعلامي، با فريب افكار عمومي، از بزرگي و عظمت انتخابات 12 اسفند بكاهد. در اين بين، مضحك ترين اظهارنظر متعلق به جمعي است به نام «كمپين سفارت سبز» كه مقر خود را اسلو در نروژ اعلام كرده است. اين افراد مدعي شده اند: «تدابير مهندسي شده قبلي اعم از تقلب و رأي سازي، كمي بيش از شش درصد آراي واجدين شرايط، واريز صندوق هاي رأي شده كه مجبور شده اند با گذاشتن يك صفر مقابل هر رأي، تعداد كلي آرا را شصت و چهار درصد اعلام نمايند!»
اقدام سفسطه آميز ديگر شكست خوردگان 12 اسفند، اين بود كه تلاش كردند در نگاهي وارونه، قرابت و نزديكي نظرسنجي هاي قبل از انتخاب با نتايج اعلام شده انتخابات را نشاني براي از پيش تعيين شده بودن نتايج انتخابات بدانند. براي نمونه، «روزآنلاين» مي نويسد: «نرخ مشاركت نزديك به 65 درصدي مردم در انتخابات، در حالي اعلام شده است كه حدود دو ماه پيش، علي سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران، اعلام كرده بود كه حدود 65 درصد مردم در انتخابات شركت خواهند كرد.»
اين در حالي است كه در همه جاي دنيا و در هر انتخاباتي معمولاً اگر نظرسنجي ها مبتني بر اسلوب علمي و نمونه گيري صحيح صورت گيرد، نتايج حاصله، با واقعيت امر قرابت و حتي تطبيق خواهد داشت و اين شيوه اي است كه اغلب كشورها از آن بهره مي گيرند. حال معلوم نيست كه چرا اين مدعيان پناه برده به آغوش غرب، نظام هاي سياسي كشورهاي غربي را به جرم تطبيق آمار نظرسنجي ها و نتايج قطعي اعلامي زير سوال نمي برند و آنها را به تقلب متهم نمي كنند!
اين جريان فاسق، حتي اظهارات حكيمانه رهبر معظم انقلاب اسلامي را كه مبتني بر اطمينان خاطر به وعده نصرت الهي و شناخت صحيح معظم له از رفتار سياسي ملت ايران در طول 33 سال گذشته از انقلاب اسلامي حاصل آمده را نيز نشان از تلاش نظام براي مهندسي نتايج آرا و اعلام غيرواقعي نتايج دانسته و در تخريب بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در آستانه انتخابات مي نويسند: «وقتي رهبر مي گويد كه «دست خدا» با صاحبان قدرت در جمهوري اسلامي است و «خدا راه را باز مي كند»، آيا جز اين، رويداد ديگري در 12 اسفند امكان وقوع دارد و نتيجه ديگري براي انتخابات امروز مي توان قائل شد؟!»
ضدانقلاب كه از تصاوير حضور باشكوه ملت در رسانه ملي به خشم آمده بود، تلاش كرد تا براي توجيه شكست خود، تمامي برنامه هاي پخش شده رسانه ملي را جعلي و غيرواقعي معرفي كند. به عنوان نمونه «مجتبي واحدي»، ميرزابنويس فراري كروبي كه حال به نماينده تام الاختيار! شيخ ساده لوح در خارج كشور تبديل شده، با عصبانيتي تمام اعلام مي دارد: «در تهران از ميان هزاران محل أخذ رأي، تنها چهار مسجد براي پوشش تمام وقت انتخاب شده بود و همين مسئله نشان مي داد امكان تهيه گزارش ـ ولو محدود ـ از حضور قابل قبول مردم در هزاران صندوق ديگر پايتخت وجود ندارد...» !
اين در حالي است كه اولاً گزارش هاي پخش شده محدود به اين چهار مسجد نبوده، بلكه صدها گزارش از ديگر شعب رأي گيري در تهران و سراسر كشور در روزجمعه 12 اسفند پخش شد كه حكايت از حضور باشكوه ملت در انتخابات داشت. ثانياً معلوم نيست اين عنصر وابسته چطور از فرسنگ ها فاصله و در حالي كه خود مدعي است خبرنگاران غربي نيز قادر به مخابره گزارشي دور از فضاي كنترلي جمهوري اسلامي نبودند، چنين اظهارات بدون مدرك و پشتوانه اي را به عنوان تحليل ارائه مي كند.
يكي ديگر از شبهات مطروحه، عدم حضور مراجع عظام تقليد در پاي صندوق هاي رأي بود. در اين زمينه، سايت ضدانقلاب جرس متعلق به عطاءالله مهاجراني مدعي شد مراجع عظام تقليد در انتخابات شركت نكرده اند! و اين در حالي است كه بزرگاني چون حضرات آيات مكارم شيرازي، جوادي آملي، سبحاني، نوري همداني، شبيري زنجاني، علوي گرگاني، مظاهري، مصباح يزدي و مهدوي كني و ديگر بزرگان ديني و ائمه جمعه و جماعات، با دعوت از مردم براي شركت مردم در انتخابات، خود نيز به پاي صندوق هاي رأي آمدند.
اين داستان سر دراز دارد و هر روز بايد منتظر ادعاهاي جديدي براي زير سوال بردن حماسه ملت از سوي اين رسانه هاي وابسته بود، غافل از آنكه ملتي كه خود خالق حماسه بزرگ 12 اسفند بوده، هيچ گاه اسير توهمات اين بريدگان از ميان ملت نخواهد بود و اين سياه دلان خاك بر صورت خورشيد مي پاشند!

