زندگى امام به روايت امام

زندگى امام به روايت امام

متن زير فرازهائى از زندگى حضرت امام خمينى - سلام الله عليه - است كه پس از توضيحات معظم له، فرزند گرامى ايشان حضرت حجت‏الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خمينى نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالى

به حسب شناسنامه شماره 2744 تولد: 1279 شمسى در خمين، اما در واقع 20 جمادى‏الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق اول مهر 1281 شمسى است. (18 جمادى‏الثانى 1320 مطابق 30 شهريور 1281 صحيح است)

نام خانوادگى: مصطفوى; پدر: آقا مصطفى; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقاميرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمينى المسكن)

صدور در گلپايگان به وسيله صفرى‏نژاد رئيس اداره آمار ثبت گلپايگان در خمين در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصيل شروع و نزد مرحوم آقاشيخ جعفر و مرحوم ميرزا محمود (افتخار العلماء) درسهاى ابتدايى سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج ميرزا محمد مهدى (دايى) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقاى نجفى خمينى منطق شروع و نزد حضرت‏عالى (×) ظاهرا (سيوطى و شرح باب حادى عشر و) منطق و مسلما در مطول مقدارى. در ادراك كه سنه 1339 قمرى براى تحصيل رفتم نزد مرحوم آقا شيخ محمد على بروجردى مطول و نزد مرحوم آقا شيخ محمد گلپايگانى منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آيت‏الله حاج شيخ عبدالكريم - رحمة الله عليه - (ظاهرا هجرت ايشان رجب 1340 قمرى بود) هجرت آيت‏الله حائرى به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم اديب تهرانى موسوم به آقا ميرزا محمد على و سطوح را نزد مرحوم آقاى حاج سيد محمد تقى خوانسارى مقدارى و بيشتر نزد مرحوم آقا ميرزا سيد على يثربى كاشانى تا آخر سطوح و با ايشان به درس خارج مرحوم آيت‏الله حائرى (حاج شيخ عبدالكريم) مى‏رفتيم و عمده تحصيلات خارج نزد ايشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سيد ابوالحسن قزوينى و رياضيات (هيئت، حساب) نزد ايشان و مرحوم آقاميرزا على اكبر يزدى. و عمده استفاده در علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقاى آقاميرزا محمد على شاه‏آبادى بوده است پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده‏اى از رفقا بحث داشتيم تا آنكه مر حوم آقاى بروجردى - رحمة‏الله - به قم آمدند براى ترويج ايشان به درس ايشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقاى بروجردى عمده اشتغال به تدريس معقول و عرفان و سطوح عاليه اصول و فقه بود پس از آمدن ايشان به تقاضاى آقايان; مثل مرحوم آقاى مطهرى به تدريس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقليه بازماندم و اين اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاريس از همه محروم و به امور ديگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عيال اينجانب خديجه ثقفى معروف به قدس ايران، متولد 1292 شمسى، صبيه حضرت آقاى  حاج ميرزا محمد ثقفى طهرانى.

تاريخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفى، متولد: 1309 شمسى; 3 دختر در قيد حيات با يك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتيب سن: صديقه، فريده، فهيمه، سعيده و بعد از احمد، لطيفه; آخرين فرزند در حيات احمد.

پى‏نوشت:

× منظور آيت الله پسنديده مى‏باشند.

امام خمینی (ره) از دیدگاه مقام معظم رهبری

شخصيت ممتاز حضرت امام خمينی(ره)


خصوصيات امام، استثنايى و ممتاز و بى‏نظير است و هرچه در ابعاد شخصيت ايشان تأمل كنيم، اين استثنا و امتياز را بهتر و بيشتر مى‏يابيم. حال كه اين داغ بزرگ، دلهاى ما را گداخته است و غم سنگينى قلبهاى ما را مى‏فشارد، خلأ وجود او را بيشتر احساس مى‏كنيم....

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368


محو در اراده‌ی الهی و تکلیف شرعی


شخصيت امام تا حد بسيار زيادى به اهميت و عظمت آرمانهاى او مربوط مى‏شد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسيار عظيمى را انتخاب مى‏كرد. تصور اين هدفها، براى آدمهاى معمولى دشوار بود و مى‏پنداشتند آن هدفهاى والا، دست‏نيافتنى هستند؛ ليكن همت بلند و ايمان و توكل و خستگى‏ناپذيرى و استعدادهاى فراوان و تواناييهاى اعجاب‏انگيزى كه در وجود اين مرد بزرگ نهفته بود، به كار مى‏افتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پيش مى‏رفت و ناگهان همه مى‏ديدند كه آن هدفها محقق شده‏اند.
نقطه‏ى اساسى كار او، اين بود كه در اراده‏ى الهى و تكليف شرعى محو مى‏شد. هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف، مطرح نبود. واقعاً او مصداق ايمان و عمل صالح بود. ايمانش به استحكام كوهها مى‏مانست و عمل صالحش با خستگى‏ناپذيرىِ باورنكردنى توأم بود. آن‏چنان در تداوم عمل صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حيرت مى‏كرد. به همين خاطر، هدفهاى بزرگ قابل وصول شد و دست يافتن به قله‏ها امكان‌پذير گرديد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368


 

شخصیتی عظیم با جامع صفات


شخص
يت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقاً و انصافاً پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. او وديعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما، و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏ديد، عظمت بزرگان دين را باور مى‏كرد. ما نمى‏توانيم عظمت پيامبر(ص)، اميرالمؤمنين(ع)، سيّدالشّهداء(ع)، امام صادق(ع) و بقيه‏ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مى‏ديد شخصيتى با عظمت امام عزيزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ايمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنايى به زخارف دنيا، تقوا و ورع و خداترسى و عبوديت مخلصانه براى خدا، دست‏نيافتنى است، و مشاهده مى‏كرد كه همين شخصيت عظيم، چگونه در برابر آن خورشيدهاى فروزان آسمان ولايت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مى‏كند و خودش را در مقابل آنها ذره‏يى به حساب مى‏آورد، آن‏وقت انسان مى‏فهميد كه پيامبران و اولياى معصومين(ع) چه‏قدر بزرگ بودند.

فرازی بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368


فاتح فتح الفتوح


در پيامى به مناسبت يكى از فتوحات ارزنده‏ى شما در جبهه فرمودند: فتح‏الفتوح، عبارت از ساختن اين‏گونه انسانها و جوانهاست. در حقيقت، فاتح اين فتح‏الفتوح، خود او بود. او بود كه اين انسانها را ساخت. او بود كه اين فضا را مهيا كرد. او بود كه مسير را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احيا كرد. ميراث او، همين ارزشها و همين جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤوليتى كه هستيم، عشق و محبت وافرمان را به آن عزيز، بايد در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنيم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت گروهی از فرماندهان و اعضای سپاه 17/3/1368


عبد صالح و نیایشگر گریان نیمه شب‌ها


شخصيتى آن‏چنان بزرگ بود كه در ميان بزرگان و رهبران جهان و تاريخ، به جز انبيا و اولياى معصومين(عليهم‏السّلام)، به دشوارى مى‏توان كسى را با اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد.
آن بزرگوار، قوّت ايمان را با عمل صالح، و اراده‏ى پولادين را با همت بلند، و شجاعت اخلاقى را با حزم و حكمت، و صراحت لهجه و بيان را با صدق و متانت، و صفاى معنوى و روحانى را با هوشمندى و كياست، و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعيت، و ابهت و صلابت رهبرى را با رقت و عطوفت و خلاصه بسى خصال نفيس و كمياب را كه مجموعه‏ى آن در قرنها و قرنها بندرت ممكن است در انسان بزرگى جمع شود، همه و همه را با هم داشت. الحق شخصيت آن عزيز يگانه، شخصيتى دست‏نيافتنى، و جايگاه والاى انسانى او، جايگاهى دور از تصور و اساطيرگونه بود.
او، رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ايران و اميد روشن همه‏ى مستضعفان جهان و بخصوص مسلمانان بود. او، عبد صالح و بنده‏ى خاضع خدا و نيايشگر گريان نيمه‏شبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل يك مسلمان و نمونه‏ى بارز يك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشيد و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او، ملت ايران را از اسارت بيگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصيت و خودباورى بخشيد. و او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و اميد را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. و او، در عصرى كه همه‏ى دستهاى قدرتمند سياسى براى منزوى كردن دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مى‏كردند، نظامى بر اساس دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى پديد آورد و دولت و سياستى اسلامى بنيان نهاد. و او، جمهورى اسلامى را ده سال در ميان طوفانهاى سهمگين و حوادث سرنوشت‏ساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدايت كرد و به نقطه‏يى مطمئن رسانيد. ده سال رهبرى او براى مردم و مديران ما، يادگارى فراموش‏نشدنى و ذخيره‏يى بس گرانبهاست.

فرازی از پیام به ملت شریف ایران در تجلیل از امام امّت 18/3/1368


 

شخصیت ممتاز


شخصيت امام(ره) با هيچكدام از رهبرهاى دنيا قابل مقايسه نيست؛ او را فقط با پيامبران و اوليا و معصومان(ع) مى‏توان مقايسه كرد. او شاگرد و دنباله‏روِ آنها بود و به همين خاطر نمى‏توان با رهبرهاى سياسى دنيا مقايسه‏اش كرد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 18/3/1368



انسانی حکیم و حلیم و آینده‌نگر


امام(ره) انسانى بسيار عاقل، دورانديش، حكيم، آدم‏شناس، تيزبين، حليم، متين و آينده‏نگر بود؛ كه هركدام از اين صفات، كافى بود كه شخصى را در مرتبه‏يى والا جاى دهد و احترام همگان را جلب كند. متانت و بردبارى و حلم امام به‏گونه‏يى بود كه اگر صد نفر در مجلسى سخنانى مى‏گفتند كه او آنها را قبول نداشت، تا لازم نمى‏دانست، حرفى نمى‏زد و سكوت مى‏كرد؛ در صورتى كه اگر در حضور آدمهاى معمولى كلمه‏يى گفته شود كه برخلاف عقيده‏ى آنها باشد، طوفانى در روحشان به وجود مى‏آيد كه سريعاً پاسخ بدهند.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فرماندهان و اعضای کمیته‌های انقلاب اسلامی 8/3/1368


امیر بر هوی‌ها و خواهش‌ها


حقيقتاً براى انسان بزرگ و شخصيت بى‏نظيرى مثل امام عزيز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزيده‏ترين انسانها و هوشمندترين ذهنها و صافترين و پاكترين دلها و جانها، از احساس تعظيم و تكريم سرشار شوند. فرق است ميان شخصيتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهريش مورد احترام و تجليل واقع مى‏شود، و كسى كه شخصيت و عظمت و عمق وجود و آراستگيهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظيم و تجليل و ستايش و تكريم وادار مى‏كند. امام عزيز ما، از اين نوع انسانها بود.
امام(ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت: بسيار خردمند و عاقل و متواضع و هوشيار و زيرك و بيدار و قاطع و رئوف و خويشتندار و متقى بود. نمى‏شد حقيقتى را در چشم او واژگونه جلوه داد. داراى اراده‏يى پولادين بود و هيچ مانعى نمى‏توانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسيار دلرحم و رقيق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بى‏خود مى‏شد، و چه در هنگام برخورد با نقطه‏هايى از زندگى انسانها كه به‏طور طبيعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مى‏كند. انگيزه‏هاى نفسانى، جاذبه‏هاى مادّى، هوى‏ها و هوسها، نمى‏توانست به قله‏ى رفيع وجود باتقواى او دست‏اندازى كند. او امير هوى‏ها و خواهشهاى خود بود؛ ولى خواهشها بر او حكومت نمى‏كردند. صبور و بردبار بود و سخت‏ترين حوادث در اقيانوس عظيم وجود او، تلاطم ايجاد نمى‏كرد.

