در نهی از منکر اگر مشکلات پیش آمد، چه کنیم؟
افسران - در نهی از منکر اگر مشکلات پیش آمد، چه کنیم؟

+نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت11:55 قبل از ظهرتوسط علی |
امر به معروف بالاتر از جهاد
افسران - امر به معروف بالاتر از جهاد

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت9:12 قبل از ظهرتوسط علی |
واجب فراموش شده
افسران - واجب فراموش شده

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت8:46 بعد از ظهرتوسط علی |
امر به معروف و نهی از منکر
افسران - امر به معروف و نهی از منکر

 

قال رسول الله صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

إذا لَم یَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ وَلَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتی ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَیهِم شِرارَهُم ، فَیَدعوا عِندَ ذلِکَ خِیارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهی از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروی ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود .

امالی صدوق، ص‏254
+نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت10:1 بعد از ظهرتوسط علی |
آسيب هاي ترك امربه معروف و نهي از منكر در دانشگاه ها

 

 آسيب آسیبهاي ترك امربه معروف و نهي از منكر در دانشگاه ها

 

مقدمه

امر به معروف و نهي از منكر بزرگترين محور دين و مسأله مهمي است كه براي آن خداوند تمام پيامبران را بر انگيخت . چنانچه اگر بساط امر به معروف و نهي از منكر برچيده و از نظر علمي و عملي مهمل گذارده شده بود ، نبوت بيهوده مي گشت و ديانت نابود مي شد .سستي و گمراهي و جهل و فساد همه جا را فرا مي گرفت ؛ كج انديشي فراگير و شهرها ويران و مردمان هلاك مي گشتند . و هر واقعه كه از آن بيم داشتيم به وقوع مي پيوست 1. از اين رو ضرورت دارد در هر جامعه اي فريضه مهم امر به معروف و نهي از منكر به پا داشته شود و همه افراد تمام همت خود را به كار گيرند تا با اجراي آن جامعه اي سالم و محيطي آرام و اسلامي داشته باشند .

دانشگاه نيز به عنوان يك اجتماع بزرگ علمي ، براي رسيدن به اهداف عالي خود ، كه همان علم جويي و دانش پژوهي است ، بايد يه اين فريضه اهميت بدهد ؛ چرا كه اصول و مباني دانشگاه ها ، اسلامي است و در صورت غفلت از فريضه امربه معروف و نهي از منكر ممكن است از اسلام واقعي دور شويم و بي بندوباري ، بي ديني ، فضاي آلوده و ... دانشگاه را پر كند دانشگاه و دانشگاهيان را از هدف اصلي خود كه پرداختن به علم و دانش است ، باز دارد .

 .....

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت1:3 قبل از ظهرتوسط علی |
امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر به نظر شیعیان یکی از فروع دین اسلام است.
امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آن‌چه به باور مسلمانان خوب در نظر گرفته ‌می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آن‌چه به باور مسلمانان بد در نظر گرفته می‌شود.


تعریف معروف و منکر  [۱]


در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است.


شرایط امر به معروف و نهی از منکر  [۲]


.....

+نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت1:2 قبل از ظهرتوسط علی |
روش های امر به معروف ونهي ازمنكر

 روش های امر به معروف ونهي ازمنكر

 

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ( هر كه امر به معروف مي كند ،بايد شيوه اش نيز معروف باشد).
قرآن مي فرمايد : نيكي در اين نيست كه از بي راهه به خانه ها وارد شويد ، نيكي دراين است كه از راه آن وارد شويد.
امام باقر (علیه السلام) ذيل اين آيه فرمود : خانه ها را از راهش وارد شويد يعني هر كاري را از راهش انجام دهيد !
آري براي هرمعروف ومنكري ، از هر شخصي درهر مكاني وهر زماني، شيوه اي خاص لازم است كه اگرمراعات نشود ، امكان دارد اثر منفي دهد.

حديثي از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده كه فرمود: ( المومن مراه المومن ) مومن آئينه مومن است . اگر در اين حديث كوتاه دقت كنيم، نكاتي درباره شيوه امر به معروف درك مي كنيم ؛ از جمله :
1- آئينه از روي صفا عيب را مي گويد ، نه از روي انتقام ، غرض وكينه
2- آئينه زماني عيب را نشان مي دهد كه خودش گردوغبار زده نباشد.
3- آئينه مراعات مقام ومدال را نمي كند.
4- آئينه عيب را بزرگتر از آنچه هست ،نشان نميدهد.
5- آئينه همراه با نشان دادن عيب ،نقاط قوت را نيز نشان ميدهد.
6- آئينه عيب را روبرو مي گويد نه پشت سر.
7- آئينه عيب را بي سروصدا مي گويد.
8- آئينه عيب را در دل نگه مي دارد و همين كه از كنارش رد شدي عيب از صفحه اوپاك مي شود.
9- آئينه را اگر شكستي ، خرده هاي آن هم زشت و زيبا را نشان ميدهد. مومن را اگر شكستي وتحقير كردي ،باز دست از حرفش بر نمي دارد .
10- اگر آئينه عيب مرا گفت ، بايد خودم را اصلاح كنم ،؛ نه آنكه آئينه را بشكنم .آري! اگر مسلماني نهي ازمنكر كرد ،شما گناه را از خود دور كن وبه انتقاد كننده اعتراض نكن.
اي غزالي گريزم از ياري كه اگر بدكنم نكو گويد
مخلص آن شوم كه عيبم را همچو آيينه روبه رو گويد
نه كه چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته ،موبه مو گويد
توجه دادن به كرامت وارزش انسان
اگرانسان بداندكه جانشين خداست.
اگرانسان بداندكه فرشتگان بر اوسجده كرده اند اوموجودي است كه روح خدا دراو دميده شده است؛ تنها موجودي است كه خداوند درآفرينش او خود را ستوده است؛ همه چيز را به تسخير او درآورده است؛ در آفرينش ، بهترين شكل را به او عطا كرده است؛ براي او ، انبيا وكتب آسماني فرستاده است؛ او را موجودي فنا ناپذير قرار داده است، ارزش اوبهشت است ونه كمتر ؛ خداوند انواع فضيلت ها وكرامتها را به او مرحمت كرده است.
اگرانسان به اين كرامت ها ومقامات توجه كند ، هرگز خودرا به كارهاي زشت آلوده نخواهد كرد.
راستي! چرا عمر ما چراگاه شيطان باشد؟ ما كه جانشين خدائيم ،چرا با دشمن خدا قرين باشيم؟
حضرت علي (علیه السلام) فرمود : كسي كه كرامت و ارزش خود را شناخت دنيا و هوسها نزد او ناچيز مي شود

.

خاطره

شخصي به نام شقراني در زمان امام صادق (علیه السلام) مرتكب شراب خواري شد .امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: اي شقراني ! كار زشت از هر كس كه سر زند ، زشت است ؛ ولي اگر از تو سر زند ، زشت تر است؛ همان گونه كه كار نيكو از هر كس نيكوست ؛ ولي اگراز تو سر زند ، نيكوتر است . اين به خاطر جايگاه تو است . تو از وابستگان ما هستي . پس ، قدر خود را بدان !

شيوه هاي امرونهي

1- آماده سازي

سخن حق ، همچون شكر است ؛ اگر شكر را به همين شكل در گلوي كسي بريزيم ، امكان دارد خفه شود. بايد شكر را با آب مخلوط كرده تا تبديل به شربت شود وبراي همه افراد قابل استفاده وتحمل باشد .
از خاطرم نمي رود زماني كه مي خواستم درباره روايات كفن در تلويزيون صحبت كنم ، فكر كردم كه بعضي مردم تحمل شنيدن اين گونه آماده كردم كه : از نيازهاي عمومي وهمگاني ، نياز به لباس است. اسلام براي هر فصل و زمان وكاري لباس در نظر گرفته ودستوراتي داده است؛ مثل لباس كودك، لباس كار ، لباس جنگ ، لباس نماز عيد ،لباس نماز باران ،لباس احرام و حج ، لباس عروس ، لباس دادن به برهنه ها ، نظافت لباس ،وصله كردن لباس ،رنگ لباس ، دوخت لباس ، جنس لباس و...
وبراي هر يك ازعناوين هم حديثي ونكته اي گفتم . كم كم مردم را براي شنيدن بحث آخرين لباس (كفن) و روايات كفن آماده كردم .ولي اگر از ابتدا مي گفتم : موضوع بحث امروزم كفن است ، شايد ميليون ها نفر تلويزيون را خاموش مي كردند.

2- تلفيق

چه بسيارند افرادي كه از انجام معروف هراس دارند وچه بسارند كساني كه جدا شدن از بعضي منكرات را براي خودمحال مي پندارند ، در صورتي كه تلقين صحيح وبيان نمونه ها در اين زمينه كارگشا خواهد بود.

3- استفاده از هنر ، شعر وطنز

نقش هنر در دعوت مردم به فساد وانحراف ،بر كسي پوشيده نيست . سامري با هنر مجسمه سازي توانست مردم رامنحرف وبني اسرائيل را گوساله پرست كند.
زيبا گويي ، فصاحت وبلاغت ، بهترين اهرم براي جذب مردم است؛ همانگونه كه قيافه زيبا و موزون نقش مهمي در تاثير كلام دارد.
در قرآن ، امر شده است كه هنگام رفتن به مسجد ، زينت هاي خود را با خود برداريد.
سخن زيبا ومجادله نيكو از سفارشهاي قرآن كريم است.
يكي از نامهاي قرآن ، احسن القصص است. آري ، قصه گويي يك هنر است.

4- انصاف در برخورد

قرآن كريم در نهي از شراب ، اول از منافع مادي ومالي آن سخن گفته است وبعد مي فرمايد : (ضررش از نفعش بيشتر است)
خداوند در برخورد با كافران ومنافقان ومشركان ، همواره از عبارت (اكثرهم) استفاده مي كند، يعني همه آنان را نفي نمي كند بلكه مي فرمايد: بيشتر آنها چنين هستند در برخورد با خلافكاران نيز بايد ابتدا نقاط قوت ومثبت آنها را بگوييم وسپس آنها را متذكر كنيم .

5- اميد دادن

گاهي انسان گنهكار با خود مي گويد :ديگر ازما گذشته است ، ما ديگرراهي براي بازگشت نداريم. ما ديگر جهنمي شده ايم . اين گونه افراد هر روز به گناه بيشتري گرفتار مي شوند.
چون قامت ما براي غرق است در كم و زياد او چه فرق است
بايد به آنها از عفو الهي واز پذيرفتن توبه ولطفي كه خداوند به توبه كنندگان دارم بگوييم و خاطراتي ازتوبه كنندگان بيان كنيم تا گناه ، او را به ياس نكشاند . بايد به او تذكر داد كه ياس ازگناهان كبيره است .

6 – تغافل

گاهي بايدانسان خود را به غفلت بزند وتظاهر كند كه من متوجه خلاف تو نشدم تا از اين طريق شخصيت افراد شكسته نشود.
قرآن مي فرمايد : برادران يوسف كه پس از ده ها سال او را ديدند ونشناختند ، به او گفتند : ما قبلاً برادري داشتيم به نام يوسف كه دزد بود. يوسف خود را به تغافل زد ونگفت كه آن برادر من هستم وچرا به من نسبت دزدي ميدهيد .
البته تغافل در مورد خلافه هاي شخصي ، جزئي وفردي است ؛ و گرنه درمسائل مهم كه دشمنان وكفار براي براندازي نظام اسلامي نقشه مي كشند ، تغافل بزرگترين خواست دشمن است.

7- توجه به ظرفيت افراد

امام صادق (علیه السلام) شخصي را براي ماموريتي به منطقه اي فرستاد . او درگزارش خود به امام ، از مردم منطقه به شدت انتقاد كرد .امام فرمود : ايمان ده درجه دارد . بعضي يك درجه ايمان دارند وبعضي دو درجه ، بعضي هم هفت تا ده درجه . نبايد كساني كه ايمان كامل تري دارند ، از ديگران توقع بيش ار ظرفيت داشته باشند .
در شيوه تبليغ انبيا مي خوانيم كه مي فرمودند : ما ماموريم طبق ظرفيت افراد با آنان صحبت كنيم.

8- كنايه گويي

قرآن به حضرت عيسي (علیه السلام) مي فرمايد : آيا تو به مردم گفتي كه من ومادرم را خدا بگيريد؟!
در جاي ديگر ،خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را مخاطب قرار داده و مي فرمايد : اگر پدر و يا مادرت نزد تو به پيري رسيدند ، تو با آنان درشتي نكن !
در حالي كه همه مي دانيم حضرت عيسي مردم را به توحيد دعوت مي كرد وپ يامبر اسلام دركودكي پدر ومادر خود را از دست داده بود.اين گونه خطاب ها در حقيقت به مردم است.

9 – ايجاد محبت

در بخش مهمي از قرآن ، خداوند نعمت هاي خود را مي شمارد تا عشق انسان را نسبت به خود زياد كند.
قرآن كه مردم را امر به عبادت مي كند ، مي فرمايد : پروردگار كعبه را پرستش كنيد ؛ زيرا او شما را از گرسنگي وترس نجات داد.
نمونه هايي از سيره پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره جذب دلها:
1- هر گاه سه روز يكي از ياران را نمي ديد ، به سراغش مي رفت.
2- از مريض ها در دورترين نقطه شهر عيادت مي كرد.
3- مردم را با بهترين نام صدا مي زد . حتي نام زنان وكودكان را با كرامت مي برد.
در تاريخ زندگي اهل بيت عليهم السلام نيز خاطرات فراواني به چشم مي خورد كه يك نمونه از آن را نقل مي كنيم :
مردي شامي به امام حسن مجتبي (علیه السلام) جسارت كرد.حضرت ايشان را به منزل بردند وچنان موردتفقد قرار دادندكه او از حرفهاي خود شرمنده شد.
در روايات مي خوانيم : با هر كس كه با تو قطع رابطه كرد ، ارتباط برقرار كن وهر كس به تو بدي كرد ، تو با او خوبي كن.

10- تحريك عواطف

شخصي به مادرش تندي كرد .روز بعد ،امام صادق (علیه السلام) او را ديد و به او فرمود : چرا با مادرت تندي كردي؟مگر نمي داني كه شكم مادرت منزل تو بود؟ دامان مادرت گهواره تو بود؟ شير مادر غذاي تو بود؟سپس فرمود : پس با او خشن نباش.

11- مخفيانه ومختصر باشد

در حديث مي خوانيم : هر كس برادر ديني خود را مخفيانه موعظه كند ،او راآراسته كرده ،ولي هر كس آشكارا موعظه كند، او را شرمنده كرده است.
گرنصيحت كني ، به خلوت كن كه جز اين ، شيوه نصيحت نيست
هر نصيحت كه بر ملا باشد آن نصيحت به جز فضيحت نيست
درحديث مي خوانيم :
هر گاه كسي را موعظه مي كني ؛ خلاصه بگو!

12- نماياندن الگوها

معرفي چهره هاي موفق وتجليل از آنها ، در دعوت مردم به معروف نقش موثري دارد . اين كه هر سال مردم در عاشورا فرياد (ياحسين )سر مي دهند ، زمينه دوري از پذيرش طاغوت و وفاداري به نظام اسلامي مي شود.
قرآن مي فرمايد : مردم دنيا از همسر فرعون درس بگيرند كه چگونه جذب مال ومقام وقدرت فرعون نشد .
درجاي ديگري مي فرمايد :از حضرت ابراهيم وحضرت محمد (علیه السلام) درس بگيريد ؛ زيرا اين دو بزرگوار اسوه والگو هستند.

قرآن كريم به پيامبر عزيز مي فرمايد: از طريق حكمت و منطق يا موعظه ونصيحت و يا جدال نيكو مردم را به راه خدا دعوت كن!

13 – تدريج

همان گونه كه شيطان انسان را گام به گام به سوي فساد مي كشاند راه اصلاح وامر به معروف ونيز گام به گام باشد
در قرآن درمورد تحريم ربا اين مراحل به چشم مي خورد :
در مرحله اول ، قرآن مي فرمايد :آنچه به مال شما از طريق ربا اضافه مي شد ،نزدخدا افزايش نيست.
در مرحله دوم ، قرآن ربا خواري را از عادات زشت يهوديان مي شمارد.
درمرحله سوم ،قرآن انسان را از رباي مضاعف و زياد نهي مي كند.
درمرحله چهارم ، قرآن ، ربا گرفتن رابه منزله اعلام جنگ باخدا مي داند.