منبع هفته نامه صبح صادق

با همه وجود از مردم عزیز تشکر می‌کنم

امام خامنه‌ای در دیدار اعضای مجلس خبرگان:
 

با همه وجود از مردم عزیز تشکر می‌کنم

مردم در انتخابات 12 اسفند و در عرصه رویارویی با جبهه مخالفان، قدرت ناشی از ایمان و بصیرت خود را به میدان آوردند و با این حرکت عظیم، طراحی های چندین ماهه معاندان را برای انتخاباتی بی رونق، نقش بر آب کردند.
به گزارش گرداب، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنجشنبه) در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان، ضمن سپاس و تجلیل بی دریغ از حرکت عظیم، بهنگام، هوشمندانه و همراه با بصیرت مردم در انتخابات 12 اسفند، به تبیین تأثیرها و پیام های این حضور پرشکوه  پرداختند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حقیقتاً مردم عزیز کشور در این انتخابات سنگ تمام گذاشتند، افزودند: «مردم در انتخابات 12 اسفند و در عرصه رویارویی با جبهه مخالفان، قدرت ناشی از ایمان و بصیرت خود را به میدان آوردند و با این حرکت عظیم، طراحی های چندین ماهه معاندان را برای انتخاباتی بی رونق، نقش بر آب کردند.»

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: «حضور گسترده مردم در انتخابات در واقع جاری شدن رحمت الهی  در کشور بود که به همین دلیل باید شکرگزار خداوند متعال بود و پیشانی سپاس را در مقابل این رحمت الهی، بر خاک سائید.»

ایشان لازمه نزول رحمت الهی را فراهم کردن موجبات رحمت الهی دانستند و افزودند: «ملت ایران با حضور در صحنه، بصیرت و ایستادگی خود، موجبات رحمت الهی را فراهم کرد که برای این توفیق نیز باید شکرگزاری کرد.»

رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر تأکید  کردند: «با همه وجود از مردم عزیز ایران تشکر می کنم.»

حضرت آیت الله خامنه ای از همه دست اندرکاران انتخابات مجلس نهم، به ویژه شورای نگهبان که وظیفه ای سنگین و دقیق بر عهده دارد، قدردانی کردند و افزودند: «در این انتخابات، دولت، وزارت کشور، مسئولان و دستگاههای امنیتی، دستگاههای تبلیغاتی و صدا و سیما واقعاً کار بزرگ و برجسته ای انجام دادند و توانستند این موضوع بسیار حیاتی را به بهترین وجه به سرانجام برسانند.»