شخصیت درخشنده
من قادر نيستم خصلتهاى انسانى و والاى اين مرد بزرگ را كه مثل خورشيد در تاريخ ايران درخشيد، توصيف كنم. سالهاى متمادى خدمت امام بودم. از سال 37 با ايشان آشنا شدم و به درس او مى‏رفتم. در دوره‏هاى مختلف زندگى و در بحرانهايى كه پيش مى‏آمد، رفتار حساب‏شده‏ى آن مرد را ديده بودم. اين انسان استثنايى، اصلاً از نوع مردم زمان ما نبود. واقعاً نمى‏توانم خصلتها و خصوصيات اين مرد بزرگ را توصيف كنم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نماینده‌ی امام در ارتش، وزیر دفاع و ... 18/3/1368


عابد و مخلص


نكته‏ى اصلى اين است كه اگر در مجموعه‏ى ذى‏قيمتى كه شخصيت معنوى امام(ره) را تشكيل داده بود، عنصر عبوديت و اخلاص وجود نمى‏داشت، او به اين موفقيتها نمى‏رسيد. بنابراين، كارهاى انجام شده، خيلى عظيمتر از آن است كه شخصيتى با همه‏ى آن خصوصيات منهاى ارتباط با خدا بتواند آن كارها را انجام دهد.
امام كه توانست اين حركت عظيم را در دنيا به وجود آورد، به خاطر آن بود كه با خدا ارتباط داشت و در اين راه ملاحظه‏ى هيچ چيزى را نمى‏كرد. امروز كه او در ميان ما نيست، سيل اعترافها و تعريفها سرازير شده است و همه‏ى دنيا به اقدام عظيم او كه اقيانوس انسانها را به حركت درآورد، معترفند. اين كار بزرگ، تنها در سايه‏ى قاطعيت و اراده و هوش و شجاعت و تيزبينى و آينده‏نگرى به وجود نيامد؛ اين خصلتها قادر نبودند اين طوفان عظيم را پيش آورند؛ عنصر اصلى، ارتباط با خدا و كمك خواستن از او بود كه نام امام(ره) و كار او را در تاريخ جاودانه كرد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جهادگران جهاد سازندگی 20/3/1368



 

شخصی ممتاز و جامع صفات


رهبر كبير عزيز و امام فقيد بزرگوار ما، چهره‏ى درخشانى در عالم بود و حقيقتاً مثل او را نه در اين زمان و نه در زمانهاى گذشته نداشتيم و در ميان چهره‏هاى معروف عالم - بعد از انبيا و اوليا(عليهم‏السّلام) - شخصيتى با اين عظمت و خصوصيات مثبت و جامع‏الابعاد و جامع‏الاطراف سراغ نداريم. من عقيده‏ى قاطع دارم كه اگر اين بزرگوار همه‏ى آن خصوصيات مثبت چون: علم و قاطعيت و هوش و شجاعت و اراده را دارا بود، ولى اخلاص و ارتباط با خدا و تنزه از شرك - به معناى تجنب از اهواى خود و ديگران - را نمى‏داشت، به اين توفيقات دست نمى‏يافت. اين توفيقات بزرگ در زمانى به وجود آمد كه تمام نشانه‏ها حكايت از انزواى دين و كهنه شدن و فرسوده شدن آن و روآمدن تفكرات و اخلاق و شيوه‏هاى مادّى و حاكميت هوسهاى شيطانى و بشرى در دنيا داشت.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان 21/3/1368


 

راز موفقیت اخلاص و اتصال به خدا


به اعتقاد من، مهمترين و تعيين‏كننده‏ترين راز موفقيت او، همان اخلاص و توجه و اتصال به خدا بود. ايشان توانست معناى «ايّاك نستعين» را در عمل خود مجسم كند و به منبع لايزال قدرت الهى متصل شود. وقتى يك انسان كوچك و ضعيف و ظرف محدودى، خودش را به اقيانوس بى‏پايانى وصل مى‏كند، ديگر هيچ عاملى وجود ندارد كه بتواند بر او فايق آيد. اگر هر انسانى همين كار را بكند، همان‏گونه خواهد شد. البته انسانها به آسانى نمى‏توانند اين كار را بكنند؛ ولى ايشان توانست و كرد. ما بايد به قدر وسع خودمان تلاش كنيم. بزرگان در قله‏ها ايستادند، ما نيز از دامنه‏ها حركت كنيم و به آن سمت پيش برويم؛ هرچند به آن قله‏ها هم دست پيدا نكنيم؛ ولى به‏هرحال حركت و رفتن، فريضه و وظيفه‏ى همه‏ى ماست.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان 21/3/1368


 

عابد و مخلص


عامل موفقيت رهبر عظيم‏الشأن ما - آن امام استثنايى و بى‏نظير - اين بود كه توانست اقيانوس عظيمى را اين‏طور به حركت درآورد و ميليونها انسان را خدايى كند و راه اسلام را، راه زندگى قرار دهد و اسلامى را كه همه‏ى قدرتهاى دنيا عليه او بسيج شده بودند، عزيز كند و معنويت و ارزشهاى منزوى‏شده‏ى معنوى را دوباره احيا نمايد.
او چون مرد خدا بود و براى خود كار نمى‏كرد، خدا نيز بنده‏ى صالحش را هدايت كرد و به دل و ذهن او صفا و روشنى‏يى بخشيد، تا راه را پيدا كند. به او جرأت و شهامت داد، تا در مقابل دنيايى از دشمن بايستد؛ و با دل او انس گرفت، تا از روگردانى انسانها در روزگار غربت، وحشت نكند.
يك روزى امام ما مثل نوح و ابراهيم(عليهماالسّلام)، در غربت و تنهايى و اقليت بود؛ اما از تنهايى و تهديد نترسيد و خدا را از همه‏ى خلايق بزرگتر شمرد. برادران و خواهران! شما كه بندگان مؤمن خدا هستيد و به خاطر او قيام و حركت و اقدام كرديد و شعار داديد و تصميم گرفتيد جبهه را پُر كنيد و شهيد داديد و در راه خدا انفاق كرديد و تن‏هاى خود را به زحمت انداختيد، بدانيد كه راز اصلى اين است كه بايد با تكيه بر خدا، به دنبال اهداف الهى حركت كنيد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از مردم استان همدان و ساری و ساوه 5/4/1368


 

امام ، علمدار اسلام ناب


امروز هم در دنيا اسلامى كه با ظلم و زورگويى درافتد و چپاولگرى و فساد را محكوم كند، وجود دارد. اين اسلام بايد در انتظار دشمنى ابرقدرتها و امريكا و صهيونيستها و كمپانيهاى غارتگر عالم و سلاطين فاسد و رؤساى مفسد امروز دنيا باشد.
روزى كه ما پشت سر امام عزيز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏كرديم، مى‏دانستيم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها در مقابل ما صف‏آرايى مى‏كنند. در صدر اسلام هم همين‏گونه بود. آن روزى كه يهوديها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدينه‏ى پيامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ اين، چيز تازه‏يى نيست. خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شريرها و فاسدها عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آنها چون صدق وعده‏ى الهى را ديدند، ايمانشان قويتر شد.
هرجا كه اسلام واقعى آشكار شد، اگرچه قدرتهاى خبيث و پليد در مقابل آن صف‏آرايى كردند، اما انسانهاى پاك و دلهاى مطهر و روحهاى صاف و فطرتهاى پاك و ناآلوده، با همه‏ى توان و وجود از آن حمايت كردند. چرا ده ميليون انسان عزادار در ايام رحلت امام(ره) گرد پيكر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آن‏گونه بر سر و سينه‏ى خود مى‏زدند؟ چرا صدها ميليون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت يك انسان، اين‏طور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبيت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، يك كلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار اين نكته را به ما ياد داد و خود او به ما فهماند و تأكيد كرد كه به خاطر اسلام، خدا دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ايران كرد.
آن چيزى كه به پاها و دلهاى شما قوّت داد، تا بتوانيد راههاى طولانى را طى كنيد و به اين‏جا بياييد، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. اين اسلام است كه دلها را جذب و جمع مى‏كند و نيرويى عظيم و شكست‏ناپذير به وجود مى‏آورد. راز اصلى همين نكته است، كه ما بايد آن را درست درك كنيم و هميشه به ياد داشته باشيم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون و مسئولان و مردم استانهای فارس، هرمزگان، شهرهای قزوی، تاکستان و .... 21/4/1368


دشمن شناسی، دوست شناسی
امام خصوصيات ممتاز فردى خيلى داشت؛ اما توفيقات او بالاتر از آن بود كه به خصوصيات فردى يك انسان - هرچه هم بالا - متكى باشد. شجاعت و آگاهى و عقل و تدبير و دورانديشى امام بسيار ممتاز بود - در اينها هيچ شكى نيست - اما توفيقاتى كه آن بزرگوار به دست آورد، خيلى بالاتر از اين است كه به شجاعت و عقل و تدبير و آينده‏نگرى زياد يك انسان متكى باشد.
آن توفيقها از جاى ديگر نشأت مى‏گرفت، كه در درجه‏ى اول از اخلاص او ناشى مى‏شد؛ «مخلصين له الدّين». مخلص خدا بود و كار را فقط براى او - ولاغير - انجام مى‏داد. لذا اگر همه‏ى دنيا هم در مقابل او قرار مى‏گرفتند و از او چيزى مى‏خواستند كه مورد رضاى خدا نبود، انجام نمى‏داد.
در درجه‏ى دوم، توكل و حسن ظن به خدا داشت. هيچ كارى در نظر او خارج از قدرت الهى نبود. كارهاى بزرگ، حركتهاى عظيم، كندن كوههاى راسخ و جبال راسيات براى او ميسور بود؛ چون عقيده داشت كه به خدا متكى است و خدا او را كمك مى‏كند؛ و چون به خدا توكل داشت، لذا با حسن ظن مى‏نگريست.
امام دو خصوصيت ديگر هم داشت، كه اين هم جز با نورانيت الهى ممكن نبود، و آن عبارت بود از: دشمن‏شناسى و دوست‏شناسى. در شناخت دشمنها و دوستها اشتباه نكرد. از اول دشمنها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم در مقابلشان ايستاد، و نيز از اول دوستها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم از دوستى آنها منتفع شد.

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 23/4/1368


 

ذات ممتاز و تربیت شده
مكرراً در طول اين چند سال فكر مى‏كردم و به ذهنم مى‏رسيد كه بخش مهمى از پيروزيهاى ما، ناشى از روحيات شخص امام(ره) است. يعنى آن بزرگوار، علاوه بر اين كه حقاً و انصافاً يك ذات ممتاز و تربيت شده و رياضت كشيده و روى خود كار كرده بود - همه‏ى كسانى كه از قديم ايشان را مى‏شناختند، اين نكته را تصديق مى‏كنند - اما احساس مى‏كرديم كه در همين دوران انقلاب هم، ايشان در درون خود متوقف نبودند و مثل اولياى خدا و وجود مقدس پيامبر و ائمه - كه دايماً در حال پيشرفت و تحول و تكامل بودند - سير پيشرفت و تكامل را طى مى‏كردند.
لحظه‏ى بعثت رسول‏اكرم(ص)، مثل لحظه‏ى رحلتشان نبود. در اين بيست‏وسه سال، ايشان خيلى پيشرفتها و ترقيات داشتند كه براى ما افراد عادى، دهشت‏انگيز است. مؤمن اين‏گونه است و لحظه به لحظه در حال پيشرفت مى‏باشد. امام(ره) نيز عيناً همين‏طور بودند و ما آن را - مخصوصاً در مواقع خاص - احساس مى‏كرديم. مثلاً در ماه رمضان، ايشان معمولاً هيچ ملاقاتى نداشتند و بيشتر به خودشان مى‏پرداختند. بعد از ماه رمضان كه انسان با ايشان ملاقات مى‏كرد، محسوس بود كه نورانيتر و معنويتر شده‏اند. يقيناً بسيارى از موفقيتهاى انقلاب و اين ملت، ناشى از همان كانون جوشان منوّر بود.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از علما، ائمه‌ی جمعه و نهادهای انقلابی، ... 26/7/1368


 

لطافت و روح عرفانی


هويت هنرى امام، بعد از رحلتشان براى همه آشكار شد. شايد خيليها اصلاً نمى‏دانستند كه امام اهل شعر يا شاعر است؛ آن‏هم شعر با اين مايه از لطافت عرفانى وآن سوخته حالىِ مخصوص يك انسان عارف دلباخته. اين بزرگوار، با آن روح عرفانى، همان كسى است كه صدايش قويترين صداها عليه استكبار جهانى بود. يعنى لطافت روحى با قوّت اراده‏ى آن‏چنانى همراه مى‏شود و بزرگترين كارهاى روزگار ما را انجام مى‏دهد.
واقعاً تشكيل جمهورى اسلامى، فقط تشكيل يك حكومت جديد و از بين بردن يك حكومت قديم نبود؛ كار خيلى مشكلتر از اين بود. در دنيايى كه همه چيز در جهت مادّيت است و شايد حدود دويست سال است كه به‏طور برنامه‏ريزى شده، عليه اديان و بخصوص عليه اسلام كار مى‏شود، تأسيس حكومت اسلامى در يكى از حساسترين نقاط دنيا، واقعاً كار معجزه‏آسايى بود. آن بزرگوار، با قوّت اراده‏ى خودش توانست همه‏ى نيروهاى عظيم مردمى را به‏كار گيرد و اين معجزه را به كمك پروردگار تحقق ببخشد.
خيلى مهم است كه آن روح لطيف، در طول سالهاى متمادى مبارزه - كه مشكلات فراوانى به همراه داشت - با قوّت اراده و استقامت در راه، يك سر مو به چپ و راست نرفت. به‏نظر من، ايشان براى همه‏ى ما و شما به‏عنوان هنرمندان متعهد و مؤمن و براى هر قشرى به عناوين مختلف، الگو هستند و بايستى از ايشان تعليم گرفت.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شعرا، قصه‌نویسان، فیلمسازان و ... 21/8/1368