14- تكرار

چون برنامه اسلام تنها آموزش نيست ، بلكه تربيت هم هست ،لذا اوامر ونواهي بايد تكرار شود. براي هر غفلت ،يك تذكر لازم است. شما درنماز ده ها بار (الله اكبر ) را در ركوع وسجود وقيام تكرار مي كنيد .
ياد خدا غذاي روح است وبايد همچون غذاي جسم تكرار شود.

15 -مماشات

حضرت ابراهيم (علیه السلام) براي نهي از بزرگ ترن منكر (شرك) از راه مدارا ومماشات وارد شد وگام به گام به انتقادات خوداضافه كرد.
بار اول فرمود: خورشيد غروب مي كند ومن غروب شدني را دوست ندارم .( اني لااحب الافلين)
بار دوم فرمود: ماه پرستي انحراف است وخدا مرا گرفتار آن نكند . ( لئن لم يهدني ربي ...)
بار سوم فرمود: من بيزارم از هر چه كه شما شريك خدا مي دانيد .( اني بري ء مما تشركون)

16- حكمت ، موعظه ،جدال نيكو

قرآن كريم به پيامبر عزيز مي فرمايد: از طريق حكمت و منطق يا موعظه ونصيحت و يا جدال نيكو مردم را به راه خدا دعوت كن!
در امر به معروف ونهي ازمنكر بايد روي مسائلي تكيه كرد كه قابل خدشه نباشد.به سخنان محكمي كه موردقبول همه است، حكمت گفته مي شود.
مراد از موعظه حسنه ، موعظهاي است كه بر اساس محبت و با بيان نيكو باشد و در زمان و مكان مناسب با شيو ه هاي صحيح انجام شود. ومراد از مجادله نيكو نيز پذيرفتن نقاط قوت ديگران واستدلال و مقابله به مثل در شيوه ها است.

17 - ريشه مفاسد را بخشكانيم

قرآن مي فرمايد : ( سوء ظن نبريد وتجسس نكنيد ) ؛ زيرا سوء ظن ، سرچشمه تجسس وتجسس ، سرچشمه غيبت مي شود.
اگر قرآن ،زنان را از پايكوبي ويا گفتار همراه با ناز وكرشمه وتحريك آميز نهي مي كند ،به خاطر خشكاندن سرچشمه گناه است.
درمسائل سياسي واجتماعي نيز براي اصلاح دولت ها بايد دولتمردان اصلاح شوند وبراي اصلاح نسل نو ،بايد خانواده ها اصلاح شوند.
قرآن مي فرمايد : با رهبران كفر مبارزه كنيد.

18- احترام به ارزشهاي ديگران

قرآن كريم ،به تورات وانجيل وانبياي گذشته احترام مي گذارد و مراكز عبادت ساير اديان را محترم مي شمارد ؛ حتي براي حفظ آن ، دفاع را لازم ميداند. در سفارش هاي اسلامي نيز آمده است: (بزرگان هر قوم را احترام كنيد!)

19 - با انجام معروف ،زمينه را بر منكر تنگ كنيم

قرآن مي فرمايد : (راه جلوگيري از فحشا ومنكر ، انجام معروفي همچون نماز است.)
هنگامي كه خداوند مي خواهد حضرت آدم را از غذايي منع كند، ابتدا اجازه بهره برداري از غذاهاي ديگر را به او ميدهد ومي فرمايد : (از هر غذايي در بهشت استفاده كن؛ ولي از اين غذا استفاده نكن!)
تفريح و ورزش از معروف هايي است كه جلو بسياري از مفاسد، امراض ومنكرات رامي گيرد.
زهد وعدالت مسئولان مملكتي ، از معروف هايي است كه مي تواند جلو بزرگترين منكرات را كه بدبيني به حكومت اسلامي است. بگيرد.

20- توجه به زمان

در روايات مي خوانيم : هنگام مسافرت ، خانواده خود را به تقوي سفارش كنيد ؛ زيرا در آستانه جدايي ،علاقه ها اوج مي گيرد و زمينه پذيرش در انسان زياد مي شود.
در حديث مي خوانيم : به هنگام خشم وغضب ، كسي را ادب نكنيد زيرا در معرض افراط هستيد .
در قرآن نيز نسبت به استغفار در سحر مكرر سفارش شده است.

21- اعراض

قرآن ميفرمايد : ( هر كاه كساني را ديدي كه در آيات ما به ياوه سرائي نشسته اند ، پس به عنوان اعتراض ،مجلس آنان را ترك كن ! يا مسير حرف را تغيير ده ! واگرشيطان تو را به فراموشي انداخت ، تا متوجه شدي جلسه را ترك كن وبا ستمگران منشين).
در حديث مي خوانيم : (سزاوار نيست كه مومن درمجلس گناهي كه نمي تواند آن را تغيير دهد بنشيند.)
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مي فرمايد : گناهكاران را با قيافه عبوس ملاقات كنيد !

ستاد احیای معروف ونهي ازمنكر خراسان رضوی
جايگاه امر به معروف و نهي از منکریروش ها و شيوه ها

17-شيوه «استناد به الگوها»
در هر جامعه اي، الگوهايي شايسته در حوزه هاي مختلف وجود دارد. الگوهايي علمي، فرهنگي و اجتماعي که در زمينه هاي علم، فرهنگ و هنر، دين و اخلاق و... با برخورداري از ويژ گي هايي چون، بلندهمت بودن، عزم و تصميم جدي داشتن، صداقت و شجاعت داشتن، کمک به همنوعان و... زبانزد عام و خاص هستند. در موارد بسياري براي اصلاح رفتار افراد استناد به اين الگوها، سودمند و کارساز است. پروردگار متعال پيامبران و نيز پيشوايان معصوم را الگو و اسوه مردم قرار داده است و پس از آن، مؤمنان حقيقي به کمال رسيده را اٌسوه ديگران معرفي مي نمايد.

درباره استناد به الگوها براي تصحيح رفتار ديگران به يک نمونه تاريخي توجه گردد:
روزي پيامبر اسلام (ص) درباره رستاخيز و وضع مردم در دادگاه بزرگ الهي بياناتي فرمود، اين بيانات مردم را تکان داد و جمعي گريستند و به دنبال آن گروهي از ياران پيامبر تصميم گرفتند پاره اي از لذت ها و راحتي ها را بر خود تحريم کرده و به جاي آن به عبادت بپردازند، روزها را روزه گرفته و شب ها را به عبادت و نيايش صبح کنند. روزي همسر عثمان بن مظعون که زن جوان و زيبايي بود نزد عايشه آمد، عايشه از وضع او شگفت زده شد و پرسيد: چرا به خودت نمي رسي و زينت نمي کني؟
در پاسخ گفت: براي چه کسي زينت کنم؟ همسرم مدتي است که مرا ترک کرده و رهبانيت پيش گرفته است. اين سخن به گوش پيامبر رسيد، دستور داد همه مسلمانان به مسجد آيند. هنگامي که مردم در مسجد جمع شدند بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي پروردگار فرمود: چرا بعضي از شما چيزهاي پاکيزه را بر خودحرام کرده ايد، من سنت خود را براي شما بازگو مي کنم (اگر من سرمشق و اسوه شما هستم، بايد مانند من باشيد) هر کسي از آن روي برگرداند از من نيست. من هرگز به شما دستور نمي دهم ترک دنيا گوييد زيرا اينگونه مسايل و دير نشيني در آئين من نيست. رهبانيت امت من در جهاد است، بر خود سخت نگيريد زيرا جمعي از پيشينيان شما بر اثر سخت گرفتن بر خود هلاک شدند.

18-شيوه «تنظيم روابط»
پيش از اين گفته شد هدف از امر به معروف و نهي از منکر انجام دادن معروف و ترک منکر است. اين هدف، گاهي با ايجاد ارتباط با مخاطب و يا کم و زياد کردن ارتباط به دست مي آيد. تنظيم رابطه با مخاطب با توجه به شرايط به سه گونه شکل مي گيرد:

الف- گسترش روابط
اين مرحله، از ايجاد ارتباط آغاز و به مراحل توسعه و گسترش آن مي رسد. آمر و ناهي گاهي تشخيص مي دهد در صورتي که با مخاطبان خود طرح دوستي و رفاقت بريزد و اين دوستي را تداوم و توسعه دهد مي تواند آنها را به انجام معروف ها وادار و يا از انجام منکرها بازدارد. اين شيوه در بسياري موارد اثربخش مي باشد. بزرگان بشريت از اين شيوه براي هدايت انسان و دعوت به توحيد و خير و نيکي بهره فراوان گرفته اند. به عنوان نمونه به اين داستان توجه شود: حضرت عيسي (ع) دو نفر از ياران نزديک خود را براي تبليغ دين و دعوت به توحيد و دست برداشتن از بت پرستي به شهر انطاکيه فرستاد. آنها براي جلب اعتماد مردم به اذن خداوند برخي از مريض ها را شفا مي دادند. داستان اين دو نفر به گوش پادشاه آن ديار که بت پرست بود رسيد. آنها را احضار کرد و پرسيد: شما کيستيد؟
گفتند: فرستادگان حضرت عيسي هستيم، آمده ايم تا تو را از پرستش بت هايي که قدرت شنيدن و ديدن ندارند، به پرستش خداوندي که مي شنود و مي بيند دعوت کنيم.
پادشاه: مگر شما غير از بت هاي ما خداي ديگري مي پرستيد؟
-آري، کسي که تو را حيات و زندگاني بخشيده است.
پادشاه که خشمگين شده بود دستور داد آن دو را شکنجه و زندان کنند. حضرت عيسي هم براي کمک به آن دو نفر، وصيّ خودش، شمعون را فرستاد. شمعون به شکل ناشناخته به شهر وارد شد. او از روز نخست با درباريان و اطرافيان پادشاه طرح دوستي ريخت و با آنان نشست و برخاست داشت. آنها که از نوع برخورد ، ادب و نيز بزرگواري او بسيار خشنود بودند به او انس و علاقه خاصي پيدا کرده بودند و نزد پادشاه از وي تمجيد نموده و به نيکي ياد کردند. پادشاه او را نزد خود فراخواند و وي را انساني بزرگ يافت، از معاشرت با او خرسند بود و احترام او را رعايت مي کرد. روزي شمعون که شرايط را مناسب ديد گفت: اي پادشاه شنيده ام دو نفر را به جرم اين که تو را به آيين ديگري خوانده بودند شکنجه و زنداني کرده اي؟ آيا به سخنان آنان گوش داده اي؟
پادشاه: خير در آن هنگام خشم تمام وجودم را گرفته بود.
شمعون: اگر نظر شما مثبت باشد آن دو بيايند تا ببينيم چه مي گويند!
پادشاه دستور داد آن دو را آوردند. در اينجا شمعون با زيرکي خاصي و با توجه به اين که آن دو از دوستان خود او بودند مديريت جلسه را برعهده گرفت و از آنان پرسيد: از سوي چه کسي به اينجا آمده ايد؟
گفتند: از سوي پروردگاري که آفريننده هر چيزي است و شريکي ندارد.
شمعون: چه آيه و نشانه اي بر راست گويي خود داريد؟
گفتند: هرچه شما بخواهيد.
پادشاه دستور داد نابينايي آوردند تا آن دو به او بينايي بدهند. آن دو دعا کردند و آن شخص بينا شد.
شمعون از فرصت استفاده کرد و به پادشاه گفت: شما نيز اگر از بت هاي خود بخواهيد که چنين کاري بکنند، شرافت و بزرگي آنان را اثبات خواهد کرد.
پادشاه: بين من و تو که چيز پنهاني وجود ندارد، خدايان ما نه ضرري را دفع مي کنند و نه سودي به ما مي رسانند. آنگاه پادشاه براي اين که از موضع انفعال بيرون بيايد، پيشنهاد دشوارتري دادکه اگر خداي شما مرده اي را زنده کند به او ايمان مي آوريم.
آنان پذيرفتند و گفتند: خداي ما بر هر چيزي توانا است. پادشاه دستور داد مرده اي را که هفت روز از مرگ او گذشته بود، آوردند (برخي گفته اند آن مرده، فرزند او بوده است) آن دو دست به دعا نزد پروردگار برداشتند. شمعون نيز آهسته و در دل خود دعا مي کرد تا آن مرده زنده شود. به اذن خداوند مرده زنده شد. در اينجا بود که پادشاه به توصيه شمعون به حضرت عيسي (ع) ايمان آورد و عده زيادي از مردم نيز به دين خدا گرويدند.

ب – محدودسازي روابط
نوع ديگر از تنظيم رابطه ، محدودسازي آن مخاطب است ، به اين معنا که آمر و ناهي ، با فرد يا افرادي دوستي يا پيوند خويشاوندي دارد و با آنان رفت و آمد مي کند ، برخي از آنان ، نسبت به انجام معروف ها ، سهل انگارند (مثلاً خمس مال خود را نمي دهند يا نماز نمي خوانند و ...) و برخي ديگر ، پاره اي از منکرها را انجام مي دهند (مثلاً دروغ مي گو يند يا درباره افراد تهمت مي زنند عيب جويي مي کنند و يا ...)
اگر آمر و ناهي ، احتمال دهد که امر و نهي زباني او تاثير گذار است ، بايد آنان را امر به معروف ونهي از منکر کند . اما اگر گفتن را کارساز نمي داند ، ولي کم کردن رابطه را موثر مي داند ، بايد از اين شيوه استفاده کند و رفت و آمدهاي خود را با آنان کمتر نمايد . اين روش نيز در مخاطب ، آثار ترتيبي مثبتي ، برجاي مي نهد و او را نسبت به خطاها و اشتباهات خود ، آگاه مي سازد . به عنوان مثال ، اگر پدري بخواهد ، فرزندش را از اشتباهي که در پيش گرفته بازدارد و شيوه هاي ملاطف ، گفت وگوي دوستانه و کمک بيشتر به او ، موثر نيفتاد ، مي تواند رابطه خود را با او را ،کم رنگ سازد و از کمک هايي که به او مي نموده است ، بکاهد . همين گونه است رابطه معلم با دانش آموز و دانشجو و نيز رابطه ما با دوستان ، بستگان و يا ساير افراد جامعه .