ایشان سپس با اشاره به الگوی نظام مردم سالاری دینی و جایگاه انتخابات در این الگو خاطرنشان کردند: «انتخابات یک رکن مهم نظام است و مردم‌سالاری دینی متکی به انتخابات است؛ بنابراین هر فردی که به نظام اسلامی اعتقاد دارد، شرکت در انتخابات را وظیفه خود می داند، حتی اگر انتقادهایی هم به برخی موارد داشته باشد.»

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: «همه کسانی که در انتخابات روز جمعه شرکت کردند، در واقع ضمن عمل به واجب، فهم صحیح خود را نشان دادند، زیرا در نظام مردم سالاری دینی، نمی توان از شرکت در انتخابات، به بهانه برخی انتقادها، انصراف داد.»

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه به تبیین آثار انتخابات 12 اسفند پرداختند و تأکید کردند: «این انتخابات همچون سیلی بیدار کننده، برخی را که در توهمات خود در خصوص نظام و مردم خیال پردازی می کردند، هوشیار کرد و حقیقت را مقابل چشمان آنان قرار داد.»

ایشان با اشاره به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه وی به جنگ با ایران فکر نمی کند، افزودند: «این سخن، سخن خوبی است و نشان دهنده خروج از توهم است اما رئیس جمهور آمریکا در ادامه گفته است  می خواهیم با تحریم، مردم ایران را به زانو درآوریم، که این بخش از سخنان وی نشان دهنده ادامه توهم در این موضوع است.»

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: «ادامه این توهم، به مقامات آمریکا ضربه خواهد زد و محاسبات آنها را به شکست  خواهد کشاند زیرا، جبهه معاندان به ویژه آمریکا از 33 سال پیش با تحریم ملت ایران  به ویژه تشدید آن در این  یک سال قصد داشتند مردم را از نظام اسلامی جدا کنند ولی همه، در روز 12 اسفند، رأی و دلبستگی مردم به نظام اسلامی را دیدند.»

حضرت آیت الله خامنه ای، یکی دیگر از نکات مهم انتخابات روز جمعه را، اعتماد مردم به نظام اسلامی دانستند و افزودند: «بعد از انتخابات پرهیاهوی سال 88، برخی پیش بینی می کردند که اعتماد مردم به نظام اسلامی سلب شده است اما انتخابات 12 اسفند پاسخی قاطع و روشن به این استنتاج غلط و گمانه زنی خطا بود.»

ایشان خاطرنشان کردند: «اگرچه انتخابات روز جمعه، انتخابات مجلس بود اما هر رأی مردم، در واقع رأی به نظام اسلامی بود و حضور اکثریت قاطع در پای صندوقهای رأی و به دست آمدن یکی از نصابهای بالای حضور در انتخابات، در 33 سال گذشته، نشان دهنده اعتماد کامل مردم به نظام اسلامی است.»

رهبر انقلاب اسلامی، بصیرت و تعالی فکری مردم را یکی دیگر از نکات برجسته انتخابات مجلس نهم برشمردند و تأکید کردند: «همه مردم اعم از رأی اولی ها تا افراد کهنسال، برای حضور در پای صندوق رأی، تحلیل و دلیل داشتند که عمده آن هم مربوط به کمین دشمن و هدفگذاری های جبهه معاند بود و این موضوع، نشان دهنده بصیرت مردم است.»

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: «یکی دیگر از نکات مربوط به این انتخابات، مسئولیت بسیار سنگین مجلس برآمده از چنین انتخاباتی است که منتخبان آن باید وظایف خود از جمله تصویب قوانین راهگشا را با خردمندی و تدبیر انجام دهند.»