 

مرد استغاثه و مناجات و دعا


اعتقادم اين است كه اگر امامِ بزرگوارِ بى‏نظيرِ ما - كه واقعاً در ميان مردم اين زمان، نظيرى براى ايشان نمى‏شناسيم و بعد از ائمه‏ى هدى‏ و اولياءاللَّه(عليهم‏السّلام) نظير ايشان را بسيار كم سراغ داريم - با اين مفاهيم مأنوس نبود و با مناجات و دعا سروكار نداشت و اهل تضرع و استغفار و استغاثه و گريه و توسل نبود، بسيار بعيد بود كه خداى متعال اين همه توفيق را به ايشان ارزانى بدارد. موفقيتهاى اين بزرگوار، به‏ميزان زيادى مرهون همين ارتباط با خدا و باز بودن راه دلِ او با درگاه الهى و استغاثه و مناجات و دعا بود. انسان، پيشرفت لحظه به لحظه‏ى اين مرد معنوى و الهى را در طى سالهاى اخير احساس مى‏كرد. هر ماه رمضانى كه بر اين بزرگوار مى‏گذشت، انسان مى‏ديد كه نورانيتر شده و خداى متعال او را هدايت مى‏كرده‏است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پاسداران 10/12/1368


سیر دائمی به سوی کمال


اين امامى كه شماها و دنيا را اين‏طور دلباخته كرد - دلباختگى هم نبود، دلها را از جا كند؛ همچنان‏كه دنيا را زيرورو كرد - راز كارش در يك كلمه بود. مشكل من و امثال من هم اين است كه اين كلمه را درست بفهميم و بتوانيم عمل كنيم. گفتنش به زبان آسان است؛ عمل كردنش سخت است. آن كلمه‏يى كه ماها شايد حتّى درست نتوانيم آن را بفهميم، او بدان عمل كرده بود. آن كلمه، عبارت از سير دايمى به سوى كمال بود. شما خيال نكنيد كه امامِ سال 68 كه به جوار الهى رفت، همان امامِ سال 57 بود كه وارد ايران شد. نخير، امام خيلى جلو رفته بود، خيلى پيشرفت كرده بود، خيلى بالا رفته بود.
درست است كه ما منازل امثال آن بزرگوار را نمى‏توانيم بفهميم؛ اما از همين پايين كه انسان نگاه مى‏كند، اوج آن باز بلندپرواز را مى‏بيند. خدا شاهد است كه بعد از هر ماه رمضان، گاهى كه خدمت امام مى‏رسيدم، برايم محسوس بود كه در اين ماه رمضان، امام نسبت به گذشته بالاتر رفته، پرواز كرده و از مادّه دورتر شده است. روزبه‏روز جلوتر مى‏رفت و خودش را كاملتر مى‏كرد. انسان مؤمن، اين است. «من ساوى يوماه فهو مغبون». اگر دو روزمان مثل هم باشد، سرمان كلاه رفته است. مغبون، يعنى فريب خورده، سركلاه‏رفته. و كسى كه فردايش از امروزش بدتر باشد، «فهو ملعون»؛ يعنى طرد شده است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و جمعی از سپاهیان و اعضای کمیته انقلاب اسلامی ... 29/11/1369


 

راز توفیقات پیوسته

 

امام عظيم‏الشأن كه فجر انقلاب اسلامى را در دل تاريكيهاى مادّيت و فساد و ظلم و فسق كنونى جهان به درخشش آورد، شاگرد صادق و مؤمن و مخلص مكتب نبوى بود؛ و اين بود سرّ توفيقات پيوسته و محيرالعقول او در برانگيختن مردم و در هراس افكندن به دل ظالمان و جهانخواران و در پيروزيش در صحنه‏هاى گوناگون.

فرازی از پیام مقام معظم رهبری به کنفرانس اندیشه‌ی اسلامی 15/11/1370


 

رهبر و زمامدار، زاهد و عارف


آنچه كه در دوره بعد از تشكيل نظام اسلامى، از ابعاد وجودى امام مشاهده شد، به نظر من به مراتب مهمتر و عظيمتر بود از آنچه كه قبلاً ديده شده بود. در اين دوران، امام - اين شخصيت برجسته و ممتاز - در دو بُعد و دو چهره مشاهده مى‏شود: در دوران حكومت، يك چهره، چهره رهبر و زمامدار است؛ يك چهره، چهره يك زاهد و عارف. تركيب اين دو با هم، از آن كارهايى است كه جز در پيامبران، جز در مثل داود و سليمان، جز در پيامبرى مثل پيامبر خاتم صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله‏وسلّم انسان نمى‏تواند ديگر پيدا كند. اينها حقايقى است كه ملت ايران در طول سالهاى متمادى آنها را لمس كرده؛ ما هم كه از نزديك شاهدش بوديم و ديديم. تربيت اسلامى و قرآنى اين است. امام به چنين چيزى همه را دعوت مى‏كرد؛ نظام اسلامى را براى تربيت انسانهايى از اين قبيل مى‏خواست و مى‏پسنديد؛ همان‏طور كه خود او مظهر اعلاى آن بود. در چهره يك حاكم و زمامدار و رهبر، امامِ بزرگوار مردى هوشيار، باشهامت، باتدبير، باابتكار و دريادل بود. امواج سهمگين در مقابل او چيز كم‏اهميتى محسوب مى‏شدند. هيچ حادثه سنگينى نبود كه بتواند او را شكست دهد و او را به خضوع در مقابل آن حادثه وادار كند...
امام در موضع يك انسان مقتدر و يك انسان بااراده بود؛ انسانى كه اگر جنگ پيش بيايد، مى‏تواند تصميم بگيرد؛ اگر صلح هم باشد، مى‏تواند تصميم بگيرد. براى اداره يك كشور و براى مواجهه با دشمنان، مى‏تواند تصميم‏گيرى كند. اما همين انسان، در چهره زندگى شخصى و خصوصى خود، يك انسان زاهد و عارف و منقطع از دنياست. البته منظور، دنياى بد است؛ همان چيزى كه خود او مى‏گفت دنياى بد، آن چيزى است كه در درون شماست. اين ظواهر طبيعت - زمين و درخت و آسمان و اختراعات و امثال اينها - دنياى بد نيست. اينها نعمتهاى خداست؛ بايد اينها را آباد كرد. دنياى بد، آن خودخواهى، آن افزون‏طلبى و آن احساس تعلّقى است كه در درون انسان است. امام از اين دنياى بد به‏كلّى منقطع بود.

فرازی از خطبه نماز جمعه 14/3/1378


 

دارای دو خصوصیت صبر و یقین


مايلم عرايض خود را با آيه‏اى از قرآن آغاز كنم كه امام بزرگوار ما مصداق آن بود. در سوره مباركه سجده، خداى متعال ضمن بيان حالات ملتها و اقوام و انسانهاى مبارز و پر تلاشِ مؤمن، اين تعبير را مى‏فرمايد: «و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا لمّا صبروا و كانوا بأياتنا يوقنون»؛ كسانى‏كه دو خصوصيت و دو امتياز را در خود به‏وجود آوردند، به اين موهبت بزرگ سرافراز شدند كه خداى متعال زمام هدايت مجموعه‏هاى انسانى را به آنها سپرد. آن دو خصوصيت، يكى صبر و ديگرى يقين؛ «لمّا صبروا و كانوا بأياتنا يوقنون». يقين، همان ايمان آگاهانه و روشن‏بينانه است كه وسوسه‏ها نمى‏تواند آن را در دل انسان، سست‏بنياد كند. صبر، خصوصيتى است كه به يك انسان بزرگ اين امكان را مى‏دهد كه در راه آرمانهايى كه آگاهانه و روشن‏بينانه انتخاب كرده است، به هنگام مواجهه با مشكلات، خود و راه خود را گم نكند؛ هدف را فراموش نكند و منصرف نشود. همه پيغمبران، همه هدايتگران و همه كسانى‏كه توانسته‏اند در مسير تاريخِ بشر يك اثر ماندگار و تحسين برانگيز از خود به جا بگذارند،.... امام راحل ما، اين تجديد كننده حيات اسلام در ميان ملّت ما و امّت اسلامى، از اين دو خصوصيت برخوردار بود.
امروز بعد از چهل سال كه از واقعه پانزدهم خرداد مى‏گذرد، شما ملاحظه مى‏كنيد كه نهضت مظلوم امام، دنياى اسلام را فراگرفته است. يك روز در همين شهر تهران و در قم، مثل امروز و فردا، كسانى مظلومانه جان باختند؛ چون نام اسلام را به پيروى از امام بزرگوار فرياد مى‏كردند؛ چون با سلطه بيگانه بر اين كشور و با استثمار منابع حياتى اين كشور به وسيله بيگانگان مخالف بودند. آن روز هر كس به اين صحنه نگاه مى‏كرد، شايد گمان مى‏برد كه اين سخن و اين فرياد به پايان رسيده است. امام را با قساوتِ هرچه تمامتر دستگير و از خانه‏اش ربودند؛ مردم را با وحشيگرىِ هرچه بيشتر سركوب كردند؛ اما اين فكر با الهام از همين قاعده بزرگ الهى - يعنى توأم شدن صبر و يقين - راه خود را ادامه داد. امام پانزده سال مبارزه كرد و به بركت همان ايمانِ آگاهانه توانست ملت ايران را يكپارچه به صحنه رويارويى با استبداد داخلى و استكبار بين‏المللى بكشاند. وقتى ملت در معركه‏اى پاى خود را وسط گذاشت، پيروزى در آن معركه حتمى است.
فرق امام بزرگوار ما و ديگر مصلحان تاريخ اسلام در يكى دو قرن اخير همين بود. امام وارد صحنه شد، وسط ميدان آمد، ميان مردم بود، با مردم حرف زد، اصول خود را براى مردم تبيين كرد و آنها را به ايمان روشن‏بينانه و آگاهانه‏اى مثل ايمان خود رساند؛ آن‏گاه ايمان و انگيزه مردم و تعاليم اسلام، معركه را به سود حقّ و حقيقت تمام كرد. ديگران نمى‏توانستند و نتوانستند اين مرحله دشوار را پيش ببرند؛ اما امام توانست. ملت ايران به اين اصول اعتقاد پيدا كرد، ايمان آورد و در راه آن به مجاهدت پرداخت. نتيجه اين شد كه اوّلاً نظام اسلامى على‏رغم همه كارشكنيها و دشمنيها به پيروزى رسيد و روزبه‏روز تا امروز ريشه‏دارتر شد و ثانياً فكر تحقّق و حيات دوباره اسلام و نجات امّت اسلامى از ظلم و استكبار قدرتهاى مستكبر، در مرزهاى اين كشور محدود نماند

فرازی از بیانات رهبر مقام معظم رهبری در چهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره)14/3/1382


 

برخورداری از روحیه حسینی


در تمام عمر ده ساله حيات مبارك امام رضوان اللَّه تعالى عليه، پس از پيروزى انقلاب، يك لحظه اتّفاق نيفتاد كه او به خاطر سنگينىِ بارِ تهديدِ دشمن، در هر بُعدى از ابعاد، دچار ترديد شود. اين، يعنى همان برخوردارى از روحيه حسينى.
جنگ، تلفات دارد. جان يك انسان، براى امام خيلى عزيز بود. امام بزرگوار، گاهى براى انسانى كه رنج مى‏بُرد، اشك مى‏ريخت و يا در چشمانش اشك جمع مى‏شد! ما بارها اين حالت را در امام مشاهده كرده بوديم. انسانى رحيم و عطوف، داراى دلى سرشار از محبّت و انسانيت بود. اما همين دل سرشار از محبّت، در مقابل تهديد شهرها به بمباران هوايى، پايش نلرزيد و نلغزيد. از راهْ برنگشت و عقب‏نشينى نكرد. همه دشمنان انقلاب در طول اين ده سال، فهميدند و تجربه كردند كه امام را نمى‏شود ترساند. اين، نعمت بسيار بزرگى است كه دشمن احساس كند عنصرى چون امام، با ترس و تهديد از ميدان خارج نمى‏شود. امام، با منش و شخصيت درخشان خود، كارى كرد كه همه در دنيا، اين نكته را فهميدند. فهميدند كه اين مرد را از ميدان نمى‏شود خارج كرد؛ تهديد نمى‏شود كرد؛ با فشار و با تهديدهاى عملى هم نمى‏شود او را از راه خود منصرف كرد. لذا مجبور شدند خودشان را با انقلاب تطبيق دهند...

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع پر شکوه زائران مرقد امام خمینی (ره)14/3/1375

. . . و آن روز قلب ملت از كار ايستاد

. . . و آن روز قلب ملت از كار ايستاد

 

آنروز كه عاشق جمالت گشتم ديوانه روى بى مثالت گشتم

ديدم نبود در دو جهان جز تو كسى بيخود شدم و غرق كمالت گشتم

امام خمينى (ره)

بديهى است رهبرى و هدايت هر انقلابى پس از پيروزى به مراتب مشكلتر از دوره‏هاى پيش از پيروزى زيرا تا زمان حصول پيروزى انگيزه‏هاى فراوانى براى وحدت كلمه به منظور استيلا يافتن بر دشمن مشترك وجود دارد. حتى افراد و گروههايى يافت مى‏شوند كه به رغم عدم خلوص كافى، براى دستيابى به اهداف خاص خود، ضمن قلمداد دادن خود به همراهى و همفكرى با مردم، در مبارزه شركت مى‏كنند و معارضه آشكارى با رهبرى مبارزه و انقلاب ندارند، اما پس از پيروزى انقلاب، به دليل سهم خواهى كه از خصلتهاى افراد و گروههاى ناخالص است نغمه‏هاى جدايى آنها ساز مى‏شود و اين روند در برخى موارد به شكل‏گيرى توطئه‏هاى گوناگون عليه انقلاب و رهبرى آن منجر مى‏گردد.

چنين واقعيتى را در انقلاب اسلامى ايران نيز شاهد بوديم كه نمونه‏هاى بارز آن توطئه‏ها و كارشكنيهاى منافقين، ملى‏گراها و ديگر گروههاى وابسته به شرق و غرب بود. از سوى ديگر قدرتهاى استعمارى نيز به ستيز با انقلاب پرداختند و با تحميل جنگ ناخواسته، محاصره اقتصادى تبليغات مسموم و اعمال فشارهاى سياسى به دشمنى با انقلاب و مردم مسلمان ايران پرداختند اما رهبريهاى خردمندانه و هوشيارانه امام خمينى (س) و مقاومت‏بى نظير مردم تمام نقشه‏هاى شيطانى مستكبران عالم عليه انقلاب را نقش بر آب ساخت.

رحلت جانگداز امام خمينى (س) اين توهم پوچ را در دشمنان قسم خورده انقلاب به وجود آورد كه انقلاب اسلامى از مسير خود منحرف مى‏شود و توده‏ها به بى تفاوتى كشيده خواهند شد، اما از آنجا كه انقلاب اسلامى ايران، ريشه در اعماق قلوب مردم داشت، هيچ گاه تصور خام مخالفان اسلام و انقلاب و مردم، مصداق نيافت و مجلس خبرگان، يك روز پس از ارتحال امام، با انتخاب يكى از فرزندان رشيد اسلام و شاگرد خلف و شايسته امام خمينى - حضرت آيت‏الله خامنه‏اى - بر تداوم راه رهبر راحل، مهر تاييد زد و امروز همه جهان بر اين نكته اعتراف دارند كه پايانى براى انقلاب اسلامى متصور نيست و ايران اسلامى به عنوان تنها ملجا و مامن محرومان و پشتيبان مستضعفان شناخته شده است.

امروز هر ايرانى مسلمان و آزاده بر خود مى‏بالد كه كشورش در شمار مستقل‏ترين و آزادترين ممالك دنياست و رهبرش راهى را مى‏پيمايد كه بنيانگذار فقيد جمهورى اسلامى ايران، از نخستين روزهاى قيام به پيروان راستين و وفادارش نشان داده است.

در تاريخ 28 ارديبهشت‏سال 1368 تيم پزشكى حضرت امام از اولين علائم خونريزى در دستگاه گوارش معظم له اطلاع يافت و بلافاصله معاينات و بررسيهاى لازم صورت گرفت انجام معاينات، دو زخم در معده حضرت امام را مشخص مى‏نمود كه يكى سطحى و ديگر نسبتا عميق بود. با مشاهده زخمها مشاوره با پزشكان متخصص بيماريهاى گوارشى صورت گرفت.

مشخصات ظاهرى زخمها حكايت مشكوكى از احتمال وجود بيمارى بدخيم مى‏كرد. مطالعات پرتونگارى و عكس‏بردارى از معده امام نشان دهنده ضايعاتى نگران كننده بود. بزرگترين زخم چهار تا پنج‏سانتى‏متر و حاشيه آن نامنظم و كاملا برجسته و متورم بود و در معده آثار خونريزى و خون تازه وجود داشت. اين مشاهدات توسط اندوسكوپى و مشاهده داخل معده توسط دستگاه صورت گرفته بود كه شرح آن توسط پزشكان تيم مراقبت از امام، آقايان دكتر عارفى و دكتر فاضل داده شده است.

روز يكشنبه 31 ارديبهشت ماه آزمايشات تكميلى انجام شده و وضعيت قلبى و عمومى حضرت امام مورد بررسى دقيق واقع شد، چرا كه تصميم‏گيرى در مورد انتخاب درمانى جراحى در شخصى با سن امام و با وضعيت قلبى و عمومى ايشان تصميم‏گيرى بسيار دقيق و حساسى بود. در چنين شرايطى با محاسبه بسيار دقيق وضعيت‏بيمارى و خطرات ناشى از عدم انجام عمل جراحى در مقايسه با انجام آن، انتخاب نهايى صورت گرفت.

مشكلى كه از نظر جسمانى براى حضرت امام پيش آمده بود از دو جنبه جان معظم له را تهديد مى‏كرد. يكى ايجاد خونريزى وسيع و كشنده و غيرقابل كنترل و ديگرى احتمال ايجاد سوراخ در جدار معده و ورود محتويات معده به داخل حفر شكم در آن صورت يا به سرعت مرگ مستولى مى‏شد و يا بايد تن به انجام عمل جراحى در شرايطى بسيار نامناسب داد كه احتمال خطرش بسيار بيشتر از زمانى بود كه جراحى با آمادگى كامل قلب و وضعيت عمومى بدن صورت مى‏گيرد.

شرح حالى كه حضرت امام از وضعيت جسمانى و دستگاه گوارش ارائه مى‏فرمودند حاكى از افزايش ميزان خونريزى در دستگاه گوارش بود و روز به روز بر ميزان آن افزوده مى‏شد.

از طرفى مطالعات اندوسكوپى با دستگاه اندوسكوپ وسعت و عمق قابل توجه زخمها را نشان مى‏داد و بخصوص در مورد يكى از زخمها حاكى از نازك شدن خطرناك جدار معده بود.

بنابراين قضاوت پزشكان متفقا در پيشگيرى از دو عارضه بسيار خطرناك و كشنده كه امكان وقوع آن در آينده‏اى نزديك حتمى مى‏نمود برانجام عمل جراحى قرار گرفت. بنابراين اين تصميم‏گيرى با فرزند امام حضرت حجت‏الاسلام والمسلمين حاج احمد آقا در ميان گذاشته شد و ايشان نيز مساله را با مسئولان مملكتى در ميان گذاشت. جوانب كار براى مسئولان كاملا توضيح داده شد و پس از موافقت موضوع با حضرت امام مطرح شد. امام پس از حصور اطلاع از تصميم پزشكان با خونسردى فرمود: هر طور صلاح است همان طور عمل كنيد.

مقدمات عمل جراحى براى روز دوم خرداد آماده شد و امام به بيمارستان منتقل گشت. زمانى كه امام، جماران را به سوى بيمارستان ترك مى‏كرد در سر پايينى كوچه جلو بيت‏به اطرافيان فرمود: من از اين سرازيرى كه پايين مى‏روم ديگر بالا نمى‏آيم

و بنا به گفته اطرافيان حالتى حاكى از آرامش و ثبات در برخورد با مساله مرگ در موقع گفتن اين جمله كاملا حس مى‏شد.

بررسى‏هاى قلب، وضع امام را، حتى بهتر از آنچه تصور مى‏شد نشان داده بود و با تزريق يكى دو واحد خون، كم‏خونى ناشى از خونريزيهاى مكرر نيز اصلاح شد. بنا به گفته دكتر فاضل جراح امام، معظم له نماز شبشان را خواند كه از تلويزيون نيز بخشى از آن پخش شد.

امام پس از اداى نماز صبح جهت جراحى آماده شد. يكى دو لوله نازك براى رساندن مايعات و نشان دادن فشار داخلى وريدهاى مركزى در رگها قرار گرفت و در ساعت 45/7 دقيقه امام توسط يك برانكارد به اتاق عمل منتقل گشت. بنا به گفته دكتر فاضل در اتاق عمل، تيم جراحى مركب از دكتر فاضل، دو جراح، يك تكنسين، پرستار اتاق عمل، دو نفر متخصص بيهوشى، يك تكنسين بيهوشى و دو متخصص قلب آماده انجام عمل شدند. بيهوشى كه يكى از حساسترين مراحل انجام عمل بود با موفقيت انجام شد و ساعت 30/8 دقيقه انجام جراحى آغاز گشت و جريان عمل توسط تلويزيون مدار بسته‏اى در معرض مشاهده اشخاصى كه در بيرون اتاق عمل حضور داشتند قرار گرفت. جراحى كمتر از دو ساعت طول كشيد و در ساعت 20/10 دقيقه به پايان رسيد.

طبق اظهارات دكتر فاضل، وقتى شكم امام باز شد مشاهده گشت كه قسمت ميانى معده دچار ضايعه است. بزرگترين زخمى كه قبلا ذكر شد در خم بزرگ معده وجود داشت و جدار معده را به نحو خطرناكى نازك نموده بود. ضايعه‏اى كوچك با قطرى حدود شش ميليمتر در قسمت چپ كبد به صورت يك دانه مشاهده مى‏شد و غدد لنفاوى كمى بزرگ بود كه مشابه آن در افراد عادى نيز ديده مى‏شود و اندازه طحال طبيعى بود.

قسمتى از معده كه مبتلا بود، برداشته شد و قسمتهاى باقيمانده به هم متصل گشت و از غدد لنفاوى و كبد نيز نمونه‏بردارى شد و در طول عمل مشكل خاصى پيش نيامد. سپس امام به بخش آى. سى. يو منتقل شد، بخشى كه از نظر مراقبتهاى ويژه داراى امكانات كامل جهت كنترل خطرات احتمالى است. لوله داخل ناى يا تراشه حضرت امام براى 24 ساعت آينده باقى ماند تا وضع تنفسى حضرت امام كاملا مطمئن شود.

در فاصله كوتاهى پس از عمل، جلسه‏اى با حضور مسئولين كشور تشكيل شد و با مشورت دو تا سه نفر از تيم پزشكى، نحوه اطلاع دادن مساله به مردم مشخص شد. نكته‏اى كه در اين موضوع مورد توجه قرار گرفت جلوگيرى از ايجاد نگرانى زياد بود و همان روز ساعت دو بعدازظهر متنى از اخبار راديو براى مردم خوانده شد مبنى بر اينكه حضرت امام به علت‏خونريزى گوارشى و براى كنترل آن، مورد عمل جراحى موفقى قرار گرفته‏اند و حال ايشان رضايت‏بخش است.

على‏رغم لحن اطلاعيه كه حاكى از موفقيت آميز بودن جراحى امام بود ملت عاشق و دلباخته امام ناگهان براى اولين بار از كسالت جديد امام مطلع و اين موجب بروز نگرانى شد. ولى در طى روزهاى بعد كه رسانه‏هاى گروهى و سيماى جمهورى اسلامى ايران از بهبود حال امام گزارش مى‏دادند دلهاى نگران مردم با ناباورى مى‏رفت كه دلهره و اضطراب را از خود بيرون كند. كه. . . ساعت 30/8 بعدازظهر روز شنبه سيزده خرداد اولين خبر نگران كننده از اخبار شبكه سراسرى پخش شد:

اين اطلاعيه امشب از سوى دفتر حضرت امام به اين شرح انتشار يافت:

بسمه تعالى

به اطلاع ملت‏شريف و عزيز ايران مى‏رسانيم امروز در ساعت‏سه بعدازظهر در سير درمان حضرت امام مدظله العاى مشكلى پيش آمد. پزشكان با همه كوشش خستگى ناپذير خود براى درمان حضرت امام به مراقبت و درمانهاى لازم سرگرمند و از همه لت‏خداجوى درخواست مى‏كنيم دعاهاى خالصانه خود را ادامه دهند. اميد و انتظار مى‏رود كه ادعيه شما مردم مورد اجابت‏حضرت حق قرار گيرد.

دفتر امام خمينى

متعاقب پخش اين اطلاعيه از اخبار شبكه سراسرى، هزاران دلباخته امام به سوى جماران شتافتند تا از حال امام خويش با خبر شوند. مردم با ناله و اشك راه جماران را در پيش گرفته بودند تا بيقرارى و اضطراب خويش را تسكين دهند. در ميان آنان صدها تن از جانبازان انقلاب به چشم مى‏خورند. خانواده‏هاى شهدا، زنان، مردان، پير و جوان خيابانى را كه به جماران منتهى مى‏شد پر كرده بودند و اندوهبار حال امام خود را جويا مى‏شدند، ولى هيچ‏كس پاسخى نمى‏داد. رفت و آمدهاى پر جنب و جوشى به بيت‏حضرت امام صورت مى‏گرفت و چشمهاى راهيان بيت، بيشتر اوقات گريان بود. نزديكهاى صبح خبرهاى رسيده غم‏انگيز و غم‏انگيزتر مى‏شد. تا اينكه در اخبار ساعت هفت‏بامداد روز چهارده خرداد. . . و اما بشنويد از روزهاى پس از عمل جراحى از داخل بيمارستان.

در اطلاعيه روز دوم خرداد چيزى از تشخيص بيمارى امام گفته نشد چرا كه در حقيقت از اسرار مملكتى به شمار مى‏رفت و گذشته از آن حال حضرت امام در آن موقع خوب و رضايتبخش بود و بنابراين ظاهر امر حاكى از موفقيت عمل جراحى حضرت امام بود و بر طبق مفاد آن مساله منتفى شده بود.

در واقع در چند روز اول هم اوضاع به خوبى پيش مى‏رفت. امام پس از عمل به راحتى به هوش آمد، منتها به دليل وجود لوله تراشه در داخل ناى قادر به صحبت كردن نبود و به دستورات پزشكان مبنى بر باز و بسته نمودن چشم و حركات دستها و پاها پاسخ مثبت مى‏داد. ساعت‏شش بعدازظهر همان روز يعنى در دوم خرداد ناگهان اختلالى در منحنى نوار قلب حضرت امام پيدا شد كه نگران كننده بود و حدود يك ساعت و نيم به طول انجاميد كه با درمانهاى لازم مرتفع شد و پس از آن در همان روز مصاحبه‏اى توسط پزشكان حضرت امام صورت گرفت و اطلاعاتى در اختيار مردم قرار گرفت.

فرداى آن روز حال امام بهتر بود و چند تن از مسئولين مملكتى و حجت‏الاسلام والمسلمين حاج احمد آقا خدمت امام رسيد. همان روز لوله داخل تراشه حضرت امام برداشته شد و امام قادر به صحبت كردن شد. ضمنا قرار شد وضعيت امام از طريق اطلاعيه‏اى به اطلاع مردم برسد.

در روز پنج‏شنبه چهارم خرداد وضع كليوى امام مختصر اشكالى پيدا كرد كه پيش بينى آن مى‏شد كه تدابير لازم انديشيده شد. در اين شرايط به گفته اطرافيان و پزشكان، معظم له حاضران را دلدارى مى‏دادند.

روز سوم پس از عمل، از نظر بروز مشكلات عفونى و پيدا شدن اشكال تنفسى و تب از روزهاى ديگر اهميت‏بيشترى داشت; و در بخشهاى جراحى پس از انجام عمل در روز سوم بيشتر از روزهاى ديگر احتمال وقوع عوارض وجود دارد. روز جمعه پنجم خرداد ماه يعنى روز سوم پس از عمل عده‏اى از اعضاى خانواده امام و آقاى هاشمى رفسنجانى نيز به حضور ايشان رسيده بودند.

تا ظهر اتفاقى كه نگران كننده باشد نيفتاد و امام با آقاى هاشمى صحبت كرد و وقتى آقاى هاشمى اجازه خواست كه سلامتى حضرت امام را از طريق خطبه‏هاى نماز جمعه به اطلاع مردم رساند، امام اجازه داد و مطالبى فرمود كه توسط آقاى هاشمى به اطلاع مردم رسيد و طى آن امام عزيز به مردم سلام رسانيد و از كسانى كه ابراز احساسات نموده بودند، تشكر كرد. ولى در ساعت دوازده و پنج دقيقه همان روز امام ناراحتى تنفسى پيدا كرد و در نوار قلبى تغييراتى پيدا شد كه بنا به اظهارات پزشكان بيش از دو سال طول كشيد ومختصرى هم تب ايجاد شد كه با تدابير لازم درمانى و خروج لوله‏هاى تزريقات از رگها مرتفع شد.

روز شنبه به خوبى و بدون وجود واقعه نگران كننده‏اى سپرى شد و فقط به دليل وجود علائم خونريزى در دستگاه ادرارى، بررسى داخل مثانه با دستگاه و بدون بيهوشى عمومى و صرفا با بى حسى موضعى انجام شد و نكته مهمى مشاهده نشد. بعلاوه يك عكسبردارى هم با استفاده از ماده حاجب از معده صورت گرفت كه نشان دهنده جوش خوردن بخيه‏هاى عمل بود و شب همان روز تصاويرى از حضرت امام از طريق سيماى جمهورى اسلامى ايران ملت پخش شد كه همه مشاهده نمودند، سپس لوله معده خارج شد و رژيم مايعات شروع شد. فرداى آن روز به جز مختصرى كاهش فشار خون، مشكل ديگرى پيش نيامد و امام نماز را با وضو خواند و شب مختصرى هم غذا ميل كرد روز دوشنبه هشتم خرداد وضع تنفسى و ريوى امام دچار مشكل شدو ظاهرا مقدارى مايع در داخل ريه‏ها جمع شده بود كه مى‏توانست ناشى از سه عارضه باشد: يكى اينكه ريه‏ها دچار عفونت‏شده باشند، ديگر اينكه وضع قلبى و نارسايى قلب موجب تجمع مايع در ريه شده باشد و سوم اينكه بيمارى اصلى كه معده را گرفتار كرده است ريه‏ها را هم مورد تهاجم قرار داده باشد. مشكل ريوى كماكان ادامه داشت و اختلالات كليوى نيز به درمان پاسخ نمى‏داد.

روز چهاشنبه جلسه مشاوره‏اى با تعداد زيادى از پزشكان متخصص سراسر كشور تشكيل شد و وضع بيمارى امام از جنبه‏هاى مختلف مورد بررسى قرار گرفت.

در كنار مشكلات متعددى كه وجود داشت، تغييرات نگران كننده فرمول شمارش خون حاكى از پيشرفت‏بيمارى اصلى امام بود كه لزوم انجام سريع شيمى درمانى را مطرح مى‏ساخت، ولى مساله‏اى كه تيم پزشكان در اين مورد با آن روبرو شد اين بود كه معمولا اگر شيمى درمانى پس از عمل جراحى لزوم داشته باشد آن را دو تا سه هفته پس از جراحى به تعويق مى‏اندازند تا آثار سؤ ناشى از شيمى درمانى مشكلى را در وضع عمومى بدن ايجاد نكند، ولى آزمايشات خون حضرت امام در هر لحظه مبين مشكلات بيشترى بود و ناچار پزشكان، شيمى درمانى را شروع كردند و اين در حالى بود كه وضعيت عمومى بدن از نظر وضع ريوى و كليوى در شرايط چندان مطلوبى به سر نمى‏برد. روز شنبه سيزدهم خرداد دفع ادرارى

به كلى مختل شده بود و كليه‏ها كه وظيفه دفع ادرار را به عهده دارند به درمانها جواب نمى‏دادند و اين موضوع باعث تشديد مساله ريوى نيز مى‏گشت و ريه‏ها نيز پر از مايعى بود كه خروج آن با درمانهاى انجام شده امكانپذير نبود.

ساعت‏يازده صبح همان روز، نوار قلب تغييراتى را نشان داد و فشار خون كم‏كم كاهش يافت، در بيمارستان پزشكان، حاج احمد آقا، بعضى از مسئولان مملكتى و نوه امام نزد معظم له بودند و بنا به اظهارات نوه حضرت امام ايشان شايد بيش از 100 بار شهادتين گفته بود. امام نماز ظهر و عصر را خواند و حدود ساعت‏سه بعدازظهر يك ايست قلبى پيش آمد كه با ماساژ قلبى و تنفس مصنوعى دوباره قلب به كار افتاد و دستگاهى جهت كمك به ايجاد ضربان قلب در جلوى سينه امام كار گذاشته شد. اين وضعيت تا ساعت 30/8 دقيقه بعدازظهر ادامه داشت كه وضع نگران كننده از طريق اخبار شبكه سراسرى سيماى جمهورى اسلامى به اطلاع مردم رسيد و موج عاشقان امام به سوى جماران روان گشت. وضعيت عمومى حضرت امام اصلا خوب نبود ولى بعدازظهر گويى مجددا كمى به هوش آمده بود. كهولت‏سن، بيمارى صعب‏العلاج و وضع نامناسب قلبى دست‏به دست هم داده بودند تا ملتى را داغدار كنند. كارى از دست پزشكان بر نمى‏آمد. على‏رغم تلاش همه جانبه و درمانهاى متعدد و مختلف، كارى از پيش نمى‏رفت. انبوه جمعيت هر لحظه در جماران بيشتر و بيشتر مى‏گشت، اشكها از نگرانى جارى بود و دستها به سوى آسمان بلند. چشم حاج احمد آقا مانند چشم ميليونها انسان ديگر، چشم ميليونها فرزند ديگر امام، اشك آلود بود. دستان امام لرزش داشت و در لحظات آخر با صدايى لرزان فرموده بود: من مى‏دانم زنده نمى‏مانم، اگر مرا براى خودم نگهداشته‏ايد به حال خودم بگذاريد و اگر براى مردم است هر كارى مى‏خواهيد بكنيد.

در سراسر ايران دستها به دعا برداشته شد، حتى در خارج از مرزها عاشقان امام ضجه‏كنان بقاى امام را از يگانه استدعا مى‏كردند، ولى در ساعت 20/22 دقيقه بعدازظهر روز شنبه سيزدهم خرداد ماه سال 1368، دعاى امام بر دعاى ميليونها انسان غلبه يافت و قلب ملت از كار ايستاد. انالله و انا اليه راجعون.

امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى

امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى

 رئيس جوامع اسلامى اسپانيا

امام خمينى سبب حيات دوباره اسلام شد رئيس فدارسيون جوامع اسلامى اسپانيا با ستايش از شخصيت امام خمينى، از ايشان به عنوان عامل حيات دوباره اسلام در قرن حاضر ياد كرد.

دكتر «فرانسيسكو اسكودرو بداته‏»، رئيس فدراسيون جوامع اسلامى اسپانيا، در گفت و گو با ايرنا در مادريد گفت: چهره حيات بخش امام خمينى در جهان اسلام امرى غير قابل اغماض مى‏باشد و ايشان يكى از بزرگترين شخصيتهاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند.

وى افزود: انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى سبب بروز تحولات و دگرگونيهاى عظيم در جهان اسلام شد و وى چهره جديدى از اسلام را ارائه كرد.

دكتر «بداته‏» يادآور شد: انقلاب ايران درس مبارزه عليه بى عدالتى و مقابله با حكومتهاى ديكتاتورى و غير انسانى را آموخت.

رئيس فدراسيون جوامع اسلامى اسپانيا با اشاره به اينكه امام خمينى با اتكاى به سلاح ايمان به خداوند يكتا در مبارزه با رژيم پرقدرت شاه در ايران، انقلاب اسلامى را به پيروزى رساند، گفت: زندگى ايشان الگوى مناسبى براى همه مسلمانان است.

دكتر «بداته‏» مى‏افزايد: دشمنان اسلام و مسلمانان با استفاده از رسانه‏هاى ارتباطى و تبليغاتى بر پيكر مسلمانان ضربه مى‏زنند و با انتشار اخبار نادرست و كذب و با بهره‏گيرى از حربه‏هاى نظامى و اقتصادى، كشورهاى اسلامى و مسلمانان را مورد حمله قرار مى‏دهند.

وى گفت: جهان اسلام در كنار سلاح ايمان، نيازمند سرمايه‏گذارى براى ايجاد يك تشكل خبرى و تبليغاتى متحد است.

رئيس فدارسيون جوامع اسلامى اسپانيا فقدان اتحاد و همبستگى ميان كشورهاى اسلامى و مسلمانان را عمده‏ترين عامل جدايى دانست و افزود: دنياى اسلام به اتحاد سياسى و اقتصادى نيز نيازمند مى‏باشد.

دكتر «فرانسيسكو اسكودرو بداته‏» در ميان مسلمانان اسپانيا به نام «عبدالسلام منصور» شناخته مى‏شود.

در حال حاضر بين 450 تا 500 هزار مسلمان در اسپانيا زندگى مى‏كنند و 300 مسجد و يكصد مجمع اسلامى ثبت‏شده در وزارت دادگسترى در اين كشور وجود دارد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى ، 5/7/78

رئيس جامعه مسلمانان اسپانيا:

امام خمينى عامل بيدارى مسلمانان بودرئيس جامعه مسلمانان اسپانيا با تجليل از شخصيت‏حضرت امام خمينى، از ايشان به عنوان عامل بيدارى مسلمانان در جهان اسلام ياد كرد.

«رياج تاتارى‏» در گفت و گو با ايرنا در مادريد افزود: امام خمينى كه شخصيتى ممتاز و برجسته در جهان اسلام شناخته مى‏شود، موفق شد يك انقلاب مهم اسلامى را در ايران به پيروزى برساند.

وى گفت: پيروزى انقلاب اسلامى در ايران يك حركت‏بسيار مهم و با اهميت‏براى جهان اسلام به حساب مى‏آيد و سبب افتخار مسلمانان است.

رئيس جامعه مسلمانان اسپانيا با تمجيد از مواضع و سياستهاى رئيس جمهورى اسلامى ايران در قبال مسائل جهان گفت: تداوم اين اقدامات براى آينده ايران و جهان اسلام بسيار ارزنده و مفيد خواهد بود.

وى عدم همبستگى و اتحاد ميان مسلمانان را يكى از عمده‏ترين مشكلات در دنياى كنونى اسلام ذكر كرد و افزود: جهان اسلام و مسلمانان در حال گذراندن يك دوره بسيار حساس و دشوار مى‏باشند و نيازمند حركت‏به سوى اتحاد و انسجام هستند.

وى سازماندهى تبليغات براى مقابله با توطئه‏هاى دشمنان اسلام را در جهان اسلام ضرورى خواند و خواستار بهره‏گيرى سودمند از اين ابزار جهت موفقيت مسلمانان شد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى،6/7/78.

يك شخصيت عراقى: نام امام خمينى با بيدارى اسلامى درهم آميخته است‏دبيركل اتحاديه اسلامى تركمنهاى عراق از نقش امام خمينى (ره) در بيدارى مسلمانان جهان ستايش كرد.

عباس البياتى درمصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: نام بنيانگذار جمهورى اسلامى با بيدارى اسلامى درهم آميخته، به طورى كه نام هر يك از آنها مكمل ديگرى شده است.

وى با اشاره به خواست جوامع اسلامى براى پيشرفت و تحول گفت: بعضى از اين جوامع در اين زمينه از روشهاى غربى الگو گرفتند كه با ارزشهاى اسلامى مغايرت داشت، اما امام خمينى الگويى را بوجود آورد كه توانست ارزشهاى اسلامى را با دستاوردهاى عصر كنونى سازگار سازد.

البياتى با اشاره به اينكه على رغم گذشت دو دهه از انقلاب اسلامى، هنوز ابعاد مختلف زندگى امام خمينى ناشناخته باقى مانده است، گفت: زندگى امام خمينى كتابى است كه صفحات كمى از آن ورق خورده است.

وى تاكيد كرد: اين كتاب براى فراگيرى اصول انقلاب و ارزشهاى والاى انسانى بايد همواره در اختيار مردم جهان و نسلهاى آينده باشد.

وى با اشاره به حمايت همه جانبه امام خمينى از مستضعفان جهان، بويژه آرمان فلسطين گفت: امام راحل چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامى، همواره از آرمان فلسطين حمايت مى‏كرد.

وى تاكيد كرد: آرمان فلسطين از اصول ثابت انقلاب اسلامى است و مردم فلسطين نيز جمهورى اسلامى ايران را پشتيبانى قوى براى خود مى‏دانند.

البياتى تاكيد كرد: مردم فلسطين به دليل حمايت جمهورى اسلامى ايران، همچنان به مبارزه خود عليه صهيونيستهاى اشغالگر ادامه مى‏دهند و فرزندان امام خمينى در جنوب لبنان همچنان صهيونيستها و مزدوران آنان را تعقيب مى‏كنند و اين منطقه را به جهنمى براى آنان تبديل كرده‏اند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 10/7/78

مفتى سارايوو:

امام خمينى مسلمانان جهان را به هويت اصلى‏شان بازگرداندمفتى شهر سارايوو، مركز بوسنى هرزگوين، گفت: امام خمينى (ره) توانست‏با انقلاب اسلامى در ايران مسلمانان جهان را به اسلام و هويت اصلى شان بازگرداند.

«حسين افندى اسمائيچ‏» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در سارايوو با بيان اين مطلب افزود: انقلاب اسلامى ايران در زمانى به رهبرى امام خمينى (ره) شكل گرفت كه مسلمانان در اقصى نقاط دنيا، با غفلت، از اسلام فاصله گرفته بودند و اين انقلاب آنان را بيدار كرد.

مفتى سارايوو گفت: آنچه امام خمينى (ره) در ايران انجام داد، در قرن فعلى بى‏نظير بود و اين كار بزرگ مى‏تواند پيام و سرمشقى براى كسانى باشد كه خواستار دين اسلام هستند.

وى در پايان با اشاره به اينكه دشمنان مى‏كوشند با رواج فرهنگ مبتذل خود، مسلمانان را از اسلام دور كنند، گفت: اسلام بهترين راه حل مسائل دنياى امروز و فرداست، زيرا دينى است كه به همه نيازهاى جامعه بشرى پاسخ گفته است.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 5/7/78

يك مقام فلسطينى:

امام خمينى كرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند.

احمد جبرئيل، دبير كل جبهه خلق براى آزادى فلسطين، فرماندهى كل، گفت: امام خمينى (ره) با انقلاب اسلامى خود، روحيه انقلابى را به اسلام و عزت و كرامت را به مسلمانان بازگرداند.

جبرئيل در مصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: بنيانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد. ديدگاه مرتجعانه نسبت‏به اين دين مبين را كه دشمنان در طول صدها سال ارائه كرده بودند، از ميان برد و مقوله دين افيون ملتها را منسوخ كرد و اسلام را در سطح بين المللى به عنوان يك نياز انسانى در زمينه‏هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح كرد.

وى تاكيد كرد: امام خمينى (ره) توانست جهان اسلام را از خواب بيدار كرده، به مسلمانان حيات جديدى ببخشد.

وى افزود: امام راحل ثابت كرد كه اسلام قادر است ملتهاى مستضعف و محروم را آزاد كرده، آنان را در برابر كشورهاى استكبارى و طغيانگر به حركت درآورد.

احمد جبرئيل تصريح كرد، امام خمينى نشان داد كه اسلام در دوران كنونى يك عنصر اصلى در تحرك و مقابله مردمى با حكومتهاى ستمگر و فاسد است.

وى افزود: مسلمانان با الهام از انقلاب اسلامى و براى احقاق حق خود، در مناطق مختلف جهان، عليه حكومتهاى ستمگر شوريدند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 12/7/78

مفتى قزاقستان:

امام خمينى به همه جهانيان تعلق داشت‏مفتى دينى قزاقستان با تجليل از شخصيت والاى امام خمينى (ره) گفت: ايشان نه به ايران و دنياى اسلام، بلكه به كليه جهان تعلق داشت.

«ردبيك قاژى نيسان باى اولى‏» در گفت و گويى با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى با اشاره به فقدان امام خمينى (ره) اظهار داشت: وقتى عالمى مى‏ميرد، در واقع جهانى مرده است.

وى افزود: من آثارى از امام خمينى (ره) رامطالعه و آن را بسيار بالا ارزيابى كرده‏ام. به همين دليل هم در كتاب خودم با نام «ان الدين عندالله اسلام‏»، بارها به فرمايشات ايشان استناد كرده‏ام.

مفتى قزاقستان، امام خمينى (ره) را يك چهره برجسته دينى و سياسى جهان دانست و گفت: دنيا به نيك از وى ياد كرده و خواهد كرد; زيرا او را نه تنها دنياى اسلام، بلكه تمام جهان مى‏شناسند. من نيز به عنوان يك انسان و روحانى دينى براى او ارزش و احترام فوق العاده قائلم.

وى يادآور شد: مؤمنان مانند قطعات يك ساختمان هستند كه همديگر را نگه مى‏دارند و امام خمينى يك چهره برجسته سياسى مذهبى تاريخ بود كه براى وحدت مسلمانان بسيار كوشيد.

مفتى قزاقستان يادآور شد، دنيا امام خمينى (ره) را مى‏شناسند و پيام وى به گورباچف كه فرمود كمونيست را بايد در موزه ديد، همچنان در گوشها طنين انداز است. او مبارزه با دين را شكست‏خورده دانست و اكنون نظاره‏گر عمق پيام او هستيم.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى،7/7/78

يك انديشمند تاجيك:

امام خمينى معادلات رايج غرب را درهم ريخت‏يك انديشمند مسلمان تاجيكى گفت: امام خمينى (ره) روش نوينى در نگرش به پديده‏هاى جهان مطرح كرد.

دكتر محمد تاجيك گفت: قبل از انقلاب اسلامى رويكرد انديشمندان ما براى تعريف كلمات ظريفى همچون آزادى، اخلاق و ورود به عرصه سياست، به سوى مكاتب فكرى سوسياليسم و ليبراليسم سوق مى‏كرد.

دكتر تاجيك افزود: امام خمينى (س) معادلات رايج غربى را بر هم ريخت و با استفاده از كلمات رقيق و لطيف منحصر به فرد، واژه‏هاى دور از ذهن را تعريف كرد و براى بيان ايده‏ها، آرزوها و حرفهاى ملتش، از فرهنگ ويژه خويش استفاده كرد.

اين انديشمند تاكيد كرد: امام با تعريف جديد از مقوله قدرت و تكيه بر چهره اخلاقى آن، موفق شد نيروهاى مردمى را جذب كند و با اين تعريف جديد، حكومت پهلوى را زير سؤال ببرد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 18/7/78

يك نويسنده روس:

امام خمينى همواره بر پيوند انسان و خدا تاكيد مى‏كرددبير فدارسيون روسيه گفت: امام خمينى (ره) برخلاف رهبران سياسى قرن حاضر كه هر يك داراى استعدادى خاص در يكى از زمينه‏هاى اقتصادى، سياسى، علمى، فرهنگى، دينى يا حقوقى بودند، توانايى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت.

پروفسور «ميخاييل لمشف‏» افزود: امام خمينى (ره) سياست را بخش لاينفك دين مى‏دانست و با اراده دينى و الهى عليه ستمگران بپاخاست.

وى گفت: امام راحل در تمامى سطوح حيات اجتماعى و سياسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعيين كننده در تحولات انقلابى و حمايت كننده ارزشهاى انسانى مطرح كرد.

وى بااشاره به اينكه امام كوشش فراوانى داشت تا از مدلهاى بيگانه دورى گزيند، افزود: امام همواره بر پيوند گسست ناپذير انسان و خدا تاكيد مى‏ورزيد. او جوانان را به عنوان منبع انرژى عقل و احساسات به اسلام راستين پيوند داد و آنان را از انحراف نجات بخشيد.

«ميخاييل لمشف‏» گفت: از بعد بين‏المللى، انديشه امام سراسر جهان اسلام را در برگرفت و با امريكا و اسرائيل به عنوان معضلات گريبانگير جهان اسلام به مبارزه برخاست و ثابت كرد كه انقلاب اسلامى با انقلابهاى مادى روسيه و فرانسه متفاوت است.

وى تاكيد كرد: امام خمينى (ره) با پيروى از تعاليم و ارزشهاى جاودانه اسلامى، برابرى تمام انسانها را بدون وابستگى به موقعيت اجتماعى‏شان در نظر گرفت و صلح و برابرى و رفاه مردم را هدف خود ساخت.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 18/7/18

مفتى كرواسى:

امام خمينى بزرگترين اصلاح‏گر قرن بودمفتى كرواسى از امام خمينى (ره) به عنوان بزرگترين اصلاح‏گر قرن اخير در جهان اسلام و حتى جوامع آزاديخواه ياد كرد.

«شفكو عمر بشيچ‏» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در سارايوو گفت: امام خمينى (ره) در دنياى اسلام و در كل جهان از احترام والايى برخوردار هستند و انديشه و تفكر ايشان، نه تنها باعث‏بيدارى پيروان دين اسلام شد، بلكه پيروان ساير اديان را به تفكر در مورد نقش ارزنده دين در جامعه واداشت.

وى افزود: انقلاب امام خمينى (ره) در زمانى از تاريخ به وقوع پيوست كه تفكر عدم كارايى دين در جامعه حاكم بود، اما انقلاب اسلامى ايران خط بطلان بر آن كشيد و كارآمدتر از گذشته مى‏شود.

مفتى كرواسى در پايان اظهار داشت: با گذشت چند سال از رحلت امام خمينى(ره)، ما شاهد هستيم كه افكار و انديشه‏هاى ايشان در جهان طرفداران فراوانى دارد و بايد همه اديان الهى، قدردان بزرگترين اصلاح‏گر قرن بيستم، يعنى امام خمينى (ره) باشند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 11/7/78

مفتى اعظم مسلمانان روسيه: انديشه‏هاى امام خمينى بزرگترين تحول را در جهان اسلام بوجود آورد.

راويل عين الدين، مفتى اعظم مسلمانان روسيه و امام جمعه مسكو گفت: تفكرات و انديشه‏هاى امام خمينى (ره) بزرگترين تحول را در جهان اسلام بوجود آورده است. امام با افكار و انديشه‏هاى خود به ما هشدار داد كه هر نظامى بدون اتكا به معنويت، محكوم به فنا است.

راويل عين الدين در گفت و گو با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى، از امام خمينى‏«ره‏» با عنوان فقيهى بزرگ ياد كرد كه تمام زندگى خود را وقف عظمت و اعتلاى اسلام كرد.

به گفته امام جمعه مسكو، نام، آثار و افكار امام براى مسلمانان جهان و از جمله مسلمانان روسيه الهام بخش بوده و همچنان در طول تاريخ راهگشاى مسلمانان خواهد بود. وى با تاكيد بر تدوين آثار امام گفت: هر قدر از آثار ايشان منتشر شود، باز هم نمى‏توانند ترجمان خدمت آن فقيه بزرگ به عالم اسلام و مسلمانان جهان باشد.

مفتى اعظم روسيه، امام خمينى «ره‏» را منادى آزادى و رهايى مسلمانان از قيد استكبار دانست كه تمام مسلمانان را در مسير اسلام واقعى رهنمون گرديد.

وى گفت: با قيام امام، بتهاى استكبار و غرب‏گرايى كه امنيت اجتماعى و اقتصادى ملتها را از بين مى‏برد و فساد را تبليغ مى‏كند، شكسته شد.

راويل عين الدين پيام امام به ميخائل گورباچف، آخرين رئيس جمهورى شوروى را توصيه و تذكراتى پيامبر گونه ناميد كه در آن، به روشنى، همه مسائل پيش بينى و راه حل آن ارائه شده بود.

به گفته راويل عين الدين، امام در اين پيام خود، در مورد افتادن در دوزخ سرمايه‏دارى و غرب‏گرايى پس از خروج از برزخ كمونيسم نيز هشدار داد.

وى گفت: مسلمانان روسيه هميشه نام امام خمينى‏«ره‏» و آثار و انديشه‏هاى آن مرد بزرگ تاريخ را گرامى مى‏دارند، زيرا معتقدند كه اين افكار و انديشه‏ها، احياى اسلام را در پى داشت و ارزشهاى عالى اسلامى را رونق بخشيد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 11/7/78

امام جماعت‏بزرگترين مسجد مادريد:

امام خمينى هدايت كننده و روشنگر جامعه بودامام جماعت‏بزرگترين مسجد مسلمانان در مادريد، پايتخت اسپانيا، تلاشها و مجاهدتهاى امام خمينى (ره) را براى سربلندى اسلام و عزت مسلمان در جهان ستود.

«شيخ منيرالمصرى‏»، امام جماعت مسجد مادريد، به خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در اين شهر گفت: امام خمينى شخصيتى نادر در دنياى اسلام است كه از توانمندى و قابليتهاى فراوانى براى هدايت و روشنگرى برخوردار بوده است.

وى افزود: امام خمينى(ره) توانست احساسات مذهبى و اعتقادى را گسترش و تقويت‏بخشد و اقدامات و تلاشهاى ايشان، ثابت كرد كه تنها همين عامل مى‏تواند در افراد تغيير بوجود آورد.

خطيب بزرگترين مسجد مسلمانان در مادريد با تمجيد از سياستهاى دولت ايران گفت: موقعيت فعلى ايران در صحنه‏هاى بين‏المللى از استحكام بيشترى برخوردار شده است و موضع اين كشور در قبال بحرانهاى مختلف در نقاط مختلف جهان قابل تحسين است.

شيخ منيرالمصرى با اشاره به اينكه تفرقه و فقدان اتحاد باعث جدايى مسلمانان و كشورهاى اسلامى مى‏شود، گفت: پرهيز از اختلافات و تقويت همبستگى، ابزارى مهم براى رسيدن به هدف مشترك مى‏باشد و دنياى اسلام در مقطع كنونى براى مقابله با دشمنان، به يگانگى و اتحاد نيازمند است.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 4/7/78

حماس: امام خمينى به ملتهاى مسلمان اعتماد به نفس دادجنبش مقاومت اسلامى فلسطين «حماس‏» از شخصيت امام خمينى و نقش بزرگ و برجسته معظم له در بيدارى مسلمانان جهان ستايش كرد.

عمادالعلمى، عضو دفتر سياسى و نماينده جنبش حماس در سوريه، در مصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: انقلاب اسلامى به رهبرى امام راحل توانست‏به ملتهاى عرب و اسلامى اعتماد به نفس بدهد.

عمادالعلمى تصريح كرد، به بركت پيروزى انقلاب اسلامى ايران، روحيه انقلابى در ميان مسلمانان همچنان پابرجاست و على‏رغم مدت طولانى كه از پيروزى انقلاب اسلامى مى‏گذارد، اين روحيه در ميان امت رسوخ پيدا كرده است.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 12/7/78

يك اديب آذربايجانى:

امام خمينى برترين شخصيت قرن بيستم ميلادى است‏«اسرافيل اسرافيل اف‏»، رئيس موزه ادبيات نظامى گنجوى جمهورى آذربايجان، گفت: امام خمينى (ره) برترين شخصيت در ميان شخصيتهاى جهانى در قرن بيستم ميلادى بود.

اين اديب آذربايجانى به خبرگزارى جمهورى اسلامى در باكو گفت: امام خمينى به عنوان يك شخصيت‏برجسته جهانى نه تنها براى جمهورى اسلامى ايران، بلكه براى جهان و جهانيان مطرح بوده است.

«اسرافيل اف‏» همچنين اظهار داشت: در حالى كه انقلاب اسلامى ايران بيستمين بهار عمر خود را سپرى مى‏كند، اما ايده‏ها و اهداف بنيانگذار جمهورى اسلامى در تمام زواياى اين انقلاب به وضوح قابل مشاهده و درك است.

رئيس موزه ادبيات نظامى گنجوى جمهورى آذربايجان افزود: بدون شك، بنيانگذار انقلاب اسلامى با حركت توفنده خود يك حادثه تاريخى و بسيار بزرگ را براى قرن بيستم رقم زد و اين انقلاب اكنون فراتر از مرزهاى ايران به عاملى در جهت‏به حركت در آوردن نهضتهاى آزادى بخش تبديل شده است.

وى افزود: اگر به تحولات اخير در منطقه و از جمله به قفقاز توجه گردد، متوجه اثرات انقلاب اسلامى خواهيم شد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 4/7/78

يك انديشمند آذربايجانى: امام خمينى دانشمندى منحصر به فرد بودرئيس مركز تحقيقات اسلامى جمهورى آذربايجان از امام خمينى (ره) به عنوان نظريه‏پرداز و دانشمندى منحصر به فرد در جهان ياد كرد.

پروفسور «رفيق على اف‏» به خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: امام خمينى (ره) با رهبرى حكيمانه خود و با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، برخلاف ادعاى برخى مدعيانى كه دين را عاملى مخرب قلمداد مى‏كردند، نشان داد كه اسلام يك دين سازنده و يك ايدئولوژى مبلغ ارزشهاى اخلاقى، صلح و عدالت است.

رئيس مركز تحقيقات اسلامى جمهورى آذربايجان گفت: بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و استقرار نظام جمهورى اسلامى در اين كشور، كشورهاى همسايه و از جمله جمهورى آذربايجان، قفقاز شمالى و آسياى ميانه نيز از بركات اين انقلاب بهره‏مند شدند.

وى افزود: انقلاب اسلامى بزودى اثرات خود را در ميان كشورهاى جهان نشان داد و شرايط مساعدى را براى بيدارى ملتها فراهم ساخت.

پروفسور «رفيق على اف‏» گفت: امام خمينى(ره) يكى از شخصيتهاى بزرگ جهان اسلام در 200 سال اخير است كه به عنوان انديشمند، سياستمدار، عالم و نظريه‏پرداز بزرگ، برنامه انقلاب اسلامى را آماده و آن را با خروش ملت ايران جايگزين نظام شاهنشاهى در اين كشور كرد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 12/7/78

نلسون ماندلا:

امام خمينى(ره) رهبرى منحصر به فرد بودنلسون ماندلا از هجرت امام خمينى (ره) از پاريس به تهران، به عنوان واقعه‏اى بزرگ ياد كرد و گفت: رهبرى منحصر به فرد امام بود كه توانست‏با دست‏خالى، انقلاب اسلامى ايران را به پيروزى برساند.

رئيس جمهورى سابق آفريقاى جنوبى ضمن تمجيد از شخصيت استثنايى امام خمينى تاكيد نمود. «من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏كردم‏».

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى،6/7/78

يك شخصيت فلسطينى:

امام خمينى به جهان اسلام هويت تازه‏اى بخشيدحسن الباش، انديشمند معروف فلسطينى و عضو برجسته جنبش جهاد اسلامى فلسطين، گفت: امام خمينى(ره) با انقلاب خود ثابت كرد كه اسلام يك قدرت حقيقى است كه توانست‏به مسلمانان عزت بخشد.

حسن الباش در مصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى افزود: جهان اسلام قبل از سال‏1979 از فقدان هويت رنج مى‏برد، اما امام خمينى با انقلاب خود توانست تغييرات بزرگى را در مردم و هويت و شخصيت آنان ايجاد كند، به طورى كه مسلمانان هم اكنون با افتخار به مسلمان بودن خود مى‏بالند.

وى تصريح كرد، بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، ملتهاى زيادى، از جمله مردم فلسطين، الجزاير، كشورهاى آسياى ميانه و جنوب شرق آسيا، تحت تاثير انديشه‏هاى امام خمينى قرار گرفتند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 10/7/78

يك مقام مالزى:

امام خمينى مروج اخلاق و معنويت در دنياى ماديگراى معاصر بوددكتر «چاندرا مظفر»، معاون حزب عدالت ملى مالزى گفت: امام خمينى در جامعه‏اى كه مادى‏گرايى بخشى جدا نشدنى از آن بود، چهره ارزشهاى معنوى و اخلاقى را نمايان ساخت.

اين استاد دانشگاه و سياستمدار فعال مالزى افزود: از امام خمينى به عنوان بزرگترين رهبر قرن بيستم ياد خواهد شد; زيرا وى نخستين رهبرى بود كه در اين قرن يك انقلاب دينى را پايه‏گذارى كرد.

«چاندرا مظفر» كه رئيس سازمان بين‏المللى «جهان با عدالت‏» نيز مى‏باشد، با تقدير از نقش امام خمينى در پاسدارى از عدالت گفت: امام خمينى رهبر بسيار برجسته‏اى بود كه با كوششهاى خود سهم بسزايى در جهان اسلام به عهده داشت.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 20/7/78

نويسنده كلمبيايى:

امام خمينى نياز به اسلام را در دنيا احيا كردحوليان زاپاتا، محقق، نويسنده و رئيس مركز فرهنگ اسلامى كلمبيا گفت: در قرن بيستم سه شخص در دنيا مطرح شدند و در تمامى مجامع سياسى مورد توجه سياستمداران قرار گرفتند. يكى از آنها گاندى بود، ديگرى يحيى (رهبر مردم واتيكان) و سومين آنها حضرت امام خمينى است. از بين اين سه رهبر تنها كسى كه فرهنگ روحيات و سخنانش در بين مردم مؤثر واقع شد، امام خمينى بود. امام خمينى رهبر مسلمان و آزاده‏اى بود كه توانست‏با قيامى، اسلام را در بستر كشور پهناور ايران جاى دهد و نياز به اسلام را در دنيا احيا كند.

امام خمينى در سايه حكومت اسلامى و تدبير و درايت توانست الگوى ساير رهبران دنيا باشد.

منبع روزنامه رسالت، مهر 1378

شاعر تاجيكستانى: امام خمينى از شخصيتهاى برجسته و ماندگار تاريخ بشرى است‏خانم مهرالنساء، شاعر، اديب و عضو كميته بانوان و خانواده از تاجيكستان، مى‏گويد:

يكى از ويژگيهاى منحصر به فرد انقلاب اسلامى، حضور رهبرى امام خمينى به عنوان پشتوانه الهى اين انقلاب است. امام خمينى يكى از شخصيتهاى برجسته و ماندگار تاريخ بشرى هستند كه داراى ويژگيهاى انسانى، الهى و ملكوتى خاص بودند. اين شخصيت الهى در تمام جهان آنجا كه قلبى، الهى و ملكوتى خاص بودند. اين شخصيت الهى در تمام جهان، آنجا كه قلبى براى عشق و حقيقت مى‏تپد، حضور دارد و زنده است و ماندگار.

سراسر جهان اسلام و مستضعفين به حضور چنين رهبرى افتخار مى‏كنند و بوسيدن دست آن حضرت در ديروز و بوسيدن خاك حرم آن حضرت در امروز، آرزويى است كه بسيارى از مسلمانان جهان با خويشتن خويش نجوا مى‏كنند. چشم تمام مسلمانان جهان به دستها و قدمهاى مسلمانان ايران است و خداوند اين توفيق را به خواهران و برادران ايرانى ما داده است و ان شاءالله كه اين توفيق را پاس بدارند و لحظه‏اى از نام، ياد و راه امام خمينى غافل نمانند.

با پيام امام خمينى به گورباچف، عمق و ژرفناى شخصيت دينى الهى ايشان بر ما پديدار مى‏شود. اين پيام در تاريخ هر دو كشور و در تاريخ جهان معاصرماندى است و نقطه عطفى در تاريخ هر دو كشور است. امام خمينى شخصيتى روحانى و عارف بودند. ايشان به جهان هستى نيز در همين راستا مى‏نگريستند و تنها چنين ديدگاهى است كه انسان معاصر را ملزم به رويكرد دينى و اسلام‏گرايى مى‏كند.

جهان معاصر، شخصيت امام خمينى را دراين پيام دريافته است. روح بلند و آسمانى ايشان قابل ستايش است. اين پيام در آن دوره غفلت، تمام مردم جمهوريهاى شوروى را تحت تاثير قرارداد و آنها را دگرگون كرد. ما هيچ وقت فكر نمى‏كرديم كه به اين زودى صداى روح بخش اذان را از گلدسته‏هاى مساجد خود بشنويم و امام خمينى نويد بخش چنين سعادتى بود.

منبع: امام خمينى و جهان معاصر، ج‏2، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج،1376.

انديشمند الجزايرى:

امام خمينى مردى استثنايى بودسيدصدرالدين، متفكر و انديشمند معاصر الجزايرى، معتقد است:

امام خمينى (ره) مردى استثنايى بود. اين انسان هديه خداوند به مسلمين بود تا بتواند مسيرشان را در اسلام تصحيح كنند.

امام خمينى(ره) اسلام را از گوشه مساجد خارج كردند و مردم را به مسيرى هدايت و تشويق نمودند كه اسلام را بتوان به عنوان يك روش زندگى به اجرا درآورد. امام خمينى بود كه اين جرات را به مسلمانان بخشيد تا بتوانند اسلام را به ديگران عرضه كنند. الان مسلمانان به مسلمان بودنشان افتخار مى‏كنند، حال آنكه پيش از امام خمينى، جرات بيان مسلمان بودنشان را نيز نداشتند. آنها امروز به واسطه اسلام احساس قدرت مى‏كنند، اين فقط امام خمينى بود كه به ما اسلام حقيقى را نشان داد و اكنون با شناختى كه امام در اختيار مردم قرار داده، ايشان مى‏توانند بين اسلام واقعى يا همان گونه كه امام مى‏گفتند، اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمريكايى فرق بگذارند.

به اعتقاد وى، با ظهور امام خمينى، عصرى براى مسلمانان آغاز شد كه بسيار جدى‏تر از دوران قبل از امام بود. تا پيش از امام، مسلمانان اغلب گرايشهاى حزبى و ملى داشتند، حال آنكه امام اين ايده را بيان كردند كه اسلام بزرگتر از آن است كه به حزب يا مليتى خاص محدود شود. با اين ايده است كه اكنون حركتهاى اسلامى از طرح حزب يا مليتى خاص به شكلى جهانى تغيير فرم داده است; حركتهايى كه در بسيارى از موارد از شعارها و روشهاى مشابهى برخوردارند.

منبع: امام خمينى و جهان معاصر، ج‏1، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1375.

معاون وزير فرهنگ قرقيزستان:

امام خمينى آخرين پديده بزرگ قرن ماست‏استاد جمعه على خان، معاون وزير فرهنگ قرقيزستان، مى‏گويد:

امام خمينى آخرين پديده بزرگ قرن ماست. يعنى درست در حالى كه امريكا و شوروى جهان را به دو قطب بزرگ تقسيم كرده بودند و خطر هيچ قدرتى را تصور نمى‏كردند، امام خمينى ظهوركرد و اين حركتى بسيار جسورانه است. شگفتى در اينجاست كه وى نزد هر ملتى محترم است و اين از تيزهوشى و نبوغ اوست كه توانست چنين تاثيرى در جهان معاصر باقى بگذارد.

امام خمينى رهبرى مقتدر و دورانديش، انساى والا و منزه، برخوردار از باطنى شفاف و زلال و طبعى غنى و سرشار بوده است. به نظر من، رهبرى او و رهنمودهاى او، چه در خصوص مسائل ملل اسلامى و چه درباره معضلات جهانى، هديه‏اى الهى بوده است. وى به باطن انسانها نظر دارد و انسان را به زبانى ساده به آن سرچشمه‏هاى ازلى و ارتباط با مبدا وجود دعوت مى‏كند و اين هدفت غايى زندگى است. معنى زندگى و نهايت تمدن رسيدن به همين منظور است. وى به اين نكته توجه خاصى دارد و همه انسانها را با همين ملاك، يعنى انسان بودن ارزيابى مى‏كند و اين در هر شرايطى ارزشمند است. فكر مى‏كنم رمز تمامى پيروزيها و دستاوردهاى انقلاب اسلامى نيز در همين است. اين يك واقعيت است كه هر رهبرى كه در كوران مبارزات قرار مى‏گيرد، در گردابى از مشكلات غوطه مى‏زند، اما او مسير درستى را مشخص كرد و اين ديگر با آيندگاه است كه راه او را تا حصول نتايجش پيگيرى كنند.

منبع: امام خمينى و جهان معاصر، ج‏1.

استاد دانشگاه قرقيزى:

امام خمينى راه دينى را برگزيده و به انسان و بى كرانگى روح اعتقاد داشت

ساويت‏بيك تاكتامشيف، پروفسور در رشته فيزيك و رئيس دانشگاه ملى علوم و صنايع قرقيزستان معتقد است امام خمينى رهبر بزرگى است. او ايده تازه‏اى را مطرح كرد. و در اين عصر، دين را وارد عرصه رهبرى و هدايت جامعه نمود و توانها و مايه‏هايى از آن را كه ناشناخته مانده بود، به كار گرفت و احيا كرد. در توضيح اين نكته بايد گفت كه امام خمينى، زمان مناسبى را براى انقلاب اسلامى انتخاب كرد، زمانى كه پايه‏هاى نظام سرمايه‏دارى جهانى لرزان شده و ناتوانى سيستم سوسياليستى يا كمونيستى در كارآييهاى اجتماعى و اداره جامعه ثابت‏شده بود. امام خمينى در اين ميان از مردان نادر و استثنايى بود. او نه به راه سرمايه‏دارى قدم گذاشت و نه يك لحظه در ايمان خود به بى‏اعتبارى نظامهاى الحادى ماركسيسم و كمونيسم درنگ نمود. راه او راهى يگانه بود كه به ديرينگى عمر بشر قدمت داشت. او راه دينى را برگزيد و به اسلام توسل جست و به انسان و بى‏كرانگى و روح او اعتقاد داشت. انسان را به مثابه فرزند طبيعت مى‏دانست و ميان انسانها جز به ميدان ايمان دينى آنها تفاوت ديگرى قائل نبود. تعاليم او رباينده دلهاست.

منبع: امام خمينى(ره) و جهان معاصر، ج‏1

شاعر لبنانى:

امام روح عزت و بزرگى و بزرگوارى و ايثار را ميان مسلمانان برانگيخت

عباس على فتونى، شاعر معاصر لبنانى، مى‏گويد:

گفتار امام همان طورى كه در مردم ايران تاثير داشته، در تمام مردم آزاده و مستضعف جهان نيز تاثير گذاشته است. امام روح عزت و روح بزرگى و بزرگوارى و ايثار را ميان مسلمانان برانگيخت و مسلمانان در همه كشورها از آن متاثر شدند. آنان به هر وسيله و هر راهى و با تمام قدرتشان تلاش مى‏كنند كه عزت خود را بازيابند و كرامت‏خود را بنا كنند. آن مردمى كه از امام پيروى مى‏كنند، همگى برخاستند تا امتهاى مستضعف را به خروش و جنبش درآوردند و كابوس ستم، تظلم و انحراف را از دل آنان بزدايند و عرشهاى طاغوتيان را ويران سازند و بر ويرانه‏هاى آنان قصر مجد و عظمت اسلام و انسان را و قصر اسلام و كلمه لااله الالله را بنا كنند. ملتهاى اسلامى هنوز از حركت انقلابى عقب مانده‏اند و از جمهورى اسلامى ايران كه توانست‏شخصيتش را بنا كند و عظمت‏خود را باز يابد، عقب‏اند، ولى اراده كرده‏اند كه پا جاى پاى مردم ايران بگذارند تا وجود و حضورشان را در زندگانى بيابند و در نتيجه به سعادت و رضايت الهى در دنيا و پاداش در آخرت نايل شوند.

منبع: امام خمينى و جهان معاصر، ج‏1.

روزنامه‏نگار كنيايى:

امام خمينى حقيقتا شخصيتى است كه هر چه كرد براى خدا و در راه خدا بود

خانم نسيم والجى، عضو كميته زنان و سردبير مجلات «الكوثر» و «راه هدايت‏» كنيا مى‏گويد:

به خدا كه از شخصيت امام خمينى، اين شخصيت‏بسيار اعظم در قرن حاضر و در عصر جهالت و عصر فساد و اضمحلال انسان، نمى‏توان به طور كامل سخن گفت. حقيقتا امام شخصيتى است كه هر چه كرد براى خدا بود و در راه خدا بود.

امام خمينى در صراط انبيا كاركرد، بسيار پرهيزگار بود و در مقابل تفكر غرب و شرق ايستادگى و در راه اسلام ناب و شيوه انبيا، تلاش بسيار نمود. امام خمينى با تفكر، حكمت و اخلاق خود، حيرتى را براى جهان معاصر پديد آورد. او در نامه‏اى به گورباچف آنچه را كه در شرق رخ داد، پيش‏بينى كرد. هر چه كه امام خمينى، راجع به اتفاقات و رخدادهاى جهان معاصر پيش‏بينى كرد، همان اتفاق افتاد.

امام خمينى رسولى بود براى شرق و پيام‏آور حيات حقيقى بشر. سر سلسله تفكر حضرت امام در عرفان و انديشه براى نجات بشر معاصر، به اولياى خدا برمى‏گردد.

منبع: امام خمينى و جهان معاصر، ج‏2.

طلال عتريسى، استاد دانشگاه روانشناسى اجتماعى لبنان معتقد است:

پيروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى و افكارى كه از اسلام ارائه كرد، در سطح دنيا دو انقلاب ايجاد نمود: انقلاب در داخل اسلام و گرايشهاى فقهى اسلام، به طورى كه لزوم حركت و جنبش را در اين عصر مورد تاكيد قرار مى‏داد، به خاطر اينكه جامعه اسلامى و حكومت اسلامى را بپا كند; برخلاف گرايشها و انديشه‏هاى عده زيادى كه اين فكر را رد مى‏كردند. انقلاب دوم آن بود كه در سطح دنيا خارج از دايره اسلام، فقهى به وجود آمد كه تاكيد بر اين موضوع داشت كه اسلام مى‏تواند تغيير ايجاد كند و مى‏تواند به حاكميت‏برسد و مى‏تواند دولت تاسيس كند، برخلاف فكرى كه از دوره نهضت اروپا عليه آن بود و نيز از دوره انتشار افكار ماركسيستى كه اعتقاد داشت كه دين ملتها را ضعيف مى‏كند و دين افيون ملتهاست.