ج – قطع روابط
گاهي ، مخاطب يا مخاطبان ، که معروف را ترک کرده اند و يا به منکر روي آورده اند ، نه امر و نهي زباني را پذيرا هستند و نه با توسعه روابط ، به راه مي آيند و نه از محدودسازي ارتباط ،هراسي به خود مي دهند ! در اين صورت ، اگر مسأله خانواده اي است ، در درون خانه و اگر اجتماعي است ، در جامعه بايد با آن فرد يا افراد ، روابط خود را قطع نمايند و به تعبيري ديگر ، آنان را از برکت و نعمت نشست و برخاست و معاشرت و گفت و گو محروم سازند ، تا به خود آيند و از خطاي خود دست بردارند . «دور کن هم خويش و هم بيگانه را »
امام صادق (ع) به اصحاب خودفرمود :
چرا مانع رفتار ناشايست برخي افراد ، نمي شويد ؟ پاسخ دادند :آنها سخن ما را نمي پذيرند . حضرت فرمود: در اين صورت از آنان کناره گيري کنيد و از نشست و برخاست با آنان ، بپرهيزيد.
به دو نمونه از اين شيوه ، که يکي در حوزه خانواده است و ديگري در حوزه اجتماع و در صدر اسلام رخ داده است ، توجه کنيم :
در سال نهم هجري ، رسول خدا (ص) مردم را براي جنگ با روميان فرا خواند . زيرا خبر يافت که دولت روم سپاه عظيمي فراهم کرده است تا به جنگ مسلمانان بيايد . از طرفي ، فصل تابستان و گرمي هوا و رسيدن ميوه ها و آسايش در سايه درختان ميوه دار ، و از سويي دوري راه و نگراني از سپاه فراوان دولت روم کار بسيج کردن مسلمانان را دشوار ساخته بود. رسول خدا در اين جنگ ، - برخلاف جنگ هاي ديگر – از همان آغاز، مقصد و هدف خود را براي مردم ، آشکار کردتا مردم براي پيمودن راهي دور و کاري دشوار و نبرد با دشمني قدرتمند ، آمادگي کامل داشته باشند.
سپاهيان اسلام ، به راه افتادند ، اما در اين ميان ، سه تن از مومنان ، به نام هاي کَعب ، مراره و هلال، از روي تنبلي و سستي ، با آنان همراه نشدند و از حضور در اين جنگ ودفاع از اسلام ، سرباز زدند. آنان پس از رفتن سپاه پشيمان شدند ، اما ماندند، تا پيامبر (ص) برگردد . رسول خدا (ص) نيز بدون اين که جنگي رخ دهد(گفته اند ، روميان با شنيدن حرکت سپاه اسلام ، سپاهيان خود را به پايگاه هاي خود برگردانده بودند) مراجعت کردند اگر چه در اين مسافرت طولاني ، مسلمانان سختي هاي زيادي را تحمل کردند .
پس از بازگشت پيامبر (ص) اين سه نفر نزد پيامبر (ص) آمده و عذر خواهي کردند . اما پيامبر (ص) با آنان سخن نگفت و به مسلمانان نيز دستور داد تا از سخن گفتن با آنان خودداري کنند ، حتي خويشاوند آنان و زن و فرزند آنان ،فقط برايشان غذا مي بردند ، ولي با آنان سخن نمي گفتند. اين قطع رابطه ، زمين را با همه بزرگيش ، بر آنان تنگ ساخت. آنان گاه در ميان مردم و گاه در کوه و بيابان به سر مي بردند ، کعب مي گويد : روزي در بازار مدينه راه مي رفتم، که يکي از اهالي شام که براي خريد و فروش به مدينه آمده بود از من سراغ مي گرفت و از مردم مي خواست ، کعب رابه او نشان دهند. به من اشاره کردند، نزد من آمد . او نامه اي از پادشاه غسان ، براي من آورده بود ، پادشاه داستان ما را شنيده بود و با سوء استفاده از اين فرصت ، به من نوشته بود که : خبر يافتم که سرورت ، بر تو جفا کرده است ، باآن که خدا تحمل خواري و زبوني را بر تو واجب نکرده است ، نزد ما بيا تا با تو همراهي کنيم !
کعب مي گويد : بايد ديد ، چرا کار من به اينجا کشيده است ، که مردي مشرک نسبت به (جذب) من طمع کرده است ؟!
به هر حال اين سه تن که ده ها روز ، آواره و منزوي بودند حتي تصميم گرفتند خود آنان بايکديگر نيز ، سخن نگويند و به دعا و توبه مشغول باشند و بالاخره پس از پنجاه روز ، آيه اي نازل شد
(آيه 118 – سوره احزاب : و علي الثلاثه ...) و توبه آنان را پذيرفت و آنها با خوشحالي به دامان جامعه اسلامي برگشتند.
نتيجه :
اگر مسلمانان ، نسبت به ارزشهاي الهي و انسان ساز ، احساس مسئوليت کنند افراد بي بند و بار در اقليت قرار خواهند گرفت و با روشهايي که گفته شد ، مي توان به اصلاح آنان اقدام کرد .

آن بخش دیگری که باز آن را مختصر عرض می کنم که مربوط به عموم مردم است دردرجه اول عبارت است از امر به معروف و نهی از منکر در مسائل اجتماعی.البته در مسائل فردی، تقوا خیلی زیاد مورد توصیه امیرالمومنین است; اما در زمینه مسائل اجتماعی شاید هیچ خطابی به مردم شدیدتر،غلیظتر، زنده تر و پرهیجان تر از خطاب امر به معروف و نهی از منکر نیست.امربه معروف و نهی از منکر، یک وظیفه عمومی است.البته ما باید تاسف بخوریم از این که معنای امر به معروف و نهی از منکر درست تشریح نمی شود.امر به معروف، یعنی دیگران را به کارهای نیک امر کردن.نهی از منکر، یعنی دیگران را از کارهای بد نهی کردن.امر و نهی، فقط زبان و گفتن است; البته یک مرحله قبل از زبان هم دارد که مرحله قلب است و اگر آن مرحله باشد، امربه معروف زبانی، کامل خواهد شد.وقتی که شما برای کمک به نظام اسلامی مردم را به نیکی امر می کنید مثلا احسان به فقرا، صدقه، راز داری، محبت، همکاری،کارهای نیک، تواضع، حلم، صبر و می گویید این کارها را بکن، هنگامی که دل شما نسبت به این معروف، بستگی و شیفتگی داشته باشد، این امر شما، امرصادقانه است. وقتی کسی را از منکرات نهی می کنید مثلا ظلم کردن، تعرض کردن،تجاوز به دیگران، اموال عمومی را حیف و میل کردن، دست درازی به نوامیس مردم، غیبت کردن، دروغ گفتن، نمامی کردن، توطئه کردن، علیه نظام اسلامی کار کردن، با دشمن اسلام همکاری کردن و می گویید این کارها را نکن، وقتی که در دل شما نسبت به این کارها بغض وجود داشته باشد، این نهی، یک نهی صادقانه است و خود شما هم طبق همین امر و نهی تان عمل می کنید.اگر خدای نکرده دل با زبان همراه نباشد، آنگاه انسان مشمول این جمله می شود که «لعن الله الامرین بالمعروف التارکین له ».کسی که مردم را به نیکی امرمی کند، اما خود او به آن عمل نمی کند; مردم را از بدی نهی می کند، اما خوداو همان بدی را مرتکب می شود; چنین شخصی مشمول لعنت خدا می شود; این چیزخیلی خطرناکی خواهد شد.

اگر معنای امر به معروف و نهی از منکر و حدود آن برای مردم روشن بشود،معلوم خواهد شد یکی از نوترین، شیرین ترین، کارآمدترین و کارسازترین شیوه های تعامل اجتماعی، همین امر به معروف و نهی از منکر است و بعضیهادیگر درنمی آیند بگویند «آقا! این فضولی کردن است »! نه، این همکاری کردن است; این نظارت عمومی است; این کمک به شیوع خیر است; این کمک به محدودکردن بدی و شر است; کمک به این است که در جامعه اسلامی گناه، گناه بماند.بدترین خطرها این است که یک روز در جامعه، گناه به عنوان صواب معرفی بشود; کار خوب به عنوان کار بد معرفی بشود و فرهنگها عوض بشود.وقتی که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رایج شد، این موجب می شود که گناه در نظر مردم همیشه گناه بماند و تبدیل به صواب و کار نیک نشود.بدترین توطئه ها علیه مردم این است که طوری کار کنند و حرف بزنند که کارهای خوب کارهایی که دین به آنها امر کرده است و رشد و صلاح کشور در آنهاست در نظرمردم به کارهای بد، و کارهای بد به کارهای خوب تبدیل شود; این خطر خیلی بزرگی است.

بنابراین اولین فایده امر به معروف و نهی از منکر همین است که نیکی وبدی، همچنان نیکی و بدی بماند.فایده دیگرش این است که وقتی در جامعه گناه منتشر بشود و مردم با گناه خو بگیرند، آنگاه اگر در راس جامعه هم کسی بخواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق بدهد، کارش با مشکل مواجه خواهد شد; نمی تواند; یا به آسانی نمی تواند; مجبور است با صرف هزینه فراوان این کار را انجام بدهد.یکی از موجبات نا کامی تلاشهای امیرمؤمنان با آن قدرت و عظمت در ادامه این راه، که بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود.این روایت تکان دهنده و عجیبی است;می فرماید:«لتامرن بالمعروف و لتنهون عن المنکر او لیسلطن الله علیکم شرار کم فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم »; باید امر به معروف و نهی از منکررا میان خودتان اقامه کنید، رواج بدهید و نسبت به آن پایبند باشید; اگرنکردید، خدا اشرار و فاسدها و وابسته ها را بر شما مسلط می کند; یعنی زمام امور سیاست کشور به مرور به دست امثال حجاج بن یوسف خواهد افتاد! همان کوفه یی که امیرالمومنین در راس آن قرار داشت و در آن جا امر و نهی می کرد ودر مسجدش خطبه می خواند، به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر، به مروربه آن جایی رسید که حجاج بن یوسف ثقفی آمد و در همان مسجد ایستاد و خطبه خواند و به خیال خود مردم را موعظه کرد! حجاج چه کسی بود؟ حجاج کسی بودکه خون یک انسان در نظر او، با خون یک گنجشک هیچ تفاوتی نداشت! به همان راحتی که یک حیوان و یک حشره را بکشند، حجاج یک انسان را می کشت.یک بارحجاج دستور داد و گفت همه مردم کوفه باید بیایند و شهادت بدهند که کافرهستند و از کفر خودشان توبه کنند; هر کس بگوید نه، گردنش زده می شود! باترک امر به معروف و نهی از منکر، مردم این گونه دچار ظلمهای عجیب و غریب واستثنایی و غیر قابل توصیف و تشریح شدند.وقتی که امر به معروف و نهی ازمنکر نشود و در جامعه خلافکاری، دزدی، تقلب و خیانت رایج گردد و بتدریج جزو فرهنگ جامعه بشود، زمینه برای روی کار آمدن آدمهای ناباب فراهم خواهدشد.

البته امر به معروف و نهی از منکر حوزه های گوناگونی دارد که باز مهمترینش حوزه مسؤولان است; یعنی شما باید ما را به معروف امر، و از منکر نهی کنید.مردم باید از مسؤولان، کار خوب را بخواهند; آن هم نه به صورت خواهش وتقاضا; بلکه باید از آنها بخواهند.این مهمترین حوزه است; البته فقط این حوزه نیست; حوزه های گوناگونی وجود دارد.

در مساله امر به معروف و نهی از منکر، فقط نهی از منکر نیست; امر به معروف و کارهای نیک هم هست.برای جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک،همکاری اجتماعی، ورزش صحیح و معقول و رعایت آداب و عادات خوب در زندگی،همه جزو چیزهای خوب است.برای یک مرد، برای یک زن و برای یک خانواده،وظایف خوب و کارهای بزرگی وجود دارد.هر کسی را که شما به یکی از این کارهای خوب امر بکنید به او بگویید و از او بخواهید امر به معروف است. نهی از منکر هم فقط نهی از گناهان شخصی نیست.تا می گوییم نهی از منکر، فورا درذهن مجسم می شود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکی باید بیاید و او را نهی از منکر کند; فقط این نیست; این جز دهم است. نهی از منکر در همه زمینه های مهم وجود دارد; مثلا کارهایی که افراد توانادستشان می رسد و انجام می دهند; همین سو استفاده از منابع عمومی; همین رفیق بازی در مسائل عمومی کشور، در باب واردات، در باب شرکتها و در باب استفاده از منابع تولیدی و غیره; همین رعایت رفاقتها از سوی مسؤولان.یک وقت دو نفر تاجر و کاسب هستند و با هم همکاری و رفاقت می کنند، آن یک حکم دارد; یک وقت هست که آن کسی که مسؤول دولتی است و قدرت و اجازه و امضا دردست اوست، با یک نفر رابطه ویژه برقرار می کند; این آن چیزی است که ممنوع و گناه و حرام است و نهی از آن بر همه کسانی که این چیزها را فهمیده انددر خود آن اداره، در خود آن بخش، بر مافوق او، بر زیردست او واجب است; تافضا برای کسی که اهل سو استفاده است، تنگ بشود.

در محیط خانواده هم می شود نهی از منکر کرد.در بعضی از خانواده ها حقوق زنان رعایت نمی شود; در بعضی از خانواده ها حقوق جوانان رعایت نمی شود; دربعضی از خانواده ها بخصوص حقوق کودکان رعایت نمی شود; اینها را باید به آنها تذکر داد و از آنها خواست.حقوق کودکان را تضییع کردن، فقط به این هم نیست که انسان به آنها محبت نکند; نه، سو تربیتها، بی اهتمامیها،نرسیدنها، کمبود عواطف و از این قبیل چیزها هم ظلم به آنهاست.

منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و می شود از آنها نهی کرد و باید نهی کرد، از جمله اینهاست:اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق،اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان.

ما این همه ضایعات نان داریم; اصلا این یک منکر است; یک منکر دینی است; یک منکر اقتصادی و اجتماعی است; نهی از این منکر هم لازم است; هر کسی به هرطریقی که می تواند; یک مسؤول یک طور می تواند، یک مشتری نانوایی یک طورمی تواند، یک کارگر نانوایی طور دیگر می تواند.طبق بعضی از آمارهایی که به ما دادند، مقدار ضایعات نان ما برابر است با مقدار گندمی که از خارج واردکشور می کنیم! آیا این جای تاسف نیست؟! همه اینها منکرات است و نهی ازآنها لازم است.طبق نهج البلاغه، امیرالمؤمنین نهی از اینها را یکی ازمحورهای اصلی توصیه های خود قرار داده است.در باب مسؤولان، آن طور مشی کردن و عمل کردن و دستور دادن و قاعده معین کردن; در باب عموم مردم هم آنها راوادار کردن به حضور، به فعالیت و به احساس مسؤولیت در مسائل اجتماعی، باهمین امر به معروف و نهی از منکر.

وظیفه بزرگی بر دوش ما قرار دارد.امیرالمؤمنین جان مبارک خود را بر سراین کار گذاشت; همچنان که تمام عمر خود را از وقتی که می توانست تلاشی بکنداز همان وقتی که اسلام آورد، از اوان کودکی تا آخر عمر; چه دوران مکه، چه دوران مدینه، چه دوران بعد، چه هم در دوران خلافت در همین راه مصرف کرد ویک آن از مجاهدت و تلاش در راه خدا باز نایستاد.

برای انسان والایی که می خواهد برفراز همه پدیده های عالم وجود پرواز بکندو هیچ چیزی پابند او نباشد و او را اسیر نکند، اسوه حقیقی، امیرالمومنین است

نقش امر به معروف و نهی از منکر در برقراری امنیت اجتماعی

از آنجا كه افراد یك جامعه سالم مانند اعضای بدن، در راه زندگی اجتماعی و ایجاد حیات صحیح انسانی سهیم و شریك می باشند و هیچ یك از آنها نمی توانند در برابر قوت ها و كاستی های جامعه بی تفاوت باشند، مساله نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منكر، برای جلوگیری از فساد و سوق دادن جامعه به سوی اصلاح ضرورت می یابد.

 مقدمه

برقراری امنیت اجتماعی در هر كشوری یكی از مهم ترین دغدغه های مسئولین و مردم به شمار می آید. در این رابطه عوامل و متغیرهای متعددی دخیل و موثر هستند كه هر كدام در جایگاه خود باید مورد بحث و بررسی قرار گیرند. در مقاله حاضر نویسنده در مقام اثبات كاركردهای امر به معروف و نهی از منكر با مولفه های امنیت اجتماعی برآمده و نقش این فریضه حیاتی را كه یكی از مهم ترین واجبات اجتماعی دین اسلام است در ایجاد و برقراری امنیت اجتماعی مثبت ارزیابی نموده و برای آن جایگاه والایی قایل شده است اینك با هم آن را از نظر می گذرانیم.

فرآیند نهادینه شدن ارزش ها

بشر از آغاز زندگی اولیه خود به این نتیجه رسید كه برای تامین نیازهای اساسی خود احتیاج به همراهی همنوعان خود دارد؛ بنابراین به تدریج گروه های مختلفی بین انسان ها به وجود آمد كه رفته رفته گسترده تر شد و باعث پیچیده شدن روابط گردید. این پیچیدگی روابط بشر را بر آن داشت كه برای هر موقعیتی حد و مرزی قرار دهد.

مرزها و حدود مذكور به تقسیم كار بین گروه های انسانی انجامید و اجتماع بشری سازماندهی شد. بدین ترتیب می توان یك گروه اجتماعی نظم یافته (سازماندهی شده) را «سازمان اجتماعی» نامگذاری كرد. اما لازمه حیات سازمان اجتماعی تعامل متقابل اعضای آن است و برای پایداری و دوام این تعامل، اعضای سازمان اجتماعی باید الگوهایی معین و شناخته شده داشته باشند. به الگوهای معین و مورد توافق برای عملكرد «هنجار» می گویند. 1 بنابراین برای اینكه یك جامعه بتواند حیات خود را حفظ كند و از بی نظمی و نقصان ایمن باشد، نیاز به حفظ و بقاء ویژگی های بنیادی و اساسی گروه های اجتماعی دارد؛ كه این همان حفظ هنجارها و ارزشهاست. به این ترتیب مقوله امنیت اجتماعی فرایند حفظ ارزش ها و هنجارها در جامعه است. این فرآیند در اجتماع از طریق «كنترل اجتماعی» به وقوع می پیوندد. «كنترل اجتماعی» عمدتا از طریق درونی كردن یا نهادینه كردن ارزش ها و هنجارها انجام می گیرد و در مراحل بحرانی تر و پیچیده تر از طریق مجازات ها.

درونی كردن یا نهادینه كردن در فرآیند جامعه پذیری (كه تامین كننده همنوایی در جامعه است) از طریق نهادهای مختلف اجتماعی چون خانواده، مدرسه و... صورت می پذیرد. در این فرآیند افراد جامعه بدون احساس فشار و اجبار از سر میل و رغبت هنجارهای اجتماعی را پذیرفته و با آن همنوایی می كنند. لذا افراد جامعه به نظمی اخلاقی، خودجوش و خودانگیخته مجهز می شوند.

فرایند درونی شدن یا نهادینه شدن هنجارها و ارزش ها نیاز به ابزاری كارآمد و روشی دقیق و منسجم دارد، تا باعث تحقق این امر یا پیشبرد سریعتر آن شود. فریضه امر به معروف و نهی از منكر كه یكی از مهم ترین واجبات اجتماعی دین اسلام است، این نقش را در ایجاد و برقراری امنیت اجتماعی ایفا می كند. این مسئله از طریق بررسی ارتباط كاركردهای امر به معروف و نهی از منكر با مولفه های امنیت اجتماعی قابل اثبات می باشد.

مفهوم امنیت

معنای لغوی امنیت در فرهنگهای لغات عبارتند از: در امان بودن، آرامش و آسودگی، حفاظت در مقابل خطر (امنیت عینی و مادی) احساس آزادی از ترس و احساس ایمنی (امنیت ذهنی و روانی) و رهایی از تردید و اعتماد به دریافت های شخصی می باشد. (2) «امنیت را می توان شرایط عدم خطر یا تهدید نسبت به تواناییها و برخورداری های شخصی تعریف كرد. » (3)

امنیت اجتماعی

همان طور كه ذكر شد، یكی از ابعاد مهم امنیت ملی كه كمتر به آن پرداخته شده امنیت اجتماعی است. در تعریف امنیت اجتماعی دیدگاه های مختلفی وجود دارد. محققان تعاریف گوناگونی در این مورد ارائه می دهند؛ از جمله «مولار»خاطرنشان می سازد: «امنیت اجتماعی زمانی مطرح می شود كه جامعه تهدیدی در باب مولفه های هویتی خود احساس كند. » (4) «ویور» امنیت اجتماعی را توانایی های جامعه برای حفظ ویژگی های اساسی اش تحت شرایط تغییر و تهدیدات واقعی و محتمل تعریف می كند، وی خاطرنشان می سازد كه اعضای جامعه نمی توانند نسبت به چیزهایی كه هویتشان را تهدید می كند، احساس مسئولیت نكنندو آنهارا تنها به دولت واگذارند. (5) امنیت اجتماعی از نظر «بوزان» به حفظ مجموع ویژگی هایی ارجاع دارد كه بر مبنای آن افراد خودشان را به عنوان عضو یك گروه اجتماعی قلمداد می كنند؛ یا به بیان دیگر معطوف به جنبه هایی از زندگی فرد می گردد كه هدایت گروهی او را سامان می بخشد. (6) به این ترتیب «بوزان» امنیت اجتماعی را قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی با شرایط قابل قبولی از تحول می داند. (7) «توینس» دراین مورد معنقد است كه امنیت اجتماعی عدم ترس، خطر و هراس درحفظ و نگهداری ویژگی های مشترك گروه اجتماعی چون مذاهب، زبان و سبك زندگی است. (8)

امنیت اجتماعی در واقع فرآیند حفظ الگوهاو هنجارهای جامعه با توجه به نقش تعیین كننده گروه ها و نهادهای اجتماعی از جمله قبیله، سازمان های مذهبی وغیره است. هدفی كه این بعد دنبال می كند حفظ ارزش های اجتماعی توسط گروه های اجتماعی است. «به این ترتیب اصل موضوعه امنیت اجتماعی معطوف به حفظ و بقای ویژگی های بنیادی و اساسی گروه های اجتماعی است كه تحت عنوان «هویت» از آن یاد می شود. » (9)

به این ترتیب تعریف امنیت اجتماعی به صورت زیر ارائه می شود.

«فقدان ترس وتهدید نسبت به ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده درجامعه. »

مولفه های امنیت اجتماعی

براساس تعاریفی كه در بالا ارائه گردید، برقراری امنیت اجتماعی منوط به حفظ ویژگی های بنیادین جامعه بشری می باشد.

الگوها و هنجارهای موجود در جامعه از قبیل الگوهای زبان، فرهنگ، مذهب و عرف ملی اجزاء تفكیك شده ویژگی های بنیادین جامعه هستند. تفاوت ساختاری این اجزاء در اجتماعات مختلف باعث شكل گیری جوامع متعدد با هویت جمعی متفاوت از هم شده است. پایه و مایه هر اجتماع انسانی، این ویژگی های بنیادی است و ایجاد هرگونه اختلال و تغییر ناهماهنگ در هر یك از اجزاء مذكور، جامعه را درمعرض خطر قرار می دهد و دچار ناامنی می نماید؛ به طورمثال یكی از برنامه های استعماری جهت تسلط در كشورهای ضعیف، واردكردن ادبیات و زبان كشور بیگانه به این كشورها و ممنوع نمودن آموزش و تعلیم زبان ملی آن كشور است كه به طور قطع باعث برهم زدن نظام اجتماعی خاص آن كشور می شود.

بنابراین با توجه به مطالبی كه تاكنون ارائه گردید می توان مولفه های امنیت اجتماعی را چنین برشمرد: زبان، فرهنگ، مذهب و عرف ملی.

مفهوم معروف ومنكر

معروف به كاری اطلاق می شود كه با عقل و شریعت نیكو شناخته شود. (10) به عبارت دیگر «معروف» یعنی شناخته شده و مقابل منكراست، یا كار نیك مطابق فطرت «معروف» آن است كه مردم با ذوق آن را از حیات اجتماعی متداول می دانند و به فطرت سلیم آن را درمی یابند. (11)

طبق این تعاریف معروف ها دربین ملتها فطری و همگانی هستند و معمولا با تفاوت بسیار اندك بین دسته های گوناگون بشر یكسانند. در واقعیات زندگی بشری، یك سلسله معیارهای اصیل برای خوب وبد و زشت و زیبا وجود دارد وبشر با همان توان بشری قدرت تشخیص شایستگی ها و زیبایی ها را دارد.

بنابراین خوبی ها و بدی ها ذاتی هستند و انسان با بینش فطری و برداشت های نخستین خود می تواند برخی از آنها را دریابد و مختصات كلی آنها را باز شناسد و در جزئیات و سطوحی كه عقل انسان از شناخت آن قاصر است، وحی به كمك انسان می شتابد و در تشخیص خوبی ها از بدی ها او را راه می نماید. (12)

راغب اصفهانی در مفردات می گوید: «منكر چیزی است كه به زشتی شناخته شده است. منكر ا ز «نكر» به معنای نشناختن ریشه دارد و انكار نوعی عدم قبول است. » (13) منكر هر كاری است كه عقل ها و خردهای صحیح زشتی آن را حكم می كنند، یا اینكه عقل ها در زشتی و خوبی آن كار سكوت می كنند، سپس دین و شریعت بدی وزشتی آن را بیان می كند. (14) كاری كه مردم در جامعه خود آن را نشناسند، یعنی در جامعه متروك باشد، حال یا به خاطر زشتی اش یا به خاطر اینكه جرم و گناه است. (15)

میزان تاثیرگذاری امر به معروف و نهی از منكر در ایجاد امنیت اجتماعی

امر به خوبی ها و نهی از بدی ها دو اصل پذیرفته شده همه اقوام و ملل در طول تاریخ زندگی انسان بوده است، زیرا این دو اصل در بردارنده منافع انسان ها و منطبق با عقل و فطرت اند. از آنجا كه افراد یك جامعه سالم مانند اعضای بدن، در راه زندگی اجتماعی و ایجاد حیات صحیح انسانی سهیم و شریك می باشند و هیچ یك از آنها نمی توانند در برابر قوت ها و كاستی های جامعه بی تفاوت باشند، مساله نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منكر، برای جلوگیری از فساد و سوق دادن جامعه به سوی اصلاح ضرورت می یابد. (16)

امام باقر (ع) فرموده اند: «بوسیله امر به معروف و نهی از منكر راهها ایمن می شود. » (17) در صفحات قبل از امنیت اجتماعی به فقدان ترس و تهدید نسبت به ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده در جامعه تعبیر شد. امنیت اجتماعی به میزان زیادی به پیروی از هنجارها و ارزش های موجود در جامعه و عدم انحراف از آنها بستگی دارد. بررسی جوامع مختلف در طول تاریخ حاكی از آن است كه زندگی اجتماعی انسان ها همواره دستخوش ناملایمات و حوادث است و در همه جوامع بدون استثنا انحراف در همه اشكال آن موجود است و ناامنی به طرق گوناگون اجتماع بشر را تهدید نموده است. اما نكته ای كه در اینجا مهم می باشد نوع جلوگیری و به كنترل در آوردن این انحرافات و رسیدن به امنیت نسبی است. هر چه كنترل تهدیدها وانحرافات در جوامع با نیروهای قوی تر و كارسازتر صورت بگیرد، میزان برقراری امنیت نیز گسترده تر خواهد بود. به عبارت دیگر راه تحقق امنیت در جامعه و جلوگیری از بزه كاری و انحرافات اجتماعی، وجود یك سیستم كنترل اجتماعی موثر و كارآمد است. از سویی دیگر امر به معروف و نهی از منكر فرایند ایجاد شناخت و شكل دهی بایدها و نبایدهاست. ایجاد شناخت و آگاهی نسبت به معروف ها (ارزش ها) و فواید عمل به آنها و بدست آوردن بینش صحیح نسبت به منكرات یا همان عوامل تهدید ارزش ها و مضرات وآسیب های آن در ساختار اجتماع می باشد. این شناخت كه صفت برانگیزاننده و محرك بودن را در خود دارد، باعث بیدار شدن میل یا ذوق فطری انسان ها در جذب نیكی ها و طرد بدی ها و احیا و حفاظت از هنجارهای مقبول و همنوایی اعضای جامعه در این امر می شود. به این ترتیب امر به معروف و نهی از منكر با شناختی كه در افراد جامعه نسبت به نیكی ها و بدی ها ایجاد می كند به حفظ ارزش ها و هنجارهای موجود در جامعه و تحقق امنیت اجتماعی یاری می رساند.

در نگاهی دیگر می توان به توجه خاصی كه به این فریضه در آیات و روایات شده اشاره نمود كه خود نشان دهنده ابعاد مهم آن می باشد و نتایج عینی و عملی زیادی از آیات و روایات متعدد قابل برداشت می باشد كه به گزارش گونه ای از آن بسنده می شود:

- اجرای احكام اسلامی

- نشان دادن راه و سلوك انبیاء و اولیاء و صلحا

- معرفی مؤمنان واقعی

- بینش عقیدتی و تفكر سالم

- امنیت راهها

- اقتصاد سالم

- امنیت قضایی

- عمران و آبادانی كشور

- محكومیت دشمنان

- استحكام و استواری امور كشور و نظم و انضباط و وظیفه شناسی

- گسترش عدل و داد

- تقویت نیروهای صالح و تضعیف منافقان و دشمنان(18)

كاركردهای امر به معروف و نهی از منكر

برای روشن تر شدن نقش فریضه امر به معروف و نهی از منكر در ایجاد امنیت اجتماعی در این بخش به تبیین كاركردها و آثار امر به معروف و نهی از منكر پرداخته می شود و در خلال بحث به نقاطی كه تأثیرگذاری این فریضه را با امنیت به خوبی نشان می دهد، اشاره خواهد شد. موارد نامبرده در صفحات قبل كه آثار عینی و عملی امر به معروف و نهی از منكر بودند، را می توان تحت عنوان كاركردهای امر به معروف و نهی از منكر دسته بندی و ارائه نمود. این ها در دو بخش قابل بررسی می باشند:

از آنجا كه امر به معروف و نهی از منكر پدیده ای اجتماعی و نظارتی همگانی است و ارزنده ترین آثار آن نیز در اجتماع نمود می یابد، لذا نتایج و آثار امر به معروف در این بخش، یعنی اجتماع مورد كاوش قرار می گیرد.

1- امنیت

هر جامعه ای برای پویایی خویش نیازمند آرامش و امنیت از جانب داخل و خارج است. از مهم ترین آثار اجتماعی امر به معروف و نهی از منكر حفظ امنیت می باشد و سایر آثار اجتماعی این فریضه مثل بقای جامعه، وحدت، اجرای احكام، آبادانی و سازندگی و... همگی در راستای برقراری امنیت (19) در جامعه، قرار می گیرند و وجود آنها به نوعی با ایجاد امنیت مرتبط می باشد.

امام باقر(ع) درباره تأثیر امر به معروف و نهی از منكر در امنیت اجتماعی می فرمایند: «به وسیله امر به معروف و نهی از منكر راه ها ایمن می گردد و... از دشمنان انتقام گرفته می شود. »(20)

2- انسجام و بقای جامعه و وحدت آن

افراد انسانی در جامعه به سان سرنشینان یك كشتی، دارای سرنوشت یكسانی هستند و مسافران كشتی صرف نظر از مقرراتی كه توسط مؤسسه كشتی رانی یا ناخدا به آنها ابلاغ می شود، به طور طبیعی حق دارند و موظفند از اموری كه ممكن است آنها را در كام دریا جای دهد شدیداً جلوگیری به عمل آورند و در جهت حفظ كشتی و مسافران از خطرات كوشش نمایند. (21)

در این باره داستانی از امام باقر(ع) نقل شده كه خدا به حضرت شعیب وحی كرد كه من صدهزار نفر از قوم تو را هلاك خواهم كرد كه چهل هزار نفر از آنها اهل معصیت و گناه و شصت هزار نفر هم از خوبان هستند. حضرت شعیب گفت: اشرار مستحق عذابند ولی اخیار چرا؟ خداوند فرمود: آنها با اهل گناه سستی كردند و برای غضب من غضبناك نمی شدند. (22)

آیات صدوشصت و سه تا صدوشصت و شش سوره اعراف نیز چنین معنایی را بازگو نموده است: و از اهالی آن شهری كه كنار دریا بود، از ایشان جویا شو، آنگاه كه به (حكم) روز شنبه تجاوز می كردند؛ آنگاه كه روز شنبه آنان، ماهیهایشان روی آب می آمدند، و روزهای غیرشنبه به سوی آنان نمی آمدند، این گونه ما آنان را به سبب آنكه نافرمانی می كردند، می آزمودیم. و آن گاه كه گروهی از ایشان گفتند: «برای چه قومی را كه خدا هلاك كننده ایشان است، یا آنان را به عذابی سخت عذاب خواهد كرد، پند می دهید؟» گفتند: «تا معذرتی برای پروردگارتان باشد، و شاید كه آنان پرهیزگاری كنند. ». پس هنگامی كه آنچه را بدان تذكر داده شده بودند، از یاد بردند، كسانی كه از (كار) بد باز داشتند نجات دادیم. »(23)

بنابراین از دید قرآن و روایات امر به معروف و نهی از منكر ضامن بقای جامعه، و ترك این دو سبب نابودی و هلاك جوامع است.

3- ضمانت اجرای احكام و دستورات الهی

امر به معروف و نهی از منكر به عنوان اصل «نظارت عمومی» یا «ضمانت اجرایی» قوانین اسلام مطرح می باشد. خدا نظارت بر حسن اجرای احكام الهی را برعهده فرد فرد جامعه اسلامی از هر قشری نهاد، از این رو هر فرد و گروهی همواره چشمان بیدار امت اسلامی را مراقب خویش دانسته و تلاش می كند حتی الامكان قوانین اسلامی را رعایت نموده و زیر پا نگذارد. امام باقر(ع) می فرمایند: «امر به معروف و نهی از منكر فریضه بزرگی است كه به سبب آن واجبات برپا می شود. » (24)

4- برقراری عدالت اجتماعی

نظارت عمومی بر حسن اجرای احكام عدالت گستر اسلام زمینه فراگیری عدالت اجتماعی را فراهم می سازد. امام علی(ع) در این مورد می فرمایند: «... امر به معروف و نهی از منكر با برگرداندن مظالم (به صاحبان اصلی آن) و مخالفت ستمگر همراه است. همچنین تقسیم (عادلانه) بیت المال و غنایم را در پی دارد و صدقات (مالیات های شرعی) از جاهای لازم گرفته شده و در جای حق و مناسب مصرف می شود. » (25)

5- آبادانی و سازندگی در جامعه

عمران و آبادانی كشور ساختار امر به معروف و نهی از منكر است. امام باقر(ع) در این مورد می فرمایند: «بوسیله امر به معروف و نهی از منكر سرزمین ها آباد می شود. »(26)

6- خیر و سلامتی

پیامبر گرامی (ص) در این باره می فرمایند: «امت من تا زمانی كه امر به معروف و نهی از منكر كنند در خیر و سلامتی اند. » (27)

7- قدرتمندی مومنان

تقویت نیروهای صالح درون جامعه و تضعیف منافقان از بركات امر به معروف و نهی از منكر است. حضرت علی(ع) می فرمایند: «هر كس امر به معروف كند مومنان را قدرتمند می كند. »(28)

8- تضعیف جبهه نفاق

خداوند متعال این برنامه را بسیار زیبا در آیه شصت و هفت سوره توبه بیان می نماید كه منافقان سعی در امر به منكر و نهی از معروف دارند و مومنان باید با امر به معروف و نهی از منكر توطئه آنان را خنثی نمایند. (29)

حضرت علی (ع) نیز تاثیر امر به معروف و نهی از منكر را در شكست خط نفاق و درمانده كردن منافقین قطعی دانسته و فرموده است: «كسی كه نهی از منكر كند بینی منافقان را به خاك می مالد. » (30)

9- مصلحت عمومی جامعه و طرد نااهلان از پست های كلیدی

حضرت علی(ع) در این باره فرموده اند: «خداوند امر به معروف را برای مصلحت عامه مردم و نهی از منكر را برای طرد سفیهان واجب كرده است. »(31)

10- شكوفایی اقتصاد

اقتصاد سالم منوط به امر به معروف و نهی از منكر است. با امر به معروف و نهی از منكر راههای صحیح كسب و تجارت و پیشرفت صنعت، هموار گشته و هر كسی درخور استعداد خویش به امرار معاش می پردازد و بیكاری، گرانفروشی، احتكار و سایر انحرافات اقتصادی ریشه كن می گردد. امام باقر (ع) در ادامه حدیث جابر می فرمایند: «به وسیله امر به معروف و نهی از منكر كسب ها حلال می شود. » (32)

همانطور كه در ضمن بیان كاركردهای امر به معروف و نهی از منكر ذكر شد، یكی از اثرات مهم این فریضه، امنیت بخشی به فرد و جامعه می باشد و سایر اثرات و كاركردهای امر به معروف و نهی از منكر مثل بقای جامعه و حفظ وحدت، عدالت اجتماعی و اقتصادی، آبادانی و سازندگی، قدرتمندی افراد صالح جامعه و تضعیف دشمنان و منافقان، همگی در راستای ایجاد امنیت و آرامش افراد اجتماع است.

پی نوشت ها:

1- مجله پیام زن، دوره 6، ش 68 (آبان 76)، ص. 123

2- امنیت و انحرافات اجتماعی، مقاله اینترنتی، آدرس سایت: wwwserajcom

3- مجله پیام زن دوره 5، ش 9 (آذر 57)، ص 63.

4- همان، ص 75.

5- همان، ص 26.

6- همان، ص 46.

7- محبوبی منش، حسین، امنیت و انحرافات اجتماعی.

8- درآمدی بر امنیت اجتماعی، ص 76.

9- همان، ص 65.

10- مفردات الفاظ قرآن، ج 2، 2613، ص 29. 7

11- قاموس قرآن، ج 6، چ چهارم، 4613، ص 72. 3

12- بایدها و نبایدها، بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله بهشتی، چ دوم، صص 67- 77.

13- قرشی، سیدعلی اكبر، ج 7، ص 90. 1

14- اصفهانی، راغب، ج 3، ص 69. 3

15- تفسیر المیزان، ج 21، ص 18. 4

16- نظارت همگانی، مكتب اسلام، ش 11، مهر 64.

17- وسائل الشیعه، ج 11، ص 59. 3

18- احیای فریضه امر به معروف و نهی از منكر، مسجد، ش 6، آبان و آذر 17، ص 56.

19- منظور از امنیت، امنیت احترام و آبرو، امنیت اقتصادی، حقوقی، عاطفی و... است. (ر. ك: پیام زن، ش 9، آذر 57، امنیت اجتماعی زنان، غلامرضا صدیق اورعی، ص 73).

20- وسائل الشیعه، ج 11، ص 59. 3

21- در این باره نعمان بن بشیر از پیامبر(صلی الله علیه و آله) روایتی بدین مضمون نقل كرده است. (رازی ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، ج 4، ص 974).

22- وسائل الشیعه، ج 11، ص 61. 4

23- اعراف. 361- 66. 1

24- وسائل الشیعه، ج 11، ص 59. 3

25- وسایل الشیعه، ج 11، ص 30. 4

26- وسائل الشیعه، ج 11، ص 59. 2

27- وسائل الشیعه، ج 61، چ دوم، ص 32. 1

28- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حكمت 13.

29- المنفقون المنفقت بعضهم من بعض یامرون بالمنكر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم نسوا الله فنسیهم ان المنفقین هم الفسقون» (توبه. 76)

30- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ح 13.

31- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ح 25. 2

32- وسائل الشیعه، ج 11، ص 59. 3

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت1:6 قبل از ظهرتوسط علی |
امر به معروف و نهي از منكر در فرآن

چند مثال در قرآن در رابطه با امر به معروف و نهي از منكر

کهف/21 :«لَنَتَخَذَنّ علیهِم مسجداً»

مضمون این آیه این است که برای زنده نگه داشتن نام افراد صالح بهتر است که به نام آن ها مساجد و مراکز دینی دایر کنیم تا کمک شایانی به دین کرده باشیم و معروف احیای مراکز دینی و مساجد را انجام داده باشیم.

***

فتح/29:«کزرعٍ اَخرَجَ شطئه فَازَرَه فَاستَغلَظ فَاستَوی علی سوقه»

جامعه ی اسلامی مثل گیاهی است که هر روز باید رو به رشد و توسعه باشد تا بتواند روی پای خود بایستد. روی پای خود ایستادن چیزی جز معنای استقلال را نمی دهد و وقتی که جامعه ی اسلامی رشد کرد به معروفی بزرگ دست پیدا کرده ایم که همانا استقلال و دوری از خودباختگی است.

 

نسا114 و بقره/272:

نسا114:«وَمن یفعَل ذلکَ ابتغاءَ مرضاتِ الله»

بقره272:«ابتغاَ وجه الله»

الاعمالُ بالنیات. یعنی هر کار و عملی که از ما سر می زند باید وجه ی الهی داشته باشد و به خاطر خدا آن را انجام دهیم و این اخلاص در کار ها همچون اکسیری است که بر هر مسی که برسد آن را طلا می کند. اگر کارها و اعمال ما وجه ی الهی داشته باشد به معروفی بزرگی که همان اخلاص در کارهاست دست پیدا کرده ایم.

 

توبه/89:«کونوا مع الصادقین»

یکی دیگر از معروف هایی که در قرآن به آن اشاره شده است همکاری با خوبان  و تشویق آنهاست که خود از معروفان بزرگ می باشد.

 


2)ارزش و اهمیت والای امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه رفیع آمران به

 
معروف و ناهیان از منکر در قرآن:

 


امر به معروف و نهی از منکر از فریضه ها و وظایف مهمی است که در قرآن و

آموزه های اسلامی برای آن اهمیت فراوانی قائل شده است تا آنجایی که در بعضی از آیات امر به معروف و نهی از منکر در ردیف ایمان به خدا، بر پا داشتن نماز، ادای زکات و … آورده شده است و حتی در بعضی دیگر از آیات مقدم خواندن نماز و ادای زکات شده است، به این خاطر که خواندن نماز- که از بزرگترین معروف هاست- نیاز به یک سری مقدماتی دارد که همان امر به معروف است.در جامعه ای که نماز خواندن در آن مرسوم نیست اگر امر به معروف نشود بلا شک نماز خواندن در آن جامعه رواج پیدا نمی کند.آیاتی در قرآن که  در آن به اهمیت این دو فرضه ی الهی اشاره شده است را در زیر آورده ام:

 

عصر/ا-3):« وَالعصر ، انّ الانسانَ لفی خُسر، الاّ الذینَ آمنوا و عَمِلوا الصالحاتِ و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر»

مضمون این آیه این است که اگر امر به معروف ونهی از منکر در جامعه نباشد انسانی که در آن زندگی می کند خاسر است و ضرر و زیان های زیادی متوجه اوست. در آیه ی سوم از این سوره به یکی از نکات مهم در امر به معروف و نهی از منکر نیز اشاره شده است که ابتدا باید خود عمل صالح انجام دهیم و سپس دیگران را به آن دعوت نماییم.

 

لقمان/17:«یا بُنَّیَ اَقم الصلاه و امر بالمعروفِ و انهُ عَنِ المنکرِ وَاصبِر علی ما اصابَکَ انّ ذَلک من عزم الامور»

در سفارش های لقمان به پسرش در این آیه امر به معروف و نهی از منکر در کنار نماز آورده شده است و این  اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را بیان می کند که از کار های مهم و اساسی در زندگی بشری است.

 

نحل/36:« وَلَقد بعثنا فی کلّ امة رسولاً انّ اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت»

 

در این آیه مهمترین وظایف پیامبران امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده است. امر به پرستش خدای یگانه( که از بزرگترین معروف هاست) و نهی از اطاعت طاغوت( که بزرگترین منکر هاست). از اهمیت این دو فریضه ی الهی است که مهمترین اعمال پیامبران به شمار آمده است. زیرا پیامبری بدون هدف امر به معروف و نهی از منکر مبعوث نشده است. ضمناً این آیه به روشنی بیان می کند که بهترین امر به معروف همکاری با حکومت صالح و والاترین نهی از منکر مبارزه با حکومت طاغوتی است.

 

حج/41:«الذّینَ اِن مَکّناهم فی الارضِ اَقاموا الصّلاة و آتوا الزّکوةَ و اَمروا بالمعروفِ و نَهَوا عن المنکرِ و لله عاقبة الامور»

 

در آیه ی بالا امر به معروف و نهی از منکر در ردیف بر پاداشتن نماز و ادای زکات قرار گرفته است و ضمناً در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در این آیه همین بس که آمران به معروف و ناهیان از منکر یاران خدا معرفی شده اند. به علاوه این آیه اشاره به یکی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر دارد که همان قدرت(مرحله ی توسل به جبر) است.

 

آل عمران/110:«کُنتُم خیرَ اُمةٍ اُخرِجَت للناسِ تامرونَ بالمعروفِ و تَنهونَ عن المنکرِ و تومنونَ بالله»

 

خداوند در این آیه می فرماید که شما بهترین امتی بودید که پدید آمدید از این رو که امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید. در این آیه نشانه ی بهترین امت بودن ادای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر است که اگر این دو انجام نگیرید (امت اسلام) بهترین امت نیست. یکی دیگر از اهمیت امر به معروف و نهی از منکر این است که در این آیه قبل از ایمان به خدا آورده شده است که شاید به این خاطر باشد که ایمان کامل به خدا در پرتو امر به معروف و نهی از منکر پدید می آید.

 

اعراف/157:«یَامُرهم بالمعروفِ و یَنهاهُم عن المنکر»

{ از صفات پیامبر اسلام این است که:} مردم را به سوی خوبی دستور می دهد و از بدی ها باز می دارد. این آیه هم معرف اهمیت امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا این دو عمل را از صفات پیامبر اسلام( که بهترین مخلوقات خداوند است) می باشد.

 

آل عمران/21:« إن الذین یكفرون بایات الله و یقتلون النبیین بغیر حقّ و یقتلون الذین یأمرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم»

 

معنای آیه: كسانی كه نسبت به آیات خدا كفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحق می‌كشند و (نیز) مردمی را كه امر به عدالت می‌كنند، به قتل می‌رسانند، به كیفر دردناك (الهی) بشارت ده.

 

آیه ی بالا بیانگر جایگاه رفیع آمران به معروف و ناهیان از منکر است. زیرا نام آن ها همراه با نام پیامبران خدا ذکر شده است و همچنین کشتن آن ها عذاب دردناک الهی را به دنبال دارد، زیرا آن ها مردمی هستند که همانند پیامبران به سوی حق دعوت می کنند از بدی ها باز می دارند.

 

 

3) واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر در آیات قرآنی:

 

به استناد به چند آیه از قرآن امر به معروف و نهی از منکر واجب می شود بر فردی که گناهان را ببیند. طبق آیاتی از قرآن امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی( یعنی عیناً برای تک تک مسلمین واجب است) و بنا بر چند آیه دیگر امر به معروف و نهی از منکر واجب کِفایی( یعنی بر همه واجب است منتها اگر گروهی انجام دادند از مابقی ساقط می شود)است.

از نظر قلبی بر فرد فرد مردم واجب است که قلباً از گناه متنفر باشند، ولی از نظر اقدام عملی و بیانی همین که بعضی ها اقدام کنند از دیگران ساقط می شود. البته این امر در مواردی است که گناه صغیره ای از فرد سر می زند و یا اقدام شخص خاطی برای نظام اسلامی ضرری نداشته باشد ولی اگر منافع و مصالح نظام  اسلام به خطر بیافتد بر تک تک مسلمانان واجب عینی می شود. اگر مراد از معروف احیای تمام خوبی های جامعه باشد باید تمام مردم دست به کار شوند؛ اما اگر مراد احیای نماز ، روزه، حج و ... باشد اقدام گروهی کافی است و همین طور اگر منظور از منکر برچیده شدن تمام مفاسد از تمام جامعه باشد باید تمام مردم به پا خیزند.

 

مثال ها از قرآن:

الف) برای وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر:

 

توبه/71:« و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیآء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و یقیمون الصّلوه و یؤتون الزّكوه و یطیعون الله و رسوله أولئك سیرحمهم الله إن الله عزیز حكیم»

معنای آیه: مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یكدیگرند، امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند، نماز را بر پا می‌دارند؛ و زكات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌كنند؛ به زودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد؛ خداوند توانا و حكیم است.

با توجه به معنی آیه در می یابیم که تمام مردان و زنان مومن(از هر صنف و نژادی که باشند) نسبت به هم حق ولایت دارند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند.امر و نهی آنان بر اساس حق ولایتی است که خداوند قرار داده است و هرگز برچسب دخالت بی جا، مزاحمت و فضولی برای این کار روا نیست.جامعه ی به پیشرفت می رسد که در آن همه ی مردان و زنان قیام کنند، طبق ولایت همدیگر را امر و نهی کنند، از خوبی ها شروع کنند و به همه ی نقاط مثبت  و منفی توجه کنند.

 

نکته ی بسیار مهم: اینکه در همه ی آیات امر به معروف بر نهی از منکر مقدم شده است به این خاطر می باشد که وقتی ما کسی را از منکری نهی می کنیم باید یک مسیری برای او انتخاب کنیم تا خوبی ها را از بدی ها تشخیص دهد و راه درست را انتخاب کند. با امر به معروف ما راه راست را برای شخص باز می کنیم تا بعد از اینکه دست از گناه برداشت به سوی خوبی ها روانه شود.

 

ب) برای وجوب کفایی بودن:

 

آل عمران/104:« ولتكن منكم امّه یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و أولئك هم المفلحون»

معنای آیه: باید از میان شما، جمعی دعوت به نیكی، و امر به معروف و نهی از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.

 

از آیه ی بالا به روشنی در می یابیم که باید گروهی ویژه باشند تا امر به معروف و نهی از منکر کنند. این گروه باید دارای یک سری امکاناتی باشند که تاثیر امر به معروف و نهی از منکر را دو چندان کنند. حساب این گروه از حساب بقیه ی افراد جداست و دارای امکاناتی چون زبان گویا، علم کافی، قدرت و ... می باشند. «منكم» در این آیه« من» تبعیضیه است. یعنی دلالت بر كفایی بودن این واجب دارد.

 

مائده/63:« لولا ینهئهم الربنیون و الأحبار عن قولهم الإثم و أكلهم السحت لبئس ما كانوا یصنعون»

معنای آیه: چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه‌ آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمی‌كنند! چه زشت است عملی كه انجام می‌دادند.

 

در این آیه می بینیم که مخاطب سخن ملامت آمیز دانشمندان یهودی و مسیحی هستند که با علم خویش مانع گناهان مردم نشدند. در این آیه به روشنی در می یابیم که وظیفه ی علما و دانشمندان در امر و نهی کردن بسیار بیشتر از مردم عادی می باشد. چون که مردم از آنان حرف شنوی بیشتری دارند تا کسان دیگر. زیرا در نگاه مردم آنان عالم می باشند و از سر بی خردی سخن نمی گویند.

 

 

4)شرایط واجب امر به معروف و نهی از منکر:

 

در شرایطی است که امر به معروف و نهی از منکر واجب می شود. یعنی ابتدا باید این شرایط را به وجود آوریم و بعد امر و نهی کنیم. امر به معروف و نهی از منکر وقتی واجب می شود که معروف و منکر شناخته شده باشند و فاعل منکر و تارک معروف برکار خود اصرار ورزند و آمر به معروف از ضرر مصون باشد و در آخر احتمال تاثیر امر و نهی در فرد نصیحت شونده باشد.

 

مثال ها در قرآن:

بقره/44:« أتامرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتاب أفلا تعقلون»

معنای آیه: آیا مردم را به نیكی (و ایمان به پیامبری كه صفات او آشكارا در تورات آمده) دعوت می‌كنید، اما خودتان را فراموش می‌نمائید؛ با اینكه شما كتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟

در آیه ی بالا در می یابیم که باید بین سخن و عمل آمر به معروف و ناهی از منکر هماهنگی وجود داشته باشد تا احتمال تاثیر آن بر فرد نصیحت شونده بالا رود. زیرا اگر خود فرد به گفته هایش عمل نکند می توان بر او خرده گرفت که اگر سخنانت خوب و نیکوست چرا خود بدان عمل نمی کنی؟ و از نشانه های بی عقلی و کم خردی است که شخص به آنچه که سخن می گوید عمل نمی کند.

 

مائده/63:« لولا ینهئهم الربنیون و الأحبار عن قولهم الإثم و أكلهم السحت لبئس ما كانوا یصنعون»

معنای آیه: چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه‌ آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمی‌كنند! چه زشت است عملی كه انجام می‌دادند.

در آیه ی بالا همان طور که قبلاً گفته شد خطاب به علما و داشنمندان است که از علم کافی برای ارشاد مردم برخوردارند. پس در این آیه یکی از شرایط واجب امر به معروف و نهی از منکر را می بینیم که همانا علم داشتن به این دو فریضه ی مهم الهی است.

 

اعراف/164:« و إذ قالت أمه منهم لم تعظون قوماً الله مهلكهم أو معذّ بهم عذاباً شدیداً قالوا معذره إلی ربكم و لعلّهم یتّقون»

معنای آیه: و هنگامی را كه گروهی از آنها گفتند:« چرا جمعی (گنهكار) را اندرز می‌دهید كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت» گفتند: «برای اعتذار (و رفع مسؤلیت) در پیشگاه پروردگار شماست، به علاوه شاید آنها (بپذیرند و) تقوا پیشه كنند

 

در آیه ی بالا می بینیم که هر جا اگر روزنه ی امیدی برای تاثیر امر و نهی وجود داشت باید امر و نهی کنیم و برای خودمان عذری نتراشیم و نباید خود را از زیر بار مسئولیت بیرون آوریم.

 

اعراف/199:« «خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلین»

معنای آیه: (به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكیها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیز مكن).

آیه ی بالا را  که ظاهراً مخاطبش پیامبر اسلام(ص) است می توان به همه ی مسلمانان و مومنان بسط داد. علاوه بر متذکر شدن یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر در این آیه- که روی برگرداندن است-(بعداً صحبت خواهیم کرد) بر یکی از شرایط واجب امر و نهی کردن نیز اشاره دارد که در آن نباید برای آمر به معروف و ناهی از منکر مفسده ای وجود داشته باشد.

 

حج/41:« الذین إن مّكّنّهم فی الأرض أقاموا الصّلوه و ءاتوا الزكوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عقبه الأمور»

معنای آیه: همان كسانی كه هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا می‌دارند و زكات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و پایان همه كارها از آن خداست.

قدرت بخشیدن در معنای آیه ی بالا  را می توان به علم و دانش نسبت به معروف ها و منکر ها (که یکی از شرایط واجب آن است) تعبیر کرد.

 

 

 

5)اول خودمان را اصلاح کنیم، بعد نزدیکان و بعداً دیگران را:

 

در فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر برای تاثیر بیشتر باید ابتدا خودمان را اصلاح کنیم، سپس نزدیکان و بعد دیگران را. زیرا یکی از شرایط تاثیر امر به معروف و نهی از منکر مصلح بودن آمر به معروف و ناهی از منکر است. اگر ما خودمان صالح نباشیم چطور می توانیم دیگران را ارشاد کنیم؟ آیا نمی گویند که اگر این کاری که ما را به آن دعوت می کنی خوب و پسندیده است چرا خودت و یا نزدیکانت آنرا انجام نمی دهید؟ آری باید ابتدا خودمان صالح باشیم تا امر و نهی ما موثر واقع شود.

 

مثال هایی در این رابطه از قرآن:

 

بقره/44:«  أتامرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتاب أفلا تعقلون »

معنای آیه: آیا مردم را به نیكی (و ایمان به پیامبری كه صفات او آشكارا در تورات آمده) دعوت می‌كنید، اما خودتان را فراموش می‌نمائید؛ با اینكه شما كتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟

 

صف/2و3 «  یأیها الذین ءامنوا لم تقولون ما لا تفعلون - كبر مقتاً عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون »

معنای آیه: ای كسانی كه ایمان آورده‌اید. چرا سخنی می‌گوئید كه عمل نمی‌كنید. - نزد خدا بسیار موجب خشم است كه سخنی بگوئید كه عمل نمی‌كنید.

این آیه هم در رابطه با عمل کردن به معروف شخص نصیحت کننده است.

 

انبیا/52:«اِذ قالَ لابیهِ وَ قَومِهِ ما هذهِ التّماثیلُ الّتی اَنتُم لَها عاکفونَ »

معنای آیه:حضرت ابراهیم همین که{عمو} ی خود را بت پرست دید به او گفت: این مجسمه هایی که شما پابند عبادت آن شده اید چه معنایی دارد؟

 

این آیه بیان می کند که فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را ابتدا باید از نزدیکان و بستگان خود شروع کنیم.

 

مریم/55:« و كان یأمر أهله بالصّلوه و الزكوه و كان عند ربه مرضیاً   »

معنای آیه: او همواره خانواده‌اش را به نماز و زكات فرمان می‌داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.

 

طه/132:«  و أمر أهلك بالصّلوه و اصطبر علیها لا نسئلك رزقاً نّحن نرزقك و العقبه للتّقوی  »

معنای آیه: خانواده‌ی خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شكیبا باش، از تو روزی نمی‌خواهیم؛ (بلكه) ما به تو روزی می‌دهیم، و عاقبت نیك برای تقواست.

 

شعرا/214:«  و أنذر عشیرتك الأقربین »

معنای آیه: و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن

 

لقمان/17:« یبنی أقم الصّلوه و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر علی مآ أصابك إن ذلك من عزم الأمور  »

معنای آیه: پسرم؛ نماز را بر پادار، و امر به معروف و نهی از منكر كن و در برابر مصایبی كه به تو می‌رسد شكیبا باش كه این از كارهای مهمّ است

 

این آیات بیانگر آن است که امر به معروف و نهی از منکر را ابتدا باید از خود شروع کنیم و این از نشانه های بی خردی است که به گفته های خود عمل نکنیم. برای تاثیر امر و نهی باید خودمان به انچه که امر و نهی می کنیم عامل باشیم تا الگوی مناسبی برای فرد نصیحت شونده باشیم.بعد از خود باید امر و نهی را از بستگان خود شروع کنیم تا امر به معروف و نهی از منکر ما تاثیر بیشتری داشته باشد.

 

6)مراحل و مراتب امر به معروف و نهی از منکر :

 

در احادیث و روایات اسلامی سه مرحله و مرتبه برای امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده است. مرتبه ی اول این است که انسان قلباً از انجام گناه و معصیت تنفر داشته باشد. یعنی وقتی در جایی دید که گناهی دارد انجام می شود باید آن مکان را ترک کرده و از شخص گناهکار متنفر باشد. این تنفر ممکن است با ترک مراوده با او، نگاهی که باعث شود شخص خطاکار بفهمد که گناه کرده است و ... شکل می گیرد. مرتبه ی دوم تذکر با گفتار می باشد که اصطلاحاً مرتبه ی لسانی هم به آن گفته می شود. در این مرحله آمر به معروف و ناهی از منکر با زبان به خلافکار هشدار می دهد و او را به سوی خوبی ها دعوت می می کند. مرتبه سوم وقتی پیش می آید که گفتار عمل نکند ، در این مرحله آمر به معروف و ناهی از منکر با قدرت پیش می رود تا مانع تکرار گناه شود. مهم هدف است که باید برآورده شود.

 

مثال ها از قرآن:

 

نسا/63:« أولـئك الذین یعلم اللّه ما فی قلوبهم فأعرض عنهم وعظهم وقل لهم فی أنفسهم قولا بلیغا  »

معنای آیه: آنها كسانی هستند كه خدا، آنچه را در دل دارند، می‌داند. از (مجازت) آنان صرف نظر كن؛ و آنها را اندرز ده؛ و با بیانی رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما.

 

 این آیه در بیان مراتب امر به معروف و نهی از منكر (اعراض، لسانی) می‌باشد.

 

اعراف/199:« خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلین  »

 

معنای آیه: (به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكیها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیز مكن)

 

این آیه در بیان مرتبه ی اول و قلبی(اعراض و روی برگردانی از شخص خطاکار) امر به معروف و نهی از منکر می باشد.

 

حج/41:«  الذین إن مّكّنّهم فی الأرض أقاموا الصّلوه و ءاتوا الزكوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عقبه الأمور »

معنای آیه: همان كسانی كه هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا می‌دارند و زكات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند و پایان همه كارها از آن خداست.

 

این آیه در بیان مرتبه ی سوم(مرتبه ی قدرت) در امر به معروف و نهی از منکر می باشد.

 

حجرات/9:«...فَان بَغَت اِحدیهُما عَلیَ الاُخری فَقاتِلُو اا لَّتی تَبغی حَتّی تَفی ءَ الی امر الله ...   »

معنای آیه:اگر در میان شما یک قوم بر دیگری ظلم کرد با آن طایفه ی ظالم بجنگید تا به فرمان خدا باز آید.

 

آیه در بیان مرتبه ی قدرت در امر به معروف و نهی از منکر می باشد.

 

عنکبوت/45:« اُتِل ما اوحیَ الیکَ منَ الکتابِ وَ اقمِ الصَّلوةَاِنَّ الصّلوةَ تَنهی عَنِ الفحشاءِ وَالمُنکرِ وَ لَذِکرُ اللهِ اَکبرُ وَ اللهُ یعلمُ نا تَصنعونَ  »

 

معنای آیه:آنچه را که از کتاب به تو وحی شده است تلاوت کن، و نماز به پا دار که از زشتی ها و گناه باز می دارد و یاد خدا بزرگتر است، و خداوند می داند که شما چه کارهایی را انجام می دهید.

 

به تفسیر مجمع البیان آیه در بیان یکی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر( مرحله ی گفتاری) می باشد.

 

طه/44:«     فقولا له قولاً لّینا لعلّه یتذكّر أو یخشی   »

معنای آیه: اما به نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذكر شود، یا (از خدا) بترسد.

 

این آیه هم دلالت بر مرتبه ی لسانی امر به معروف و نهی از منکر دارد.

 

فصلت/33:«  و من أحسن قولاً ممن دعآ إلی الله و عمل صلحاً و قال إنّنی من المسلمین »

معنای آیه: چه كسی خوش گفتارتر است از آن كسی كه دعوت به سوی خدا می‌كند، و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: من از مسلمانانم.

 

به مانند آیه ی بالا این آیه هم دلالت بر مرتبه ی لسانی امر به معروف و نهی از منکر دارد.البته برای تاثیر بیشتر باید با زبانی خوش و نرم به سوی حق دعوت نمود.

 

 

حـــــــــــــــــــــــــــــــل چند شبهه:

 

اما در راستای پژوهش در آیات قرآنی ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد؛ اینکه در ظاهر مفهوم و مضمون آیه ای راجع به امر به معروف و نهی از منکر با دیگر اوامر خدا تناقض پیدا می کند. در زیر 3 شبهه که به نظرم مهم بود را آورده ام:

 

1) در آیه ی 185 سوره ی بقره می خوانیم که:«یُریدُ اللهُ بُکم الیُسر و لا یُرید بکُم العُسر» خداوند برای شما آسانی خواسته و نه سختی!

 

بخشی از آیه ی 17 سوره ی لقمان این چنین است:« و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر علی مآ أصابك إن ذلك من عزم الأمور »

باید در این راه هر مشکلی که به تو رسید تحمل کنی.

 

قانون ضرر و حرج در مسائل عادی صحت پیدا می کند. نظیر کسی که وضو گرفتن برای او مشکل است یا آب برای او ضرر دارد که به او می گویند به خاطر قانون حرج شما به جای وضو تیمم کنید. ولی در مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر باید قانون اهم و مهم را پیش بکشیم نه مسئله ی ضرر و حرج را. زیرا اگر ما از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم و همه هم مثل ما فکر کنند آن وقت است که جامعه ی اسلامی چیز جز نام از آن باقی نمی ماند و شکست سنگینی می خورد و از درون متلاشی می شود. مثال واضح آن را می توان اینگونه بیان کرد که اگر در جبهه ی جنگی رزمندگان همگی پشت خاکریز باشند و از آن فراتر نروند به خیال آنکه دشمن آن ها را می کشد و برای جان آن ها ضرر دارد، آن وقت چه بر سرشان می آید؟ آیا همگی زنده می مانند و در خوشی زندگی می کنند یا اینکه دشمن پس از غلبه بر آنان همه شان را از دم تیغ می گذراند؟ آری در مسائل مربوط به امر و نهی کردن باید قاعده ی اهم و مهم را پیش کشید. یعنی اینکه ی این امر و نهی ما که جامعه ی اسلامی را نجات خواهد داد از جان ما مهم تر است. اگر این طور نبود امام حسین(ع) به جنگ یزید(لعنت الله علیه) نمی رفت و واقعه ی عظیم عاشورا اتفاق نمی افتاد.فرد باید فدای بقای مکتب شود نه مکتب فدای فرد.

 

2)در آیه ی 195 سوره ی بقره خدا می فرماید:«... لا تلقوا بایدیکم الی التهکة...» یعنی با دست خویش خود را به مهلکه نیاندازید.

و این آیه ظاهراً با آیاتی که راجع به امر به معروف و نهی از منکر ذکر شد منافات دارد.

باید در پاسخ به این شبهه مکان این آیه در سوره ی بقره را جست و جو کرد. اگر قرآن را باز کنیم و آیات 190 تا 195 سوره ی بقره را نگاهی بیاندازیم می بینیم که این آیات راجع به جهاد است. در آیه ی 190 قرآن می فرماید:« در راه خدا بجنگید» که این اصل جنگ را معرفی می کند. در آیه ی بعد می خوانیم که هر کجا کفار را دیدید با آنان محاربه کنید ؛ که این آیه ی شدت جنگ را بیان می کند.آیه ی بعد مسئله ی مقابله به مثل مطرح می شود که اگر کفار احترام مکه را نگه نداشتند و به شما حمله کردند شما نیز در همان مکان مقدس مقابله به مثل کنید. در مسئله ی بعد حمایت مالی از جنگ پیش می آید که در آن خدا می فرماید:« ای مردم بودجه ی جنگ را بپردازید و انفاق کنید» و سپس می فرماید با دستان خود خویشتن را هلاک نکنید.

این آیه را باید با توجه به آیات قبل تفسیر کرد و نه آیات مربوط به امر و نهی کردن. این آیه بیان می کند که اگر رزمندگان را حمایت مالی نکنید و آنان به خاطر عدم بودجه ی کافی شکست بخورند آنگاه دشمن به شما یورش می آورد و مال و جانتان را از بین می برد. پس این عدم کمک مالی به رزمندگان جنگ است که ما را هلاک می کند نه امر و نهی کردن.

 

3)در آیه ی 105 سوره ی مائده می خوانیم:«لا یضرّکم من ضلّ اذا اهتدیتم». یعنی مواظب خودتان باشید. اگر شما هدایت یافتید انحراف دیگران ضرری به شما نمی رساند.

آیا مضمون این آیه این است که ما کاری به کار مردم نداشته باشیم و از امر و نهی دیگران خود داری کنیم؟ پس آیات بسیاری که راجع به امر به معروف و نهی از منکر است چه می شود؟

پاسخ این است که به مانند شبهه ی بالا این آیه در پاسخ به آیه ی قبل(104) مائده می باشد. زیرا در آیه ی قبل سخن از مشرکان و بت پرستان است که هرگاه به آنان گفته شود: « به سراغ راه خدا و رسول بیایید» می گویند:« ما همان راهی که نیاکان بت پرستمان رفتند می رویم و کاری به وحی و نبوت تو نداریم». خدا می فرماید اکنون که آنان اینگونه سرسختی نشان می دهند مواظب خود باشید  و انحراف آنان ضرری به شما نمی رساند.

 

 

منابع استفاده شده:

1) امر به معروف و نهی از منکر. تالیف آیت الله حسین نوری و ترجمه ی محمد محمدی اشتهاردی.نشر مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم. بهار 1375

2)امر به معروف و نهی از منکر. تالیف حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی. نشر مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن. تابستان1379

3)  چند شماره از هفته نامه ی یا لثارات الحسین(ع) به صاحب امتیازی ارگان انصار حزب الله.

 

+نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت1:4 قبل از ظهرتوسط علی |
تعریف معروف و منکر

تعریف معروف و منکر

در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است.

امر به معروف و نهى از منكر, واجب كفايى است كه اگر افرادى - به قدر كفايت - به انجام آن اقدام كنند, از ديگران ساقط مى شود. و اگر همهء افراد آن را ترك كرده باشند, چنانچه شرايط آن موجود باشد, همهء آنها ترك واجب كرده اند.

شرایط امر به معروف و نهی از منکر[۴]

امر به معروف و نهی از منکر با وجود برخی شرایط واجب می‌باشد و در صورت نبود آن شرایط تکلیف ساقط می‌شود و آنها عبارتند از:

کسی که امر یا نهی می‌کند، بداند آنچه را که دیگری انجام می‌دهد حرام است و آنچه را ترک کرده، واجب است، پس هرکس نمی‌داند این عمل که او انجام می‌دهد حرام است یا نه جلوگیری واجب نیست.

احتمال بدهد امر یا نهی او تاثیر دارد، بنابراین اگر می‌داند تاثیر ندارد امر و نهی واجب نیست.

شخص گناهکار اصرار بر ادامه کار خود داشته باشد، پس اگر معلوم شود، یا گمان کند، یا احتمال صحیح بدهد گناهکاری بنای ترک عمل را دارد و دوباره تکرار نمی‌کند، یا موفق به تکرار نمی‌شود، امر و نهی واجب نیست.

امر ونهی، سبب ضرر جانی یا آبرویی یا ضرر مالی قابل توجه، به خودش یا نزدیکان و همراهان، یا سایر مومنان نباشد.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر[۵]

برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است که اگر با عمل به مرتبه پایین‌تر، مقصود حاصل شود؛ عمل به مرتبه بعدی جایز نیست و آن مراتب چنین است:

با معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد به سبب انجام آن گناه با او اینگونه عمل می‌شود مثل اینکه از او روبرگرداند یا با چهره عبوس با او برخورد کند، یا با او رفت و آمد نکند.

امر و نهی با زبان؛ یعنی به کسی که واجبی را ترک کرده دستور دهد که واجب را به جا آورد و به گناهکار دستور دهد که گناه را ترک کند.

استفاده از زور، برای جلوگیری از منکر و برپایی واجب؛ یعنی زدن گناهکار (بنابر فتوای خامنه‌ای مواردی كه امر به معروف و نهی از منكر متوقف بر چيزی بيشتر از امر و نهی زبانی باشد، اگر در سرزمينی باشد كه دارای نظام و حكومت اسلامی است و به اين فريضه اسلامی اهميت داده می‏شود، احتياج به اذن حاكم و مسئولين ذيربط و پليس محلی و دادگاههای صالح دارد)[۶]

احکام امر به معروف و نهی از منکر[۷]

فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است، تا انسان در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.

اگر بداند یا احتمال دهد که امر ونهی‌اش با تکرار موثر است، واجب است تکرار کند.

اگر بداند یا احتمال دهد، که نهی او در حضور جمع موثر است نه تنهایی، اگر انجام دهنده، آن عمل را بطور آشکار انجام می‌دهد جایز بلکه واجب است او را در جمع نهی کند و اگر چنین نیست بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.

آداب امر به معروف و نهی از منکر[۸]

مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد.

قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک گرداند.

خود را پاک و منزه نداند، چه بسا همان که اکنون از او خطایی سرزده است، دارای صفات پسندیده‌ای باشد که مورد محبت الهی است، هرچند این عمل او هم‌اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد.

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

و لتكن منكم امة يدعون الی الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون؛ و بايد از ميان شما گروهی مردم را به نيكی دعوت كنند و به كار شايسته وا دارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند.(سوره مباركه آل عمران آيه104)

كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون باللَّه؛

شما بهترين امتی هستيد كه برای مردم پايدار شده‌ايد به كار پسنديده فرمان می‏دهيد و از كار ناپسند باز می‏داريد و به خدا ايمان داريد.(سوره مباركه آل عمران آيه 110)

والمؤمنون و المؤم‌نات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر؛ و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند كه به كارهای پسنديده وا می‏دارند و از كارهای ناپسند باز می‏دارند. (سوره مباركه توبه آيه 71)

امر به معروف و نهی از منکر در سخنان اهل بیت

علی پسر ابوطالب: پایندگی شریعت به امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن حدود است.[۹]

علی پسر ابوطالب: نفرین خدا بر کسانی که به خوبی فرمان می‌دهند و خود آن را فرو می‌گذارند و بر کسانی که از زشتی باز می‌دارند و خود مرتکب آن می‌شوند.[۱۰]

علی پسر ابوطالب: کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، او مرده‌ای است در میان زندگان.[۱۱]

پانویس

فقه و زندگی۱۱، امر به معروف و نهی از منکر، آیة الله تاعظمی یوسف صانعی، صفحه ۱۴

همان، صفحه ۱۵

محمد حسین فلاح‌زاده. آموزش فقه. چاپ بیست و سوم، قم: انتشارات الهادی، تابستان ۸۴، صفحه ۲۸۱. ISBN 964-400-157-5

همان، صفحه ۲۸۱ و ۲۸۲

همان، صفحه ۲۸۲

آیت‌الله سید علی خامنه‌ای. رساله اجوبة الاستفتائات. چاپ اول، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، ۱۳۸۳، ISBN 964-7126-18-2، ‏صفحه ۲۳۲. [۱]

محمد حسین فلاح‌زاده. آموزش فقه، صفحه ۲۸۲ و ۲۸۳ و ۲۸۴

همان، صفحه ۲۸۴

محمد محمدی ری‌شهری. منتخب میزان الحکمه. ترجمهٔ حمید رضا شیخی. تلخیص سید حمید حسینی. چاپ دوم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، ۱۳۸۴، ISBN 964-7489-82-X، ‏حدیث شماره ۴۱۹۸.

همان، حدیث شماره ۴۲۱۴

همان، حدیث شماره ۴۲۱۷

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت1:50 قبل از ظهرتوسط علی |
امر به معروف و نهى از منکر در انقلاب اسلامى ايران

امر به معروف و نهى از منکر در انقلاب اسلامى ايران

  

 در بهمن 1357 تحولى عظيم و شگرف و به تعبير حضرت امام (رحمه‌الله عليه) معجزه‌اى الهى در تاريخ ايران و اسلام و حتى جهان بشريت رخ داد که انديشمندان و تحليلگران جهان سياست را به تعجب واداشت.
در آن سال انقلابى رخ داد که تمامى اسباب سازمان‌هاى بزرگ جاسوسى دنيا و مراکز تحقيقاتى را در هم ريخت. انقلابى به رهبرى امام و حمايت روحانيت و اتحاد مردم مسلمان با اتکا به مکتب اسلام و شعارهاى کوبنده اسلامى پيروز شد. انقلابى که با تکيه بر تکنيک ايثار، جهاد، شهادت صف طاغوتيان را در هم کوبيد، انقلابى که نشانگر احياى اسلام ناب محمدى و گسترش حکومت عدل اسلامى در سراسر جهان و زمينه‌سازى ظهور منجى عالم بشريت است.
شهيد مطهرى در اين باره مى‌فرمايند: «انقلاب اسلامى ايران به اعتراف بسيارى از صاحب‌نظران، يک انقلاب مخصوص به خود است؛ يعنى براى آن نظيرى در دنيا نمى‌توان پيدا کرد، انقلاب اسلامى يعنى راهى که هدف آن با اسلام و ارزش‌هاى اسلامى است و انقلاب و مبارزه صرفا براى برقرارى ارزش‌هاى اسلامى انجام مى‌گيرد.» (1)
جهانى بودن اسلام و کوشش در راه تحقق حاکميت آن درحد وسيعى متاثر از اصل امر به معروف و نهى از منکر بوده و معرفى و گسترش اسلام تاکنون نيز بى‌هيچ تحميل و فشار سياسي، براساس همين اصل صورت گرفته است و تاکنون نيز بر همين اساس وتوسط عموم مردم مسلمان بايستى صورت پذيرد.
همين مسئله و طبيعت انقلابى اسلام است که قرآن، تاسيس حکومت اسلامى را به عنوان دين نمونه و امت و حکومت الگو معرفى مى‌کنند:‌
«انا جعلناکم امه و سلطا ليکونوا شهدا على الناس و يکون الرسول عليکم شهيدا» (2) «مسلمانان در اجراى اين دو وظيفه بزرگ در عصر انقلاب پيامبر را اسوه و الگوى خود قرار دادند و مى‌دهند.»
«لقد کان لکم فى رسول الله اسوه حسنه» (3)
انقلاب اسلامى ايران خود يکى از ثمرات مهم و نتايج با ارزش اصل مسلم امر به معروف و نهى از منکر در جنبه‌هاى سياسى و حکومتى آن است و براى حفظ و گسترش آن به همين اصل متمسک شده است.
سعى مسلمانان قبل و بعد از انقلاب و رشد و نمو اسلام ناب محمدى (صل الله عليه و آله و سلم) با بهره‌گيرى از سنت‌هاى انقلابى آن نظير امر به معروف و نهى از منکر و آشنا نمودن ديگران با آن بوده است. و در واقع اجراى اين امر باعث برقرارى حکومت الهي، حمايت مستضعفين، استقلال و آزادي، مبارزه با استکبار، استبداد، استعمار و استثمار در بعد از انقلاب شده و اين امر کم و بيش در کشورهاى مسلمان ديگر تجلى کرده است. لذا براى تداوم انقلاب اسلامى و گسترش آن بايد عقايد سياسي، اجتماعى و احکام اسلامى به صحنه‌ ظهور و عمل در آمده و تبليغ شود.
انقلاب اسلامى در پى تغيير سيستم سياسى طاغوت ارزش‌هاى غير اسلامى حاکم در جامعه آن روز بود و پيروزى آن به سه رکن مهم و اساسى مکتب اسلام، رهبرى ولايت فقيه و مردم استوار است و تداوم آن نيز با بقاى اين سه رکن خواهد بود.(4)
پاسخ به يک سوال
فريضه‌ امر به معروف و نهى از منکر در صورتى که حکومت اسلامى نباشد حکمش چيست؟ چه کسى يا کسانى متولى اجراى آن هستند آن هم در امور سياسي؟
جواب: ائمه (عليهم السلام) اقامه حدود و برپايى احکام در بين مردم را (چه در زمانى که حکومت اسلامى باشد و چه در زمانى که حکومت به دست طاغوتيان اداره شود) رابه فقهاى شيعه تفويض کرده‌اند، بعد از آنکه از واجبى تعدى نکنند و از حدى تجاوز ننمايندو به شيعيان امر کرده‌اند که به يارى ومعاونت فقها در اين امر خطير بپردازند.
آيت‌الله سيدکاظم حائرى دراين بار چنين مى‌فرمايد: «محرز است که شارع مقدس به فوت شدن مصالح و از بين رفتن احکامى که اگر حکومت و سلطه‌ اسلامى در کار نباشد فوت و مضمحل مى‌شود راضى نيست.» (5)
مرحوم شيخ صدوق روايت مى‌کند که اسحاق بن يعقوب نامه‌اى براى صاحب عصر و زمان مى‌نويسد و از حکم مشکلاتى که برايش پيش آمده سوال مى‌کند، در بخشى از اين توضيح که به خط شريف حضرت صادر و از طريق محمد بن عثمان عمرى ابلاغ مى‌شود آمده است: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيهاالى رواه حديثنا، فانهم حجتى عليکم و انا حجه‌ الله عليکم» (6) «در حوادث واقع شده به راويان ما رجوع کنيد، زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان.»
اين نشان مى‌دهد که فقهاى شيعه غير از شان فتوا دادن نسبت به احکام شرعي، مرجع تعيين تکليف اشخاص در حوادث و مسائل اجتماعى و سياسى نيز هستند.
لذا اين مکتب بود که ندا مى‌داد: «انالله لا يغير بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم»‌(7) و مردم را به تغيير در امور جامعه خود فرا مى خواند و در مرحله‌ مبارزه نظام سياسى و ارزش‌هاى حاکم را زير سوال برده و آن را از مقبوليت عامه انداخت و براى دوران پيروزى و سازندگى طرح و برنامه ارائه داد و مردم را به دنبال خود کشاند. اهداف آرمانى انقلاب که توسط رهبر انقلاب اسلامى بيان مى‌شد ايجاد جامعه‌ الگوى بود که احکام آن توسط شارع مقدس بيان شده بود، لذا انقلاب آورنده ايدئولوژى جديد نبود، بلکه احياگر روش‌ها و سنت‌هاى ايدئولوژى اسلامى بود. اهداف انقلاب اسلامى همان اهداف انقلاب عاشورا است و الگوى خود را از آن جا گرفته است.
امام حسين (عليه السلام ) هنگام خروج از مدينه، در وصيتنامه معروفش خطاب به برادرش محمد حنفيه هدف خود را «امر به معروف و نهى از منکر براى اصلاح کار امت و عمل به سيره رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) بيان داشته است» (8)
امام خمينى (قدس سره الشريف) هدف از نهضت اسلامى را چنين بيان مى‌کند: «ما براى آن نهضت کرديم که اسلام و قوانين اسلام، قرآن و قوانين اسلام، قرآن و قوانين قرآن در کشور ما حکومت کند.» (9)
بنابراين لازمه حکومت اسلام و قرآن وجود نظارت همگانى و فراگير مى‌باشد که همان امر به معروف و نهى از منکر مى‌باشد.
بحمدالله، اين دو وظيفه بعد از انقلاب در حد وسيعى متجلى شده است.
نظارت از طريق امر به معروف و نهى از منکر، عامه و همگانى است و قطع نظر از پست و مقام و موقعيت اجتماعى افراد مى‌باشد. پست و مقام هيچ شخص نمى‌تواند مانع از اعمال اين امر نسبت به او شود. در صورت مشاهده‌ منکر از طرف يک مقام عالى سياسى يا نظامى و يا ... هر شخصى مى‌تواند، بلکه واجب است که بر عليه آن مقام اعتراض و او را وادار به ترک عمل کند. اين مصداقى از حکومت مردم بر خويش است که توسط امام و رهبر جامعه اسلامى هماهنگى يافته و هدايت مى‌شود (10.)
اينها امورى بود که زاييده اجراى امر به معروف و نهى از منکر در بعد از انقلاب است. چرا که در صورتى که افراد چنين به وظيفه خود عمل کنند، متخلفان از کردار خويش هراس خواهند داشت و نخواهند توانست با ارتکاب اعمال خلاف، ارزش‌هاى فاسد را تبليغ نمايند.
با به کار گرفتن امر به معروف و نهى از منکر در بعد از انقلاب در واقع جامعه به طور اتوماتيک و خودکار از طاغوت و فرهنگ طاغوت قبل از انقلاب فساد زدايى شد. عناصر فاسد و مفسد از محيط جامعه دفع شد و زمينه براى رشد عناصر سالم فراهم گرديد، چرا که مومنان و مسلمانان در انجام اين وظيفه از هرگونه سهل‌انگاري، اهمال کارى و رو دربايستى پرهيز کردند و مى‌کنند.
از ثمرات اجراى اين دو وظيفه در عصر انقلاب تشکيل قوه قضائيه به عنوان قوه‌اى مستقل که پشتيبان حقوق فردى و اجتماعى و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت است همچنين قانون حمايت قضائى از بسيج و بسيارى از نهادهاى ديگر که ضامن اجراى امر به معروف و نهى از منکر مى‌باشد. (11)
به طور خلاصه درخشندگى اجراى اين دو امر بعد از عصر انقلاب در امور زير بيان مى‌شود:
ارزش‌گرايي، ظلم ستيزي، مبارزه با گناه، رعايت قانون و حقوق مردم، احترام به آراى مردم، احترام به مقدسات مذهبي، نظم و انضباط اجتماعي، مبارزه با فرهنگ انحرافى غرب، انهدام زمينه‌هاى رشد فرهنگ باطل غرب، کمک‌هاى علمي، هنرى وفرهنگى ضرورى وسالم به دستگاه‌هاى تبليغاتي، تشويق و تقويت هنرمندان متعهد، ارائه معارف دينى منطبق با زمان در تمامى ابعاد زندگى از سوى کارشناسان علوم دينى و ترويج آن به طور آزادانه و بدون هيچ گونه ترس و تقيه، ترويج فرهنگ برائت از کفار و مشرکين و منافقين، حضور زنان در صحنه‌هاى علمى و آموزشى به منظور پاسخگويى به نياز بانوان، پيشنهاد و تذکر به مسئولين براى احياى معروف‌ها و ارزش‌هاى اسلامي، ترويج فرهنگ تحصيل درحوزه‌هاى علميه، ترويج فرهنگ اقتصاد اسلامى بر روابط اقتصادى و تجارى مردم و بازار، ترويج سنت‌هاى اسلامى و سالم در برابر ارزش‌هاى فاسد بيگانه، کمک به مستمندان، اقامه مجالس مربوط به شخصيت‌هاى دينى بويژه پيامبر و اهل بيت او، اقامه نماز جماعت به طور مستمر و منظم، نصب صندوق پيشنهادها از ناحيه مسئول اداره ملاقات هفتگى و يا ماهانه روسا با کارمندان و مراجعه‌کنندگان به منظور رسيدگى به امور آنها حضور در نماز جمعه، الگوگيرى و متابعت از حرکت‌هاى سياسى پيامبر و اهل بيت، تعليم و تحصيل، صيانت و دفاع از ارزش‌هاى انقلاب اسلامي، حضور در صحنه‌هاى سرنوشت‌ساز انقلاب اسلامي، مبارزه جدى با دشمنان قسم خورده اسلام بويژه آمريکا و اسرائيل و ...
امر به معروف و نهى از منکر وقتى با استقبال مردم روبه‌رو مى‌شود که کارگزاران در اقدام به معروف و نبرد با منکر در صف نخست قرار بگيرند که ما اين مسئله را در جريان بعد از انقلاب به خوبى مشاهده مى‌کنيم، براى همين امام على (عليه السلام) معتقد بود «بر کسى که خود را پيشواى مردم مى‌کند واجب است قبل از آموزش ديگران خود را آموزش دهد و تاديب عملى او بايد قبل از تاديب به زبانش باشد.»(12)
اسلام با واجب کردن امر و نهى و ولايت محدودى که در جلوگيرى از گناه براى مومنين نسبت به گنهکاران قرار داده است در عمل نوعى تشکيلات وسيع و سازنده‌اى را در همه جاى جامعه اسلامى به وجود آورده است و با پاداش بزرگى که بر انجام آن مقرر فرموده و تهديدى که بر ترک آن کرده است، تحقق اين وظيفه را تشخيص نموده است. (13)
قرآن کريم مى‌فرمايد: «و لتکن منکم امه يدعون الى الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون»(14) بايد گروهى از شما مسلمانان خلق را به خير و صلاح دعوت کنند، امر به نيکى نمايند و از کار بد نهى کنند اينان رستگارانند.
که در اين زمينه، امر به معروف و نهى از منکر در دايره‌ حکومت اسلامى يعنى فضاسازى مناسب و فضاسازى ايجاد مراکز فرهنگي، ورزشي، توليد فيلم‌هاى مناسب، مراکز اطلاع‌رسانى انتشار مجلات در همه زمينه‌ها راهکارهاى مهمى در ايجاد و برپايى اين فريضه مى‌باشد.
از راه‌هاى جلوگيرى از سرايت گناه که در واقع تضمين کننده اين امر نيز مى‌باشد اين است که آمر و ناهى به شيوه‌هاى امر و نهى آگاه باشند.
از اين مطلب دانسته مى‌شود که اين وظيفه علاوه بر اينکه يک وظيفه عمومى است، بلکه يک امر تخصصى است و نياز به کارشناسى علمي، رواني، اجتماعي، تبليغى و هنرى دارد.
آمرين به معروف و ناهيان از منکر بايد از دانشمندان و متفکران و مصلحان و دلسوزان جامعه باشند.اگر مشاهده مى‌کنيم که نهى از منکرها بى‌اثر است، گناه را تنها به گردن خلافکار نيندازيم؛ زيرا گاهى شيوه‌هاى واحد براى دردهاى متنوع مثل نسخه واحد براى مرض‌هاى گوناگون است و شفابخش نخواهد بود. (15)
امام رضا (عليه السلام) در اين زمينه مى‌فرمايند: «من طلب الامر من وجهه لم يزل فان زل لم تحزله الحيله» (16) هر کس کارى را از شيوه خودش وارد شود لغزش پيدا نخواهد کرد و اگر لغزش رخ دهد حيله‌ها و شيطنت‌ها او را خوار نخواهد کرد.»
آنچه که از اين روايت بر مى‌آيد اين است که براى هر معروف و منکرى از هر شخصى در هر مکان و زماني، شيوه‌اى خاص لازم است که اگر مراعات نشود، امکان دارد اثر منفى دهد و اگر مراعات شود بهترين راه براى جلوگيرى از سرايت گناه خواهد بود.
جا دارد که دراين جا تيمما و تبرکا به نمونه‌اى از شيوه بزرگان را با موارد معروف و منکر بيان کنم.
نقل مى‌کنند در آن زمانى که شهيد مدنى در روستاى (دره مراد بيک) همدان بود، احساس کرد که اين روستا به جهت داشتن آب و هوايى خوش مورد توجه افراد شراب‌خوار و زنان بى‌حجاب قرار گرفته است. وى اهالى روستا را برعليه آنها بسيج نموده و به دروازه روستا اين چنين نوشته‌اى آويزان کرد که:
«ورود افراد شراب‌خوار و زنان بى‌حجاب ممنوع» (17)
اميد است تا بتوانيم با تحقق اين فريضه مقدس جامعه‌اى سالم و الهى به دور از هرگونه تنش و فسادگرايى داشته باشيم.

پى‌‌نوشتها:

1- مرتضي، مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، ص .57
2- البقره، .143
3- الاحزاب، .21
4- محسن، قرائتي، امر به معروف و نهى از منکر، ص .88
5- احمد، واعظي، حکومت ديني، ص .193
6- بابويه قمى (معروف به شيخ صدوق)، محمد بن على بن الحسن، کمال الدين، جلد 2، ص 483، باب 45، حديث .4
7- الرعد، .11
8- محمدباقر، مجلسي، بحار الانوار، جلد 44، ص .329
9- روح‌الله، الموسوى الخميني، صحيفه‌ نور، جلد 8، ص .171
10- ابوالفضل، شکوري، فقه سياسي، جلد 1، ص .185
11- نمايندگى ولى فقيه در سپاه، امر به معروف و نهى از منکر، ص .36
12- نهج البلاغه، ص .480
13- محمدرضا، اکبري، تحليلى نوع از امر به معروف و نهى از منکر، ص .19
14- آل عمران، .104
15- محسن، قرائتي، امر به معروف و نهى از منکر، ص .80
16- محمدرضا، حکيمي، الحياه جلد 2، ص .349
17- حسن، موسوى خراساني، بايدها و نبايدها، ص .74

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت1:43 قبل از ظهرتوسط علی |
امر به معروف و نهی از منکر در کلام علی علیه السلام

امر به معروف و نهی از منکر در کلام علی علیه السلام

  

در انسان به طور طبیعی، تمایلات و کشش هائی وجود دارد که او را به طرف کارهائی می کشاند و از کارهائی بازمی دارد و در حقیقت، ابزاری است برای حرکت و تلاش انسان در دوران زندگی. این تمایلات را غریزه می نامند. خوددوستی، فرزنددوستی، مال دوستی، قدرت طلبی، تمایل جنسی و ده ها کشش و جاذبه ی دیگر، مثالهای نمودار غریزه اند. اسلام درباره ی غرائز انسانی چه حکم می کند و در برابر آن برای انسان چگونه موضعگیری را لازم می شمرد؟ آیا بی قید و شرط باید به آنها تن داد و تسلیم آنها شد؟ یا باید ان را سرکوب و منکوب ساخت و با سرپوش ریاضتهای دشوار، به کلی آن را از کار انداخت؟ هیچیک از این دو شیده به نظر اسلام، علاج صحیح نیست.

اسلام از طرفی، غرائز بشری را به هیچ وجه نادیده نمی گیرد و آن را همچون واقعیتی غیرقابل اجتناب و حتی سودمند تصویب می کند و از طرف دیگر، راه طغیان و تجاوز و انحراف را بر آن می بندد و سرکشی یا کجروی غرائز را با تدابیر مؤثر و با پیشگیریهای واقع بینانه در می شکند. در واقع همچنانکه اصل وجود غرائز در انسان، وسیله ئی برای ادامه ی حیات و برآمدن نیازهای اساسی زندگی اوست، سرکشی و طغیان یا انحراف و کجروی آنها نیز موجبی برای نابودی و بدبختی و نابسامانی کار و بار او می باشد. همانطور که غریزه ی خوددوستی (حب نفس) اگر نباشد زندگی انسان قابل ادامه نیست، افزایش بی قواره و طغیان آن نیز کار زندگی را بر او دشوار و گاهی محال می سازد و دیگر غرائز بر این قیاس. صبر در معصیت که یکی از سه گونه، در معنا مقاومتی است در برابر آتش طغیان و یا انحراف غرائز، زیرا که اساسا معصیت و گناه، از همین طغیان و انحراف منشأ می گیرد. انسان به طور طبیعی مایل است وسائل زندگی و نیازهای اصلی خود را تأمین کند و چون این کار بدون مال و ثروت امکان پذیر نیست لذا تحصیل مال و ثروت، جلوه ئی از یک غریزه ی او را تشکیل می دهد. اسلام نیز که مکتب انسانیت و راه زندگی انسان است این کار را تصویب و امضاء می کند و البته برای انتظام صحیح جامعه، راهها و روشها و حدود و قیودی هم برای آن مقرر می سازد ولی هرگز او را از تلاش معاش باز نمی دارد. با این همه، در موارد زیادی، این غریزه از حد متعادل خود فراتر می رود، پولدوستی و مال اندوزی مانند بیماری مزمنی در جان انسان ریشه می دواند و در نتیجه پول برای او نه به صورت وسیله ئی برای تأمین نیازها، بلکه همچون هدفی عزیز یا وسیله ئی برای اجرای مقاصد غیرانسانی یا آلتی برای تفاخر، تبدیل شکل می یابد و این همه از نظر اسلام ممنوع است. در اینجا است که اسلام به پیرو خود دستور صبر می دهد، یعنی فرمان مقاومت در برابر طغیان و انحراف این غریزه. طغیان غریزه ی مال دوستی آدمی را به رباخواری و احتکار و گنجوری، و انحراف این غریزه وی را به معاملات و تصرفات ناروا می کشاند و صبر یعنی مقاومت در برابر انگیزه ی فسادآفرین که این همه را موجب می شود.
+نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت1:39 قبل از ظهرتوسط علی |
امر به معروف و نهی از منکر در کلام علی علیه السلام

 امر به معروف و نهی از منکر در کلام علی علیه السلام


الف: فضیلت امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف برتر از جهاد



حضرت علی علیه السلام اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر را در مقایسه با جهاد در راه خدا این گونه بیان می فرمایند: همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره در مقابل دریاست. همچنین امام علیه السلام در پاسخ به این شبهه که ممکن است بر اثر امر به معروف و نهی از منکر جان یا روزی کسی به خطر بیفتد می فرمایند:
امر به معروف و نهی از منکر نه اجل کسی را نزدیک می سازد و نه روزی او را کم می کند.
امر به معروف و نهی از منکر دو صفت الهی

حضرت علی علیه السلام در اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر، آن دو را اوصاف الهی می شمارند: امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات پسندیده خداوند سبحان است و این دو مرگ کسی را نزدیک نمی کنند و روزی را نمی کاهند.
امر به معروف برترین اعمال

علی علیه السلام در تبیین اهمیّت مسأله امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند:
«امر به معروف با فضلیت ترین اعمال بندگان خداست» و در جای دیگر می فرمایند: هدف نهایی دین امر به معروف و نهی از منکر و بر پاداشتن حدود الهی است.
امر به معروف و نهی از منکر، نوعی از جهاد

از علی علیه السلام درباره ایمان سؤال کردند، آن حضرت فرمودند: ایمان بر چهار ستون صبر، یقین، عدل و جهاد استوار است، حضرت در ادامه و در معرفی بیشتر جهاد اضافه می کنند: جهاد که از پایه های اصلی ایمان است خود بر چهارگونه انجام می گیرد که دو صورت آن امر به معروف و نهی از منکر است... هر که امر به معروف را به جای آورد، با مومنان همراهی کرده و آن ها را نیرومند ساخته است و هر که نهی از منکر کند در حقیقت بینی منافقان و افراد دو رو را به خاک مالیده است.
ب: تشویق به امر به معروف و نهی از منکر

در موارد بسیاری علی علیه السلام مردم را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق فرموده اند؛ به عنوان نمونه به چهار مورد اشاره می شود:
دستور به اجرای امر به معروف و نهی از منکر

حضرت درمناسبت ها و موقعیت های گوناگونی از افراد می خواهند که این دو تکلیف را به جای آورند. از جمله می فرمایند: عمل کننده به نیکی و بازدارنده از شرّ و بدی باش. نیز می فرمایند: امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر باش.
سبقت گیری در امر به معروف

مردم بیشتر در امور مادی نظیر کسب مقام و مال به رقابت می پردازند. علی بن ابیطالب علیه السلام به عنوان رهبری الهی که مسئولیّت نشان دادن راه های واقعی کمال را به عهده دارد راه صحیح سبقت گیری را این گونه بیان می کنند:
ای مردم اگربه ناچار می خواهید باهم رقابت کنید، پس چه بهتر که در برپایی حدود الهی و امر به معروف برهم پیشی گیرید و سعی کنید هر یک از شما بیشتر و بهتر از دیگری در این عرصه بکوشد.
اظهار رضایت از آمرین به معروف و ناهین از منکر

چون مردم مصر در مقابل ستم و فساد و تباهی ایستادگی کردند و از رهبران خود در خواست کردند که احکام الهی را رعایت کنند و از ستم خودداری کنند، این کار آن ها که مصداق کامل امر به معروف نهی از منکر، موجب خوشنودی علی علیه السلام شده بود. از این رو آن حضرت هنگامی که مالک اشتر را به عنوان استاندار مصر به آن سرزمین فرستادند، طیّ نامه ای که نوشتند از کار آن ها قدردانی کردند. حضرت در آن نامه فرمودند: این نامه از بنده خدا علی امیرالمؤمنین به سوی آن دسته از مردم مصر است که برای خدا به خشم آمدند، در آن هنگام که در زمین نافرمانی خدا می شد و حقّ خدا رعایت نمی شد و ستم در همه جا شایع بود و نه به معروف عمل می شد و نه از منکر و زشتی جلوگیری به عمل می آمد....
منع از ترک امر به معروف و نهی از منکر

شیوه دیگر از تشویق به رعایت تکلیف امر به معروف و نهی از منکر این است که گاه حضرت به جای امر مستقیم به اجرای این دو تکلیف از ترک این دو مهّم منع فرمودند و می گفتند: از پشت کردن به یکدیگر و ترک امر به معروف و نهی از منکر پرهیز کنید.
ج: ترک امر به معروف... و آثار آن

+نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت1:30 قبل از ظهرتوسط علی |