ایشان با اشاره به وظیفه مجلس در گزینش وزرا و تشکیل دولتها خاطرنشان کردند: «مجلس در انجام این وظیفه نیز، هم دقت و هم انصاف را مد نظر قرار دهد و نباید دقت منجر به بی انصافی شود.»

رهبر انقلاب اسلامی مجلس را به حرکت هوشمندانه و همراه با اخلاص توصیه کردند و افزودند: «اخلاص و عمل به تکلیف باید سرلوحه کار همه مسئولان در سه قوه و همچنین  مناصب روحانی و نظامی باشد.»

حضرت آیت الله خامنه ای، با تأکید بر اینکه چارچوب و روش کار در نظام مردم سالاری دینی، انتخابات و رأی مردم است، تأکید کردند: «ماده اصلی نظام مردم سالاری دینی، اسلام است که به هیچ وجه نباید از آن تخطی شود.»

ایشان افزودند: «اسلام می تواند به یک کشور عزت، سربلندی، پیشرفتهای علمی و فناوری، پیشرفت اخلاقی، اهداف متعالی و راههای مناسب رسیدن به این اهداف را اعطاء کند.»

حضرت آیت الله خامنه ای مردم سالاری در نظام مردم سالاری دینی را نشأت گرفته از اسلام دانستند و خاطرنشان کردند: «اینکه برخی تصور می کنند، مردم سالاری، از غرب گرفته شده، خطا است زیرا اگرچه شکل مردم سالاری در نظام اسلامی و نظام های غربی، یکسان است اما منبع و سرچشمه آنها متفاوت است.»

ایشان با تأکید بر اینکه نظام مردم سالاری دینی برای رأی مردم، ارزش و کرامت قائل است، افزودند: «در نظام مردم سالاری دینی، چارچوبهایی کاملاً متفاوت با چارچوبهای مردم سالاری غربی وجود دارد زیرا چارچوبهای مردم سالاری غربی، ظالمانه است.»

رهبر انقلاب اسلامی، جرم بودن انکار و یا تردید در افسانه هولوکاست در غرب، در کنار نبود حق اعتراض به اهانت صریح به پیامبر اعظم‌صلوات‌الله‌علیه‌وآله را نمونه ای از چارچوبهای غلط و ظالمانه مردم سالاری غربی برشمردند و خاطرنشان کردند: «یکی دیگر از این نمونه ها، جرم بودن حضور زنان محجبه در محل کار است.»

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه در نظام مردم سالاری دینی، شرع و دین و احکام الهی لازم الاجرا و چارچوب زندگی فردی و اجتماعی است، افزودند: «در چنین نظامی، همه امور اعم از انتخاب قانونگذاران و یا مجریان، با رأی مردم است و نظام جمهوری اسلامی تلاش دارد تا این چارچوب را به صورت کامل و همانگونه که در اسلام ترسیم شده، پیاده کند.»

در ابتدای این دیدار آیت الله "مهدوی کنی"، رئیس مجلس خبرگان در سخنانی ضمن قدردانی از حضور با شکوه مردم در انتخابات 12 اسفند، راهنماییهای رهبر انقلاب اسلامی را در شکل گیری این حضور حماسی بسیار مؤثر دانست و گفت: «یکی از ارکان انقلاب و نظام، حضور مردم در صحنه است که امام ‌رحمت‌الله‌علیه بارها بر آن تأکید می کردند.»

آیت الله مهدوی کنی با تأکید بر اینکه حفظ و استمرار نظام اسلامی منوط به حفظ ستون آن یعنی ولایت و رهبری است، افزود: «نمایندگان مجلس خبرگان بر عهدی که با رهبری بسته اند، باقی هستند و حراست از جایگاه رهبری و ولایت فقیه را وظیفه خود می دانند.»

در این دیدار همچنین آیت الله یزدی نایب رئیس مجلس خبرگان، گزارشی از مباحث مطرح شده در اجلاس دو روزه خبرگان ارائه کرد.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری